1
00:00:19,018 --> 00:00:24,023
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:25,734 --> 00:00:27,861
‫

3
00:00:28,861 --> 00:00:38,861
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:43,042 --> 00:00:44,502
‫خودشـه.

5
00:00:45,253 --> 00:00:47,255
‫[تولد ۵۰  سالگیت مبارک اسکات]

6
00:00:47,839 --> 00:00:49,999
‫هنوزم برنامه‌ت اینه که
‫اون بازی احمقانه رو بازی کنی؟

7
00:00:50,049 --> 00:00:51,042
‫معلومه.

8
00:00:51,092 --> 00:00:54,546
‫به نظرم تولد من بهترین فرصتـه
‫تا همه دورهم جمع شن

9
00:00:54,596 --> 00:00:58,049
‫و کلی خوش بگذرونیم
‫البته در چارچوب شرایط اجاره‌نامه.

10
00:00:58,099 --> 00:01:01,511
‫پس با اینکه قراره ۵۰ ساله‌ت بشه
‫کنار اومدی؟

11
00:01:01,561 --> 00:01:03,980
‫آره، آره، خیلی خوشبین‌ام.

12
00:01:05,023 --> 00:01:06,724
‫واقعاً خیلی خوشبین‌ام.

13
00:01:06,774 --> 00:01:08,401
‫خب، خوبه.

14
00:01:18,828 --> 00:01:21,247
‫[تولدت مبارک اسکات]

15
00:01:42,060 --> 00:01:43,686
‫خدای من، اینجا رو نگاه.

16
00:01:46,689 --> 00:01:48,816
‫عجب!

17
00:01:49,317 --> 00:01:50,935
‫چرا همیشه تو رانندگی می‌کنی؟

18
00:01:50,985 --> 00:01:54,439
‫بابات از وقتی راننده تاکسی شده
‫خشم جاده‌ای وحشتناکی پیدا کرده.

19
00:01:54,489 --> 00:01:57,775
‫خجالت‌آوره، جیس.
‫همه‌ش با دست با مردم حرف می‌زنی.

20
00:01:57,825 --> 00:02:00,862
‫می‌دونی چیه؟ شاید اگه خودت
‫با چندنفر با دست حرف می‌زدی،

21
00:02:00,912 --> 00:02:03,239
‫من مجبور نمی‌شدم. درست می‌گم؟

22
00:02:03,289 --> 00:02:05,500
‫خدای من.
‫راستش هردفعه از دیدنـش شوکه می‌شم.

23
00:02:06,668 --> 00:02:08,494
‫- اومدن.
‫- ایول!

24
00:02:08,544 --> 00:02:10,121
‫بالاخره رسیدین؟ خوبیـن؟

25
00:02:10,171 --> 00:02:12,165
‫ببخشید، با استانداردهای من دیر رسیدیم.

26
00:02:12,215 --> 00:02:14,250
‫هنوز به ماشین جدیدم عادت نکردم.

27
00:02:14,300 --> 00:02:16,002
‫سواریـش چطور بود؟

28
00:02:16,052 --> 00:02:18,012
‫آره، خوب راه می‌ره.

29
00:02:18,930 --> 00:02:20,757
‫رفتیم خونه موتورش رو باز می‌کنم.

30
00:02:20,807 --> 00:02:22,508
‫- چرا؟ چه مشکلی داره؟
‫- هیچی.

31
00:02:22,558 --> 00:02:25,678
‫لطفاً بگو که هرماه موتور ماشینـت رو
‫باز می‌کنی که چکـش کنی.

32
00:02:25,728 --> 00:02:27,138
‫آره، معلومه.

33
00:02:27,188 --> 00:02:29,849
‫خب، احتمالاً چندماه اخیر
‫از دستـم در رفته ولی...

34
00:02:29,899 --> 00:02:30,975
‫ببین.

35
00:02:31,025 --> 00:02:34,570
‫- پرنسس نت‌برداری می‌کرد.
‫- واقعاً؟

36
00:02:35,363 --> 00:02:37,448
‫- نت‌برداری ذهنی.
‫- نت‌برداری ذهنی.

37
00:02:38,866 --> 00:02:42,946
‫خدا من.
‫آخه چرا اون رو با خودشون آوردن؟

38
00:02:42,996 --> 00:02:46,449
‫- برای همه جا نیست؟
‫- نه، کلی اتاق داریم.

39
00:02:46,499 --> 00:02:48,284
‫فقط اینکه اونا کاروان رو ترجیح می‌دن.

40
00:02:48,334 --> 00:02:49,285
‫سلام!

41
00:02:49,335 --> 00:02:51,329
‫می‌دونی توی اون همه‌چی دارن؟

42
00:02:51,379 --> 00:02:52,413
‫- باشه.
‫- نه، نه،

43
00:02:52,463 --> 00:02:54,841
‫نه، به معنای واقعی همه‌چی دارن.

44
00:02:56,050 --> 00:02:57,135
‫می‌تونی امتحان کنی.

45
00:02:59,429 --> 00:03:03,216
‫- بالاخره اومد، سلام.
‫- سلام.

46
00:03:03,266 --> 00:03:04,350
‫عجب.

47
00:03:06,269 --> 00:03:10,148
‫خب می‌خواستم بدونم متن سخن‌رانیـت
‫به کجا رسید؟ سخن‌رانی بعد شام.

48
00:03:10,732 --> 00:03:12,934
‫آره، آره، خوب پیش می‌ره.
‫همه‌چی خوبه، همه‌چی...

49
00:03:12,984 --> 00:03:15,311
‫- همه‌چی تحت کنترل‌ـه.
‫- عالیه، عالیه،

50
00:03:15,361 --> 00:03:16,771
‫اگه برات محدودیت ایجاد نمی‌کنه،

51
00:03:16,821 --> 00:03:19,032
‫می‌شه لطفاً نیم ساعتـه تمومـش کنی؟

52
00:03:19,532 --> 00:03:21,484
‫آره، آره، حتماً.

53
00:03:21,534 --> 00:03:23,319
‫- فعلاً یکم کمتر از نیم ساعتـه ولی...
‫- درسته.

54
00:03:23,369 --> 00:03:24,862
‫- پس اون...
‫- آره عالیه، فقط اینکه

55
00:03:24,912 --> 00:03:26,656
‫من سه ساعت برای
‫بازی‌های دورهمی وقت دارم.

56
00:03:26,706 --> 00:03:27,740
‫یعنی،

57
00:03:27,790 --> 00:03:29,951
‫به زور می‌تونیم یه دور
‫«گربه‌ی وزیر» رو بازی کنیم.

58
00:03:30,001 --> 00:03:32,120
‫- درسته.
‫- چه برسه به بازی «اونجایی، موریارتی؟»،

59
00:03:32,170 --> 00:03:34,455
‫«بیسکوئیت پارسون»
‫و صد در صد «منو شیموس صدا کن».

60
00:03:34,505 --> 00:03:38,584
‫درضمن نگران نباشین، آره حتماً آخرش
‫یه دور «دمپایی رو بده بیاد» بازی می‌کنیم.

61
00:03:38,634 --> 00:03:40,420
‫نمی‌خوایم مردم شاکی شن.

62
00:03:40,470 --> 00:03:42,422
‫منم یه بازیِ خوب بلدم.

63
00:03:42,472 --> 00:03:45,007
‫- بهش می‌گن «شناور می‌مونه؟».
‫- واقعاً؟

64
00:03:45,057 --> 00:03:47,852
‫یه کاسه آب میاری که ببینی
‫چه چیزهایی روش شناور می‌مونه.

65
00:03:49,228 --> 00:03:50,229
‫آهان.

66
00:03:51,230 --> 00:03:52,557
‫دوباره قوانینـش رو تکرار کنم؟

67
00:03:52,607 --> 00:03:57,361
‫نه، نه، ولی بعداً بازم درموردش صحبت می‌کنیم.

68
00:03:57,862 --> 00:03:59,447
‫- باشه، حتماً.
‫- بگیر، رفیق.

69
00:04:39,278 --> 00:04:40,696
‫بابا، اینجا رو نگاه.

70
00:04:42,240 --> 00:04:47,028
‫سلام، ببخشید، می‌خواستم بدونم
‫توی کاروان‌تون پانچ دارین؟

71
00:04:47,078 --> 00:04:48,329
‫برای کاغذ آ۳ یا آ۴؟

72
00:04:49,247 --> 00:04:50,581
‫کاغذ آ۴.

73
00:04:58,631 --> 00:04:59,966
‫پس داری چمدونـت رو باز می‌کنی؟

74
00:05:00,925 --> 00:05:02,468
‫دلت برای مادربزرگت تنگ شده؟

75
00:05:03,970 --> 00:05:04,971
‫سخته، مگه نه؟

76
00:05:05,680 --> 00:05:10,393
‫اینکه آدم‌ها یه روز باشن ولی فرداش نباشن.

77
00:05:14,063 --> 00:05:15,690
‫یه‌سری آدم‌ها رو با خودت حمل می‌کنی.

78
00:05:16,274 --> 00:05:18,693
‫می‌دونی ولی سنگین‌ان.

79
00:05:20,194 --> 00:05:21,320
‫آره، سنگین‌ان.

80
00:05:21,904 --> 00:05:23,739
‫چون جنس مقواش خیلی خوبه.

81
00:05:27,034 --> 00:05:28,786
‫بعد یه روز، به نظر می‌رسه سبک شده

82
00:05:30,371 --> 00:05:33,824
‫و متوجه می‌شی دیگه حمل‌شون نمی‌کنی.

83
00:05:33,874 --> 00:05:36,627
‫کِی می‌شه فهمید که
‫وقتشـه دیگه با خودت حمل‌شون نکنی؟

84
00:05:37,837 --> 00:05:38,963
‫راستـش نمی‌دونم.

85
00:05:41,257 --> 00:05:42,341
‫وقتشـه!

86
00:05:46,012 --> 00:05:47,054
‫وقتشـه!

87
00:05:49,348 --> 00:05:50,975
‫وقتشـه!

88
00:05:53,561 --> 00:05:54,679
‫خدای من، اسکات.

89
00:05:54,729 --> 00:05:57,765
‫نه، نه، نه.
‫من لرد عمارت «اسلاتربریج» هستم.

90
00:05:57,815 --> 00:06:02,695
‫خوش اومدین! همگی خوش اومدین.
‫بفرمایید داخل، همگی بفرمایید داخل.

91
00:06:04,613 --> 00:06:06,607
‫- با صدای اون گونگ بیدار شدم.
‫- آره.

92
00:06:06,657 --> 00:06:08,943
‫توی راه یکم نوشیدنی خوردم.

93
00:06:08,993 --> 00:06:11,988
‫راستی، کارمون اینجا تموم شد
‫باهم یه صحبتی بکنیم.

94
00:06:12,038 --> 00:06:14,081
‫آره باشه، خیلی خوب می‌شه.

95
00:06:16,500 --> 00:06:18,077
‫- اسکات.
‫- اسکات کیه؟

96
00:06:18,127 --> 00:06:19,829
‫خب، بهت می‌گم اسکات کیه.

97
00:06:19,879 --> 00:06:22,039
‫اسکات کسیـه که وقتی بهش می‌گم
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بازی کنه

98
00:06:22,089 --> 00:06:24,375
‫- گوش نمی‌ده...
‫- سلام!

99
00:06:24,425 --> 00:06:27,219
‫و به عمارت اسلاتربریج خوش آمدید.

100
00:06:27,344 --> 00:06:31,340
‫به زودی میزبان‌تون، لرد اسلاتربریج...
‫خودمـم، من لرد اسلاتربریج هستم.

101
00:06:31,390 --> 00:06:33,467
‫ببخشید، مجبورم...

102
00:06:33,517 --> 00:06:38,806
‫از کارن خواسته بودم این تیکه رو بخونه،
‫ولی اون... مشتاق نبود.

103
00:06:38,856 --> 00:06:40,266
‫خیلی‌خب.

104
00:06:40,316 --> 00:06:45,688
‫پس من لرد اسلاتربریج هستم و همه‌تون رو
‫برای حل کردن یه پرونده‌ی قتل دعوت کردم.

105
00:06:45,738 --> 00:06:46,647
‫

106
00:06:46,697 --> 00:06:51,777
‫آره درسته، من به زودی توسط یه نفر
‫که توی همین اتاقـه به قتل می‌رسم.

107
00:06:51,827 --> 00:06:53,863
‫آره، بعید به نظر نمی‌رسه.

108
00:06:53,913 --> 00:06:55,698
‫پرنسس.

109
00:06:55,748 --> 00:06:59,752
‫ولی مظنون‌ها کی هستن؟

110
00:07:02,046 --> 00:07:03,339
‫یه چیزی بردار.

111
00:07:05,591 --> 00:07:09,795
‫«اسلندرول»، یه کشیش قابل احترام.

112
00:07:09,845 --> 00:07:11,013
‫

113
00:07:12,765 --> 00:07:14,425
‫«مادام راشوسکی»،

114
00:07:14,475 --> 00:07:16,010
‫یه معنویت‌گرای عجیب و غریب

115
00:07:16,060 --> 00:07:17,762
‫که می‌تونه با ارواح ارتباط برقرار کنه.

116
00:07:17,812 --> 00:07:21,182
‫من همیشه یه ارتباطی
‫با اون دنیا حس می‌کردم.

117
00:07:21,232 --> 00:07:23,100
‫جیسون...

118
00:07:23,150 --> 00:07:26,270
‫- «دیک مالون»، یه کارآگاه خصوصی سرسخت.
‫- بی‌خیال.

119
00:07:26,320 --> 00:07:29,148
‫با یه نگاه می‌فهمه درون یه نفر چی می‌گذره.

120
00:07:29,198 --> 00:07:30,232
‫

121
00:07:30,282 --> 00:07:32,401
‫مهارتش استفاده از نوشیدنی
‫برای به حرف آوردن دیگران‌ـه.

122
00:07:32,451 --> 00:07:34,904
‫- شاید ما بتونیم باهم تیم شیم.
‫- باشه، جیل عزیزم، آره.

123
00:07:34,954 --> 00:07:37,031
‫- لعنتی.
‫- دکتر.

124
00:07:37,081 --> 00:07:39,575
‫همیشه قابل اعتماد بوده.
‫برخلاف دکترهایی که توی اخبار نشون می‌دن.

125
00:07:39,625 --> 00:07:42,036
‫باشه، پس مردها کارآگاه و دکتر شدن.

126
00:07:42,086 --> 00:07:44,955
‫خدای من، نمی‌شه یه روز نفس راحت بکشیم؟

127
00:07:45,005 --> 00:07:46,090
‫خب...

128
00:07:47,299 --> 00:07:49,585
‫«دلایلا دویل».

129
00:07:49,635 --> 00:07:53,756
‫یه خانم فریبنده! جوان، حیله‌گر و افسون‌گر،
‫با یه اشاره می‌تونه هر مردی رو وادار کنه...

130
00:07:53,806 --> 00:07:55,424
‫خیلی‌خب، باشه، فکر کنم همه‌مون فهمیدیم.

131
00:07:55,474 --> 00:08:00,763
‫باهاش کار کنن، با احترام و حقوق برابر.

132
00:08:00,813 --> 00:08:01,805
‫بهتر شد.

133
00:08:01,855 --> 00:08:04,149
‫«لانگلی ترومن»، یه روزنامه‌نگار ماهر.

134
00:08:05,609 --> 00:08:08,354
‫«ایزابلا» و «ایزادورا» اسلاتربریج،

135
00:08:08,404 --> 00:08:11,690
‫از نوادگان و وارثین ثروت اسلاتربریج.

136
00:08:11,740 --> 00:08:13,275
‫جالبـه.

137
00:08:13,325 --> 00:08:14,276
‫کارن.

138
00:08:14,326 --> 00:08:18,322
‫و آخرین و مهم‌ترین، «کارلا سانتیاگو»...

139
00:08:18,372 --> 00:08:21,075
‫دستیار سفیر اسپانیا.

140
00:08:21,125 --> 00:08:23,994
‫چطوره؟ برای بچه‌ها چیزی نداشتن.

141
00:08:24,044 --> 00:08:26,622
‫ولی نگران نباش،
‫یه نقش تشریفاتیِ مهم‌ـه.

142
00:08:26,672 --> 00:08:32,253
‫حالا وقتی جسد منو یه‌جایی
‫توی این خونه پیدا کردین،

143
00:08:32,303 --> 00:08:37,091
‫سرنخ‌ها رو دنبال می‌کنین
‫تا قاتلی که بین‌مونـه رو پیدا کنین.

144
00:08:37,141 --> 00:08:40,436
‫می‌تونین یه دقیقه‌ی دیگه
‫جست و جو رو شروع کنین.

145
00:08:40,978 --> 00:08:43,230
‫راستـش، دو دقیقه،
‫چون اتاق ته راهروـه...

146
00:08:43,856 --> 00:08:46,442
‫یا نیست؟

147
00:08:46,734 --> 00:08:48,811
‫ببینین، اگه دوست ندارین
‫می‌تونیم بازی نکنیم.

148
00:08:48,861 --> 00:08:51,063
‫می‌تونیم بریم اتاق پذیرایی
‫و نوشیدنی بخوریم...

149
00:08:51,113 --> 00:08:53,524
‫خب، اون که رفت، پس...

150
00:08:53,574 --> 00:08:55,276
‫- نیک، نیک، نیک.
‫- بله؟

151
00:08:55,326 --> 00:08:57,361
‫ببین، باید درمورد اسکات صحبت کنیم.

152
00:08:57,411 --> 00:08:59,029
‫- منظورت مداخله‌ای چیزیـه؟
‫- نه،

153
00:08:59,079 --> 00:09:01,490
‫منظورم درمورد سخن‌رانی‌ـه
‫که انتظار داره بعد از شام بکنم.

154
00:09:01,540 --> 00:09:03,409
‫- هیچی ننوشتم، چی بگم؟
‫- نمی‌دونم.

155
00:09:03,459 --> 00:09:06,078
‫- فقط چیزهایی که درموردش می‌دونی.
‫- من هیچی درموردش نمی‌دونم.

156
00:09:06,128 --> 00:09:08,998
‫جیس، سال‌هاست می‌شناسیـش.
‫عروسیـش ساقدوشـش بودی.

157
00:09:09,048 --> 00:09:11,550
‫فقط... نمی‌دونم،
‫درمورد خاطرات مشترک‌تون بنویس.

158
00:09:12,676 --> 00:09:14,470
‫می‌خوای بپیچونیم و بریم
‫همه‌ی کاناپه‌های گوشت رو بخوریم؟

159
00:09:15,179 --> 00:09:16,130
‫آره.

160
00:09:16,180 --> 00:09:20,467
‫بابا، چیزی درمورد اسکات به نظرت رسیده،

161
00:09:20,517 --> 00:09:23,887
‫مثلاً خاطره یا داستان بامزه؟
‫هرچی که بشه توی این سخن‌رانی کوفتی نوشت.

162
00:09:23,937 --> 00:09:25,856
‫بیشتر اوقات سعی می‌کنم نادیده بگیرمش.

163
00:09:28,484 --> 00:09:30,319
‫قدش بلنده، اینو متوجه شدم.

164
00:09:32,780 --> 00:09:34,990
‫خیلی ممنون.
‫آره، این خیلی اطلاعات مفیدی بود.

165
00:09:43,999 --> 00:09:48,712
‫خب، اینجا نیست.
‫من که یه‌جورایی خسته شدم.

166
00:09:50,964 --> 00:09:52,299
‫فکر کنم باید گذر کنم.

167
00:09:53,050 --> 00:09:56,253
‫خب، می‌تونیم اتاق پذیرایی رو بگردیم
‫ولی راستـش رو بخوای من حسـش رو ندارم.

168
00:09:56,303 --> 00:09:58,138
‫نه، اون رو نمی‌گم.

169
00:09:59,348 --> 00:10:04,394
‫این برنامه‌ی دوست‌یابی رو دانلود کردم.

170
00:10:04,895 --> 00:10:05,846
‫

171
00:10:05,896 --> 00:10:09,850
‫ولی نمی‌دونم چیکار کنم،
‫کلاً یه دنیای متفاوت شده.

172
00:10:09,900 --> 00:10:13,228
‫خب، اونقدر هم عوض نشده،
‫چطوری با مادربزرگ آشنا شدین؟

173
00:10:13,278 --> 00:10:16,990
‫جمعه باهم نوشیدنی خوردیم
‫و دوشنبه برای پدرش نامه نوشتم.

174
00:10:17,658 --> 00:10:21,361
‫باشه.
‫خب، آره یکم عوض شده.

175
00:10:21,411 --> 00:10:25,741
‫درسته، باید توی قسمت بیوگرافی،
‫خودت رو توصیف کنی.

176
00:10:25,791 --> 00:10:27,918
‫بیا، این چطوره؟

177
00:10:32,464 --> 00:10:35,125
‫این لیست بیماری‌هات به ترتیب حروف الفباست.

178
00:10:35,175 --> 00:10:37,511
‫فکر می‌کنی باید به ترتیب
‫جدی تا بی‌اهمیت باشه؟

179
00:10:38,637 --> 00:10:40,597
‫می‌نویسم «اهمیت دادن به سلامتی».

180
00:10:41,557 --> 00:10:43,684
‫خب، عکس پروفایل چی؟

181
00:10:45,686 --> 00:10:47,020
‫بیا.

182
00:10:47,646 --> 00:10:49,481
‫آره.

183
00:10:53,485 --> 00:10:55,854
‫پدربزرگ.

184
00:10:55,904 --> 00:10:59,032
‫فکر کنم باید یه عکس جدید بگیریم.

185
00:11:00,826 --> 00:11:04,905
‫- نباید دنبال عمو اسکات بگردیم؟
‫- همین‌کار رو می‌کنیم رفیق، یه‌جورایی.

186
00:11:04,955 --> 00:11:07,741
‫ببین، اگه چیزی پیدا نکنم
‫که توی این سخن‌رانی بنویسم،

187
00:11:07,791 --> 00:11:09,993
‫منم مثل اون می‌میرم،
‫بهم اعتماد کن.

188
00:11:10,043 --> 00:11:12,621
‫درضمن، کلی آدم دارن دنبالـش می‌گردن.

189
00:11:12,671 --> 00:11:14,214
‫یکی دیگه پیداش می‌کنه.

190
00:11:31,690 --> 00:11:32,724
‫اصلاً طرف نامرئی‌ـه.

191
00:11:32,774 --> 00:11:36,311
‫«اسکات فیلبرت» رو سرچ کردم
‫نوشت منظورت «سافت فیلتر»ـه؟

192
00:11:36,361 --> 00:11:39,031
‫بعد منو برد سایت تجهیزات دوربین‌ عکاسی.

193
00:11:39,615 --> 00:11:42,943
‫تو به کجا رسیدی؟ چیزی پیدا کردی؟
‫بیا یه نگاه بندازیم...

194
00:11:42,993 --> 00:11:46,863
‫آره، فکر نکنم بتونم از یه نظر درمورد
‫سرخ‌کن بدون روغن

195
00:11:46,913 --> 00:11:50,792
‫و آگهی‌ تاریخ گذشته‌ی ثبت شرکت،
‫یه سخن‌رانی ۳۰ دقیقه‌ای دربیارم.

196
00:11:52,711 --> 00:11:55,881
‫شاید وقتشـه به روش قدیمی کارآگاهی
‫عمل کنیم، دوست من.

197
00:11:57,049 --> 00:11:58,000
‫دنبالـم بیا.

198
00:11:58,050 --> 00:11:59,876
‫نباید دنبال اسکات بگردیم؟

199
00:11:59,926 --> 00:12:02,296
‫مهم نیست، زیادیم،
‫یکی پیداش می‌کنه.

200
00:12:02,346 --> 00:12:05,257
‫خب، لب‌هات رو بیار جلو
‫انگار که می‌خوای یکی رو ماچ کنی.

201
00:12:05,307 --> 00:12:08,393
‫صورتت لاغرتر به نظر میاد.
‫حالا یکم بدنت رو کج کن.

202
00:12:09,728 --> 00:12:12,556
‫خب، حالا دست‌هات رو از بدنت فاصله بده.

203
00:12:12,606 --> 00:12:13,899
‫باعث می‌شه لاغرتر به نظر بیای.

204
00:12:17,611 --> 00:12:19,571
‫فراموشـش کن، فقط لبخند بزن.

205
00:12:21,114 --> 00:12:22,991
‫به یه چیز خوشحال‌کننده فکر کن.

206
00:12:25,660 --> 00:12:26,862
‫آهان، یادته قبل از اینکه بیایم

207
00:12:26,912 --> 00:12:29,948
‫با عوض کردن درپوش توزیع‌کننده‌ی موتور
‫به اون مکانیک ثابت کردیم اشتباه می‌کنه،

208
00:12:29,998 --> 00:12:32,909
‫به این صورت که اول درپوش رو پیدا کردیم،
‫از جاش درآوردیم،

209
00:12:32,959 --> 00:12:35,078
‫حواس‌مون کاملاً به کابل‌های جرقه‌زنی بود

210
00:12:35,128 --> 00:12:37,998
‫و بعد با دقت خود کابل‌های جرقه‌زنی رو
‫به درپوش جدید وصل کردیم.

211
00:12:38,048 --> 00:12:39,124
‫نت‌برداری ذهنی.

212
00:12:39,174 --> 00:12:40,509
‫آفرین.

213
00:12:41,343 --> 00:12:45,263
‫خب، خوبه ولی باید عکس‌های بیشتری بگیریم.

214
00:12:47,808 --> 00:12:49,134
‫خب، پرنسس؟

215
00:12:49,184 --> 00:12:52,804
‫سلام، می‌خواستم بدونم
‫لیوان مخصوص نوشیدنی،

216
00:12:52,854 --> 00:12:55,982
‫کلاه حصیری و عینک کتاب‌خوانی دارین؟

217
00:12:56,900 --> 00:12:58,560
‫و چندتا چوب گلف.

218
00:12:58,610 --> 00:12:59,861
‫روی چشمـم.

219
00:13:00,779 --> 00:13:02,314
‫وسایلـش رو بگردیم؟

220
00:13:02,364 --> 00:13:05,609
‫ببین اگه می‌خوای یه مرد رو بشناسی
‫باید جیب‌هاش رو بگردی.

221
00:13:05,659 --> 00:13:08,703
‫- زودباش اسکات، یه اطلاعاتی بهم بده.
‫- کارت کتابخونه.

222
00:13:10,997 --> 00:13:12,457
‫کِی تاریخـش تموم می‌شه؟

223
00:13:12,624 --> 00:13:13,742
‫خیلی زود.

224
00:13:13,792 --> 00:13:16,378
‫به درد سخن‌رانی می‌خوره؟
‫دیگه تشخیص نمی‌دم.

225
00:13:18,380 --> 00:13:20,665
‫آره، چند دقیقه می‌شه از توش درآورد.

226
00:13:20,715 --> 00:13:22,801
‫خیلی‌خب، خوبه، خوبه، بازم بگرد.

227
00:13:36,356 --> 00:13:40,026
‫[همه‌چیز در دریا، ماجراجویی حماسی
‫یک زن معمولی با قایق‌رانی در اقیانوس اطلس]

228
00:13:50,162 --> 00:13:51,113
‫با لیوان نوشیدنی بخور.

229
00:13:51,163 --> 00:13:53,573
‫شاید این کارها ازم گذشته باشه.

230
00:13:53,623 --> 00:13:57,419
‫عالی شدی ولی یه کارهایی می‌شه کرد
‫که باعث شه جوان‌تر به نظر بیای.

231
00:13:58,962 --> 00:14:01,923
‫الان به اواسط ۶۰ سالگی رسیدیم.
‫دکمه‌های بالای تی‌شرتـت رو باز کن.

232
00:14:02,716 --> 00:14:05,969
‫هی، منو زیاد جوان نکن.
‫نمی‌خوام خانم‌های جوان‌تر رو جذب کنم.

233
00:14:06,678 --> 00:14:08,922
‫نمی‌تونم با بی‌ملاحظگی
‫و سریع و گستاخانه حرف زدن

234
00:14:08,972 --> 00:14:10,674
‫زن‌هایی که تازه ۶۰ ساله‌شون شده، کنار بیام.

235
00:14:10,724 --> 00:14:11,808
‫متوجه شدم.

236
00:14:19,316 --> 00:14:21,059
‫یکی رو پیدا کردم
‫و صفحه رو کشیدم سمت راست.

237
00:14:21,109 --> 00:14:23,194
‫باید صفحه‌ی خیلی‌ها رو بکشی سمت راست.

238
00:14:24,487 --> 00:14:25,522
‫چندش‌آوره.

239
00:14:25,572 --> 00:14:26,606
‫- نیکی.
‫- بله؟

240
00:14:26,656 --> 00:14:27,983
‫- من نگرانـم.
‫- چرا؟

241
00:14:28,033 --> 00:14:32,037
‫از وقتی این کلاه رو گذاشتم روی سرم،
‫حس می‌کنم یه چیزی درونـم بیدار شده.

242
00:14:32,787 --> 00:14:36,157
‫فکر کنم دم پنجره‌ی طبقه‌ی پایین
‫یه سایه‌ای دیدم.

243
00:14:36,207 --> 00:14:38,618
‫چیزی که مال این دنیا نیست.

244
00:14:38,668 --> 00:14:41,588
‫درسته، قطعاً باید صحبت کنیم.

245
00:14:43,423 --> 00:14:44,424
‫بیا این رو بخور.

246
00:14:45,258 --> 00:14:46,960
‫- تراز حبابی؟
‫- بله.

247
00:14:47,010 --> 00:14:49,004
‫- چسب ماتیکی؟
‫- بله.

248
00:14:49,054 --> 00:14:50,255
‫گچ چوب بیلیارد؟

249
00:14:50,305 --> 00:14:52,724
‫چوب بیلیارد بدون گچ که به درد نمی‌خوره.

250
00:14:54,851 --> 00:14:56,177
‫ست بدمینتون کودکان؟

251
00:14:56,227 --> 00:15:00,307
‫خب... نه، فکر نکنم داشته باشیم.

252
00:15:00,357 --> 00:15:02,651
‫ایول!

253
00:15:07,243.5 --> 00:15:17,243.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

254
00:15:21,836 --> 00:15:22,837
‫کل روز...

255
00:15:24,964 --> 00:15:26,132
‫اونجا بودی؟

256
00:15:28,677 --> 00:15:31,179
‫خب، ما نتونستیم پیدات کنیم، مگه نه؟

257
00:15:31,638 --> 00:15:33,390
‫آره.

258
00:15:35,684 --> 00:15:36,935
‫- جیسون.
‫- بله؟

259
00:15:37,602 --> 00:15:39,012
‫الان سخن‌رانی می‌کنی؟

260
00:15:39,062 --> 00:15:40,480
‫آخه گفت بعد از پودینگ.

261
00:15:46,403 --> 00:15:49,697
‫آره، ممنون.
‫وقت سخن‌رانی‌ـه.

262
00:15:51,574 --> 00:15:57,247
‫خب، امروز همه‌مون اینجا جمع شدیم

263
00:15:57,872 --> 00:16:02,752
‫تا ۵۰ سال زندگیِ فوق‌العاده‌ی
‫اسکات فیلبرت رو جشن بگیریم.

264
00:16:06,673 --> 00:16:10,343
‫خب، درمورد اسکات فیلبرت چی می‌شه گفت؟

265
00:16:12,929 --> 00:16:14,264
‫اون یه مرده.

266
00:16:15,056 --> 00:16:16,724
‫یه مرد قدبلند.

267
00:16:17,392 --> 00:16:18,843
‫یه مرد متاهل.

268
00:16:18,893 --> 00:16:23,264
‫یه مرد قدبلند، شاغل، متاهل

269
00:16:23,314 --> 00:16:26,985
‫که یه خونه و یه زن و یه دختر داره.

270
00:16:43,001 --> 00:16:44,002
‫جیس.

271
00:16:53,344 --> 00:16:54,888
‫عضو کتابخونه‌ست.

272
00:16:55,555 --> 00:16:58,766
‫ولی نه برای مدت طولانی.

273
00:17:00,351 --> 00:17:02,979
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

274
00:17:03,897 --> 00:17:06,850
‫اون مردیـه که
‫استانداردهای خیلی بالایی داره.

275
00:17:06,900 --> 00:17:08,017
‫اون آدمی نیست که

276
00:17:08,067 --> 00:17:11,020
‫سرخ‌کن بدون روغن انتخاب کنه
‫که مدت سرخ کردنـش طول می‌کشه،

277
00:17:11,070 --> 00:17:15,783
‫به‌جاش سرخ‌کن سنتی‌تر انتخاب می‌کنه که
‫یه عالمه روغن بخواد.

278
00:17:17,535 --> 00:17:19,237
‫خانم‌ها و آقایون، استیوی هم اینجاست.

279
00:17:19,287 --> 00:17:21,656
‫استیوی رو تشویق کنین، آره.

280
00:17:21,706 --> 00:17:22,874
‫سلام.

281
00:17:24,250 --> 00:17:26,619
‫- خیلی کیف‌پول دوست داره.
‫- خوبی؟

282
00:17:26,669 --> 00:17:27,704
‫عاشق کیف‌پول‌هاشـه.

283
00:17:27,754 --> 00:17:30,298
‫اسکات‌های معروف دیگه عبارتند از...

284
00:17:35,219 --> 00:17:37,714
‫آره، فکر کنم به این دلیل سختشـه

285
00:17:37,764 --> 00:17:40,592
‫چیز معناداری درمورد من بگه،

286
00:17:40,642 --> 00:17:44,178
‫که هیچ‌چیز معناداری وجود نداره.

287
00:17:44,228 --> 00:17:46,389
‫- نه.
‫- نه، نه، خب یعنی،

288
00:17:46,439 --> 00:17:49,525
‫من سه ساعت مُرده بودم،
‫هیچ‌کس نفهمید.

289
00:17:50,151 --> 00:17:52,946
‫خب، فکر کنم مرگـم مثل زندگیم بود:
‫نادیده گرفته شده.

290
00:17:54,364 --> 00:17:58,117
‫مردی که به هیچ‌جا نرسید و فقط
‫به خاطر ظاهرش مورد تحسین قرار گرفت.

291
00:17:58,868 --> 00:18:01,613
‫ولی امروز یه فرصت دوباره بهم داده شد،

292
00:18:01,663 --> 00:18:07,168
‫یه فرصت تا زندگیـم رو ارزشمند کنم
‫که جای خالیـم حس شه.

293
00:18:08,169 --> 00:18:11,664
‫به‌هرحال قرار نیست
‫امروزم با فردام یکی باشه.

294
00:18:11,714 --> 00:18:13,758
‫برای همین یه تصمیم گرفتم.

295
00:18:16,803 --> 00:18:20,098
‫برای اینکه درمورد بالا آمدن سطح دریاها
‫مردم رو آگاه کنم،

296
00:18:21,182 --> 00:18:23,267
‫چیزی که ذهن استیوی رو مشغول کرده،

297
00:18:23,768 --> 00:18:28,523
‫تصمیم گرفتم خودم به تنهایی
‫توی اقیانوس اطلس قایق‌رانی کنم.

298
00:18:37,407 --> 00:18:38,241
‫خیلی‌خب.

299
00:18:40,993 --> 00:18:42,370
‫آره، من می‌رم...

300
00:18:55,675 --> 00:18:58,469
‫همه‌چی خوبه؟

301
00:18:59,429 --> 00:19:01,464
‫- خیلی خوبه، آره.
‫- خب، این سوال رو پرسیدم

302
00:19:01,514 --> 00:19:04,425
‫چون الان اعلام کردی می‌خوای
‫کل اقیانوس رو قایق‌رانی کنی.

303
00:19:04,475 --> 00:19:07,720
‫درسته، همین‌کار رو می‌کنم.

304
00:19:07,770 --> 00:19:11,357
‫باشه باشه. خب، چی باعث شده
‫همچین تصمیمی بگیری؟

305
00:19:15,153 --> 00:19:17,655
‫توی این فرصتی که بهم داده شده
‫کار مفیدی نکردم، کارن.

306
00:19:18,406 --> 00:19:22,860
‫و مشخص شد همون یه‌ذره کاری که کردم...
‫شیطانی بوده.

307
00:19:22,910 --> 00:19:24,237
‫چی؟

308
00:19:24,287 --> 00:19:25,738
‫دو سال پیش، یه گزارش نوشتم

309
00:19:25,788 --> 00:19:28,699
‫در حمایت از گسترش حفاری
‫در «سرزمین شمالگان».

310
00:19:28,749 --> 00:19:32,995
‫و حالا برای استخراج گاز شیل
‫دارن گرینلند شرقی رو حفاری می‌کنن،

311
00:19:33,045 --> 00:19:37,216
‫که معلوم شد محل اصلی تولید مثل

312
00:19:38,050 --> 00:19:39,469
‫فک «وِدِل»ـه.

313
00:19:40,052 --> 00:19:41,212
‫ایناهاش.

314
00:19:41,262 --> 00:19:44,882
‫آره، آره، این یه فک با قیافه‌ی لج‌درآرـه،
‫خب که چی؟

315
00:19:44,932 --> 00:19:49,812
‫خب، از وقتی حفاری شروع شده
‫جمعیت این فک ۴۰% کاهش داشته.

316
00:19:50,938 --> 00:19:53,099
‫من تقریباً همه‌ی فک‌های ودل رو
‫به کشتن دادم،

317
00:19:53,149 --> 00:19:54,984
‫یکی از گونه‌های اصلی فک‌ها.

318
00:19:55,568 --> 00:19:57,603
‫من اصلاً نمی‌دونستم فک‌ها
‫گونه‌های مختلف دارن.

319
00:19:57,653 --> 00:19:59,814
‫فکر می‌کردم فقط یه نوع هست، فک.

320
00:19:59,864 --> 00:20:01,524
‫احتمالاً الان همین شده، به لطف کارهای من.

321
00:20:01,574 --> 00:20:02,608
‫می‌دونی چیه، اسکات؟

322
00:20:02,658 --> 00:20:05,194
‫شاید نباید انقدر درمورد محل تولید مثل‌شون
‫سخت‌گیر باشن.

323
00:20:05,244 --> 00:20:08,331
‫من فک‌ها رو دیدم، همین‌که می‌تونن
‫تولیدمثل کنن باید کلاه‌شون رو بندازن بالا.

324
00:20:09,457 --> 00:20:13,961
‫می‌دونی من تقریباً توی همه‌ی
‫جنبه‌های زندگیم شکست خوردم،

325
00:20:15,713 --> 00:20:16,714
‫به‌ جزء استیوی.

326
00:20:18,507 --> 00:20:19,967
‫استیوی رو ناامید نمی‌کنم.

327
00:20:21,219 --> 00:20:23,921
‫با دست‌های خودم آینده‌ش رو نابود نمی‌کنم.

328
00:20:23,971 --> 00:20:26,974
‫بی‌خیال اسکات، تو ۵۰ سالتـه.

329
00:20:27,892 --> 00:20:29,760
‫حتی باشگاه هم نمی‌ری.

330
00:20:29,810 --> 00:20:32,388
‫استیوی تو رو همین‌طوری که هستی
‫دوست داره.

331
00:20:32,438 --> 00:20:34,849
‫ببین، بابام ۵۱ سالگی فوت کرد.

332
00:20:34,899 --> 00:20:36,692
‫این باعث می‌شه آدم به فکر بیفته، نه؟

333
00:20:37,610 --> 00:20:39,270
‫یعنی من چقدر دیگه وقت دارم؟

334
00:20:39,320 --> 00:20:41,606
‫پدرت موقع درست کردن آنتن تلویزیون
‫از پشت‌بوم افتاد پایین.

335
00:20:41,656 --> 00:20:44,575
‫- این نمی‌تونه ارثی باشه، اسکات.
‫- باعث می‌شه آدم به فکر بیفته.

336
00:20:47,662 --> 00:20:49,121
‫وقتشـه یه اثری از خودم به جا بذارم.

337
00:20:51,958 --> 00:20:52,959
‫زود باش.

338
00:21:04,720 --> 00:21:07,423
‫- من یه بازی بلدم.
‫- نه، الان نه عزیزم.

339
00:21:07,473 --> 00:21:08,683
‫بازی باحالیـه.

340
00:21:12,228 --> 00:21:13,646
‫باشه، اسمـش چیه؟

341
00:21:14,230 --> 00:21:15,056
‫اسمـش...

342
00:21:15,106 --> 00:21:18,517
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

343
00:21:18,567 --> 00:21:21,562
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

344
00:21:21,612 --> 00:21:22,563
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

345
00:21:22,613 --> 00:21:25,983
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

346
00:21:26,033 --> 00:21:28,653
‫غرق، غرق، غرق!

347
00:21:28,703 --> 00:21:30,446
‫غرق، غرق، غرق!

348
00:21:30,496 --> 00:21:33,950
‫همه‌تون اشتباه کردین، همه‌تون اشتباه کردین.

349
00:21:34,000 --> 00:21:36,702
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

350
00:21:36,752 --> 00:21:40,214
‫شناور می‌مونه؟ شناور می‌مونه؟

351
00:21:49,390 --> 00:21:50,716
‫خیلی‌خب.

352
00:21:50,766 --> 00:21:53,894
‫ببین، دوباره بابت سخن‌رانی معذرت می‌خوام.

353
00:21:54,729 --> 00:21:58,683
‫وقتی یه مرد پنجره می‌خواد،
‫دوستش بهش آینه پیشنهاد می‌ده.

354
00:21:58,733 --> 00:22:01,602
‫آره، یعنی خودم هم همین فکر رو می‌کردم.

355
00:22:01,652 --> 00:22:03,070
‫- آره.
‫- بیا بغلـم.

356
00:22:03,738 --> 00:22:05,156
‫خیلی‌خب.

357
00:22:06,824 --> 00:22:08,367
‫بفرمایید.

358
00:22:09,201 --> 00:22:11,495
‫خب، بشین.

359
00:22:16,250 --> 00:22:19,620
‫خب مامان،
‫دم پنجره روح دیدی؟

360
00:22:19,670 --> 00:22:21,288
‫خیلی شرمنده‌ام.

361
00:22:21,338 --> 00:22:23,299
‫دیشب برام یه تلنگر بود.

362
00:22:23,799 --> 00:22:27,094
‫تا برسیم خونه نوشیدنی نمی‌خورم.

363
00:22:28,095 --> 00:22:29,922
‫- دوست دارم.
‫- منم همین‌طور، خداحافظ.

364
00:22:29,972 --> 00:22:32,057
‫- جیل، می‌بینمت عزیزم. صبر کن، یکی مونده.
‫- خداحافظ.

365
00:22:32,975 --> 00:22:34,351
‫- اینم از این.
‫- خیلی‌خب.

366
00:22:35,019 --> 00:22:36,520
‫می‌شه من رانندگی کنم؟ لطفاً.

367
00:22:37,605 --> 00:22:38,606
‫لطفاً؟

368
00:22:39,231 --> 00:22:40,349
‫باشه.

369
00:22:40,399 --> 00:22:43,436
‫ولی جیس یه نشونه از خشم جاده ازت ببینم
‫جامون عوض می‌شه.

370
00:22:43,486 --> 00:22:45,362
‫- همچین اتفاقی نمیفته.
‫- واقعاً؟ آره؟

371
00:22:47,114 --> 00:22:49,233
‫- خیلی‌خب، همه‌چی رو برداشتی؟
‫- آره.

372
00:22:49,283 --> 00:22:51,402
‫هرچی لازم داشتم رو برداشتم.

373
00:22:51,452 --> 00:22:52,536
‫زودباش.

374
00:22:53,329 --> 00:22:54,830
‫- خداحافظ!
‫- خداحافظ!

375
00:23:38,082 --> 00:23:39,375
‫خیلی‌خب.

376
00:23:56,308 --> 00:23:58,018
‫[آدرس جدید]

377
00:23:59,937 --> 00:24:01,305
‫[آدرس‌های منتخب]

378
00:24:01,355 --> 00:24:02,564
‫[خانه (کت)]

379
00:24:04,275 --> 00:24:06,277
‫[بریج‌تون، جاده فرندل، پلاک ۴۰]

380
00:24:09,989 --> 00:24:11,365
‫خیلی‌خب.

381
00:24:12,825 --> 00:24:13,826
‫بیا از اینجا بریم.

382
00:24:26,547 --> 00:24:31,552
W W W . M O V I E S H O . C O M