1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:53,344 --> 00:00:55,555
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: داود کریمی

3
00:00:58,224 --> 00:01:00,727
‫یا خدا.

4
00:01:08,693 --> 00:01:10,528
‫این صحنه رو قبلاً یک جایی دیدم.

5
00:01:13,698 --> 00:01:15,283
‫چرا ما زندانی کردین؟

6
00:01:15,366 --> 00:01:17,494
‫اونها اول ما رو زدن!

7
00:01:18,286 --> 00:01:21,372
‫من فقط داشتم رد میشدم
‫و اونها یه دفعه بهم حمله کردن.

8
00:01:21,456 --> 00:01:22,540
‫اینجا رو ببین.

9
00:01:22,624 --> 00:01:25,293
‫می بینی که زدن لباسم رو پاره کردن؟

10
00:01:25,376 --> 00:01:27,420
‫این حمله حساب میشه!

11
00:01:27,504 --> 00:01:29,506
‫- آره، تو.
 ‫- حمله؟

12
00:01:29,589 --> 00:01:31,299
‫تازه لباس رو خریده بودم.

13
00:01:31,341 --> 00:01:32,509
‫جون خودت.

14
00:01:32,592 --> 00:01:34,677
‫- هی!
 ‫- به چی زل زدی؟

15
00:01:34,761 --> 00:01:37,472
‫مطمئنم که تا حالا ندیدن یک راهب
‫توی نزاعی شرکت کنه.

16
00:01:37,555 --> 00:01:39,265
‫ای بابا، راهب احمق.

17
00:01:39,849 --> 00:01:42,560
‫من داشتم حرف میزدم،
‫اون پرید و بهم لگد زد.

18
00:01:42,644 --> 00:01:45,021
‫من رو چرخوند و با پرچم کتکم زد.

19
00:01:45,104 --> 00:01:46,272
‫پرچمه کجاست؟

20
00:01:46,356 --> 00:01:48,024
‫همون، اون سلاحه.

21
00:01:48,107 --> 00:01:50,151
‫آقای لی، تو که من رو می شناسی.
‫لباس سفید پوشیدم.

22
00:01:50,235 --> 00:01:52,570
‫اگر می خواستم بهشون
‫حمله کنم که این رو نمی پوشیدم.

23
00:01:52,654 --> 00:01:53,738
‫بیخیال، خودت من رو میشناسی.

24
00:01:53,780 --> 00:01:56,074
‫- ساکت! 
‫- داره چرت میگه!

25
00:01:56,157 --> 00:01:57,951
‫- کار خودشون بود!
 ‫- ساکت!

26
00:01:58,034 --> 00:01:59,077
‫درست زد به اینجام.

27
00:02:07,377 --> 00:02:08,378
‫باز چیه؟

28
00:02:10,797 --> 00:02:12,423
‫من وکیلشونم.

29
00:02:12,507 --> 00:02:13,758
‫منم.

30
00:02:13,841 --> 00:02:16,177
‫چرا باید دو تا وکیل استخدام کنن؟

31
00:02:16,261 --> 00:02:17,428
‫دیدی؟

32
00:02:17,512 --> 00:02:20,598
‫ما این جوری به صورت
قانونی خودمون رو مجهز کردیم.

33
00:02:21,683 --> 00:02:24,227
‫اونها اول به ایشون حمله کردن.

34
00:02:24,310 --> 00:02:26,938
‫بقیه اومدن که کمکش کنن
‫ولی به اونها هم حمله کردن.

35
00:02:27,021 --> 00:02:30,191
‫حقیقت نداره! اونها اول ما رو زدن!

36
00:02:30,275 --> 00:02:31,609
‫کیم یونگ هو.

37
00:02:31,693 --> 00:02:33,319
‫کیم یونگ هو.

38
00:02:34,153 --> 00:02:35,488
‫- کیم یونگ هو...
 ‫- اومدم!

39
00:02:36,239 --> 00:02:37,949
‫تو چرا اینجایی؟

40
00:02:38,032 --> 00:02:41,327
‫میشه به کاراگاه ها
‫نشون بدی چی رو فیلم گرفتی؟

41
00:02:41,411 --> 00:02:44,080
‫چشم.
‫ولی چرا لحن صداتون اینجوری شده؟

42
00:02:44,163 --> 00:02:45,164
‫کارت رو بکن.

43
00:02:45,832 --> 00:02:47,166
‫- این چیه؟ ‫- بذار ببینم.

44
00:02:47,250 --> 00:02:48,501
‫- اون چیه؟
 ‫- خیلی خب.

45
00:02:49,836 --> 00:02:51,254
‫اون

46
00:02:51,337 --> 00:02:53,673
‫دیدی؟ مدرک داریم!

47
00:02:53,756 --> 00:02:55,717
‫- دیدی؟ اینم مدرک
 ‫- مدرک داریم..

48
00:02:55,800 --> 00:02:57,176
‫فیلمش رو گرفته.

49
00:02:57,260 --> 00:02:59,220
‫- صبر کنین!
 ‫- هی!

50
00:02:59,303 --> 00:03:02,640
‫منم. من این لباس ها رو تنمه.

51
00:03:10,940 --> 00:03:12,942
‫به چیزی که می خواستیم رسیدیم.

52
00:03:13,026 --> 00:03:14,360
‫خدایی مافیایی.

53
00:03:14,444 --> 00:03:15,820
‫- بس کن. ‫- ما

54
00:03:15,903 --> 00:03:17,030
‫نگو.

55
00:03:20,074 --> 00:03:23,036
‫- من روی ابرهام.
‫- بازم کیمچی می خوایم.

56
00:03:23,119 --> 00:03:24,203
‫بازم کیمچی، لطفاً.

57
00:03:24,287 --> 00:03:26,330
‫- کیمچی.
 ‫- خیلی خب.

58
00:03:26,414 --> 00:03:28,416
‫- بازم.
‫- و یک دونه سوجوی دیگه لطفاً.

59
00:03:28,499 --> 00:03:30,209
‫- صبر کن، وایستا.
 ‫- منم میخوام.

60
00:03:30,293 --> 00:03:31,878
‫- گوش کنین.
 ‫- لطفاً خنک باشه!

61
00:03:31,961 --> 00:03:33,671
‫کار همتون خوب بود.

62
00:03:33,755 --> 00:03:35,631
‫مخصوصاً جی سوک.

63
00:03:35,715 --> 00:03:38,384
‫بر خلاف ظاهرش،
‫خوب میتونه از پس خودش بربیاد.

64
00:03:38,468 --> 00:03:40,636
‫میشه به این خاطر باشه که شاگر منی؟

65
00:03:40,720 --> 00:03:42,096
‫امروز خوب تحمل داشتی.

66
00:03:42,180 --> 00:03:45,850
‫بهتون قبلاً نگفته بودم،
‫ولی من یک سرباز عادی نیستم.

67
00:03:45,933 --> 00:03:46,934
‫باشه ما هم میگیم هستی.

68
00:03:47,018 --> 00:03:49,562
‫باید از همون اول باهاشون می جنگیدیم.

69
00:03:49,645 --> 00:03:51,314
‫تسلیم کردنشون مثل آب خوردنه.

70
00:03:51,397 --> 00:03:53,024
‫اراذل همین طورین.

71
00:03:53,107 --> 00:03:55,568
‫به این خاطر گروهی با هم
‫رفت و آمد میکنن، چون ضعیفن، درسته؟

72
00:03:55,651 --> 00:03:57,528
‫عوضی ها اصلاً در حد ما نبودن.

73
00:03:57,612 --> 00:03:59,155
‫- دقیقاً.
 ‫- درسته؟

74
00:03:59,238 --> 00:04:02,825
‫لری، واقعاً خوب اونجا کار کردی.

75
00:04:02,909 --> 00:04:04,535
‫- درسته. ‫- دمت گرم.

76
00:04:04,619 --> 00:04:06,579
‫قبلاً این رو بهتون نگفته بودم،

77
00:04:06,662 --> 00:04:10,583
‫ولی رقص و هنر رزمی
‫دو روی یک سکه ـن.

78
00:04:10,666 --> 00:04:12,919
‫من توی محلات پایین شهر بزرگ شدم،

79
00:04:13,002 --> 00:04:15,421
‫برای همین ناکار کردن سه یا چهارتاشون
‫اونم هم زمان کاری نداشت.

80
00:04:15,505 --> 00:04:16,923
‫واقعاً؟

81
00:04:17,006 --> 00:04:19,467
‫منم قبلاً توی معبد هنرهای رزمی یاد گرفتم،

82
00:04:19,550 --> 00:04:21,052
‫برای همین کار منم بد نیست.

83
00:04:22,136 --> 00:04:23,804
‫- که این طور. ‫- کارتون درسته.

84
00:04:23,888 --> 00:04:24,972
‫آها.

85
00:04:25,056 --> 00:04:27,975
‫حالا که داریم درمورد گذشته ـمون صحبت
می کنیم ‫من کلی حرف برای گفتن دارم.

86
00:04:28,518 --> 00:04:30,686
‫- زمانی که جوون بودم...
 ‫- خب.

87
00:04:31,938 --> 00:04:33,231
‫تا همین جا بسه.

88
00:04:33,314 --> 00:04:37,401
‫بیخیال.

89
00:04:38,528 --> 00:04:41,197
‫- وروجک.
 ‫- چیه؟

90
00:04:41,280 --> 00:04:42,907
‫چرا توی آموزشگاه نبودی؟

91
00:04:42,990 --> 00:04:45,868
‫آقای کاسانو بهم گفت که فیلم بگیرم.

92
00:04:45,952 --> 00:04:47,745
‫چی؟ اون گفت؟

93
00:04:49,497 --> 00:04:51,374
‫- آقای کاسانو.
 ‫- بله؟

94
00:04:51,457 --> 00:04:53,459
‫ممنونم.

95
00:04:53,543 --> 00:04:58,256
‫به لطف شما، ما سر عقل اومدیم
‫و برای حقمون مبارزه کردیم.

96
00:04:59,465 --> 00:05:00,591
‫متوجه نمیشم.

97
00:05:00,675 --> 00:05:03,010
‫حق با اونه، به لطف شما،

98
00:05:03,094 --> 00:05:07,765
‫بالاخره متوجه شدیم که اون
‫پارک سوک دو عوضی، در حد ما نیست.

99
00:05:07,848 --> 00:05:12,353
‫اون من رو هم ترغیب کرد
‫که غذاهای بهتری درست کنم.

100
00:05:12,979 --> 00:05:15,356
‫برای همین، یک تشویق مرتب.

101
00:05:15,439 --> 00:05:16,899
‫- ایول! 
‫- آفرین!

102
00:05:16,983 --> 00:05:20,152
‫- همه، تشویق کنین.
 ‫- احسنت.

103
00:05:20,236 --> 00:05:22,989
‫- وینچنزو!
 ‫- وینچنزو!

104
00:05:23,072 --> 00:05:24,198
‫- وینچنزو! ‫
- وینچنزو!

105
00:05:24,282 --> 00:05:25,658
‫وینچنزو!

106
00:05:25,741 --> 00:05:28,661
‫پارک سوک دو ممکنه که به نظر بازنده بیاد،

107
00:05:28,744 --> 00:05:31,872
‫ولی شما نباید اون رو تحریک کنین
‫یا اول بهش حمله کنین.

108
00:05:31,956 --> 00:05:33,958
‫- فهمیدیم.
 ‫- تو جوش نزن.

109
00:05:34,041 --> 00:05:35,459
‫یا خدا، ما که مثل اون نیستیم.

110
00:05:35,543 --> 00:05:37,086
‫راست میگه.

111
00:05:37,169 --> 00:05:41,007
‫و هر وقت کمکی خواستین فقط کافیه لب تر کنین.

112
00:05:41,090 --> 00:05:43,175
‫اگر پای شما دو نفر وسط باشه،

113
00:05:43,259 --> 00:05:45,845
‫همیشه می تونم اتو رو
‫خاموش کنم و سریع بیام.

114
00:05:46,470 --> 00:05:48,180
‫ما هم باید همین کار رو بکنیم.

115
00:05:48,264 --> 00:05:50,099
‫این رو ببینید، 200 هزار بازدید گرفته.

116
00:05:50,182 --> 00:05:51,851
‫- چی؟
 ‫- 200 هزار تا؟

117
00:05:54,228 --> 00:05:56,022
‫ما رو ببین!

118
00:05:56,105 --> 00:05:58,441
‫چرا اینقدر من زشت به نظر میام؟

119
00:05:58,524 --> 00:06:00,609
‫چرا صورت من اینقدر بزرگه؟
‫فوتوشاپه؟

120
00:06:00,693 --> 00:06:02,111
‫خیلی خوبه.

121
00:06:02,194 --> 00:06:03,904
‫کارش خوب بود. ‫مثل فیلمه.

122
00:06:03,988 --> 00:06:06,073
‫- استعدادی داره ها.
 ‫- معرکه ـس.

123
00:06:06,157 --> 00:06:07,867
‫هیچ وقت نوشیدنیا رو قاطی نکرده بودم.

124
00:06:07,950 --> 00:06:08,784
‫- بیا.
 ‫- امتحانش کن.

125
00:06:08,868 --> 00:06:12,246
‫من بالاخره فهمیدم که چرا ‫این آدم ها
اینجا موندن و از خودشون دفاع کردن.

126
00:06:12,830 --> 00:06:16,667
‫از قدرت و رهبری عالی
وینچنزو الهام گرفته ـن.

127
00:06:17,209 --> 00:06:19,920
‫این یعنی که وینچنزو مافیا نیست.

128
00:06:20,421 --> 00:06:22,089
‫اون چه گوارا ـست.

129
00:06:23,090 --> 00:06:24,133
‫بفرمایید.

130
00:06:25,134 --> 00:06:27,511
‫ممنون که قبول کردین ما رو ببینید، قربان.

131
00:06:27,595 --> 00:06:29,346
‫حالا که اینجاییم،

132
00:06:30,473 --> 00:06:31,766
‫بیاین با هم کنار بیایم.

133
00:06:33,267 --> 00:06:36,103
‫من یک ملاقات سریع برای شما
‫با رئیس جانگ رو تدارک دیدم.

134
00:06:37,688 --> 00:06:38,981
‫راستی، میونگ هی.

135
00:06:39,690 --> 00:06:41,275
‫راجع به چیزی که دفعه قبلی بهت گفتم.

136
00:06:41,942 --> 00:06:43,944
‫راجع به همکارم، رسوایی رئیس کیم.

137
00:06:44,820 --> 00:06:46,947
‫- درستش میکنی، باشه؟ ‫- خب

138
00:06:48,449 --> 00:06:50,117
‫چیه؟ نمی خوای؟

139
00:06:50,826 --> 00:06:52,578
‫من که با بخشندگی موافقت کردم بهت لطف کنم.

140
00:06:52,661 --> 00:06:54,580
‫تو هم بهتره در همین حد برای ما کاری بکنی.

141
00:07:00,044 --> 00:07:03,005
‫حق با شماست.
‫فوراً راست و ریسش می کنیم.

142
00:07:03,088 --> 00:07:05,007
‫شما اصلاً نمی خواد نگران چیزی باشین.

143
00:07:05,508 --> 00:07:09,011
‫به نظرم همین الان هم فکرش مشغول این کاره.
‫مگه نه؟

144
00:07:11,347 --> 00:07:12,932
‫چی رو باید اول بپرسم؟

145
00:07:13,015 --> 00:07:14,475
‫[ قسمت هشتم ]

146
00:07:14,558 --> 00:07:16,310
‫چرا عضو مافیا شدی؟

147
00:07:17,019 --> 00:07:19,605
‫چطوری وکیل مافیا شدی؟

148
00:07:19,688 --> 00:07:22,817
‫یک وکیل مافیا سالانه چقدر پول درمیاره؟

149
00:07:23,484 --> 00:07:25,027
‫کلی سوال دارم.

150
00:07:25,110 --> 00:07:26,654
‫هیچی ازم نپرس.

151
00:07:27,488 --> 00:07:29,949
‫حالا که می دونم چطوری می تونم سوال نکنم؟

152
00:07:30,449 --> 00:07:32,701
‫همین الانش بالای هشتاد
تا سوال دارم که بپرسم.

153
00:07:36,997 --> 00:07:39,333
‫خیلی خب، جواب دوتاشون رو امشب میدم.

154
00:07:42,211 --> 00:07:44,421
‫اول، چطوری تو وکیلشون شدی؟

155
00:07:46,340 --> 00:07:48,175
‫فرقی با بقیه ندارن.

156
00:07:48,968 --> 00:07:50,719
‫کاره دیگه.

157
00:07:52,972 --> 00:07:57,351
‫اون وقت مردم واقعاً
‫مثل توی فیلم ها کشته میشن؟

158
00:07:58,644 --> 00:08:00,563
‫تو باید تاوان اعمالت رو بدی.

159
00:08:01,272 --> 00:08:02,856
‫این باور مافیاست.

160
00:08:06,068 --> 00:08:08,070
‫واقعاً شوخی ندارن.

161
00:08:08,988 --> 00:08:10,698
‫- سوال بعدی. 
‫- کافیه.

162
00:08:10,781 --> 00:08:12,366
‫همین الانش دو تا پرسیدی.

163
00:08:12,449 --> 00:08:14,910
‫پس دفعه ی بعدی 78 تا سوال می پرسم.

164
00:08:14,994 --> 00:08:16,370
‫تعدادش ممکنه زیاد بشه.

165
00:08:19,081 --> 00:08:20,082
‫خب برو خونه دیگه.

166
00:08:22,876 --> 00:08:26,755
‫ممنون که نذاشتی که آخر و
‫عاقبتم پشت میله های زندان باشه.

167
00:08:29,383 --> 00:08:30,634
‫حواست باشه که برام جبران کنی.

168
00:08:31,135 --> 00:08:34,638
‫همیشه باید وقتی مافیا
‫لطفی در حقت می کنه رو جبران کنی.

169
00:08:35,723 --> 00:08:38,267
‫باشه، بالاخره یک جوری برات جبرات می کنم.

170
00:08:39,268 --> 00:08:40,269
‫شب بخیر.

171
00:09:00,956 --> 00:09:05,627
‫[ صاحبان مغازه ها در بحران
‫مبارزه با اراذل استخدام شده. ]

172
00:09:05,711 --> 00:09:07,629
‫تاریکی نمی تواند نور را شکست دهند.

173
00:09:07,713 --> 00:09:10,049
‫[ 1.2 میلیون بازدید در روز. ]
‫[ این افراد چه کسانی هستند؟ ]

174
00:09:10,090 --> 00:09:12,634
‫هنوز سیزده نفر از ما باقی موندیم.

175
00:09:12,718 --> 00:09:16,430
‫دوباره برگردین،
‫یک درس درست و حسابی با اتوم به شما میدم.

176
00:09:20,225 --> 00:09:23,812
‫هیچ حرفه ای بیشتر از
‫آشپزها به مردم سرویس نمیده.

177
00:09:24,897 --> 00:09:29,693
‫تمام خواسته ی من اینه که
‫نور و نمک دنیا برای مردم باشم.

178
00:09:30,402 --> 00:09:32,363
‫قربان، میشه یه خورده برین عقب؟

179
00:09:32,446 --> 00:09:33,697
‫خیلی نزدیکین.

180
00:09:33,781 --> 00:09:36,283
‫صورتم نباید بزرگ به نظر بیاد.
‫خودتون که این کاره ـین.

181
00:09:36,366 --> 00:09:38,118
‫اون رو کات بدین و دوباره بگیریم.

182
00:09:38,202 --> 00:09:40,913
‫در پایان، بیاین با راهب ها ملاقات کنیم.

183
00:09:53,300 --> 00:09:56,720
‫ما راهب ها کسانی هستیم که
‫روح وطن پرست بودا رو حمل می کنیم.

184
00:09:56,804 --> 00:10:01,809
‫همین طور این وظیفه ی ماست که با
‫اهریمنانی که با طمع کور شده اند بجنگیم.

185
00:10:01,892 --> 00:10:04,895
‫[ ما با اهریمنانی که با طمع
کور شده اند می جنگیم. ]

186
00:10:15,072 --> 00:10:17,741
‫دادستانی نامبونگبو رو بردیم.

187
00:10:17,825 --> 00:10:18,951
‫کارتون خوب بود.

188
00:10:19,034 --> 00:10:21,703
‫خواهش می کنم قربان.
‫ما فقط کارهایی که لازم بود رو انجام دادیم.

189
00:10:21,787 --> 00:10:24,164
‫کار تو نبود، کار وینچنزو بود.

190
00:10:25,833 --> 00:10:27,209
‫کار اون بود، مگه نه؟

191
00:10:32,005 --> 00:10:34,883
‫راستش، ما یه خورده کمک گرفتیم.

192
00:10:34,967 --> 00:10:37,678
‫اصلاً می دونین که چجوری
دادستان رو قانع کرد؟

193
00:10:39,763 --> 00:10:43,183
‫اون پسر دادستان کل،
‫که خیلی هم بازی فوتبال افتضاحی داره رو،

194
00:10:43,892 --> 00:10:46,937
‫به میلان ایتالیا فرستاد.

195
00:10:50,607 --> 00:10:54,611
‫مشخصه که وقتی قبلاً دادستان بودی
‫چجوری کارها رو پیش می بردی.

196
00:10:55,863 --> 00:10:59,199
‫با دیدن این همه شکست،
‫بهتر نبود تا الان تسلیم میشدی؟

197
00:10:59,283 --> 00:11:00,284
‫قربان.

198
00:11:00,367 --> 00:11:01,493
‫چیه؟

199
00:11:01,577 --> 00:11:05,956
‫می دونید با اینکه من رو
توی ماشین حبس کردین،

200
00:11:06,039 --> 00:11:07,791
‫ترسوندین و تحقیرم کردین

201
00:11:08,292 --> 00:11:10,085
‫چرا هنوز اینجام؟

202
00:11:12,713 --> 00:11:14,882
‫- خانم چوی. 
‫- تو کار نگیر!

203
00:11:17,467 --> 00:11:20,137
‫اگر می خواستم اینجوری تسلیم بشم،

204
00:11:20,220 --> 00:11:23,307
‫از خجالت مرده بودم.

205
00:11:23,390 --> 00:11:26,643
‫اگر تسلیم بشم، خودم روی اون کوها دار میزنم.

206
00:11:26,727 --> 00:11:28,312
‫مثل شما،

207
00:11:28,854 --> 00:11:32,691
‫منم هیچ وقت دوبار پشت سر هم نباختم.

208
00:11:32,774 --> 00:11:35,485
‫کاری می کنم صد برابرش رو پس بده

209
00:11:35,569 --> 00:11:38,113
‫و بعدش با رضایت کامل از اینجا میرم.

210
00:11:38,196 --> 00:11:40,449
‫و چی؟
‫مشخصه که چجوری کارها رو پیش می بردم؟

211
00:11:40,949 --> 00:11:43,535
‫حق با توئه،
این تنها روشیه که کارها رو پیش می برم،

212
00:11:43,619 --> 00:11:46,580
‫و مهم نیست با چه وسیله ای من برنده میشم.

213
00:11:58,175 --> 00:12:00,844
‫آره! خودشه!

214
00:12:09,853 --> 00:12:11,438
‫این دقیقاً چیزیه که من می خوام!

215
00:12:21,948 --> 00:12:24,368
‫من وکیل لازم ندارم.

216
00:12:25,452 --> 00:12:27,746
‫کسی رو لازم دارم که
‫برای من تبدیل به هیولا بشه.

217
00:12:28,538 --> 00:12:30,207
‫منم می تونم هیولای وحشتناکی بشم، قربان.

218
00:12:34,169 --> 00:12:36,797
‫از این روحیه اهریمنیت

219
00:12:36,880 --> 00:12:39,383
‫برای نگه داشتن دادستانی
‫نامدونگبو تحت کنترلت استفاده کن.

220
00:12:42,386 --> 00:12:45,514
‫تا زمانی که شما پشتم باشین،
‫منم تلاشم رو می کنم.

221
00:12:48,266 --> 00:12:50,644
‫می دونید که بابل تحقیر شد

222
00:12:50,727 --> 00:12:53,605
‫و به خاطر اون پاساژ گئومگا
‫سرمایه ـش رو از دست داده، درسته؟

223
00:12:54,147 --> 00:12:56,483
‫آره، امروز صبح توی تلوزیون دیدم.

224
00:12:58,819 --> 00:13:00,737
‫به یک راهی در رابطه با
تامین سرمایه فکر کنین.

225
00:13:07,077 --> 00:13:08,078
‫روحیه اهریمنی!

226
00:13:17,129 --> 00:13:19,047
‫پیشنهاد غرامتی قربانی های

227
00:13:19,131 --> 00:13:22,843
‫صنایع شیمیایی بابل رو که فرستادین خوندم.

228
00:13:22,926 --> 00:13:24,427
‫فکر کردی که لاتاریه؟

229
00:13:26,763 --> 00:13:27,931
‫لاتاری؟

230
00:13:28,557 --> 00:13:30,851
‫ما که خیلی دست و دل باز بودیم، مگه نه؟

231
00:13:30,934 --> 00:13:33,228
‫با اینکه رئیس بابل تعظیم کرد

232
00:13:33,311 --> 00:13:35,814
‫و در رابطه با اون حادثه عذرخواهی کرد،

233
00:13:35,897 --> 00:13:38,608
‫هنوزم زیادی می خواین.

234
00:13:38,692 --> 00:13:41,027
‫پس ما هم شکایت کیفری می کنیم.

235
00:13:41,111 --> 00:13:44,364
‫ما می خواستیم با غرامت
‫این قضیه ختم به خیر بشه.

236
00:13:44,447 --> 00:13:48,869
‫عمراً بابل این رو قبول کنه.

237
00:13:48,952 --> 00:13:50,620
‫می تونی بری شکایت کنی.

238
00:13:50,704 --> 00:13:51,997
‫صبر کنین.

239
00:13:52,080 --> 00:13:55,250
‫به نظر شما رئیس
‫با این موضوع موافقت نمی کنه؟

240
00:13:56,084 --> 00:13:57,460
‫این طور فکر می کنی؟

241
00:13:58,253 --> 00:13:59,963
‫چرا به حرف اون گوش نمیدی؟

242
00:14:01,089 --> 00:14:03,216
‫روز به روز باهوش تر میشی.

243
00:14:09,222 --> 00:14:12,767
‫پس بررسیش می کنم و
‫با بابل راجع بهش صحبت می کنم.

244
00:14:14,102 --> 00:14:16,897
‫بیا و باهام اینجا صادق باش.

245
00:14:17,480 --> 00:14:19,566
‫چیزهای بیشتری علیه بابل داری؟

246
00:14:19,649 --> 00:14:21,026
‫نیازی به اون کارها نیست.

247
00:14:21,985 --> 00:14:23,236
‫سوراخ کردن بیشتر

248
00:14:23,320 --> 00:14:26,448
‫یک کشتی در حال
‫غرق شدن فایده ای نداره.

249
00:14:26,531 --> 00:14:28,491
‫- تو چی فکر میکنی؟
 ‫- موافقم.

250
00:14:28,575 --> 00:14:33,371
‫تو و آقای هان هم می تونید روی

251
00:14:33,455 --> 00:14:35,373
‫عرشه ی این کشتی
‫در حال غرق شدن ویلون بزنید.

252
00:14:35,457 --> 00:14:39,794
‫پشیمونم که اینقدر زود
از زندان آوردمت بیرون.

253
00:14:44,925 --> 00:14:48,845
‫صبر می کنیم و می بینیم که این تایتانیکه

254
00:14:50,096 --> 00:14:52,182
‫یا یک زیردریایی هسته ای.

255
00:14:52,265 --> 00:14:55,268
‫یک ضرب المثل کره ای هست که خیلی دوستش دارم.

256
00:14:55,352 --> 00:14:56,895
‫تو بهم گفتی.

257
00:14:56,978 --> 00:14:59,105
‫- اون؟
 ‫- آره.

258
00:15:01,024 --> 00:15:04,069
‫- به نظرت تنت یک گوشمالی حسابی میخواد.
‫- به نظرت تنت یک گوشمالی حسابی میخواد.

259
00:15:27,008 --> 00:15:28,009
‫پس دارین میگین که،

260
00:15:28,635 --> 00:15:31,388
‫هیچ راهی الان برای
‫راضی کردن بانک ها وجود نداره؟

261
00:15:31,471 --> 00:15:34,683
‫نه، قربان، فعلا راهی نیست.

262
00:15:35,266 --> 00:15:38,603
‫بانک ها قبول نمی کنن که با ما مذاکره کنن.

263
00:15:44,275 --> 00:15:46,820
‫مدیر ارشد، ‫معاون مدیر،

264
00:15:46,903 --> 00:15:48,238
‫و مدیر اجرایی.

265
00:15:48,947 --> 00:15:51,741
‫شما از زمانی که
‫پدرم زنده بوده مدیر بودین.

266
00:15:51,825 --> 00:15:53,618
‫چرا اینقدر بی لیاقتین؟

267
00:15:53,701 --> 00:15:55,036
‫این چه کاریه آخه؟

268
00:15:55,120 --> 00:15:56,371
‫شرمنده ایم، قربان.

269
00:15:56,454 --> 00:15:59,833
‫ولی تقصیر ما نیست.

270
00:16:01,209 --> 00:16:03,753
‫به خاطر شکایت های
‫داروسازی و صنایع شیمیایی بابله.

271
00:16:03,837 --> 00:16:06,381
‫دیگه حادثه ی برج بابل
‫چند روز پیش رو هم نمی خواد که بگم.

272
00:16:06,464 --> 00:16:07,966
‫اوضاع داره بدتر و بد

273
00:16:23,064 --> 00:16:24,774
‫همه ـتون اخراجین.

274
00:16:24,858 --> 00:16:26,651
‫از الان به بعد جلوی چشمم نباشین.

275
00:16:31,614 --> 00:16:32,907
‫لعنتی.

276
00:16:38,079 --> 00:16:40,498
‫قربان، سفارشی که دادین رسیده.

277
00:16:41,082 --> 00:16:42,333
‫کنارتونه.

278
00:17:15,617 --> 00:17:19,704
‫حساب کار اون عوضی هایی که ‫ساخت و
ساز بابل رو تحقیر کرده بودن دستشون گذاشتی؟

279
00:17:29,339 --> 00:17:30,590
‫سردمه.

280
00:17:33,509 --> 00:17:36,721
‫نگو که سردمه.

281
00:17:36,804 --> 00:17:40,308
‫فکر می کنم خون توی رگ هام یخ زده.

282
00:17:41,768 --> 00:17:46,314
‫توی بد دردسری افتادم، باید چی کار کنم؟

283
00:17:46,397 --> 00:17:48,775
‫فقط کاری که بهم گفته شد رو کردم.

284
00:17:48,858 --> 00:17:50,234
‫من که یک حسابدار ساده ام.

285
00:17:51,402 --> 00:17:52,820
‫چرا اینجام؟

286
00:17:54,197 --> 00:17:56,199
‫بهت که گفتم نیا دفتر.

287
00:17:56,282 --> 00:17:58,660
‫آخه چرا اومدی؟

288
00:17:59,535 --> 00:18:01,579
‫باید مالیات های اضافی رو گزارش می کردم.

289
00:18:02,288 --> 00:18:04,248
‫اینقدر راجع به مالیات اضافی حرف نزن.

290
00:18:04,332 --> 00:18:06,751
‫ای خدا، بیا نزدیک تر.

291
00:18:06,834 --> 00:18:08,920
‫بیاین کنار هم.

292
00:18:09,003 --> 00:18:11,005
‫- امروز آخرین مهلتشه.
‫- زنده می مونیم.

293
00:18:11,089 --> 00:18:12,465
‫باید امروز گزارشش رو بدم.

294
00:18:14,634 --> 00:18:18,680
‫- هی، اونها مردن؟ ‫- چی؟

295
00:18:18,763 --> 00:18:22,016
‫هی، بیدار شو، دونگ سیک،
بیدار شو! دونگ سیک

296
00:18:22,100 --> 00:18:23,351
‫دونگ سیک...سردمه.

297
00:18:23,434 --> 00:18:26,104
‫- بیاین نزدیک تر.
 ‫- اون مرده.

298
00:18:26,187 --> 00:18:28,481
‫- مرده.
‫- نه، چشم هاش رو باز کرد.

299
00:18:28,564 --> 00:18:29,774
‫نه، مرده.

300
00:18:29,857 --> 00:18:31,651
‫- من دارم می میمرم.
 ‫- هی.

301
00:18:31,734 --> 00:18:34,112
‫- بیاین نزدیک تر، داره گرمم میشه.
‫- خواهش می کنم نجاتم بدین.

302
00:18:35,738 --> 00:18:38,282
‫[ شعبه اصلی بانک شینکوانگ ]

303
00:18:41,744 --> 00:18:43,246
‫[ دادستان چوی میونگ هی ]

304
00:18:52,338 --> 00:18:53,548
‫سلام، دادستان چوی.

305
00:18:53,631 --> 00:18:56,926
‫ای بابا، من الان برای ووسانگ کار می کنم.

306
00:18:57,009 --> 00:18:58,219
‫نشنیده بودی؟

307
00:18:59,762 --> 00:19:00,972
‫فراموش کرده بودم.

308
00:19:02,098 --> 00:19:03,850
‫شروع کار جدیدتون رو تبریک میگم.

309
00:19:05,810 --> 00:19:09,021
‫راستش، یه لطفی می خوام بکنی.

310
00:19:09,105 --> 00:19:11,232
‫میشه هم رو ببینیم؟

311
00:19:18,489 --> 00:19:19,574
‫حتماً، کی؟

312
00:19:26,956 --> 00:19:28,082
‫ما وکلاش هستیم.

313
00:19:43,848 --> 00:19:47,351
‫تمام کاری که الان از ما
ساخته ـس تجویز مسکنه.

314
00:19:47,894 --> 00:19:50,521
‫چقدر دیگه زمان داره؟

315
00:19:50,605 --> 00:19:53,816
‫بستگی به اراده ـش برای زندگی داره،
‫ولی من که میگم چند روز.

316
00:19:55,109 --> 00:19:58,112
‫اگر خانواده ای داره،
‫بهتره که هر چه زودتر بهشون بگین.

317
00:20:00,406 --> 00:20:02,783
‫باید درخواست توقف حکم رو بدیم.

318
00:20:03,326 --> 00:20:05,703
‫اگر ما گزارش پزشکیش رو بدیم
‫اونها موافقت می کنند.

319
00:20:07,455 --> 00:20:09,624
‫آقای نام داره می گرده،

320
00:20:10,166 --> 00:20:12,001
‫ولی هیچ خویشاوندی رو پیدا نکرده.

321
00:20:24,555 --> 00:20:26,140
‫حالتون خوبه، خانم او؟

322
00:20:29,101 --> 00:20:31,604
‫من دختر وکیل هونگ یو چان هستم،

323
00:20:31,687 --> 00:20:33,105
‫وکیل هونگ چا یانگ.

324
00:20:35,483 --> 00:20:36,525
‫سلام.

325
00:20:37,193 --> 00:20:38,778
‫سلام.

326
00:20:46,369 --> 00:20:47,745
‫فکر می کردم

327
00:20:48,955 --> 00:20:50,915
‫دیگه هیچ وقت شما رو نمی بینم.

328
00:20:53,626 --> 00:20:55,670
‫اگر اینقدر حالتون بد بود
‫باید بهشون می گفتین.

329
00:20:55,753 --> 00:20:57,672
‫چون که قابل تحمل بود

330
00:20:58,756 --> 00:21:00,758
‫من هیچی نگفتم.

331
00:21:01,717 --> 00:21:05,513
‫شرمنده ام که شما رو نگران کردم.

332
00:21:08,474 --> 00:21:10,726
‫ما قصد داریم درخواست توقف حکم رو بدیم.

333
00:21:11,477 --> 00:21:14,021
‫به محض اینکه موافقت شد،
‫باید درمانتون رو شروع کنین.

334
00:21:14,855 --> 00:21:15,940
‫من

335
00:21:17,233 --> 00:21:21,320
‫هیچ پولی برای معالجه ندارم.

336
00:21:21,404 --> 00:21:23,072
‫من پولش رو میدم.

337
00:21:23,864 --> 00:21:26,575
‫دلم نمی خواد بدهکار کسی باشم.

338
00:21:26,659 --> 00:21:27,660
‫خانم او!

339
00:21:28,619 --> 00:21:30,037
‫فقط کاری که میگم رو بکنید!

340
00:21:49,098 --> 00:21:50,599
‫جدی میگی؟

341
00:21:50,683 --> 00:21:54,270
‫می خوای که توی شرکت
‫فاجعه ای مثل گروه بابل سرمایه گذاری کنم؟

342
00:21:56,313 --> 00:22:00,109
‫این حرف ها اصلاً بهت نمیاد،
‫خودت این طور فکر نمیکنی؟

343
00:22:01,402 --> 00:22:03,362
‫بانک شما از زمان ریاست پدرت

344
00:22:03,446 --> 00:22:06,615
‫به فاجعه بودن معروف نبود؟

345
00:22:06,699 --> 00:22:10,828
‫بذار بشمرم با چند تا پروژه سر و کار داشتین.

346
00:22:10,911 --> 00:22:12,455
‫ای خدا، از دستم در رفت.

347
00:22:13,664 --> 00:22:16,292
‫نمی خوام که واقعاً روی
اونها سرمایه گذاری میکنی.

348
00:22:16,375 --> 00:22:17,910
‫فقط وانمود کن داری این کار رو انجام میدی.

349
00:22:17,960 --> 00:22:20,629
‫تو از بابل درخواست های الکی میگیری

350
00:22:20,713 --> 00:22:23,174
‫و شینکوانگ هم بهشون وام الکی میده.

351
00:22:23,257 --> 00:22:24,759
‫ساده ـس.

352
00:22:25,342 --> 00:22:27,219
‫اگر ما رو رد کنی،

353
00:22:27,303 --> 00:22:29,972
‫وام گرفتن از بانک های دیگه مثل آب خوردنه.

354
00:22:30,055 --> 00:22:32,057
‫- بانک ما... ‫- می دونم.

355
00:22:33,142 --> 00:22:36,937
‫با اینکه شما بهترین اعتبار
رو توی زمینه وام دارین

356
00:22:37,021 --> 00:22:39,648
‫ولی بانک شما در ارزیابی وام بدنامه.

357
00:22:41,650 --> 00:22:42,651
‫اما

358
00:22:43,110 --> 00:22:48,741
‫امنیت شما از اعتبار
‫بانک مهمتر نیست؟

359
00:22:51,202 --> 00:22:52,578
‫می دونی

360
00:22:54,371 --> 00:22:55,915
‫که من هنوز پرونده ـت رو دارم، مگه نه؟

361
00:22:57,041 --> 00:23:00,753
‫دوست داری بیارمش بیرون

362
00:23:00,836 --> 00:23:04,215
‫بندازمش جلوی ملت؟

363
00:23:16,894 --> 00:23:18,062
‫من جانگ ها سو هستم.

364
00:23:18,896 --> 00:23:20,189
‫سلام، قربان.

365
00:23:24,568 --> 00:23:28,864
‫امیدوارم این رابطه به نفع هر دو طرف باشه.

366
00:23:28,948 --> 00:23:30,991
‫- چرا نمی شینید؟ ‫- حتماً.

367
00:23:31,575 --> 00:23:32,576
‫نوشیدنی میل دارین؟

368
00:23:42,503 --> 00:23:43,754
‫خانم هونگ.

369
00:23:44,672 --> 00:23:47,341
‫اجرای توقف حکم خانم او موافقت شد.

370
00:23:48,259 --> 00:23:50,344
‫خوشحالم که زیاد طول نکشید.

371
00:23:50,928 --> 00:23:52,763
‫باید منتقلش کنیم به یک اتاق دیگه.

372
00:23:54,181 --> 00:23:55,641
‫دوست داری تو هم بیای؟

373
00:23:58,852 --> 00:24:01,230
‫خودت از پسش برمیای.
‫من باید برم یک جای دیگه.

374
00:24:07,444 --> 00:24:09,029
‫داری فرار می کنی؟

375
00:24:10,155 --> 00:24:11,407
‫یک روش جدید؟

376
00:24:11,907 --> 00:24:13,784
‫- بدون تخریب؟
 ‫- بله.

377
00:24:13,867 --> 00:24:15,619
‫از تشخیص عنبیه استفاده می کنیم.

378
00:24:18,330 --> 00:24:20,040
‫ولی وانگ شائولین که مرده.

379
00:24:20,124 --> 00:24:21,709
‫نمی تونیم عنبیه ـش رو بگیریم.

380
00:24:21,792 --> 00:24:24,461
‫من اطلاعاتی گرفتم که

381
00:24:24,545 --> 00:24:27,840
‫اون صاحب موزه ای توی هانگژوئه.

382
00:24:27,923 --> 00:24:32,094
‫و اتاق آثار باستانی
‫یک سیستم تشخیص عنبیه داره.

383
00:24:34,346 --> 00:24:37,391
‫پس باید عنبیه ـش اونجا ثبت شده باشه.

384
00:24:37,474 --> 00:24:39,476
‫درسته، اگر اونها پاکش نکرده باشن،

385
00:24:39,560 --> 00:24:41,395
‫هنوز اونجاست.

386
00:24:43,022 --> 00:24:44,556
‫ولی چجوری می تونیم
اطلاعاتش رو به دست بیاریم؟

387
00:24:44,606 --> 00:24:46,775
‫یک گروه هکر توی شانگهایه.

388
00:24:46,859 --> 00:24:50,446
‫برنامه ـش رو چیندم
‫با خودم اونها رو ببرم به هانگژو.

389
00:24:54,658 --> 00:24:56,201
‫امیدوارم جواب بده.

390
00:24:56,285 --> 00:24:57,411
‫جواب میده.

391
00:25:03,751 --> 00:25:05,377
‫[ پاساژ گئومگا ]

392
00:25:05,461 --> 00:25:06,503
‫اینها چی هستن؟

393
00:25:06,587 --> 00:25:09,048
‫چی؟ این؟

394
00:25:09,882 --> 00:25:12,217
‫اونها

395
00:25:13,427 --> 00:25:15,679
‫برای سرگرمی منن.

396
00:25:16,221 --> 00:25:17,347
‫برای کلکسیونم.

397
00:25:18,056 --> 00:25:19,349
‫کلکسیونرم.

398
00:25:19,433 --> 00:25:21,727
‫- این چیزها رو جمع می کنی؟
‫- چطوری بگم؟

399
00:25:21,810 --> 00:25:24,521
‫با نگاه کردن اینها حس قوی تر شدن نمی کنی؟

400
00:25:27,191 --> 00:25:28,692
‫درسته.

401
00:25:28,776 --> 00:25:33,071
‫راستی، اگر یه وقتی خواستی
‫دفاع شخصی یاد بگیری،

402
00:25:33,655 --> 00:25:36,617
‫فقط بهم بگو.
‫بهت چند حرکتی یاد میدم.

403
00:25:44,458 --> 00:25:46,710
‫توتو باید منتظرت باشه.

404
00:25:46,794 --> 00:25:47,795
‫برو.

405
00:25:50,881 --> 00:25:51,882
‫صبر کن ببینم.

406
00:25:52,716 --> 00:25:53,717
‫چیه؟

407
00:25:54,134 --> 00:25:55,469
‫چرا اون اونجاست؟

408
00:25:57,596 --> 00:25:58,597
‫اون کیه؟

409
00:25:59,264 --> 00:26:03,101
‫قبل از اینکه بابل
‫صاحب پاساژ بشه، مال اون بود.

410
00:26:09,441 --> 00:26:12,361
‫آشنا به نظر میاد.
‫گمونم قبلاً یک جایی دیدمش.

411
00:26:17,991 --> 00:26:19,284
‫تازه رسیدم.

412
00:26:21,495 --> 00:26:24,831
‫باشه مامان، اینقدر غر نزن، فهمیدم.

413
00:26:27,584 --> 00:26:29,878
‫باشه، مطمئن میشم که این حرف رو بزنم.

414
00:26:33,465 --> 00:26:35,634
‫ای خدا، چقدر کار برام درست میشه.

415
00:26:42,099 --> 00:26:43,141
‫خانم.

416
00:26:47,437 --> 00:26:48,855
‫خیلی وقت بود شما رو ندیدم.

417
00:26:52,818 --> 00:26:54,987
‫شنیدم که حکم شما متوقف شده.

418
00:26:55,070 --> 00:26:56,488
‫چرا اومدی؟

419
00:26:56,571 --> 00:27:00,242
‫ما یک زمانی مثل خانواده بودیم.
‫باید به ملاقات شما می اومدم.

420
00:27:02,786 --> 00:27:04,371
‫رئیس بهت گفت که

421
00:27:05,706 --> 00:27:08,458
‫بیای و ببینی که کِی میمیرم؟

422
00:27:28,603 --> 00:27:31,857
‫به اندازه ای هست که
‫خرج خودتون و کفن و دفنتون بشه.

423
00:27:33,317 --> 00:27:34,818
‫عمر و انرژی خودتون رو

424
00:27:34,901 --> 00:27:37,487
‫سر یک محاکمه ی مجدد احمقانه حروم نکنین.

425
00:27:38,655 --> 00:27:40,324
‫اینجا چه خبره؟

426
00:27:42,242 --> 00:27:43,327
‫تو کی هستی؟

427
00:27:43,410 --> 00:27:45,287
‫اون پسر رئیس هوانگ دوک بیه

428
00:27:47,497 --> 00:27:49,583
‫همونی که موقع حمله به
من غزل خداحافظی رو خوند.

429
00:27:49,666 --> 00:27:51,543
‫حواست باشه چی میگی.

430
00:27:51,626 --> 00:27:55,797
‫تو رئیس هوانگ مین سونگ از بانک شینکوانگی.

431
00:27:55,881 --> 00:27:58,341
‫- درسته؟ ‫- و شما کی باشی؟

432
00:27:58,425 --> 00:28:00,343
‫من وکیل خانم او هستم.

433
00:28:00,927 --> 00:28:01,928
‫که این طور.

434
00:28:03,263 --> 00:28:07,768
‫پس تو باید دختر همون
‫وکیل کلاه برداره باشی که مرده، درسته؟

435
00:28:10,854 --> 00:28:12,147
‫دارم بهت هشدار میدم.

436
00:28:14,024 --> 00:28:15,859
‫ترغیبش نکن

437
00:28:16,651 --> 00:28:17,861
‫و دردسر درست نکن.

438
00:28:23,450 --> 00:28:26,953
‫فکر کنم اونی که باعث دردسره تویی.

439
00:28:27,037 --> 00:28:28,038
‫چی؟

440
00:28:29,456 --> 00:28:30,457
‫حالتون خوبه؟

441
00:28:33,794 --> 00:28:36,880
‫باید یک چیزی بهش بگم.

442
00:28:38,298 --> 00:28:39,382
‫بیا اینجا.

443
00:28:42,594 --> 00:28:43,845
‫نزدیک تر.

444
00:28:46,765 --> 00:28:48,266
‫نزدیک تر.

445
00:28:49,810 --> 00:28:51,645
‫- مرتیکه عوضی!
‫- داری چی کار می کنی؟

446
00:28:52,312 --> 00:28:54,648
‫عوضی بی پدر

447
00:28:55,232 --> 00:28:56,233
‫لعنت بهت!

448
00:28:56,274 --> 00:28:58,527
‫- باعث شدی توی زندان بپوسم.
‫- ولم کن!

449
00:28:59,319 --> 00:29:03,406
‫- ولم کن! ‫- چطور جرئت کردی
حالا که دارم میمیرم بیای به دیدنم؟

450
00:29:03,490 --> 00:29:05,659
‫عوضی بی شرم!

451
00:29:05,742 --> 00:29:06,785
‫- ولش کن! ‫- ولش کن!

452
00:29:06,868 --> 00:29:09,079
‫- خانم او نباید این کار رو بکنین.
‫- ولم کن!

453
00:29:09,162 --> 00:29:10,163
‫- ول کن!
 ‫- نه!

454
00:29:30,934 --> 00:29:32,936
‫از این کارت چشم پوشی می کنم.

455
00:29:34,396 --> 00:29:36,690
‫ولی بهتره هیچ کار احمقانه ای نکنی.

456
00:29:37,566 --> 00:29:39,609
‫یا همه ـتون رو میکشم.

457
00:29:40,193 --> 00:29:43,154
‫بانک شینکوانگ تصمیم به سرمایه گذاری

458
00:29:43,238 --> 00:29:47,867
‫برای رو پای ایستادن
‫دوباره ی شرکت بابل که به عنوان

459
00:29:47,951 --> 00:29:49,494
‫شرکتی ظالم لقب گرفته، کرده است.

460
00:29:49,578 --> 00:29:53,415
‫از آنجایی که بانک شینکوانگ به عنوان شرکتی ‫با
استانداردهای بالا در سرمایه گذاری شناخته میشود،

461
00:29:53,498 --> 00:29:57,711
‫این تصمیم توجه بازار های
‫مالی جهانی را به خود جلب کرده است.

462
00:30:00,088 --> 00:30:01,965
‫مسخره ـس.

463
00:30:03,300 --> 00:30:05,427
‫فکر می کردم بالاخره نابودشون کردیم!

464
00:30:05,510 --> 00:30:09,598
‫اون بانک سه بار پشت سر هم
‫درخواست وام ما رو رد کرده.

465
00:30:09,681 --> 00:30:11,725
‫مطمئنم یک قضیه ی بو داری این وسط وجود داره.

466
00:30:11,808 --> 00:30:12,934
‫معلومه.

467
00:30:13,018 --> 00:30:15,604
‫همه می دونن که وجود بابل به یک مو بنده.

468
00:30:16,187 --> 00:30:19,441
‫اگر این رو می دونستم
‫موهای بیشتری ازش میکشیدم.

469
00:30:21,901 --> 00:30:23,278
‫داری راجع به چی حرف میزنی؟

470
00:30:23,903 --> 00:30:26,781
‫رئیس هوانگ مین سوک
‫اومده بود تو بیمارستان ملاقات خانم او.

471
00:30:26,865 --> 00:30:29,451
‫- چی؟
 ‫- درسته.

472
00:30:29,534 --> 00:30:32,287
‫اون پسر رئیس هوانگ دوک بی
‫از شرکت سرمایه گذاری شینکوانگه.

473
00:30:33,663 --> 00:30:35,832
‫همون هایی که براش پاپوش درست کردن.

474
00:30:36,416 --> 00:30:37,459
‫آها.

475
00:30:39,544 --> 00:30:40,545
‫چرا اومد ملاقاتش؟

476
00:30:40,628 --> 00:30:42,589
‫می دونست که توقف حکمش اجرا شده،

477
00:30:42,672 --> 00:30:45,091
‫خب اونم، با یک پاکت پر از پول تهدیدش کرد.

478
00:30:45,175 --> 00:30:47,010
‫بهش گفت که درخواست دادگاه تجدید نظر نده.

479
00:30:49,012 --> 00:30:51,973
‫نباید هیچ فرقی با باباش داشته باشه.

480
00:30:52,057 --> 00:30:53,808
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.

481
00:30:53,892 --> 00:30:56,519
‫ای خدا، چقدر این آدم ها عوضین.

482
00:30:56,603 --> 00:31:00,315
‫به هر قیمتی که شده
‫باید جلوی این سرمایه گذاری رو بگیرم.

483
00:31:01,524 --> 00:31:03,526
‫هم جلوی گروه بابل و هم بانک شینکوانگ.

484
00:31:04,361 --> 00:31:08,782
‫به خاطر خانم او هم که شده
‫باید ضربه ی کاری به بانک شینکوانگ بزنیم.

485
00:31:13,995 --> 00:31:16,122
‫واقعاً سخت بود که یواشکی بیارمش بیرون.

486
00:31:16,206 --> 00:31:18,374
‫این روزها موارد امنیتی همه چی زیاد شده.

487
00:31:21,878 --> 00:31:25,215
‫پس کمک می کنی پیش اون وکیله که
‫از بوستون اومده کار کنم، مگه نه؟

488
00:31:26,508 --> 00:31:27,801
‫البته.

489
00:31:27,884 --> 00:31:30,887
‫اگر از این یک چیزی عایدم بشه،
‫تو رو فوراً به اون دفتر حقوقی منتقل میکنم.

490
00:31:30,970 --> 00:31:32,180
‫عجله کن دیگه سونبه.

491
00:31:32,263 --> 00:31:35,934
‫بعد از اون شام شرکت، ‫خانم چوی همه
ـش مجبورم میکنه ادای ملت رو دربیارم.

492
00:31:36,017 --> 00:31:37,185
‫نمی ذاره تو حال خودم باشم.

493
00:31:37,268 --> 00:31:39,979
‫همه ش میره فضا و بهم میگه این کار رو بکنم.

494
00:31:40,063 --> 00:31:43,566
‫خیلی رو اعصابه این زن.
‫مگه فکر کرده چی هستی؟ ملیجکی؟

495
00:31:44,484 --> 00:31:45,777
‫- هی.
 ‫- بله؟

496
00:31:45,860 --> 00:31:47,987
‫می تونی ادای لی سون کیون
‫فیلم انگل رو دوباره در بیاری؟

497
00:31:48,071 --> 00:31:49,572
‫خیلی دلم براش تنگ شده.

498
00:31:50,907 --> 00:31:54,160
‫"این که امتحان نیست،
‫پس مثل همیشه رانندگیت رو بکن،

499
00:31:54,244 --> 00:31:56,704
‫- کجا می تونم برم دنده بخورم؟"
‫- یا خدا.

500
00:31:56,788 --> 00:31:58,414
‫"هوس گوشت دنده کردم.

501
00:31:58,498 --> 00:32:03,211
‫توی تنها چیزی که کارش خوب بود
‫درست کردن همین گوشت دنده بود."

502
00:32:03,294 --> 00:32:05,588
‫دقیقاً صدات شبیه اونه!
‫سلام، آقای لی!

503
00:32:05,672 --> 00:32:07,382
‫ "هوس کردم."

504
00:32:07,465 --> 00:32:08,666
‫[ اطلاعات شخصی ]
‫[ هوانگ مین سونگ ]

505
00:32:08,716 --> 00:32:12,971
‫این اطلاعات شخصی رئیس هوانگ مین سوکه.

506
00:32:13,054 --> 00:32:16,975
‫به خاطر آزار و اذیت
‫تا حالا چهار بار ازش شکایت شده.

507
00:32:17,725 --> 00:32:19,060
‫آزار و اذیت؟

508
00:32:25,525 --> 00:32:29,487
‫ولی اینها که مردهای قوی به نظر میان.

509
00:32:29,571 --> 00:32:30,655
‫درسته.

510
00:32:30,738 --> 00:32:32,866
‫دیگه چوبش به این ها خورده.

511
00:32:32,949 --> 00:32:36,244
‫ولی قضیه اینه که آزار و اذیت

512
00:32:36,327 --> 00:32:39,122
‫زن و مرد نمیشناسه.

513
00:32:39,706 --> 00:32:40,832
‫چطوری این اتفاق افتاد؟

514
00:32:40,915 --> 00:32:45,420
‫به اعضای کلوپش نزدیک میشه
‫و این بلاها رو سرشون میاره.

515
00:32:45,503 --> 00:32:47,964
‫اگر درخواستش رو رد می کردن،

516
00:32:48,047 --> 00:32:49,549
‫بهشون حمله میکرده.

517
00:32:49,632 --> 00:32:52,218
‫یک بار یکی رو حتی کور کرده.

518
00:32:52,302 --> 00:32:55,096
‫قربانی هاش به خاطر آبرویی که داشتن

519
00:32:55,179 --> 00:32:57,891
‫می ترسیدن این خبرها رو علنن پخش کنن.

520
00:32:57,974 --> 00:33:01,185
‫و اونم به لطف ووسانگ محکوم نشده، درسته؟

521
00:33:01,269 --> 00:33:04,022
‫آره، چوی میونگ هی
‫دادستان مسئول پرونده بوده.

522
00:33:04,105 --> 00:33:06,357
‫باید کار اون و سونگ هیوک باشه.

523
00:33:06,441 --> 00:33:08,359
‫که این طور، پس

524
00:33:10,028 --> 00:33:15,074
‫خانم چوی از این قضیه بر علیه اون استفاده کرده
‫و شینکوانگ رو مجبور کرده که بابل رو نجات بده.

525
00:33:16,951 --> 00:33:18,077
‫هر چند

526
00:33:20,079 --> 00:33:23,166
‫این موضوع برای جلوگیری از
‫سرمایه گذاری اونها کافی نیست.

527
00:33:23,916 --> 00:33:24,834
‫می دونم.

528
00:33:24,917 --> 00:33:28,880
‫ولی یک راهی وجود داره که هم میشه ‫جلوی
سرمایه گذاری رو گرفت و هم رئیس رو نابود کرد.

529
00:33:29,797 --> 00:33:30,840
‫راه دیگه ای هم هست؟

530
00:33:30,923 --> 00:33:32,717
‫استفاده از آدمی که بتونه

531
00:33:32,800 --> 00:33:34,052
‫اون رو خام بکنه.

532
00:33:39,265 --> 00:33:41,142
‫- من خوب گشتم. 
‫- باشه.

533
00:33:41,225 --> 00:33:43,519
‫رئیس هوانگ هم مشخصه چجوری گول میخوره.

534
00:33:43,603 --> 00:33:45,855
‫باید یکی باشه صورت بی حال،

535
00:33:45,938 --> 00:33:47,774
‫و چشم هایی براق داشته باشه.

536
00:33:56,240 --> 00:34:01,412
‫باید به نظر جوون، خوشتیپ و هوش

537
00:34:03,039 --> 00:34:04,123
‫فوق العاده ای داشته باشه.

538
00:34:21,766 --> 00:34:22,975
‫و در آخر

539
00:34:25,186 --> 00:34:26,187
‫بسه.

540
00:34:27,063 --> 00:34:27,897
‫جرئت نداری که به زبون بیاری.

541
00:34:27,980 --> 00:34:30,983
‫صدای ملایم و لحن خوبی
در صحبت کردن داشته باشه.

542
00:34:32,610 --> 00:34:33,736
‫به چی زل زدی؟

543
00:34:34,737 --> 00:34:36,030
‫می خوای چی بگی؟

544
00:34:36,114 --> 00:34:38,658
‫من این کار رو نمی کنم! نمی تونم!

545
00:34:38,741 --> 00:34:40,451
‫- فقط راجع بهش فکر کن.
‫- عصبانی نشو.

546
00:34:40,535 --> 00:34:41,661
‫فکر کن راجع بهش.

547
00:34:41,744 --> 00:34:44,080
‫مسخره نشو، این حرف ها چرت و پرته.

548
00:34:44,163 --> 00:34:45,456
‫آقای نام جلوی در رو بگیر.

549
00:34:45,540 --> 00:34:47,083
‫برو کنار، گفتم برو کنار.

550
00:34:47,166 --> 00:34:50,002
‫نمی تونم بابا! درست هم نیست!

551
00:34:50,503 --> 00:34:54,757
‫تو که فقط نقش بازی می کنی.
‫و برای عدالت هم این کار رو میکنی.

552
00:34:54,841 --> 00:34:57,718
‫عدالت برام مهم نیست
‫این کار رو هم نمی تونم بکنم.

553
00:34:57,802 --> 00:34:59,762
‫لازم نیست کار خاصی بکنی.

554
00:34:59,846 --> 00:35:01,681
‫خودش گول تو رو میکنه، درسته آقای نام؟

555
00:35:01,764 --> 00:35:03,724
‫هیچ وقت این رو بهتون نگفته بودم،

556
00:35:03,808 --> 00:35:06,102
‫ولی از نظر مردم شما شخصیت جذابی دارین

557
00:35:06,185 --> 00:35:07,770
‫کافیه.

558
00:35:07,854 --> 00:35:09,397
‫این کار جواب میده.

559
00:35:09,480 --> 00:35:11,732
‫باید جلوی سرمایه گذاری
‫و انتقام خانم او رو بگیریم.

560
00:35:16,529 --> 00:35:18,114
‫بازم، نمی تونم.

561
00:35:19,407 --> 00:35:21,075
‫نمی تونم این کار رو بکنم
‫نمی تونم.

562
00:35:21,159 --> 00:35:23,327
‫[ بانک شینکوانگ ]

563
00:35:25,413 --> 00:35:28,457
‫اون یک نخبه ـس که خارج از کشور تحصیل کرده،

564
00:35:28,541 --> 00:35:30,084
‫ولی روابط اجتماعی خوبی نداره.

565
00:35:30,168 --> 00:35:32,587
‫طبق حرف خانم او
‫هیچ وقت به کسی اعتماد نمیکنه

566
00:35:32,670 --> 00:35:34,422
‫و بیشتر اوقات رو تنهایی میگذرونه.

567
00:35:35,715 --> 00:35:37,466
‫همین طور خیلی بچه ننه ـس

568
00:35:37,550 --> 00:35:40,845
‫و تنها به حرف مادرش که رئیس فعلی
‫گروه مالی شینکوانگ باشه گوش می کنه.

569
00:36:02,309 --> 00:36:12,309
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

570
00:36:33,773 --> 00:36:35,232
‫فکر نمی کنم طلا اینجا باشه.

571
00:36:35,816 --> 00:36:38,486
‫مردم جاهایی که کسی
‫انتظارش رو نداره چیزی مخفی میکنن.

572
00:36:39,528 --> 00:36:40,905
‫بزن به دیوار.

573
00:36:43,991 --> 00:36:46,410
‫دستم کپکی شد.

574
00:36:48,079 --> 00:36:51,082
‫به نظرم درست همین جاست.

575
00:36:51,165 --> 00:36:52,500
‫یا پشت این دیواره،

576
00:36:52,583 --> 00:36:55,795
‫یا پشت اون در.

577
00:36:55,878 --> 00:36:57,254
‫بریم ببینم.

578
00:36:59,924 --> 00:37:00,966
‫- عشقم.
 ‫- جونم؟

579
00:37:01,050 --> 00:37:02,885
‫به نظرم ممکنه اون تو خفاش باشه.

580
00:37:02,968 --> 00:37:04,136
‫حالا باز کن.

581
00:37:06,263 --> 00:37:08,724
‫- عزیزم، خاموشش کن.
 ‫- چرا؟

582
00:37:08,808 --> 00:37:11,394
‫خاموشش کن! قایم شو.

583
00:37:13,396 --> 00:37:15,481
‫- در رو قفل کن.
 ‫- راست میگی.

584
00:37:20,528 --> 00:37:21,904
‫- ترسوندیم.
 ‫- چیه؟

585
00:37:21,987 --> 00:37:23,614
‫- یا خدا، سلام.
 ‫- یا خدا.

586
00:37:23,697 --> 00:37:26,283
‫یا خدا، چه خوب شد اینجا دیدمت.

587
00:37:26,951 --> 00:37:28,619
‫چی تو رو اینجا کشونده؟

588
00:37:28,702 --> 00:37:29,954
‫من رو؟

589
00:37:30,996 --> 00:37:32,498
‫من که همیشه اینجا میام.

590
00:37:33,332 --> 00:37:34,959
‫شما دو نفر چی؟

591
00:37:36,085 --> 00:37:38,379
‫چون آخر شبی چیزی خوردیم،

592
00:37:38,462 --> 00:37:40,256
‫- اومدیم ورزش کنیم.
 ‫- درسته.

593
00:37:40,339 --> 00:37:42,133
‫چرا باید حالا اینجا ورزش کنین؟

594
00:37:42,216 --> 00:37:43,926
‫یه جای بزرگتر ورزش کنین.

595
00:37:44,009 --> 00:37:45,719
‫- درسته. 
‫- بریم.

596
00:37:45,803 --> 00:37:49,265
‫هی، اون از همون دستگاه های
‫فرودگاه نیست که باهاش بدن رو میگردن؟

597
00:37:49,348 --> 00:37:51,517
‫- فلزیابه؟
 ‫- نه.

598
00:37:52,309 --> 00:37:55,563
‫- ماساژوره.
 ‫- این

599
00:37:56,147 --> 00:37:57,606
‫شبیه ـش که نیست.

600
00:37:57,690 --> 00:38:00,568
‫آخرین مدله.
‫از این ماساژور هوشمندهاست.

601
00:38:00,651 --> 00:38:03,112
‫الکترون منفی منتشر میکنه
‫و به صورت آنتی اکسیدان هم عمل میکنه.

602
00:38:03,195 --> 00:38:05,030
‫- یا خدا.
 ‫- وای!

603
00:38:05,114 --> 00:38:05,948
‫توتو.

604
00:38:06,031 --> 00:38:07,825
‫- وای خدا.
 ‫- اینجا چیکار می کنی؟

605
00:38:07,908 --> 00:38:10,661
‫خب، ساختمون خیلی کثیفه.

606
00:38:11,328 --> 00:38:13,038
‫یک جاروبرقی خاصه.

607
00:38:13,122 --> 00:38:15,249
‫جاروبرقی؟

608
00:38:15,833 --> 00:38:18,627
‫ردیاب فلز نیست؟

609
00:38:18,711 --> 00:38:19,920
‫نه، نیست.

610
00:38:20,004 --> 00:38:22,298
‫آخرین مدله.

611
00:38:22,381 --> 00:38:25,176
‫این آهنرباها تمام فلزهای
اطرافش رو جذب میکنه.

612
00:38:25,259 --> 00:38:28,262
‫توتو، مگه توی منطقه ی مرزی سربازی نمیرفتی

613
00:38:28,345 --> 00:38:30,222
‫و دنبال مین توی منطقه ی غیر نظامی نبودی؟

614
00:38:30,306 --> 00:38:34,143
‫نه، اشتباه می کنی.
‫من فقط با مین یاب بازی میکردم.

615
00:38:36,729 --> 00:38:37,980
‫-عزیزم.
 ‫- بله؟

616
00:38:38,063 --> 00:38:41,233
‫حالا که ورزشمون تموم شد
‫بریم خونه؟

617
00:38:41,317 --> 00:38:42,818
‫- بریم؟
 ‫- بریم؟

618
00:38:42,902 --> 00:38:45,654
‫- پس خدانگهدار.
 ‫- خدانگهدار.

619
00:38:45,738 --> 00:38:47,656
‫منم که یه خورد خودم رو ماساژ دادم.

620
00:38:47,740 --> 00:38:50,868
‫حالا که احساس راحتی میکنم، پس دیگه شب بخیر.

621
00:38:50,951 --> 00:38:53,329
‫- شب بخیر.
 ‫- به سلامت.

622
00:38:54,246 --> 00:38:57,082
‫منم تمیز کاریم تموم شد.

623
00:38:57,666 --> 00:38:58,667
‫خیلی خب.

624
00:39:02,796 --> 00:39:04,089
‫بیا غذا بخوریم.

625
00:39:05,925 --> 00:39:07,092
‫ممنون.

626
00:39:10,846 --> 00:39:14,725
‫وقتی داریم برنامه ی جالبی میبینم،
‫باید همراه ـش چیزی بخوریم.

627
00:39:16,977 --> 00:39:19,188
‫مصمم وایستاده تا من برم ببینمش.

628
00:39:19,772 --> 00:39:22,524
‫- چند ساعته که اون بیرونه؟
‫- حدود پنج ساعتی هست.

629
00:39:22,608 --> 00:39:23,734
‫دیگه باید بری.

630
00:39:25,027 --> 00:39:26,654
‫شاید بعد از یکی دو ساعت دیگه.

631
00:39:26,737 --> 00:39:29,281
‫خوب بلدی مثل مافیا ‫یک دنده باشی.

632
00:39:29,865 --> 00:39:31,116
‫همه ـش به خاطر تنهاییه.

633
00:39:32,618 --> 00:39:33,994
‫تقصیر توئه.

634
00:39:39,500 --> 00:39:41,794
‫آدم های شرور لیاقت دوست داشتن کسی رو ندارن.

635
00:39:42,670 --> 00:39:43,671
‫چرا؟

636
00:39:45,297 --> 00:39:46,840
‫همه لایق عشق نیستن.

637
00:39:47,424 --> 00:39:50,886
‫کسانی که به بقیه
‫اذیت و آزار میرسونن لیاقت عشق رو ندارن.

638
00:39:51,971 --> 00:39:53,430
‫برای اونها عشق چیزی به جز

639
00:39:54,848 --> 00:39:56,016
‫یک دست آویز نیست.

640
00:40:06,151 --> 00:40:10,030
‫پس خودت لیاقت عشق رو داری؟

641
00:40:44,773 --> 00:40:46,066
‫امروز گند نزنی.

642
00:40:46,900 --> 00:40:49,069
‫فقط قرارداد رو امضا نکن.

643
00:40:49,653 --> 00:40:51,196
‫یه خورده از خودت شخصیت نشون بده.

644
00:40:52,781 --> 00:40:55,200
‫- فهمیدی؟
 ‫- بله، قربان.

645
00:40:59,288 --> 00:41:00,289
‫راستی.

646
00:41:03,083 --> 00:41:05,210
‫شنیدم که سه تا مدیر رو

647
00:41:05,294 --> 00:41:06,670
‫بدون موافقت من اخراج کردی.

648
00:41:09,548 --> 00:41:10,632
‫خب

649
00:41:14,803 --> 00:41:17,681
‫خیلی عصبانی بودم.

650
00:41:19,600 --> 00:41:21,977
‫چون که بی لیاقت بودن اخراجشون کردم.

651
00:41:27,149 --> 00:41:30,110
‫آفرین.
‫من خودم به هر حال می خواستم اخراجشون کنم.

652
00:41:33,322 --> 00:41:34,448
‫ولی ببین،

653
00:41:37,034 --> 00:41:39,244
‫دفعه بعدی حتماً از من اجازه ـش رو بگیر.

654
00:41:40,787 --> 00:41:44,124
‫داری باعث میشی که حس کنم
‫نقشه های زیادی توی ذهنته.

655
00:41:45,375 --> 00:41:47,711
‫نه، قربان.
‫حتی خبری از یک نقشه هم نیست.

656
00:41:47,794 --> 00:41:50,214
‫فقط احساسی عمل کردم.

657
00:41:51,965 --> 00:41:52,966
‫همینطوره؟

658
00:41:54,801 --> 00:41:56,220
‫ناامیدم نکن.

659
00:41:57,804 --> 00:41:59,014
‫البته که نمی کنم، قربان.

660
00:42:00,182 --> 00:42:03,101
‫[ مراسم امضای قرارداد سرمایه گذاری. ]

661
00:42:20,744 --> 00:42:21,745
‫بفرمایید.

662
00:42:23,413 --> 00:42:26,458
‫- سلام، رئیس.
 ‫- سلام.

663
00:42:28,710 --> 00:42:30,379
‫رفتی آرایشگاه؟

664
00:42:30,879 --> 00:42:32,256
‫بله.

665
00:42:33,840 --> 00:42:35,717
‫-بریم. ‫
- چشم.

666
00:42:39,346 --> 00:42:42,557
‫[ بانک شینکوانگ ]

667
00:42:48,730 --> 00:42:52,693
‫چه سالن مجللی.

668
00:42:53,527 --> 00:42:54,528
‫چقدر خوبه.

669
00:43:00,951 --> 00:43:02,995
‫اون هونگ چا یانگ نیست؟

670
00:43:03,078 --> 00:43:04,079
‫کی؟

671
00:43:05,664 --> 00:43:06,665
‫سلام.

672
00:43:06,748 --> 00:43:07,958
‫اینجا چی کار میکنه؟

673
00:43:09,084 --> 00:43:11,044
‫هی! چا یانگ!

674
00:43:11,128 --> 00:43:12,587
‫اونجا چی کار می کنی؟

675
00:43:13,255 --> 00:43:15,298
‫سونبه، اینجا چی کار می کنی؟

676
00:43:15,382 --> 00:43:17,384
‫- حواست بهش باشه.
‫- چرا اینجا اومدی؟

677
00:43:18,385 --> 00:43:19,720
‫به نظر مشکوک میزنه.

678
00:43:21,346 --> 00:43:24,766
‫اینجام تا شاهد قدرت دوستی باشم.

679
00:43:32,983 --> 00:43:34,943
‫اینجام تا شاهد قدرت دوستی باشم.

680
00:43:38,029 --> 00:43:39,322
‫دوستی؟

681
00:43:41,283 --> 00:43:43,368
‫حس بدی در این مورد دارم.

682
00:43:44,411 --> 00:43:45,996
‫باید باهاش چی کار کنیم؟

683
00:43:59,259 --> 00:44:01,178
‫طرف واقعاً این کاره ـس.

684
00:44:24,409 --> 00:44:26,203
‫برای این حرکت پشتش رو کرده بود.

685
00:44:26,286 --> 00:44:28,330
‫امروز دیگه مردی.

686
00:44:34,920 --> 00:44:36,129
‫حالا مراسم امضای سرمایه گذاری

687
00:44:36,213 --> 00:44:39,799
‫بین بانک شینکوانگ و گروه
بابل رو شروع می کنیم.

688
00:44:40,550 --> 00:44:43,053
‫رئیس جانگ هان سو از گروه بابل

689
00:44:43,136 --> 00:44:47,057
‫و رئیس هوانگ مین سوک
‫از بانک شینکوانگ قرارداد رو امضا میکنن.

690
00:44:47,140 --> 00:44:49,351
‫[ گروه بابل ]
‫[ رئیس جانگ هان سو ]

691
00:44:56,566 --> 00:44:59,194
‫[ بانک شینکوانگ ]
‫[ رئیس هوانگ مین سونگ ]

692
00:45:16,002 --> 00:45:17,420
‫[ قرارداد سرمایه گذاری ]

693
00:45:19,172 --> 00:45:20,382
‫من این رو امضا نمی کنم.

694
00:45:21,549 --> 00:45:22,550
‫چی؟

695
00:45:29,057 --> 00:45:30,058
‫دلیلم هم ساده ـس.

696
00:45:30,558 --> 00:45:34,813
‫گروه بابل فاسد و غیر قابل اعتماده.

697
00:45:35,939 --> 00:45:36,982
‫داری چیکار

698
00:45:40,193 --> 00:45:41,361
‫آفرین!

699
00:45:43,238 --> 00:45:45,031
‫قدرت دوستی!

700
00:45:48,201 --> 00:45:49,369
‫لعنتی ها.

701
00:45:51,871 --> 00:45:53,415
‫دیگه از اینجا میرم.

702
00:45:53,498 --> 00:45:54,541
‫ممنون از تشریف فرمایی شما.

703
00:45:54,624 --> 00:45:56,084
‫- نرو.
 ‫- صبر کن!

704
00:45:56,334 --> 00:45:57,335
‫اون کیه؟

705
00:46:13,309 --> 00:46:14,936
‫- مامان.
 ‫- احمق.

706
00:46:15,020 --> 00:46:16,771
‫چطور جرئت کردی این قرارداد رو خراب کنی؟

707
00:46:23,361 --> 00:46:24,654
‫تو خبر داشتی؟

708
00:46:31,369 --> 00:46:37,000
‫به عنوان رئیس شرکت،
‫من شخصاً این قرارداد رو امضا می کنم.

709
00:46:37,792 --> 00:46:39,044
‫اینم غافلگیری برنامه!

710
00:46:39,794 --> 00:46:42,255
‫مامان، بذار من این کار رو درست کنم.

711
00:46:42,338 --> 00:46:43,381
‫ساکت.

712
00:46:44,007 --> 00:46:46,509
‫باعث بی آبرو شدن اسم
خانواده ـمون نشو و برو.

713
00:46:46,593 --> 00:46:47,594
‫ادامه میدیم!

714
00:47:03,318 --> 00:47:04,444
‫لعنتی.

715
00:47:04,527 --> 00:47:06,863
‫پسر شما نقطه ضعف های زیادی داره،

716
00:47:08,281 --> 00:47:10,241
‫برای همین ممکنه توی تله بیفته.

717
00:47:11,451 --> 00:47:13,369
‫فقط محض اطمینان،

718
00:47:14,287 --> 00:47:16,790
‫مایلم که شما شخصاً در مراسم باشین.

719
00:47:19,959 --> 00:47:22,378
‫چرا باید به حرفت کنم؟

720
00:47:23,171 --> 00:47:27,884
‫مسائل مربوط به پسر و شوهر مرحوم شما رو

721
00:47:29,302 --> 00:47:32,514
‫داستان های زیادی ازشون دارم
که بشه درموردشون تعریف کنم.

722
00:47:33,097 --> 00:47:37,477
‫دیدن شوخ طبعی یک دختر بی همه کس
‫حالا چون که حقوق خونده، خنده داره.

723
00:47:44,067 --> 00:47:46,986
‫حالا بهتره که این دختره ی بی همه کس

724
00:47:49,531 --> 00:47:53,660
‫داستان هاش رو پیش خودش نگه داره

725
00:47:54,327 --> 00:47:55,912
‫یا سفره ی دلش رو برای همه مردم باز کنه؟

726
00:48:04,254 --> 00:48:05,255
‫روحیه ی اهریمنی.

727
00:48:19,060 --> 00:48:20,645
‫چرا هنوز اینجایی؟

728
00:48:45,295 --> 00:48:47,672
‫[ بد نبود ]

729
00:48:49,841 --> 00:48:53,052
‫بد نبود؟ عجب چشم سفیدیه!

730
00:49:10,903 --> 00:49:12,447
‫- چیه؟ کی هستین؟
 ‫- ساکت.

731
00:49:12,530 --> 00:49:14,449
‫کی هستین؟ دارین چی کار می کنین؟

732
00:49:14,532 --> 00:49:16,659
‫ولم کنین! همین الان ولم کنین! نه!

733
00:49:17,952 --> 00:49:19,037
‫یا خدا.

734
00:49:19,537 --> 00:49:22,332
‫- نه.
 ‫- ته هو!

735
00:49:26,252 --> 00:49:27,378
‫لعنتی!

736
00:49:32,175 --> 00:49:35,970
‫ولم کنین! ولم کنین!

737
00:49:36,054 --> 00:49:37,221
‫می خوای بمیری؟

738
00:49:37,305 --> 00:49:40,933
‫چطور جرئت می کنین؟
‫همین الان ولم کنین! چه خبره؟

739
00:49:41,017 --> 00:49:43,811
‫- یک، دو، سه. 
‫- یک، دو، سه.

740
00:49:46,481 --> 00:49:47,565
‫صبر کنین!

741
00:49:49,442 --> 00:49:50,735
‫[ اتاق پرو ]

742
00:49:51,736 --> 00:49:54,155
‫- جیغ بزن!
 ‫- بلندتر!

743
00:49:54,238 --> 00:49:55,898
‫- در رو باز کنین!
‫- صداتون رو ببرین بالاتر!

744
00:49:55,948 --> 00:49:57,658
‫- داد بزن!
 ‫- جیغ بزن!

745
00:49:59,911 --> 00:50:01,204
‫خواهش میکنم در رو باز کنین.

746
00:50:02,872 --> 00:50:03,873
‫آقا؟

747
00:50:03,915 --> 00:50:05,291
‫می ترسم.

748
00:50:06,042 --> 00:50:07,043
‫آقا!

749
00:50:28,147 --> 00:50:31,025
‫سنگدلانه ترین راهی که بخوای
‫از یکی انتقام بگیری چیه؟

750
00:50:31,609 --> 00:50:34,403
‫استفاده از چیزی که
‫بیشتر از همه چیز ازش میترسه.

751
00:50:34,987 --> 00:50:39,951
‫برای بعضی ها از مرگ هم دردآورتره.

752
00:50:43,871 --> 00:50:46,374
‫- صبر کنین.
 ‫- این مدلش فرق داره.

753
00:50:46,457 --> 00:50:48,042
‫فردا فیلم برداریه.

754
00:50:48,125 --> 00:50:50,545
‫اگر با دل و جون بیشتری
کار نکنین اخراج میشین.

755
00:50:50,628 --> 00:50:53,381
‫ولی زامبی ها که دل و جونی ندارن.

756
00:50:54,632 --> 00:50:57,134
‫ما که سیاهی لشگر هستیم
‫پول آنچنانی نمی گیریم.

757
00:50:57,218 --> 00:50:58,886
‫چرا اینقدر از ما توقع دارین؟

758
00:50:58,970 --> 00:51:01,681
‫قربان،
من فکر کنم بدونم بازیگری واقعاً یعنی چی.

759
00:51:02,181 --> 00:51:05,726
‫حس می کنم برقی از وجودم عبور میکنه.

760
00:51:05,810 --> 00:51:07,061
‫- واقعاً؟ ‫- آره.

761
00:51:07,728 --> 00:51:09,814
‫اگر که این اون برقه، پس بازم تمرین کن.

762
00:51:09,897 --> 00:51:12,066
‫پنج، شش، نگاه به آینه.

763
00:51:16,195 --> 00:51:17,405
‫این طوری.

764
00:51:19,907 --> 00:51:24,203
‫من حتی پیشنهاد هیجان انگیزتری دارم.
‫می خواین بشنوید؟

765
00:51:25,454 --> 00:51:26,539
‫ببخشید.

766
00:51:27,832 --> 00:51:29,125
‫خانم.

767
00:51:36,757 --> 00:51:38,050
‫خانم؟

768
00:51:39,677 --> 00:51:40,678
‫ببخشید.

769
00:51:42,638 --> 00:51:44,056
‫چی؟

770
00:51:50,313 --> 00:51:51,480
‫من خیلی خوشگلم.

771
00:52:05,244 --> 00:52:08,039
‫غذاست.

772
00:52:10,499 --> 00:52:13,085
‫- بریم سراغش
 ‫- نه!.

773
00:52:14,003 --> 00:52:15,046
‫نیاین!

774
00:52:17,757 --> 00:52:19,884
‫[ در حال تمرین ]
‫[ وارد نشوید و در نزنید! سکوت! ]

775
00:52:25,014 --> 00:52:26,891
‫کمک!

776
00:52:36,817 --> 00:52:38,402
‫کارتون خوب بود، بریم.

777
00:52:39,612 --> 00:52:42,114
‫- سگ های ولزی، الکونگ و دالکونگ هستن.
‫- که این طور.

778
00:52:42,198 --> 00:52:45,576
‫سلام، آلکونگ، سلام دالکونگ.

779
00:52:46,202 --> 00:52:48,454
‫- بابت همه چیز ممنونم، خانم.
‫- خواهش می کنم.

780
00:52:49,080 --> 00:52:51,582
‫امیدوارم این رابطه دوستی پایدار باشه.

781
00:52:53,209 --> 00:52:55,211
‫باید با هم یک غذا بخوریم.

782
00:52:55,294 --> 00:52:58,464
‫حتماً، به زودی برنامه ـش رو میریزم.

783
00:52:58,547 --> 00:53:01,342
‫امروز خیلی جوون تر شدین.

784
00:53:01,425 --> 00:53:05,221
‫وقتی که دیدم شما وارد شدین
‫کاملاً حواسم به ورود شما پرت شد.

785
00:53:05,304 --> 00:53:07,515
‫ممنون، امیدوارم خوب با هم کار کنیم.

786
00:53:07,598 --> 00:53:09,308
‫تاریخی برای غذا خوردن با هم تعیین می کنیم.

787
00:53:13,020 --> 00:53:14,188
‫ترسوندیم.

788
00:53:14,271 --> 00:53:15,773
‫چه مرگشه؟

789
00:53:17,316 --> 00:53:20,111
‫پچه ی لوس! داری چی کار می کنی؟

790
00:53:20,194 --> 00:53:21,779
‫پسر شماست.

791
00:53:23,405 --> 00:53:24,490
‫- چه خبره؟
 ‫- قربان.

792
00:53:26,033 --> 00:53:29,161
‫ترسیدم، خیلی ترسناک بود.

793
00:53:34,208 --> 00:53:35,209
‫ته هو؟

794
00:53:37,336 --> 00:53:38,337
‫ته هو؟

795
00:53:39,213 --> 00:53:42,508
‫ته هو

796
00:53:44,176 --> 00:53:45,177
‫ته هو.

797
00:53:46,637 --> 00:53:47,680
‫ته هو.

798
00:53:50,057 --> 00:53:51,100
‫خیلی ترسیدم.

799
00:53:51,183 --> 00:53:53,018
‫- برین کنار.
 ‫- خیلی ترسیدم.

800
00:53:53,102 --> 00:53:55,771
‫گفتم، برین کنار.

801
00:53:56,272 --> 00:53:57,481
‫آقای هوانگ مین سونگ.

802
00:53:58,315 --> 00:54:01,610
‫شما به خاطر ضرب و شتم
‫و اخاذی بازداشت هستین.

803
00:54:01,694 --> 00:54:04,655
‫- چی؟ بر طبق چه مدرکی؟ ‫- چی؟

804
00:54:04,738 --> 00:54:08,450
‫ما مدرکی از مردی به
اسم وینچنزو کاسانو گرفتیم.

805
00:54:08,534 --> 00:54:10,661
‫وینجنزو کاسانوا؟

806
00:54:11,328 --> 00:54:13,664
‫این دیگه چه جور اسمیه؟

807
00:54:13,747 --> 00:54:15,624
‫- چرا نمی بریش؟
 ‫- چی؟

808
00:54:19,003 --> 00:54:21,547
‫- بیاین ببینم!
‫- نمی تونین این کار رو بکنید، خانم.

809
00:54:21,630 --> 00:54:23,924
‫نمی تونین دستگیرش کنین.
‫هیچ کار اشتباهی نکرده.

810
00:54:24,592 --> 00:54:27,011
‫- اصلاً می دونی من کی ام؟
‫- وینچنزو کاسانو.

811
00:54:30,598 --> 00:54:31,640
‫منم.

812
00:54:34,101 --> 00:54:36,437
‫- گفتم، ولمون کنین.
‫- این کار نقض عدالته.

813
00:54:37,104 --> 00:54:41,317
‫گمونم همین جوری موهات رو گرفتم.

814
00:54:44,320 --> 00:54:46,614
‫چطور جرئت می کنی به پسرم دست بزنی؟

815
00:54:47,114 --> 00:54:48,574
‫خواهش می کنم، تکون نخورین.

816
00:54:49,074 --> 00:54:50,409
‫ته هو.

817
00:54:50,492 --> 00:54:52,403
‫- این کار اشتباهه.
‫- با چه جرئتی بهش دستبند میزنین؟

818
00:54:52,453 --> 00:54:54,371
‫زود باشین ببرینش!

819
00:54:54,455 --> 00:54:56,915
‫برین کنار!

820
00:54:56,999 --> 00:54:58,208
‫ته هو!

821
00:54:58,292 --> 00:54:59,835
‫وکیل چوی!

822
00:54:59,918 --> 00:55:02,546
‫بله خانم. ‫سریعاً درستش می کنم.

823
00:55:02,630 --> 00:55:05,424
‫من زودتر میرم،
‫این موضوع رو درست کن و بیارش خونه.

824
00:55:05,507 --> 00:55:08,135
‫ته هو!

825
00:55:09,970 --> 00:55:11,513
‫ته هو!

826
00:55:13,724 --> 00:55:15,934
‫- نگران پسرتون نباشین.
‫- خداحافظ خانم.

827
00:55:17,144 --> 00:55:18,479
‫چه خبر شده؟

828
00:55:21,190 --> 00:55:23,734
‫به اندازه ی کافی خبرنگار نبود،
‫برای همین زنگ زدم بیشتر بیان.

829
00:55:24,318 --> 00:55:25,653
‫بیا اینجا ببینم.

830
00:55:25,736 --> 00:55:27,655
‫فکر کردی که داری سر به سر کی می ذاری؟

831
00:55:28,238 --> 00:55:30,282
‫قربان، آروم باشین.

832
00:55:35,788 --> 00:55:37,039
‫قربان.

833
00:55:39,124 --> 00:55:41,668
‫توی باشگاه باهوش تر به نظر می رسیدی.

834
00:55:41,752 --> 00:55:43,379
‫مرتیکه ی

835
00:55:43,462 --> 00:55:46,090
‫قربان، آروم باشین، خب؟

836
00:55:48,842 --> 00:55:53,055
‫باید می دونستم که اتفاقی قراره بیفته.

837
00:55:53,931 --> 00:55:57,184
‫گمونم از شکست هاتون درس گرفتین.

838
00:55:58,894 --> 00:56:02,981
‫ما بهت آسون گرفتیم
‫که رویاها و آرزوهات رو نابود نکردیم.

839
00:56:03,565 --> 00:56:05,150
‫باید قدردان باشین.

840
00:56:06,318 --> 00:56:10,781
‫زیادی برای بردن این دور
‫از خود بی خود نشدی؟

841
00:56:11,865 --> 00:56:14,535
‫دفعه ی بعدی که سرمایه گذاری داری،
‫جیبت رو سفت بچسب.

842
00:56:15,536 --> 00:56:17,246
‫چون قراره به زودی جیبت رو بزنم.

843
00:56:17,830 --> 00:56:21,458
‫راحت باش، فقط قبل از این کار
‫من تیکه تیکه ـت کردم.

844
00:56:21,542 --> 00:56:23,419
‫واقعاً باید مراقب باشی.

845
00:56:24,002 --> 00:56:28,132
‫چاقوم رو فقط مخصوص تو تیز کردم.

846
00:56:28,215 --> 00:56:31,552
‫خودت رو با اون وسایل قدیمی به زحمت ننداز.

847
00:56:31,635 --> 00:56:33,428
‫روی تایتانیک ویلونت رو بزن.

848
00:56:33,512 --> 00:56:36,723
‫متاسفانه باید بهت بگم ‫همین الانش
سوار قایق نجات شدیم و فرار کردیم.

849
00:56:36,807 --> 00:56:39,268
‫آره، پولدارها اول از همه فرار می کنن.

850
00:56:39,351 --> 00:56:41,395
‫شاید بهتر باشه روی عرشه می موندین.

851
00:56:41,478 --> 00:56:42,771
‫ممکنه کوسه باشه.

852
00:56:42,855 --> 00:56:46,024
‫اون فیلم آرواره هاست نه تایتانیک.

853
00:56:46,108 --> 00:56:47,276
‫درسته.

854
00:57:00,581 --> 00:57:02,624
‫اگر نمی خوای آخر و عاقبتت مثل اون بشه،

855
00:57:03,584 --> 00:57:07,421
‫باید ساکت بمونی و بکشی کنار.

856
00:57:12,634 --> 00:57:13,677
‫دوشیزه هونگ!

857
00:57:24,062 --> 00:57:27,399
‫خبرنگارها! جمع بشین!

858
00:57:35,574 --> 00:57:36,575
‫من

859
00:57:37,868 --> 00:57:41,830
‫من دختر مرحوم هونگ یو چانگ
‫وکیلی که مغرورانه

860
00:57:42,706 --> 00:57:44,708
‫در حین مبارزه با بابل مرد، هستم.

861
00:57:45,834 --> 00:57:47,628
‫من وکیل هونگ چا یانگم.

862
00:57:50,505 --> 00:57:55,385
‫موسسه ی حقوقی جیپوراگی
‫تک تک اعمال مفسدانه ای که

863
00:57:56,386 --> 00:58:00,307
‫گروه بابل مرتکب شده رو افشا میکنه.

864
00:58:02,017 --> 00:58:07,648
‫من جمله ارتباط بابل با دادستانی.

865
00:58:07,731 --> 00:58:12,235
‫خبرنگارها، این دفتر حقوقی کوچیک
‫کاری به جز پخش شایعه و درست کردن

866
00:58:12,319 --> 00:58:14,237
‫جار و جنجال انجام نمیده.

867
00:58:14,321 --> 00:58:16,948
‫- خب حالا.
‫- کیم سونگ ایل از سی.بی.ان هستم.

868
00:58:17,032 --> 00:58:18,575
‫میشه بیشتر توضیح بدین که

869
00:58:18,659 --> 00:58:21,286
‫منظورتون از "اعمال مفسدانه" چیه؟

870
00:58:21,370 --> 00:58:24,289
‫منظورتون اینه که کار غیر قانونی انجام دادن؟

871
00:58:24,373 --> 00:58:27,167
‫دارین میگین که گروه بابل
و دادستانی تبانی کردن؟

872
00:58:27,250 --> 00:58:29,961
‫- چه جور اعمالی؟
‫- لطفاً توضیح بدین.

873
00:58:32,923 --> 00:58:34,466
‫اگر سوالی دارین به شکل مکتوب باشه.

874
00:58:34,549 --> 00:58:37,678
‫اگر سوال بیشتری بپرسین،
‫به عنوان آزار و اذیت در نظرش میگیریم.

875
00:58:37,761 --> 00:58:39,221
‫لطفاً از سر راه برین کنار، بریم.

876
00:58:39,304 --> 00:58:40,430
‫آقای هان.

877
00:59:32,691 --> 00:59:35,735
W W W . M O V I E S H O . C O M

878
00:59:35,861 --> 00:59:37,821
W W W . M O V I E S H O . C O M

879
00:59:59,467 --> 01:00:02,679
‫رئیس گیل می دونه کیه.

880
01:00:02,762 --> 01:00:05,599
‫حتی اگر نامرئی هم باشن
‫از خودشون ردی به جا میذارن.

881
01:00:05,682 --> 01:00:06,683
‫این فرصت ماست.

882
01:00:07,434 --> 01:00:09,477
‫نگران من نباش.

883
01:00:10,812 --> 01:00:12,606
‫فکر می کنی که کی دستورات رو داده؟

884
01:00:13,732 --> 01:00:15,525
‫یکیه که به تنهایی کار می کنه.

885
01:00:15,609 --> 01:00:18,403
‫فقط باید قول بدم که نکشمت، درسته؟

886
01:00:18,486 --> 01:00:21,364
‫امروز همه چی رو به روز اول برمیگردونم.

887
01:00:21,448 --> 01:00:23,867
‫و بهشون نشون میدم که با کی طرفن.

888
01:00:23,950 --> 01:00:25,160
‫سوپرایز.

889
01:00:25,243 --> 01:00:26,703
‫کاری نمی کنم که تاوان پس بده.