1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:02,353 --> 00:01:03,563
‫ای بابا.

3
00:01:05,231 --> 00:01:06,399
‫بریم.

4
00:01:08,276 --> 00:01:10,320
‫چیه؟ ‫چی میخوای؟

5
00:01:10,403 --> 00:01:12,155
‫باید دمای بدنتون رو بگیرم.

6
00:01:15,992 --> 00:01:17,202
‫بفرما.

7
00:01:21,289 --> 00:01:23,291
‫- برین داخل.
 ‫- ایش.

8
00:01:25,001 --> 00:01:26,586
‫افسر کیم، شما اینجا چی کار می کنین؟

9
00:01:26,669 --> 00:01:28,755
‫- چیه؟
‫- می دونید که امروز نمی تونین بیاین اینجا.

10
00:01:28,838 --> 00:01:31,799
‫ای بابا، دست خودم نبود که.
‫توی شیفت حفاظتم.

11
00:01:31,883 --> 00:01:33,259
‫- شیفت حفاظتی؟
 ‫- آره.

12
00:01:33,343 --> 00:01:34,511
‫برای کی؟

13
00:01:40,767 --> 00:01:46,481
‫[ ماتئو اسپانزو ]
‫[ سفیر ایتالیا در کره ]

14
00:01:46,564 --> 00:01:48,733
‫به خشک شانس.

15
00:01:49,692 --> 00:01:51,486
‫آخه چرا

16
00:01:51,611 --> 00:01:54,656
‫[ قسمت سوم. ]

17
00:01:55,740 --> 00:01:58,284
‫از جیب خودت پول
‫مهمونی به این بزرگی رو دادی،

18
00:01:58,368 --> 00:02:00,995
‫تا نذاری که ساختمون رو تخریب کنن.

19
00:02:01,871 --> 00:02:03,831
‫از روی حسن نیت و خودنمایی هم نبوده.

20
00:02:04,540 --> 00:02:05,792
‫پس هدفت چیه؟

21
00:02:07,293 --> 00:02:09,379
‫چرا این کار رو داری می کنی؟ برای چی؟

22
00:02:09,879 --> 00:02:12,382
‫هر روز داری یک کت و شلوار
‫بورالرو جدید می پوشی.

23
00:02:12,465 --> 00:02:15,551
‫باعث میشه با خودم میگم یعنی
‫آخه چی از این پاساژ می خواد.

24
00:02:18,346 --> 00:02:19,722
‫بورالرو رو می شناسی؟

25
00:02:23,476 --> 00:02:25,395
‫کسی هست نشناسه؟

26
00:02:25,478 --> 00:02:27,522
‫بورالرو یک خیاط ماهر میلانیه.

27
00:02:29,065 --> 00:02:31,317
‫پس بهم بگو هدفت از این کار چیه.

28
00:02:36,322 --> 00:02:37,907
‫عاشق اینجا شدم.

29
00:02:37,991 --> 00:02:38,992
‫چرا؟

30
00:02:39,075 --> 00:02:40,868
‫عشق دلیل نمی خواد.

31
00:02:40,952 --> 00:02:42,245
‫باید بخواد.

32
00:02:42,328 --> 00:02:44,288
‫همه وانمود می کنن دلیلی نیست،

33
00:02:44,372 --> 00:02:45,999
‫ولی همیشه چیزی هست.

34
00:02:47,750 --> 00:02:49,919
‫من عشق بی دلیل رو ترجیح میدم.

35
00:02:51,004 --> 00:02:52,005
‫این چه کاریه؟

36
00:02:52,088 --> 00:02:56,384
‫سعی داری وقتی جفتمون می دونیم
‫خبری نیست، عاشقانه جلوه ـش بدی.

37
00:03:03,975 --> 00:03:04,976
‫ها.

38
00:03:09,147 --> 00:03:10,148
‫چی؟

39
00:03:12,400 --> 00:03:13,526
‫سفیر ایتالیا؟

40
00:03:14,819 --> 00:03:16,112
‫چرا اون اونجاست؟

41
00:03:17,655 --> 00:03:18,656
‫فقط بولدوزر

42
00:03:23,202 --> 00:03:24,203
‫جمع کنید.

43
00:03:25,663 --> 00:03:27,040
‫یا چانگ! توی

44
00:03:27,123 --> 00:03:29,375
‫ای خدا، داره دیوونم میکنه.

45
00:03:29,459 --> 00:03:31,919
‫این مشکل بزرگیه.
‫باید بهم می گفتی!

46
00:03:32,003 --> 00:03:33,713
‫اصلاً بهش فکر کردی؟

47
00:03:34,338 --> 00:03:36,007
‫چطوری می خوای درستش کنی؟

48
00:03:38,760 --> 00:03:42,472
‫اگر اون محقق با خبرگزاری ها
‫یا خانواده ی قربانی صحبت کنه، چی؟

49
00:03:42,555 --> 00:03:43,556
‫راست میگه!

50
00:03:43,639 --> 00:03:46,017
‫نمی تونه اون خیلی سریع اقدامی بکنه.

51
00:03:46,100 --> 00:03:47,101
‫چی؟

52
00:03:47,185 --> 00:03:49,103
‫- چطوری اینقدر مطمئنی؟
‫- راست میگه.

53
00:03:49,187 --> 00:03:51,355
‫تا الان هشت ساله وکیلم ها!

54
00:03:51,439 --> 00:03:53,566
‫بهتون اطمینان میدم که حدسم درسته.

55
00:03:54,150 --> 00:03:55,151
‫حدس؟

56
00:03:56,110 --> 00:03:59,238
‫من بیست سال دادستان بودم.

57
00:03:59,322 --> 00:04:02,492
‫به نظرم خوب نیست که
‫جلوی من از حدس حرف بزنی.

58
00:04:02,575 --> 00:04:05,328
‫- راست میگه.
‫- بیست ساله که دادستان هستین،

59
00:04:05,411 --> 00:04:08,122
‫- ولی سال اولتونه که وکیل میشین.
‫- چی؟

60
00:04:08,206 --> 00:04:09,248
‫رک و راست بگم.

61
00:04:09,332 --> 00:04:11,417
‫به خاطر اینکه ترسیده
بودم نبود که بهتون نگفتم،

62
00:04:11,501 --> 00:04:14,879
‫تنها به خاطر این بود که می دونستم ‫می تونم
درستش کنم و نمی خواستم شما رو نگران کنم.

63
00:04:14,962 --> 00:04:15,963
‫عجب.

64
00:04:16,005 --> 00:04:18,549
‫چقدر به فکر احساسات رئیشه.

65
00:04:18,633 --> 00:04:22,345
‫ای خدا، خانم هونگ با
‫هشت سابقه وکالت چقدر بخشنده ـس.

66
00:04:23,513 --> 00:04:25,431
‫- قربان، خانم چوی.
‫- باز اوج گرفت.

67
00:04:26,307 --> 00:04:29,727
‫اگر بهم اعتماد دارین، به جای انتقاد
‫بهم اطمینان داشته باشین.

68
00:04:29,810 --> 00:04:32,104
‫ای بابا، حرف وقت این
‫کار رو میکنه من رو می ترسونه.

69
00:04:32,188 --> 00:04:33,606
‫پس، بیا بهش اعتماد کنیم.

70
00:04:34,106 --> 00:04:37,860
‫ولی اگر این موضوع رو
‫راست و ریس نکنی، دیگه اعتمادی نداریم

71
00:04:39,195 --> 00:04:41,280
‫و اخراج میشی، باشه؟

72
00:04:43,991 --> 00:04:46,577
‫ممنون که درک کردین.

73
00:04:50,164 --> 00:04:53,709
‫خونه رفتن امروز رو از سرت بیرون کن.
‫بهم فهرست خانواده، اقوام، دوستان،

74
00:04:53,793 --> 00:04:55,670
‫و همکاران یو مین جول رو بده.

75
00:04:57,296 --> 00:04:58,464
‫و

76
00:05:01,509 --> 00:05:03,678
‫صبح، این پول رو نقدی حاضر کن.

77
00:05:09,100 --> 00:05:10,560
‫اینقدر پول برای چی می خواین؟

78
00:05:10,643 --> 00:05:11,811
‫که بتونم به هر کسی که

79
00:05:11,894 --> 00:05:14,188
‫سر نخی برای جای
‫اون بده، بهش پول بدم.

80
00:05:14,981 --> 00:05:18,567
‫مجری برنامه تلوزیونی که نیستین.
‫چرا پول بدین؟

81
00:05:19,151 --> 00:05:22,071
‫اگر مشکلی می تونه با پول خرج کردن
‫حل بشه، پس باید همین کار رو بکنم.

82
00:05:22,154 --> 00:05:25,032
‫این طوری، کسی آسیبی نمی بینه
‫و همه خوش و خرم می مونن.

83
00:05:31,372 --> 00:05:33,749
‫- موفق شدیم.
 ‫- آره!

84
00:05:33,833 --> 00:05:35,668
‫- من دیگه میرم.
 ‫- موفق شدیم.

85
00:05:35,751 --> 00:05:37,753
‫- نه، بیاین پیش ما.
‫- آقای هونگ.

86
00:05:38,337 --> 00:05:39,672
‫- باید بیاین پیش ما!
 ‫- خداحافظ.

87
00:05:40,423 --> 00:05:42,300
‫- بریم همه ـمون اونجا. 
‫- بریم.

88
00:05:42,383 --> 00:05:44,260
‫- می دونی...
 ‫- بریم تو کارش!

89
00:05:44,343 --> 00:05:46,470
‫- پاساژ.
 ‫- پاساژ.

90
00:05:46,554 --> 00:05:48,139
‫- من با چیزی مشکلی ندارم.
‫- بریم.

91
00:05:48,222 --> 00:05:49,640
‫- بزن بریم.
 ‫- بریم.

92
00:05:49,724 --> 00:05:51,225
‫- ای خدا.
 ‫- بریم دیگه.

93
00:05:51,309 --> 00:05:52,977
‫- خیلی خب.
 ‫- گئومگا.

94
00:05:53,060 --> 00:05:54,979
‫- پاساژ!
 ‫- پاساژ!

95
00:05:55,062 --> 00:05:57,023
‫- مستاجریم.
 ‫- آره که هستیم.

96
00:05:57,106 --> 00:05:59,817
‫- برنده میشیم!
 ‫- برنده!

97
00:05:59,900 --> 00:06:02,028
‫- گئومگا.
 ‫- گئومگا، خودشه.

98
00:06:02,111 --> 00:06:03,821
‫- یالا، گئومگا.
 ‫- همینه.

99
00:06:05,573 --> 00:06:06,741
‫- عالی بود.
 ‫- آره.

100
00:06:06,824 --> 00:06:10,202
‫- بیا اینجا! 
‫- واویلا.

101
00:06:11,996 --> 00:06:13,122
‫چه گرم و خوبه.

102
00:06:14,749 --> 00:06:17,752
‫مال دیروزه، هنوز خوبه، بخور.

103
00:06:17,835 --> 00:06:20,379
‫- خوبه؟
 ‫- دوکبوکی ها!

104
00:06:20,963 --> 00:06:23,799
‫شرط می بندم مهمونی
‫ده میلیون وون پولش شده باشه.

105
00:06:23,883 --> 00:06:26,594
‫نه، باید بیست تا سی میلیون وون شده باشه.

106
00:06:26,677 --> 00:06:29,388
‫تازه ـش هم،
‫آقای کاسانو پول همه چی رو داد.

107
00:06:30,389 --> 00:06:33,017
‫تا دیروز،
‫همه جور اسمی صداش می کردی ها.

108
00:06:33,100 --> 00:06:34,435
‫ولی امروز شده آقای کاسانو؟

109
00:06:35,019 --> 00:06:36,228
‫چقدر جنست خرابه.

110
00:06:36,312 --> 00:06:37,730
‫اولش بهش اعتماد نداشتم.

111
00:06:37,813 --> 00:06:40,983
‫ولی با دیدن کاری که برای پاساژ کرد،
‫شاید آدم بی ریایی باشه.

112
00:06:41,067 --> 00:06:42,568
‫اگر هدف دیگه داشت که

113
00:06:42,651 --> 00:06:44,737
‫- پولش رو خرج نمی کرد.
‫- حق با اونه.

114
00:06:44,820 --> 00:06:47,406
‫اگر بی خیال نشن،
‫همش مهمونی راه می ندازیم.

115
00:06:47,490 --> 00:06:49,408
‫سریع اونم صد میلیون وون خرج میکنه!

116
00:06:50,743 --> 00:06:52,244
‫- گوش کنین. ‫- بله؟

117
00:06:52,328 --> 00:06:55,164
‫- من صد در صد بهش اعتماد ندارم.
‫- ولی؟

118
00:06:55,247 --> 00:06:58,459
‫ولی فعلاً، باور دارم که طرف ماست.

119
00:06:58,542 --> 00:07:00,127
‫- درسته.
 ‫- آره.

120
00:07:00,211 --> 00:07:02,463
‫اخیراً، آقای کاسانو و من

121
00:07:02,546 --> 00:07:05,299
‫مثل مردم توی ایتالیا ارتباط برقرار کردیم.

122
00:07:07,092 --> 00:07:11,222
‫راستش، من فکر می کنم که ازش قایم میشی.

123
00:07:11,847 --> 00:07:14,058
‫ازش قایم نمیشم.
‫با هم داریم بازی می کنیم.

124
00:07:14,141 --> 00:07:16,519
‫توی ایتالیا، از آدم هایی که
‫باهاشون صمیمی هستیم قایم میشیم.

125
00:07:16,602 --> 00:07:18,354
‫مثل یک بازی مافیای ایتالیایی می مونه.

126
00:07:19,855 --> 00:07:22,358
‫اگر همین طوری بهمون کمک کنه،

127
00:07:22,441 --> 00:07:25,486
‫ممکنه همون نجات دهنده ای باشه
‫که بودای بخشنده برای ما فرستاده.

128
00:07:25,569 --> 00:07:26,403
‫بودای بخشنده.

129
00:07:26,487 --> 00:07:28,697
‫- آمین.
‫- آمین؟ واسه بودا که نمیگن!

130
00:07:28,781 --> 00:07:30,324
‫حالا که بهش فکر می کنم،

131
00:07:30,407 --> 00:07:33,577
‫فکر نمی کنی که اون
‫وکیل ایتالیایی واقعاً خوش قیافه باشه؟

132
00:07:34,286 --> 00:07:38,332
‫پوست خوبی داره.
‫و ادکلنش هم بوی خوبی میده.

133
00:07:38,415 --> 00:07:40,334
‫- آره، پس تو هم فهمیدی.
 ‫- آره.

134
00:07:40,417 --> 00:07:43,212
‫- معرکس.
‫- من راستش رو میگم.

135
00:07:43,295 --> 00:07:47,174
‫هیکل خوبی داره.

136
00:07:47,258 --> 00:07:49,510
‫ولی فکر می کردم از این مردها خوشت نمیاد.

137
00:07:49,593 --> 00:07:51,971
‫آخه چه جور زنی
‫از همچین مردی خوشش نمیاد؟

138
00:08:05,234 --> 00:08:07,820
‫[ معبد نانیک - موتور خونه ی ساختمون ]
‫[ تخریب ساختمون ]

139
00:08:08,529 --> 00:08:10,698
‫مهمونی ها برای جلوگیری
‫از تخریب ساختمون کافی نیستن.

140
00:08:11,407 --> 00:08:12,992
‫یه نقشه ی بهتر لازم دارم.

141
00:08:15,286 --> 00:08:18,539
‫[ مشخصات کلیدی، RDU 90 ]

142
00:08:20,916 --> 00:08:22,409
‫[ دعوای حقوقی شرکت داروسازی بابل - خطر ]

143
00:08:22,459 --> 00:08:25,087
‫لطفاً حواستون به محقق هاتون باشه.

144
00:08:26,589 --> 00:08:29,300
‫البته که نه،
‫حتی یک ساعت هم نمی تونن بیرون برن.

145
00:08:30,009 --> 00:08:33,095
‫آره، لطفاً، من کمک شما رو لازم دارم.

146
00:08:34,346 --> 00:08:35,806
‫چه دستبند قشنگی.

147
00:08:36,390 --> 00:08:37,600
‫تو چی حالیته آخه؟

148
00:08:38,392 --> 00:08:41,395
‫دستبند جدید بلامینو نیست؟
‫معروف ترین طرحشه.

149
00:08:41,478 --> 00:08:42,646
‫باشه، آقای چیزهای بی اهمیت.

150
00:08:43,564 --> 00:08:44,565
‫چیه؟

151
00:08:48,027 --> 00:08:49,270
‫از اون جایی که آقای چیزهای بی اهمیت هستم

152
00:08:49,320 --> 00:08:51,697
‫بذار کارآموزیم تموم بشه،
‫تا بتونم همکارت بشم.

153
00:08:51,780 --> 00:08:53,115
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

154
00:08:53,198 --> 00:08:57,536
‫خب، می تونیم با هم کار کنیم،
‫بریم بیسبال با هم ببینیم،

155
00:08:57,619 --> 00:09:00,039
‫و مرغ سوخاری و نوشیدنی بزنیم.
‫خوب نیست؟

156
00:09:00,122 --> 00:09:01,957
‫به این نمیگن کار، میگن بیرون رفتن.

157
00:09:02,583 --> 00:09:03,876
‫خیلی هم عالی.

158
00:09:04,877 --> 00:09:05,878
‫سخت کار می کنیم

159
00:09:05,961 --> 00:09:07,504
‫و به هم تکیه می کنیم.

160
00:09:07,629 --> 00:09:08,706
‫و رویاها به حقیقت می پیوندن.

161
00:09:08,756 --> 00:09:12,593
‫من با همکار جماعت بیرون نمیرم،
‫چون خسته کننده س و از روی بی تجربگیه.

162
00:09:12,676 --> 00:09:14,586
‫رویا پردازی نکن.

163
00:09:14,636 --> 00:09:15,637
‫چشم.

164
00:09:17,222 --> 00:09:19,099
‫- و کاری که ازت خواسته بودم؟
‫- آها، درسته.

165
00:09:20,851 --> 00:09:23,020
‫این رو از شرکت حقوقی ایتالیایی گرفتم.

166
00:09:23,604 --> 00:09:24,730
‫یک وکیل واقعیه.

167
00:09:26,065 --> 00:09:28,192
‫- هیچ سابقه ای نداره. ‫- پاکه.

168
00:09:30,069 --> 00:09:30,986
‫خیلی هم خوش قیافه ـس.

169
00:09:31,070 --> 00:09:32,154
‫[ وینچنزو کاسانو ]

170
00:09:32,237 --> 00:09:34,198
‫- بهش علاقه دارین؟
 ‫- علاقه؟

171
00:09:34,281 --> 00:09:36,241
‫درسته؟ عشق در نگاه اول بوده؟

172
00:09:37,201 --> 00:09:39,703
‫- برای همین روی من رو زمین زدی.
‫- هی!

173
00:09:39,787 --> 00:09:41,538
‫این جوری در مورد زندگی من حرف نزن.

174
00:09:45,709 --> 00:09:48,045
‫چرا اینجوری به من خیره شدی؟

175
00:09:48,128 --> 00:09:51,924
‫می دونی چیه؟ تو کاری کردی که
‫فکر کنم تمام مدت آشپزی افتضاحی دارم.

176
00:09:52,674 --> 00:09:53,842
‫ولی اشتباه می کردی.

177
00:09:53,926 --> 00:09:55,177
‫دیروز رو دیدی؟

178
00:09:55,260 --> 00:09:56,678
‫همه ی کسانی که توی مهمونی بودن

179
00:09:56,762 --> 00:10:00,432
‫از پیتزای مارگاریتای من خوششون اومد.
‫دیدی یا نه؟

180
00:10:00,516 --> 00:10:02,684
‫مثلاً سفیر ایتالیاییه از ایتالیا.

181
00:10:03,352 --> 00:10:05,729
‫اون زن و شوهره، پیتزای من رو
‫مزه کردن و شستشون رو بالا بردن.

182
00:10:05,771 --> 00:10:06,897
‫منم همین رو لازم دارم.

183
00:10:07,689 --> 00:10:12,194
‫خب، برای آدم هایی که توی حال خودشون نیستن...
‫توی کره ای چه اصطلاحی به کار می برن؟

184
00:10:12,277 --> 00:10:15,322
‫آها، اون آدم ها نمی تونن فرق بین
‫قضای حاجت و طلا رو تشخیص بدن.

185
00:10:15,405 --> 00:10:18,700
‫نه، غذای من خوبه!
‫تو تنها کسی هستی که بر خلافش رو میگی.

186
00:10:18,784 --> 00:10:21,036
‫- همه دوستش داشتن.
‫- پس برای من هم پیتزا درست کن.

187
00:10:21,120 --> 00:10:24,206
‫خیلی خب، باشه، همین جا صبر کن.

188
00:10:34,466 --> 00:10:35,467
‫مزه ـش کن.

189
00:10:38,929 --> 00:10:40,055
‫می دونم که مزه ش خوبه.

190
00:10:44,309 --> 00:10:45,811
‫طمع معرکه ای نداره؟

191
00:10:52,568 --> 00:10:55,195
‫چیه؟ این دفعه چیه باز؟ چرا؟

192
00:10:56,989 --> 00:11:00,951
‫گمونم ریحون و پنیر دارن
‫فاصله ی اجتماعی رو رعایت می کنن.

193
00:11:01,034 --> 00:11:02,452
‫اصلاً با هم مخلوط نشدن.

194
00:11:03,579 --> 00:11:07,165
‫و گوجه ها هم رفتن قرنطینه ای، چیزی؟

195
00:11:07,249 --> 00:11:08,667
‫اصلاً نمی تونم مزه ـشون رو حس کنم.

196
00:11:13,297 --> 00:11:14,298
‫ممنون که بهم نشون دادی

197
00:11:14,339 --> 00:11:17,926
‫یک تیکه آشغال شبیه پیتزا چه طعمی داره.

198
00:11:18,010 --> 00:11:19,261
‫اصلاً می دونی چیه؟

199
00:11:21,847 --> 00:11:22,848
‫گور بابات!

200
00:11:30,063 --> 00:11:31,315
‫هی، وینچنزو بودی!

201
00:11:37,321 --> 00:11:38,572
‫هم رو می شناسیم؟

202
00:11:40,198 --> 00:11:42,993
‫- دیشب توی مهمونی هم رو دیدیم.
‫- مهمونی.

203
00:11:44,661 --> 00:11:46,038
‫- اونجا با هم آشنا شدیم؟
 ‫- نه.

204
00:11:46,121 --> 00:11:48,874
‫آره، اونجا اولین باری بود که هم رو دیدیم.

205
00:11:56,006 --> 00:11:57,341
‫مطمئنی؟

206
00:11:59,343 --> 00:12:00,927
‫آقای کاسانو!

207
00:12:01,011 --> 00:12:02,846
‫آقای هونگ اومدن.

208
00:12:02,929 --> 00:12:03,930
‫باشه.

209
00:12:27,245 --> 00:12:29,581
‫راستی، ‫ادکلنی که زده چیه؟

210
00:12:44,513 --> 00:12:46,848
‫- سلام.
 ‫- سلام.

211
00:12:47,516 --> 00:12:50,435
‫به عنوان مشتری نیومدم.

212
00:12:52,562 --> 00:12:55,482
‫وقتی که دیروز
‫توی مهمونی پیتزای شما رو خوردم،

213
00:12:55,565 --> 00:12:57,776
‫بدجوری تحت تاثیر قرار گرفتم.

214
00:12:57,859 --> 00:13:00,862
‫خب اومدم اینجا
‫که اگر میشه شاگرد شما بشم.

215
00:13:00,946 --> 00:13:03,573
‫راست میگی؟ خوشمزه نبود؟

216
00:13:03,657 --> 00:13:05,450
‫- چرا.
 ‫- خدا لعنتش کنه.

217
00:13:06,660 --> 00:13:10,831
‫ولی من دنبال دستیار نیستم، خواهشاً برو.

218
00:13:10,914 --> 00:13:12,666
‫فقط بهم یه گوشه برای خواب بدین.

219
00:13:12,749 --> 00:13:15,085
‫نیازی نیست بهم پولی یا غذایی بدین.

220
00:13:15,168 --> 00:13:19,131
‫دستیار شما میشم، تمیز می کنم،
‫پیشخدمتی می کنم، و هر کاری بگین می کنیم.

221
00:13:19,214 --> 00:13:20,132
‫استاد.

222
00:13:20,215 --> 00:13:21,216
‫چی؟

223
00:13:22,134 --> 00:13:24,803
‫به محض اینکه دیشب
‫یک گاز از پیتزای شما زدم،

224
00:13:24,886 --> 00:13:28,181
‫صدای ناقوس دوموی فلورانس رو شنیدم.

225
00:13:28,682 --> 00:13:30,100
‫و وقتی که گاز دوم رو زدم،

226
00:13:30,183 --> 00:13:33,854
‫صدای بوق کشتی های
‫بندر ناپل در تمام وجودم پیچید.

227
00:13:40,610 --> 00:13:44,698
‫می خوام با راهنمایی شما
‫ایتالیای کوچیک خودم رو بسازم.

228
00:13:46,324 --> 00:13:49,744
‫ولی جدی برای کار کردنت
‫پول یا غذا نمی خوای؟

229
00:13:49,828 --> 00:13:51,663
‫نه، فقط جایی برای خوابیدن.

230
00:13:51,746 --> 00:13:52,789
‫و

231
00:13:53,999 --> 00:13:55,584
‫به شما احتیاج دارم، استاد.

232
00:13:58,086 --> 00:14:00,463
‫خب اسمت چیه؟

233
00:14:05,760 --> 00:14:07,262
‫مطمئنم که راجع به

234
00:14:07,345 --> 00:14:09,890
‫ماده ی اصلی داروی جدید
‫شرکت بابل RDU 90 اطلاعاتی دارین.

235
00:14:11,141 --> 00:14:12,142
‫آره.

236
00:14:13,018 --> 00:14:14,728
‫یه ماده ـس به اسم کویزانیک.

237
00:14:15,437 --> 00:14:16,605
‫این رو هم می دونستین که

238
00:14:17,981 --> 00:14:20,817
‫کویزانیک یک ماده ی مخدر محسوب میشه؟

239
00:14:20,901 --> 00:14:21,902
‫مخدر؟

240
00:14:24,195 --> 00:14:25,780
‫این موضوع برام جدیده.

241
00:14:26,406 --> 00:14:28,366
‫طبق نظر متخصص ما،

242
00:14:29,075 --> 00:14:31,119
‫فقط درد رو آروم می کنه.

243
00:14:33,830 --> 00:14:37,667
‫شرکت داروسازی بابل شما رو
‫گول زده و همه هم درش نقشی داشتن.

244
00:14:39,169 --> 00:14:40,962
‫اصلاً فکرش رو هم نمی کردم.

245
00:14:42,505 --> 00:14:46,676
‫پس اگر دارو بره توی بازار،
‫عملاً ماده ی مخدر نمی فروشن؟

246
00:14:46,760 --> 00:14:47,636
‫چرا.

247
00:14:47,719 --> 00:14:50,597
‫رسماً، آدم های بیشتری معتاد مسکن میشن.

248
00:14:51,139 --> 00:14:54,559
‫چیزی که بیشتر خطرناکه اینه که،
‫به خاطر داروهای مسکن مخدر،

249
00:14:55,268 --> 00:14:57,896
‫مردم بیشتری مثل آمریکا معتاد دارو میشن.

250
00:14:57,979 --> 00:14:59,022
‫پس،

251
00:14:59,105 --> 00:15:03,151
‫این دارو ممکنه درها رو برای
‫توزیع گسترده ی مخدر در کره باز کنه.

252
00:15:03,234 --> 00:15:05,862
‫شاید، مثل ایالات متحده،
‫آمریکای جنوبی، و ایتالیا،

253
00:15:06,780 --> 00:15:08,448
‫کارتل های مواد بزرگی پخش بشن.

254
00:15:09,032 --> 00:15:10,116
‫هنوز اتفاقی نیفتاده،

255
00:15:10,200 --> 00:15:12,827
‫ولی داروها مثل باد
‫توی کشور به این کوچیکی پخش میشن.

256
00:15:14,579 --> 00:15:17,666
‫من حتی نمی خوام بهش فکر بکنم،
‫ولی اگر پاش بیفته،

257
00:15:17,749 --> 00:15:20,877
‫حتی نوجوون ها هم
‫مثل توی فیلم ها می تونن مواد بخرن.

258
00:15:21,878 --> 00:15:24,798
‫- اونم اطراف خونه ها و مدرسه هاشون.

259
00:15:24,881 --> 00:15:27,133
‫چه طور می تونن همچین چیزی بسازن؟

260
00:15:27,926 --> 00:15:31,054
‫برام مهم نیست که زندان بیفتم.
‫دلم می خواد همه ـشون رو به آتیش بکشم!

261
00:15:31,137 --> 00:15:32,806
‫همه ی اون داروها رو!

262
00:15:33,390 --> 00:15:36,559
‫باید جلوشون رو بگیریم، باید هر کاری که
‫می تونیم بکنیم تا جلوشون رو بگیریم.

263
00:15:50,281 --> 00:15:51,282
‫بله.

264
00:15:53,701 --> 00:15:54,911
‫الان میام.

265
00:16:20,687 --> 00:16:21,688
‫وقتی نصبش کنی،

266
00:16:21,729 --> 00:16:23,731
‫- مراقب باش با اون...
‫- نیازی به اون نیست.

267
00:16:23,815 --> 00:16:25,525
‫اینها چی هستن؟

268
00:16:29,529 --> 00:16:31,614
‫آقای کاسانو، نمی تونین این کار رو بکنین.

269
00:16:31,698 --> 00:16:32,866
‫با این کار موافقت نکردیم.

270
00:16:32,949 --> 00:16:35,326
‫پول موتورخونه رو برای معبد نگه دارین.

271
00:16:35,410 --> 00:16:36,744
‫- میشه پات رو برداری؟ ‫- نه.

272
00:16:37,579 --> 00:16:40,540
‫و من پول هر ماهه ی برق شما رو میدم.

273
00:16:41,082 --> 00:16:43,835
‫ای بابا، نه، نمی تونین این کار رو بکنین

274
00:16:43,918 --> 00:16:46,087
‫- میشه اون سمتش رو بگیری؟
‫- این سمت؟

275
00:16:46,171 --> 00:16:47,714
‫- ولی...
‫- می تونم یکی رو اینجا بندازم.

276
00:17:01,227 --> 00:17:03,771
‫قربان، میشه سمت
‫راستتون رو یه خورده بلند کنین؟

277
00:17:13,489 --> 00:17:15,074
‫درست شد.

278
00:17:17,118 --> 00:17:18,203
‫ممنون.

279
00:17:20,413 --> 00:17:24,083
‫- می تونی اون یکی رو برداری؟ بندازش اینجا.
‫- این یکی؟

280
00:17:31,215 --> 00:17:32,508
‫عضوی از مافیا که

281
00:17:32,592 --> 00:17:35,261
‫کاتولیکه، داره برای راهب ها پد برقی میذاره.

282
00:17:35,803 --> 00:17:36,804
‫چه اتفاقی داره میفته؟

283
00:17:36,846 --> 00:17:38,890
‫- دو، سه.
 ‫- اتحاد مذهب هاست؟

284
00:17:39,807 --> 00:17:42,226
‫این مرد خیلی بخشندس.

285
00:17:44,812 --> 00:17:46,731
‫- یه نخ سیگار بده.
 ‫- فقط یکی؟

286
00:17:50,985 --> 00:17:52,570
‫اگر یکی داری، سریع باش.

287
00:17:52,654 --> 00:17:54,739
‫چطوریه که تو، خودت هیچ وقت نداری؟

288
00:17:54,822 --> 00:17:56,199
‫هی، به منم یکی بده.

289
00:17:57,033 --> 00:17:58,318
‫- من دو تا می خوام.
‫- به من یکی بده.

290
00:17:58,368 --> 00:17:59,911
‫زود باش، ساکت.

291
00:17:59,994 --> 00:18:01,329
‫فندک بده.

292
00:18:01,955 --> 00:18:03,623
‫فندک هم نداری؟

293
00:18:03,706 --> 00:18:05,792
‫- اون رو دارم.
 ‫- بده ش دیگه.

294
00:18:06,751 --> 00:18:08,002
‫- خب.
 ‫- فندک رو بده.

295
00:18:08,086 --> 00:18:10,421
‫مامانت بهت نگفت که سیگار نکش؟

296
00:18:12,632 --> 00:18:14,842
‫ای خدا، حرف اون رو پیش نکش.
‫باعث آبرو ریزیه.

297
00:18:14,926 --> 00:18:17,303
‫- گمشو برو.
 ‫- نشنیدی؟

298
00:18:17,387 --> 00:18:20,306
‫- اگر توی سن پایین سیگار بکشی...
‫- پوکی استخون می گیریم؟

299
00:18:20,390 --> 00:18:22,100
‫همین الانش هم پوکن.

300
00:18:22,934 --> 00:18:25,687
‫آقا، قبل از اینکه بری بهم یه پولی بده.

301
00:18:32,026 --> 00:18:34,612
‫نگاه ـش کن، چه ساعت خوبی داره.

302
00:18:35,446 --> 00:18:38,700
‫خیلی خب، اگر بهم قول بدین
‫که دیگه سیگار نکشین

303
00:18:39,283 --> 00:18:40,451
‫بهتون یه مقدار پول میدم.

304
00:18:40,535 --> 00:18:42,612
‫روحت هم خبر نداره
‫بچه های این دور و زمونه چقدر ترسناکن.

305
00:18:42,662 --> 00:18:44,539
‫میریم سر وقت هر کسی که برن رو اعصابمون.

306
00:18:45,665 --> 00:18:46,666
‫خیلی خب.

307
00:18:46,708 --> 00:18:50,253
‫سیگارهاتون رو بریزین
‫توی این سطل آشغال اینجا.

308
00:18:50,336 --> 00:18:53,464
‫حدس بزن ترسناک ترین
‫ضربه ی ممکن چیه.

309
00:18:56,592 --> 00:18:59,137
‫اگر بگین که "ضربه ی مشت"
‫نااُمید میشم.

310
00:18:59,220 --> 00:19:00,596
‫آفرین.

311
00:19:01,889 --> 00:19:03,391
‫دستم!

312
00:19:06,436 --> 00:19:07,520
‫لعنت بهت.

313
00:19:15,987 --> 00:19:17,613
‫بچه پرروها.

314
00:19:17,697 --> 00:19:18,531
‫بچه ننه های لوس.

315
00:19:18,614 --> 00:19:20,032
‫- بسه.
 ‫- خدا لعنتت کنه.

316
00:19:21,159 --> 00:19:22,493
‫بریم.

317
00:19:27,832 --> 00:19:28,833
‫بیا اینجا.

318
00:19:34,714 --> 00:19:36,340
‫- حالا بندازش. 
‫- درد میکنه.

319
00:19:38,759 --> 00:19:40,761
‫باشه، می ندازمش.

320
00:19:44,515 --> 00:19:46,267
‫هر بار ببینمت، چکت میکنم.

321
00:19:46,350 --> 00:19:48,853
‫- فهمیدی؟
 ‫- لعنتی. چه مرگشه؟

322
00:19:55,318 --> 00:19:57,445
‫یک عضو مافیا که
‫بچه های بد رو تربیت میکنه؟

323
00:19:57,945 --> 00:20:00,740
‫این یک جور توبه برای گذشته ی تاریکشه؟

324
00:20:00,823 --> 00:20:03,868
‫هر چی بیشتر نگاه ـش می کنم،
‫سخت تر درکش می کنم.

325
00:20:21,969 --> 00:20:24,764
‫این اولین و آخرین مشاوره ـم به توئه.

326
00:20:30,311 --> 00:20:31,312
‫وایستا ببینم.

327
00:20:32,730 --> 00:20:34,106
‫تو میتونی تهدیدم کنی،

328
00:20:34,190 --> 00:20:37,318
‫ولی در جایگاهی نیستی که بهم مشاوره بدی!

329
00:20:42,949 --> 00:20:44,242
‫خواهیم دید

330
00:20:46,035 --> 00:20:47,995
‫کدوم یکی از ما

331
00:20:49,497 --> 00:20:50,665
‫به دست و پای اون یکی میفته.

332
00:20:51,582 --> 00:20:52,959
‫جالب میشه.

333
00:20:56,629 --> 00:20:57,880
‫یوزپلنگ!

334
00:20:58,506 --> 00:21:00,174
‫یوزپلنگ، خوبی؟

335
00:21:00,800 --> 00:21:01,801
‫آقای چو.

336
00:21:02,301 --> 00:21:04,011
‫میشه حواست به اون باشه؟

337
00:21:12,561 --> 00:21:13,604
‫به زودی می فهمیم

338
00:21:14,981 --> 00:21:16,315
‫کی به زانو می افته.

339
00:21:24,240 --> 00:21:26,993
‫داداش کوچیکه ی منم داروسازی خونده.

340
00:21:27,660 --> 00:21:29,870
‫تا دیروقت توی آزمایشگاه کار می کنه.

341
00:21:30,579 --> 00:21:32,456
‫بعدش هم که خونه میاد، دیگه نا نداره.

342
00:21:33,499 --> 00:21:35,084
‫و همه ـش نگران کارشه.

343
00:21:38,754 --> 00:21:40,172
‫سونبه.

344
00:21:40,256 --> 00:21:42,758
‫نه، بذار تو حال خودم باشم.

345
00:21:43,634 --> 00:21:44,760
‫سونبه.

346
00:21:46,345 --> 00:21:47,388
‫ممنون.

347
00:22:00,359 --> 00:22:02,445
‫برای همین مین جول
‫من رو یاد داداشم می ندازه.

348
00:22:03,612 --> 00:22:05,072
‫مطمئنم برای اونم اوضاع سخت بوده.

349
00:22:05,614 --> 00:22:08,868
‫می ترسم اگر که تنها باشه،
‫کاری بکنه که بعداً پشیمون بشه.

350
00:22:08,951 --> 00:22:11,495
‫از آخرین باری که با مین جول
‫صحبت کردم چند ماهی گذشته.

351
00:22:11,579 --> 00:22:15,124
‫خواهش میکنم، اگر با شما تماس گرفت

352
00:22:15,207 --> 00:22:16,625
‫بهم بگین.

353
00:22:17,126 --> 00:22:20,254
‫به خاطر اطلاعاتی که
‫بهم میدین از خجالتتون خوب در میام.

354
00:22:21,422 --> 00:22:22,673
‫به اندازه ی کافی پول دارم.

355
00:22:26,802 --> 00:22:28,846
‫مبلغ سنگینیه.

356
00:22:30,806 --> 00:22:32,892
‫واقعاً سعی داریم به مین جول کمک کنیم.

357
00:22:33,768 --> 00:22:35,394
‫اگر با شما تماس گرفت

358
00:22:35,478 --> 00:22:37,563
‫اگر نرین، زنگ میزنم به پلیس.

359
00:22:38,314 --> 00:22:40,232
‫زنگ میزنه به پلیس، بریم.

360
00:22:59,877 --> 00:23:00,878
‫بفرما.

361
00:23:04,256 --> 00:23:07,426
‫چطوری گول اشک هام رو نخورد؟

362
00:23:08,177 --> 00:23:09,803
‫حس می کنم وقتی گریه می کنم جذاب تر میشم.

363
00:23:10,304 --> 00:23:11,972
‫مهم نیست چقدر بهش فکر بکنم،

364
00:23:12,056 --> 00:23:16,018
‫اگر جای مین جول بودم،
‫بابات تنها آدمی بود که میرفت پیشت.

365
00:23:16,936 --> 00:23:17,937
‫جیپراگی.

366
00:23:20,564 --> 00:23:22,525
‫سعی کن با بابات صحبت کنی.

367
00:23:22,608 --> 00:23:24,026
‫دخترشی ها.

368
00:23:24,109 --> 00:23:26,153
‫می تونین با هم خیلی رک و راست حرف بزنین.

369
00:23:26,237 --> 00:23:28,197
‫اگر فایده می داشت تا حالا حرف زده بودم.

370
00:23:32,117 --> 00:23:35,621
‫اگر تصمیم بگیره که قضیه رو
‫علنی کنه، توی بد دردسری افتادیم.

371
00:23:35,704 --> 00:23:38,916
‫هی، تو که اهل نیویورکی.
‫چرا اینقدر خاله زنکی؟

372
00:23:39,500 --> 00:23:41,001
‫چرا جوش بقیه رو میزنی؟

373
00:23:41,085 --> 00:23:45,130
‫نه، من تنها نگران توئم، چا یانگ.

374
00:23:45,673 --> 00:23:48,300
‫بدون من، کی آخه توی نمایش های
‫مسخره ـت بازی می کنه؟

375
00:23:48,384 --> 00:23:50,511
‫بدون من، چطوری ماشینت رو پیدا می کنی؟

376
00:23:50,594 --> 00:23:52,346
‫درسته، کجا ماشینم رو پارک کردم؟

377
00:23:54,181 --> 00:23:56,183
‫- نزدیک خروجی بی، طبقه ی منفی دو.
‫- باشه.

378
00:24:00,896 --> 00:24:04,900
‫سونبه، کار کردن برای
‫ووسانگ روی اعصابت نیست؟

379
00:24:05,651 --> 00:24:07,027
‫دلت می خواد که از شرکت بیای بیرون؟

380
00:24:07,361 --> 00:24:10,281
‫دوستم اهل بوستونم داره
‫یک شرکت حقوقی توی کره تاسیس می کنه.

381
00:24:10,864 --> 00:24:14,076
‫یک شرکت تازه تاسیس
‫نمی تونه از حقوق من برمیاد.

382
00:24:23,877 --> 00:24:24,795
‫بله آقای سو.

383
00:24:24,878 --> 00:24:28,340
‫خانم چوی از وکیل های
‫بالای پنج سال سابقه ی کار

384
00:24:28,424 --> 00:24:29,717
‫برای شام امشب دعوت کردن.

385
00:24:29,800 --> 00:24:31,468
‫بهش بگین که نمی تونم بیام، کار دارم.

386
00:24:31,552 --> 00:24:33,220
‫بهم گفت که اگر بقیه وکلا هم نیومدن

387
00:24:33,303 --> 00:24:35,848
‫شما باید بیای.

388
00:24:35,931 --> 00:24:36,932
‫خب.

389
00:24:37,933 --> 00:24:40,227
‫لعنتی، خیلی براش مهم شدم.

390
00:24:41,228 --> 00:24:42,771
‫اصلاً سخت نیست.

391
00:24:42,855 --> 00:24:45,649
‫چیزی دارم که ورق برمیگرده.

392
00:24:47,109 --> 00:24:48,110
‫ای خدا.

393
00:24:48,861 --> 00:24:51,363
‫لطفاً توی این مورد بهم اعتماد کنین،
‫می تونم این پرونده رو ببرم.

394
00:25:03,500 --> 00:25:05,544
‫[ اطلاعیه جلسه ی دادگاه ناحیه ی نامدونگبو ]

395
00:25:19,600 --> 00:25:21,894
‫می دونم که تصمیم سختیه.
‫ولی میشه بپرسم که چرا؟

396
00:25:26,565 --> 00:25:28,442
‫وقتی که دادگاه رو دیدم متوجه شدم.

397
00:25:29,026 --> 00:25:32,905
‫که اگر ساکت بمونم،
‫برای آدم های زیادی مشکل به وجود میاد.

398
00:25:33,447 --> 00:25:35,324
‫درسته، خوشحالم که فکرهات رو کردی.

399
00:25:35,908 --> 00:25:37,117
‫خیلی ممنون.

400
00:25:39,745 --> 00:25:43,332
‫خب، بزرگترین دروغی که اونها گفتن چیه؟

401
00:25:43,415 --> 00:25:45,542
‫آزمایش های بالینی این داروی جدید

402
00:25:45,626 --> 00:25:47,628
‫عملاً آدم کشی بود.

403
00:25:48,337 --> 00:25:50,214
‫- جانم؟
‫- بالا دستی ها دستور دادن.

404
00:25:50,798 --> 00:25:53,050
‫بهمون گفتن داروی جدید، RDU 90 رو

405
00:25:53,133 --> 00:25:54,668
‫به پنج نمونه به صورت نامحدود تزریق کنیم.

406
00:25:54,718 --> 00:25:56,845
‫بهمون گفتن که ببینیم چطوری تاب میارن.

407
00:25:56,929 --> 00:25:58,263
‫چطور تونستن همچین کاری بکنن؟

408
00:25:58,347 --> 00:26:00,849
‫و RDU 90 فقط یک مسکن نیست.

409
00:26:01,475 --> 00:26:03,101
‫یک مسکن مخدره.

410
00:26:32,673 --> 00:26:37,010
‫شرکت داروسازی بابل از
‫همون شروع کار جون داوطلب ها براش مهم نبود.

411
00:26:37,719 --> 00:26:39,555
‫سعی کردم جلوی آزمایش رو بگیرم،

412
00:26:39,638 --> 00:26:41,515
‫ولی تهدید کردن به خانواده ام آسیب میرسونن.

413
00:26:41,598 --> 00:26:45,018
‫حاضری که توی دادگاه حاضر بشی و
‫همین چیزهایی که به من گفتی رو شهادت بدی؟

414
00:26:45,102 --> 00:26:47,646
‫شما امنیت من و
‫خانواده ام رو تضمین میکنین، درسته؟

415
00:26:49,773 --> 00:26:52,734
‫الان نمی تونم تضمین کنم،
‫ولی هر کاری از دستم بربیاد رو انجام میدم.

416
00:26:52,818 --> 00:26:54,236
‫منظورتون چیه؟

417
00:26:54,319 --> 00:26:56,280
‫چطور بدون تضمین می تونم شهادت بدم؟

418
00:26:57,239 --> 00:26:58,240
‫تازه ـش هم

419
00:26:58,782 --> 00:27:02,160
‫هیچ تضمینی نیست
‫که شما من رو لو ندین.

420
00:27:02,244 --> 00:27:05,622
‫نه، آقای یو، هیچ کس
‫از ملاقات امروز ما خبردار نمیشه،

421
00:27:05,706 --> 00:27:08,333
‫و من تمام خطرات رو به جون میخرم.
‫لطفاً بهم اعتماد کنین.

422
00:27:08,417 --> 00:27:11,003
‫نه، نمی تونم بدون اینکه
‫امنیت خانواده ام تضمین بشه

423
00:27:11,086 --> 00:27:13,505
‫توی دادگاه شهادت بدم، متاسفم.

424
00:27:14,965 --> 00:27:16,258
‫آقای کاسانو،

425
00:27:16,341 --> 00:27:19,386
‫من قبل از این می دونستم چه جور داروییه.

426
00:27:20,012 --> 00:27:22,806
‫وانمود کردم که هیچ خبری ندارم
‫تا بتونم ریسک کنم.

427
00:27:22,889 --> 00:27:25,058
‫حتماً جلوی اونها رو میگیرم.

428
00:27:26,601 --> 00:27:29,271
‫- آقای هونگ.
 ‫- آقای کاسانو.

429
00:27:29,354 --> 00:27:30,564
‫شما

430
00:27:31,315 --> 00:27:32,524
‫درسته، سیگار نمی کشین.

431
00:27:36,570 --> 00:27:39,448
‫مشکل اصلی این پرونده رو متوجه شدین؟

432
00:27:40,157 --> 00:27:41,074
‫مشکل اصلی؟

433
00:27:41,158 --> 00:27:44,786
‫شرکت داروسازی بابل،
‫پخش داروی مسکن مخدر،

434
00:27:45,454 --> 00:27:47,122
‫لابی گری های سیاسی مخفیانه،

435
00:27:47,205 --> 00:27:49,666
‫رشوه های زیاد،
‫ساخت پرونده ی حقوقی.

436
00:27:49,750 --> 00:27:51,877
‫کل این قضیه مثل اینه که
توسط یک کارتل می چرخه.

437
00:27:52,711 --> 00:27:54,212
‫من تا همین جا میدونم.

438
00:27:54,296 --> 00:27:57,674
‫اگر تا همین جا می دونین،
‫بهتر نیست بیخیال بشین؟

439
00:28:02,512 --> 00:28:05,348
‫اونها تاجر نیستن، هیولان.

440
00:28:05,432 --> 00:28:07,768
‫جون بقیه براشون کوچکترین اهمیتی نداره.

441
00:28:07,851 --> 00:28:11,146
‫اگر همین طور مبارزه کنم،
‫یک روزی برنده میشم.

442
00:28:12,272 --> 00:28:14,816
‫آقای هونگ، نمی تونی
‫این هیولاها رو شکست بدی.

443
00:28:15,734 --> 00:28:17,986
‫مردم می تونن هیولاها رو شکست بدن.

444
00:28:18,070 --> 00:28:20,822
‫نه، فقط توی افسانه ها امکان داره.

445
00:28:21,907 --> 00:28:23,366
‫امروز خیلی بدبین به نظر میای.

446
00:28:23,450 --> 00:28:26,203
‫شما الان به بن بست خوردین.

447
00:28:26,286 --> 00:28:27,579
‫نمی تونین از این جلوتر برین!

448
00:28:27,662 --> 00:28:30,999
‫من هر کاری می کنم که از این دیوار
‫رو به روم رد بشم، حتی اگر دستم رو بشکنه.

449
00:28:36,922 --> 00:28:38,924
‫وقتی که به بن بست می رسی،

450
00:28:40,133 --> 00:28:42,552
‫کار منطقی اینه که دور بزنی و برگردی.

451
00:28:48,350 --> 00:28:49,351
‫الو؟

452
00:28:50,477 --> 00:28:51,478
‫بله.

453
00:28:52,646 --> 00:28:53,772
‫کِی؟

454
00:28:56,316 --> 00:28:57,609
‫کدوم بیمارستان؟

455
00:28:58,527 --> 00:29:01,238
‫خیلی خب، الان میان.

456
00:29:01,321 --> 00:29:02,322
‫باشه.

457
00:29:10,372 --> 00:29:11,623
‫تو باید با من بیای.

458
00:29:13,124 --> 00:29:14,292
‫کجا؟

459
00:29:14,376 --> 00:29:15,377
‫خودت می فهمی.

460
00:29:20,131 --> 00:29:23,051
‫برای چی رفت سر کار؟
‫نباید می رفت.

461
00:29:23,134 --> 00:29:25,595
‫ای خدا. وکیل تسخیری بودن خیلی سخته.

462
00:29:25,679 --> 00:29:27,848
‫خیلی خب، آره، از اون سمت.

463
00:29:28,431 --> 00:29:29,558
‫بریم.

464
00:29:31,601 --> 00:29:32,727
‫[ بخش مراقبت زندانی ]

465
00:29:34,980 --> 00:29:36,189
‫بریم داخل.

466
00:29:37,190 --> 00:29:39,234
‫شما برین، من همین بیرون منتظر می مونم.

467
00:29:39,818 --> 00:29:42,612
‫تو که حالا اینجایی.
‫بیا و چند کلمه ای حرف خوب بهش بزن.

468
00:29:44,155 --> 00:29:45,156
‫ولی

469
00:29:51,162 --> 00:29:53,248
‫سلام، من وکیلش هستم.

470
00:29:53,873 --> 00:29:54,916
‫باشه.

471
00:30:01,131 --> 00:30:03,925
‫حق با من بود، خوشحال نیستی که
‫نزدیک یک بیمارستان بزرگ بودی؟

472
00:30:04,593 --> 00:30:05,594
‫چرا هستم.

473
00:30:06,886 --> 00:30:08,430
‫چطور می تونی الان لبخند بزنی؟

474
00:30:08,513 --> 00:30:10,307
‫داشتی میمردی که.

475
00:30:10,390 --> 00:30:11,558
‫بیا اینجوری بگیم که

476
00:30:12,767 --> 00:30:15,395
‫تمرینی برای مراسم ختمم بود.

477
00:30:17,188 --> 00:30:19,274
‫راستی، اون کیه؟

478
00:30:28,533 --> 00:30:29,784
‫ایشون

479
00:30:31,870 --> 00:30:35,373
‫ایشون وکیلیه که توی پرونده ی
‫اخیرم داره بهم کمک می کنه.

480
00:30:36,207 --> 00:30:37,208
‫خوش قیافه نیست؟

481
00:30:39,169 --> 00:30:40,211
‫آره.

482
00:30:40,795 --> 00:30:42,964
‫واقعاً که خوشتیپه.

483
00:30:57,228 --> 00:30:59,022
‫باید یک زنگی بزنم.

484
00:30:59,105 --> 00:31:00,482
‫شما رو تنها میذارم.

485
00:31:05,362 --> 00:31:06,946
‫می خوام درخواست دادگاه تجدید نظر بدم.

486
00:31:07,030 --> 00:31:10,367
‫بدون رضایت من نمی تونی هیچ کاری بکنی.

487
00:31:10,909 --> 00:31:12,744
‫هر کاری می خوای بکن.

488
00:31:12,827 --> 00:31:14,204
‫اگر اینجوری بمیری،

489
00:31:14,287 --> 00:31:17,373
‫فقط برای اون جنایتکارها
‫کار رو راحت تر می کنی.

490
00:31:17,957 --> 00:31:20,960
‫من خیلی وقته که از
‫به دست آوردن عدالت دست کشیدم.

491
00:31:21,878 --> 00:31:24,005
‫اوضاع رو پیچیده نکن.

492
00:31:37,711 --> 00:31:47,711
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

493
00:32:01,417 --> 00:32:02,418
‫بله.

494
00:32:02,460 --> 00:32:04,629
‫نا دوک جین از ساخت و ساز بابل هستم.

495
00:32:05,296 --> 00:32:06,589
‫امروز صبح بهم پیامک زدین.

496
00:32:10,677 --> 00:32:12,053
‫امروز

497
00:32:13,179 --> 00:32:15,765
‫فراموش می کنیم که وکیلیم و
‫یه خورده خوش می گذرونیم.

498
00:32:15,849 --> 00:32:17,475
‫- خودشه!
 ‫- همینه!

499
00:32:21,396 --> 00:32:24,482
‫خانم چوی برای خوشگذرونی چه فکری دارین؟

500
00:32:24,566 --> 00:32:27,735
‫کسی اینجا هست که
‫استعداد خاصی، چیزی داشته باشه؟

501
00:32:27,819 --> 00:32:29,654
‫اقای سو کارش توی تقلید عالیه.

502
00:32:29,737 --> 00:32:32,740
‫نمی دونین چه کارهایی بلده.

503
00:32:32,824 --> 00:32:34,158
‫پس بیا ببینیم، انجام بده.

504
00:32:34,242 --> 00:32:36,286
‫- باشه.
 ‫- برو!

505
00:32:36,369 --> 00:32:39,163
‫- انجام بده! 
‫- انجام بده!

506
00:32:40,123 --> 00:32:41,291
‫من کو گوآنگ ریولم.

507
00:32:41,875 --> 00:32:43,167
‫گونی ازم خواست که اینجا بیام.

508
00:32:43,251 --> 00:32:45,336
‫الان وقت سر خاروندن هم نداره.

509
00:32:45,420 --> 00:32:47,589
‫خب از من خواست که بیام کمکتون کنم.

510
00:32:47,672 --> 00:32:49,799
‫همون طور که می دونین، شرکت کوچیکه.

511
00:32:49,883 --> 00:32:52,135
‫آپارتمان کوچیکه.

512
00:32:52,886 --> 00:32:54,178
‫- آفرین.
 ‫- کارش خوب بود.

513
00:32:54,262 --> 00:32:55,722
‫- دمش گرم.
 ‫- آره، کارش خوبه.

514
00:32:56,306 --> 00:32:57,974
‫- نوبت آگیه.
 ‫- برو تو کارش.

515
00:32:58,600 --> 00:33:00,101
‫وایستا ببینم، داری تقلب می کنی؟

516
00:33:00,184 --> 00:33:02,437
‫به خانم جانگ و من از کارت های زیری دادی.

517
00:33:02,520 --> 00:33:05,189
‫- فکر می کنی که من مسخره ی توئم؟
‫- کارت ها رو نگاه کن!

518
00:33:05,273 --> 00:33:07,358
‫اگر می خوای دستت رو
‫از دست ندی به کارت ها دست نمیزنی.

519
00:33:07,442 --> 00:33:07,984
‫برام چکش بیارین.

520
00:33:10,403 --> 00:33:12,822
‫- آفرین.
 ‫- دمت گرم.

521
00:33:13,948 --> 00:33:15,783
‫بعدی کیه؟ کسی هست؟

522
00:33:17,410 --> 00:33:18,411
‫همش همین؟

523
00:33:19,912 --> 00:33:23,666
‫خیلی خب پس، خانم هونگ
‫بزرگ ووسانگ، نوبت شماست.

524
00:33:24,626 --> 00:33:25,793
‫خانم هونگ.

525
00:33:26,586 --> 00:33:27,754
‫هونگ چا یانگ.

526
00:33:28,630 --> 00:33:31,424
‫- هونگ چا یانگ. 
‫- هونگ چا یانگ.

527
00:33:31,507 --> 00:33:33,009
‫من از این کارها نمی کنم.

528
00:33:33,092 --> 00:33:34,969
‫البته که میکنی، فقط بیا برو انجامش بده.

529
00:33:35,053 --> 00:33:37,138
‫این جور کارها من رو اذیت میکنه.

530
00:33:43,895 --> 00:33:45,188
‫تو که داری قهوه میخوری.

531
00:33:46,606 --> 00:33:50,318
‫چرا می خواستی هم رو ببینیم؟
‫خودت که می دونی، آدم پر مشغله ای هستم.

532
00:33:51,027 --> 00:33:52,737
‫اون دو تا کاری که گفتم رو انجام بده.

533
00:33:53,654 --> 00:33:55,865
‫- حالا دیگه داری بهم دستور میدی.
‫- اولاً.

534
00:33:57,158 --> 00:34:00,036
‫مطمئن بشو که پاساژ گئومگا
‫تا دو ماه تخریب نشه.

535
00:34:00,119 --> 00:34:01,204
‫دوم.

536
00:34:01,287 --> 00:34:05,124
‫وقتی که ما پاساژ رو تخریب کردیم،
‫افراد من ترتیبش رو میدن.

537
00:34:07,168 --> 00:34:10,046
‫زده به سرت یا مخت تاب برداشته؟

538
00:34:10,630 --> 00:34:12,757
‫داری چی ور ور می کنی؟

539
00:34:21,974 --> 00:34:23,101
‫حالا کنجکاو شدم.

540
00:34:33,111 --> 00:34:34,987
‫[ اسم: هوانگ جا سوک. ]
‫[ اسم: سونگ دونگ سو. ]

541
00:34:35,863 --> 00:34:37,448
‫بهت نگفتم؟

542
00:34:37,532 --> 00:34:39,534
‫که دیگه تحمل نمی کنم.

543
00:34:40,159 --> 00:34:43,287
‫این فهرست مشاور املاک هاییه
‫که مخفیانه ازشون رشوه گرفتی.

544
00:34:43,871 --> 00:34:45,915
‫نسخه ی کتبی صدایی که

545
00:34:45,998 --> 00:34:49,085
‫پارک سوک دو، صاحبان فروشگاه ها رو
‫به دستور تو تهدید میکنه.

546
00:34:49,669 --> 00:34:51,087
‫چطوری

547
00:35:07,562 --> 00:35:09,856
‫عکس هایی از تو در
‫هتل شاینا همراه با کیم مو رن

548
00:35:09,939 --> 00:35:11,607
‫مدیر تیم دو.

549
00:35:11,691 --> 00:35:13,860
‫- توی روز روشن و...
 ‫- هی.

550
00:35:15,778 --> 00:35:17,321
‫میشه لطفاً بس کنی؟

551
00:35:18,447 --> 00:35:20,992
‫به اندازه ای هست که
‫شغل و حرفه ـت نابود بشه.

552
00:35:21,075 --> 00:35:24,370
‫آره، بیشتر از حد کفایته،
‫پس برای همین التماست می کنم.

553
00:35:24,453 --> 00:35:27,206
‫این عکس ها هیچ وقت نباید پخش بشن.

554
00:35:27,290 --> 00:35:30,877
‫تا زمانی که به دستورات من عمل بکنی،
‫اونها هیچ وقت، نور روز رو نمی بینن، ولی

555
00:35:33,296 --> 00:35:35,631
‫باید اوضاع رو سریعاً با خانم کیم تموم کنی

556
00:35:35,715 --> 00:35:38,968
‫و برگردی پیش خانوادت.
‫آخه خاک بر سرت بکنن، متاهلی.

557
00:35:39,051 --> 00:35:42,805
‫ولی من هیچ قدرتی ندارم که
‫تا دو ماه تخریب رو به تاخیر بندازم.

558
00:35:43,598 --> 00:35:44,765
‫یه ماه ـش هم سخته.

559
00:35:44,849 --> 00:35:47,310
‫و قدرت زیادی سر کار ندارم.

560
00:35:47,393 --> 00:35:50,229
‫- فقط یک کارمند ساده ام.
‫- اینش دیگه به من ربطی نداره.

561
00:35:50,313 --> 00:35:51,480
‫درستش کن.

562
00:35:51,564 --> 00:35:52,815
‫اگر نتونی،

563
00:35:52,899 --> 00:35:55,943
‫مطمئن میشم که تا آخر عمرت محکوم بشی.

564
00:36:03,284 --> 00:36:06,120
‫و بذار بهت اخطار بدم.
‫سعی نکن کار مسخره ای انجام بدی.

565
00:36:07,496 --> 00:36:09,290
‫اگر اتفاقی برای من بیفته، تو میمیری.

566
00:36:11,959 --> 00:36:13,502
‫صبر کنین، قربان

567
00:36:15,421 --> 00:36:16,547
‫بیچاره شدم.

568
00:36:17,214 --> 00:36:19,926
‫ای خدا، توی دردسر بزرگی افتادم.

569
00:36:20,009 --> 00:36:21,093
‫یک دور دیگه.

570
00:36:21,177 --> 00:36:22,345
‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر.

571
00:36:22,428 --> 00:36:24,555
‫- چی؟ دارین من رو می فرستین خونه؟
‫- شب بخیر.

572
00:36:32,647 --> 00:36:36,233
‫بیا اینجا خانم هونگ.

573
00:36:46,869 --> 00:36:48,245
‫هونگ چا یانگ.

574
00:36:48,329 --> 00:36:51,415
‫اگر دوباره برام بازی در بیاری،

575
00:36:52,083 --> 00:36:54,293
‫کارت تموم میشه، بچه قرتی.

576
00:36:54,377 --> 00:36:57,546
‫وقتی که فرصتش گیرتون اومد حتماً خبرم کنین.

577
00:36:58,339 --> 00:37:00,966
‫بدم نمیاد یک تجربه نزدیک
مرگ رفتن داشته باشم.

578
00:37:01,550 --> 00:37:04,845
‫خدایی، یه تخته ـت کمه.

579
00:37:05,388 --> 00:37:08,974
‫این قانون سه تا اخطار شامل تو نمیشه.

580
00:37:09,058 --> 00:37:10,685
‫یک حرکت اشتباه و کارت تمومه.

581
00:37:10,768 --> 00:37:12,436
‫شرمنده ام که این رو میگم،

582
00:37:14,647 --> 00:37:16,816
‫ولی بهتره که ناخن هاتون رو بگیرین.

583
00:37:17,483 --> 00:37:20,069
‫گمونم گردنم رو زخمی کردین.

584
00:37:25,699 --> 00:37:27,993
‫بریم.

585
00:37:30,955 --> 00:37:33,082
‫- شب بخیر.
 ‫- شب بخیر.

586
00:37:35,751 --> 00:37:38,504
‫چندش، می تونه با اون چرک
‫لای ناخن هاش آلوده ام کنه.

587
00:37:46,512 --> 00:37:47,888
‫همین الان بیا خونه.

588
00:37:48,556 --> 00:37:50,182
‫چی؟ باز چی شده؟

589
00:37:50,975 --> 00:37:53,811
‫ای بابا، چرا همش به من میگه؟

590
00:37:56,230 --> 00:37:58,983
‫اگر مهمونی هم بود
‫امشب همه چی رو نابود کنین.

591
00:37:59,066 --> 00:38:00,109
‫- چشم، قربان.
 ‫- چشم، قربان.

592
00:38:00,943 --> 00:38:03,404
‫اگر آدم هایی مثل سفیر ایتالیا بودن چی؟

593
00:38:05,156 --> 00:38:08,868
‫خیلی خب، بعد از اینکه بردینشون
‫یک جای دیگه، همه چی رو خراب کنین.

594
00:38:08,951 --> 00:38:10,369
‫- چشم، قربان.
 ‫- چشم، قربان.

595
00:38:11,745 --> 00:38:12,746
‫- سوار بشین. 
‫- بریم.

596
00:38:12,830 --> 00:38:14,290
‫- برو.
 ‫- برو.

597
00:38:14,373 --> 00:38:15,875
‫- سلام.
 ‫- بله، آقای نا.

598
00:38:15,958 --> 00:38:16,959
‫سلام.

599
00:38:17,585 --> 00:38:21,755
‫پاساژ گئومگا رو

600
00:38:23,799 --> 00:38:25,676
‫- تا دو ماه آینده بیخیال شو.
‫- چرا؟

601
00:38:25,759 --> 00:38:27,511
‫کاری که میگم رو بکن!

602
00:38:28,220 --> 00:38:31,015
‫اگر پاساژ نابود بشه،
‫ما هم نابود میشیم.

603
00:38:36,687 --> 00:38:39,315
‫- گندش بزنن، این دیگه چه کاریه؟
‫- هی، بریم.

604
00:38:39,398 --> 00:38:41,275
‫- نه، نرو، وایستا.
‫- نابودش کنین!

605
00:38:41,358 --> 00:38:44,486
‫هی، وایستا! صبر کن! گفتم وایستا!

606
00:38:44,570 --> 00:38:46,363
‫چرا جرثقیل اینقدر تند میره؟

607
00:38:46,614 --> 00:38:48,365
‫وایستا، وایستا.

608
00:38:49,325 --> 00:38:50,993
‫- ماشین رو خاموش کن!
 ‫- وایستا!

609
00:38:51,660 --> 00:38:53,662
‫ماشین رو خاموش کن، خدایا، چه دودی.

610
00:39:09,219 --> 00:39:10,554
‫[ وکیل هونگ یا چان ]

611
00:39:10,638 --> 00:39:12,598
‫چطور تونستی بدون گفتن به من بری؟

612
00:39:12,681 --> 00:39:14,558
‫بیا خونه ی من، یک نوشیدنی بخوریم.

613
00:39:26,737 --> 00:39:29,907
‫پس مسکن های مخدر داروسازی بابل

614
00:39:29,990 --> 00:39:32,076
‫مردم رو معتاد به دارو میکنن.

615
00:39:32,159 --> 00:39:34,745
‫و کارتل های مواد توی کره پخش میشن.

616
00:39:36,163 --> 00:39:37,748
‫پس تو می خوای که من جلوشون رو بگیرم؟

617
00:39:38,582 --> 00:39:40,125
‫با هزینه ی دادخواست من؟

618
00:39:40,209 --> 00:39:43,587
‫الان دادخواست مطرح نیست.
‫مکشل اصلی مخدره!

619
00:39:43,671 --> 00:39:45,255
‫کی این چرت و پرت ها رو به خوردت داده؟

620
00:39:46,507 --> 00:39:47,967
‫وینچنزو کاسانو بوده؟

621
00:39:50,177 --> 00:39:52,388
‫با هم رفتین توی تیم حقوقی چیزی؟

622
00:39:52,888 --> 00:39:54,515
‫اون اهل ایتالیاس.

623
00:39:54,598 --> 00:39:57,601
‫اون شدت خطر و کارتل های مواد رو میشناسه.

624
00:39:59,687 --> 00:40:02,606
‫بقیه ی شرکت های داروسازی هم
‫مسکن های مخدر تولید میکنن.

625
00:40:02,690 --> 00:40:05,442
‫- چرا گیر به بابل دادی؟
‫- اونها فرق دارن.

626
00:40:06,151 --> 00:40:08,612
‫اونها لابی میکنن که دارو
رو در دسترس قرار بدن

627
00:40:08,696 --> 00:40:11,281
‫و مثل قرص معده دارن تولید انبوهش میکنن.

628
00:40:11,365 --> 00:40:12,741
‫بعدش، کلی از مردم

629
00:40:12,825 --> 00:40:15,244
‫گمونم حقیقت داره که مهم نیست
‫هوش و ذکاوت چقدر باشه،

630
00:40:15,327 --> 00:40:18,414
‫مردم وقتی کم میارن
‫میچسبن به دامن توطئه.

631
00:40:18,497 --> 00:40:20,999
‫چا یانگ، این توهم توطئه نیست.

632
00:40:21,083 --> 00:40:22,751
‫حقیقت داره و موضوع آینده ی ماست.

633
00:40:25,671 --> 00:40:27,214
‫باید رفیق هم تیمیت باشه.

634
00:40:27,881 --> 00:40:30,050
‫با بحثتون خوش بگذره.

635
00:40:45,733 --> 00:40:49,027
‫خواهشاً چرت و پرت گفتن به بابام رو تموم کن.

636
00:40:52,573 --> 00:40:54,867
‫مواد؟ کارتل؟

637
00:40:55,367 --> 00:40:56,952
‫فکر می کنی یک سریال آمریکاییه؟

638
00:40:57,035 --> 00:40:58,328
‫اینقدر مسخره به نظر میاد؟

639
00:40:58,412 --> 00:40:59,455
‫آره.

640
00:40:59,538 --> 00:41:02,791
‫توی این حالت، شرکت داروسازی بابل
‫به دنیا حکومت می کنه و همچین چیزی تهش میشه.

641
00:41:03,417 --> 00:41:05,669
‫وقتی که مدام دروغ ها رو به حقیقت تبدیل کنی،

642
00:41:05,752 --> 00:41:07,671
‫در مقابل حقیقت کور میشی.

643
00:41:07,754 --> 00:41:10,841
‫حالا هم که داری شرافت من رو
‫به عنوان وکیل لکه دار می کنی.

644
00:41:20,767 --> 00:41:21,977
‫ترجمه هم داره؟

645
00:41:22,060 --> 00:41:24,563
‫شرافتی در بین دزدها وجود نداره.

646
00:41:28,066 --> 00:41:33,030
‫یه روزی، وقتی به عنوان کسی که حق نداره
‫همچین حرفی هایی بزنه دستت رو شد،

647
00:41:33,113 --> 00:41:35,407
‫هر ثانیه که ببینمت دستت میندازم،

648
00:41:38,660 --> 00:41:39,870
‫احمق.

649
00:41:40,579 --> 00:41:42,247
‫بیشعور.

650
00:41:44,958 --> 00:41:47,336
‫- ترجمه!
‫- این ترجمه نداره.

651
00:41:50,797 --> 00:41:52,841
‫حس ششمم میگه که حرف های خوبی نبودن.

652
00:41:52,925 --> 00:41:55,802
‫شرط می بندم که فحشم میداد.
‫چقدر رو اعصابه.

653
00:41:57,763 --> 00:42:00,849
‫اینقدر عصبانی ام که حس می کنم
‫می خوام منفجر بشم.

654
00:42:03,894 --> 00:42:05,270
‫همه ـش تقصیر منه.

655
00:42:06,897 --> 00:42:09,733
‫بله، هر چی زودتر همه چی رو
‫درست میکنم تا ضرری به شما وارد نشه.

656
00:42:09,816 --> 00:42:10,817
‫چشم.

657
00:42:13,779 --> 00:42:17,157
‫نه،
هر وقت که شما اینجوری من رو تحقیر می کنین،

658
00:42:17,241 --> 00:42:18,992
‫می فهمم که دارم بزرگ میشم.

659
00:42:20,160 --> 00:42:21,203
‫بله.

660
00:42:24,539 --> 00:42:25,791
‫ویلا؟

661
00:42:29,169 --> 00:42:31,630
‫نه،
لطفاً همون کار باب میلتون رو انجام بدین.

662
00:42:32,839 --> 00:42:36,760
‫بله، چشم، شب خوبی داشته باشین.

663
00:42:36,843 --> 00:42:37,886
‫خدانگهدار.

664
00:42:52,442 --> 00:42:53,986
‫آخه دنبال چه کوفتیه؟

665
00:42:58,949 --> 00:42:59,950
‫آقای هونگ.

666
00:43:01,368 --> 00:43:02,911
‫اون خانم صبحی

667
00:43:05,080 --> 00:43:06,873
‫اسمش او گیونگ جا بود؟

668
00:43:08,458 --> 00:43:09,960
‫حالش خوبه؟

669
00:43:13,255 --> 00:43:14,506
‫نه، خوب نیست.

670
00:43:15,340 --> 00:43:16,842
‫فقط شش ماه زنده ـس.

671
00:43:22,931 --> 00:43:26,560
‫اگر توی مرحله ی آخر سرطان باشه،
‫باید کلی درد بکشه، مگه نه؟

672
00:43:31,565 --> 00:43:32,649
‫اگر کنجکاو بودی،

673
00:43:33,191 --> 00:43:35,402
‫بهتر بود خودت از مادرت می پرسیدی.

674
00:43:39,656 --> 00:43:43,201
‫چرا نمیری به ملاقاتش
‫و دفعه بعد از خودش بپرسی؟

675
00:43:51,960 --> 00:43:53,587
‫از کجا می دونستی؟

676
00:43:54,588 --> 00:43:56,548
‫من سی ساله که وکیلم.

677
00:43:57,132 --> 00:43:58,717
‫حدس های خوبی میزنم.

678
00:43:59,342 --> 00:44:03,263
‫و فکر می کنی که چرا کشوندمت به بیمارستان؟

679
00:44:03,889 --> 00:44:05,140
‫خیلی دیر میگیری.

680
00:44:07,476 --> 00:44:10,479
‫وقتی که ازم پرسیدی که
‫وکیل تسخیری هستم یا نه،

681
00:44:10,562 --> 00:44:12,230
‫من از قبلش می دونستم.

682
00:44:14,232 --> 00:44:17,027
‫نه، راستش، اون روز فهمیدم.

683
00:44:20,238 --> 00:44:21,698
‫متهم او گیونگ جا

684
00:44:21,781 --> 00:44:24,242
‫اغلب اوقات توسط رئیس هوانگ دوک بی

685
00:44:24,326 --> 00:44:27,829
‫و خانواده ـش به خاطر رفتار خارج از
‫عرفش به عنوان خدمتکار سرزنشش میشد.

686
00:44:29,039 --> 00:44:32,542
‫روز حادثه، وقتی که رئیس گفت که
‫کارش رو به خوبی انجام نداده

687
00:44:32,626 --> 00:44:35,670
‫اون از کوره در رفت و به آقای هوانگ حمله
کرد، ‫که اون حمله موجب مرگ ایشون میشه.

688
00:44:36,588 --> 00:44:38,131
‫متهم دفاعی ندارد.

689
00:44:39,716 --> 00:44:40,717
‫جناب قاضی،

690
00:44:41,510 --> 00:44:42,677
‫متهم او گیونگ جا،

691
00:44:42,761 --> 00:44:45,263
‫فرزند خودش رو در گذشته رها کرده.

692
00:44:46,097 --> 00:44:48,391
‫تعهدنامه ی داوطلبانه ی ایشون
‫برای سلب حقوق والدین

693
00:44:48,475 --> 00:44:50,435
‫به پرورشگاهی در اینچون رو
‫به دادگاه ارائه میدم.

694
00:44:50,519 --> 00:44:52,395
‫این موضوع به این پرونده ربطی نداره.

695
00:44:52,479 --> 00:44:54,356
‫متهم ساکت باشین.

696
00:44:56,191 --> 00:44:59,361
‫تو وکیلمی مثلاً، یک چیزی بگو.

697
00:44:59,444 --> 00:45:01,696
‫به من حمله شده.

698
00:45:01,780 --> 00:45:04,241
‫کل خانوادش دارن دروغ میگن!

699
00:45:04,324 --> 00:45:05,242
‫چیزی نگو.

700
00:45:05,325 --> 00:45:08,245
‫- اون روز، پنج سال پیش،
‫- ممکنه بر علیه ـت استفاده بشه.

701
00:45:09,412 --> 00:45:11,456
‫من مرد جوون خشمگینی رو دیدم.

702
00:45:12,791 --> 00:45:14,000
‫و زمانی که در کنارش نشسته بودم

703
00:45:15,168 --> 00:45:17,212
‫می تونستم خشمش رو حس بکنم.

704
00:45:18,880 --> 00:45:21,383
‫هیچ کس سر یک پرونده ی
‫معمولی اینقدر عصبانی نمیشه

705
00:45:22,968 --> 00:45:24,511
‫مگر اینکه پای خانواده ـش به میون باشه.

706
00:45:34,688 --> 00:45:37,232
‫و این شک من رو تبدیل به یقین کرد.

707
00:45:39,025 --> 00:45:41,194
‫[ موسسه ی اصلاح و تربیت زنان چونگجو ]

708
00:45:55,458 --> 00:45:58,545
‫واقعاً نمی خوای به ملاقات مادرت بری؟

709
00:46:01,923 --> 00:46:03,466
‫من مجبورت نمی کنم.

710
00:46:05,385 --> 00:46:08,847
‫و ازت نمی خوام که
‫خیلی راحت مادرت رو ببخشی.

711
00:46:11,516 --> 00:46:16,187
‫ولی بهتره که نذاری آرزوت تبدیل به حسرت بشه.

712
00:47:00,231 --> 00:47:01,274
‫چیه؟

713
00:47:05,528 --> 00:47:06,946
‫بوی چیه؟

714
00:47:12,577 --> 00:47:13,703
‫چیه؟

715
00:47:14,245 --> 00:47:15,622
‫چی؟

716
00:47:27,884 --> 00:47:31,179
‫حوالی ساعت 3:30 بامداد امروز،
حادثه ای در ویلایی

717
00:47:31,262 --> 00:47:34,432
‫در یانگیانگ استان گوانگ وان رخ داده،
‫باور بر اینه این حادثه بر اثر نشت گاز بوده.

718
00:47:34,599 --> 00:47:37,143
‫کارمندان بخش توسعه ی
‫دارویی شرکت داروسازی بابل

719
00:47:37,227 --> 00:47:39,604
‫که در ویلا حضور داشتند

720
00:47:39,687 --> 00:47:43,024
‫در هنگام انفجار گیر افتادن،
‫که این امر موجب کشته شدن 14 محقق شد.

721
00:47:43,107 --> 00:47:44,651
‫- نه.
 ‫- آتش نشانی تایید کرد که

722
00:47:44,734 --> 00:47:46,778
‫- درست نیست!
 ‫- 12 محقق در صحنه

723
00:47:46,861 --> 00:47:48,071
‫جان خود را از دست دادن.

724
00:47:48,154 --> 00:47:50,281
‫و دو بازمانده ای که سوختگی شدیدی داشتند

725
00:47:50,365 --> 00:47:53,159
‫- آقای هونگ.
‫- به بیمارستان منتقل شدن.

726
00:47:53,243 --> 00:47:55,203
‫اما در حین معالجه، جان خود را از دست دادن.

727
00:47:55,286 --> 00:47:56,746
‫پلیس مشکوک است که گاز

728
00:47:57,789 --> 00:47:58,873
‫سونبه.

729
00:47:59,707 --> 00:48:03,878
‫میشه نماینده ی
‫شرکت داروسازی بابل نباشین؟

730
00:48:03,962 --> 00:48:06,047
‫با چه جرئتی همچین چیزی رو ازم می خوای؟

731
00:48:06,130 --> 00:48:08,132
‫کلی آدم که درگیر پرونده بودن مردن.

732
00:48:08,216 --> 00:48:10,593
‫آدم های درگیر این پرونده
‫مثل مگس ها دارن میمیرن.

733
00:48:11,553 --> 00:48:13,346
‫دلم نمی خواد که اتفاقی برای شما بیفته.

734
00:48:13,930 --> 00:48:14,973
‫من قرار نیست بمیرم.

735
00:48:15,807 --> 00:48:18,810
‫گذشته از این،
‫من نماینده ی شرکت داروسازی بابلم.

736
00:48:20,895 --> 00:48:23,648
‫آدم هایی که امروز مردن، کارمندهاشون بودن.

737
00:48:23,731 --> 00:48:24,857
‫پس این مهم نیست!

738
00:48:24,941 --> 00:48:27,068
‫تازگی ها چرا اینقدر حساس شدی؟

739
00:48:27,151 --> 00:48:29,195
‫ثبات احساسی و این جور حرف ها رو نداری؟

740
00:48:29,862 --> 00:48:31,948
‫میشه یک لحظه گوش کنی؟ ‫اینجوری

741
00:48:32,824 --> 00:48:34,492
‫کره ای بلغور کن.

742
00:48:35,410 --> 00:48:36,661
‫به کره ای.

743
00:48:36,744 --> 00:48:38,788
‫فکر می کنی که سر مسخره بازی نگرانم؟

744
00:48:38,871 --> 00:48:40,039
‫همچین فکری می کنی؟

745
00:48:40,123 --> 00:48:43,293
‫من درموردش فکر کردم،
‫و حس بدی راجع بهش دارم.

746
00:48:44,627 --> 00:48:45,628
‫کارآموز جانگ جون وو.

747
00:48:46,170 --> 00:48:48,047
‫چرا یک دفعه اینقدر دنبال محافظت از من شدی؟

748
00:48:48,131 --> 00:48:49,632
‫پات رو از گلیمت درازتر نکن.

749
00:48:50,133 --> 00:48:53,261
‫و بهت گفتم که وقتی
‫سر کاریم انگلیسی صحبت نکن.

750
00:48:53,344 --> 00:48:55,013
‫فکر کردی که توی آمریکاییم؟

751
00:49:01,811 --> 00:49:03,604
‫جلسه هنوز شروع نشده.

752
00:49:03,688 --> 00:49:05,857
‫من میرم که وانمود کنم توی آمریکام.

753
00:49:06,482 --> 00:49:08,184
‫دیگه باهات کره ای صحبت نمی کنم.

754
00:49:08,234 --> 00:49:09,235
‫خداحافظی.

755
00:49:10,778 --> 00:49:12,113
‫بچه پررو

756
00:49:12,196 --> 00:49:14,115
‫هی! کارآموز!

757
00:49:17,577 --> 00:49:19,912
لعنت بهت

758
00:49:22,123 --> 00:49:25,460
‫وای خدا، خیلی انفجار بزرگی بود.

759
00:49:27,712 --> 00:49:28,796
‫خدایا، این

760
00:49:30,256 --> 00:49:32,675
‫چطوری می تونه از شر همه خلاص بشه؟

761
00:49:32,759 --> 00:49:35,011
‫فکر میکنی که برای ما پیامی فرستاده؟

762
00:49:35,094 --> 00:49:38,514
‫«کارها رو همین جوری
ظالمانه ختم به خیر کنین.»

763
00:49:38,598 --> 00:49:42,310
‫یا،« اگر کارها رو درست نکنین،
‫آخر و عاقبت شما هم میشه مثل اونا.»

764
00:49:42,393 --> 00:49:45,146
‫ای خدا، نه بابا، مسخره ـس.

765
00:49:45,646 --> 00:49:49,776
‫بیخیال، سریع نتیجه گیری نکن.
‫داری من رو می ترسونی.

766
00:49:50,526 --> 00:49:54,280
‫نتیجه گیری نمی کنم، به نظرم
‫رئیس جانگ ما رو سرزنش میکنه.

767
00:49:54,363 --> 00:49:56,616
‫ذاتش این جوری نیست که فکر کن

768
00:49:56,699 --> 00:49:57,742
‫رئیس جانگه.

769
00:49:57,825 --> 00:49:58,826
‫این

770
00:50:03,164 --> 00:50:04,165
‫بله، قربان.

771
00:50:06,209 --> 00:50:08,044
‫یک پرونده برای جبران خسارت درست می کنیم.

772
00:50:09,045 --> 00:50:11,047
‫بله، ببخشید؟

773
00:50:11,130 --> 00:50:13,299
‫بله.

774
00:50:14,300 --> 00:50:15,343
‫که این طور.

775
00:50:16,094 --> 00:50:20,932
‫پس، ظهر، من همراه با خانم چوی اونجام.

776
00:50:21,766 --> 00:50:22,809
‫چشم

777
00:50:23,768 --> 00:50:26,062
‫- قطع کرد.
 ‫- بالاخره می بینمش؟

778
00:50:28,356 --> 00:50:30,149
‫باید آماده ـش می کردم.

779
00:50:30,733 --> 00:50:32,318
‫چی رو آماده می کردی؟

780
00:50:33,528 --> 00:50:36,322
‫گوی بلورین مخفیم

781
00:50:36,405 --> 00:50:38,658
‫که بهم همه چی رو میگه.

782
00:50:42,912 --> 00:50:44,163
‫اون چی بود دیگه؟

783
00:50:44,872 --> 00:50:47,667
‫میونگ هی، منظورم خانم چویه.

784
00:50:47,750 --> 00:50:49,001
‫مو به تنم سیخ شد!

785
00:50:54,382 --> 00:50:55,258
‫من دارم میرم.

786
00:50:55,341 --> 00:50:57,176
‫تحقیقات آتش سوزی هنوز تموم نشده.

787
00:50:57,260 --> 00:50:59,220
‫- چطور میشه پرونده بسته شده باشه؟
‫- ای خدا.

788
00:50:59,303 --> 00:51:02,056
‫توی تحقیقات اولیه مدارک کافی رو پیدا کردیم.

789
00:51:02,139 --> 00:51:04,642
‫باید با پزشکی قانونی درمورد
‫عمدی بودن علت، موضوع رو بررسی کنین.

790
00:51:05,893 --> 00:51:09,063
‫هیچ مدرکی بر عمدی بودنش نداریم.
‫این قدر جلوی ما رو نگیرین.

791
00:51:09,146 --> 00:51:10,731
‫من سر راه شما نیستم.

792
00:51:10,815 --> 00:51:12,733
‫- بهتون اخطار دادم. 
‫- اخطار چی؟

793
00:51:12,817 --> 00:51:14,193
‫دارم روال کار رو میگم رعایت کنین.

794
00:51:14,277 --> 00:51:15,945
‫بیخیال، بسه دیگه!

795
00:51:16,028 --> 00:51:17,989
‫- ولم کن!
 ‫- هی!

796
00:51:18,072 --> 00:51:20,658
‫- بهش دست نمیزنی!
 ‫- تو کی باشی؟

797
00:51:21,158 --> 00:51:23,536
‫اگر روال کار رو رعایت نکنین،
‫همین جا من چادر میزنم.

798
00:51:23,619 --> 00:51:25,204
‫- بریم.
 ‫- هر کار می خواین بکنین.

799
00:51:25,288 --> 00:51:26,914
‫- ولم کن.
 ‫- بریم.

800
00:51:26,998 --> 00:51:29,041
‫- صبر کنین، نه.
‫- خونه بزن اصلاً.

801
00:51:29,125 --> 00:51:30,209
‫لعنت بهش.

802
00:51:30,793 --> 00:51:32,128
‫بریم.

803
00:51:41,137 --> 00:51:42,930
‫چرا نصیحت من رو گوش نمی کنی؟

804
00:51:43,973 --> 00:51:45,725
‫که بهتره بیخیال پرونده بشم؟

805
00:51:45,808 --> 00:51:48,269
‫چطوری وقتی چهارده نفر زنده زنده
‫سوختن می تونی این حرف رو بزنی؟

806
00:51:49,979 --> 00:51:53,232
‫تنها کاری که میشه الان بکنی
‫عصبانی شدن و سوگواری کردن برای اونهاست.

807
00:51:53,316 --> 00:51:56,652
‫- ولی اون کار وظیفه ی وکیل نیست.
‫- وظیفه ی من هست.

808
00:51:56,736 --> 00:51:58,529
‫بدون مبارزه نمیرم کنار.

809
00:51:58,613 --> 00:52:02,533
‫اگر این کار نکنی، تاوانش رو پس میدی،
‫خودت بهتر از هر کسی این رو می دونی.

810
00:52:02,617 --> 00:52:05,870
‫تا زمانی که بتونم شرکت داروسازی بابل رو
‫گوشمالی بدم، میتونم از زندگیم هم بگذرم.

811
00:52:07,330 --> 00:52:09,498
‫چرا اینقدر بی ملاحظه ای؟

812
00:52:09,582 --> 00:52:11,334
‫چون سرنوشتم همین بوده.

813
00:52:12,001 --> 00:52:14,420
‫حتی با اینکه می دونم
‫توی این بازی دست نابرابری دارم

814
00:52:14,503 --> 00:52:16,255
‫همه چیزم رو برای شکست اونها میذارم وسط.

815
00:52:17,298 --> 00:52:18,591
‫این تقدیر منه.

816
00:52:22,845 --> 00:52:25,181
‫آدم های باهوش شاید دنیا رو اداره کنن،

817
00:52:26,098 --> 00:52:30,936
‫ولی آدم های بی پروا و لجوجی مثل من
‫از این دنیا محافظت میکنن.

818
00:53:05,888 --> 00:53:09,767
‫نگران پول نباش، مطمئن شو که ‫خانواده
های داغ دیده بهشون غرامت پرداخت بشه.

819
00:53:10,518 --> 00:53:12,228
‫چشم، قربان، حتماً.

820
00:53:13,062 --> 00:53:14,438
‫ای خدا، ویلام.

821
00:53:15,856 --> 00:53:17,942
‫بهترین مصالح رو برای
‫ساخت اون ویلا استفاده کردم.

822
00:53:18,526 --> 00:53:19,819
‫ای بابا.

823
00:53:20,528 --> 00:53:22,988
‫ببین به خاطر یک محقق
‫به چه حال و روزی افتادیم.

824
00:53:23,572 --> 00:53:25,241
‫متاسفم، بیشتر کار می کنیم.

825
00:53:25,908 --> 00:53:26,909
‫داشت یادم میرفت.

826
00:53:26,992 --> 00:53:29,870
‫ممنون که با حادثه ی ویلا ما رو سرزنش کردین.

827
00:53:29,954 --> 00:53:33,082
‫چی؟ سرزنش چی؟
‫من فقط از کوره در رفتم.

828
00:53:34,291 --> 00:53:37,169
‫راستی، واقعاً نمی تونین اون
‫محققی که فرار کرده رو پیدا کنین؟

829
00:53:37,878 --> 00:53:39,421
‫تا چند ساعت دیگه پیداش می کنیم.

830
00:53:40,965 --> 00:53:44,593
‫ظاهراً که خانم چوی
‫یک گوی بلورین جادویی داره.

831
00:53:45,594 --> 00:53:47,555
‫گوی بلورین جادویی؟

832
00:53:47,638 --> 00:53:50,683
‫- گوی بلورین جادویی؟
‫- فقط یه چیزی دارم.

833
00:53:53,310 --> 00:53:56,146
‫خانم چوی، من شما رو جذب ووسانگ کردم،

834
00:53:56,230 --> 00:53:58,732
‫پس هر چی که می خواین بگین
‫تا براتون فراهم کنم.

835
00:53:59,775 --> 00:54:00,943
‫در این صورت،

836
00:54:02,152 --> 00:54:03,904
‫دفتر دادستانی نامدونگبو رو برام بخرم.

837
00:54:07,825 --> 00:54:11,287
‫چی بخرم؟ چی هست؟

838
00:54:11,787 --> 00:54:14,290
‫دارم راجع به دادستانی نامدونگبو صحبت میکنم.

839
00:54:14,957 --> 00:54:15,958
‫آها.

840
00:54:18,669 --> 00:54:20,379
‫اون رو

841
00:54:21,255 --> 00:54:23,674
‫چطوری می تونم اون رو برات بخرم؟
‫توی بقالی می فروشنش؟

842
00:54:33,559 --> 00:54:36,061
‫ای خدا، بامزه نیستن؟

843
00:54:38,022 --> 00:54:40,482
‫می پرسه که مگه تو بقالیه.

844
00:54:41,817 --> 00:54:44,028
‫حتماً قسطی و نسیه هم میدن؟

845
00:54:50,701 --> 00:54:54,288
‫آقای هان، ‫شخصیت شناس خوبی نیستی.

846
00:54:55,039 --> 00:54:56,040
‫منظورت چیه؟

847
00:54:56,957 --> 00:55:00,085
‫واقعاً باور داری که اون
بچه قرتی رئیس گروه بابله؟

848
00:55:01,503 --> 00:55:03,297
‫جوون هست و بی تجربه.

849
00:55:03,380 --> 00:55:05,466
‫از اون مدل رئیس هایی نیست
‫که باهاش سر و کار داشتیم.

850
00:55:05,549 --> 00:55:08,260
‫خنگه، موقعیت رو درک نمی کنه،

851
00:55:08,344 --> 00:55:10,763
‫- و متظاهر هم هست.
‫- ای بابا، باز قضیه چیه؟

852
00:55:10,846 --> 00:55:14,183
‫- الان مشکل چیه؟
‫- ولش کن، هیچی نیست.

853
00:55:15,100 --> 00:55:16,602
‫ای خدا.

854
00:55:20,898 --> 00:55:23,275
‫- لعنتی. ‫- چی شده؟

855
00:55:24,777 --> 00:55:26,236
‫گوی بلورین مخفیم.

856
00:55:26,862 --> 00:55:28,781
‫محقق فراری رو پیدا کردیم.

857
00:55:31,492 --> 00:55:34,536
‫محقق و هونگ یا چان با هم صحبت کردن.

858
00:55:35,245 --> 00:55:36,288
‫چی؟

859
00:55:45,214 --> 00:55:46,215
‫بله، آقای یو.

860
00:55:47,466 --> 00:55:48,467
‫من

861
00:55:50,969 --> 00:55:51,970
‫شهادت میدم.

862
00:55:54,056 --> 00:55:56,725
‫وقتی که دیدم همکارهام توی ویلا کشته شدن،

863
00:55:56,809 --> 00:56:00,062
‫باعث شد با خودم فکر کنم
‫منم می تونستم سرنوشتی مثل اونها داشته باشم.

864
00:56:00,145 --> 00:56:04,733
‫برای همین تصمیم گرفتم قبل از اینکه
‫اتفاقی برام بیفته، حقیقت ماجرا رو افشا کنم.

865
00:56:05,692 --> 00:56:06,902
‫خوشحالم این رو می شنوم.

866
00:56:07,486 --> 00:56:10,489
‫آره، فردا میام دنبالتون.

867
00:56:11,073 --> 00:56:13,283
‫آره، فردا می بینمت.

868
00:56:13,367 --> 00:56:14,368
‫باشه.

869
00:56:23,752 --> 00:56:25,212
‫دیدی؟ کار کرد.

870
00:56:25,295 --> 00:56:27,589
‫- خیلی معرکه بود. ‫- دقیقاً.

871
00:56:27,673 --> 00:56:29,591
‫- الان من رئیستم. ‫- باشه.

872
00:56:30,092 --> 00:56:31,260
‫- شروع کن.
 ‫- خیلی خب.

873
00:56:31,343 --> 00:56:33,595
‫- تکون نخور، بیارش نزدیک تر.
‫- بیخیال.

874
00:56:33,679 --> 00:56:35,055
‫این رو باید به بقیه هم یاد بدم؟

875
00:56:35,139 --> 00:56:37,307
‫پس چی، تنهایی نامردیه.

876
00:56:38,016 --> 00:56:40,102
‫بذار ببینم، قبلاً کار می کرد.

877
00:56:51,864 --> 00:56:53,448
‫اینجا چی کار می کنم؟

878
00:56:54,575 --> 00:56:58,036
‫مسخره ـس، چرا این کار رو می کنم؟

879
00:57:08,839 --> 00:57:09,840
‫آره.

880
00:57:10,549 --> 00:57:12,509
‫نباید دیگه حواسم پرت بشه.

881
00:57:14,136 --> 00:57:16,889
‫باید به سرعت قالش رو بکنم و برم.

882
00:57:17,931 --> 00:57:19,600
‫خب، یه خورده زمان جور کردیم،

883
00:57:20,225 --> 00:57:22,978
‫ولی نمی تونیم دیگه
‫جلوی تخریب رو با مهمونی ها بگیریم.

884
00:57:23,061 --> 00:57:25,230
‫- درسته. 
‫- حق با اونه.

885
00:57:25,981 --> 00:57:28,358
‫حالا، وقتشه که باهاشون درگیر بشیم.

886
00:57:28,901 --> 00:57:30,569
‫باید از دو جبهه، خون ریخته

887
00:57:30,652 --> 00:57:31,820
‫کاری به خون و خونریزی نداریم.

888
00:57:31,904 --> 00:57:35,449
‫می خوام پیشنهاد بهتری به شما بدم.

889
00:57:40,662 --> 00:57:43,540
‫قصد دارم توی همین محله
‫یک مرکز خرید بخرم.

890
00:57:43,624 --> 00:57:46,418
‫و من شما رو به اونجا انتقال میدم.

891
00:57:46,501 --> 00:57:47,794
‫- چی؟ ‫- چی؟

892
00:57:47,878 --> 00:57:50,756
‫منظورت چیه؟ که ما رو انتقال میدی؟

893
00:57:50,839 --> 00:57:54,551
‫مرکز خرید رو مجانی در اختیار شما میذارم.

894
00:57:55,302 --> 00:57:56,678
‫- چی؟ ‫- مجانی؟

895
00:57:56,762 --> 00:57:58,972
‫- بله. ‫- من باور نمی کنم.

896
00:57:59,056 --> 00:58:00,390
‫چرا باید همچین کاری برای ما بکنی؟

897
00:58:00,474 --> 00:58:03,101
‫- چون بهترین راه ممکنه.
‫- صبر کن ببینم.

898
00:58:04,561 --> 00:58:06,480
‫یک ضرب المثل غربی هست که میگه:

899
00:58:06,563 --> 00:58:09,358
‫ "پنیر مجانی فقط توی تله موش پیدا میشه."

900
00:58:09,441 --> 00:58:11,193
‫حرف اون رو باید در نظر گرفت.

901
00:58:11,276 --> 00:58:13,362
‫چیزهای مجانی توی زندگی، خطرناکن.

902
00:58:13,445 --> 00:58:15,947
‫نه، اصلاً هم خطرناک نیست.

903
00:58:16,031 --> 00:58:19,159
‫به محض اینکه ساختمون رو خریدم،
‫می تونید به اون جا نقل مکان کنین.

904
00:58:19,242 --> 00:58:21,787
‫که اینطور، پس، لازم نیست هیچ کاری بکنیم.

905
00:58:21,870 --> 00:58:22,954
‫معرکه ـس.

906
00:58:24,206 --> 00:58:26,291
‫ولی جناب شما کی باشی؟

907
00:58:26,375 --> 00:58:29,252
‫- راست میگه، تو کی هستی؟
‫- شاگرد منه.

908
00:58:29,336 --> 00:58:32,673
‫احترام زیادی برای غذام قائله.
‫شاگردمه.

909
00:58:33,215 --> 00:58:34,466
‫- آها. ‫- که اینطور.

910
00:58:34,549 --> 00:58:36,635
‫- از دیدنتون خوشوقتم. ‫- سلام.

911
00:58:37,219 --> 00:58:40,806
‫آقای کاسانو به نظر خیلی اصیل میان.
‫چرا به ایشون اطمینان نکنیم؟

912
00:58:40,889 --> 00:58:43,183
‫تازه دیدیمش که.
‫از کجا می دونیم که اصل و نسب داره یا نه؟

913
00:58:44,059 --> 00:58:45,060
‫به نظر من که داره.

914
00:58:45,811 --> 00:58:47,479
‫- بهش فکر کنین. ‫- باشه.

915
00:58:47,562 --> 00:58:50,148
‫چرا باید بخواد سر ما رو کلاه بذاره؟
‫ما که هیچی نداریم.

916
00:58:50,232 --> 00:58:51,692
‫- هیچی نداریم.
 ‫- درسته.

917
00:58:51,775 --> 00:58:54,236
‫هیچ وقت آدم نمی فهمه
‫چی تو سر یکی دیگه میگذره.

918
00:58:54,319 --> 00:58:56,238
‫- لری.
 ‫- بله؟

919
00:58:56,321 --> 00:58:59,658
‫برای همین با هر کی هستی میذاره میره،
‫چون آدم شناس خوبی نیستی.

920
00:59:03,161 --> 00:59:05,205
‫هیچ وقت توی زندگیم کسی نذاشته بره.

921
00:59:05,288 --> 00:59:06,748
‫چون هیچ وقت کسی نیومده که بره.

922
00:59:09,167 --> 00:59:10,293
‫عزیزان.

923
00:59:10,961 --> 00:59:13,338
‫ایمان و اعتماد سرآغاز هر نیت خوبه

924
00:59:13,422 --> 00:59:15,757
‫و مسیریه به سوی پرهیزکاریه.

925
00:59:16,425 --> 00:59:17,801
‫بیاین قدر این فرصت رو بدونیم

926
00:59:17,884 --> 00:59:20,345
‫و با اعتماد به این آدم
‫عمل خیری رو انجام بدیم.

927
00:59:21,680 --> 00:59:22,681
‫درسته.

928
00:59:24,558 --> 00:59:25,934
‫ممنون، قربان.

929
00:59:30,689 --> 00:59:31,731
‫دوستان.

930
00:59:32,607 --> 00:59:35,944
‫پس، اینطور برداشت می کنم
‫که پیشنهادم رو قبول کردین.

931
00:59:38,530 --> 00:59:39,990
‫خیلی خب.

932
00:59:47,497 --> 00:59:51,042
‫از امروز، از کار روی هر پرونده ایی که

933
00:59:51,126 --> 00:59:54,004
‫مربوط به گروه بابله معاف میشی.

934
00:59:55,547 --> 00:59:57,090
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

935
00:59:59,759 --> 01:00:02,846
‫دستور از طرف من نیست،
‫دستور از طرف آقای هانه.

936
01:00:02,929 --> 01:00:04,681
‫با این وجود هم، نمی تونم این کار رو بکنم.

937
01:00:05,807 --> 01:00:06,975
‫فکر کردی کی هستی؟

938
01:00:08,977 --> 01:00:10,604
‫فکر کردی که تو این شرکت رو می چرخونی؟

939
01:00:13,732 --> 01:00:16,484
‫نمی تونم این کار رو بکنم
‫چون فقط دستوریه که

940
01:00:16,568 --> 01:00:18,445
‫هیچ توضیحی در قبالش داده نشده.

941
01:00:18,528 --> 01:00:20,488
‫البته که توضیحی براش داریم.

942
01:00:20,572 --> 01:00:22,407
‫داری به پدرت آسون میگیری.

943
01:00:22,490 --> 01:00:23,909
‫هیچ وقت بهش آسون نگرفتم.

944
01:00:24,451 --> 01:00:26,745
‫اون وکیل مقابل منه، نه بابام.

945
01:00:27,871 --> 01:00:30,707
‫معلومه که این حرف رو میزنی.

946
01:00:30,790 --> 01:00:34,628
‫ولی خانواده در اولویته، نه شغلت.

947
01:00:35,462 --> 01:00:37,881
‫نتونستی توی همون
‫جلسه ی اول دادگاه ازش برنده بشی.

948
01:00:38,798 --> 01:00:39,966
‫همین بود.

949
01:00:40,759 --> 01:00:44,304
‫آره، دارم راستش رو میگم.
‫الان دیگه اُمیدی داریم.

950
01:00:44,387 --> 01:00:46,473
‫آره، فقط بهم اعتماد کنین.

951
01:00:47,724 --> 01:00:48,808
‫حتماً.

952
01:00:51,937 --> 01:00:54,064
‫نمی دونم که چش شده.

953
01:00:54,564 --> 01:00:56,608
‫ولی یک دفعه حالش خیلی خوب شد.

954
01:00:57,275 --> 01:00:58,443
‫- یک دفعه؟
 ‫- آره.

955
01:00:58,526 --> 01:01:00,820
‫فردا شب دوباره بهتون زنگ میزنم.

956
01:01:00,904 --> 01:01:02,280
‫چشم.

957
01:01:03,657 --> 01:01:05,742
‫آقای کاسانو، نهار خوردین؟

958
01:01:05,825 --> 01:01:06,910
‫هنوز نه.

959
01:01:06,993 --> 01:01:08,787
‫- براش یه چیزی سفارش بده.
‫- چی میخوری؟

960
01:01:08,870 --> 01:01:11,456
‫نظرت چیه تانسویک و نوشیدنی بگیری؟

961
01:01:11,539 --> 01:01:13,667
‫- جدی گفتی؟ اولین باره!
 ‫- البته.

962
01:01:13,750 --> 01:01:14,918
‫صبر کنین.

963
01:01:20,173 --> 01:01:22,968
‫من و تو باید حرف بزنیم
‫آقای هونگ یا چان.

964
01:01:23,051 --> 01:01:24,594
‫گفتش، آقای هونگ یا چان.

965
01:01:24,678 --> 01:01:26,388
‫یعنی اوضاع خرابه،
‫پس من رفع زحمت میکنم.

966
01:01:32,560 --> 01:01:35,438
‫می فهمم که تو نمی خوای بهم کمک کنی.

967
01:01:35,522 --> 01:01:39,734
‫- پس حداقل، آینده ی من رو خراب نکن.
‫- کِی من آینده ی تو رو خراب کردم؟

968
01:01:39,818 --> 01:01:42,946
‫به لطف تو،
‫دارم موقعیتم رو توی کارم از دست میدم.

969
01:01:43,029 --> 01:01:44,948
‫دارم از عرش به فرش می رسم.

970
01:01:45,031 --> 01:01:47,534
‫درسته، چیزی لیاقتش رو داشته باشی گیرت میاد.

971
01:01:47,617 --> 01:01:49,119
‫تو که آدم با وجدانی هستی.

972
01:01:49,202 --> 01:01:51,371
‫چرا قبول نمی کنی که
‫معیارهای ما فرق داره؟

973
01:01:51,454 --> 01:01:54,666
‫موضوع فرقش نیست.
‫موضوع اینه که چی درسته و چی غلط.

974
01:02:03,591 --> 01:02:05,009
‫مثل کاری که همیشه میکنم،

975
01:02:06,052 --> 01:02:07,971
‫چیزهای دردناکی می خوام بگم.

976
01:02:11,349 --> 01:02:14,811
‫اگر زندگی حلال واری داشتی،
‫چرا گذاشتی که مامان اونجوری بمیره؟

977
01:02:14,894 --> 01:02:18,815
‫اینقدر سرت شلوغ بقیه بود،
‫که گذاشتی تک و تنها بمیره.

978
01:02:18,898 --> 01:02:20,483
‫بهت که گفتم این موضوع رو دیگه پیش نکشی.

979
01:02:20,525 --> 01:02:23,570
‫نه، تا وقتی که زنده ام پیش می کشم.

980
01:02:23,653 --> 01:02:26,106
‫این حقیقته که تو کاری کردی که
‫مامان و من زندگی سیاهی داشته باشیم.

981
01:02:26,156 --> 01:02:27,198
‫گمشو بیرون.

982
01:02:29,951 --> 01:02:33,037
‫اصلاً وقتی موضوع رو پیش میکشم
‫احساس گناهی هم می کنی؟

983
01:02:34,164 --> 01:02:36,499
‫تو میپری وسط آتیش تا جون بقیه رو نجات بدی،

984
01:02:37,125 --> 01:02:38,877
‫ولی چرا از مامان اونجوری غافل شدی؟

985
01:02:40,003 --> 01:02:41,296
‫نمی خوام بشنوم.

986
01:02:41,963 --> 01:02:43,006
‫برو.

987
01:02:43,840 --> 01:02:48,595
‫می تونی هزارن نفر رو از بی عدالتی نجات بدی.

988
01:02:49,179 --> 01:02:52,724
‫ولی هیچ وقت به خاطر اینکه ‫گذاشتی
مامان به اون صورت بمیره بخشیده نمیشی.

989
01:03:00,648 --> 01:03:02,942
‫- متاسفم.
 ‫- اشکالی نداره.

990
01:03:04,027 --> 01:03:06,529
‫من شرمنده ام که شاهد
‫بخش تاریک خانواده ام بودی.

991
01:03:08,198 --> 01:03:09,949
‫نه، من متاسفم.

992
01:03:11,534 --> 01:03:12,535
‫اشکالی نداره.

993
01:03:21,544 --> 01:03:22,837
‫لعنت بهش.

994
01:03:24,130 --> 01:03:26,382
‫چطور می تونه یک عذر
خواهی خشک و خالی هم نکنه؟

995
01:04:22,397 --> 01:04:23,398
‫چیه؟

996
01:04:24,023 --> 01:04:25,692
‫نمی تونی یه خورده بالغتر باشی؟

997
01:04:25,775 --> 01:04:27,610
‫- چی؟
‫- چند ساعت پیش،

998
01:04:27,694 --> 01:04:30,655
‫به نظر یک وکیل ماهر نمی اومدی،
‫شبیه یک بچه لوس و نُنر بودی.

999
01:04:31,322 --> 01:04:32,615
‫مثل دختر توی قاب عکس.

1000
01:04:32,699 --> 01:04:35,159
‫نامردی نکن.
‫چرا گذشته ی تحقیر آمیزم رو پیش میکشی؟

1001
01:04:35,243 --> 01:04:39,080
‫تمام عیب جویی هایی که بچه ها
‫از والدینشون میکنن تهش پشیمونیه.

1002
01:04:43,960 --> 01:04:45,503
‫کاری نکن که پشیمون بشی.

1003
01:04:46,087 --> 01:04:48,297
‫پشیمونی دردناک ترین چیز، توی زندگیه.

1004
01:04:52,969 --> 01:04:56,014
‫من و بابات داریم میریم همون جای همیشگی.
‫اگر خواستی بیا.

1005
01:04:58,933 --> 01:05:01,477
‫لازم نیست عذر خواهی کنی.
‫می تونی بهمون ملحق بشی.

1006
01:05:02,770 --> 01:05:05,064
‫چه رویی داره، عذر خواهی؟

1007
01:05:05,648 --> 01:05:06,983
‫مگه خوابش رو ببینی.

1008
01:05:28,838 --> 01:05:30,214
‫[ گوی بلورین ]

1009
01:05:37,221 --> 01:05:38,264
‫سلام.

1010
01:05:39,265 --> 01:05:40,516
‫می تونی الان شروع کنی.

1011
01:05:48,441 --> 01:05:49,442
‫نه.

1012
01:05:50,318 --> 01:05:51,486
‫جفتشون.

1013
01:05:52,236 --> 01:05:55,406
‫[ رستوران خاله نامدو ]

1014
01:05:56,908 --> 01:05:59,994
‫هر چه قدر هم سعی کنم قوی باشم
‫روزهایی مثل امروز دخلم رو میارن.

1015
01:06:00,578 --> 01:06:03,372
‫منظورم اینه، وقتی این عوضی ها
‫دخترم اذیت میکنن چی کار کنم.

1016
01:06:03,956 --> 01:06:05,541
‫مهم نیست که چقدر باهاش بحث کنم،

1017
01:06:06,042 --> 01:06:08,211
‫بازم دختر کوچولوی عزیز منه.
‫چه طور جرئت میکنن؟

1018
01:06:10,880 --> 01:06:12,173
‫خودش میتونه گلیمش رو از آب بکشه.

1019
01:06:12,924 --> 01:06:15,259
‫دوشیزه هونگ آدم قویه.

1020
01:06:16,427 --> 01:06:18,930
‫تو خودت واقعاً اون آدم قویه نیستی؟

1021
01:06:22,016 --> 01:06:25,144
‫من زیاد آدم قوی یا خوبی نیستم.

1022
01:06:26,187 --> 01:06:29,315
‫آدم های ضعیف اگر والدینی ولشون کنه
‫نمیرن توی دادگاه مادرشون شرکت کنن.

1023
01:06:29,398 --> 01:06:33,069
‫تنها به این خاطر رفتم که ببینم چقدر بدبخته.

1024
01:06:34,570 --> 01:06:35,613
‫از ته دل گفتی؟

1025
01:06:38,574 --> 01:06:39,575
‫آره.

1026
01:06:39,992 --> 01:06:44,830
‫دلیلی دست دوشیزه هونگ نده
‫که بخواد بدبختی شما رو ببینه.

1027
01:06:46,582 --> 01:06:50,169
‫داری بهم میگی که دست از مبارزه با
‫بابل بردارم چون باعث بدبختیم میشه.

1028
01:06:53,548 --> 01:06:56,509
‫هنوزم باهاشون مبارزه می کنم.

1029
01:06:57,385 --> 01:06:58,928
‫و قدرت بیشتری هم برای مبارزه دارم.

1030
01:07:00,429 --> 01:07:04,850
‫و اون قدرت بیشتر شما رو
‫توی خطر بیشتری میندازه، مگه نه؟

1031
01:07:09,272 --> 01:07:13,609
‫دوست ندارم که تنها شما باشین
‫که در مرض خطر اونهاست.

1032
01:07:14,694 --> 01:07:18,281
‫می خوام که
‫این بار به روش بزدل ها عمل کنین.

1033
01:07:19,991 --> 01:07:23,577
‫برای من، فرار کردن
‫راه بزدلانه ای نیست.

1034
01:07:25,079 --> 01:07:26,872
‫باعث میشه که بقیه رو در خطر بندازه.

1035
01:07:27,581 --> 01:07:28,624
‫باشه؟

1036
01:07:49,395 --> 01:07:51,147
‫نمیرم اونجا تا بابام رو ببینم.

1037
01:07:51,731 --> 01:07:55,317
‫میرم رستوران که توفو با
‫کیمچی و مخلوط گوشت بخورم.

1038
01:08:06,287 --> 01:08:07,329
‫ببخشید.

1039
01:08:08,539 --> 01:08:09,540
‫برای شماست.

1040
01:08:10,708 --> 01:08:13,252
‫- چیه؟
‫- آقایی که داشتین باهاش حرف میزدین

1041
01:08:13,335 --> 01:08:15,421
‫بهم گفت این رو به شما بدم.

1042
01:08:25,139 --> 01:08:26,182
‫وا؟

1043
01:09:00,925 --> 01:09:01,926
‫کیه؟

1044
01:09:04,386 --> 01:09:06,305
‫- کیه؟
 ‫- پلیسیم.

1045
01:09:06,388 --> 01:09:07,890
‫چی شده؟

1046
01:09:07,973 --> 01:09:11,227
‫داریم بازرسی می کنیم.
‫یک مظنون به قتل این حوالی دیده شده.

1047
01:09:11,936 --> 01:09:14,188
‫فقط لازمه کارت شناسایی شما رو ببینم.

1048
01:09:26,784 --> 01:09:29,745
‫اگر ممکنه همکاری کنین و
‫این در رو میشه بازی کنین؟

1049
01:09:30,329 --> 01:09:31,956
‫لهجه ی بوسانی ندارین.

1050
01:09:32,873 --> 01:09:35,125
‫درسته، اهل سئول هستم.

1051
01:09:35,918 --> 01:09:38,420
‫آها، یه لحظه صبر کنین.

1052
01:09:43,676 --> 01:09:45,803
‫سریع باز کنین، امروز خیلی کار دارم.

1053
01:09:45,886 --> 01:09:47,763
‫چشم، صبر کنین.

1054
01:10:04,697 --> 01:10:05,698
‫لعنت بهش.

1055
01:10:38,480 --> 01:10:39,606
‫[ وکیل هونگ یا چان ]

1056
01:10:40,316 --> 01:10:43,610
‫جکی چان رو می شناسی دیگه.

1057
01:10:44,236 --> 01:10:46,322
‫برای فیلم هاش می میرم.

1058
01:10:46,405 --> 01:10:47,406
‫چرا؟

1059
01:10:47,489 --> 01:10:50,951
‫به خاطر هنرهای رزمی برنده نمیشه،

1060
01:10:51,035 --> 01:10:53,037
‫به خاطر اینه که هیچ وقت تسلیم نمیشه.

1061
01:10:53,120 --> 01:10:55,664
‫حتی اگر گند هم بزنه،
‫10 بار یا 100 بار دوباره تلاش می کنه.

1062
01:10:55,748 --> 01:10:58,709
‫اینقدر تلاش می کنه تا موفق بشه.

1063
01:11:01,462 --> 01:11:03,172
‫میرم یه سیگاری بکشم.

1064
01:11:12,306 --> 01:11:14,099
‫ای خدا چه رگباری میاد.

1065
01:11:14,183 --> 01:11:18,812
‫[ رستوران خاله نامبو ]

1066
01:11:43,462 --> 01:11:47,549
‫[ مشخصات کلیدی، RDU 90 ]

1067
01:11:56,558 --> 01:11:58,811
‫قربان، یک نخ به منم میدین؟

1068
01:11:58,894 --> 01:11:59,895
‫حتماً.

1069
01:12:00,687 --> 01:12:02,648
‫بفرمایید.

1070
01:12:02,731 --> 01:12:03,774
‫فندک؟

1071
01:12:04,942 --> 01:12:05,943
‫بفرما.

1072
01:12:09,321 --> 01:12:11,448
‫- حالش رو ببر.
 ‫- ممنون.

1073
01:12:21,208 --> 01:12:22,251
‫1 تماس از دست رفته.

1074
01:12:54,366 --> 01:12:57,077
‫شماره ای که با آن تماس گرفته اید

1075
01:12:57,160 --> 01:13:00,372
‫[ وکیل هونگ یا چان ]

1076
01:13:19,641 --> 01:13:24,146
‫[ وکیل هونگ یا چان ]

1077
01:13:25,063 --> 01:13:26,231
‫ای خدا.

1078
01:13:31,445 --> 01:13:33,822
‫انگار آسمون سوراخ شده.

1079
01:13:37,951 --> 01:13:39,244
‫اقای هونگ.

1080
01:13:40,329 --> 01:13:42,289
‫شما چیزی رو دارین از من مخفی می کنین؟

1081
01:13:43,707 --> 01:13:44,750
‫آره.

1082
01:13:45,584 --> 01:13:47,502
‫نیتم رو که هیچ کسی ازش خبر نداره.

1083
01:13:55,427 --> 01:13:58,722
‫« یک اهریمن لازمه تا
‫اهریمن دیگه ای رو نابود کنه. »

1084
01:14:00,182 --> 01:14:02,142
‫تنها ضرب المثل ایتالیایی هست که بلدم.

1085
01:14:03,935 --> 01:14:05,228
‫یادته بهت چی گفتم؟

1086
01:14:05,937 --> 01:14:08,106
‫تنها هیولاها می تونن
‫هیولاها رو شکست بدن.

1087
01:14:09,441 --> 01:14:11,068
‫ولی من نمی تونم هیولا باشم.

1088
01:14:12,110 --> 01:14:14,154
‫ای کاش هیولای واقعی پیداش میشد

1089
01:14:14,654 --> 01:14:18,325
‫و حساب اون اهریمن ها رو میذاشت کف دستشون،
‫حالا چه از راه قانونی چه غیر قانونی.

1090
01:14:22,412 --> 01:14:24,748
‫ولی همچین چیزی توی زندگی واقعی امکان نداره.

1091
01:14:32,464 --> 01:14:33,840
‫آقای کاسانو.

1092
01:14:36,343 --> 01:14:39,388
‫تو نمی تونی اون هیولا باشی، نه؟

1093
01:14:51,817 --> 01:14:53,485
‫یکی داشت باهاتون تماس می گرفت.

1094
01:14:53,568 --> 01:14:54,820
‫چی؟ کی؟

1095
01:14:58,990 --> 01:14:59,991
‫RDU 90.

1096
01:15:02,494 --> 01:15:03,870
‫اون محققه نیست؟