1
00:00:07,632 --> 00:00:11,136
‫<i>بعضی رازها مخفی نمی‌مونن،</i>
<i>‫مهم نیست چقدر خوب مخفی‌شون کنی.</i>

2
00:00:11,761 --> 00:00:14,130
‫<i>پس دوباره دفنـش می‌کنیم.</i>
<i>‫این دفعه باهم.</i>

3
00:00:14,180 --> 00:00:16,141
‫همه‌ش باید لگ پات باشه؟

4
00:00:17,434 --> 00:00:19,853
‫وقتی می‌رم آمریکا باید جاهای خاصی از بدنم
‫ساییدگی داشته باشه.

5
00:00:25,900 --> 00:00:28,019
‫یه پیام «به یادت هستیم» دیگه.

6
00:00:28,069 --> 00:00:31,239
‫زودترین موقعی که می‌تونی وانمود کنی
‫به آمریکا رسیدی کِی‌ـه؟

7
00:00:31,948 --> 00:00:33,867
‫به نظرم حداقل سه هفته دیگه.

8
00:00:34,993 --> 00:00:36,778
‫نباید زیادی زود برسم.

9
00:00:36,828 --> 00:00:40,707
‫نمی‌خوام رکوردی ثبت کنم که باعث شه
‫بیشتر بررسی کنن.

10
00:00:41,875 --> 00:00:43,576
‫گروه دوستی جدیدم

11
00:00:43,626 --> 00:00:47,580
‫فقط به خاطر حمایت از من
‫توی این «دوران سخت»، شکل گرفته.

12
00:00:47,630 --> 00:00:49,624
‫اگه بفهمن دروغ بوده،

13
00:00:49,674 --> 00:00:52,260
‫تمومه، دیگه هیچ دوستی برام نمی‌مونه.

14
00:00:53,011 --> 00:00:54,671
‫دوباره مجبور می‌شم برای گذروندن وقت،

15
00:00:54,721 --> 00:00:56,264
‫توی گوشیـم آب و هوا رو چک کنم.

16
00:00:57,682 --> 00:00:59,726
‫خب، بذار وضعیت جریان آب
‫اطلس شمالی رو چک کنم.

17
00:01:00,560 --> 00:01:03,813
‫اگه مساعد باشه، دو هفته دیگه
‫می‌تونیم وانمود کنیم رسیدم.

18
00:01:04,481 --> 00:01:05,682
‫خوبه.

19
00:01:05,732 --> 00:01:09,277
‫هرچی بیشتر طول بکشه،
‫احتمال بروز یه مشکل بیشتر می‌شه.

20
00:01:09,986 --> 00:01:11,780
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد، عزیزم.

21
00:01:12,614 --> 00:01:14,365
‫من فکر همه‌چی رو کردم.

22
00:01:15,365 --> 00:01:25,365
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

23
00:01:29,506 --> 00:01:31,841
‫- کیه؟
‫- فقط منم.

24
00:01:34,677 --> 00:01:35,720
‫و بقیه.

25
00:01:36,429 --> 00:01:37,430
‫کارن.

26
00:01:38,515 --> 00:01:40,425
‫درمورد طوفان اقیانوس اطلس شنیدیم.

27
00:01:40,475 --> 00:01:41,885
‫طوفان؟ کدوم طوفان؟

28
00:01:41,935 --> 00:01:43,094
‫خدای من، خبر نداری؟

29
00:01:43,144 --> 00:01:46,222
‫الان دقیقاً جایی که اسکات هست طوفان شده.

30
00:01:46,272 --> 00:01:48,224
‫درست وسط اقیانوس اطلس.

31
00:01:48,274 --> 00:01:49,601
‫خدای من.

32
00:01:49,651 --> 00:01:52,987
‫طوفان درجه ۴ـه.
‫بابات داره بررسی می‌کنه ببینه چه خبره.

33
00:01:53,655 --> 00:01:54,939
‫خب، الان شد درجه ۵.

34
00:01:54,989 --> 00:01:58,109
‫ولی مثل همیشه آدم براش سوال می‌شه که
‫پنج خوبه یا بد؟

35
00:01:58,159 --> 00:01:59,778
‫- بده.
‫- خیلی‌خب، رفیق.

36
00:01:59,828 --> 00:02:02,113
‫ولی نگران نباش، چون ما اینجاییـم.

37
00:02:02,163 --> 00:02:04,574
‫و تا مطمئن نشیم حالش خوبه هیچ‌جا نمی‌ریم.

38
00:02:04,624 --> 00:02:08,578
‫مجبور نبودین بیاین.
‫و واقعاً باید قبلش زنگ می‌زدین.

39
00:02:08,628 --> 00:02:10,547
‫نه، آخه داشتیم به بقیه زنگ می‌زدیم.

40
00:02:10,922 --> 00:02:13,708
‫- بقیه؟ بقیه یعنی کی؟
‫- همه‌تون اینجاییـن.

41
00:02:13,758 --> 00:02:15,835
‫نقشه‌های باد رو آوردم.
‫توی اتاق نشیمن می‌چینمشـون.

42
00:02:15,885 --> 00:02:17,504
‫- چطوری انقدر سریع رسیدی؟
‫- ویک منو آورد.

43
00:02:17,554 --> 00:02:19,047
‫- ویک؟
‫- خبر جدیدی نیست؟

44
00:02:19,097 --> 00:02:21,508
‫- خدای من.
‫- نه هیچی، ولی امیدوارم. بیا بریم.

45
00:02:21,558 --> 00:02:22,675
‫ولی طوفان بزرگیـه.

46
00:02:22,725 --> 00:02:25,053
‫باید نقشه رو کوچیک می‌کردم تا به ته‌ش برسم،
‫تازه روی لپ‌تاپ.

47
00:02:25,103 --> 00:02:27,055
‫خیلی‌خب، بیا بریم.

48
00:02:27,105 --> 00:02:30,650
‫- کس دیگه‌ای قرار نیست بیاد؟
‫- نه، دیگه کسی نیست.

49
00:02:36,072 --> 00:02:39,200
‫- استیویِ بی‌پدرِ بیچاره‌ی من.
‫- خدای من.

50
00:02:39,617 --> 00:02:41,694
‫خودم لاستیک عوض کردن رو یادت می‌دم!

51
00:02:41,744 --> 00:02:44,489
‫خونه نیست، رفته بازی.

52
00:02:44,539 --> 00:02:45,832
‫قوی باش.

53
00:02:48,042 --> 00:02:53,123
‫هروقت فراموشش کردی، یه نفر رو
‫بهت معرفی می‌کنم، یه مرد بهتر، قوی‌تر.

54
00:02:53,173 --> 00:02:56,292
‫نه از این مردهای غربی که گربه نگه می‌دارن
‫و آشپزی می‌کنن.

55
00:02:56,342 --> 00:02:58,211
‫نادیا، واقعاً نیازی نبود بیای.

56
00:02:58,261 --> 00:03:01,631
‫براتون آشپزی می‌کنم.
‫یه غذایی درست می‌کنم که مناسب صبح باشه.

57
00:03:01,681 --> 00:03:05,101
‫و نگران نباش،
‫تا هروقت لازم باشه می‌مونیم.

58
00:03:09,147 --> 00:03:10,607
‫لعنتی.

59
00:03:11,399 --> 00:03:16,404
‫» ترجمه از تـارا «

60
00:03:28,708 --> 00:03:31,369
‫بیسکوییت دایجستیو شکلاتی آوردم.

61
00:03:31,419 --> 00:03:34,464
‫نکنه برای این شرایط زیادی شاد باشه؟

62
00:03:35,089 --> 00:03:38,218
‫اگه فکر می‌کنین بی‌احترامیـه،
‫می‌تونم شکلاتـش رو از روش بکنم.

63
00:03:41,763 --> 00:03:43,798
‫به نظرم مشکلی نیست، مامان.

64
00:03:43,848 --> 00:03:46,392
‫اگه ویفر صورتی میاوردی بد بود.

65
00:04:02,408 --> 00:04:04,410
‫اسکات؟ اسکات.

66
00:04:05,203 --> 00:04:06,362
‫چه خبره؟

67
00:04:06,412 --> 00:04:08,698
‫می‌گن توی اقیانوس اطلس طوفان شده.

68
00:04:08,748 --> 00:04:11,209
‫و تا وقتی مطمئن نشن حالت خوبه، نمی‌رن.

69
00:04:12,377 --> 00:04:14,329
‫خدای من، درست می‌گن.
‫طوفان بزرگیـه.

70
00:04:14,379 --> 00:04:15,747
‫خب، چقدر طول می‌کشه تا بره؟

71
00:04:15,797 --> 00:04:20,210
‫نوشته سه روز دریایی طول می‌شه تا بره شمال،
‫نه، چهار روز دریایی.

72
00:04:20,260 --> 00:04:22,378
‫روز دریایی با روز معمولی فرق می‌کنه؟

73
00:04:22,428 --> 00:04:24,339
‫- نه واقعاً.
‫- پس انقدر نگو «روز دریایی».

74
00:04:24,389 --> 00:04:27,217
‫با موبایل ماهواره‌ای بهشون زنگ بزن،
‫بگو طوفان ازت رد شده

75
00:04:27,267 --> 00:04:30,094
‫تا من بتونم از شرشون خلاص شم.

76
00:04:30,144 --> 00:04:34,065
‫دیگه نمی‌دونم ازدواج‌مون رو
‫برای مردم چطوری توصیف کنم.

77
00:04:42,865 --> 00:04:44,025
‫نیکی.

78
00:04:44,075 --> 00:04:48,196
‫- من دوست دارم امروز مفید باشم.
‫- آهان.

79
00:04:48,246 --> 00:04:51,916
‫گاهی حس می‌کنم توی این بحران‌های خانوادگی
‫هیچ کمکی نمی‌کنم.

80
00:04:53,084 --> 00:04:56,037
‫البته فکر کنم طبیعی باشه که
‫کنار زن سلطه‌گری مثل مامانت،

81
00:04:56,087 --> 00:04:58,506
‫کم کم نقش منفعل‌تری به خودم گرفته باشم.

82
00:05:04,762 --> 00:05:06,631
‫ببخشید بابا، نمی‌فهمم منظورت چیه.

83
00:05:06,681 --> 00:05:09,350
‫فقط می‌خوام بگم که دوست دارم مفید باشم.

84
00:05:10,685 --> 00:05:13,096
‫اگه چیزی لازم داشتی، من اینجام.

85
00:05:13,146 --> 00:05:14,722
‫جان، می‌شه یه لطفی بهم بکنی؟

86
00:05:14,772 --> 00:05:17,392
‫می‌شه تا من غذاها رو می‌چینم
‫تو بشقاب بیاری؟

87
00:05:17,442 --> 00:05:20,820
‫حتماً، جیسون.
‫روی من حساب کن.

88
00:05:25,158 --> 00:05:26,284
‫باشه، رفیق، عالیه.

89
00:05:45,970 --> 00:05:48,006
‫<i>درحال رصد طوفان اولیور هستیم،</i>

90
00:05:48,056 --> 00:05:50,975
‫<i>طوفان قدرتمندی که درحال حرکت</i>
<i>‫بر فراز بخش مرکزی اقیانوس اطلاس هست...</i>

91
00:05:56,898 --> 00:06:00,401
‫[هی، مامان حالت خوبه؟
‫هنوز ازت بی‌خبرم.]

92
00:06:09,160 --> 00:06:10,194
‫به نظر وحشتناک میاد.

93
00:06:10,244 --> 00:06:12,071
‫رفیق، هولناکـه، واقعاً هولناکـه.

94
00:06:12,121 --> 00:06:15,708
‫از اون اتفاق‌هاست که می‌گی...
‫معلومه کار خداست.

95
00:06:17,085 --> 00:06:19,504
‫یهو اتفاق میفته.

96
00:06:21,005 --> 00:06:22,840
‫کاری هم از دست کسی برنمیاد.

97
00:06:24,884 --> 00:06:26,928
‫واقعاً تقصیر کسی نیست.

98
00:06:29,097 --> 00:06:32,225
‫تو تشویقـش کردی، تعلیمـش دادی
‫و کمکـش کردی قایقش رو انتخاب کنه.

99
00:06:33,142 --> 00:06:36,979
‫خب، به نظرم به این سادگی‌ها نیست.

100
00:06:42,360 --> 00:06:44,779
‫- می‌رم نقشه رو چک کنم.
‫- آره، باشه.

101
00:06:56,249 --> 00:06:58,076
‫چی شد، جان؟
‫درمورد بشقاب‌ها پیشرفتی داشتی؟

102
00:06:58,126 --> 00:07:01,371
‫آره، کار ساده‌ایـه.
‫سه سوتـه حلـش می‌کنم.

103
00:07:01,421 --> 00:07:03,581
‫کمکی چیزی نمی‌خوای...

104
00:07:03,631 --> 00:07:05,750
‫نه، نه، همه‌چی تحت کنترلـه.

105
00:07:05,800 --> 00:07:08,336
‫باشه، فقط اینکه بچه‌ها گشنه‌شونـه، پس...

106
00:07:08,386 --> 00:07:10,922
‫جیس، جیس، بذار کارش رو بکنه.
‫می‌خواد امروز مفید باشه.

107
00:07:10,972 --> 00:07:12,807
‫- آخه خودم می‌تونستم...
‫- بیا، اینو ببر لطفاً.

108
00:07:14,809 --> 00:07:16,394
‫[کِری]

109
00:07:16,436 --> 00:07:17,512
‫ببخشید، تماس کاریـه.

110
00:07:17,562 --> 00:07:19,272
‫- باید جواب بدم.
‫- خیلی‌خب.

111
00:07:20,606 --> 00:07:22,817
‫خیلی‌خب، جان... پس، باشه؟

112
00:07:29,490 --> 00:07:30,491
‫باز شو.

113
00:07:41,752 --> 00:07:43,579
‫<i>- سلام.</i>
‫- سلام.

114
00:07:43,629 --> 00:07:45,047
‫<i>پشت موتور بودی؟</i>

115
00:07:45,798 --> 00:07:47,083
‫<i>- موهات...</i>
‫- نه.

116
00:07:47,133 --> 00:07:49,127
‫<i>دیدم امروز نیومدی، خواستم ببینم خوبی یا نه.</i>

117
00:07:49,177 --> 00:07:51,179
‫آره، نه، نه، من خوبم.
‫فقط...

118
00:07:52,054 --> 00:07:53,089
‫داستانـش طولانیـه.

119
00:07:53,139 --> 00:07:55,633
‫<i>ولی روز بدی رو برای نیومدن انتخاب کردی.</i>

120
00:07:55,683 --> 00:07:57,927
‫- نه، چطور؟
‫<i>- حدس بزن کی بالاخره</i>

121
00:07:57,977 --> 00:07:59,011
‫<i>تی‌شرت صورتیـش رو عوض کرد؟</i>

122
00:07:59,061 --> 00:08:00,972
‫دروغ نگو! چی؟

123
00:08:01,022 --> 00:08:02,890
‫- عوض کرده؟
‫<i>- آره.</i>

124
00:08:02,940 --> 00:08:05,560
‫نه، باورم نمی‌شه نبودم که ببینم.

125
00:08:05,610 --> 00:08:06,727
‫<i>این دفعه زرد پوشیده.</i>

126
00:08:06,777 --> 00:08:09,322
‫- زرد؟
‫<i>- خیلی روز جالبیـه.</i>

127
00:08:10,156 --> 00:08:11,774
‫باشه، پس کی بُرد؟

128
00:08:11,824 --> 00:08:13,743
‫<i>بذار دفتر رسمی‌مون رو چک کنم.</i>

129
00:08:14,702 --> 00:08:17,113
‫<i>آره، نیکی با پیش‌بینی ۳۷ روز متوالی،</i>

130
00:08:17,163 --> 00:08:20,783
‫<i>نزدیک‌ترین حدس رو زد</i>

131
00:08:20,833 --> 00:08:22,743
‫<i>و برای ناهار یه بوریتوی مجانی هدیه می‌گیره.</i>

132
00:08:22,793 --> 00:08:24,370
‫هی.

133
00:08:24,420 --> 00:08:26,372
‫- اسکات پای تلفن‌ـه.
‫- باشه.

134
00:08:26,422 --> 00:08:28,207
‫افتادی زمین؟ موهات...

135
00:08:28,257 --> 00:08:30,051
‫نه، برو.

136
00:08:32,136 --> 00:08:34,755
‫اسکات؟ سلام.
‫هنوزم صدامون رو می‌شنوی؟

137
00:08:34,805 --> 00:08:37,758
‫آره، می‌شنوم، آره همین‌جام.

138
00:08:37,808 --> 00:08:40,470
‫اسکات؟ زنده‌ای؟

139
00:08:40,520 --> 00:08:43,147
‫<i>سلام، آره، هستم.</i>

140
00:08:44,148 --> 00:08:45,475
‫شما صدای من رو می‌شنوین؟

141
00:08:45,525 --> 00:08:47,443
‫نه، زیاد خوب نیست.

142
00:08:49,278 --> 00:08:50,354
‫الان چی؟

143
00:08:50,404 --> 00:08:52,773
‫آره، آره، خیلی بهتر شد.

144
00:08:52,823 --> 00:08:56,068
‫ما همه‌مون اینجاییـم، اسکات.
‫خیلی نگرانـت بودیم.

145
00:08:56,118 --> 00:08:57,737
‫دوستـت داریم، اسکات.

146
00:08:57,787 --> 00:08:59,864
‫<i>خب... واقعاً برام ارزشمنده.</i>

147
00:08:59,914 --> 00:09:03,743
‫توی اینجور مواقع... بهم قدرت می‌ده.

148
00:09:03,793 --> 00:09:05,127
‫اسکات، ما همه اینجا جمع شدیم

149
00:09:05,836 --> 00:09:08,664
‫و دوست داریم بدونیم حالت خوبه یا نه.

150
00:09:08,714 --> 00:09:14,086
‫و اگه بتونی به همه اطمینان بدی،
‫اون‌وقت می‌تونن برن خونه‌شون.

151
00:09:14,136 --> 00:09:16,138
‫<i>آره، به نظر میاد باد...</i>

152
00:09:17,306 --> 00:09:18,799
‫چی شد؟ اسکات! اسکات؟

153
00:09:18,849 --> 00:09:22,562
‫- چه اتفاقی افتاد، رفیق؟
‫- اسکات؟ اسکات؟ الو؟

154
00:09:28,025 --> 00:09:29,151
‫از دست دادیمش.

155
00:09:32,613 --> 00:09:33,614
‫کارن؟

156
00:09:35,116 --> 00:09:38,027
‫خدای من.
‫کارن، حالت خوبه؟

157
00:09:38,077 --> 00:09:40,696
‫آره، خوبم.
‫نگران نباش.

158
00:09:40,746 --> 00:09:42,490
‫کارن، من فکر می‌کنم...

159
00:09:42,540 --> 00:09:45,826
‫فکر می‌کنم الان توی شوک هستی
‫و می‌خوام بدونی

160
00:09:45,876 --> 00:09:47,920
‫هروقت از شوک در اومدی،
‫من اینجام و هوات رو دارم.

161
00:09:48,629 --> 00:09:52,091
‫باشه، خب... یادم می‌مونم.

162
00:09:56,554 --> 00:09:58,347
‫الان توی فاز انکارـه.

163
00:09:59,640 --> 00:10:01,309
‫فاز بعدی خشم‌ـه.

164
00:10:02,059 --> 00:10:04,053
‫چه اتفاقی افتاد؟

165
00:10:04,103 --> 00:10:06,514
‫موبایل از دستم افتاد و فکر کنم خرابش کردم.
‫فکر کنم آب رفت توش.

166
00:10:06,564 --> 00:10:08,474
‫این موبایل مخصوص قایق‌ـه.

167
00:10:08,524 --> 00:10:10,726
‫می‌دونم ولی محافظـش رو نذاشته بودم.

168
00:10:10,776 --> 00:10:13,029
‫- چرا نذاشتی؟
‫- چون روی قایق نیستم!

169
00:10:13,988 --> 00:10:15,239
‫درستـش می‌کنم، مشکلی نیست.

170
00:10:16,699 --> 00:10:19,110
‫یه کیسه برنج خیلی بزرگ داری؟

171
00:10:19,160 --> 00:10:21,904
‫فکر می‌کنن از قایق افتادی پایین.

172
00:10:21,954 --> 00:10:24,865
‫همه دارن بغلم می‌کنن و برام دعا می‌کنن،
‫انگار وسط این سریال‌های مکزیکی‌ام.

173
00:10:24,915 --> 00:10:27,868
‫و حالا باید جلوشون وانمود کنم ناراحتم.

174
00:10:27,918 --> 00:10:30,588
‫و خودت می‌دونی من چقدر
‫از بروز احساسات بدم میاد.

175
00:10:31,714 --> 00:10:32,957
‫می‌خوای یکم تمرین کنی؟

176
00:10:33,007 --> 00:10:36,210
‫نه، وقتی بچه بودم و همسترهام مُردن،
‫یاد گرفتم چطور وانمود کنم ناراحتم.

177
00:10:36,260 --> 00:10:38,012
‫ترکیب گیجی و تعجب‌ـه.

178
00:10:47,313 --> 00:10:48,931
‫خدای من، خسته‌کننده‌ست.

179
00:10:48,981 --> 00:10:50,891
‫نیکی چطوری کل روز
‫این قیافه رو به خودش می‌گیره؟

180
00:10:50,941 --> 00:10:52,568
‫بهتر نیست راستـش رو بگیم؟

181
00:10:53,235 --> 00:10:56,314
‫نه! الان دیگه زیادی خجالت‌آوره.

182
00:10:56,364 --> 00:10:57,531
‫از جامعه طردمون می‌کنن.

183
00:10:58,783 --> 00:11:04,205
‫موبایل رو درست کن، بهشون زنگ بزن
‫تا برن خونه‌هاشون.

184
00:11:05,623 --> 00:11:08,659
‫راستی، بوی غذا رو کاملاً حس می‌کنم.

185
00:11:08,709 --> 00:11:11,829
‫می‌شه یواشکی برام خوراکی بیاری بالا؟

186
00:11:11,879 --> 00:11:14,090
‫اگه نمی‌تونی هیچ اشکالی نداره.

187
00:11:18,135 --> 00:11:19,170
‫خب، ببین.

188
00:11:19,220 --> 00:11:21,213
‫احتمالاً تا الان خودش از روی قایق
‫درخواست کمک کرده.

189
00:11:21,263 --> 00:11:23,215
‫ولی محض احتیاط بهتره
‫با گارد ساحلی تماس بگیریم.

190
00:11:23,265 --> 00:11:24,467
‫من نقشه‌های باد رو بررسی کردم

191
00:11:24,517 --> 00:11:26,344
‫و موقعیت احتمالی فعلیـش رو محاسبه کردم.

192
00:11:26,394 --> 00:11:27,720
‫ولی گارد ساحلی چیکار می‌کنه؟

193
00:11:27,770 --> 00:11:30,097
‫هلیکوپتر می‌فرستن.
‫کشتی‌ها رو به اون منطقه هدایت می‌کنن.

194
00:11:30,147 --> 00:11:32,224
‫- خدای من.
‫- آره، احتمالاً آخرش

195
00:11:32,274 --> 00:11:34,735
‫یه هزینه‌ای براتون بزنن،
‫ولی حدس می‌زنم اسکات بیمه داشته باشه.

196
00:11:35,361 --> 00:11:37,355
‫مطمئنی باید این کار رو بکنیم؟

197
00:11:37,405 --> 00:11:41,651
‫طوفان درجه ۴ـه.
‫احتمال تلفات گسترده‌ی جانی وجود داره.

198
00:11:41,701 --> 00:11:43,736
‫- ممکنه جونش در خطر باشه، کارن.
‫- آره.

199
00:11:43,786 --> 00:11:44,862
‫آره، درسته.

200
00:11:44,912 --> 00:11:46,080
‫دقیقاً.

201
00:11:47,289 --> 00:11:49,625
‫- خب، شماره‌اش رو بهم می‌دی؟
‫- آره، بیا.

202
00:11:50,459 --> 00:11:53,329
‫<i>در مناطق ساحلی،</i>
<i>‫مقامات به مردم اکیداً توصیه می‌کنن</i>

203
00:11:53,379 --> 00:11:55,956
‫<i>که فاصله‌شون رو از خطوط ساحلی حفظ کنن.</i>

204
00:11:56,006 --> 00:11:58,668
‫<i>وضعیت خطوط ساحلی به شدت...</i>

205
00:11:58,718 --> 00:12:01,212
‫فکر نمی‌کنم کارن ازت انتظار داشته باشه
‫خونه رو تمیز کنی، نادیا.

206
00:12:01,262 --> 00:12:04,682
‫وقتی جنازه نیست، ما عکس رو چال می‌کنیم.

207
00:12:05,683 --> 00:12:06,892
‫آهان.

208
00:12:08,310 --> 00:12:09,729
‫پس به کارت برس.

209
00:12:11,230 --> 00:12:13,733
‫۱-۱-۹-۹-۹.

210
00:12:21,824 --> 00:12:23,993
‫سلام، گارد ساحلی؟

211
00:12:24,910 --> 00:12:26,912
‫من... خوبم، ممنون.
‫شما چطور؟

212
00:12:28,122 --> 00:12:31,951
‫خب، موضوع اینه که همسر من
‫توی اقیانوس اطلس قایق‌رانی می‌کنه.

213
00:12:32,001 --> 00:12:33,619
‫- مختصات بده.
‫- یه لحظه صبر کنین.

214
00:12:33,669 --> 00:12:37,923
‫مختصات ۴۶ درجه‌ی جنوبی، ۲۸۷ درجه‌ی غربی.

215
00:12:38,674 --> 00:12:40,543
‫درست همون‌جایی که طوفان شده.

216
00:12:40,593 --> 00:12:42,294
‫می‌دونم، دقیقاً.

217
00:12:42,344 --> 00:12:44,213
‫واقعاً وحشتناک‌ـه.

218
00:12:44,263 --> 00:12:48,259
‫به‌هرحال، می‌خواستم بدونم می‌تونین
‫گروه جست و جو بفرستین؟

219
00:12:48,309 --> 00:12:49,760
‫خوبه، گروه جست و جو.

220
00:12:49,810 --> 00:12:51,395
‫داره چک می‌کنه.

221
00:12:53,481 --> 00:12:56,817
‫آهان، پس عالیه.
‫یه گروه می‌فرستین.

222
00:12:57,568 --> 00:12:59,478
‫فکر می‌کنین احتمالاً حالش خوبه

223
00:12:59,528 --> 00:13:02,615
‫و شاید فقط موبایلش خیس شده؟
‫چه جالب.

224
00:13:03,407 --> 00:13:05,192
‫شما خیلی مهربونیـن.

225
00:13:05,242 --> 00:13:07,369
‫خیلی خیلی ممنونم.
‫خداحافظ.

226
00:13:08,996 --> 00:13:11,031
‫- خب؟
‫- آره، خوبه.

227
00:13:11,081 --> 00:13:12,450
‫گفت می‌فرستن.

228
00:13:12,500 --> 00:13:14,577
‫گفت راستـش از این اتفاق‌ها زیاد میفته

229
00:13:14,627 --> 00:13:18,798
‫و بهتره همه برن خونه‌هاشون
‫و سعی کنن یکم بخوابن.

230
00:13:24,261 --> 00:13:26,672
‫این چیه؟ صبحانه‌ست؟

231
00:13:26,722 --> 00:13:27,890
‫نه.

232
00:13:31,644 --> 00:13:33,596
‫- چه عالی.
‫- چون گفتی «غذای مناسب صبح».

233
00:13:33,646 --> 00:13:35,431
‫فکر کردم مثلاً تخم‌مرغ و بیکن.

234
00:13:35,481 --> 00:13:38,359
‫غذای مناسب عزاداری، برای وقتی عزاداری.
‫[تشابه کلمه در انگلیسی]

235
00:13:39,109 --> 00:13:40,561
‫هنوز نمی‌دونیم مُرده یا نه.

236
00:13:40,611 --> 00:13:42,062
‫ولی شرایط بحرانی‌ـه.

237
00:13:42,112 --> 00:13:44,064
‫پس تا وقتی مطمئن شیم فرض می‌کنیم مُرده.

238
00:13:44,114 --> 00:13:45,699
‫نه، این حرف رو نزن.

239
00:13:52,706 --> 00:13:54,200
‫چرا هیچ بشقابی نیست؟

240
00:13:54,250 --> 00:13:57,703
‫تا این لحظه جواب این سوال رو نفهمیدم،
‫ولی سوال درستی پرسیدی.

241
00:13:57,753 --> 00:13:59,955
‫جان، می‌شه از کشوی آشپزخونه قیچی بیاری؟

242
00:14:00,005 --> 00:14:01,791
‫می‌خوام با نخ محدوده‌ی جست و جو رو
‫مشخص کنم.

243
00:14:01,841 --> 00:14:04,510
‫حتما! چشم بهم بزنی آوردم.

244
00:14:06,053 --> 00:14:07,513
‫بالاخره بشقاب‌ها رو میاری یا نه...

245
00:14:11,725 --> 00:14:13,385
‫[همه‌چی مرتبه؟ خیلی‌وقته خبری ازت نشنیدم.]

246
00:14:13,435 --> 00:14:14,645
‫[هنوز قراره کافه‌مون برقراره؟]

247
00:14:14,687 --> 00:14:16,689
‫[بهم خبر بده! می‌تونم بعد از مدرسه بیام.]

248
00:14:21,485 --> 00:14:22,978
‫اوضاع چطوره؟ حالت خوبه؟

249
00:14:23,028 --> 00:14:24,280
‫خوبم، چرا خوب نباشم؟

250
00:14:24,989 --> 00:14:25,990
‫خوبه.

251
00:14:30,411 --> 00:14:31,862
‫جدیداً یکم حساس شده.

252
00:14:31,912 --> 00:14:34,949
‫آره، خودت توی این سن پدر درآوردی.

253
00:14:34,999 --> 00:14:36,000
‫آره؟

254
00:14:36,500 --> 00:14:37,918
‫خب، مامانت که اینجوری می‌گفت.

255
00:14:41,422 --> 00:14:43,299
‫- خودت چطوری؟ کار چطوره؟
‫- وحشتناکـه.

256
00:14:44,091 --> 00:14:48,462
‫بازخوردهای آنلاین‌مون فوق‌العاده‌ست.
‫مشتری‌هامون هر هفته بیشتر می‌شن.

257
00:14:48,512 --> 00:14:51,507
‫سرعت پیشرفت‌مون زیادی بالاست.
‫دیگه عملاً تعمیرات انجام نمی‌دم.

258
00:14:51,557 --> 00:14:53,133
‫فقط آدم‌ها رو مدیریت می‌کنم.

259
00:14:53,183 --> 00:14:55,886
‫وقتی توی «تیل‌سانز» کار می‌کردم،
‫فقط سه‌بار رفتم پیش مدیرم.

260
00:14:55,936 --> 00:14:58,063
‫یه بار وقتی استخدام شدم،
‫یه بار وقتی بازنشسته شدم.

261
00:14:59,315 --> 00:15:00,975
‫دفعه‌ی دوم کلیدم رو جا گذاشتم،

262
00:15:01,025 --> 00:15:02,268
‫- مجبور شدم برگردم.
‫- آهان.

263
00:15:02,318 --> 00:15:04,311
‫خب، برای همه‌مون تخت ندارن

264
00:15:04,361 --> 00:15:05,771
‫و مبل‌هاشون رو سرچ کردم،

265
00:15:05,821 --> 00:15:08,023
‫- قیمت هرکدومشـون ۶ هزار پونده.
‫- واقعاً؟

266
00:15:08,073 --> 00:15:09,108
‫پس نمی‌تونیم روشون بخوابیم.

267
00:15:09,158 --> 00:15:11,402
‫حتی مطمئن نیستم بتونیم روشون بشینیم،
‫اگه راستـش رو بخوای.

268
00:15:11,452 --> 00:15:15,489
‫می‌رم گاراژ رو چک کنم ببینم
‫از کسب و کار چادر کمپینگ که راه انداخته بود

269
00:15:15,539 --> 00:15:16,907
‫تجهیزات کمپینگ مونده یا نه.

270
00:15:16,957 --> 00:15:18,834
‫پولی که سرمایه‌گذاری کردیم رو پس گرفتیم؟

271
00:15:19,251 --> 00:15:20,836
‫الان وقت پرسیدنِ این سوال نیست، نه؟

272
00:15:21,128 --> 00:15:22,588
‫- نه، نه.
‫- نه.

273
00:15:23,172 --> 00:15:25,082
‫چقدر وسیله اینجاست.

274
00:15:25,132 --> 00:15:26,759
‫همه‌ی این کارها رو انجام داده؟

275
00:15:28,093 --> 00:15:31,805
‫نه، بچه‌ها، بچه‌ها.
‫آلبوم کریسمس ضبط کرده.

276
00:15:32,306 --> 00:15:35,634
‫- نگاه‌ش کن.
‫- نسخه‌ی گرامافون، سی‌دی

277
00:15:35,684 --> 00:15:37,511
‫- و مینی‌دیسکـش رو داره.
‫- خدای من.

278
00:15:37,561 --> 00:15:40,189
‫- داره زبان خودش رو اختراع می‌کنه.
‫- بازی هم درست کرده، ببینین.

279
00:15:41,148 --> 00:15:42,766
‫- «اسکات آزاد».
‫- آره.

280
00:15:42,816 --> 00:15:45,144
‫«بازی مخصوص مخالفان نظام سرمایه‌داری.»

281
00:15:45,194 --> 00:15:48,530
‫«سکوت لامباداها، موزیکال ترسناک قدیمی.»

282
00:15:49,740 --> 00:15:52,576
‫«پانچوی عصرانه‌ی آقایان».

283
00:15:53,160 --> 00:15:55,371
‫«عطر اسکات»؟ کسی نمی‌خواد؟

284
00:15:56,622 --> 00:15:57,656
‫اینجا رو ببینین.

285
00:15:57,706 --> 00:16:00,659
‫اینجا انگار برای یه مقام دولتی
‫نامزد شده بوده.

286
00:16:00,709 --> 00:16:03,203
‫نمی‌شه بهش رشوه داد،
‫چون از لحاظ مالی ثروتمند و مستقل‌ـه.

287
00:16:03,253 --> 00:16:04,505
‫- پس... آره.
‫- درسته.

288
00:16:05,506 --> 00:16:10,085
‫«ووداسکات، فستیوال اجتماعی
‫برای دنیایی فراتر از مادیات.»

289
00:16:10,135 --> 00:16:12,012
‫راستـش، ایده‌ها و رویاهای جالبی داشته.

290
00:16:12,930 --> 00:16:14,223
‫عجب زندگی‌ای.

291
00:16:14,723 --> 00:16:15,758
‫خدا حفظش کنه.

292
00:16:15,808 --> 00:16:16,842
‫آهان، اینجاست.

293
00:16:16,892 --> 00:16:18,686
‫وسایل کمپینگ، کیسه‌ی خواب.

294
00:16:19,186 --> 00:16:21,188
‫[گیلبرت - دستگاه گریل]

295
00:16:22,439 --> 00:16:23,941
‫پول اینا رو هم بهمون پس نداد.

296
00:16:26,610 --> 00:16:30,189
‫<i>خب، مشخصاً همون‌طور که می‌بینین</i>

297
00:16:30,239 --> 00:16:32,616
‫<i>همه‌چی طبق برنامه پیش نرفت.</i>

298
00:16:33,993 --> 00:16:35,119
‫<i>و من معذرت می‌خوام.</i>

299
00:16:35,661 --> 00:16:38,322
‫<i>معذرت می‌خوام که همه‌تون رو</i>
<i>‫به دردسر انداختم.</i>

300
00:16:38,372 --> 00:16:39,865
‫اسکات.

301
00:16:39,915 --> 00:16:41,116
‫لعنتی.

302
00:16:41,166 --> 00:16:42,326
‫اسکات، نه!

303
00:16:42,376 --> 00:16:45,170
‫<i>- فقط بدونین که من شرمنده‌ام.</i>
‫- این چیه؟

304
00:16:46,213 --> 00:16:48,632
‫فِردی توی کامپیوتر اسکات پیداش کرد.

305
00:16:50,175 --> 00:16:52,219
‫یه پیام ضبط کرده برای وقتی که...

306
00:16:54,596 --> 00:16:56,932
‫برای وقتی که نتونه برگرده.

307
00:17:03,605 --> 00:17:07,026
‫<i>اگه این ویدیو رو می‌بینین، یعنی من مُردم.</i>

308
00:17:09,945 --> 00:17:12,439
‫<i>یا اینکه لپ‌تاپـم رو دزدیدین.</i>

309
00:17:12,489 --> 00:17:17,152
‫<i>و اگه لپ‌تاپم رو دزدیدین</i>
<i>‫و درعین حال شنیدین که من مُردم،</i>

310
00:17:17,202 --> 00:17:22,116
‫<i>می‌شه این فایل رو به</i>
<i>‫«کارن.فیلبرت@آی‌کلود.کام» بفرستین؟</i>

311
00:17:22,166 --> 00:17:24,034
‫خدا به من صبر بده.

312
00:17:24,084 --> 00:17:25,753
‫<i>خب، اینو خودم از همه بیشتر دوست دارم.</i>

313
00:17:29,465 --> 00:17:31,467
‫[اسکات فیلبرت - آهنگ‌های کریسمسی]

314
00:17:34,136 --> 00:17:36,221
‫ممنون.

315
00:17:44,646 --> 00:17:45,773
‫حالت چطوره؟

316
00:17:49,735 --> 00:17:50,903
‫دارم یه‌جوری سر می‌کنم.

317
00:17:52,446 --> 00:17:54,490
‫همه‌چی خیلی ترسناکـه، نه؟

318
00:17:55,991 --> 00:17:57,451
‫- ببین، نیکی...
‫- بله؟

319
00:17:57,951 --> 00:18:01,455
‫می‌دونم می‌خوای گریه‌ام رو ببینی،
‫ولی به نظر من گریه فایده‌ای نداره.

320
00:18:02,247 --> 00:18:04,283
‫- ولی...
‫- نه، من می‌فهمم.

321
00:18:04,333 --> 00:18:07,327
‫اگه گورکن یا سنجاب باشی،
‫باید یه صدایی از خودت دربیاری

322
00:18:07,377 --> 00:18:10,672
‫تا باقی سنجاب‌ها بفهمن
‫تو ترسیدی یا ناراحتی.

323
00:18:11,215 --> 00:18:12,758
‫ولی من سنجاب نیستم.

324
00:18:13,592 --> 00:18:14,793
‫من انسانـم.

325
00:18:14,843 --> 00:18:16,336
‫ما زبان داریم.

326
00:18:16,386 --> 00:18:19,723
‫می‌تونم توی چشم‌های یه نفر نگاه کنم
‫و بگم «می‌ترسم».

327
00:18:20,390 --> 00:18:25,020
‫پس هروقت ترسیدم، توی چشم‌هات نگاه می‌کنم
‫و می‌گم «نیکی، من ترسیدم».

328
00:18:25,604 --> 00:18:27,731
‫تا اون‌موقع حالم خوبه.

329
00:18:29,066 --> 00:18:30,943
‫- باشه؟
‫- باشه.

330
00:18:31,693 --> 00:18:32,820
‫خیلی‌خب.

331
00:18:39,576 --> 00:18:40,786
‫الان میارم.

332
00:18:52,381 --> 00:18:54,049
‫کسی بشقاب نمی‌خواد؟

333
00:18:55,592 --> 00:18:58,470
‫خب، نه رفیق، تموم شد.
‫همه‌ی خوراکی‌ها تموم شد.

334
00:18:59,638 --> 00:19:00,798
‫کاسه چی؟

335
00:19:00,848 --> 00:19:03,258
‫استکان؟ لیوان؟

336
00:19:03,308 --> 00:19:04,893
‫هرچی بخواین با کمال میل میارم.

337
00:19:05,978 --> 00:19:08,847
‫پرنسس، تایلر، فنجون بیارم؟

338
00:19:08,897 --> 00:19:10,357
‫- آره.
‫- آره.

339
00:19:12,985 --> 00:19:14,820
‫خب، مشکلی نیست.

340
00:19:20,284 --> 00:19:21,493
‫واقعاً دلم براش تنگ شده.

341
00:19:24,413 --> 00:19:26,248
‫من یه‌جورایی بهش حسودیم می‌شد.

342
00:19:27,833 --> 00:19:28,834
‫اون خیلی...

343
00:19:29,918 --> 00:19:30,919
‫مثبت بود.

344
00:19:34,673 --> 00:19:36,175
‫دوره‌ی ژیمناستیکـش رو یادتونه؟

345
00:19:36,758 --> 00:19:40,220
‫شش ماه کلاس رفته بود ولی هنوز
‫برای چرخش پا، تشک ضربه‌گیر می‌ذاشت.

346
00:19:41,805 --> 00:19:43,974
‫آره، اون تتوی المپیک هم زیاده‌روی بود.

347
00:19:45,851 --> 00:19:48,645
‫وقتی برای نمایش کریسمس مدرسه‌مون
‫انتخاب شدم،

348
00:19:49,313 --> 00:19:52,107
‫برام کتاب «آماده‌سازی بازیگر»
‫اثر استانیسلاوسکی رو خرید.

349
00:19:53,525 --> 00:19:54,902
‫و من نقش یه بوته رو بازی می‌کردم.

350
00:19:57,070 --> 00:19:59,031
‫خیلی به خودش ایمان داشت، نه؟

351
00:20:01,700 --> 00:20:03,160
‫به همه‌مون ایمان داشت.

352
00:20:04,411 --> 00:20:06,864
‫آدم خیلی خاصی بود.

353
00:20:06,914 --> 00:20:09,616
‫از اینجور آدم‌ها زیاد پیدا نمی‌شه...

354
00:20:09,666 --> 00:20:11,084
‫چیکار می‌کنی؟

355
00:20:12,002 --> 00:20:13,745
‫آلبوم کریسمس من رو گذاشتن.

356
00:20:13,795 --> 00:20:16,540
‫می‌بیننـت.
‫این خونه ۸۰% شیشه‌ست.

357
00:20:16,590 --> 00:20:17,916
‫از روی پله‌ها بلند شو!

358
00:20:17,966 --> 00:20:20,002
‫دارم به حرف‌هاشون گوش می‌دم.

359
00:20:20,052 --> 00:20:21,795
‫الان باید مشغول درست کردن اون موبایل باشی!

360
00:20:21,845 --> 00:20:23,589
‫نزدیک بود یادم بره.

361
00:20:23,639 --> 00:20:25,132
‫خبر خوش، درستـش کردم.

362
00:20:25,182 --> 00:20:27,384
‫خب، پس چرا نمی‌ری طبقه‌ی بالا و زنگ بزنی؟

363
00:20:27,434 --> 00:20:29,303
‫منتظرم جیسون یه چیزی بگه.

364
00:20:29,353 --> 00:20:32,347
‫خدای من.
‫برو، برو!

365
00:20:32,397 --> 00:20:34,224
‫عضلات صورتـم گرفته.

366
00:20:34,274 --> 00:20:35,309
‫خیلی‌خب.

367
00:20:35,359 --> 00:20:37,486
‫کاش می‌دونست زندگی چند نفر رو
‫تحت‌تاثیر قرار داده.

368
00:20:39,071 --> 00:20:42,032
‫لطفاً بهشون بگو ترتیب آهنگ‌ها رو رعایت کنن.

369
00:20:42,699 --> 00:20:44,201
‫هر آلبوم یه داستان‌ـه.

370
00:20:55,462 --> 00:20:57,005
‫داریم خاطرات اسکات رو مرور می‌کنیم.

371
00:20:59,424 --> 00:21:00,467
‫پدربزرگ؟

372
00:21:03,095 --> 00:21:04,137
‫من...

373
00:21:05,013 --> 00:21:06,014
‫شلوارهاش رو دوست داشتم.

374
00:21:08,267 --> 00:21:10,427
‫- البته نه همه‌شون رو.
‫- باشه.

375
00:21:10,477 --> 00:21:12,638
‫رقصـش با استیوی رو دیدین؟

376
00:21:12,688 --> 00:21:13,847
‫چی؟ نه.

377
00:21:13,897 --> 00:21:15,190
‫خیلی خوب می‌رقصن.

378
00:21:18,902 --> 00:21:22,314
‫وای، خیلی بانمک‌ـه.

379
00:21:22,364 --> 00:21:25,826
‫آره، قبل از اینکه بگم استیوی رو هم بیار،
‫به این بانمکی نبود.

380
00:21:28,745 --> 00:21:30,330
‫پدر خیلی خوبی بود.

381
00:21:32,457 --> 00:21:34,660
‫- آره؟
‫- آره.

382
00:21:34,710 --> 00:21:36,662
‫واقعاً رفت کلاس تمرین صدا،

383
00:21:36,712 --> 00:21:38,755
‫تا بتونه موقع خوندن داستان شبانه
‫تقلید صدا کنه.

384
00:21:40,340 --> 00:21:43,168
‫و خدا می‌دونه چندبار دماسنج گوشت رو
‫توی حموم پیدا کردم،

385
00:21:43,218 --> 00:21:45,429
‫چون می‌خواست دمای حموم رو
‫برای استیوی تنظیم کنه.

386
00:21:53,937 --> 00:21:55,973
‫- اسکات‌ـه!
‫- خدای من!

387
00:21:56,023 --> 00:21:57,683
‫خدای من.

388
00:21:57,733 --> 00:21:59,943
‫- خدای من، جواب بده.
‫- آره.

389
00:22:00,861 --> 00:22:03,230
‫- اسکات، خودتی؟
‫<i>- بله، من اینجام.</i>

390
00:22:03,280 --> 00:22:04,781
‫هنوز زنده‌ای؟

391
00:22:08,035 --> 00:22:09,653
‫اسکات، ما هنوز اینجاییـم.

392
00:22:09,703 --> 00:22:11,947
‫داشتیم درباره‌ی اینکه چقدر دوستـت داریم
‫صحبت می‌کردیم.

393
00:22:11,997 --> 00:22:15,575
‫خب، چقدر قشنگ.

394
00:22:15,625 --> 00:22:16,743
‫<i>جیسون اونجاست؟</i>

395
00:22:16,793 --> 00:22:17,878
‫صداش رو نشنیدم.

396
00:22:18,795 --> 00:22:20,497
‫- من اینجام، رفیق، آره.
‫<i>- ببخشید،</i>

397
00:22:20,547 --> 00:22:23,500
‫گفتم شاید داری یه‌چیزی می‌گی
‫و نمی‌خواستم مزاحم حرف زدنت بشم.

398
00:22:23,550 --> 00:22:25,594
‫من؟ نه رفیق، هیچی نمی‌گفتم.

399
00:22:27,721 --> 00:22:29,798
‫آخه ابرها دارن سیاه می‌شن.

400
00:22:29,848 --> 00:22:34,519
‫برای همین اگه چیزی می‌خوای بگی
‫الان وقتشـه.

401
00:22:36,438 --> 00:22:37,439
‫بگو.

402
00:22:39,941 --> 00:22:42,194
‫- جیسون؟
‫- یه چیزی بگو.

403
00:22:46,990 --> 00:22:48,075
‫همه دلمون برات تنگ شده.

404
00:22:56,917 --> 00:22:59,086
‫و همه دوستـت داریم، رفیق.
‫باشه؟

405
00:23:06,134 --> 00:23:07,761
‫خب، لطف داری، جیسون.

406
00:23:08,887 --> 00:23:09,888
‫ممنونم.

407
00:23:16,436 --> 00:23:19,431
‫راستـش هوا داره صاف می‌شه

408
00:23:19,481 --> 00:23:21,691
‫<i> و آسمون آبی‌تر شده... خدای من!</i>

409
00:23:21,983 --> 00:23:23,602
‫- خدای من!
‫- اسکات!

410
00:23:23,652 --> 00:23:25,020
‫چی بود؟ صدای جیغ بود؟

411
00:23:25,070 --> 00:23:27,064
‫از دستـش دادیم، از دستـش دادیم.

412
00:23:27,114 --> 00:23:28,615
‫این دفعه واقعاً از دستـش دادیم.

413
00:23:37,165 --> 00:23:38,625
‫خدای من.

414
00:23:39,751 --> 00:23:40,827
‫خدای من، چی شد؟

415
00:23:40,877 --> 00:23:42,746
‫- لیز خوردم.
‫- چی؟

416
00:23:42,796 --> 00:23:44,247
‫همه‌چی تاریکـه.

417
00:23:44,297 --> 00:23:45,957
‫اسکات.

418
00:23:46,007 --> 00:23:48,043
‫نه، نه، اسکات.

419
00:23:48,093 --> 00:23:49,511
‫زود باش، اسکات، بیدار شو.

420
00:23:50,095 --> 00:23:51,138
‫کمک!

421
00:23:53,515 --> 00:23:56,301
‫نیکی! نیکی!

422
00:23:56,351 --> 00:23:59,429
‫خدای من، اسکات‌‌ـه.
‫توی دردسر افتاده.

423
00:23:59,479 --> 00:24:01,598
‫از فاز انکار دراومد.

424
00:24:01,648 --> 00:24:04,017
‫نه، بیاین کمک.
‫اون واقعاً آسیب دیده.

425
00:24:04,067 --> 00:24:05,819
‫نیکی! من ترسیدم!

426
00:24:06,862 --> 00:24:08,071
‫باشه.

427
00:24:12,409 --> 00:24:13,452
‫اسکات؟

428
00:24:14,077 --> 00:24:17,155
‫- چی؟
‫- اسکات، تویی؟

429
00:24:17,205 --> 00:24:18,865
‫آره، مشخصاً خودشه!

430
00:24:18,915 --> 00:24:19,950
‫چه اتفاقی داره میفته؟

431
00:24:20,000 --> 00:24:23,203
‫سرش ضربه خورده.
‫می‌شه یه نفر به آمبولانس زنگ بزنه؟

432
00:24:23,253 --> 00:24:24,955
‫- آره، الان می‌زنم.
‫- نه، ضربه‌مغزی شده.

433
00:24:25,005 --> 00:24:26,498
‫باید یه‌کاری کنی بخوابه.

434
00:24:26,548 --> 00:24:28,675
‫مامان، اتفاقاً نباید این کار رو بکنیم.

435
00:24:29,217 --> 00:24:31,928
‫چیزی نیست، اسکات.
‫حالت خوب می‌شه.

436
00:24:32,929 --> 00:24:33,930
‫

437
00:24:34,723 --> 00:24:36,683
‫محاسبه‌ات بدجور اشتباه بود، رفیق.

438
00:24:37,684 --> 00:24:39,686
‫[اورژانس و حوادث]

439
00:24:43,190 --> 00:24:45,734
‫چند روز دیگه، من و تو باهم صحبت می‌کنیم.

440
00:24:49,613 --> 00:24:50,614
‫خب...

441
00:24:52,532 --> 00:24:53,775
‫ضربه مغزیـش خفیف‌ـه.

442
00:24:53,825 --> 00:24:55,735
‫پس می‌خوان شب نگه‌ش دارن
‫تا تحت نظر باشه.

443
00:24:55,785 --> 00:24:58,038
‫ولی مشکلی براش پیش نمیاد.

444
00:25:27,275 --> 00:25:29,277
‫[اسکات آزاد]

445
00:25:33,698 --> 00:25:35,700
‫[فکر کنم دفتر شرط‌بندی‌مون رو دیده]

446
00:25:48,213 --> 00:25:50,715
‫[آب و هوا]

447
00:25:56,555 --> 00:26:00,058
‫[شن‌های روان - دویدن در بیابان آتاکاما]

448
00:26:05,063 --> 00:26:10,068
‫» ترجمه از تـارا «