1
00:00:11,845 --> 00:00:16,933
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:17,308 --> 00:00:19,227
‫نیکی! با ما میای یا نه؟

3
00:00:19,269 --> 00:00:20,353
‫ببخشید.

4
00:00:20,687 --> 00:00:27,360
‫خب، وسایل ضروری، بذار ببینم.
‫مسواک داریم، ضدآفتاب، لباس زیر،

5
00:00:27,736 --> 00:00:28,603
‫شامپو و...

6
00:00:28,653 --> 00:00:31,489
‫خدای من، این لباس خیلی چندش شده.

7
00:00:31,531 --> 00:00:33,908
‫بیا، لباس «شریل» رو بگیر.
‫نتونست پرواز کنه، ممنوع الخروجـه.

8
00:00:33,950 --> 00:00:36,077
‫یه عقایدی واسه خودش داره.

9
00:00:37,787 --> 00:00:39,197
‫«چزا لنگ دراز».

10
00:00:39,247 --> 00:00:40,331
‫آره، قدش ۱.۹۰ متره.

11
00:00:40,373 --> 00:00:42,333
‫ولی می‌تونی توی اتاق اون بمونی.
‫همه‌چی پرداخت شده.

12
00:00:42,375 --> 00:00:44,502
‫ولی هم‌اتاقیـت می‌شه «شل».

13
00:00:45,420 --> 00:00:47,756
‫شل، حالت خوبه؟

14
00:00:48,381 --> 00:00:51,084
‫خب، ازت می‌خوام سرحال شی، باشه؟

15
00:00:51,134 --> 00:00:53,094
‫چون این مهمونی مجردی
‫برای ما هم هست.

16
00:00:53,761 --> 00:00:56,297
‫ببین، می‌خوای امشب با ما بیای بیرون؟

17
00:00:56,347 --> 00:01:00,135
‫- نه، نه، برای خوش‌گذرونی زیادی پیرم.
‫- نه، نیستی.

18
00:01:00,185 --> 00:01:02,303
‫به نظر میاد برای اینکه
‫کسی رو برسونم خونه اومدم.

19
00:01:02,353 --> 00:01:03,688
‫نه.

20
00:01:04,397 --> 00:01:06,808
‫آخه... یه کاری باید انجام بدم.

21
00:01:06,858 --> 00:01:08,067
‫خیلی‌خب.

22
00:01:09,067 --> 00:01:19,067
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

23
00:01:33,343 --> 00:01:34,886
‫زودباش، بلند شو.

24
00:01:34,928 --> 00:01:36,171
‫خبری ازش نشده؟

25
00:01:36,221 --> 00:01:38,923
‫نه، هروقت چیزی فهمیدم بهت می‌گم، باشه؟

26
00:01:38,973 --> 00:01:41,718
‫حالا پاشو، باید دوره کنی.
‫دوشنبه فیزیک داری.

27
00:01:41,768 --> 00:01:43,136
‫فایده نداره، هیچی بلد نیستم.

28
00:01:43,186 --> 00:01:44,470
‫از چیزی که فکر می‌کنی بیشتر بلدی.

29
00:01:44,520 --> 00:01:46,814
‫بذار ببینیم تا الان به کجا رسیدی، زود باش.

30
00:01:48,316 --> 00:01:49,442
‫باشه.

31
00:01:53,655 --> 00:01:56,691
‫تمرینم این بوده، اگه توی ماشینی باشم
‫که ۵۰ کیلومتر بر ساعت سرعتشـه...

32
00:01:56,741 --> 00:01:58,401
‫- آفرین.
‫- و کنار ماشینی قرار بگیرم

33
00:01:58,451 --> 00:02:00,028
‫- که ۳۰ متر بر ساعت سرعتشـه...
‫- آره.

34
00:02:00,078 --> 00:02:01,871
‫اجازه می‌دن همه‌ی امتحان‌هام رو بپیچونم.

35
00:02:02,455 --> 00:02:04,249
‫و به نظرم باید حداقل بهش فکر کنیم.

36
00:02:04,832 --> 00:02:06,876
‫- اون رو می‌ذاریم نقشه‌ی دوممـون، باشه؟
‫- باشه.

37
00:02:06,918 --> 00:02:08,461
‫حالا زود باش، پاشو.

38
00:02:24,727 --> 00:02:25,937
‫پرنسس.

39
00:02:40,243 --> 00:02:41,703
‫سلام.

40
00:02:42,370 --> 00:02:43,997
‫- سلام. [اسپانیایی]
‫- سلام.

41
00:02:44,414 --> 00:02:46,791
‫این اینجاست؟

42
00:02:48,084 --> 00:02:51,204
‫- همینـه؟
‫- کافه، برای خوردن.

43
00:02:51,254 --> 00:02:55,550
‫آره، می‌دونم.
‫همین آدرسـه؟

44
00:02:56,092 --> 00:02:57,301
‫برای خوردن.

45
00:02:58,761 --> 00:03:00,054
‫باشه.

46
00:03:00,471 --> 00:03:01,556
‫ممنون. [اسپانیایی]

47
00:03:09,355 --> 00:03:11,349
‫هی، این چیه؟

48
00:03:11,399 --> 00:03:15,061
‫نامه‌ست. خدای من، شاید واقعاً
‫از چیزی که فکر می‌کنم بیشتر بلدم.

49
00:03:15,111 --> 00:03:18,231
‫هیچ‌کدوم از تکالیفـت رو تحویل ندادی، پرنسس.

50
00:03:18,281 --> 00:03:21,609
‫نه، می‌خوام کنجکاوی‌شون رو تحریک کنم
‫و جلب توجه کنم، می‌دونی؟

51
00:03:21,659 --> 00:03:24,862
‫ببین، انگلیسی، تاریخ و هنره
‫و همه‌شون رو باید دوشنبه تحویل بدی.

52
00:03:24,912 --> 00:03:26,322
‫خب، حواسـم پرت بود.

53
00:03:26,372 --> 00:03:28,750
‫چرا گذاشتی به اینجا برسه؟
‫چرا زودتر دست به کار نشدی؟

54
00:03:28,791 --> 00:03:31,085
‫راستـش رو بگم؟ راستِ راست؟

55
00:03:32,795 --> 00:03:35,006
‫به نظرم درکل به اندازه‌ی کافی
‫درمورد من سخت‌گیری نکردین.

56
00:03:35,631 --> 00:03:37,550
‫آره، خب باشه.

57
00:03:37,675 --> 00:03:40,094
‫برنامه‌های آخر هفته‌ت رو کنسل کن، باشه؟

58
00:03:44,599 --> 00:03:47,310
‫[فکر نکنم آدرس درست باشه.
‫آدرس یه کافه‌ست.]

59
00:04:08,539 --> 00:04:10,500
‫حالت خوبه؟ انگار استرس داری.

60
00:04:11,250 --> 00:04:14,086
‫- منوی انگلیسی می‌خوای؟
‫- نه، من خوبم.

61
00:04:14,420 --> 00:04:16,380
‫ماهی مرکب رو پیشنهاد می‌دی؟

62
00:04:17,048 --> 00:04:18,925
‫- ماهی مرکب دوست داری؟
‫- آره.

63
00:04:19,008 --> 00:04:20,009
‫پس نه.

64
00:04:20,676 --> 00:04:21,677
‫باشه.

65
00:04:25,056 --> 00:04:26,849
‫از اونجاهاست که اگه
‫یه نوشیدنی خاص سفارش بدم

66
00:04:26,891 --> 00:04:28,768
‫برام غذای مجانی میارین؟

67
00:04:28,893 --> 00:04:30,102
‫- آره.
‫- آره؟

68
00:04:30,811 --> 00:04:32,438
‫اسمـت چیه؟ برات حساب باز می‌کنم.

69
00:04:34,357 --> 00:04:37,068
‫شریل، بهم می‌گن چزا.

70
00:04:37,693 --> 00:04:39,153
‫- آره.
‫- آره.

71
00:04:40,196 --> 00:04:41,197
‫اسم تو چیه؟

72
00:04:41,447 --> 00:04:42,532
‫من کت هستم.

73
00:04:52,041 --> 00:04:56,087
‫خب، این کمیته‌ی اضطراری تکالیف رو
‫جمع کردیم بیان اینجا

74
00:04:56,128 --> 00:05:00,958
‫چون پرنسس تا دوشنبه باید
‫سه تا مقاله تحویل بده

75
00:05:01,008 --> 00:05:03,294
‫که هنوز شروع هم نکرده.

76
00:05:03,344 --> 00:05:05,880
‫حالا بدونین که ما فقط نمره‌ی قبولی می‌خوایم

77
00:05:05,930 --> 00:05:09,141
‫چون پرنسس می‌تونه توی امتحانات
‫معدلـش رو بالا ببره.

78
00:05:09,183 --> 00:05:11,811
‫که حتماً این اتفاق میفته
‫چون کل آخر هفته درس‌هاش رو مرور می‌کنه.

79
00:05:11,852 --> 00:05:15,523
‫حالا مسئولیت این مورد به عهده‌ی تایلره،
‫کارت‌هاش رو هم آماده کرده.

80
00:05:16,232 --> 00:05:17,433
‫برو به کارت برس، پسرم.

81
00:05:17,483 --> 00:05:20,478
‫بابا می‌دونم تو یکم به تاریخ علاقه داری.

82
00:05:20,528 --> 00:05:23,356
‫پس از تو یه مقاله‌ی ۵۰۰۰ حرفی می‌خوام

83
00:05:23,406 --> 00:05:26,984
‫درمورد ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، لطلفاً.

84
00:05:27,034 --> 00:05:30,279
‫آره، پیش خوب کسی اومدی، سال‌هاست
‫درمورد آلمانی‌ها مطالب گستره‌ای می‌نویسم.

85
00:05:30,329 --> 00:05:33,449
‫- مقاله هم؟
‫- مقاله، نامه، نشریه.

86
00:05:33,499 --> 00:05:36,994
‫باشه، وقتی تمومش کردی
‫اول باید خودم بخونمش و تاییدش کنم.

87
00:05:37,044 --> 00:05:38,621
‫جان، هنر.

88
00:05:38,671 --> 00:05:40,289
‫می‌دونم توی آبرنگ مهارت داری

89
00:05:40,339 --> 00:05:42,625
‫ولی چطوره یکم از اکریلیک استفاده کنیم؟

90
00:05:42,675 --> 00:05:46,095
‫جدیداً درمورد هنرم یکم جسور و ماجراجو شدم.

91
00:05:46,137 --> 00:05:49,215
‫- همه مراقب باشن.
‫- ماه پیش به چندتا نوجوان گفتم برن کنار

92
00:05:49,265 --> 00:05:52,059
‫چون جلوی دیدم به «آپسلی هاوس» رو
‫گرفته بودن.

93
00:05:52,435 --> 00:05:54,095
‫فوق‌العاده بود.

94
00:05:54,145 --> 00:05:55,805
‫خب، بیا همون روند رو ادامه بدیم، باشه؟

95
00:05:55,855 --> 00:05:59,392
‫حالا موضوعـش «رویارویی با طبیعت‌»ـه:

96
00:05:59,442 --> 00:06:02,903
‫گیاهان، جانوران و دنیای طبیعت.
‫پس هرچی داری رو کن، جان.

97
00:06:03,237 --> 00:06:04,897
‫می‌رم سه‌پایه‌ام رو از توی کاروان بیارم.

98
00:06:04,947 --> 00:06:07,024
‫آفرین.
‫خب، جیل عزیزم، یکم زبان انگلیسی.

99
00:06:07,074 --> 00:06:11,529
‫پس یه مقاله درمورد یکی از این کتاب‌ها
‫می‌خوایم، لطفاً.

100
00:06:11,579 --> 00:06:13,497
‫هیچ‌کدوم از این کتاب‌ها رو خوندی؟

101
00:06:14,498 --> 00:06:16,283
‫کریسمس اینو توی تلویزیون نشون دادن.

102
00:06:16,333 --> 00:06:18,953
‫خب، پس برنده‌مون مشخص شد.

103
00:06:19,003 --> 00:06:21,797
‫موضوع نگرش به نقش‌های جنسیتی
‫در کتاب «یه اتاق با منظره»، انتخاب شد.

104
00:06:21,839 --> 00:06:23,841
‫بی‌صبرانه منتظر و مشتاقـم.

105
00:06:24,133 --> 00:06:26,460
‫ولی یادته چی دیدی، مگه نه جیل؟

106
00:06:26,510 --> 00:06:29,805
‫چون معمولاً روز کریسمس تا ساعت ۳ یکم....

107
00:06:30,347 --> 00:06:32,349
‫- چی؟
‫- خسته‌ای.

108
00:06:32,433 --> 00:06:35,428
‫نه، یادمـه، آهنگ‌هاش رو دوست داشتم.

109
00:06:35,478 --> 00:06:36,887
‫به این می‌گن روحیه.

110
00:06:36,937 --> 00:06:39,231
‫خب، دیگه نمی‌تونی اونا رو
‫به این اسم صدا کنی.

111
00:06:41,442 --> 00:06:42,443
‫خیلی‌خب.

112
00:06:50,743 --> 00:06:53,621
‫از آشپزخونه بهم گفتن فعلاً به اندازه‌ی کافی
‫کروکتای گوشت خوردی،

113
00:06:53,662 --> 00:06:55,372
‫پس این آخریشـه.

114
00:06:55,998 --> 00:06:58,542
‫بعدش دیگه چیزی بهت نمی‌دیم، ببخشید.

115
00:06:59,126 --> 00:07:00,127
‫عادلانه‌ست.

116
00:07:01,128 --> 00:07:02,254
‫برای مهمونی مجردی اومدی؟

117
00:07:03,255 --> 00:07:05,090
‫- آره.
‫- بقیه کجان؟

118
00:07:06,091 --> 00:07:07,384
‫گروه‌مون از هم پاشید.

119
00:07:07,593 --> 00:07:10,921
‫آره، من می‌خواستم برم غواصی
‫ولی اونا نمی‌خواستن،

120
00:07:10,971 --> 00:07:16,894
‫بعد یه دعوای گنده کردیم
‫سر اینکه فقط روی زمین می‌چرخیم.

121
00:07:18,270 --> 00:07:19,355
‫اهل کجایی؟

122
00:07:22,775 --> 00:07:24,026
‫لندن شرقی.

123
00:07:24,109 --> 00:07:25,144
‫منم همین‌طور.

124
00:07:25,194 --> 00:07:26,228
‫چی؟

125
00:07:26,278 --> 00:07:27,363
‫نه.

126
00:07:28,239 --> 00:07:30,324
‫آره، من اون محله رو خیلی دوست دارم.

127
00:07:32,243 --> 00:07:35,696
‫رستورانی به اسم «تپ اند بلز» می‌شناسی؟

128
00:07:35,746 --> 00:07:37,164
‫ساکت شو.

129
00:07:37,206 --> 00:07:38,991
‫اونجا رستوران مورد علاقه‌ی مامانم بود.

130
00:07:39,041 --> 00:07:40,367
‫- چی؟
‫- آره.

131
00:07:40,417 --> 00:07:41,502
‫نه.

132
00:07:43,003 --> 00:07:44,205
‫چه دنیای کوچیکی.

133
00:07:44,255 --> 00:07:45,339
‫آره.

134
00:07:47,633 --> 00:07:52,263
‫می‌تونم یه ساحل خوب برای غواصی
‫نشونـت بدم، اگه می‌خوای.

135
00:07:52,930 --> 00:07:53,881
‫موج نداره.

136
00:07:53,931 --> 00:07:55,341
‫خب، کوسه‌ی آفتاب‌خوار داره

137
00:07:55,391 --> 00:07:58,561
‫ولی فقط کافیه بزنی روی دماغ‌شون
‫تا برن پی کارشون.

138
00:08:00,229 --> 00:08:02,481
‫آره، عالیه.

139
00:08:08,487 --> 00:08:10,814
‫- سلام.
‫- دیدمـش.

140
00:08:10,864 --> 00:08:13,359
‫چی؟ چی گفت؟

141
00:08:13,409 --> 00:08:15,069
‫درمورد بچه‌ها پرسید؟

142
00:08:15,119 --> 00:08:19,323
‫نه، نه دقیقاً،
‫چون من بهش نگفتم کی‌ام.

143
00:08:19,373 --> 00:08:22,243
‫خب گفتم کی‌ام ولی چیزی که گفتم
‫خود واقعیـم نبود.

144
00:08:22,293 --> 00:08:23,577
‫گفتی کی هستی؟

145
00:08:23,627 --> 00:08:24,828
‫چزا.

146
00:08:24,878 --> 00:08:27,047
‫قرار بود بری اونجا جواب بگیری.

147
00:08:27,089 --> 00:08:29,750
‫آره، می‌دونم
‫ولی اول باید بفهمم اون واقعاً کیه

148
00:08:29,800 --> 00:08:31,552
‫تا بهش بگم من واقعاً کی‌ام.

149
00:08:32,636 --> 00:08:34,054
‫قراره بریم غواصی.

150
00:08:34,221 --> 00:08:36,340
‫تو دروغ‌گوی افتضاحی هستی.

151
00:08:36,390 --> 00:08:37,850
‫نه، نیستم.

152
00:08:38,267 --> 00:08:40,177
‫واقعاً؟ ساندویچ‌های کرپلانکن چطوره؟

153
00:08:40,227 --> 00:08:41,679
‫بی‌خیال.

154
00:08:41,729 --> 00:08:43,764
‫سوتی می‌دی،
‫بعد برای درست کردنـش یه دروغ دیگه می‌گی.

155
00:08:43,814 --> 00:08:45,691
‫بعد گیر دروغ‌هایی میفتی که یادت نمیاد.

156
00:08:45,733 --> 00:08:48,894
‫- نگران نباش، حواسـم هست.
‫- چزا!

157
00:08:48,944 --> 00:08:49,987
‫تو رو صدا می‌کنن.

158
00:08:50,029 --> 00:08:51,363
‫- چزا!
‫- بله.

159
00:08:51,572 --> 00:08:53,657
‫سلام، سلام.

160
00:08:53,949 --> 00:08:55,242
‫عینکـت رو جا گذاشتی.

161
00:08:56,535 --> 00:08:58,245
‫خیلی ممنونم.

162
00:08:59,872 --> 00:09:01,582
‫ببخشید صدات رو نشنیدم، من...

163
00:09:02,666 --> 00:09:04,994
‫گوش راستـم یکم ناشنواست.

164
00:09:05,044 --> 00:09:07,588
‫- نه، این حرف رو نزن، چون حالا....
‫- باشه، بعداً می‌بینمت.

165
00:09:11,675 --> 00:09:13,168
‫نگران نباش، درستـش کردم.

166
00:09:13,218 --> 00:09:15,963
‫فقط یه بار دیدیش و الان
‫یه غواص ناشنوا به اسم چزا هستی.

167
00:09:16,013 --> 00:09:18,057
‫چیزی نمی‌شه، دیگه تمرکز کردم.

168
00:09:18,599 --> 00:09:20,601
‫واقعاً؟ موبایل رو دم کدوم گوشـت گرفتی؟

169
00:09:21,352 --> 00:09:22,853
‫- آره.
‫- درسته.

170
00:09:23,479 --> 00:09:25,147
‫خب، از همین لحظه تمرکز می‌کنم.

171
00:09:26,106 --> 00:09:27,441
‫لعنتی، باید برم.

172
00:09:28,108 --> 00:09:30,853
‫- نیکی بود؟
‫- نه، چزا بود.

173
00:09:30,903 --> 00:09:31,854
‫چزا کیه؟

174
00:09:31,904 --> 00:09:34,531
‫یه غواص ناشنوایی که می‌شناسم.

175
00:09:39,286 --> 00:09:40,621
‫تایلر، آماده‌ای؟

176
00:09:41,538 --> 00:09:44,541
‫- همه‌چی خوبه؟
‫- آره، به «میدوِی» [وسط] رسیدم.

177
00:09:44,666 --> 00:09:45,751
‫وسط مقاله؟

178
00:09:46,210 --> 00:09:48,462
‫نبرد رو می‌گم، نبرد میدوِی.

179
00:09:49,213 --> 00:09:51,373
‫بقیه‌ش دیگه راحت و ساده‌ست.
‫یه ساعتـه تموم می‌کنم.

180
00:09:51,423 --> 00:09:53,133
‫باشه، خب عالیه.

181
00:09:53,634 --> 00:09:55,010
‫دارم با یکی آشنا می‌شم.

182
00:09:56,220 --> 00:09:57,262
‫چی؟

183
00:09:57,721 --> 00:10:03,435
‫توی خیریه‌ی انجمن حمایت از حیوانات دیدمش.
‫ازم خواست جارو برقیـش رو درست کنم.

184
00:10:04,520 --> 00:10:06,188
‫عجب، چقدر خوب.

185
00:10:06,230 --> 00:10:08,273
‫نتونستم سر از کار
‫این جارو برقی «هوور» دربیارم.

186
00:10:09,191 --> 00:10:12,770
‫هرهفته از کار میفتاد
‫و مجبور بودم دوباره برم درستـش کنم.

187
00:10:12,820 --> 00:10:14,605
‫همه‌ش مجبور بودم برم اونجا.

188
00:10:14,655 --> 00:10:20,119
‫یه بار برس‌های چرخون زیرش پریده بود بیرون،
‫انگار یکی روش وایستاده باشه.

189
00:10:20,828 --> 00:10:21,779
‫آهان.

190
00:10:21,829 --> 00:10:24,706
‫اخر مجبور شدیم بریم «کرویدون»
‫که قطعاتـش رو پیدا کنیم.

191
00:10:25,290 --> 00:10:26,825
‫پیشنهاد داد باهات بیاد؟

192
00:10:26,875 --> 00:10:28,710
‫آره، ساندویچ هم آورده بود.

193
00:10:30,462 --> 00:10:33,006
‫خیلی‌خب، پس می‌ذارم به کارت برسی.

194
00:10:36,885 --> 00:10:38,796
‫خیلی‌خب، جان؟ چی برامون داری؟

195
00:10:38,846 --> 00:10:42,007
‫خب، وقتی «رویارویی با طبیعت» رو شنیدم،

196
00:10:42,057 --> 00:10:44,468
‫بلافاصله یاد گل مینای چشم گاوی افتادم.

197
00:10:44,518 --> 00:10:46,386
‫- فکر کنم همه‌مون یادش افتادیم.
‫- اگه تو بگی.

198
00:10:46,436 --> 00:10:50,098
‫می‌خوام سه‌تا تابلو بکشم، ببین.

199
00:10:50,148 --> 00:10:51,600
‫خب، خیلی طول می‌کشه؟

200
00:10:51,650 --> 00:10:53,944
‫- نه، کار یه دقیقه‌ست.
‫- زود باش.

201
00:10:55,737 --> 00:10:57,689
‫خب، جیل عزیزم،
‫چطور پیش می‌ره؟

202
00:10:57,739 --> 00:10:59,616
‫آره، عالی پیش می‌ره.

203
00:10:59,658 --> 00:11:03,362
‫تنها نگرانیـم اینه که برای اینکه
‫یه نوجوان ۱۶ ساله نوشته باشتـش

204
00:11:03,412 --> 00:11:05,489
‫شاید زیادی عاقلانه و پخته باشه.

205
00:11:05,539 --> 00:11:06,740
‫بهت می‌گم چیکار می‌کنیم،

206
00:11:06,790 --> 00:11:08,575
‫وقتی تموم شد، از لحاظ پختگی
‫بررسیـش می‌کنیم.

207
00:11:08,625 --> 00:11:10,702
‫یکم پختگیـش رو کم می‌کنیم، چطوره؟

208
00:11:10,752 --> 00:11:12,045
‫- باشه.
‫- عالیه.

209
00:11:13,630 --> 00:11:14,748
‫اینجا همه حالشون خوبه؟

210
00:11:14,798 --> 00:11:17,459
‫داریم کارت‌های مرور رو درست می‌کنیم،
‫هر موضوع یه رنگ.

211
00:11:17,509 --> 00:11:18,835
‫خب، اگه چیزی لازم داشتین...

212
00:11:18,885 --> 00:11:20,596
‫بابا، سرمون شلوغ‌ـه.

213
00:11:22,180 --> 00:11:23,181
‫خیلی‌خب.

214
00:11:41,575 --> 00:11:43,619
‫سلام، حالت خوبه؟

215
00:11:43,952 --> 00:11:45,912
‫- بپر بالا.
‫- باشه.

216
00:11:51,084 --> 00:11:52,286
‫کلاه کاسکت داری؟

217
00:11:52,336 --> 00:11:54,830
‫نه، توی تصادف داغون شد.

218
00:11:54,880 --> 00:11:56,089
‫خیلی‌خب.

219
00:12:00,135 --> 00:12:02,304
‫- خوبی؟
‫- آره.

220
00:12:02,429 --> 00:12:06,808
‫فقط سخت می‌شه بگیرمت
‫به خاطر این... مشکلی نیست.

221
00:12:09,128 --> 00:12:19,128
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

222
00:12:21,448 --> 00:12:22,991
‫چند وقتـه اینجایی؟

223
00:12:24,076 --> 00:12:25,243
‫سه ماه.

224
00:12:26,453 --> 00:12:27,579
‫قبلـش کجا بودی؟

225
00:12:27,621 --> 00:12:28,747
‫جاهای مختلف.

226
00:12:30,332 --> 00:12:32,042
‫تونس، یونان.

227
00:12:33,627 --> 00:12:34,836
‫مراکش، فکر کنم.

228
00:12:36,630 --> 00:12:38,298
‫برنامه‌ی زندگیـت چیه؟

229
00:12:39,758 --> 00:12:42,010
‫حس می‌کنم دارم برای کاری که نمی‌خوام
‫مصاحبه می‌شم.

230
00:12:42,677 --> 00:12:44,012
‫ببخشید.

231
00:12:44,471 --> 00:12:48,392
‫ببخشید، به خاطر غواصی‌ـه.
‫حس کنجکاویـم رو تحریک می‌کنه.

232
00:12:52,646 --> 00:12:55,265
‫چی شده؟
‫گل‌های مینات چی شدن؟

233
00:12:55,315 --> 00:12:58,226
‫اینجا هیچ گل مینایی نیست، جیسون.
‫فقط ناامیدی هست.

234
00:12:58,276 --> 00:13:00,979
‫- ولی قشنگ بودن.
‫- خیلی یهویی بودن، جیسون.

235
00:13:01,029 --> 00:13:02,939
‫- زیادی یهویی.
‫- چی؟

236
00:13:02,989 --> 00:13:06,902
‫خودشون رو به زور چپونده بودن.
‫منم زیادی پرورش‌شون دادم.

237
00:13:06,952 --> 00:13:09,412
‫ولی ۴۵ دقیقه‌ی پیش بود.

238
00:13:09,746 --> 00:13:10,956
‫داری نوشیدنی می‌خوری، جان؟

239
00:13:11,164 --> 00:13:12,833
‫لیموناد مورد علاقه‌ی همینگوی.

240
00:13:13,792 --> 00:13:17,170
‫ما فقط می‌خوایم یه چیزی نقاشی کنی.
‫هرچی، هرچی می‌تونی بکش.

241
00:13:17,212 --> 00:13:18,255
‫نمی‌تونم.

242
00:13:18,880 --> 00:13:21,466
‫چیزی که هر نقاشی بهش احتیاج داره رو
‫تموم کردم.

243
00:13:22,134 --> 00:13:23,260
‫چی؟ اعتماد به نفس؟

244
00:13:23,718 --> 00:13:24,761
‫رنگ.

245
00:13:25,470 --> 00:13:28,431
‫یه قوطی رنگ رو اونجا انداختم.
‫راستی، حواست به جلوی پات باشه.

246
00:13:29,099 --> 00:13:30,350
‫جان.

247
00:13:31,393 --> 00:13:33,937
‫نه، این خوبه تایلر.
‫فقط آویزونشـون کن.

248
00:13:36,231 --> 00:13:38,358
‫اینجا چه خبره؟

249
00:13:38,400 --> 00:13:41,603
‫خب، نکات کلیدی رو روی کارت نوشتیم
‫و خلاصه‌ها رو پشتـش

250
00:13:41,653 --> 00:13:44,189
‫ولی بعد فکر کردیم شاید بهتر باشه
‫توی دوتا کارت جداگانه بنویسیم.

251
00:13:44,239 --> 00:13:46,483
‫- پس داریم دوباره از اول می‌نویسیم.
‫- اصلاً چیزی مرور کردی؟

252
00:13:46,533 --> 00:13:49,202
‫نه، هنوز کارت‌های مرور رو تموم نکردیم.

253
00:13:51,204 --> 00:13:52,864
‫وقتی کارت‌ها رو تموم کنیم، دیگه کاری نداره.

254
00:13:52,914 --> 00:13:57,168
‫فقط نکات کلیدی رو نگاه می‌کنیم
‫و کارت مرتبط بهش رو....

255
00:14:01,756 --> 00:14:04,259
‫راستـش، شاید همه‌ش روی یه کارت بهتر بود.

256
00:14:06,636 --> 00:14:08,013
‫خدای من.

257
00:14:09,723 --> 00:14:10,724
‫آره.

258
00:14:18,607 --> 00:14:22,444
‫وای، منظره رو ببین.

259
00:14:23,486 --> 00:14:25,355
‫کت، یادته توی رستوران بهت انعام دادم؟

260
00:14:25,405 --> 00:14:27,282
‫فکر کنم می‌خوام پسـش بگیرم.

261
00:14:36,666 --> 00:14:38,034
‫اینجا فوق‌العاده‌ست.

262
00:14:38,084 --> 00:14:39,119
‫اجاره‌ایـه.

263
00:14:39,169 --> 00:14:41,171
‫آره، مال منم همین‌طور
‫ولی این شکلی نیست.

264
00:14:48,219 --> 00:14:50,672
‫نوشیدنی می‌خوای؟

265
00:14:50,722 --> 00:14:53,266
‫- آره می‌خوام.
‫- پس بیا.

266
00:15:06,279 --> 00:15:07,364
‫ممنون.

267
00:15:07,864 --> 00:15:10,283
‫اون گلدونی که اونجا داری رو دوست دارم.

268
00:15:10,909 --> 00:15:12,077
‫پس برش دار.

269
00:15:13,036 --> 00:15:17,123
‫- نه، نیازی نیست.
‫- موبایلـم کجاست؟

270
00:15:17,624 --> 00:15:19,459
‫دم ساحل گذاشتی توی کیف من.

271
00:15:20,126 --> 00:15:21,628
‫آره.

272
00:15:32,138 --> 00:15:34,466
‫از اونجاهاست که موادفروش‌های بزرگ
‫توش کشته می‌شن.

273
00:15:34,516 --> 00:15:36,768
‫و منظورم از این حرف تعریف و تمجیده.

274
00:15:38,937 --> 00:15:40,647
‫عکس من توی کیفـت چیکار می‌کنه؟

275
00:15:49,989 --> 00:15:51,199
‫چطور داره پیش می‌ره؟

276
00:15:51,241 --> 00:15:53,576
‫- ۱۴۰۰ و در حال بیشتر شدن.
‫- کلمه؟

277
00:15:53,618 --> 00:15:54,911
‫جون‌های از دست رفته.

278
00:15:55,412 --> 00:15:56,654
‫«حمله به دیئپ».

279
00:15:56,704 --> 00:15:58,990
‫نقطه‌ی عطف جنگ،
‫جایی که انسانیت از بین رفت.

280
00:15:59,040 --> 00:16:00,992
‫دارم برای دریای ارواح می‌نویسم.

281
00:16:01,042 --> 00:16:02,243
‫چطوره یکم استراحت کنی؟

282
00:16:02,293 --> 00:16:03,795
‫نه، باید هرطور شده ادامه بدم.

283
00:16:04,546 --> 00:16:05,839
‫خودم رو برسونم.

284
00:16:07,006 --> 00:16:08,500
‫کمک لازم داشتیم.

285
00:16:08,550 --> 00:16:10,168
‫وسایل مورد نیازمون کجا بودن؟

286
00:16:10,218 --> 00:16:12,262
‫اصلاً شانسی برای نجات پیدا کردن نداشتیم.

287
00:16:24,816 --> 00:16:27,610
‫سلام، ممنون که اومدی.
‫ببخشید باید زودتر ازت می‌خواستم.

288
00:16:27,652 --> 00:16:29,863
‫خب، وسایل مورد نیاز رو آوردم.
‫اونا کجان؟

289
00:16:31,614 --> 00:16:35,193
‫خب، من اینو دوبار خوندم، ویک
‫و باید بگم که انسجام نداره.

290
00:16:35,243 --> 00:16:36,402
‫مخالفـم.

291
00:16:36,452 --> 00:16:39,831
‫خب، اینجا یه پاراگراف هست درمورد برنده شدن
‫انگلیس در جام جهانی ۱۹۹۶،

292
00:16:40,248 --> 00:16:42,584
‫چندتا نظر بی‌مورد درباره‌ی فوتبال زن‌ها،

293
00:16:42,709 --> 00:16:46,296
‫و یه شعر غیر مسجع بی‌دلیل،
‫و هفت توهین فرهنگی،

294
00:16:46,337 --> 00:16:49,082
‫که هفت برابر بیشتر از مطالب اصلی
‫ازشون استفاده کردی.

295
00:16:49,132 --> 00:16:52,969
‫خب، من و تو باهم می‌شینیم
‫و همه‌ش رو بررسی می‌کنیم.

296
00:16:54,053 --> 00:16:56,598
‫حالا تو بگو ببینم چت شده؟

297
00:16:56,681 --> 00:17:00,810
‫الهامـم رو از دست دادم.
‫دیگه هیچ تصویر ذهنی‌ای ندارم.

298
00:17:01,186 --> 00:17:04,731
‫خب اینو تصور کن: نوه‌ات، بدون دیپلم،

299
00:17:04,772 --> 00:17:07,400
‫توی میدان «ترافالگار» گوشه‌ی خیابون
‫آهن‌ربای یخچال می‌فروشه.

300
00:17:07,567 --> 00:17:09,894
‫حالا مسیر رسیدن از اینجا به اونجا
‫کاملاً مشخصه،

301
00:17:09,944 --> 00:17:13,648
‫و همه‌چی به چیزی که روی این کاغذ
‫با این قلم کشیده شده باشه بستگی داره.

302
00:17:13,698 --> 00:17:15,992
‫یه چیزی نقاشی کن. زود باش!

303
00:17:18,536 --> 00:17:22,031
‫- خب، این چه کوفتیـه؟
‫- منظورت چیه؟

304
00:17:22,081 --> 00:17:23,324
‫مطلبی که قرار بود بنویسی

305
00:17:23,374 --> 00:17:25,368
‫- درمورد «یه اتاق با منظره» بود.
‫- همین‌کار رو کردم.

306
00:17:25,418 --> 00:17:28,288
‫پس قضیه‌ی دزدیده شدن میکروچیپ شوروی چیه؟

307
00:17:28,338 --> 00:17:31,466
‫و توی فیلم «یه اتاق با منظره»
‫هیچ‌کس رو تا بالای برج ایفل تعقیب نکردن.

308
00:17:31,507 --> 00:17:34,552
‫کردن، اون قسمت مورد علاقه‌ام بود.

309
00:17:34,594 --> 00:17:36,921
‫«یه اتاق با منظره» توی فلورانس
‫فیلم‌برداری شده.

310
00:17:36,971 --> 00:17:38,056
‫تو...

311
00:17:39,515 --> 00:17:40,516
‫صبر کن.

312
00:17:41,643 --> 00:17:44,729
‫خدای من، فیلم «یه منظره برای کشتن»
‫ رو نوشته.

313
00:17:45,229 --> 00:17:48,149
‫- واقعاً؟
‫- خدای من.

314
00:17:48,191 --> 00:17:49,809
‫نه، مطمئنم درسته.

315
00:17:49,859 --> 00:17:52,145
‫«یه اتاق با منظره» با بازی «راجر مور».

316
00:17:52,195 --> 00:17:54,072
‫- اون «یه منظره برای کشتن»ـه.
‫- آره.

317
00:17:56,240 --> 00:18:00,028
‫خب، باشه.
‫من اون فیلم رو برات دانلود می‌کنم.

318
00:18:00,078 --> 00:18:03,489
‫می‌تونی بشینی اینجا
‫و تا وقتی کل فیلم رو ندیدی

319
00:18:03,539 --> 00:18:05,158
‫هیچی نمی‌نویسی، باشه؟

320
00:18:05,208 --> 00:18:07,001
‫- باشه.
‫- باشه.

321
00:18:07,919 --> 00:18:09,337
‫- نوشیدنی دارین؟
‫- آره.

322
00:18:15,385 --> 00:18:16,636
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

323
00:18:17,345 --> 00:18:18,554
‫چی می‌خوای بگم؟

324
00:18:19,472 --> 00:18:20,640
‫نمی‌دونم.

325
00:18:21,474 --> 00:18:22,684
‫یه چیزی.

326
00:18:38,032 --> 00:18:40,910
‫دخترت جواب می‌خواد.

327
00:18:43,413 --> 00:18:44,947
‫یه چیزهایی هست که اون نیاز داره...

328
00:18:44,997 --> 00:18:47,792
‫چیزهایی که جفت‌شون نیاز دارن
‫از تو و من...

329
00:18:48,876 --> 00:18:50,253
‫من نمی‌تونم براشون برآورده کنم.

330
00:18:50,962 --> 00:18:52,547
‫نمی‌دونم از من می‌خوان چی بگم.

331
00:18:52,964 --> 00:18:54,841
‫نیاز دارن که بگی متاسفی.

332
00:18:55,341 --> 00:18:56,426
‫خب، نیستم.

333
00:18:59,512 --> 00:19:01,139
‫نباید بهم دروغ می‌گفتی.

334
00:19:03,015 --> 00:19:04,016
‫می‌دونم.

335
00:19:06,018 --> 00:19:07,353
‫می‌دونم، معذرت می‌خوام.

336
00:19:23,286 --> 00:19:27,206
‫راستـش، می‌دونی چیه؟
‫نه، معذرت نمی‌خوام.

337
00:19:28,583 --> 00:19:30,293
‫درواقع باید بگم، قابلی نداشت.

338
00:19:31,711 --> 00:19:34,797
‫قابلی نداشت که وقتی تو مشغول
‫پیدا کردنِ خودت بودی

339
00:19:34,922 --> 00:19:37,417
‫من از بچه‌هات مراقبـت کردم.

340
00:19:37,467 --> 00:19:39,218
‫تو تافته‌ی جدا بافته نیستی.

341
00:19:39,635 --> 00:19:42,805
‫تو اولین کسی نیستی که
‫فکر رها کردن بچه‌هاشون به فکرش رسیده.

342
00:19:43,306 --> 00:19:47,101
‫ولی نمی‌شه هروقت زندگی یکم سخت شد
‫دمـت رو بذاری روی کولت و فرار کنی.

343
00:19:51,314 --> 00:19:53,816
‫درضمن، اونا حالشـون خوبه.

344
00:19:54,901 --> 00:19:56,319
‫ممنون که پرسیدی.

345
00:19:58,112 --> 00:19:59,238
‫می‌دونم حالشـون خوبه.

346
00:20:00,865 --> 00:20:04,577
‫برای همین رفتم،
‫که اونا حالشون خوب باشه.

347
00:20:07,622 --> 00:20:08,789
‫و همین‌طور خودم.

348
00:20:10,833 --> 00:20:13,127
‫چون یه زمانی بود
‫که هیچ‌کدوممـون خوب نبودیم.

349
00:20:19,508 --> 00:20:22,136
‫تو نمی‌دونی زندگیِ ما چطوری بود.

350
00:20:23,137 --> 00:20:24,138
‫من...

351
00:20:27,141 --> 00:20:28,434
‫من تواناییـش رو نداشتم...

352
00:20:42,573 --> 00:20:45,326
‫می‌دونستم یه دلیلی داره
‫که توی رستوران اومدم سمتـت.

353
00:20:46,327 --> 00:20:47,945
‫خب، تو پیشخدمتـی.

354
00:20:47,995 --> 00:20:50,122
‫آره ولی پیشخدمت خوبی نیستم.

355
00:21:11,686 --> 00:21:13,729
‫یه عالمه سوال‌ـه.

356
00:21:15,189 --> 00:21:16,565
‫اشکال نداره، مجبور نیستی.

357
00:21:17,858 --> 00:21:19,235
‫فردا برنامه‌ت چیه؟

358
00:21:30,287 --> 00:21:32,540
‫[هتل گالا]

359
00:21:53,310 --> 00:21:54,937
‫[بیداری؟]

360
00:21:59,734 --> 00:22:01,193
‫[آره، همین الان!!! قهوه لازمـم.]

361
00:22:03,571 --> 00:22:06,824
‫[بیام ویلا؟ لیست رو باهم مرور کنیم؟]

362
00:22:09,410 --> 00:22:10,411
‫[آره بیا]

363
00:22:26,177 --> 00:22:27,303
‫چه خبره؟

364
00:22:28,220 --> 00:22:29,472
‫صاحب خونه مسافرت‌ـه.

365
00:22:30,347 --> 00:22:32,475
‫فکر کنم یکی دزدکی اومده توی خونه‌ش.

366
00:22:34,226 --> 00:22:35,269
‫تو چیزی دیدی؟

367
00:22:37,521 --> 00:22:40,399
‫ببخشید، این گوشـم یکم ناشنواست.

368
00:22:41,484 --> 00:22:42,651
‫ببخشید.

369
00:22:58,167 --> 00:22:59,910
‫نه، نه، نه.

370
00:22:59,960 --> 00:23:02,129
‫دیگه کروکتا نمی‌دیم، فهمیدی؟
‫دیگه نمی‌دیم، ببخشید.

371
00:23:02,171 --> 00:23:04,123
‫تموم کردیم، تاحالا پیش نیومده بود.

372
00:23:04,173 --> 00:23:05,966
‫نه، کت رو دیدین؟

373
00:23:06,550 --> 00:23:10,429
‫اینجا کار می‌کنه.
‫یه فاز بی‌خیالی داره

374
00:23:10,471 --> 00:23:14,517
‫و روحیه‌ی خشن درعین حال مهربون
‫و بی‌قراری داره.

375
00:23:15,267 --> 00:23:16,769
‫- موی قهوه‌ای.
‫- کت؟

376
00:23:16,810 --> 00:23:18,062
‫- بله. [اسپانیایی]
‫- رفت.

377
00:23:18,103 --> 00:23:19,722
‫کجا... کجا رفت؟

378
00:23:19,772 --> 00:23:22,942
‫رفت، برای همیشه رفت.
‫اتاقـش خالیـه.

379
00:23:23,192 --> 00:23:25,394
‫ببخشید، باید برم سرکارم.
‫بدون کروکتا مشتری نداریم.

380
00:23:25,444 --> 00:23:26,529
‫ببخشید.

381
00:23:48,008 --> 00:23:49,218
‫آهان.

382
00:23:49,510 --> 00:23:51,595
‫یکم طولانی بود ولی کلمه‌ی «لعنتی»

383
00:23:51,637 --> 00:23:53,464
‫که بعد از هر «فرانسوی» نوشته بودی رو
‫حذف کردم

384
00:23:53,514 --> 00:23:55,140
‫و تعداد کلمات به حد نساب رسید.

385
00:23:56,767 --> 00:23:58,143
‫پس از نظر من تایید می‌شه.

386
00:23:58,769 --> 00:23:59,762
‫آره.

387
00:23:59,812 --> 00:24:01,222
‫زود باش، بابا.

388
00:24:01,272 --> 00:24:04,099
‫خب، موضوع رویارویی با طبیعت بود

389
00:24:04,149 --> 00:24:07,611
‫و وقتی کارن دیشب باهام اونجوری حرف زد،
‫بهم الهام شد.

390
00:24:16,912 --> 00:24:18,113
‫من حاضرم اینو بخرم.

391
00:24:18,163 --> 00:24:19,873
‫- تو هم حاضری؟
‫- آره.

392
00:24:24,878 --> 00:24:26,121
‫فکر نکنم تو باشی.

393
00:24:26,171 --> 00:24:28,666
‫منظورت چیه؟
‫قشنگ صورت منو روی شیر کشیده.

394
00:24:28,716 --> 00:24:30,668
‫سلام، چه خبر؟

395
00:24:30,718 --> 00:24:32,503
‫- اون رفت.
‫- چی؟

396
00:24:32,553 --> 00:24:35,047
‫- منظورت چیه که رفت؟
‫- رفت.

397
00:24:35,097 --> 00:24:36,465
‫بهش گفتم کی‌ام.

398
00:24:36,515 --> 00:24:40,344
‫بهش گفتم پرنسس دنبالش می‌گرده
‫و اون رفت.

399
00:24:40,394 --> 00:24:41,762
‫کجا رفت؟

400
00:24:41,812 --> 00:24:44,148
‫شاید یکم زمان لازم داره.

401
00:24:44,189 --> 00:24:45,899
‫نه، با تمام وسایلـش رفته.

402
00:24:45,941 --> 00:24:48,193
‫داره دوباره فرار می‌کنه.

403
00:24:49,194 --> 00:24:52,656
‫نمی‌تونم به پرنسس بگم، جیسون.
‫نمی‌تونم حقیقت رو بهش بگم.

404
00:24:54,950 --> 00:24:56,201
‫- آره.
‫- نه.

405
00:24:57,036 --> 00:24:59,413
‫نه، نمی‌تونی، صبر کن.

406
00:25:00,831 --> 00:25:03,375
‫پرنسس، یه لحظه بیا اینجا عزیزم.

407
00:25:04,168 --> 00:25:06,128
‫مامان پای تلفن‌ـه، باشه؟

408
00:25:06,462 --> 00:25:07,921
‫می‌شه بشینیم؟

409
00:25:08,797 --> 00:25:11,550
‫خب نیک، روی اسپیکری.
‫پرنسس اینجاست.

410
00:25:17,848 --> 00:25:24,563
‫همه‌جا رو گشتم ولی نتونستم پیداش کنم.

411
00:25:25,272 --> 00:25:28,817
‫دیگه آدرسـش این نیست
‫و اینجا هیچ‌کس اون رو نمی‌شناسه.

412
00:25:31,320 --> 00:25:32,571
‫معذرت می‌خوام.

413
00:25:34,323 --> 00:25:35,532
‫باشه.

414
00:25:39,620 --> 00:25:41,163
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

415
00:25:42,372 --> 00:25:43,707
‫دوست دارم.

416
00:25:46,043 --> 00:25:47,127
‫منم دوست دارم.

417
00:25:59,181 --> 00:26:00,182
‫بیا اینجا.

418
00:26:09,566 --> 00:26:10,901
‫ممنون.

419
00:26:17,366 --> 00:26:18,492
‫بیا اینجا.

420
00:26:31,380 --> 00:26:33,757
‫دوباره بدون من همدیگه رو بغل کردین؟

421
00:27:23,307 --> 00:27:28,353
W W W . M O V I E S H O . C O M