1
00:00:07,007 --> 00:00:09,884
‫[تا ابد در قلب مایی،
‫گل‌فروشی لایلاک و ثورن]

2
00:00:14,014 --> 00:00:15,256
‫لایلاک و ثورن.

3
00:00:15,306 --> 00:00:18,468
‫سلام، می‌خواستم ببینم می‌تونین
‫کمکـم کنین یا نه.

4
00:00:18,518 --> 00:00:22,013
‫من جدیداً برای یه مراسم ختم گل سفارش دادم
‫ولی به دستـم نرسیده.

5
00:00:22,063 --> 00:00:23,515
‫خیلی معذرت می‌خوام.

6
00:00:23,565 --> 00:00:25,392
‫آره، خیلی ناامیدکننده‌ست.

7
00:00:25,442 --> 00:00:27,310
‫می‌خواین یه گل دیگه براتون بفرستیم؟

8
00:00:27,360 --> 00:00:29,154
‫برای وقتی که طرف دوباره مُرد؟

9
00:00:30,321 --> 00:00:35,318
‫نه، راستـش می‌خواستم ببینم
‫پرداختم درست انجام شده یا نه.

10
00:00:35,368 --> 00:00:38,496
‫تازه اومدم توی این خونه. می‌شه چک کنین
‫ببینین آدرس صورت‌حساب رو درست دادم؟

11
00:00:38,538 --> 00:00:40,665
‫آره، آره، معلومه.

12
00:00:41,583 --> 00:00:42,584
‫به چه اسمی؟

13
00:00:43,626 --> 00:00:46,046
‫کت، کت رید.

14
00:00:49,716 --> 00:00:51,176
‫اینجاست، پیداتون کردم.

15
00:00:51,509 --> 00:00:55,305
‫عالیـه، چه آدرسی دارین؟

16
00:00:58,308 --> 00:00:59,851
‫ببخشید، می‌شه هجی کنین؟

17
00:00:59,934 --> 00:01:03,513
‫خب، می‌دونم.
‫فقط می‌خوام ببینم درست نوشتین یا نه.

18
00:01:03,563 --> 00:01:06,733
‫<i>ک-ا-ر-ت-و-ی</i>

19
00:01:11,946 --> 00:01:13,364
‫«مایورکا»؟
‫[اسپانیا]

20
00:01:13,448 --> 00:01:18,411
W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:19,411 --> 00:01:29,411
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

22
00:01:33,134 --> 00:01:34,886
‫دوباره اتفاق افتاد.

23
00:01:34,928 --> 00:01:37,889
‫کلمه‌ی «خونه عروسکی» رو باید
‫بزرگ اون بالا بنویسن.

24
00:01:37,931 --> 00:01:40,225
‫قسم می‌خورم عمداً این کار رو می‌کنن، تایلر.

25
00:01:40,850 --> 00:01:44,187
‫- بازم پولـم رو پس می‌گیرم.
‫- خیلی‌کوچیک‌ـه.

26
00:01:45,063 --> 00:01:46,898
‫هیچی توش جا نمی‌شه.

27
00:01:51,111 --> 00:01:52,237
‫الو؟

28
00:01:52,862 --> 00:01:54,814
‫خب، یه مشکلی داره.
‫

29
00:01:54,864 --> 00:01:55,231
‫با این ترموستات ور رفتی؟

30
00:01:55,281 --> 00:01:56,983
‫نه، من با ترموستات ور نرفتم.

31
00:01:57,033 --> 00:01:58,076
‫چون قبلاً هم بهت گفته بودم

32
00:01:58,118 --> 00:02:00,111
‫- که نباید این کار رو بکنی...
‫- باشه، مچـم رو گرفتی.

33
00:02:00,161 --> 00:02:02,530
‫تا از خونه می‌ری بیرون
‫فقط می‌شینم با ترموستات ور می‌رم.

34
00:02:02,580 --> 00:02:05,200
‫می‌دونم اشتباهـه ولی دست خودم نیست.
‫ازش خسته نمی‌شم.

35
00:02:05,250 --> 00:02:06,709
‫گاهی دوست‌هام رو هم دعوت می‌کنم.

36
00:02:06,751 --> 00:02:09,796
‫اصلاً نمی‌تونیم از ترموستات دل بکنیم.

37
00:02:13,675 --> 00:02:15,168
‫خوبه که به این چیزها علاقه دارن.

38
00:02:15,218 --> 00:02:17,921
‫من و جیس بهت خبر می‌دیم.
‫خیلی‌خب، باشه، ممنون.

39
00:02:17,971 --> 00:02:21,007
‫خداحافظ، خداحافظ.
‫نوآه بود.

40
00:02:21,057 --> 00:02:24,102
‫می‌خواد یه جلسه‌ی پرسش و پاسخ
‫با کسایی که می‌خوان بچه بیارن، داشته باشیم.

41
00:02:24,394 --> 00:02:25,386
‫- آره.
‫- کِی؟

42
00:02:25,436 --> 00:02:27,263
‫خب، امروز بعد از ظهر.

43
00:02:27,313 --> 00:02:30,266
‫یه زوج دیگه انصراف دادن.
‫فکر نکنم اولین انتخابـش بوده باشیم.

44
00:02:30,316 --> 00:02:31,518
‫چرا انقدر منفی فکر می‌کنی؟

45
00:02:31,568 --> 00:02:34,270
‫خب، وقتی تلفن رو جواب دادم
‫گفت «سلام، امیلی».

46
00:02:34,320 --> 00:02:35,855
‫- پس...
‫- خیلی‌خب.

47
00:02:35,905 --> 00:02:37,482
‫آره، شاید حق با توئه.

48
00:02:37,532 --> 00:02:40,568
‫فقط فکر نمی‌کنم به اندازه‌ی کافی
‫اطلاعات داشته باشم که مردم رو نصیحت کنم.

49
00:02:40,618 --> 00:02:43,204
‫باید انجامـش بدین، می‌ترکونین.

50
00:02:44,080 --> 00:02:45,874
‫- واقعاً؟
‫- معلومه.

51
00:02:45,915 --> 00:02:49,544
‫شما پدر و مادر فوق‌العاده‌ای هستین.
‫نصیحت‌های شما می‌تونه واقعاً مفید باشه.

52
00:02:51,421 --> 00:02:53,006
‫ممنون.

53
00:02:54,716 --> 00:02:57,510
‫- خب، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

54
00:02:59,888 --> 00:03:02,098
‫دارم از تغییرات خلق و خوش دیوانه می‌شم.

55
00:03:02,140 --> 00:03:04,225
‫- چون زیادی سخت می‌گیری.
‫- چی؟

56
00:03:04,267 --> 00:03:06,594
‫باید با اون آرامشـت رو حفظ کنی.

57
00:03:06,644 --> 00:03:09,355
‫ظاهراً اگه یه خرس بهت حمله کنه

58
00:03:09,397 --> 00:03:11,816
‫- آره.
‫- باید خودت رو شل کنی، درسته؟

59
00:03:11,858 --> 00:03:13,560
‫- درسته.
‫- اجازه بدی هراتفاقی می‌خواد بیفته.

60
00:03:13,610 --> 00:03:15,812
‫با اونم باید همین‌جوری باشی.
‫این شکلی.

61
00:03:15,862 --> 00:03:17,739
‫- اجازه بدی اتفاق بیفته.
‫- بس کن.

62
00:03:18,406 --> 00:03:21,826
‫می‌شه لطفاً کارن رو از بلاک دربیاری؟
‫یه پیام دیگه واسم فرستاده که برای توئه.

63
00:03:21,868 --> 00:03:23,403
‫- داره می‌میره؟
‫- نه، نمی‌میره.

64
00:03:23,453 --> 00:03:27,157
‫پس برام مهم نیست. اگه در حال مُردن نباشه
‫برام فرقی با مُرده نداره.

65
00:03:27,207 --> 00:03:28,199
‫خیلی‌خب.

66
00:03:28,249 --> 00:03:29,784
‫خب، ویک.

67
00:03:29,834 --> 00:03:32,036
‫برای قرار امروزت هیجان داری؟
‫برنامه‌ت چیه؟

68
00:03:32,086 --> 00:03:33,538
‫شاید قرار رو کنسل کنم.

69
00:03:33,588 --> 00:03:35,206
‫چی؟ نه. چرا؟

70
00:03:35,256 --> 00:03:36,716
‫این کارها به من نمیاد.

71
00:03:37,383 --> 00:03:40,470
‫نمی‌تونم خوب با آدم‌ها صحبت کنم،
‫با زن‌ها که بدتر هم هستم.

72
00:03:43,181 --> 00:03:46,301
‫ببین، ویک. زندگی فقط درست کردن
‫ترموستات خونه‌ی ما نیست

73
00:03:46,351 --> 00:03:48,895
‫و البته قفسه‌ی حموم‌مون اگه وقت داشتی.

74
00:03:49,562 --> 00:03:51,264
‫خب بگو چی می‌خوای بپوشی؟

75
00:03:51,314 --> 00:03:52,357
‫منظورت چیه؟

76
00:03:52,398 --> 00:03:54,817
‫خب، چطوره بری چندتا لباس نو بخری؟

77
00:03:54,984 --> 00:03:57,979
‫شاید کفش جدید و خوشگل.
‫زن‌ها به کفش توجه می‌کنن.

78
00:03:58,029 --> 00:03:59,981
‫نه، من کفش جدید نمی‌خرم.

79
00:04:00,031 --> 00:04:03,234
‫هفتاد و هفت سالمـه، وقت ندارم استفاده کنم.
‫هرلحظه ممکنه بمیرم.

80
00:04:03,284 --> 00:04:05,245
‫خدای من، ویک.

81
00:04:05,620 --> 00:04:07,580
‫جیسون چه مدل کفشی دوست داره؟

82
00:04:08,122 --> 00:04:12,210
‫می‌تونم یه سایز بزرگ‌تر بگیرم
‫و هروقت مُردم اون استفاده کنه.

83
00:04:13,544 --> 00:04:16,748
‫آره، آره.
‫اینجوری خیال‌مون راحت می‌شه.

84
00:04:16,798 --> 00:04:17,840
‫آره.

85
00:04:18,341 --> 00:04:19,876
‫خیلی‌خب، بعداً می‌بینمـت.

86
00:04:19,926 --> 00:04:21,302
‫امیدوارم بتونیم.

87
00:04:28,268 --> 00:04:30,395
‫اسکات زود باش، بجنب بجنب.

88
00:04:40,363 --> 00:04:42,740
‫خدای من... یه لحظه.

89
00:04:43,283 --> 00:04:45,576
‫نباید به این زودی نفس کم بیاری.
‫هنوز شروع نکردیم.

90
00:04:46,619 --> 00:04:49,497
‫- خیلی پله‌ست.
‫- نه واقعاً، رفیق.

91
00:04:49,622 --> 00:04:51,916
‫اگه زیاده یعنی دوروثی که اینجاست
‫دوپین کرده.

92
00:04:59,716 --> 00:05:03,594
‫راستـش دچار تردید شدم
‫که از پسـش برمیام یا نه.

93
00:05:05,722 --> 00:05:07,974
‫دیشب ریزوتو درست کردم
‫و هنوز دستـم درد می‌کنه.

94
00:05:09,642 --> 00:05:14,222
‫نمی‌دونم می‌تونم کل یه اقیانوس رو
‫قایق‌رانی کنم یا نه.

95
00:05:14,272 --> 00:05:15,982
‫فکر کنم حرفـت درست باشه.

96
00:05:17,859 --> 00:05:19,068
‫تو کِی فهمیدی؟

97
00:05:20,278 --> 00:05:22,447
‫این پله‌ها جزئی از تمرین نبود.

98
00:05:22,989 --> 00:05:26,617
‫پله‌های رسیدن به مرکز قایق‌رانی‌ـه.

99
00:05:27,160 --> 00:05:29,570
‫پس چرا به ساعتت نگاه می‌کردی
‫و می‌گفتی «بجنب، رفیق»؟

100
00:05:29,620 --> 00:05:31,748
‫خب، چون یکم دیر اومدی.

101
00:05:34,792 --> 00:05:36,085
‫به نظرم این کار دیوانگی‌ـه.

102
00:05:36,711 --> 00:05:40,131
‫دیوانگی‌ـه، باید بی‌خیال شم.
‫یعنی، من...

103
00:05:42,425 --> 00:05:43,676
‫ممکنه بمیرم.

104
00:05:47,221 --> 00:05:49,390
‫از «ممکن» هم گذشته، رفیق.

105
00:06:01,527 --> 00:06:02,528
‫سلام، بابا.

106
00:06:02,570 --> 00:06:04,030
‫کفش مشکی یا قهوه‌ای؟

107
00:06:04,364 --> 00:06:06,357
‫- چی؟
‫- کدوم کفش رو ترجیح می‌دی؟

108
00:06:06,407 --> 00:06:07,492
‫مشکی یا قهوه‌ای؟

109
00:06:09,077 --> 00:06:10,028
‫فکر کنم قهوه‌ای.

110
00:06:10,078 --> 00:06:12,205
‫و سایز یقه‌ی پیراهنـت چنده؟

111
00:06:12,246 --> 00:06:14,582
‫نمی‌دونم، بیست؟

112
00:06:15,124 --> 00:06:16,125
‫خیلی بزرگ‌ـه.

113
00:06:16,250 --> 00:06:17,377
‫قضیه چیه؟

114
00:06:18,419 --> 00:06:19,462
‫بابا، چی...

115
00:06:20,588 --> 00:06:21,589
‫بابا؟

116
00:06:24,425 --> 00:06:27,929
‫اینا رو برمی‌دارم
‫و پیراهن یه سایز بزرگ‌تر می‌خوام.

117
00:06:36,854 --> 00:06:39,891
‫خب، توی این جلسه‌ی پرسش و پاسخ
‫می‌خوام کاملاً صادق باشیم.

118
00:06:39,941 --> 00:06:42,435
‫فقط با اقرار کردن اشتباهات‌مون
‫می‌تونیم به دیگران کمک کنیم.

119
00:06:42,485 --> 00:06:44,779
‫و منظورم کارهایی که از روی
‫علاقه‌ی شدیده نیست،

120
00:06:44,821 --> 00:06:46,280
‫منظورم اشتباهات واقعی‌ـه.

121
00:06:47,115 --> 00:06:48,149
‫مثلاً اون دفعه رو بگو

122
00:06:48,199 --> 00:06:51,202
‫که گذاشتیم دوتا بچه که مشکل وابستگی دارن
‫کارتون «بامبی» ببینن.

123
00:06:51,285 --> 00:06:53,363
‫یا وقتی فراموش کردی تایلر رو
‫از خونه‌ی دوستـش برداری

124
00:06:53,413 --> 00:06:55,365
‫و فکر کرده بود یه خانواده‌ی دیگه
‫به فرزندی گرفتنـش.

125
00:06:55,415 --> 00:06:57,200
‫خب، درمورد اشتباهات تو هم حرف می‌زنیم؟

126
00:06:57,250 --> 00:06:58,835
‫آره، معلومه.

127
00:06:59,293 --> 00:07:01,746
‫- اگه وقت شد.
‫- نیکی، ممنون که اومدی.

128
00:07:01,796 --> 00:07:03,047
‫سلام، نوآه.

129
00:07:03,548 --> 00:07:04,549
‫سلام، بابا.

130
00:07:04,590 --> 00:07:06,175
‫اهل پوشیدن جلیقه هستی؟

131
00:07:06,342 --> 00:07:08,344
‫چی؟ نه، چطور؟

132
00:07:08,678 --> 00:07:09,804
‫حیف شد.

133
00:07:10,304 --> 00:07:11,806
‫این سوال‌ها چیه از من می‌پرسی؟

134
00:07:13,099 --> 00:07:14,767
‫بابا؟ چرا...

135
00:07:15,601 --> 00:07:16,644
‫قطع کرد.

136
00:07:21,399 --> 00:07:24,485
‫[پرواز لندن به مایورکا]

137
00:07:27,321 --> 00:07:29,615
‫[نیکی نیومن]

138
00:07:35,705 --> 00:07:37,407
‫خب، یه جلسه‌ی خودمونی‌ـه.

139
00:07:37,457 --> 00:07:41,327
‫می‌خوایم از تجربه‌ی شما بهره ببریم.
‫همه‌چی رو رُک و صادقانه بگین.

140
00:07:41,377 --> 00:07:43,621
‫- باید بدونن کار راحتی نیست.
‫- باشه.

141
00:07:43,671 --> 00:07:46,040
‫خب، جیس درمورد سختی‌ها
‫خیلی حرف برای گفتن داره، مگه نه؟

142
00:07:46,090 --> 00:07:47,542
‫خب، ما... یعنی...

143
00:07:47,592 --> 00:07:48,885
‫بقیه هم اومدن.

144
00:07:49,927 --> 00:07:50,878
‫باشه.

145
00:07:50,928 --> 00:07:52,547
‫- بن و دنیس؟
‫- اونا رو می‌شناسین؟

146
00:07:52,597 --> 00:07:54,674
‫آره، آره، می‌شناسیمشـون.

147
00:07:54,724 --> 00:07:57,093
‫اونا بدجنس‌ترین آدم‌های دنیان.

148
00:07:57,143 --> 00:08:00,471
‫نیک. پرنسس و تایلر قبل از ما
‫پیش اونا بودن.

149
00:08:00,521 --> 00:08:02,515
‫یه خونه‌ی درختی بود،
‫کلی ماجرا داشتیم.

150
00:08:02,565 --> 00:08:04,859
‫خب، اونا همیشه از پروسه‌ی فرزند خوندگی
‫تعریف و تمجید می‌کنن.

151
00:08:05,109 --> 00:08:06,694
‫بن، دنیس.

152
00:08:06,819 --> 00:08:08,479
‫جیسون، نیکی.

153
00:08:08,529 --> 00:08:10,281
‫دنیس، بن.

154
00:08:10,615 --> 00:08:11,616
‫نیکی.

155
00:08:12,658 --> 00:08:13,659
‫نوآه.

156
00:08:15,244 --> 00:08:17,280
‫وقتی نوآه گفت شما هم میاین
‫خیلی خوشحال شدیم.

157
00:08:17,330 --> 00:08:19,957
‫می‌ترسیدیم حرف زیادی برای گفتن
‫نداشته باشیم، مگه نه؟

158
00:08:20,249 --> 00:08:22,535
‫واسه ما همه‌چی خیلی راحت و بی‌دردسر
‫پیش رفت.

159
00:08:22,585 --> 00:08:24,504
‫خوبه که اون روی سکه رو
‫از زبون شما می‌شنون.

160
00:08:27,048 --> 00:08:28,633
‫خب، بریم آماده شیم؟

161
00:08:28,674 --> 00:08:30,009
‫آره، آره، آره، آره.

162
00:08:33,221 --> 00:08:34,464
‫- باشه.
‫- چیه؟

163
00:08:34,514 --> 00:08:38,551
‫دیگه صادقانه حرف نمی‌زنیم.
‫کوچک‌ترین چیز منفی درمورد بچه‌ها نمی‌گیم.

164
00:08:38,601 --> 00:08:42,722
‫وقتی از اینجا می‌رن باید فهمیده باشن
‫که پرنسس و تایلر چقدر خوبـن.

165
00:08:42,772 --> 00:08:44,307
‫بیا این جلسه‌ی پرسش و پاسخ رو
‫برنده شیم.

166
00:08:44,357 --> 00:08:45,691
‫نیکی، نیک.

167
00:08:46,567 --> 00:08:50,196
‫[قصد دارین بچه به فرزندی بگیرین؟
‫امروز اینجا جلسه‌ی پرسش و پاسخ داریم]

168
00:09:16,973 --> 00:09:18,216
‫- سلام.
‫- سلام.

169
00:09:18,266 --> 00:09:19,392
‫من ویک هستم.

170
00:09:20,142 --> 00:09:21,561
‫زنگ درت خراب شده.

171
00:09:23,771 --> 00:09:26,566
‫به جلسه‌ی پرسش و پاسخ افرادی که
‫به فکر فرزند گرفتن هستن، خوش آمدین.

172
00:09:27,275 --> 00:09:29,193
‫دنیس، با تو شروع کنیم؟

173
00:09:29,527 --> 00:09:32,113
‫خب، ما پنج سال پیش لولو رو
‫به فرزندی قبول کردیم

174
00:09:32,154 --> 00:09:35,274
‫و باید بگم واقعاً شیفته و مجذوبـش شدیم.

175
00:09:35,324 --> 00:09:36,400
‫آره، ما هم همین‌طور.

176
00:09:36,450 --> 00:09:37,693
‫ما خیلی خوش‌شانس بودیم.

177
00:09:37,743 --> 00:09:40,454
‫آره، ما هم همین‌طور.
‫آره، ما هم همین حس رو داریم.

178
00:09:41,247 --> 00:09:45,001
‫برای خیلی چیزها شور و هیجان داره.
‫موسیقی، نویسندگی، اجرا.

179
00:09:45,042 --> 00:09:46,711
‫پرنسس هم همین‌طور.

180
00:09:46,752 --> 00:09:48,212
‫تایلر عاشق فونت‌هاست.

181
00:09:48,879 --> 00:09:50,998
‫منظورم طرح حروف‌ـه.

182
00:09:51,048 --> 00:09:55,378
‫فونت‌های مورد علاقه‌ش رو خیلی دوست داره،
‫ولی از فونت «هلوتیکا» زیاد خوشـش نمیاد.

183
00:09:55,428 --> 00:10:00,057
‫دنیس، اگه می‌خوای شور و هیجان رو ببینی،
‫یه پوستر با فونت هلوتیکا نشونـش بده.

184
00:10:00,558 --> 00:10:02,727
‫چی می‌گه؟

185
00:10:03,352 --> 00:10:06,439
‫و از لحاظ تحصیلی هم خیلی موفق‌ـه.

186
00:10:06,772 --> 00:10:08,941
‫آزمون گواهی عمومی آموزش متوسطه رو
‫یه سال زودتر می‌ده.

187
00:10:09,025 --> 00:10:11,110
‫خب، پرنسس ماشین نیسان مایکرا داره.

188
00:10:13,446 --> 00:10:14,488
‫چه جالب.

189
00:10:15,573 --> 00:10:19,076
‫می‌شه درمورد مشکلاتی که باهاشون
‫مواجه شدیم صحبت کنیم؟

190
00:10:20,244 --> 00:10:23,873
‫جیسون، گفتی اولـش رسیدن به یه
‫ساختار کلی، سخت بوده.

191
00:10:24,332 --> 00:10:26,242
‫- آره...
‫- خب.

192
00:10:26,292 --> 00:10:27,376
‫واقعاً اینو گفتی؟

193
00:10:29,003 --> 00:10:34,500
‫آره، اولش یه چالش‌هایی داشتیم،

194
00:10:34,550 --> 00:10:38,012
‫یکی دو ساعت اول.

195
00:10:38,596 --> 00:10:42,850
‫ولی بعدش باید بگم،
‫همه‌چی خوب پیش رفت.

196
00:10:43,893 --> 00:10:44,894
‫درسته.

197
00:10:46,020 --> 00:10:47,930
‫خیلی لطف کردی.

198
00:10:47,980 --> 00:10:51,484
‫متاسفانه از وقتی پائول فوت کرده
‫به یه سری چیزها توی خونه بی‌توجهی شده.

199
00:10:54,111 --> 00:10:55,363
‫پیراهنـت یکم بزرگ‌ـه.

200
00:10:55,488 --> 00:10:57,406
‫آره، پسرم شونه‌های پهنی داره.

201
00:10:58,115 --> 00:10:59,533
‫این پیراهن یه روز مال اون می‌شه.

202
00:11:05,122 --> 00:11:07,500
‫- ممنون.
‫- آره، دیگه درست شد.

203
00:11:09,460 --> 00:11:12,004
‫خب، من دیگه می‌رم.

204
00:11:12,046 --> 00:11:14,215
‫یه فنجون چای می‌خوری؟

205
00:11:15,257 --> 00:11:17,510
‫- مطمئنی؟
‫- خب، یه ساعتـه اینجایی.

206
00:11:17,551 --> 00:11:19,720
‫احتمالاً بهتره بیای داخل.

207
00:11:20,346 --> 00:11:22,098
‫تنوع خوبی می‌شه.

208
00:11:22,306 --> 00:11:24,216
‫این روزها زیاد کسی خونه‌ام نمیاد.

209
00:11:24,266 --> 00:11:26,268
‫خب، از کجا می‌دونی نمیان؟
‫زنگ درت کار نمی‌کرد.

210
00:11:27,395 --> 00:11:30,272
‫ممکنه یه خانم خیلی محبوب باشی
‫که زنگ درش خرابـه.

211
00:11:32,483 --> 00:11:35,611
‫خیلی‌خب، بیا به چیزهایی که بهشون
‫بی‌توجهی شده یه نگاهی بندازیم.

212
00:11:45,329 --> 00:11:46,405
‫آقای فیلبرت، سلام.

213
00:11:46,455 --> 00:11:49,158
‫می‌شه یه لحظه بیاین داخل؟
‫یه صحبت کوتاه باهاتون داریم.

214
00:11:49,208 --> 00:11:52,036
‫درمورد ایمیل کارن‌ـه که موضوعش
‫رویکرد مدرسه برای محدودیت سرعت بود؟

215
00:11:52,086 --> 00:11:53,871
‫واقعاً از لحن بیانـش پشیمونـه.

216
00:11:53,921 --> 00:11:55,881
‫نه، فقط چند نفر هستن که می‌خوان
‫شما رو ببینن.

217
00:12:00,370 --> 00:12:10,370
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

218
00:12:14,859 --> 00:12:17,194
‫[اسکات سوپرقهرمان!
‫ازت ممنونیم اسکات]

219
00:12:17,611 --> 00:12:19,613
‫[قهرمان ما،
‫[اسکات از اقیانوس اطلس]

220
00:12:19,655 --> 00:12:22,358
‫استیوی درمورد قایق‌رانی
‫توی اقیانوس اطلس بهمون گفت،

221
00:12:22,408 --> 00:12:24,368
‫و پدر و مادرها یه مقداری پول جمع کردن.

222
00:12:24,410 --> 00:12:25,444
‫[حالا یه آینده داریم]

223
00:12:25,494 --> 00:12:26,370
‫[۵۲۰ پوند]

224
00:12:26,412 --> 00:12:27,571
‫استیوی بهتون گفته؟

225
00:12:27,621 --> 00:12:31,625
‫آره، استیوی همه‌ش درمورد شما صحبت می‌کنه
‫و بعضی از پدر و مادرها مقاله رو خوندن.

226
00:12:34,503 --> 00:12:37,256
‫[پدر قهرمان در وضعیت بالا آمدن سطح دریا
‫تغییر ایجاد می‌کند]

227
00:12:43,262 --> 00:12:44,638
‫بفرما، بابا.

228
00:13:02,531 --> 00:13:06,527
‫خب، توی وقت آزادت دوست داری چیکار کنی؟

229
00:13:06,577 --> 00:13:07,695
‫چی؟

230
00:13:07,745 --> 00:13:12,450
‫گفتم توی وقت آزادت دوست داری

231
00:13:12,500 --> 00:13:14,376
‫چیکار کنی؟

232
00:13:17,588 --> 00:13:19,423
‫دوست دارم کتاب بخونم.

233
00:13:27,097 --> 00:13:28,098
‫ویک!

234
00:13:29,266 --> 00:13:30,267
‫ویک!

235
00:13:31,977 --> 00:13:34,980
‫بریم بشینیم و یکم باهم آشنا شیم؟

236
00:13:42,822 --> 00:13:45,191
‫<i>... که مادرشون ازشون مراقبت نمی‌کنه.</i>

237
00:13:45,241 --> 00:13:48,277
‫<i>خواهرها و برادرهای بزرگ‌تر موندن</i>
<i>‫که از جوجه‌ها مراقبـت کنن.</i>

238
00:13:48,327 --> 00:13:51,121
‫<i>وقتی به سن ۳ سالگی می‌رسن...</i>

239
00:13:53,541 --> 00:13:55,993
‫<i>حالا وظیفه‌ی پرنده‌های بزرگ‌تره</i>

240
00:13:56,043 --> 00:13:57,795
‫<i>که مراقبت خواهر و برادر کوچک‌تر باشن...</i>

241
00:14:03,801 --> 00:14:05,211
‫من می‌رم توی اتاقـم.

242
00:14:05,261 --> 00:14:06,337
‫باشه.

243
00:14:06,387 --> 00:14:10,349
‫<i>این جوجه‌ها که از میانگین کوچک‌تر هستن</i>
<i>‫شانس کمتری دارند.</i>

244
00:14:16,105 --> 00:14:17,606
‫دوستـت دارم.

245
00:14:24,530 --> 00:14:27,157
‫فکر کنم دیگه اشکال نداشته باشه
‫که محافظ صورت رو برداری.

246
00:14:27,199 --> 00:14:28,242
‫باشه.

247
00:14:33,289 --> 00:14:34,748
‫چهره‌ی خوبی داری.

248
00:14:36,834 --> 00:14:37,835
‫پس...

249
00:14:39,169 --> 00:14:40,296
‫آفرین.

250
00:14:40,588 --> 00:14:41,589
‫ممنون.

251
00:14:45,593 --> 00:14:48,554
‫از اول انجام دادن همه‌ی این کارها
‫خیلی حس عجیبی داره.

252
00:14:49,722 --> 00:14:51,298
‫همه‌چی عجیب‌ـه.

253
00:14:51,348 --> 00:14:53,559
‫سر خودم رو با تعمیر کردن وسایل
‫گرم می‌کنم.

254
00:14:53,767 --> 00:14:57,146
‫چون تنها چیزی که نمی‌تونی تعمیرش کنی
‫قلب شکسته‌ی خودته؟

255
00:14:57,855 --> 00:15:00,649
‫نه، دستگاه خشک‌کن رو هم نمی‌تونم
‫درست تعمیر کنم.

256
00:15:02,401 --> 00:15:05,321
‫خب، همه‌چی آروم و راحت نبوده.

257
00:15:05,529 --> 00:15:10,326
‫اون‌روز اومدیم پایین و توی یخچال
‫دوتا کره‌ی باز شده پیدا کردیم.

258
00:15:10,367 --> 00:15:12,661
‫می‌دونین، ما بی‌نقص نیستیم.

259
00:15:13,078 --> 00:15:15,497
‫خب، تماشاچی‌ها کلی سوال دارن.
‫[ممنون بابت خرید بلیت از ایر اسپانیا]

260
00:15:15,539 --> 00:15:16,615
‫ اولین سوال درمورد اعتماده.

261
00:15:16,665 --> 00:15:18,375
‫ببخشید، یه لحظه.

262
00:15:24,298 --> 00:15:26,425
‫پرنسس، می‌تونی برام پاپ‌کورن درست کنی؟

263
00:15:30,179 --> 00:15:31,430
‫پرنسس؟

264
00:15:43,400 --> 00:15:47,104
‫یه مدت طولانی تلاش کردیم تا دنیس باردار شه،

265
00:15:47,154 --> 00:15:52,034
‫و راستـش رو بخواین، واقعاً طاقت‌فرسا بود.

266
00:15:52,409 --> 00:15:55,070
‫به هیچ‌کس خوش نمی‌گذشت، مخصوصاً به من.

267
00:15:55,120 --> 00:15:57,247
‫و برای اونم خیلی سخت بود.

268
00:15:57,581 --> 00:16:01,619
‫کلی آدم مختلف می‌دید
‫بدون کوچک‌ترین خوشی‌ای.

269
00:16:01,669 --> 00:16:04,914
‫واقعاً موقعیت سختی بود

270
00:16:04,964 --> 00:16:08,542
‫که اون یه مدت طولانی درگیرش بود
‫و باعث شد یه‌جایی بگیم

271
00:16:08,592 --> 00:16:12,262
‫«نه، نه، نه، این وحشتناک‌ـه.

272
00:16:12,638 --> 00:16:14,348
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.»

273
00:16:14,640 --> 00:16:17,051
‫و ادامه ندادیم.

274
00:16:17,101 --> 00:16:19,011
‫و دنیس هیچ تقصیری نداشت.

275
00:16:19,061 --> 00:16:20,512
‫اون یکی از بهترین آدم‌هاییـه که دیدم...

276
00:16:20,562 --> 00:16:24,858
‫سلام، بله، فکر کنم یکی با کارت من
‫یه چیزی خریده.

277
00:16:25,651 --> 00:16:28,570
‫بله، بله، یه پرواز به مایورکا.

278
00:16:31,448 --> 00:16:34,868
‫خب، اولین چیزی که باعث شد بفهمم
‫این بود که خودم بلیت مایورکا نخریدم.

279
00:16:35,661 --> 00:16:36,829
‫ببخشید، یه لحظه...

280
00:16:38,998 --> 00:16:41,417
‫[پرنسس: ببخشید. باید پیداش کنم]

281
00:16:44,086 --> 00:16:46,755
‫و همون‌موقع بود که به نوآه رو آوردیم.

282
00:16:46,797 --> 00:16:49,925
‫و راستـش اون ترکوند.

283
00:16:50,384 --> 00:16:51,844
‫- باید بریم.
‫- چی؟

284
00:16:52,177 --> 00:16:54,346
‫هنوز چندتا سوال دیگه داریم.

285
00:16:54,555 --> 00:16:55,931
‫فکر کنم همه‌چی رو جواب دادیم.

286
00:16:58,308 --> 00:16:59,727
‫واقعاً زیاد سخت نیست.

287
00:16:59,768 --> 00:17:02,479
‫احمق‌ترین آدمی که خودتون می‌شناسین
‫هم بچه داره.

288
00:17:02,521 --> 00:17:03,897
‫فقط زیاد فکر و خیال نکنین.

289
00:17:04,565 --> 00:17:05,566
‫موفق باشین.

290
00:17:06,525 --> 00:17:08,902
‫- میکروفون.
‫- ببخشید.

291
00:17:12,740 --> 00:17:14,441
‫خب، پس گمونم جلسه رو تموم می‌کنیم.

292
00:17:14,491 --> 00:17:16,577
‫به نیک بگو ما زود میایم.
‫باشه، خداحافظ.

293
00:17:16,618 --> 00:17:18,112
‫الان رفتم توی اَپ «فایند مای فون»،

294
00:17:18,162 --> 00:17:19,697
‫الان توی راه فرودگاهـه، نیک.

295
00:17:19,747 --> 00:17:21,448
‫و پرواز به مایورکا از ترمینال ۳ـه.

296
00:17:21,498 --> 00:17:23,409
‫یه لحظه صبر کن، نیک.
‫پرواز ساعت ۷ و ۲۰ دقیقه‌ست،

297
00:17:23,459 --> 00:17:25,494
‫- با مترو امکان نداره برسیم.
‫- باید جلوش رو بگیریم.

298
00:17:25,544 --> 00:17:26,495
‫چیکار کنیم؟

299
00:17:26,545 --> 00:17:27,955
‫ظاهراً اون یه کنفرانسی داره

300
00:17:28,005 --> 00:17:30,749
‫و می‌گه براش جزو روزهای کار توی دفتر
‫حساب کنیم.

301
00:17:30,799 --> 00:17:32,468
‫از این خبرها نیست، رفیق.

302
00:17:36,889 --> 00:17:38,599
‫خیلی ممنون که قبول کردین.

303
00:17:38,640 --> 00:17:40,684
‫کاری نکردیم، سر راه خونه‌مونـه.

304
00:17:40,726 --> 00:17:42,352
‫کجا می‌خواین برین؟

305
00:17:43,145 --> 00:17:44,188
‫- پاریس.
‫- بلژیک.

306
00:17:45,814 --> 00:17:48,225
‫می‌ریم بلژیک و یه سر هم به پاریس می‌زنیم.

307
00:17:48,275 --> 00:17:50,944
‫- آره، عالیه.
‫- اصلاً به بلژیک فکر نمی‌کنم.

308
00:17:51,695 --> 00:17:55,491
‫آره، خب توی لیست کشورهاییـه
‫که دوست دارم ببینم.

309
00:17:55,949 --> 00:17:59,078
‫همیشه دوست داشتم برم بلژیک.
‫همیشه دلم می‌خواست...

310
00:18:02,831 --> 00:18:04,249
‫کاشی‌هاش رو ببینم...

311
00:18:07,669 --> 00:18:09,004
‫و ساندویچ بخورم.

312
00:18:11,924 --> 00:18:13,000
‫چمدون ندارین؟

313
00:18:13,050 --> 00:18:14,752
‫نه، همه‌چی لحظه آخری اتفاق افتاد.

314
00:18:14,802 --> 00:18:16,211
‫- آره.
‫- آره، آره، آره.

315
00:18:16,261 --> 00:18:20,307
‫وقتی هوس وافل می‌کنم،
‫بن، هیچی جلودارم نیست، رفیق.

316
00:18:20,808 --> 00:18:22,059
‫کجا می‌مونین؟

317
00:18:24,061 --> 00:18:25,479
‫کجا می‌مونین؟

318
00:18:27,856 --> 00:18:30,442
‫«کرپلانکن».

319
00:18:31,026 --> 00:18:32,561
‫- کرپلانکن، آره.
‫- آره.

320
00:18:32,611 --> 00:18:34,021
‫کرپلانکن می‌مونیم.

321
00:18:34,071 --> 00:18:36,982
‫آره، برای خودمون توی کرپلانکن جا گرفتیم.

322
00:18:37,032 --> 00:18:39,493
‫بریم کاشی‌کاری ببینیم و ساندویچ بخوریم.

323
00:18:40,160 --> 00:18:41,161
‫راستـش نمی‌تونم صبر کنم.

324
00:18:42,121 --> 00:18:43,906
‫<i>سلام، پرنسس هستم، پیغام بگذارید...</i>

325
00:18:43,956 --> 00:18:45,707
‫زنگ می‌خوره و جواب نمی‌ده.

326
00:18:46,208 --> 00:18:47,534
‫برنامه‌ای داریم؟

327
00:18:47,584 --> 00:18:50,204
‫خب، می‌بریمـش خونه
‫و این قضیه رو تمومش می‌کنیم.

328
00:18:50,254 --> 00:18:51,421
‫آره ولی اگه این کار رو بکنیم

329
00:18:51,463 --> 00:18:54,208
‫دیگه هیچ‌وقت بهمون اعتماد نمی‌کنه
‫و چیزی نمی‌گه.

330
00:18:54,258 --> 00:18:56,251
‫آره، جیس.
‫خیلی بد می‌شه اعتماد

331
00:18:56,301 --> 00:18:58,462
‫بالشت‌هایی که به شکل دخترمون
‫درست شدن رو از دست بدیم.

332
00:18:58,512 --> 00:18:59,513
‫خوبیـن؟

333
00:19:00,013 --> 00:19:01,507
‫آره، آره.

334
00:19:01,557 --> 00:19:03,934
‫ببین، اون فقط جواب سوال‌هاش رو می‌خواد.

335
00:19:04,518 --> 00:19:06,270
‫به جواب نمی‌رسه.

336
00:19:06,979 --> 00:19:08,397
‫خب، همین خودش جواب‌ـه.

337
00:19:08,897 --> 00:19:10,390
‫باشه.

338
00:19:10,440 --> 00:19:12,893
‫یه بار دیگه افتادیم توی جاده‌ی «آ۴۰۶»،
‫دوستان عزیزم.

339
00:19:12,943 --> 00:19:14,194
‫یه بار دیگه.

340
00:19:22,953 --> 00:19:26,081
‫[مایورکا، مسافران درحال سوار شدن]

341
00:19:37,676 --> 00:19:41,013
‫خیلی ممنون.
‫هروقت کاری از دستمون برمیومد بهمون بگین.

342
00:19:41,805 --> 00:19:44,633
‫خب، یه نوشیدنی خوشمزه
‫به اسم «شاتو تیویان کوته دی برویلی»

343
00:19:44,683 --> 00:19:46,935
‫- توی یه انبار خیابان «مونتورگوئل» دارن...
‫- آره.

344
00:19:49,688 --> 00:19:50,731
‫خب...

345
00:19:52,441 --> 00:19:53,392
‫صبر کن، نیکی.

346
00:19:53,442 --> 00:19:55,527
‫نمی‌تونیم توی فرودگاه بدوئیـم.
‫ازمون بازجویی می‌کنن.

347
00:19:58,030 --> 00:19:59,364
‫اصلاً نمی‌بینمـش.

348
00:19:59,990 --> 00:20:01,450
‫اونجاست! پرنسس!

349
00:20:04,578 --> 00:20:05,954
‫کجا رفت؟

350
00:20:16,798 --> 00:20:17,799
‫چیزی نیست.

351
00:20:22,346 --> 00:20:23,347
‫چیزی نیست.

352
00:20:24,848 --> 00:20:26,475
‫برنامه‌ت چی بود، عزیزم؟

353
00:20:29,394 --> 00:20:31,063
‫فقط می‌خواستم مامانم رو پیدا کنم.

354
00:20:33,815 --> 00:20:35,776
‫یه سوال‌هایی دارم که باید ازش بپرسم.

355
00:20:37,903 --> 00:20:39,188
‫ولی چک-این رو اشتباه رفتم

356
00:20:39,238 --> 00:20:42,399
‫چون گاهی فلش رو به بالا یعنی بالا
‫و گاهی یعنی مستقیم،

357
00:20:42,449 --> 00:20:44,359
‫که واقعاً مسخره‌ست.

358
00:20:44,409 --> 00:20:48,830
‫و بعد توی یه صف اشتباه وایستادم
‫و مردم خیلی باهام بدرفتاری می‌کردن.

359
00:20:50,207 --> 00:20:53,202
‫همه‌چی توی زندگی واقعی
‫نسبت به فیلم‌ها سخت‌تره.

360
00:20:53,252 --> 00:20:56,246
‫و بعد حراست زُل زده بود به من.

361
00:20:56,296 --> 00:20:59,291
‫برای همین شروع کردم به خمیازه کشیدن
‫که به نظر بیاد آرومـم و نقشه‌ای ندارم

362
00:20:59,341 --> 00:21:02,794
‫ولی هرچقدر خمیازه می‌کشیدم
‫بازم چشم ازم برنمی‌داشت.

363
00:21:02,844 --> 00:21:04,179
‫حتی بیشتر از قبل.

364
00:21:04,930 --> 00:21:07,432
‫بعد رفتم و یه شکلات تبلورن بزرگ خریدم.

365
00:21:07,808 --> 00:21:08,976
‫و بعدش شما اومدین.

366
00:21:10,227 --> 00:21:11,887
‫تایلر حالش خوبه؟

367
00:21:11,937 --> 00:21:13,931
‫آره، خوبه. پیش پدربزرگتـه.

368
00:21:13,981 --> 00:21:15,065
‫باشه.

369
00:21:18,026 --> 00:21:20,404
‫چی می‌خواستی ازش بپرسی؟

370
00:21:24,491 --> 00:21:25,784
‫یه لیست درست کردم.

371
00:21:42,050 --> 00:21:43,135
‫پشت و روی کاغذ نوشتی.

372
00:21:43,927 --> 00:21:45,629
‫چطوره براش نامه بفرستیم؟

373
00:21:45,679 --> 00:21:49,007
‫نه، اگه نامه بفرستم ممکنه باز فرار کنه.
‫باید همین الان برم.

374
00:21:49,057 --> 00:21:51,593
‫ببین، قول می‌دم کمکـت می‌کنیم

375
00:21:51,643 --> 00:21:53,762
‫ولی نمی‌تونی تنهایی بری اسپانیا.

376
00:21:53,812 --> 00:21:55,355
‫ببخشید، همچین اتفاقی نمیفته.

377
00:22:00,777 --> 00:22:03,063
‫پاسپورت‌هاتون رو برداشتم
‫تا نتونین تعقیبـم کنین

378
00:22:03,113 --> 00:22:06,700
‫و با کارتـت پول خرج کردم.

379
00:22:07,576 --> 00:22:09,828
‫اشکال نداره.

380
00:22:11,663 --> 00:22:13,665
‫باعث می‌شه دیگه نتونم
‫وسایل خونه‌ی سایز کوچک بخرم.

381
00:22:15,042 --> 00:22:16,785
‫- دوباره اتفاق افتاده؟
‫- آره.

382
00:22:16,835 --> 00:22:20,547
‫ولی مشکلی نیست چون یه سطل آشغال کوچک
‫خریدم که همه رو بندازم دور.

383
00:22:25,093 --> 00:22:26,261
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

384
00:22:27,429 --> 00:22:30,724
‫اشکال نداره.
‫شاید بتونیم پول بلیت رو پس بگیریم.

385
00:22:31,350 --> 00:22:32,551
‫باشه.

386
00:22:32,601 --> 00:22:33,727
‫بیا اینجا.

387
00:22:36,897 --> 00:22:38,398
‫ممنون.
‫[بلیت فروشی]

388
00:22:43,195 --> 00:22:45,614
‫[چرا رفتی؟ تقصیر من بود؟
‫چرا اسم منو گذاشتی پرنسس؟]

389
00:22:45,655 --> 00:22:47,282
‫سلام، می‌تونم کمک‌تون کنم؟

390
00:22:50,077 --> 00:22:51,453
‫یا شکلات.

391
00:22:56,208 --> 00:22:58,043
‫کجاست؟ نمی‌بینمـش.

392
00:22:58,794 --> 00:22:59,920
‫نمی‌دونم.

393
00:23:03,924 --> 00:23:05,509
‫سلام، کجایی؟ نمی‌بینمـت.

394
00:23:05,967 --> 00:23:07,502
‫پشت و روی کاغذ نوشته بود.

395
00:23:07,552 --> 00:23:09,421
‫- چی؟
‫<i>- حقشـه جواب سوال‌هاش رو بگیره، جیس.</i>

396
00:23:09,471 --> 00:23:11,840
‫تا جواب نگیره بی‌خیال نمی‌شه.
‫ما هم نمی‌تونیم بذاریم بره.

397
00:23:11,890 --> 00:23:13,934
‫باید به خاطر پرنسس برم.

398
00:23:14,768 --> 00:23:15,719
‫برای همین بلیت گرفتم.

399
00:23:15,769 --> 00:23:17,179
‫ببخشید، چی می‌گی؟

400
00:23:17,229 --> 00:23:19,106
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- باید برم، موبایلـم رو می‌خوان.

401
00:23:19,481 --> 00:23:20,482
‫نیکی...

402
00:23:26,196 --> 00:23:27,856
‫فکر کنم یه اشتباه بزرگ کردم.

403
00:23:27,906 --> 00:23:29,157
‫منم همین‌طور.

404
00:23:32,035 --> 00:23:33,703
‫[عروس]

405
00:24:03,483 --> 00:24:06,361
‫[نظرات درمورد کنفرانس فرزند خونده گرفتن]

406
00:24:50,947 --> 00:24:52,774
‫- خوراکی یا نوشیدنی می‌خواین؟
‫- خوراکی یا نوشیدنی؟

407
00:24:52,824 --> 00:24:55,744
‫کسی خوراکی یا نوشیدنی نمی‌خواد؟
‫خوراکی یا نوشیدنی؟

408
00:24:56,244 --> 00:24:57,829
‫چه نوشیدنی‌هایی دارین؟

409
00:24:57,871 --> 00:25:00,657
‫شربت با طمع‌های مختلف داریم

410
00:25:00,707 --> 00:25:03,034
‫انواع آب گازدار و ماءالشعیر.

411
00:25:03,084 --> 00:25:04,503
‫عالیه.

412
00:25:05,253 --> 00:25:07,714
‫همه‌ش رو می‌خوام.

413
00:25:08,882 --> 00:25:09,966
‫و یه مقدار آجیل.

414
00:25:10,008 --> 00:25:15,013
W W W . M O V I E S H O . C O M