1
00:01:07,525 --> 00:01:08,651
‫امروز

2
00:01:10,904 --> 00:01:12,405
‫بالاخره موفق شدیم.

3
00:01:14,199 --> 00:01:17,660
‫هنوز باورم نمیشه
‫همه ـش از طلا باشه.

4
00:01:18,660 --> 00:01:28,660
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:01:34,302 --> 00:01:36,054
‫آثار فرهنگی و هنری هم هستن.

6
00:02:10,463 --> 00:02:12,674
‫بابت همه چی ممنونم، آقای کاسانو.

7
00:02:14,801 --> 00:02:16,761
‫عجب تاوان تلخی برای دوستی بود.

8
00:02:17,470 --> 00:02:19,222
‫اگر تا زمانی که من میرم بیرون تکون نخورین،

9
00:02:21,182 --> 00:02:22,308
‫بهتون آسیبی نمیزنم.

10
00:02:23,977 --> 00:02:25,311
‫چرا داری این کار رو میکنی؟

11
00:02:25,395 --> 00:02:26,980
‫نمی تونم بهتون بگم.

12
00:02:28,523 --> 00:02:30,858
‫فقط لازمه که یک شمش طلا رو ببرم.

13
00:02:52,922 --> 00:02:55,216
‫داری این کار رو فقط برای یک شمش طلا میکنی؟

14
00:02:57,343 --> 00:02:58,636
‫برگرد عقب.

15
00:03:02,557 --> 00:03:04,392
‫وقتی که از اینجا رفتم،

16
00:03:05,476 --> 00:03:07,186
‫اون موقع می تونین بیاین بالا.

17
00:03:17,822 --> 00:03:19,866
‫و قرار نیست که در رو به روی من ببندی؟

18
00:03:20,575 --> 00:03:22,493
‫گفتم که بهتون آسیبی نمیزنم.

19
00:03:25,913 --> 00:03:27,540
‫میشه یکی رو به عنوان یادگاری بردارم؟

20
00:04:05,119 --> 00:04:07,538
‫نمی دونستم طلا اینقدر سنگینه.

21
00:04:08,998 --> 00:04:10,374
‫تا من بیرون نرفتم تکون نخورین.

22
00:04:10,458 --> 00:04:12,502
‫اگر دنبالم بیاین، بهتون شلیک میکنم.

23
00:04:12,585 --> 00:04:13,628
‫باشه.

24
00:04:15,421 --> 00:04:16,422
‫راستی،

25
00:04:17,131 --> 00:04:18,800
‫چرا فقط یکی رو برمیداری؟

26
00:04:19,425 --> 00:04:20,426
‫همین برای من کافیه.

27
00:04:22,929 --> 00:04:24,347
‫باید سنگین باشه.

28
00:04:25,723 --> 00:04:28,059
‫چرا فقط خود فایل گیوتین رو برنداشتی؟

29
00:04:31,812 --> 00:04:32,980
‫از کجا می دونستی؟

30
00:04:35,858 --> 00:04:39,904
‫می دونم که تمام مدت
‫به خاطر اون داشتی کمکم میکردی.

31
00:04:40,655 --> 00:04:43,282
‫- نزدیکتر نشو. ‫
 اصلاً

32
00:04:44,116 --> 00:04:46,702
‫واقعاً فکر میکنی که فایل اون تو باشه؟

33
00:04:49,539 --> 00:04:50,581
‫آره؟

34
00:05:47,054 --> 00:05:48,431
‫خیلی خب.

35
00:05:48,514 --> 00:05:50,057
‫بهترین طبقات برج بابل.

36
00:05:50,141 --> 00:05:53,561
‫از طبقه های 120 و 121 شروع میکنم.

37
00:05:53,644 --> 00:05:56,939
‫نه یکی، بلکه دو طبقه به هر شخص تعلق میگیره.

38
00:05:58,399 --> 00:06:00,651
‫بفرمایید و من رو تحت تاثیر بذارین.

39
00:06:02,278 --> 00:06:03,279
‫من.

40
00:06:04,030 --> 00:06:06,282
‫- بفرما.
‫- همون طور که همه می دونین،

41
00:06:06,866 --> 00:06:10,494
‫پرونده های حقوقی زیادی
‫بر علیه بابل دارن درست میشن.

42
00:06:12,038 --> 00:06:13,831
‫و من باید همه ـشون رو حل و فصل کنم.

43
00:06:14,415 --> 00:06:15,416
‫چرا؟

44
00:06:15,958 --> 00:06:19,253
‫تا مطمئن باشیم قدرت بابل کم نمیشه!

45
00:06:21,797 --> 00:06:22,798
‫درسته.

46
00:06:25,301 --> 00:06:27,386
‫مطمئن میشم که شرکت ساخت و ساز بابل قرارداد

47
00:06:27,470 --> 00:06:30,097
‫ساخت شهرک های جدید
‫ته سان و جونگ سان رو برنده بشه.

48
00:06:30,181 --> 00:06:33,184
‫من می تونم هر دو حزب سیاسی
‫و وزارت شهرسازی رو با این کار همراه کنم.

49
00:06:33,267 --> 00:06:35,019
‫می تونین ضربان قلبم رو حس کنین؟

50
00:06:35,853 --> 00:06:37,188
‫داره هیجانم میره بالاتر.

51
00:06:38,939 --> 00:06:39,940
‫باشه.

52
00:06:40,441 --> 00:06:42,026
‫همون طور که می دونین،

53
00:06:42,109 --> 00:06:45,696
‫روزنامه ی دیچانگ رهبر
‫افکار عمومی کره ـس.

54
00:06:45,780 --> 00:06:49,116
‫مطمئن میشم که هیچ وقت
‫خبرگزاری از بابل انتقادی نکنه.

55
00:06:50,493 --> 00:06:53,537
‫خیلی خب، من بهت
‫چیز بیشتری از برج بابل میدم.

56
00:06:53,621 --> 00:06:56,040
‫بعضی از تبلیغات روزنامه دیچانگ هم میخرم.

57
00:07:00,711 --> 00:07:01,712
‫چیه؟

58
00:07:05,883 --> 00:07:07,092
‫تو کی باشی؟

59
00:07:08,928 --> 00:07:10,179
‫شرمنده ام که دیر کردم.

60
00:07:10,262 --> 00:07:12,348
‫یک جلسه ی فوری داشتم.

61
00:07:12,848 --> 00:07:15,893
‫من رئیس ته جانگ گو
‫از اداره ی جرایم سازمان یافته ی

62
00:07:15,976 --> 00:07:18,062
‫سرویس اطلاعات بین المللی هستم.

63
00:07:23,943 --> 00:07:25,194
‫خوش اومدین.

64
00:07:30,282 --> 00:07:32,660
‫[ قسمت سیزدهم ]

65
00:07:42,294 --> 00:07:45,130
‫حداقل باید خشاب رو با یک گلوله پر میکردی.

66
00:07:53,222 --> 00:07:55,474
‫فرض رو بر این میگیرم که
‫هنوز من رو دوست خودت می دونی

67
00:07:56,267 --> 00:07:57,851
‫و این رو به عنوان یک دوست ازت میپرسم.

68
00:07:59,728 --> 00:08:01,021
‫واقعاً برای کی کار میکنی؟

69
00:08:02,856 --> 00:08:06,443
‫من ماموری از سرویس
‫اطلاعاتی امنیت بین المللی هستم.

70
00:08:07,611 --> 00:08:08,612
‫آها.

71
00:08:12,157 --> 00:08:15,327
‫پس برای پیدا کردن
‫فایل گیوتین وانمود کردی که استعفا دادی.

72
00:08:17,496 --> 00:08:20,958
‫همین طور وانمود کردی که یک ‫جاسوس
شرکتی هستی و به آقای وانگ نزدیک شدی، درسته؟

73
00:08:21,542 --> 00:08:22,543
‫بله.

74
00:08:26,839 --> 00:08:28,007
‫من چی؟

75
00:08:31,760 --> 00:08:33,679
‫دیدن شما واقعاً تصادفی بود.

76
00:08:35,222 --> 00:08:36,932
‫وقتی که توی ایتالیا چیزی نمونده بود بمیرم،

77
00:08:37,558 --> 00:08:39,268
‫جونم رو نجات دادین.

78
00:08:41,270 --> 00:08:42,271
‫اوهوم.

79
00:08:44,898 --> 00:08:47,985
‫مرگ آقای وانگ طبیعی نبود، درسته؟

80
00:09:08,297 --> 00:09:09,298
‫ممنون.

81
00:09:12,134 --> 00:09:13,635
‫مرتیکه ی نمک نشناس

82
00:09:13,719 --> 00:09:15,596
‫دست کم گرفتمت.

83
00:09:23,270 --> 00:09:24,521
‫زود باشین!

84
00:09:24,605 --> 00:09:26,482
‫زنگ بزنین آمبولانس، همین الان!

85
00:09:32,780 --> 00:09:34,782
‫گمونم راجع بهت اشتباه میکردم.

86
00:09:35,783 --> 00:09:37,367
‫آدم ترسناکی هستی.

87
00:09:39,328 --> 00:09:42,581
‫درسته، واقعاً آدم خوبی نیستم.

88
00:09:45,000 --> 00:09:47,961
‫از اولش می دونستم که
‫داشتی بهم دروغ میگفتی.

89
00:09:48,045 --> 00:09:49,880
‫گفتی که موزه ی وانگ

90
00:09:49,963 --> 00:09:52,257
‫توی هانگژو اطلاعات عنبیه ـش رو داره.

91
00:09:53,675 --> 00:09:56,053
‫ولی کاشف به عمل اومد
‫همچین چیزی وجود نداشته.

92
00:10:00,599 --> 00:10:02,684
‫چند وقت قبل که به
‫دفتری که توی چین داشتین رفتی.

93
00:10:03,477 --> 00:10:05,145
‫چرا اون موقع برش نداشتی؟

94
00:10:05,813 --> 00:10:08,982
‫اون مال قبل از وقتی بود که
‫اطلاعات عنبیه وانگ رو به دست بیارم.

95
00:10:09,608 --> 00:10:12,528
‫اون موقع هنوز داشتم
‫عملیات رو برنامه ریزی میکردم.

96
00:10:12,611 --> 00:10:14,822
‫پس بهتر بود که اجاره ـش نمی دادی.

97
00:10:14,905 --> 00:10:16,281
‫چرا گذاشتی راهب ها بیان مستقر بشن؟

98
00:10:16,323 --> 00:10:18,742
‫فکر کردم که خالی گذاشتنش خطر بیشتری داره.

99
00:10:18,826 --> 00:10:21,578
‫شاید کسی راجع به اینجا خبر داشت.

100
00:10:25,833 --> 00:10:28,126
‫کسی ندید که آقای کاسانو

101
00:10:28,210 --> 00:10:31,129
‫و مالک قبلی ساختمون قبل از رفتن ما
‫هم رو ببینن؟

102
00:10:31,213 --> 00:10:33,715
‫- من دیدمشون.
 ‫- منم همین طور.

103
00:10:33,799 --> 00:10:36,093
‫اون پشت رفتن پیش هم.

104
00:10:37,094 --> 00:10:40,722
‫فقط برای من سوال پیش
اومده یا شما هم موندین که

105
00:10:40,806 --> 00:10:43,392
‫چرا اون دوتا بعد از اینکه
‫ما رو فرستادن هم رو دیدن؟

106
00:10:44,309 --> 00:10:47,229
‫شنیدم که امروز با هم قرار داشتن.

107
00:10:47,312 --> 00:10:50,774
‫من واقعاً دلم نمی خواد به کسی تهمت بزنم،

108
00:10:50,858 --> 00:10:52,484
‫ولی این قضیه یک کمی واقعاً بو داره.

109
00:10:52,568 --> 00:10:55,362
‫دارین میگین که ما رو فرستادن دنیال
نخود سیاه ‫تا برن دنبال طلا بگردن؟

110
00:10:59,825 --> 00:11:03,537
‫ای بابا، این جوری نگاه ـم نکنین.
‫یک چیزی از دهنم در رفت حالا.

111
00:11:03,620 --> 00:11:05,497
‫بیاین به هم دیگه شک نکنیم.

112
00:11:05,581 --> 00:11:07,749
‫ما به آقای وینچنزو اعتماد داریم، مگه نه؟

113
00:11:07,833 --> 00:11:12,170
‫شاید اونها دارن دنبال طلا میگردن
‫که بابل اول پیداش نکنه.

114
00:11:12,254 --> 00:11:14,506
‫دارین غیر منطقی رفتار میکنین.

115
00:11:14,590 --> 00:11:16,717
‫درسته، بیاین از سفرمون لذت ببریم.

116
00:11:16,800 --> 00:11:19,553
‫چطوری برای عوض شدن جو
‫مسابقه ی خوانندگی بذاریم؟

117
00:11:19,636 --> 00:11:20,929
‫- خیلی خوبه، مگه نه؟ ‫- آره.

118
00:11:21,013 --> 00:11:22,222
‫یک، دو

119
00:11:22,306 --> 00:11:24,725
‫- یک، دو، سه...
 ‫- ولی بازم

120
00:11:24,808 --> 00:11:27,519
‫بیست میلیون وون برای
‫یک عکس خیلی شک بر انگیزه.

121
00:11:31,356 --> 00:11:32,566
‫الان چیه؟

122
00:11:33,525 --> 00:11:36,361
‫نمی تونم چیزی بگم، ها؟

123
00:11:38,530 --> 00:11:39,906
‫فایل گیوتین

124
00:11:41,199 --> 00:11:43,910
‫قصد نداشتی به اداره ـت
‫تحویلش بدی، درسته؟

125
00:11:43,994 --> 00:11:45,787
‫حتی هنوز گزارشش هم ندادی.

126
00:11:48,832 --> 00:11:52,252
‫اگر داده بودی، اونها به زور زیرزمین رو
‫باز کرده بودن و به دست آورده بودن.

127
00:11:53,503 --> 00:11:54,796
‫چرا گزارشش رو ندادی؟

128
00:11:56,048 --> 00:11:57,215
‫که یک معامله ی دیگه جور کنی؟

129
00:11:59,509 --> 00:12:00,510
‫خب، می فهمم.

130
00:12:01,261 --> 00:12:03,180
‫اینجوری بیشتر برات سود داره، مگه نه؟

131
00:12:05,932 --> 00:12:07,768
‫می خواستی به کی بفروشی؟

132
00:12:09,728 --> 00:12:11,605
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

133
00:12:11,688 --> 00:12:13,815
‫ولی از کجا راجع به این فایل فهمیدی؟

134
00:12:15,984 --> 00:12:19,738
‫تو تنها کسی نیستی که به من اطلاعات میده.

135
00:12:28,038 --> 00:12:30,374
‫اول کجا؟

136
00:12:31,291 --> 00:12:33,668
‫- من اول میرم!
 ‫- یالا.

137
00:12:33,752 --> 00:12:35,754
‫ای خدا، ندو!

138
00:12:36,797 --> 00:12:38,173
‫هی!

139
00:12:39,007 --> 00:12:40,258
‫گفتم ندو!

140
00:12:41,093 --> 00:12:44,179
‫- ای بابا، راهت برو!
‫- عزیزم، وایستا.

141
00:12:44,262 --> 00:12:46,348
‫کجا دارین میرین؟

142
00:12:49,476 --> 00:12:52,646
‫به نظر میاد همه دارن
‫حرص اون طلا رو میزنن.

143
00:12:52,729 --> 00:12:53,897
‫موافقم.

144
00:12:54,773 --> 00:12:57,359
‫خبر ندارن که طمع موجب درد میشه.

145
00:12:57,442 --> 00:12:59,653
‫چطوری می تونن اینقدر احمق باشن؟

146
00:13:00,237 --> 00:13:04,533
‫ای خدا، اگر از کوم گوانگ جین
‫کمک بگیریم، سریع می تونیم پیداش کنیم.

147
00:13:06,243 --> 00:13:08,995
‫تو برو بالا.
‫و منم میرم پایین رو ببینم.

148
00:13:09,079 --> 00:13:10,747
‫- ای خدا، کلی جا رو باید بگردیم.
‫- وایستا.

149
00:13:13,917 --> 00:13:15,418
‫عزیزم، زود باش!

150
00:13:15,502 --> 00:13:17,170
‫ندو. دیدی افتادی ها.

151
00:13:17,254 --> 00:13:19,673
‫[ هونگ چا یانگ ]

152
00:13:23,176 --> 00:13:25,595
‫- بله؟
 ‫- چرا برنمیداری؟

153
00:13:27,139 --> 00:13:28,056
‫چیه؟

154
00:13:28,140 --> 00:13:31,977
‫مستاجرها برگشتن پاساژ و
‫دارن میان سمت زیر زمین.

155
00:13:36,231 --> 00:13:37,440
‫چی شده؟

156
00:13:38,900 --> 00:13:40,402
‫مستاجرها برگشتن.

157
00:13:43,196 --> 00:13:45,740
‫- دریچه رو ببند.
‫- باید اینجا رو جمع کنیم.

158
00:13:49,744 --> 00:13:51,037
‫نه، کتم نه.

159
00:13:51,121 --> 00:13:52,455
‫چرا میذاری تو شلوارت؟

160
00:14:05,927 --> 00:14:06,928
‫صبر کن.

161
00:14:08,179 --> 00:14:09,347
‫- طلا.
 ‫- کدوم طلا.

162
00:14:09,431 --> 00:14:11,224
‫همونی که آوردیم بیرون، اون طلا!

163
00:14:11,308 --> 00:14:13,643
‫اون طرف.

164
00:14:13,727 --> 00:14:16,062
‫محکم بگیرش، ولش نکن.

165
00:14:35,332 --> 00:14:36,333
‫چی شد؟

166
00:14:37,208 --> 00:14:38,209
‫صبر کن.

167
00:14:38,627 --> 00:14:40,003
‫- قربان.
 ‫- اون طرفی برو.

168
00:14:55,185 --> 00:14:57,812
‫شک دارم چیزی این پایین باشه.

169
00:14:57,896 --> 00:15:01,191
‫اینجوری بهش فکر کن،
‫ما هیچ وقت این قسمت رو نگشتیم.

170
00:15:01,274 --> 00:15:03,401
‫توی همچین جاهایی
‫احتمالشه که مخفی کرده باشن.

171
00:15:04,152 --> 00:15:06,196
‫آروم، اینم از این.

172
00:15:07,155 --> 00:15:08,365
‫حالا، این سمت.

173
00:15:12,744 --> 00:15:15,080
‫- آقای تاک!
 ‫- آقای تاک!

174
00:15:18,041 --> 00:15:20,293
‫چیه؟ چرا شما دو تا من
رو تا اینجا دنبال کردین؟

175
00:15:20,877 --> 00:15:23,797
‫مساله ی مهمیه که باید
‫با شما راجع بهش صحبت کنم.

176
00:15:24,381 --> 00:15:25,423
‫چه مساله ی مهمی؟

177
00:15:26,883 --> 00:15:31,096
‫فکر میکنم پدرم خیلی وقت پیش بهم گفت

178
00:15:34,849 --> 00:15:35,892
‫طلا کجاست.

179
00:15:37,060 --> 00:15:38,603
‫- واقعاً؟
 ‫- کجاست؟

180
00:15:39,771 --> 00:15:40,980
‫بهمون بگو.

181
00:15:43,233 --> 00:15:44,567
‫توی

182
00:15:53,243 --> 00:15:54,244
‫یکی دیگه هم میخواد.

183
00:15:57,080 --> 00:15:58,081
‫کجا می تونه باشه؟

184
00:15:58,123 --> 00:16:01,126
‫جون به لبم کردی. ‫بگو دیگه.

185
00:16:02,043 --> 00:16:03,086
‫توی قلب های ماست.

186
00:16:03,169 --> 00:16:05,130
‫همین طور یک چیز دیگه هم ازش شنیدم.

187
00:16:05,213 --> 00:16:09,008
‫گفت که مهم ترین گنج
‫درست همین جاست. قلبی از طلا.

188
00:16:09,092 --> 00:16:11,094
‫چه چرتی گفتی.

189
00:16:11,594 --> 00:16:12,720
‫دارین حواس ما رو پرت میکنین؟

190
00:16:12,762 --> 00:16:14,848
‫نه، اصلاً.

191
00:16:15,974 --> 00:16:19,060
‫دست هاتون رو بذارین
‫روی سینه ـتون و حسش کنین.

192
00:16:23,398 --> 00:16:24,649
‫اون سمت، صبر کن.

193
00:16:27,068 --> 00:16:28,153
‫صدای چی بود؟

194
00:16:29,404 --> 00:16:31,030
‫- نه.
 ‫- یکی توی معبده.

195
00:16:31,114 --> 00:16:32,240
‫- این...
 ‫- یک صدایی شنیدم.

196
00:16:32,323 --> 00:16:34,159
‫نه. از من بود.
‫من این صدا رو در آوردم.

197
00:16:34,242 --> 00:16:36,786
‫- من این صدا رو با کفش
هام اینجوری در آوردم. ‫- آره.

198
00:16:36,870 --> 00:16:40,790
‫دست هاتون رو بذارین روی سینه ـتون،
‫چشم هاتون رو ببندین و قلبتون رو حس کنین.

199
00:16:40,874 --> 00:16:43,001
‫نه، مطئنم که صدا از معبد اومد.

200
00:16:43,084 --> 00:16:44,460
‫نه، این کار رو بکنین.

201
00:16:44,961 --> 00:16:48,006
‫کجا دارین میرین؟
‫باید طلایی که توی قلبتونه رو حس کنین!

202
00:16:59,142 --> 00:17:00,435
‫چرا شماها برگشتین؟

203
00:17:02,812 --> 00:17:04,647
‫شما دو تا اینجا چی کار میکنین؟

204
00:17:08,151 --> 00:17:10,570
‫داریم 108 تعظیم رو انجام میدیم.

205
00:17:11,237 --> 00:17:12,405
‫یهویی؟

206
00:17:13,156 --> 00:17:14,908
‫دارین 108 تعظیم رو انجام میدین؟ چرا؟

207
00:17:16,868 --> 00:17:20,955
‫می خوایم از طمع و
‫خودخواهی ذاتمون خلاص بشیم.

208
00:17:23,875 --> 00:17:26,127
‫کمک رسان ما باش، بودای مهربان.

209
00:17:26,210 --> 00:17:27,837
‫کمک یار ما باش، بودای مهربان.

210
00:17:30,173 --> 00:17:33,217
‫ما باید تمام تعظیم ها رو امروز تموم کنیم.

211
00:17:34,010 --> 00:17:35,345
‫لطفاً ما رو تنها بذارین.

212
00:17:41,059 --> 00:17:43,853
‫خیلی خب، بیاین دیگه ما بریم.

213
00:17:45,188 --> 00:17:48,483
‫بیاین دنبال طلایی که توی قلب هامونه بگردیم.

214
00:17:56,908 --> 00:17:58,660
‫- آقای کاسانو.
 ‫- بله؟

215
00:17:59,869 --> 00:18:02,038
‫به نظرم توی دردسر بزرگی افتادیم.

216
00:18:03,081 --> 00:18:04,582
‫منظورت چیه؟

217
00:18:05,959 --> 00:18:08,503
‫فکر کنم ما

218
00:18:10,505 --> 00:18:14,634
‫دستگاه تشخیص عنبیه
‫آقای وانگ رو توی زیرزمین جا گذاشتیم.

219
00:18:19,013 --> 00:18:20,765
‫داری چی میگی؟

220
00:18:22,684 --> 00:18:26,020
‫شما کت من رو
‫پرت کردین توی زیرزمین مخفی.

221
00:18:27,021 --> 00:18:28,856
‫آره، پرت کردم. ‫خب که چی؟

222
00:18:28,940 --> 00:18:32,068
‫دستگاه توی اون کته.

223
00:18:50,294 --> 00:18:52,004
‫خاک بر سرت!

224
00:18:52,088 --> 00:18:53,464
‫چرا تو

225
00:18:54,173 --> 00:18:55,883
‫- لطفاً، شروع نکن.
‫- مرده شورت رو ببرن

226
00:18:55,967 --> 00:18:58,845
‫مرده شور من رو ببرن؟
‫تو بودی که کت رو اون تو پرت کردی.

227
00:18:58,928 --> 00:19:00,847
‫چرا اون رو باید بذاری تو کتت؟

228
00:19:00,930 --> 00:19:03,641
‫پس کجا بذارم؟ ‫بذارم کف سرم؟

229
00:19:03,725 --> 00:19:04,892
‫ولی باید بازم

230
00:19:05,977 --> 00:19:07,937
‫بیشتر از یکی از اون دستگاه ها داشته باشین،
درسته؟

231
00:19:08,938 --> 00:19:12,859
‫تنها یکیه.
‫تنها یکی و یک دونه تو کل دنیاس!

232
00:19:12,942 --> 00:19:14,861
‫- تو! ‫- باز که داری داد میزنی.

233
00:19:17,447 --> 00:19:21,951
‫حالا اگر میخوایم دستمون به طلا برسه
‫باید این ساختمون رو خراب کنیم.

234
00:19:22,034 --> 00:19:26,414
‫حس میکنم قلبم داره منفجر میشه.

235
00:19:32,920 --> 00:19:34,005
‫چی شده؟

236
00:19:36,132 --> 00:19:38,009
‫انجام دادن 108 بار تعظیم باعث شد

237
00:19:38,593 --> 00:19:41,220
‫حضور بودای بخشنده رو
‫توی قلب هامون حس کنیم.

238
00:19:47,435 --> 00:19:50,062
‫هیچ وقت ندیدم که کسی
‫وقتی به درجه ی اخلاص میرسه گریه کنه.

239
00:19:50,146 --> 00:19:52,690
‫اگر یک بار دیگه به این اخلاص برسن،

240
00:19:52,773 --> 00:19:54,442
‫گوش های ما تحمل صداشون رو نداره.

241
00:19:59,739 --> 00:20:01,866
‫چطور فکر کردین من این کار رو میکنم؟

242
00:20:03,034 --> 00:20:04,118
‫خودتون می دونین،

243
00:20:06,078 --> 00:20:08,789
‫من شما رو مثل خانواده ـم می دونستم.

244
00:20:08,873 --> 00:20:11,417
‫کلی ماجرا رو با هم از سر گذروندیم،

245
00:20:11,500 --> 00:20:12,752
‫و کنار هم میمونیم.

246
00:20:14,295 --> 00:20:15,296
‫درست نمیگم؟

247
00:20:15,379 --> 00:20:16,589
‫- چرا.
‫- چرا.

248
00:20:16,672 --> 00:20:18,299
‫اون وقت، شما

249
00:20:19,759 --> 00:20:22,595
‫این رسمشه که شما اینجوری بهم شک کنین؟

250
00:20:22,678 --> 00:20:24,430
‫- رسمش نیست.
 ‫- رسمش نیست.

251
00:20:25,598 --> 00:20:29,644
‫فکر میکردم که همه ی شما بهم اعتماد دارین.

252
00:20:39,528 --> 00:20:40,863
‫آقای نام.

253
00:20:40,947 --> 00:20:42,490
‫شماها خیلی سنگ دلین.

254
00:20:43,532 --> 00:20:45,451
‫ما رو بگو اینقدر به شما اهمیت دادیم.

255
00:20:50,790 --> 00:20:51,832
‫من شرمنده ام.

256
00:20:52,875 --> 00:20:54,585
‫خیلی بی فکر بودیم.

257
00:20:54,669 --> 00:20:58,297
‫چیزی که من رو واقعاً به شک
‫انداخت جایزه بیست میلیون وونی بود.

258
00:20:58,381 --> 00:21:01,050
‫پیشنهاد خیلی باور نکردنی بود.

259
00:21:05,930 --> 00:21:09,266
‫بیست میلیون وون پول خیلی زیادیه.

260
00:21:10,142 --> 00:21:13,729
‫ولی اون پول رو از
‫سرمایه گذاری تو بورس درآوردم،

261
00:21:13,813 --> 00:21:15,606
‫برای همین دلم میخواست با شما تقسیمش کنم!

262
00:21:16,232 --> 00:21:17,817
‫روی کدوم شرکت سرمایه گذاری کردین؟

263
00:21:17,900 --> 00:21:20,236
‫- هی! 
‫- ای بابا، تو چه مرگته؟

264
00:21:20,861 --> 00:21:22,571
‫بدجوری از شماها ناامید شدم.

265
00:21:24,198 --> 00:21:26,075
‫فکر میکنم خیلی زمان ببره

266
00:21:27,243 --> 00:21:29,370
‫که زخم وجودم خوب بشه.

267
00:21:29,453 --> 00:21:31,747
‫منم همین طور، خیلی زمان میبره

268
00:21:32,999 --> 00:21:34,250
‫که قلب شکسته ام ترمیم پیدا کنه.

269
00:21:38,254 --> 00:21:42,550
‫اجازه بدین من از طرف
‫مستاجرها عذرخواهی کنم.

270
00:21:43,134 --> 00:21:44,301
‫نمی خواد.

271
00:21:45,052 --> 00:21:46,387
‫من دیگه میرم.

272
00:21:48,264 --> 00:21:49,348
‫شرمنده ایم.

273
00:21:57,606 --> 00:21:58,816
‫خیلی خب.

274
00:21:59,442 --> 00:22:01,902
‫حالا که درستش کردیم،
‫بیاین بریم چشمه ی آب گرم.

275
00:22:01,986 --> 00:22:05,114
‫گور بابای چشمه ی آب گرم درست کنش.
‫آقای کاسانو الان از دست ما عصبانیه.

276
00:22:06,699 --> 00:22:07,992
‫خیلی خب، ‫همگی.

277
00:22:08,951 --> 00:22:11,746
‫بیاین توی قلب هامون دنبال طلا بگردیم.

278
00:22:11,829 --> 00:22:13,456
‫گمونم قرار نیست بریم.

279
00:22:26,677 --> 00:22:29,180
‫خب؟ واقعاً طلا اونجاست؟

280
00:22:33,225 --> 00:22:36,520
‫شمش های طلا و فایل گیوتین؟

281
00:22:37,104 --> 00:22:38,189
‫آره.

282
00:22:40,149 --> 00:22:42,610
‫همین طور یک مجسمه ی بزرگ طلای بودا.

283
00:22:43,777 --> 00:22:45,905
‫- یا خدا. 
‫- چه دردی داره.

284
00:22:45,988 --> 00:22:47,698
‫خیلی درد داده، ‫ولی خیلی خوشحالم!

285
00:22:47,781 --> 00:22:48,782
‫آقای نام!

286
00:22:52,745 --> 00:22:54,121
‫حالا نمی تونیم بازش کنیم.

287
00:22:58,083 --> 00:22:59,084
‫آقای نام.

288
00:23:06,217 --> 00:23:09,845
‫انتظارش رو داشتم،
‫ولی همه خیلی رو دارن.

289
00:23:09,929 --> 00:23:11,096
‫شرم و حیا رو خوردن.

290
00:23:11,722 --> 00:23:14,683
‫تا زمانی که مخفی بمونه
‫به نظرشون بی شرمی نیست.

291
00:23:15,559 --> 00:23:16,977
‫بیخیال حس شرمندگی.

292
00:23:17,061 --> 00:23:20,314
‫اونها احتمالاً فکر میکنن
‫معامله ی منصفانه ای گیرشون اومده.

293
00:23:20,397 --> 00:23:22,900
‫باید برای پوشش دادن
‫دنیای حقوقی، مطبوعات،

294
00:23:22,983 --> 00:23:26,237
‫مجلس ملی، و یک آژانس اطلاعاتی کافی باشه

295
00:23:26,987 --> 00:23:28,405
‫مگه نه؟

296
00:23:28,989 --> 00:23:31,408
‫بله، از حد کفایت هم بیشتره.

297
00:23:38,082 --> 00:23:39,500
‫ناامید شدی؟

298
00:23:41,085 --> 00:23:44,255
‫نه، قطعاً به صلاحه که
‫شما شرکت رو بچرخونین.

299
00:23:44,338 --> 00:23:48,342
‫از الان تلاشم رو برای
کمک کردن به شما میکنم.

300
00:23:48,425 --> 00:23:49,593
‫نه.

301
00:23:49,677 --> 00:23:51,470
‫اگر می خوای بهم کمک کنی وایستا کنار.

302
00:23:53,681 --> 00:23:55,266
‫باشه، چشم.

303
00:23:57,268 --> 00:23:59,520
‫از اونجایی که امروز همه ـمون اینجاییم،

304
00:24:00,354 --> 00:24:03,190
‫یک چیزی هست که
‫می خوام به عرضتون برسونم.

305
00:24:04,108 --> 00:24:06,402
‫مطمئن نیستم که به گوشتون خورده باشه.

306
00:24:07,653 --> 00:24:09,738
‫بهش میگن فایل گیوتین.

307
00:24:09,822 --> 00:24:13,701
‫- آقای هان.
‫- تا ابد که نمی تونیم مخفیش کنیم، خانم چوی.

308
00:24:18,789 --> 00:24:20,124
‫چی هست؟

309
00:24:20,207 --> 00:24:23,836
‫خب، داستانش طولانیه.

310
00:24:23,919 --> 00:24:25,254
‫خب این

311
00:24:26,088 --> 00:24:29,049
‫باید برگردیم به چند سال پیش.

312
00:24:41,729 --> 00:24:43,731
‫پس الان نمی تونیم چیزی رو ببریم بیرون.

313
00:24:44,565 --> 00:24:47,526
‫طلا، فایل گیوتین،

314
00:24:48,402 --> 00:24:49,653
‫و مجسمه ی طلای بودا.

315
00:24:49,737 --> 00:24:51,363
‫من حتی خونه،

316
00:24:52,531 --> 00:24:53,907
‫ماشین،

317
00:24:55,284 --> 00:24:58,746
‫و سهامم رو برای خرید انتخاب کرده بودم.

318
00:24:58,829 --> 00:25:01,415
‫بالاتر از همه، شریکی که
‫کاملاً بهش اعتماد داشتی

319
00:25:01,498 --> 00:25:04,543
‫مامور سرویس امنیت
بین المللی از کار در میاد.

320
00:25:04,626 --> 00:25:06,962
‫و حتی از اونم بالاتر
‫بهت خیانت کرد.

321
00:25:11,967 --> 00:25:14,052
‫ته بد بیاریه.

322
00:25:18,557 --> 00:25:19,975
‫بهم بگو یک راه دیگه هم هست.

323
00:25:20,684 --> 00:25:23,353
‫تو مشاوری.
‫تو باهوشی و نقشه داری.

324
00:25:23,437 --> 00:25:24,605
‫هیچ راهی نیست.

325
00:25:25,814 --> 00:25:27,733
‫هیچی.

326
00:25:29,359 --> 00:25:33,614
‫به جز تخریب این ساختمون
‫هیچ راه دیگه ای نیست.

327
00:25:36,325 --> 00:25:37,159
‫یوز.

328
00:25:37,242 --> 00:25:40,871
‫ما باید این ساختمون رو با خاک یکی کنیم و ‫حتی
اگر برای یک لحظه هم که شده با دیدن طلا بمیریم؟

329
00:25:40,913 --> 00:25:42,456
‫من که فراموشش میکنم.

330
00:25:42,539 --> 00:25:44,875
‫طلا از اولش هم مال من نبود.

331
00:25:45,876 --> 00:25:47,961
‫مردم باید جایگاهشون رو بدونن.

332
00:25:49,838 --> 00:25:50,839
‫بگو ببینم.

333
00:25:51,507 --> 00:25:53,342
‫اون فایل چقدر خسارت به ما وارد میکنه؟

334
00:25:53,425 --> 00:25:55,135
‫جزئیاتش رو نمی دونم،

335
00:25:56,178 --> 00:25:57,971
‫ولی می تونه به کل گروه آسیب بزنه.

336
00:25:58,055 --> 00:26:00,390
‫چقدر این قضیه جدیه؟

337
00:26:00,474 --> 00:26:02,142
‫با چیزهایی که من شنیدم،

338
00:26:02,226 --> 00:26:05,270
‫حتی اطلاعات شخصی رئیس
‫مرحوم هم درش وجود داره.

339
00:26:09,316 --> 00:26:10,609
‫مزایده ی امروز که خوب پیش رفت.

340
00:26:10,692 --> 00:26:13,028
‫اونها نمی تونن درستش کنن؟

341
00:26:13,111 --> 00:26:14,613
‫حدس من اینه که،

342
00:26:14,696 --> 00:26:18,158
‫بیشتر از نصف آدم های
‫اونجا هم احتمالاً توی فایل هستن.

343
00:26:18,242 --> 00:26:19,243
‫آخه

344
00:26:22,538 --> 00:26:25,499
‫پس هیچ فایده ای نداره
‫به اونها با برجم رشوه بدم.

345
00:26:25,582 --> 00:26:28,085
‫اینطور هم نیست.
‫لطفاً بهم یک کم زمان بدین.

346
00:26:28,877 --> 00:26:33,048
‫هیچ راهی نیست که الان
‫بتونیم اون فایل رو پیدا کنیم؟

347
00:26:34,424 --> 00:26:36,718
‫چرا آخه اینقدر به دردنخوری؟

348
00:26:36,802 --> 00:26:37,886
‫متاسفم.

349
00:26:38,470 --> 00:26:40,305
‫فعلاً، پیدا کردنش غیرممکنه.

350
00:26:40,389 --> 00:26:41,723
‫حتی اگر هزینه ـش

351
00:26:41,807 --> 00:26:43,100
‫10 میلیارد وون هم باشه پیداش کن.

352
00:26:43,684 --> 00:26:47,062
‫چشم، قربان.
‫میگم متخصص هامون روش کار کنن.

353
00:26:47,145 --> 00:26:48,230
‫باشه.

354
00:26:52,276 --> 00:26:54,611
‫ای خدا.

355
00:27:00,242 --> 00:27:02,703
‫بهت گفتم تا یک راه حلی
‫پیدا نکردیم بهش نگی.

356
00:27:03,328 --> 00:27:06,832
‫بهش گفتم چون نتونستیم
هیچ راه حلی پیدا کنیم.

357
00:27:07,582 --> 00:27:11,086
‫تازه ـش هم، اگر همچین چیزی رو
‫ازش مخفی کنیم، اوضاع بدتر میشه.

358
00:27:13,422 --> 00:27:15,465
‫هی، هان سونگ هیوک.

359
00:27:17,134 --> 00:27:18,302
‫بله، میونگ هی.

360
00:27:19,261 --> 00:27:23,098
‫برای این به رئیس جانگ هان سوک ‫راجع به
فایل گفتی که وفاداریت رو بهش ثابت کنی؟

361
00:27:23,849 --> 00:27:25,642
‫داری راجع به چی حرف میزنی؟

362
00:27:26,226 --> 00:27:28,353
‫یا هر بار میری زیر سایه یکی؟

363
00:27:28,437 --> 00:27:31,732
‫چون اگر بفهمه که با داداشش
‫دستت توی یک کاسه ـس میزنه میکشت؟

364
00:27:31,815 --> 00:27:33,483
‫یا خدا.

365
00:27:33,567 --> 00:27:37,195
‫چرا داری برای من حرف در میاری؟

366
00:27:37,946 --> 00:27:39,656
‫- سونگ هیوک.
 ‫- بله؟

367
00:27:40,240 --> 00:27:43,327
‫می دونی اینکه هر بار با ‫یک کدوم
هستی اشتباه پیش بره، برات هزینه داره.

368
00:27:44,036 --> 00:27:48,957
‫و اگر اشتباه پیش بره،
‫آخرش با جونت تاوانش رو میدی.

369
00:27:49,041 --> 00:27:50,042
‫باشه؟

370
00:27:50,542 --> 00:27:52,419
‫ای خدا، بیخیال بابا.

371
00:27:53,295 --> 00:27:54,421
‫میونگ هی.

372
00:27:54,921 --> 00:27:56,298
‫فراموش نکن که من کی ام.

373
00:27:57,799 --> 00:28:00,260
‫اگر اینقدر شجاع نبودم
‫تا اینجاش پیش نمی رفتم.

374
00:28:00,343 --> 00:28:03,013
‫کارت خوب بود،
‫ولی حالا داری مشکل درست میکنی.

375
00:28:03,096 --> 00:28:04,681
‫ای بابا.

376
00:28:06,183 --> 00:28:07,809
‫میونگ هی ساده

377
00:28:09,352 --> 00:28:12,481
‫خودت مگه نمی دونی وفادارم؟
‫خودت که می دونی.

378
00:28:13,440 --> 00:28:16,234
‫چرا بهم اینجوری اخم کردی؟
‫داری من رو می ترسونی.

379
00:28:16,318 --> 00:28:19,988
‫من همیشه وفادار میمونم و ازت محافظت میکنم.

380
00:28:20,781 --> 00:28:22,699
‫ای خدا، کار دارم، باید الان برم.

381
00:28:23,325 --> 00:28:24,326
‫سلام، وایستا، نه.

382
00:28:24,409 --> 00:28:26,411
‫من زنگ نمیزنم، هی، باز شو.

383
00:28:27,412 --> 00:28:29,122
‫ای بابا.

384
00:28:29,206 --> 00:28:33,126
‫اگر همین جور بی هوا کار بکنه،
‫واقعاً اخرش خودش رو به کشتن میده.

385
00:28:33,919 --> 00:28:36,880
‫[ بخش 16 ]

386
00:28:37,923 --> 00:28:39,049
‫- صبر کنین.
 ‫- چی کار میکنین؟

387
00:28:39,132 --> 00:28:40,258
‫- چیه؟
 ‫- دارین چی کار میکنین؟

388
00:28:40,300 --> 00:28:41,343
‫چیه؟

389
00:28:45,347 --> 00:28:48,141
‫نام سین به، مرتیکه ی خائن!
‫تو اصلاً آدمی؟

390
00:28:48,225 --> 00:28:49,309
‫قربان!

391
00:28:49,392 --> 00:28:50,852
‫- ولمون کنین! 
‫- نه!

392
00:28:50,936 --> 00:28:53,230
‫- قربان!
 ‫- عزیزم!

393
00:28:53,313 --> 00:28:55,524
‫- برین عقب.
 ‫- پسرمه!

394
00:28:55,607 --> 00:28:57,651
‫نمی تونم برم! ‫پسرم همینجاست!

395
00:28:57,734 --> 00:29:00,862
‫ای خدا، باید چه خاکی به سرم بریزم؟

396
00:29:02,948 --> 00:29:07,077
‫[ جسد رهبر فقید اتحادیه ‫به خاطر
جلوگیری از مراسم تشیع اتحادیه برده شد ]

397
00:29:07,160 --> 00:29:10,121
‫[ فیلم توسط خانواده ی
آن مرحوم تهیه شده است ]

398
00:29:12,082 --> 00:29:13,250
‫اون آدم ها دارن چی کار میکنن؟

399
00:29:13,333 --> 00:29:18,129
‫اعضای اتحادیه ی شرکت دارن
‫جسد رهبر مرحوم اتحادیه رو میبرن،

400
00:29:18,213 --> 00:29:20,257
‫تا اونها نتونن مراسم
تشیع اتحادیه رو انجام بدن.

401
00:29:30,851 --> 00:29:32,477
‫یک بار به پاساژ گئومگا هم اومدن.

402
00:29:34,020 --> 00:29:35,522
‫علامت چاقوی گورکا.

403
00:29:36,064 --> 00:29:38,441
‫درسته، راجع بهشون شنیدم.

404
00:29:39,025 --> 00:29:41,444
‫ظاهراً رحم و مروت سرشون نمیشه.

405
00:29:41,528 --> 00:29:43,780
‫و الان اونها عضو اتحادیه ی شرکتن؟

406
00:29:44,364 --> 00:29:46,449
‫نصف اعضاشون اراذلی مثل اونها هستن.

407
00:29:47,033 --> 00:29:50,036
‫ولی این مراسم تشیع اتحادیه ای
‫که چند دقیقه قبل گفتین چی؟

408
00:29:51,037 --> 00:29:52,581
‫همون طور که ازش مشخصه،

409
00:29:52,664 --> 00:29:56,293
‫مراسم تشیع بزرگیه که تمام اعضای
‫اتحادیه صنایع شیمیایی بابل درش شرکت میکنن.

410
00:29:56,376 --> 00:29:59,921
‫برای افزایش روحیه ی اتحادیه
‫خبرگزاری ها هم پوشش میدن.

411
00:30:00,547 --> 00:30:02,757
‫اونها نمیذارن که مراسم برگزار بشه

412
00:30:02,841 --> 00:30:05,594
‫تا روحیه اتحادیه پایین بمونه.

413
00:30:05,677 --> 00:30:09,639
‫ووسانگ باید با خودش فرض کرده باشه
‫چون شاهد کلیدی من، رهبر اتحادیه مرده

414
00:30:09,723 --> 00:30:13,268
‫من احضار رئیس
‫جانگ هان سوک رو به عقب میندازم.

415
00:30:13,351 --> 00:30:16,104
‫پس بیاین حالشون رو بگیریم.
‫باید اون احضار کنیم.

416
00:30:16,187 --> 00:30:18,106
‫ولی من مدرک موثقی ندارم.

417
00:30:19,399 --> 00:30:22,402
‫اونها از روش هایی که حتی فکرش رو هم
‫نمی تونم بکنم جلوی روند تحقیق رو میگیرن.

418
00:30:22,861 --> 00:30:26,239
‫برای همین واقعاً به
‫شهادت رهبر اتحادیه احتیاج دارم.

419
00:30:27,240 --> 00:30:29,159
‫از چوی میونگ هی بازجویی کردین؟

420
00:30:29,242 --> 00:30:30,368
‫البته.

421
00:30:30,452 --> 00:30:31,828
‫ذره ای تغییر نکردی.

422
00:30:31,911 --> 00:30:33,705
‫باید به کشتن می دادیش؟

423
00:30:33,788 --> 00:30:35,332
‫حواست باشه چی داری میگی.

424
00:30:35,415 --> 00:30:37,625
‫چطور بدون هیچ مدرکی
جرئت میکنی بهم تهمت بزنی؟

425
00:30:37,709 --> 00:30:40,086
‫چون تو آدمی نیستی که
‫از خودت مدرکی به جا بذاری.

426
00:30:40,170 --> 00:30:41,713
‫ولی این دیگه خیلی تابلو نیست؟

427
00:30:41,796 --> 00:30:44,549
‫چطوری می تونه درست
‫بعد از غذا خوردن با تو بمیره؟

428
00:30:44,632 --> 00:30:47,677
‫من که نکشتمش! ‫راننده منگ بود.

429
00:30:48,386 --> 00:30:51,681
‫گمونم این روزها تصادفی بودن
‫اوضاع برات کافیه که یکی رو متهم کنی.

430
00:30:51,765 --> 00:30:53,141
‫تصادفی بودن؟

431
00:30:53,767 --> 00:30:56,353
‫چرا این تصادف ها
‫همش به نفع تو پیش میاد؟

432
00:30:56,436 --> 00:30:58,271
‫تو حتی نمی تونی ادعات رو ثابت کنی.

433
00:30:58,355 --> 00:31:00,648
‫زر زر اضافی تو رو دادستان نمیکنه.

434
00:31:01,316 --> 00:31:04,736
‫اگر می خوای با حس ششمت
‫جلو بری بیا برو طالع بین بشو.

435
00:31:05,653 --> 00:31:08,656
‫حتی لازم نیست ببینم.
‫می تونم خیلی واضح تصورش کنم.

436
00:31:09,324 --> 00:31:11,034
‫خدا، چقدر بدم میاد ازش.

437
00:31:11,117 --> 00:31:12,744
‫با توجه به مدارکمون،

438
00:31:12,827 --> 00:31:15,121
‫احضار کردن رئیس جانگ بی فایده ـس.

439
00:31:15,205 --> 00:31:16,539
‫منم همین فکر رو میکنم.

440
00:31:16,623 --> 00:31:18,750
‫اگر اولین پرونده ی علیه اونها نابود بشه،

441
00:31:18,833 --> 00:31:21,211
‫پنج تا پرونده ی بعدی هم نابود شدن.

442
00:31:24,172 --> 00:31:25,715
‫خودتون می دونین مردم چی میگن.

443
00:31:27,217 --> 00:31:29,219
‫همه چی به مشت اول بستگی داره، درسته؟

444
00:31:30,428 --> 00:31:32,639
‫ما سعی میکنیم به
‫روش خودمون مدرک جمع کنیم.

445
00:31:37,018 --> 00:31:38,520
‫به عنوان دادستان خجالت زده ام،

446
00:31:38,603 --> 00:31:39,979
‫ولی به کمک شما احتیاج دارم.

447
00:31:41,689 --> 00:31:45,193
‫[ جانگ هان سوک، ناظر مستقیم ویژن تیم. ]

448
00:31:46,653 --> 00:31:49,114
‫تمام فعالیت های اتحادیه ای
‫شرکت های زیر مجموعه بابل

449
00:31:49,197 --> 00:31:52,492
‫به ویژن تیم جواب پس میدن،
‫که اونم مستقیما به رئیس جواب میده.

450
00:32:00,750 --> 00:32:02,043
‫کار آسونی نیست.

451
00:32:02,127 --> 00:32:04,045
‫خیلی به رئیسشون وفادارن.

452
00:32:04,129 --> 00:32:08,007
‫درسته، آدم هایی مثل اونها،
‫از زندان رفتن نمی ترسن.

453
00:32:08,591 --> 00:32:12,095
‫پس باید چیزی ترسناک تری
‫از زندان براشون پیدا کنیم.

454
00:32:12,178 --> 00:32:16,391
‫احتمالاً اینکه بریم سراغ
‫اتحادیه ی شرکت بهتر از ویژن تیم باشه.

455
00:32:16,474 --> 00:32:17,725
‫من یک کم تحقیق کردم

456
00:32:17,809 --> 00:32:20,186
‫و فهمیدم این عوضی ها از همه بدترن.

457
00:32:20,270 --> 00:32:23,106
‫و اونها از ویژن تیم دستور میگیرن.

458
00:32:23,189 --> 00:32:25,900
‫بیاین اول بفهمیم که
‫رهبر اتحادیه ی شرکت کیه.

459
00:32:32,740 --> 00:32:33,741
‫خیلی خب.

460
00:32:33,783 --> 00:32:37,287
‫بیاین بفهمیم که
‫پادشاه این مامورها کیه.

461
00:32:37,370 --> 00:32:38,580
‫یا خدا.

462
00:32:39,581 --> 00:32:42,709
‫چرا می خواستی
‫به جای دفتر اینجا جلسه بذاریم؟

463
00:32:42,792 --> 00:32:44,961
‫دقیقاً، حرف دلم رو زدی، میشه کمکم کنی؟

464
00:32:45,044 --> 00:32:46,129
‫بذار کمکت کنم.

465
00:32:49,257 --> 00:32:51,843
‫فقط می خواستم هوای تازه بخورم.

466
00:33:07,275 --> 00:33:09,319
‫دیگه هیچ وقت روم اسلحه نکش.

467
00:33:11,070 --> 00:33:13,197
‫چون تو رو به عنوان دوستی واقعی میدیدم

468
00:33:13,281 --> 00:33:15,033
‫این دفعه رو ازش میگذرم.

469
00:33:15,116 --> 00:33:16,909
‫به خاطر اتفاقی که افتاد شرمنده ام،

470
00:33:17,577 --> 00:33:20,622
‫ولی من بیشتر از یک
‫شریک تجاری روی شما حساب میکردم.

471
00:33:21,706 --> 00:33:23,374
‫زندگیم رو نجات دادین.

472
00:33:24,959 --> 00:33:26,461
‫حرفت رو باور میکنم.

473
00:33:27,545 --> 00:33:29,714
‫لطفاً همون طور مثل قبل بهم کمک کن،

474
00:33:30,715 --> 00:33:32,091
‫تا بتونیم این قضیه رو حل کنیم.

475
00:33:49,817 --> 00:33:50,818
‫اومدین.

476
00:34:06,125 --> 00:34:07,043
‫شرمنده ام.

477
00:34:07,126 --> 00:34:10,546
‫از آخرین باری که رانندگی کردم
‫خیلی میگذره برای همین گم شدم.

478
00:34:13,341 --> 00:34:14,425
‫من

479
00:34:16,260 --> 00:34:18,054
‫تمام کاری که بهم گفتی رو انجام دادم.

480
00:34:22,308 --> 00:34:23,601
‫ولی بببین که چی شد!

481
00:34:23,684 --> 00:34:26,020
‫هیچ چیزی باب میل من پیش نرفت!

482
00:34:26,104 --> 00:34:29,232
‫اون روز دقیق نشونه گیری میکردی،
‫ما مجبور نبودیم که

483
00:34:29,315 --> 00:34:32,026
‫خودت گفتی چون شات گانه
‫نیازی به نشونه گیری نیست.

484
00:34:32,110 --> 00:34:33,111
‫نگفتی؟

485
00:34:33,569 --> 00:34:34,570
‫شرمنده ام.

486
00:34:34,612 --> 00:34:37,281
‫فقط زمانش مطرحه
‫که کی برادرم من رو بکشه.

487
00:34:37,907 --> 00:34:41,035
‫یه مدتی من رو کنارش نگه میداره
‫و بعدش یک دفعه میکشه.

488
00:34:42,036 --> 00:34:44,789
‫شک دارم که این کار رو با شما بکنه.

489
00:34:45,790 --> 00:34:48,334
‫شما خانواده ـش هستین.

490
00:34:48,960 --> 00:34:51,087
‫- فراموش کردی؟ ‫- چی رو؟

491
00:34:51,170 --> 00:34:54,966
‫برادرم حتی پدر خودش رو هم کشته.

492
00:34:55,049 --> 00:34:57,218
‫- ها درسته.
 ‫- ها، درسته؟

493
00:34:58,678 --> 00:35:02,515
‫همین باعث میشه شما
‫الان تنها عضوی از خانواده ـش باشین.

494
00:35:03,349 --> 00:35:05,977
‫بیاین این طوری بهش فکر کنیم.
‫باید نیمه ی پر لیوان رو ببینیم.

495
00:35:08,813 --> 00:35:10,022
‫باشه.

496
00:35:10,106 --> 00:35:12,733
‫بیا بگیم که من شانس میارم
‫و یک جورایی زنده میمونم.

497
00:35:14,110 --> 00:35:15,695
‫حتی اگر هم زنده باشم،

498
00:35:15,778 --> 00:35:17,071
‫هیچ

499
00:35:17,822 --> 00:35:21,784
‫کاری نیست که الان بتونم بکنم، هیچی.

500
00:35:21,868 --> 00:35:25,163
‫مطمئن هستین؟ هیچی نیست؟
‫مطمئنم که باید یک چیزی باشه، فکر کنین.

501
00:35:25,955 --> 00:35:27,039
‫آره!

502
00:35:28,416 --> 00:35:30,751
‫این فرصتی برای شماست که استراحت کنین.

503
00:35:32,753 --> 00:35:34,380
‫اون وقت می تونین احمق بزرگتری بشین.

504
00:35:34,463 --> 00:35:36,632
‫- داری چی میگی؟ 
- گوش کنین.

505
00:35:36,716 --> 00:35:38,968
‫باید کاری کنیم که گاردش رو پایین بیاره.

506
00:35:39,051 --> 00:35:43,139
‫باید بهش نشون بدیم که
‫هیچ انگیزه ی درونی ندارین.

507
00:35:43,222 --> 00:35:45,349
‫تاریخ کره رو به خاطر بیارین.

508
00:35:45,433 --> 00:35:47,393
‫شاهزاده هونگ سئون برای جلوگیری از

509
00:35:47,476 --> 00:35:50,771
‫آزار و شکنجه قبیله آندونگ کیم وانمود کرد
‫که احمقه و آخرش حکمران دنیا شد!

510
00:35:51,647 --> 00:35:53,566
‫پدر پادشاه گوجونگ بود.

511
00:35:53,649 --> 00:35:56,027
‫- خودم می دونم.
‫- دقیقاً، درست مثل اون شاهزاده،

512
00:35:56,110 --> 00:35:59,238
‫شما باید تبدیل به یک احمق
‫تمام عیار بشین، همین و بس.

513
00:36:01,490 --> 00:36:04,327
‫مرتیکه عوضی
‫پول مالیات من حقوق تو رو میده.

514
00:36:04,410 --> 00:36:06,412
‫نمی تونی هیچ کاری رو درست انجام بدی؟

515
00:36:06,495 --> 00:36:08,039
‫- هی، تو.
 ‫- چیه؟

516
00:36:08,122 --> 00:36:10,291
‫بهت مگه نگفتم که برام چیز برگر بگیر؟

517
00:36:10,374 --> 00:36:11,500
‫اومدین.

518
00:36:11,584 --> 00:36:13,002
‫چه خبره؟

519
00:36:13,085 --> 00:36:15,838
‫به یکی از پیشخدمت های کافه حمله کرد،
‫برای خودش قشقرقی به پا کرد.

520
00:36:15,922 --> 00:36:17,632
‫فعلا جلوی خبرنگارها رو گرفتیم.

521
00:36:17,715 --> 00:36:18,883
‫باید همین الان ببرینش.

522
00:36:22,094 --> 00:36:23,763
‫ولم کن. ولم کن!

523
00:36:24,805 --> 00:36:27,975
‫هی، بهتون یه مقدار پول تو جیبی میدم.

524
00:36:28,059 --> 00:36:31,103
‫به هر کسی که این عوضی
ها رو زندانی کنه پول میدم.

525
00:36:31,187 --> 00:36:32,605
‫خیلی خب، بگیرینش.

526
00:36:32,688 --> 00:36:34,565
‫بگیرینش، عوضی ها.

527
00:36:37,360 --> 00:36:38,361
‫آقای جانگ.

528
00:36:41,072 --> 00:36:42,239
‫خانم چوی.

529
00:36:42,323 --> 00:36:44,784
‫خانم چوی، خوشحالم که اینجایین.

530
00:36:46,077 --> 00:36:50,539
‫از همه ی آدم های اینجا شکایت کن، ‫برام
مهم نیست که پلیسن، همه ـشون رو زندانی کن.

531
00:36:51,207 --> 00:36:55,211
‫[ رئیس جانگ هان سوک کارمند سابق ووسانگ ]

532
00:36:59,048 --> 00:36:59,882
‫[ فردا کار را شروع میکنند ]

533
00:36:59,965 --> 00:37:03,219
‫با خودش فکر کرده ستاره موسیقیه.
‫خیلی مسخره ـس.

534
00:37:03,302 --> 00:37:04,420
‫[ سبک زندگی رئیس جانگ هان سوک ]

535
00:37:04,470 --> 00:37:06,389
‫خارجی ها بهش میگن «مدیرعامل خوشتیپ».

536
00:37:07,014 --> 00:37:08,724
‫خبرنگارها امروز چه حالی کردن.

537
00:37:08,808 --> 00:37:12,144
‫این که مقاله نیست
‫ورودی مسابقه ادبی سالانه بهاره.

538
00:37:13,521 --> 00:37:15,106
‫به هر حال، این همون چیزیه که میخواستیم.

539
00:37:16,148 --> 00:37:17,733
‫فردا خودش رو آشکار میکنه.

540
00:37:19,735 --> 00:37:21,696
‫آقای جونگ تاریخی
‫برای شکایت مشخص کرده؟

541
00:37:21,779 --> 00:37:22,655
‫چی؟

542
00:37:22,738 --> 00:37:25,491
‫اونها احضارش میکنن و برای
‫فعالیت های ضد اتحادیه ای ازش بازجویی میکنن؟

543
00:37:26,033 --> 00:37:27,118
‫رئیس جانگ هان سوک؟

544
00:37:27,201 --> 00:37:31,163
‫برای اینکه جرم رو بهمون بچسبونن،
‫روز بعد از مراسم معارفه ازش بازجویی میکنن.

545
00:37:34,750 --> 00:37:37,294
‫انتظار داشتیم که بیخیال بشن.

546
00:37:38,087 --> 00:37:40,840
‫رهبر اتحادیه مرده.
‫شک دارم مدرک دیگه ای داشته باشه.

547
00:37:41,424 --> 00:37:43,175
‫خب، یکی از این چیزهاست.

548
00:37:44,510 --> 00:37:46,512
‫یا خجالت میکشه که بیخیال بشه،

549
00:37:47,638 --> 00:37:49,014
‫یا واقعاً مدرکی داره.

550
00:37:49,098 --> 00:37:52,518
‫باید قبل از اینکه رهبره رو
‫میکشتی نقشه ـش رو میکشیدی.

551
00:37:53,102 --> 00:37:54,103
‫میندازی گردن من؟

552
00:37:54,186 --> 00:37:57,231
‫گردن تو نمیندازم،
‫ای بابا، اینجوری نیست.

553
00:37:57,314 --> 00:38:00,943
‫فقط نگرانم که ممکنه اوضاع درست پیش نره.

554
00:38:02,403 --> 00:38:04,029
‫تا زمانی که

555
00:38:05,030 --> 00:38:07,241
‫وارد محل ویژن تیم نشدن،
‫برام مهم نیست.

556
00:38:07,324 --> 00:38:11,120
‫تا زمانی که مدرک محکمی
‫نداشته باشن نمی تونن حکم بگیرن.

557
00:38:11,203 --> 00:38:12,913
‫و آقای هوانگ هم نمیذاره.

558
00:38:12,997 --> 00:38:15,958
‫خب، از اونجایی که احضارش کردن
‫میذارم که چندتا عکس بگیرن.

559
00:38:17,084 --> 00:38:19,170
‫شاید فردا رفتم آرایشگاه.

560
00:38:22,798 --> 00:38:26,927
‫با اینکه می دونستی امروز
‫مراسم معارفه ی منه بازم دردسر درست کردی؟

561
00:38:30,723 --> 00:38:31,891
‫متاسفم.

562
00:38:33,642 --> 00:38:37,146
‫خیلی خوشحال بودم.
‫زیادی چیزی خوردم.

563
00:38:38,480 --> 00:38:39,773
‫لطفاً من رو ببخشین.

564
00:38:41,901 --> 00:38:43,235
‫چیزی برای بخشیدن نیست.

565
00:38:45,321 --> 00:38:48,073
‫خوبه که خود قدیمت رو میبینم.

566
00:38:49,158 --> 00:38:50,618
‫همین جوری بمون، باشه؟

567
00:38:53,537 --> 00:38:57,333
‫به نظرم من دنیا اومدم که
‫این طور بی ملاحظه زندگی کنم.

568
00:38:58,250 --> 00:38:59,960
‫- من هم احساس راحتی دارم. ‫- بیا.

569
00:39:04,924 --> 00:39:07,051
‫این نماد اتحاد برادری ماست.

570
00:39:17,478 --> 00:39:19,521
‫بیا هیچ وقت بهم خیانت نکنیم

571
00:39:20,189 --> 00:39:22,107
‫و با هم کار کنیم تا بابل
رو به حد اعلی برسونیم.

572
00:39:28,822 --> 00:39:31,075
‫باید کاری کنیم که مردم فکر کنن

573
00:39:31,158 --> 00:39:33,661
‫اگر بابل نابود بشه،
‫این کشور با خاک یکسان شده.

574
00:39:35,746 --> 00:39:36,747
‫چشم، قربان.

575
00:39:45,422 --> 00:39:46,715
‫بهت گفتم

576
00:39:48,175 --> 00:39:50,135
‫چرا از ماجرای شلیک کردن گذشتم؟

577
00:39:54,348 --> 00:39:55,474
‫اون

578
00:39:56,558 --> 00:39:59,144
‫اون واقعاً یک تصادف بود.

579
00:39:59,853 --> 00:40:02,106
‫چطور من می تونستم همچین کاری با شما بکنم؟

580
00:40:05,317 --> 00:40:06,527
‫زنده می خوامت.

581
00:40:08,112 --> 00:40:11,365
‫اگر تو بمیری، کی قراره
‫تقصیرهای کار من رو گردن بگیره؟

582
00:40:14,576 --> 00:40:18,288
‫اگر بعد از رئیس شدنم
نزدیک بود که زندان برم،

583
00:40:19,373 --> 00:40:20,958
‫تو جای من گردنت به باد میره.

584
00:40:21,875 --> 00:40:22,960
‫موافق نیستی؟

585
00:40:25,212 --> 00:40:26,213
‫بله.

586
00:40:28,340 --> 00:40:29,383
‫درسته.

587
00:40:30,259 --> 00:40:31,468
‫درسته.

588
00:40:32,928 --> 00:40:34,179
‫من به جای شما زندان میرم.

589
00:40:34,263 --> 00:40:35,848
‫درسته، قربان.

590
00:40:37,099 --> 00:40:39,301
‫می تونم بهتون اطمینان بدم که
‫کارم رو توی زندان درست انجام میدم.

591
00:40:39,351 --> 00:40:42,187
‫بله، درسته، لطفاً نگران نباشین.

592
00:40:42,980 --> 00:40:44,815
‫برای شما هر کاری میکنم.

593
00:40:50,779 --> 00:40:52,197
‫می دونستم می تونم روت حساب کنم.

594
00:40:54,283 --> 00:40:55,701
‫بیا بریم مراسم.

595
00:41:20,397 --> 00:41:30,397
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

596
00:41:55,093 --> 00:41:56,178
‫از این طرف، قربان.

597
00:41:59,681 --> 00:42:02,643
‫وایستاین، صبر کنین، بذارین من درستش کنم.

598
00:42:03,268 --> 00:42:04,853
‫شونه هاتون رو صاف کنین، قربان.

599
00:42:04,937 --> 00:42:07,564
‫- بابل از امروز با رهبری
‫- لبخند بزنن.

600
00:42:07,648 --> 00:42:09,942
‫- خنده بیشتر بهتون میاد.
‫- رئیس جانگ هان سوک

601
00:42:10,025 --> 00:42:11,276
‫دوباره متولد میشه!

602
00:42:12,236 --> 00:42:13,779
‫آدم دستپاچه میشه.

603
00:42:15,948 --> 00:42:16,949
‫وقت عکس گرفتنه.

604
00:42:27,918 --> 00:42:30,128
‫مراسم به زودی شروع میشه.
‫لطفاً برین طبقه ی بالا.

605
00:42:34,967 --> 00:42:37,761
‫شما از امروز تبدیل به
رئیس واقعی بابل میشین.

606
00:42:40,973 --> 00:42:42,265
‫تبریک میگم، قربان.

607
00:42:46,645 --> 00:42:50,440
‫همه ی اینها به لطف برادرمه که کارش رو
‫تا الان به نحو احسنت تو شرکت انجام داده.

608
00:42:52,192 --> 00:42:53,902
‫باید بریم طبقه ی بالا.

609
00:42:58,073 --> 00:42:59,408
‫بریم.

610
00:43:10,794 --> 00:43:12,337
‫آره، بیاین بریم تو کارش.

611
00:43:12,421 --> 00:43:14,423
‫رئیس جانگ هان سوک.

612
00:43:36,194 --> 00:43:39,114
‫[ ایلمیری گولد جیمداک ]

613
00:43:41,825 --> 00:43:42,868
‫این همه پنیر رو ببین.

614
00:43:52,461 --> 00:43:54,004
‫غذاشون همیشه مزه ـش عالیه.

615
00:43:56,339 --> 00:44:00,761
‫تیم ویژن بابل
‫هیچ وقت حکم تفتیش یا ضبط اسناد نگرفته.

616
00:44:00,844 --> 00:44:02,137
‫اونها همیشه به خاطر

617
00:44:02,721 --> 00:44:04,473
‫مدارک ناکافی حکمی نمیگرن.

618
00:44:04,556 --> 00:44:08,143
‫برای همین آقای جونگ اینقدر ناراحته،
‫چون باید همون ها رو به دادگاه بکشونه.

619
00:44:08,226 --> 00:44:10,312
‫اگر می تونست دفترشون رو بگرده،

620
00:44:10,395 --> 00:44:13,273
‫مدرکی رو پیدا میکرد که
‫اونها درگیر فعالیت های غیرقانونی هستند.

621
00:44:14,191 --> 00:44:17,402
‫باید طبق نقشه ای که ریختیم
‫برای اتحادیه ی شرکت تله بذاریم.

622
00:44:17,486 --> 00:44:19,529
‫دنبال رهبر اتحادیه ی شرکت گشتی؟

623
00:44:20,280 --> 00:44:23,617
‫آره، اون قبلاً دست راست
‫رهبر مرحوم اتحادیه بوده.

624
00:44:23,700 --> 00:44:27,329
‫ولی یک دفعه، اون به اتحادیه
‫خیانت میکنه و طرف شرکت رو میگیره.

625
00:44:28,330 --> 00:44:30,582
‫اون مشخصات کامل یک خائن رو داره.

626
00:44:31,333 --> 00:44:33,543
‫خب، من که مطمئنم اونها خریدنش.

627
00:44:33,627 --> 00:44:35,795
‫ولی کارش بیشتر از عوض کردن طرفش بوده.

628
00:44:35,879 --> 00:44:37,839
‫اون و رهبره
‫قبلاً دوست های صمیمی بودن،

629
00:44:37,923 --> 00:44:40,217
‫ولی شروع کرد به تهمت زدن های
‫الکی بر علیه رهبر اتحادیه.

630
00:44:40,300 --> 00:44:42,260
‫که این طور، دیگه ته خائن هاست طرف.

631
00:44:42,844 --> 00:44:45,055
‫رئیس ویژن تیم چطور آدمیه؟

632
00:44:45,555 --> 00:44:47,182
‫آقای پارک. ‫خانم یون.

633
00:44:48,350 --> 00:44:50,310
‫نمی تونید اینجوری کار رو از سر باز کنین.

634
00:44:51,228 --> 00:44:54,397
‫به کمال گرایی مشهوره،
‫توی کارش خیلی ریز بینه

635
00:44:54,481 --> 00:44:56,858
‫اون به ووسانگ میاد
‫و از کل وکیل ها ایراد میگیره

636
00:44:56,942 --> 00:44:59,194
‫و میگه کارشون رو از سر باز میکنن.

637
00:45:00,403 --> 00:45:03,198
‫هیچ رستوران خوبی نیست؟
‫بیاین بریم یک غذای ارزون بخوریم.

638
00:45:03,281 --> 00:45:04,699
‫سلام، قربان.

639
00:45:05,992 --> 00:45:07,744
‫آها، سلام آقای پارک.

640
00:45:07,827 --> 00:45:09,829
‫- همین الان غذا رو سفارش بدین.
‫- چشم.

641
00:45:09,913 --> 00:45:14,626
‫و مهم تر از همه
‫مثل سگ گلدن اون وفاداره.

642
00:45:15,210 --> 00:45:18,588
‫خائن ها و زیر دست های وفادار
‫بهترین روابط رو دارن.

643
00:45:18,672 --> 00:45:21,925
‫چطوری می تونن رابطه ی خوبی داشته باشن؟

644
00:45:22,008 --> 00:45:25,095
‫زیر دست های وفادار بزرگترین ترسشون
‫از دست دادن اعتماد رئیسشونه.

645
00:45:25,762 --> 00:45:28,223
‫و رئیس ها هم بیشتر از
همه از خائن ها میترسن.

646
00:45:28,306 --> 00:45:32,227
‫جلوگیری از خیانت هم
‫مهم ترین مسئولیت زیردست های وفاداره.

647
00:45:33,478 --> 00:45:37,357
‫و وقتی که خیانتی پیش میاد،
‫زیردست های وفادار ضعفشون رو نشون میدن.

648
00:45:37,440 --> 00:45:39,693
‫و ما هم باید از اون فرصت استفاده کنیم.

649
00:45:39,776 --> 00:45:42,821
‫این چیزها رو که تو مدرسه
‫به شما یاد ندادن، مگه نه؟

650
00:45:42,904 --> 00:45:45,282
‫ماهی سیصد هزار وون
‫میگیرم برات تدریس میکنم.

651
00:45:45,365 --> 00:45:48,034
‫- نه، حداقل چهارصد هزار وون میگیرم.
‫- نه قربونت.

652
00:45:48,118 --> 00:45:49,577
‫به جاش میرم کلاس پیلاتس.

653
00:45:51,037 --> 00:45:53,456
‫- جانگ فردا احضار میشه، درسته؟
‫- آره.

654
00:45:53,540 --> 00:45:55,959
‫ولی بیا امروز قال اون خائنه رو بکنیم.

655
00:46:13,309 --> 00:46:14,519
‫ای خدا.

656
00:46:26,948 --> 00:46:28,742
‫چیه؟ این چه کاریه؟

657
00:46:29,534 --> 00:46:30,535
‫بس کن!

658
00:46:30,618 --> 00:46:32,287
‫کی هستی؟ ولم کن.

659
00:46:32,370 --> 00:46:33,830
‫کمک!

660
00:46:40,920 --> 00:46:41,963
‫شمشیرهای دوقلوی گانگ؟

661
00:46:43,131 --> 00:46:45,925
‫واقعاً ترسوندیم، ای بابا.

662
00:46:46,593 --> 00:46:48,887
‫شمشیرهای دوقلوی گانگ.
‫تو که طرف مایی.

663
00:46:48,970 --> 00:46:52,015
‫اصلاً برای چی اینجایی؟

664
00:46:54,434 --> 00:46:57,645
‫اگر بیت باکس میزنی،
‫حرف های من رو تکرار کن.

665
00:46:57,729 --> 00:46:58,605
‫چی؟

666
00:46:58,688 --> 00:46:59,814
‫بوتس، کتس

667
00:47:01,399 --> 00:47:02,692
‫بوتس، کتس

668
00:47:02,776 --> 00:47:03,860
‫بوتس، کتس

669
00:47:03,943 --> 00:47:05,320
‫بوتس، کتس

670
00:47:05,403 --> 00:47:07,572
‫- بوتس، کتس. 
‫- بوتس، کتس.

671
00:47:07,655 --> 00:47:09,616
‫- بوتس، کتس. ‫- بوتس، کتس.

672
00:47:09,699 --> 00:47:11,326
‫- بوتس، کتس.
 ‫- بوتس، کتس.

673
00:47:11,409 --> 00:47:13,161
‫بوتس، کتس.

674
00:47:15,580 --> 00:47:16,998
‫...کتس.

675
00:47:40,897 --> 00:47:41,898
‫چی شده؟

676
00:47:46,986 --> 00:47:49,155
‫مطمئنی که این سیمان سریع میگیره؟

677
00:47:49,239 --> 00:47:50,657
‫پس چرا اینقدر طول کشید؟

678
00:47:50,740 --> 00:47:52,700
‫- هی.
 ‫- مدل اشتباهی نگرفتی؟

679
00:47:52,784 --> 00:47:53,910
‫هی.

680
00:47:53,993 --> 00:47:55,954
‫سه ساعت طول میکشه.
‫شکلات که نیست.

681
00:47:56,037 --> 00:47:58,081
‫- هی. 
‫- اگر با سیمانه پرتش کنیم،

682
00:47:58,164 --> 00:47:59,457
‫برای اقیانوس بهتر نیست؟

683
00:47:59,541 --> 00:48:01,459
‫درسته، تازه
‫کوسه ها هم به نون و نوایی میرسن.

684
00:48:01,543 --> 00:48:03,836
‫- اینطوری خیر کارش هم بیشتره.
‫- هی.

685
00:48:03,920 --> 00:48:05,713
‫چرا با من اینجوری می کنین؟

686
00:48:05,797 --> 00:48:08,675
‫چرا؟ فکر میکردم که
‫شمشیر دوقلوی گانگ مثل خانواده میمونه.

687
00:48:14,681 --> 00:48:15,723
‫خانواده و زهر مار.

688
00:48:15,807 --> 00:48:17,392
‫چطوری ما خانواده ی توئیم؟

689
00:48:17,475 --> 00:48:19,269
‫چطوریه که یک زن تو گروهه؟

690
00:48:19,352 --> 00:48:21,312
‫زن ها نمی تونن جزو گروه ها باشن؟

691
00:48:21,396 --> 00:48:22,939
‫مرتیکه ی مرد سالار.

692
00:48:23,022 --> 00:48:24,065
‫ببخشید.

693
00:48:24,816 --> 00:48:28,194
‫ولی باز هم،
‫باید یک سو تفاهمی شده باشه.

694
00:48:28,278 --> 00:48:30,196
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

695
00:48:30,280 --> 00:48:33,950
‫به اعضای اتحادیه
‫خیانت کردی و اذیتشون کردی.

696
00:48:34,033 --> 00:48:38,162
‫به رئیس اتحادیه تهمت اختلاس و تعرض زدی.

697
00:48:38,246 --> 00:48:41,374
‫حتی باعث شدی یکی از اونها خودکشی کنه.

698
00:48:41,457 --> 00:48:43,710
‫شانس آوردی که من
‫یک ورزشکار هنرهای رزمی واقعیم.

699
00:48:43,793 --> 00:48:46,212
‫وگرنه، له شده بودی.

700
00:48:47,463 --> 00:48:48,464
‫پس تو هنرمندی؟

701
00:48:50,133 --> 00:48:51,509
‫نه، هنرهای رزمی.

702
00:48:51,592 --> 00:48:53,886
‫اگر توی دوره ی استعمار ژاپنی ها بودی،

703
00:48:53,970 --> 00:48:55,638
‫کشورت رو میفروختی.

704
00:48:55,722 --> 00:48:58,516
‫اینقدر تابلوئه؟
‫بابا بزرگم طرفدار ژاپن بود.

705
00:48:59,309 --> 00:49:01,394
‫پس اجدادت هم خائن بودن.

706
00:49:02,812 --> 00:49:03,855
‫سیمان سفت شد.

707
00:49:05,440 --> 00:49:06,441
‫چیه؟

708
00:49:06,524 --> 00:49:07,859
‫- محاله. 
‫- بالاخره.

709
00:49:08,443 --> 00:49:10,194
‫- آماده ـس؟
 ‫- آره، گرفته.

710
00:49:10,278 --> 00:49:11,195
‫صبر کنین.

711
00:49:11,279 --> 00:49:13,781
‫قضیه شخصی نیست. ‫ماموریم و معذور.

712
00:49:13,865 --> 00:49:15,199
‫صبر کنین، وایستین.

713
00:49:15,783 --> 00:49:17,910
‫ولی کی بهتون گفته این کار رو با من بکنین؟

714
00:49:17,994 --> 00:49:21,289
‫تابلو نیست؟
‫گمونم دیگه لازمت ندارن.

715
00:49:21,372 --> 00:49:23,374
‫اون عوضی های بابل

716
00:49:24,500 --> 00:49:26,210
‫باید حالا اونها رو بهم بچسبونیم؟

717
00:49:26,294 --> 00:49:27,462
‫چی؟

718
00:49:27,545 --> 00:49:28,629
‫بریم تو کارش.

719
00:49:28,713 --> 00:49:30,006
‫- صبر کنین، وایستین.
‫- چیه؟

720
00:49:30,089 --> 00:49:32,425
‫- دارین چی کار میکنین؟
‫- تکون نخورین.

721
00:49:32,508 --> 00:49:33,593
‫- صبر کنین. ‫- بریم.

722
00:49:33,676 --> 00:49:35,595
‫- بگیرینش.
 ‫- وایستا، صبر کن.

723
00:49:35,678 --> 00:49:38,681
‫لطفاً از جونم بگذرین.
‫هر کاری که بخواین انجام میدم.

724
00:49:38,765 --> 00:49:40,433
‫خواهش میکنم، هر کاری که بخواین میکنم.

725
00:49:40,516 --> 00:49:42,101
‫تو اینقدرها هم پولدار نیستی.

726
00:49:42,185 --> 00:49:43,436
‫نه، جورش میکنم!

727
00:49:43,519 --> 00:49:46,439
‫از تمام مغزم استفاده میکنم تا
‫چیزی که میخواین رو براتون فراهم کنم.

728
00:49:46,522 --> 00:49:48,941
‫انگار که مغزش چقدر هم به درد میخوره.
‫ببندینش به بشکه.

729
00:49:49,025 --> 00:49:50,318
‫- چی؟ نه.
 ‫- ببندینش.

730
00:49:50,401 --> 00:49:52,320
‫- سیمان واقعیه.
 ‫- بندازینش تو.

731
00:49:52,403 --> 00:49:54,572
‫- چرا دارین این کار رو با من میکنین؟
‫- یک، دو، سه.

732
00:49:54,655 --> 00:49:55,948
‫- نه!
 ‫- یک، دو.

733
00:49:56,032 --> 00:49:57,366
‫- یک، دو، سه.
 ‫- بیا بریم!

734
00:49:57,450 --> 00:49:58,743
‫- ببندینش.
 ‫- کمک!

735
00:49:58,826 --> 00:49:59,869
‫- یکی کمکم کنه!
 ‫- هی.

736
00:49:59,952 --> 00:50:01,120
‫- آفرین.
 ‫- خدایا!

737
00:50:01,204 --> 00:50:03,498
‫دارم میمیرم!

738
00:50:03,581 --> 00:50:05,708
‫- ببندینش.
 ‫- ای خدا.

739
00:50:05,792 --> 00:50:07,376
‫- یک، دو، سه.
 ‫- کلمات تو

740
00:50:07,460 --> 00:50:08,669
‫- آرامش بخش... 
‫- بلندش کنین.

741
00:50:08,753 --> 00:50:10,004
‫صبر کنین.

742
00:50:16,219 --> 00:50:18,888
‫از مرکز دستوراتی گرفتی؟

743
00:50:18,971 --> 00:50:21,015
‫مثل این که باید اتحادیه رو نابود کنی؟

744
00:50:21,099 --> 00:50:24,477
‫البته،
هر روز صبح بهم ایمیل میزنن که چیکار کنم.

745
00:50:24,560 --> 00:50:25,895
‫- راست میگی؟
 ‫- آره.

746
00:50:25,978 --> 00:50:28,231
‫- داری بهم راستش رو میگی؟ 
‫- آره.

747
00:50:28,314 --> 00:50:29,649
‫خیلی خب.

748
00:50:30,983 --> 00:50:32,068
‫همه، جمع بشین.

749
00:50:32,151 --> 00:50:33,569
‫- یک، دو، چشم!
 ‫- یک، دو، چشم!

750
00:50:43,037 --> 00:50:44,330
‫روانی ها!

751
00:50:49,502 --> 00:50:51,629
‫کمک، یکی کمکم کنه!

752
00:50:53,923 --> 00:50:56,425
‫گفتی که هر کاری که
‫بهت بگیم میکنی، مگه نه؟

753
00:50:56,509 --> 00:50:57,760
‫معلومه.

754
00:51:00,263 --> 00:51:01,472
‫قبوله.

755
00:51:09,939 --> 00:51:12,567
‫[ تیم ویژن ‫رئیس پارک چان کی ]

756
00:51:12,650 --> 00:51:14,235
‫چی؟ دو میلیارد وون؟

757
00:51:14,318 --> 00:51:16,404
‫آره، دو میلیارد وون.

758
00:51:17,196 --> 00:51:18,364
‫بدون مالیات.

759
00:51:20,366 --> 00:51:22,702
‫فکر کردی که داری با کی حرف میزنی؟

760
00:51:23,452 --> 00:51:26,205
‫چی کاره؟
‫خودت میفهمی داری چی میگی؟

761
00:51:26,289 --> 00:51:27,707
‫دیالوگ تکراری بود.

762
00:51:30,418 --> 00:51:32,795
‫تو به افرادت دستور دادی
‫من رو بکشن، مگه نه؟

763
00:51:32,878 --> 00:51:35,339
‫- داری چی میگی؟ 
‫- حالا هر چی.

764
00:51:35,423 --> 00:51:39,635
‫تا فردا برام دو میلیارد وون رو نقداً میاری.

765
00:51:39,719 --> 00:51:40,636
‫اگر این کار رو نکنی،

766
00:51:40,720 --> 00:51:44,140
‫من هر دستوری که ویژن تیم گرفتم
‫و تمام کارهای غیرقانونی شما رو

767
00:51:44,223 --> 00:51:48,519
‫لو میدم!
‫از خود تو هم شروع میکنم.

768
00:51:48,603 --> 00:51:49,687
‫همه ـش رو.

769
00:51:50,354 --> 00:51:53,357
‫آقای نام، آروم باش،
‫بیا راجع بهش حرف بزنیم.

770
00:51:53,441 --> 00:51:55,943
‫نه، نیازی به این کار نیست.

771
00:51:56,986 --> 00:51:58,904
‫هر وقت پول رو داشتی بهم زنگ بزن. خداحافظ.

772
00:52:02,325 --> 00:52:05,119
‫- بیا بخور. 
‫- عالی بود، دمت گرم.

773
00:52:05,202 --> 00:52:06,704
‫- دمت گرم! 
‫- آفرین!

774
00:52:06,787 --> 00:52:08,873
‫- دمت گرم! 
- دمت گرم!

775
00:52:10,875 --> 00:52:12,793
‫عوضی

776
00:52:14,837 --> 00:52:16,464
‫بهتون نگفتم

777
00:52:16,547 --> 00:52:19,008
‫آزادم کنین چیز بیشتری گیرتون میاد؟

778
00:52:19,091 --> 00:52:22,762
‫موکل من سهمش رو توی معامله انجام داد.

779
00:52:29,435 --> 00:52:30,436
‫این چیه؟

780
00:52:30,478 --> 00:52:32,021
‫تیم ویژن این رو به

781
00:52:32,104 --> 00:52:35,775
‫رهبر اتحادیه ایمیل کرده که
‫اعضای اتحادیه رو در تنگنا قرار بده.

782
00:52:38,903 --> 00:52:40,863
‫[ برنامه های ضد اتحادیه ای گروه بابل ]

783
00:52:41,447 --> 00:52:43,824
‫- چطوری این رو گیر آوردین؟
‫- این برای گرفتن حکم تفتیش

784
00:52:43,908 --> 00:52:46,827
‫و ضبط اسناد تیم ویژن
‫بیشتر از حد کفایتم هست، درسته؟

785
00:52:53,459 --> 00:52:54,668
‫آره.

786
00:52:54,752 --> 00:52:56,754
‫با این سند، این کار شدنیه.

787
00:52:59,090 --> 00:53:01,634
‫قبل از رفتن به دفترشون
‫یک درخواست دیگه هم ازتون دارم.

788
00:53:21,237 --> 00:53:23,781
‫به نظرم خلافکار بودن
‫بیشتر از وکیل بودن بهم میاد.

789
00:53:23,864 --> 00:53:28,619
‫به منم همین طور.
‫آدرنالینم رسیده به سقف.

790
00:53:28,702 --> 00:53:30,246
‫باهات بیام ایتالیا

791
00:53:30,329 --> 00:53:31,997
‫- و مشاور بشم؟
 ‫- غذات رو بخور.

792
00:53:32,081 --> 00:53:33,666
‫- منم همین طور.
 ‫- منم همین طور.

793
00:53:33,749 --> 00:53:36,669
‫- منم برم؟
‫- عالیه، باید همه ـمون بریم، منم هستم.

794
00:53:36,752 --> 00:53:39,213
‫عضو عالی توی مافیا میشم، مگه نه؟

795
00:53:39,296 --> 00:53:40,297
‫لطفاً غذات رو بخور.

796
00:53:40,923 --> 00:53:43,300
‫بحث استعداد باشه،
‫به نظرم من از همه ی آدم های اینجا بهترم.

797
00:53:43,384 --> 00:53:44,760
‫منظورم اینه، با توجه به کارم

798
00:53:45,886 --> 00:53:47,096
‫به نکته ی خوبی اشاره کردی.

799
00:53:49,181 --> 00:53:52,935
‫اگر یک روزی ایتالیا رفتین،
‫می خواین که پاشیدن خون خوک رو امتحان کنین؟

800
00:53:54,603 --> 00:53:55,980
‫خون خوک؟

801
00:53:56,772 --> 00:53:57,773
‫اون چیه؟

802
00:53:58,190 --> 00:54:01,610
‫یک رسمیه که خاندان ما
‫از 1960 داره انجامش میده.

803
00:54:01,694 --> 00:54:05,072
‫روزی که خاندان رقیب ما
‫برای رئیس جدیدشون جشن میگیره،

804
00:54:05,155 --> 00:54:06,866
‫ما عادت داریم تا خون خوک

805
00:54:07,491 --> 00:54:09,869
‫به رئیس جدید بپاشیم
‫که نشون میدیم قادر به چه کارهایی هستیم.

806
00:54:10,661 --> 00:54:11,912
‫تا ترس رو توی وجودشون بندازیم.

807
00:54:14,248 --> 00:54:17,126
‫یه خورده بی رحمیه.
‫باید بوی بدی بده.

808
00:54:17,960 --> 00:54:20,796
‫من هم خوشم نمیاد.
‫زیادی وحشیانه ـس.

809
00:54:20,880 --> 00:54:24,008
‫ولی دوست دارم یک بار ببینم.
‫به نظر چیز عجیب و غریبی میاد.

810
00:54:24,091 --> 00:54:25,217
‫من هم خوشم نمیاد.

811
00:54:25,968 --> 00:54:27,803
‫چرا آخه خون بپاشن؟

812
00:54:30,472 --> 00:54:31,473
‫بیا.

813
00:54:36,103 --> 00:54:38,188
‫این رو بخور و بگیر بخواب.

814
00:54:38,939 --> 00:54:40,941
‫باید من خوب بخوابم، باشه؟

815
00:54:46,572 --> 00:54:48,324
‫میفهمی که چی میگم؟

816
00:54:49,450 --> 00:54:50,451
‫هوم؟

817
00:54:56,415 --> 00:54:58,292
‫اگر واقعاً میفهمی چی میگم.

818
00:54:59,627 --> 00:55:02,921
‫مطمئن شو که این لطف رو یک روزی جبران میکنی.

819
00:55:03,005 --> 00:55:04,632
‫دارم بهت غذا میدم.

820
00:55:04,715 --> 00:55:06,091
‫باشه؟

821
00:55:11,847 --> 00:55:12,848
‫بخور.

822
00:55:20,689 --> 00:55:21,690
‫خوبه.

823
00:55:48,175 --> 00:55:49,760
‫لطفاً بهمون بگین چه حسی دارین.

824
00:55:52,179 --> 00:55:55,182
‫تا جایی که بتونم
‫کاملاً همکاری میکنم.

825
00:55:56,892 --> 00:56:00,521
‫و بابل به عنوان شرکتی که عموم مردم
‫میتونن بهش اعتماد کنن برمیگرده.

826
00:56:08,195 --> 00:56:10,364
‫شما به محض معارفه ـتون احضار شدین.

827
00:56:10,447 --> 00:56:11,824
‫در این مورد چه حسی دارین؟

828
00:56:11,907 --> 00:56:13,325
‫اتهامات رو انکار میکنین؟

829
00:56:13,409 --> 00:56:16,036
‫- فعالیت های ضد اتحادیه...
‫- اخبار فوری.

830
00:56:16,120 --> 00:56:19,039
‫رئیس جانگ هان سوک از گروه بابل

831
00:56:19,123 --> 00:56:21,458
‫با لباسی مجلل طراحی شده توسط بورالرو

832
00:56:21,542 --> 00:56:24,878
‫در دفتر دادستانی حضور پیدا کرد.

833
00:56:24,962 --> 00:56:27,673
‫نظر شما در رابطه با احضار دادستانی چیه؟

834
00:56:27,756 --> 00:56:31,135
‫به نظر میرسه که دادستانی تلاش داره

835
00:56:31,218 --> 00:56:33,053
‫بر یک تاجر شایسته چیره بشه.

836
00:56:33,137 --> 00:56:35,514
‫- این روش ها دیگه قدیمی شده.
‫- درسته.

837
00:56:35,597 --> 00:56:37,432
‫فقط بهش نگاه کنین.

838
00:56:37,516 --> 00:56:40,227
‫تا حالا اصلاً تاجری
‫به باهوشی و جذبه ی اون دیدن؟

839
00:56:40,310 --> 00:56:43,272
‫درسته، مهم تر از همه چیز
‫اون خیلی خوشتیپه.

840
00:56:43,355 --> 00:56:47,526
‫تاجری خوشتیپ، باجذبه و باهوش.

841
00:56:47,609 --> 00:56:48,986
‫علاوه بر اینها،

842
00:56:49,069 --> 00:56:53,657
‫اون ورزشکار، و تیراندازی حرفه ای
‫و هنرمندی فوق العاده ـس.

843
00:56:53,740 --> 00:56:55,534
‫- به عبارتی دیگه، اون...
‫- یا خدا.

844
00:56:55,617 --> 00:56:59,413
‫ببین چجوری دارن پاچه خواری میکنن.
‫دیگه زیادی نیست؟

845
00:56:59,496 --> 00:57:03,041
‫همه ـشون هم دارن یک چیزی رو میگن.
‫همه دروغ، همه حرف الکی.

846
00:57:03,125 --> 00:57:05,961
‫هیچ ارتباطی بین پیشرفت رسانه ها

847
00:57:06,044 --> 00:57:07,504
‫و افشای حقیقت وجود نداره.

848
00:57:07,588 --> 00:57:09,798
‫چند وقت قبل،
‫خودم از رسانه ها به نفع خودم استفاده کردم.

849
00:57:10,924 --> 00:57:11,842
‫درست میگی.

850
00:57:11,925 --> 00:57:15,637
‫این روزها اینترنت
‫گول زدن مردم رو خیلی راحت کرده.

851
00:57:15,721 --> 00:57:18,599
‫برای همینه که توی اینترنت
‫من فقط دو تا چیز رو باور دارم.

852
00:57:19,224 --> 00:57:20,976
‫آب و هوا و ساعت.

853
00:57:46,126 --> 00:57:48,503
‫قبل از رفتن به دفترشون
‫یک درخواست دیگه هم ازتون دارم.

854
00:57:49,129 --> 00:57:50,547
‫چی هست؟

855
00:57:51,173 --> 00:57:55,010
‫کاری کنین که ووسانگ و بابل
‫بفهمن قراره به دفتر حمله بشه.

856
00:57:55,594 --> 00:57:57,429
‫- جانم؟ 
‫- می خوایم که تیم ویژن

857
00:57:57,512 --> 00:57:59,723
‫پرونده ها رو یک جای دیگه بفرستن.

858
00:57:59,806 --> 00:58:01,808
‫اون وقت چیزی که دستمون رو نمیگیره.

859
00:58:03,810 --> 00:58:04,978
‫هدف ما

860
00:58:06,063 --> 00:58:08,357
‫به دست آوردن مدارک
‫فعالیت های ضد اتحادیه ای نیست.

861
00:58:09,483 --> 00:58:12,736
‫اثبات این موضوعه که
‫رئیس جانگ کسی بوده که دستورات

862
00:58:12,819 --> 00:58:14,321
‫فعالیت های ضد اتحادیه ای رو داده.

863
00:58:17,866 --> 00:58:19,493
‫من تضمین میکنم.

864
00:58:20,619 --> 00:58:22,829
‫امشب ساعت هفت شب،

865
00:58:22,913 --> 00:58:28,669
‫آقای جانگ برای رهبران جوان
‫این کشور سخنرانی میکنن.

866
00:58:29,211 --> 00:58:31,713
‫روی 10 هزار وون شرط میبندم
‫که قبل از سخنرانیش

867
00:58:32,422 --> 00:58:34,174
‫از اینجا بره.

868
00:58:44,893 --> 00:58:46,728
‫اقای جونگ.

869
00:58:47,396 --> 00:58:49,648
‫خوب شما هم شوخ طبع شدین.

870
00:58:50,732 --> 00:58:52,150
‫خیلی ممنون.

871
00:58:55,946 --> 00:58:57,864
‫شما ما رو آوردین اینجا.
‫چرا اینقدر ساکتین؟

872
00:58:59,574 --> 00:59:00,742
‫شما دستورات

873
00:59:00,826 --> 00:59:02,786
‫فعالیت های ضد اتحادیه ای رو دادین، درسته؟

874
00:59:02,869 --> 00:59:04,538
‫حتی اون موقعی که توی ووسانگ بودین.

875
00:59:06,998 --> 00:59:08,250
‫اون همچین کاری نکرده.

876
00:59:08,333 --> 00:59:09,793
‫که این طور.

877
00:59:12,712 --> 00:59:14,172
‫یه کم غذا میخواین؟

878
00:59:16,716 --> 00:59:18,760
‫می تونیم بخوریم.
‫غذای خوبی اینجا دارن.

879
00:59:19,636 --> 00:59:20,637
‫حتماً.

880
00:59:28,437 --> 00:59:30,730
‫[ در حال جلسه ]
‫[ رئیس تیم ویژن پارک چان کی ]

881
00:59:39,281 --> 00:59:40,490
‫بله، آقای پارک.

882
00:59:41,116 --> 00:59:42,117
‫بله.

883
00:59:42,951 --> 00:59:43,952
‫چی؟

884
00:59:43,994 --> 00:59:44,995
‫[ تیم ویژن 4 ]

885
00:59:45,078 --> 00:59:46,246
‫هی، دست بجنبونین.

886
00:59:47,289 --> 00:59:48,206
‫عجله کنین.

887
00:59:48,290 --> 00:59:49,791
‫تکون بخورین دیگه!

888
00:59:49,875 --> 00:59:51,501
‫وقت نداریم که پاره ـشون کنیم.

889
00:59:51,585 --> 00:59:53,962
‫همه ی پرونده ها رو بردارین
‫و بذارین توی ماشین آقای لی.

890
00:59:54,045 --> 00:59:55,380
‫- زود باشین.
 ‫- چشم، قربان.

891
00:59:55,464 --> 00:59:56,548
‫زودتر!

892
00:59:57,257 --> 00:59:58,842
‫[ طرح تجاری ] ‫[ بابل ]

893
00:59:58,925 --> 01:00:00,135
‫با این چی کار کنم؟

894
01:00:04,848 --> 01:00:06,558
‫[ هزینه های نشریه ]
‫[ درامدها و هزینه ها ]

895
01:00:27,662 --> 01:00:30,332
‫اون تو آسانسور شماره دوئه.
‫تکرار میکنم، آسانسور دو.

896
01:00:38,590 --> 01:00:39,758
‫صبر کنین!

897
01:00:43,637 --> 01:00:46,097
‫تا حالا شما رو ندیدم، کی هستین؟

898
01:00:50,727 --> 01:00:53,396
‫اگر خودتون رو معرفی نکنین،
‫زنگ میزنم به پلیس.

899
01:00:53,980 --> 01:00:56,149
‫اسمم نام جا سونگه.

900
01:00:56,232 --> 01:00:57,651
‫از طرف وانگسیمنی هستم.

901
01:00:59,402 --> 01:01:00,820
‫[ سرویس بین المللی امنیت اطلاعات. ]

902
01:01:06,743 --> 01:01:08,703
‫بالا دستی ها بهمون گفتن اینجا باشیم

903
01:01:08,787 --> 01:01:11,331
‫تا از تیم ویژن محافظت کنیم.

904
01:01:17,796 --> 01:01:18,922
‫جعلی نیست؟

905
01:01:19,005 --> 01:01:20,966
‫پس چرا بهشون زنگ نمیزنی
‫و از خودشون نمی پرسی؟

906
01:01:21,049 --> 01:01:24,719
‫اگر من حقیقت رو دارم میگم
‫این میشه جلوگیری از انجام کار نیروی امنیتی.

907
01:01:28,598 --> 01:01:31,017
‫از طرف بخش وانگسیمنی هستیم!

908
01:01:31,101 --> 01:01:32,644
‫بیا بریم، تازه کار.

909
01:01:36,606 --> 01:01:38,775
‫پات رو بذاری جلوی وانگسیمنی
‫خودم از خجالتت در میام.

910
01:01:53,623 --> 01:01:55,375
‫میشه لطفاً طبقه اول زیر زمین رو برام بزنین؟

911
01:02:01,965 --> 01:02:03,425
‫خودتون که میرین طبقه سوم زیر زمین.

912
01:02:40,962 --> 01:02:43,840
‫دستشویی داری؟ ‫یا سوار دنبالته؟

913
01:02:43,923 --> 01:02:45,300
‫سرت شلوغه؟

914
01:02:45,383 --> 01:02:47,051
‫- نه.
 ‫- چی رو داری قایم میکنی؟

915
01:02:47,135 --> 01:02:48,511
‫بهمون نشون بده.

916
01:02:48,595 --> 01:02:50,805
‫- بهمون نشون بده.
 ‫- هیچی نیست.

917
01:02:50,889 --> 01:02:52,474
‫- ای خدا، چه زیاده.
‫- وای خدا.

918
01:02:52,557 --> 01:02:54,642
‫- این چیه؟ ‫
- چقدر سنگینه.

919
01:02:54,726 --> 01:02:55,643
‫بذار کمکت کنم.

920
01:02:55,727 --> 01:02:57,353
‫اصلاً سنگین نیست، ‫خودم می تونم.

921
01:02:57,437 --> 01:02:59,481
‫ای خدا، سنگینه ها.

922
01:02:59,564 --> 01:03:02,484
‫چطوری با اینها تو میدویی؟

923
01:03:02,567 --> 01:03:05,153
‫اشکالی نداره، می تونی بسپریشون به ما.

924
01:03:05,737 --> 01:03:09,324
‫تمام شهر امروز راجع به
‫کت و شلوار بورالرویی که

925
01:03:09,407 --> 01:03:11,075
‫رئیس جانگ امروز پوشیده بود صحبت میکننن.

926
01:03:11,159 --> 01:03:12,160
‫حتی تبدیل به

927
01:03:12,243 --> 01:03:14,913
‫- داغ ترین های دنیای مجازی شده.
‫- بفرمایید.

928
01:03:14,996 --> 01:03:16,831
‫آقای جونگ، بیخیال،
‫بیاین بریم سراغ کارمون.

929
01:03:17,874 --> 01:03:19,459
‫یا ولمون کنین بریم.

930
01:03:25,507 --> 01:03:26,591
‫بابت غذا ممنونم.

931
01:03:35,058 --> 01:03:37,227
‫یک حکم جستجو برای
‫تیم ویژن دردسر شده بود،

932
01:03:37,310 --> 01:03:39,270
‫ولی به لطف اطلاعاتی که
‫بهمون رسید ترتیبش رو دادیم.

933
01:03:45,026 --> 01:03:48,279
‫پس برای اینه که ما رو اینجا نگه داشتین.

934
01:03:48,363 --> 01:03:50,782
‫تا بتونی وارد دفتر ویژن تیم بشی.

935
01:03:51,908 --> 01:03:54,077
‫نشون بده ببینم چی داری.

936
01:03:54,160 --> 01:03:55,954
‫مطمئن نیستم چیزی گیرتون بیاد.

937
01:03:57,747 --> 01:03:59,290
‫بذارین یک سوالی ازتون بکنم.

938
01:04:00,792 --> 01:04:03,127
‫شما که تمام مدت
‫یک دادستان به درد نخور نبودی.

939
01:04:03,836 --> 01:04:05,672
‫چرا با یک عضو سابق مافیا رفیق شدی؟

940
01:04:10,260 --> 01:04:11,970
‫من با اون رفیق نشدم.

941
01:04:12,053 --> 01:04:13,721
‫فقط دارم حرف مردم رو دنبال میکنم.

942
01:04:13,805 --> 01:04:15,014
‫چی گفتی؟

943
01:04:15,098 --> 01:04:18,601
‫حرف های این روزها
‫بخشش یا صلح نیست.

944
01:04:18,685 --> 01:04:20,478
‫ریشه کن کردن و قرنطینه کردنه.

945
01:04:26,609 --> 01:04:28,444
‫راستی، سخنرانی دارین، درسته؟

946
01:04:28,945 --> 01:04:30,863
‫برین و دروغ های کثیفتون رو جار بزنین.

947
01:04:35,785 --> 01:04:38,371
‫باید غذاتون رو بخورین، بعداً وقت نمیکنین.

948
01:04:38,454 --> 01:04:40,581
‫- بهتره همه ـش رو بخورین.
‫- حتماً.

949
01:04:43,876 --> 01:04:45,086
‫من سوپ دم گاو میخورم.

950
01:04:46,004 --> 01:04:47,672
‫- سوپ دم گاو؟ ‫- بله.

951
01:04:47,755 --> 01:04:49,340
‫چرا زودتر سفارش ندادین؟

952
01:04:50,008 --> 01:04:52,010
‫میشه بازم کاکدوگی بگیرین؟

953
01:04:52,635 --> 01:04:53,761
‫اخبار فوری.

954
01:04:53,845 --> 01:04:56,097
‫رئیس جانگ هان سوک سفارش

955
01:04:56,180 --> 01:04:58,683
‫- سولونگتانگ برای شام داده.
‫- من که سایز بزرگش رو میخوام.

956
01:04:58,766 --> 01:05:00,768
‫و بازم سفارش کاکدوگی داده.

957
01:05:00,852 --> 01:05:03,604
‫همچین چیزی تا حالا سابقه نداشته.

958
01:05:03,688 --> 01:05:06,190
‫رئیس جانگ بازم کاکدوگی خواسته.

959
01:05:06,274 --> 01:05:07,942
‫این چه معنی میده؟

960
01:05:08,776 --> 01:05:11,571
‫به نظرم این روش زیرکانه ای
‫برای اطلاع دادن به مردمه

961
01:05:12,321 --> 01:05:14,365
‫که حالشون خوبه.

962
01:05:16,534 --> 01:05:17,869
‫هی، بس کنین.

963
01:05:19,454 --> 01:05:22,749
‫باید وقتی که فرصتش رو
‫داشتی پول رو آماده میکردی.

964
01:05:23,249 --> 01:05:24,625
‫اون پرونده هیچ وقت نباید فاش بشه.

965
01:05:25,334 --> 01:05:27,587
‫اگر فاش بشه، ‫کار من و تو تمومه!

966
01:05:27,670 --> 01:05:29,630
‫من نمیمیرم.

967
01:05:29,714 --> 01:05:32,550
‫دو میلیارد وون رو به جایی که میگم بیار.

968
01:05:32,633 --> 01:05:35,595
‫خودت میاری،
‫اگر چیزهایی که میگم رو عمل نکنی،

969
01:05:35,678 --> 01:05:38,181
‫این اسناد رو سریع برای دادستانی میفرستم.

970
01:05:38,264 --> 01:05:39,682
‫خب؟ ‫خداحافظ.

971
01:05:44,395 --> 01:05:46,898
‫آفرین، دمت گرم. ‫کارت خوب بود.

972
01:05:47,523 --> 01:05:48,691
‫کارم خوب بود، نه؟

973
01:05:49,317 --> 01:05:52,904
‫پس میشه بهم یه رون مرغ بدین؟

974
01:05:52,987 --> 01:05:54,447
‫از دیروز هیچی نخوردم.

975
01:05:54,530 --> 01:05:57,283
‫رونی نمونده، جوجه بدون استخون داریم.

976
01:05:58,659 --> 01:06:00,953
‫که این طور. ‫پس هر چی مونده بدین.

977
01:06:01,037 --> 01:06:03,456
‫باشه. حتماً.

978
01:06:09,170 --> 01:06:10,922
‫چه بد شد. ‫همه ـش رو خوردم.

979
01:06:11,923 --> 01:06:13,799
‫خواهش میکنم، بیخیال. فقط یک تیکه.

980
01:06:13,883 --> 01:06:15,801
‫ای خدا. خیلی دیگه نامردین!

981
01:06:15,885 --> 01:06:18,429
‫بیخیال دیگه. ‫افتاد.

982
01:06:18,513 --> 01:06:21,224
‫بیخیال، اینقدر بچه بازی در نیارین.

983
01:06:21,307 --> 01:06:24,685
‫بیخیال، من رو با غذا اذیت نکنین.
‫خدایی میگم.

984
01:06:27,772 --> 01:06:29,774
‫- نور مانیتور رو چک کن. 
‫- چشم.

985
01:06:29,857 --> 01:06:32,693
‫و مطمئن شو که تمام چراغ ها کار می کنن.

986
01:06:38,824 --> 01:06:40,117
‫میشه ازتون یک خواهشی بکنم؟

987
01:06:40,785 --> 01:06:41,911
‫جانم؟

988
01:06:42,828 --> 01:06:45,790
‫می خوام که یک جشن
‫غافلگیر کننده برای یک خانمی بگیرم.

989
01:06:47,792 --> 01:06:49,252
‫پول خوبی بابتش میدم.

990
01:06:51,796 --> 01:06:53,214
‫رئیسه.

991
01:07:04,308 --> 01:07:05,393
‫ممنون.

992
01:07:08,062 --> 01:07:09,063
‫ببخشید.

993
01:07:09,563 --> 01:07:11,732
‫[ روحیه ی شرکتی از اعتماد
به نفس و جسارت است. ]

994
01:07:21,534 --> 01:07:22,535
‫بسیار خب.

995
01:07:23,077 --> 01:07:24,578
‫مردی که همه ی حرف ها راجع به اونه.

996
01:07:26,122 --> 01:07:29,625
‫استاد من، برادر بزرگترم،

997
01:07:30,835 --> 01:07:32,378
‫و رهبر گروه بابل.

998
01:07:33,254 --> 01:07:34,463
‫رئیس جانگ هان سوک.

999
01:08:08,289 --> 01:08:10,791
‫از دیدن شما رهبران
‫آینده ی کشور، خوشحالم.

1000
01:08:10,875 --> 01:08:12,168
‫من جانگ هان سوک هستم.

1001
01:08:20,384 --> 01:08:23,220
‫آینده متعلق به هیچ کسی نیست.

1002
01:08:24,555 --> 01:08:26,515
‫هنوز نیست.

1003
01:08:26,599 --> 01:08:30,269
‫پس، کسی که اولین نفر
‫به چنگش بیاره، صاحبش میشه.

1004
01:08:31,020 --> 01:08:33,230
‫ولی اگر آینده ی اشتباهی رو انتخاب کنین،

1005
01:08:33,314 --> 01:08:34,690
‫نابود میشین.

1006
01:08:37,735 --> 01:08:39,069
‫کی این متن رو نوشته؟

1007
01:08:40,613 --> 01:08:42,698
‫برای اینکه آینده ی عالی برای خودمون بسازیم،

1008
01:08:43,491 --> 01:08:46,076
‫باید در همین لحظه از خودتون مطمئن بشین.

1009
01:08:46,660 --> 01:08:48,662
‫و باید جسور باشین.

1010
01:08:49,330 --> 01:08:50,664
‫ممنون.

1011
01:08:50,748 --> 01:08:55,127
‫و بابل دوباره یک قدم
‫جسورانه ی دیگه برمیداره.

1012
01:08:56,128 --> 01:09:00,090
‫صنایع شیمیایی بابل
‫در حال تولید باتری های انقلابیه.

1013
01:09:00,883 --> 01:09:03,260
‫و زمانی که در ظرف دو
سال این توسعه کامل بشه،

1014
01:09:03,886 --> 01:09:06,263
‫ما به بازارهای ماشین
های الکتریکی وارد میشیم.

1015
01:09:08,557 --> 01:09:11,685
‫این چشم انداز بابل موتورز،
‫رهبر آینده ی ماست.

1016
01:09:12,269 --> 01:09:13,270
‫بیاین یک نگاهی بندازیم.

1017
01:09:23,155 --> 01:09:24,907
‫[ بابل موتورز ]
‫[ نمادی جدید برای آینده ]

1018
01:09:24,990 --> 01:09:27,701
‫این چیه؟ چطوری فقط 300 میلیون وون آوردی؟

1019
01:09:28,953 --> 01:09:31,872
‫این تمام چیزیه که تونستم فعلاً جور کنم.

1020
01:09:31,956 --> 01:09:35,668
‫واقعاً که،
تو رهبر قدرتمند تیم ویژن گروه بابلی.

1021
01:09:35,751 --> 01:09:37,253
‫- به نظر میاد اشتباهی شده.
‫- چرا تو

1022
01:09:37,336 --> 01:09:39,421
‫پس نمی تونم بهت مدرکی که دارم رو بدی.

1023
01:09:40,005 --> 01:09:41,549
‫- چی؟ ‫- همین الان بدش من.

1024
01:09:41,632 --> 01:09:43,384
‫لطفاً به من توجه کنین.

1025
01:09:43,467 --> 01:09:44,843
‫خیلی اوضاع خرابه.

1026
01:09:45,594 --> 01:09:47,763
‫- مسئولین جلسه کجان؟
‫- داریم میگردیم.

1027
01:09:47,846 --> 01:09:49,598
‫- زود باش و بررسی کن.
‫- مسئول برگزاری کجاست؟

1028
01:09:50,432 --> 01:09:53,602
‫شنیدم که اسناد فعالیت های
‫ضد اتحادیه ای خیلی جدین.

1029
01:09:53,686 --> 01:09:56,397
‫اگر سعی کنی سر این کار
‫مسخره بازی در بیاری، زندگیت تمومه.

1030
01:09:56,480 --> 01:09:59,358
‫من؟ نه، من این کار رو نمیکنم.

1031
01:09:59,441 --> 01:10:02,403
‫من فقط عضو اتحادیه ی صنایع شیمیایی بابلم.

1032
01:10:02,486 --> 01:10:03,696
‫زندگی من تموم نمیشه.

1033
01:10:03,779 --> 01:10:06,490
‫تو رهبر تیم ویژن هستی.
‫همه چی گردن توئه.

1034
01:10:06,574 --> 01:10:10,119
‫به خاطر کارهایی که کردی
‫زندگی تو تمومه.

1035
01:10:10,202 --> 01:10:11,870
‫این قضیه از طرف من نبود.

1036
01:10:11,954 --> 01:10:14,582
‫فقط کاری که رئیس میگه رو انجام میدم.

1037
01:10:14,665 --> 01:10:16,292
‫به من ربطی نداره.

1038
01:10:16,375 --> 01:10:18,002
‫رئیس دستور داده؟

1039
01:10:18,085 --> 01:10:19,295
‫گوش کن.

1040
01:10:19,378 --> 01:10:21,630
‫- توئه...
 ‫- دارین چی کار میکنین؟

1041
01:10:21,714 --> 01:10:23,090
‫خاموشش کنین!

1042
01:10:23,841 --> 01:10:26,468
‫بهتره که انگشتتون از اون دکمه دور بمونه.

1043
01:10:26,552 --> 01:10:27,845
‫من فقط عروسک خیمه شب بازی اونم!

1044
01:10:27,928 --> 01:10:30,431
‫اسمش رو بردن.
‫همین الان جلوش رو بگیر.

1045
01:10:31,307 --> 01:10:33,267
‫- بهم بگو.
 ‫- اون رو نمی دونم.

1046
01:10:33,350 --> 01:10:34,560
‫می خوای چی کار کنی؟

1047
01:10:37,062 --> 01:10:40,024
‫صبر کن، نمی دونم چرا داری این کار رو میکنی.

1048
01:10:41,275 --> 01:10:43,569
‫بیخیال، ‫راجع بهش حرف زدیم.

1049
01:10:43,652 --> 01:10:45,195
‫ذرت بو داده ی شیرین میخواستم.

1050
01:10:45,279 --> 01:10:47,865
‫ای بابا، ذرت بو داده ی معمولی بهتره.

1051
01:10:47,948 --> 01:10:49,950
‫یا میتونی بری ازش پول بخوای.

1052
01:10:50,034 --> 01:10:52,202
‫پس چرا اصلاً از من پرسیدی که چی میخوام؟

1053
01:10:52,286 --> 01:10:53,412
‫جفت ما مردیم.

1054
01:10:53,495 --> 01:10:54,913
‫- خانم هونگ.
‫- باشه، بذار بمیریم.

1055
01:10:54,997 --> 01:10:57,416
‫برای جبرانش بهت یک چیز جالب نشون میدم.

1056
01:10:57,499 --> 01:11:00,794
‫به اندازه ی یک تلوزیون 8k وضوح تصویر داره.

1057
01:11:01,587 --> 01:11:04,298
‫تا همین جاش هم نظرم جلب شده.
‫بازم هست؟

1058
01:11:04,381 --> 01:11:05,883
‫خودت گفتی میخوای ببینی.

1059
01:11:05,966 --> 01:11:07,551
‫- تو اول میری.
 ‫- تو اول میری.

1060
01:11:07,634 --> 01:11:10,262
‫نه، تو اول برو، عوضی!

1061
01:11:12,097 --> 01:11:13,599
‫هان سو، عجله کن.

1062
01:11:13,682 --> 01:11:14,600
‫- چشم، قربان.
 ‫- چشم، قربان.

1063
01:11:14,683 --> 01:11:16,101
‫بیا ببینم، عوضی.

1064
01:11:16,185 --> 01:11:18,062
‫هی، بهت گفتم همین الان قطعش کن!

1065
01:11:18,145 --> 01:11:19,897
‫- داری چی کار میکنی؟
‫- چند سالته؟

1066
01:11:20,814 --> 01:11:23,233
‫- ولم کن. ‫- بس کنین، عکس نگیرین.

1067
01:11:23,317 --> 01:11:24,359
‫گفتم عکس نگیرین.

1068
01:11:40,584 --> 01:11:41,585
‫5.

1069
01:11:42,461 --> 01:11:43,504
‫4.

1070
01:11:44,588 --> 01:11:45,589
‫3.

1071
01:11:46,507 --> 01:11:47,508
‫2.

1072
01:11:48,801 --> 01:11:49,802
‫1.

1073
01:12:21,041 --> 01:12:22,042
‫معرکه بود.

1074
01:12:26,004 --> 01:12:28,257
‫حس میکنم مافیایی از دهه ی شصتم.

1075
01:12:32,636 --> 01:12:34,221
‫لذت ببر.

1076
01:12:34,304 --> 01:12:36,056
‫ببین یک شرور واقعی بودن چه حس و حالی داره.

1077
01:12:37,474 --> 01:12:39,142
‫عکس نگیرین!

1078
01:12:40,561 --> 01:12:42,855
‫- بس کنین. ‫- عکسی نگیرین.

1079
01:13:07,921 --> 01:13:09,673
‫براوو!

1080
01:13:09,756 --> 01:13:11,508
‫براوو!

1081
01:13:11,592 --> 01:13:13,844
‫- براوو. ‫- دوباره!

1082
01:13:42,164 --> 01:13:45,250
W W W . M O V I E S H O . C O M

1083
01:13:45,334 --> 01:13:46,376
W W W . M O V I E S H O . C O M

1084
01:14:15,197 --> 01:14:19,159
‫این واقعاً مهمه.
‫باید با هم کار کنیم.

1085
01:14:19,868 --> 01:14:20,744
‫صبر کنین.

1086
01:14:20,827 --> 01:14:23,538
‫چرا همه ی آدم های اینجا اینقدر با استعدادن؟

1087
01:14:23,622 --> 01:14:25,290
‫شرکت صوری رئیس جانگ هان سوک.

1088
01:14:25,374 --> 01:14:27,876
‫- فلش رو وصل کردم. ‫- با این

1089
01:14:27,959 --> 01:14:30,045
‫جانگ هان سوک بی پول میشه.

1090
01:14:30,128 --> 01:14:33,799
‫اون موقع تو واقعاً می تونی
‫بهم ثابت کنی که چقدر به من وفاداری.

1091
01:14:33,882 --> 01:14:36,009
‫ترتیب قراری رو با وینچنزو بده.

1092
01:14:36,093 --> 01:14:38,011
‫بکشش، زود باش!

1093
01:14:38,178 --> 01:14:39,262
‫عجب شب اسرار آمیزیه