1
00:00:53,344 --> 00:00:55,555
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: داود کریمی

2
00:00:56,555 --> 00:01:06,555
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:11,196 --> 00:01:12,780
‫اون کیه؟

4
00:01:13,948 --> 00:01:15,450
‫کمکم کنین.

5
00:03:13,651 --> 00:03:15,111
‫کشتن مادرم کاری نبود که

6
00:03:16,654 --> 00:03:19,574
‫از روی ذات خرابتون باشه، از روی حماقت بود.

7
00:03:22,326 --> 00:03:26,330
‫می دونستم کلی آدم کشتی
‫و حتی می خواستی من رو هم بکشی.

8
00:03:29,125 --> 00:03:31,002
‫ولی می دونی چرا من نکشتمت؟

9
00:03:37,884 --> 00:03:39,051
‫چون باعث دردسر بود.

10
00:03:46,684 --> 00:03:48,644
‫یک کاری رو باید انجام می دادم.

11
00:03:50,438 --> 00:03:51,856
‫پس اگر تو رو می کشتم،

12
00:03:52,523 --> 00:03:54,567
‫اوضاع خیلی به ضررم می شد.

13
00:03:57,445 --> 00:04:00,239
‫ولی کشتن این مگس های دور شیرینی،
کاری نداره.

14
00:04:04,660 --> 00:04:05,661
‫به هر حال

15
00:04:07,914 --> 00:04:08,915
‫باید الان بمیرین.

16
00:04:10,833 --> 00:04:12,460
‫- نه، خواهش می کنم. ‫- چرا؟ نه.

17
00:04:16,756 --> 00:04:17,840
‫نترسین.

18
00:04:18,758 --> 00:04:20,051
‫امروز نمی میرین.

19
00:04:27,141 --> 00:04:28,851
‫خب من یک قانونی دارم که میگه:

20
00:04:32,313 --> 00:04:34,857
‫«مرگ بدون درد نعمته. »

21
00:04:40,071 --> 00:04:42,114
‫باعث دوتا موضوع میشم.

22
00:04:44,408 --> 00:04:46,369
‫حقارتی بدتر از مرگ،

23
00:04:47,203 --> 00:04:48,204
‫و

24
00:04:50,081 --> 00:04:52,750
‫و مرگ آرومی که هر لحظه ـش رو

25
00:04:56,087 --> 00:04:57,338
‫تجربه می کنید.

26
00:05:10,476 --> 00:05:12,520
‫خودت ترتیب اون تیکه آشغال رو بده.

27
00:05:13,354 --> 00:05:15,523
‫و فکرش رو هم نکن بندازیش گردن من.

28
00:05:16,065 --> 00:05:17,692
‫اگر این کار رو بکنی، مردم می فهمن

29
00:05:19,610 --> 00:05:21,028
‫تو کسی بودی که پاش رو به کار کشیدی.

30
00:05:45,594 --> 00:05:47,555
‫باید بهت یک نمونه اولیه
از کاری که می کنم رو بدم.

31
00:06:10,536 --> 00:06:11,746
‫رئیس!

32
00:06:11,829 --> 00:06:13,706
‫رئیس!

33
00:06:14,248 --> 00:06:16,000
‫- رئیس! ‫- قربان!

34
00:06:16,876 --> 00:06:18,627
‫نه، زنگ بزن اورژانس.

35
00:06:18,711 --> 00:06:20,463
‫- - زنگ بزن اورژانس.
‫- زنگ بزن آمبولانس بیاد.

36
00:07:54,557 --> 00:07:56,016
‫دیگه ایشون رو می بریم.

37
00:08:05,693 --> 00:08:06,694
‫صبر کنین.

38
00:09:03,375 --> 00:09:04,460
‫مامان.

39
00:09:11,884 --> 00:09:13,093
‫مامان.

40
00:09:38,202 --> 00:09:39,203
‫مامان.

41
00:09:50,214 --> 00:09:51,423
‫مامان!

42
00:11:21,221 --> 00:11:24,057
‫[ مرحومه، او جیونگ جا ]

43
00:11:39,698 --> 00:11:40,866
‫[ قسمت هفدهم ]

44
00:11:40,949 --> 00:11:42,659
‫پسرش بعد از سی سال برگشت،

45
00:11:45,329 --> 00:11:48,540
‫ولی نتیجه ـش، مرگش بود.

46
00:11:53,128 --> 00:11:54,838
‫اگر من پیدام نمی شد،

47
00:11:57,257 --> 00:11:59,009
‫عمر بیشتری می کرد.

48
00:12:05,432 --> 00:12:07,309
‫در نهایت، من توی جهنم دارم زندگی می کنم.

49
00:12:10,020 --> 00:12:11,688
‫جهنم پشیمونی.

50
00:12:14,149 --> 00:12:15,192
‫نه.

51
00:12:16,902 --> 00:12:18,236
‫مدت کوتاهی بود،

52
00:12:19,780 --> 00:12:24,326
‫ولی باعث خوشحالی ابدی مادرت شدی.

53
00:12:27,079 --> 00:12:30,624
‫و مادرت هم باعث
‫همین خوشحالی برای تو شد.

54
00:12:33,043 --> 00:12:35,712
‫وقتی که غم از دست دادنش رو
‫هضم کردی، متوجه میشی.

55
00:12:37,672 --> 00:12:39,341
‫ولی داغی که بیشتر از همه رو دلمه

56
00:12:42,511 --> 00:12:44,221
‫اینه که، هیچی نشده دلم براش تنگ شده.

57
00:12:47,265 --> 00:12:48,350
‫دلم برای مادرم تنگ شده.

58
00:13:46,408 --> 00:13:47,617
‫خانم هونگ.

59
00:13:49,327 --> 00:13:50,704
‫وقتی که من مردم،

60
00:13:51,329 --> 00:13:57,127
‫لطفاً این شال رو از طرف من
‫به پسرم جو هیونگ بدین.

61
00:13:59,337 --> 00:14:03,174
‫تنها چیزی که مادر احمقی مثل من
‫می تونه به پسر بیچاره ـش بده

62
00:14:04,092 --> 00:14:08,847
‫همین شال ساده ـس
‫که مایه آبرو ریزیه.

63
00:14:10,640 --> 00:14:11,808
‫و

64
00:14:12,976 --> 00:14:15,604
‫لطفاً این رو هم از طرف من بگین.

65
00:14:17,439 --> 00:14:18,773
‫جو هیونگ،

66
00:14:19,649 --> 00:14:22,068
‫تو برای من نعمت،

67
00:14:23,111 --> 00:14:24,529
‫و خوشبختی بودی.

68
00:14:25,822 --> 00:14:29,868
‫تو دلیلی بودی که به زندگی ادامه می دادم.

69
00:14:32,162 --> 00:14:36,374
‫از همون لحظه ای که تونستم
‫تکون خوردنت رو توی شکمم حس کنم،

70
00:14:38,084 --> 00:14:39,753
‫لحظه ای نبود که

71
00:14:42,005 --> 00:14:44,883
‫عاشقت نباشم.

72
00:14:46,885 --> 00:14:48,261
‫ببخشید که

73
00:14:49,929 --> 00:14:52,349
‫نتونستم بهت نشون بدم که وقتی کنارتم

74
00:14:54,017 --> 00:14:55,560
‫چقدر دوستت دارم.

75
00:14:58,313 --> 00:14:59,564
‫عزیز من

76
00:15:00,982 --> 00:15:02,651
‫جو هیونگم

77
00:15:04,319 --> 00:15:05,487
‫دوست دارم.

78
00:15:06,321 --> 00:15:08,406
‫ذره ذره وجودت رو دوست دارم.

79
00:15:10,909 --> 00:15:13,703
‫خدا رو شکر میکنم که تو پسرمی،

80
00:15:14,746 --> 00:15:16,289
‫و بابت همه چیز معذرت می خوام.

81
00:15:19,334 --> 00:15:21,586
‫لطفاً مراقب جو هیونگ باش.

82
00:15:23,296 --> 00:15:24,339
‫ممنون.

83
00:15:42,941 --> 00:15:45,068
‫برین و همین الان دکترم رو بیارین.

84
00:15:45,652 --> 00:15:46,653
‫همین الان!

85
00:15:57,622 --> 00:15:58,823
‫برو کارهای ترخصیم رو انجام بده.

86
00:15:58,873 --> 00:16:02,419
‫بهبودی شما زمان بره.
‫باید فعلاً اینجا بمونید.

87
00:16:07,382 --> 00:16:08,383
‫خانم چوی.

88
00:16:08,967 --> 00:16:11,136
‫برو و همین الان وینچنزو رو بکش.

89
00:16:11,886 --> 00:16:14,097
‫برام مهم نیست که 100 یا
‫200 نفر استخدام کنی.

90
00:16:14,180 --> 00:16:15,890
‫به هر قیمتی که شده بکشش.

91
00:16:15,974 --> 00:16:17,934
‫برام مهم نیست که چقدر خرج میذاره رو دستم.

92
00:16:18,560 --> 00:16:19,436
‫باشه؟

93
00:16:19,519 --> 00:16:22,313
‫لطفاً آروم باشین.
‫درمان زخم شما در اولویته.

94
00:16:22,397 --> 00:16:24,149
‫گفتم که نمی خوام درمان بشم.

95
00:16:25,817 --> 00:16:30,155
‫لازم نیست به من بگین.
‫خودم مطمئن میشم که وینچنزو کشته بشه.

96
00:16:32,031 --> 00:16:34,826
‫ولی در حال حاضر،
‫باید اول به بابل فکر کنید.

97
00:16:45,128 --> 00:16:46,129
‫باشه

98
00:16:46,963 --> 00:16:48,590
‫ولی همین جوری نکشش.

99
00:16:49,465 --> 00:16:53,553
‫درست همون طوری که
‫اون قصد داره، ما هم عذابش می دیم.

100
00:16:54,262 --> 00:16:55,263
‫البته.

101
00:17:31,049 --> 00:17:32,258
‫جو هیونگ.

102
00:17:33,676 --> 00:17:35,345
‫جو هیونگ.

103
00:19:08,521 --> 00:19:12,400
‫چرا نزنیم جانگ هان سوک و
‫چوی میونگ هی رو بکشیم و تموم بشه؟

104
00:19:12,483 --> 00:19:15,445
‫قضیه انتقام نیست.
‫من دارم شطرنج بازی می کنم.

105
00:19:16,946 --> 00:19:18,781
‫امروز قصد دارم مهره ی سربازم رو تکون بدم.

106
00:19:20,783 --> 00:19:23,744
‫خیلی خب، پس همه چی تقریباً آماده ـس.

107
00:19:28,958 --> 00:19:30,001
‫[ اغذیه ی یونگهو ]

108
00:19:37,300 --> 00:19:39,427
‫[ به دلایل شخصی ]
‫[ موقتاً بسته می باشد ]

109
00:19:39,510 --> 00:19:45,016
‫[ آموزشگاه پیانوی سرنوشت ]
‫[ موقتاً بسته می باشد. ]

110
00:19:49,312 --> 00:19:51,522
‫[ اجناس کرایه ای ]

111
00:19:51,606 --> 00:19:56,486
‫[ توجه ]
‫[ آرنو موقتاً بسته می باشد ]

112
00:20:06,537 --> 00:20:07,914
‫[ خشک شویی ]

113
00:20:07,997 --> 00:20:11,042
‫[ موقتاً بسته است ]

114
00:20:22,511 --> 00:20:23,554
‫آقای کاسانو.

115
00:20:29,894 --> 00:20:33,272
‫ما فعلاً مغازه ها رو داریم می بندیم.

116
00:20:34,148 --> 00:20:36,817
‫ما می خوایم به شما کمک
کنیم بابل رو نابود کنین.

117
00:20:37,985 --> 00:20:40,863
‫می خوایم که از الان
مثل یک تیم باهم کار کنیم.

118
00:20:41,697 --> 00:20:42,698
‫حقیقش رو بخوام بگم،

119
00:20:42,782 --> 00:20:45,618
‫من وقتی عصبانی بشم یه خورده ترسناک میشم.

120
00:20:45,701 --> 00:20:47,078
‫من هم کمک می کنم.

121
00:20:47,954 --> 00:20:49,956
‫کل پاساژ تصمیم به کمک داره،

122
00:20:51,540 --> 00:20:52,583
‫پس لطفاً به ما اجازه بدین.

123
00:20:53,000 --> 00:20:56,504
‫ما هر وقت بخواین آماده ایم.
‫پس هر چیزی خواستین به ما بگین.

124
00:20:56,587 --> 00:21:00,508
‫من هنوز توی سه ماه اول بارداری هستم
‫پس می تونم بدون مشکل هر کاری خواستین بکنم.

125
00:21:00,591 --> 00:21:01,509
‫من هم کمک میکنم.

126
00:21:01,592 --> 00:21:04,011
‫خودت می دونی که قبلاً کارم همین بوده.

127
00:21:04,095 --> 00:21:05,638
‫فقط کافیه لب تر کنی.

128
00:21:07,640 --> 00:21:08,683
‫تمام این مدت،

129
00:21:09,517 --> 00:21:11,811
‫ما فکر می کردیم که ضعیفیم.

130
00:21:13,229 --> 00:21:14,355
‫ولی ضعیف نبودیم.

131
00:21:15,773 --> 00:21:18,359
‫فقط سعی نکرده بودیم قوی باشیم.

132
00:21:20,653 --> 00:21:22,697
‫الان هر کاری بتونیم دیگه انجام میدیم.

133
00:21:27,284 --> 00:21:28,452
‫بذارین همراه شما مبارزه کنیم.

134
00:21:30,162 --> 00:21:31,163
‫آقای کاسانو.

135
00:21:32,373 --> 00:21:33,416
‫همه ی ما

136
00:21:34,333 --> 00:21:36,127
‫جزوی از خانواده ی کاسانو هستیم.

137
00:22:14,540 --> 00:22:16,375
‫وینچنزو کاسانو!

138
00:22:19,587 --> 00:22:21,172
‫وینچنزو کاسانو!

139
00:22:35,102 --> 00:22:37,813
‫چرا امروز توی خونه استراحت نمی کنید؟
‫ما حواسمون به همه چیز هست.

140
00:22:37,897 --> 00:22:41,066
‫باید اونجا باشم.
‫آخرین روز مراسمه.

141
00:22:51,911 --> 00:22:54,955
‫فقط چند نفر از آدم های سانگچئون گو هستن.
‫شما لازم نیست برین.

142
00:22:55,039 --> 00:22:58,459
‫درسته،
ما خودمون توافق نامه رو درست می کنیم.

143
00:22:58,542 --> 00:22:59,919
‫چرا این قدر امروز پر حرفی می کنین؟

144
00:23:00,002 --> 00:23:01,253
‫گفتم خودم میرم.

145
00:23:02,796 --> 00:23:04,965
‫درسته، بهت که گفتم ایشون میاد.

146
00:23:11,347 --> 00:23:12,765
‫مراسم ختم مادرت خوب پیش رفت؟

147
00:23:13,974 --> 00:23:16,060
‫وینچنزوئه. ‫وینچنزوئه. وینچنزوئه.

148
00:23:17,353 --> 00:23:18,395
‫آره، به لطف شما.

149
00:23:19,230 --> 00:23:20,356
‫شنواییت مشکلی نداره؟

150
00:23:20,439 --> 00:23:23,150
‫نه به لطف نشونه گیری دقیق تو.

151
00:23:24,527 --> 00:23:25,528
‫راستی،

152
00:23:27,404 --> 00:23:29,240
‫قراره امروز بمیرم؟

153
00:23:31,075 --> 00:23:32,826
‫یک مرحله قبل از اون وجود داره.

154
00:23:33,410 --> 00:23:34,912
‫من چیزی یادم نمیاد.

155
00:23:37,498 --> 00:23:40,209
‫به گوشت شلیک کردم،
‫ولی باید مغزت صدمه دیده باشه.

156
00:23:41,418 --> 00:23:43,128
‫حقارتی بدتر از مرگ.

157
00:23:44,004 --> 00:23:47,258
‫برای اینکه اون حقارت رو بهت بدم
‫از امروز باهات شطرنج بازی می کنم.

158
00:23:49,426 --> 00:23:51,762
‫و یکی، یکی از شر مهره هات خلاص می شم.

159
00:23:54,265 --> 00:23:56,600
‫تصور کن که تک و تنها
‫روی تخته ی شطرنج وایستادی.

160
00:23:59,561 --> 00:24:01,522
‫خجالت آور و ترسناک نیست؟

161
00:24:02,481 --> 00:24:03,691
‫نه.

162
00:24:03,774 --> 00:24:05,693
‫من قصد ندارم که این بازی شطرنج رو ببازم.

163
00:24:06,277 --> 00:24:09,029
‫متاسفانه، همین الانش هم باختی.

164
00:24:15,286 --> 00:24:16,829
‫شکست با

165
00:24:17,538 --> 00:24:19,665
‫ترس شروع میشه.

166
00:24:24,211 --> 00:24:26,213
‫قربان، وینچنزو...وینچنزو چی گفت؟

167
00:24:27,464 --> 00:24:28,841
‫برو و ماکت رو بیار.

168
00:24:30,718 --> 00:24:31,719
‫چشم.

169
00:24:36,056 --> 00:24:39,059
‫شک دارم که فقط برای
احوال پرسی زنگ زده باشه.

170
00:24:39,143 --> 00:24:42,771
‫درسته، اگر باز یک تله ی دیگه ای باشه چی؟

171
00:24:43,355 --> 00:24:44,481
‫ای خدا، نه.

172
00:24:44,565 --> 00:24:47,776
‫محاله، نمی تونه همیشه ی خدا که تله بذاره.

173
00:24:47,860 --> 00:24:49,236
‫- بیخیال. ‫- درسته.

174
00:24:49,862 --> 00:24:51,905
‫با این وسیله ی گرون چی کار کنم؟

175
00:24:52,906 --> 00:24:54,324
‫خانم چوی، یک دستی برسون

176
00:24:54,408 --> 00:24:55,492
‫ای خدا.

177
00:24:58,412 --> 00:25:00,372
‫- چطوری می تونیم تکونش بدیم؟
‫- باید هلش بدیم.

178
00:25:01,123 --> 00:25:02,916
‫- اول از برق بکشش.
‫- از برق بکشم؟

179
00:25:42,581 --> 00:25:45,501
‫به هر حال اون قدرها هم کمک حالش نیستیم.

180
00:25:45,584 --> 00:25:47,169
‫مهم نیست.

181
00:25:47,836 --> 00:25:50,047
‫تا زمانی که بدونه قصد ما جدیه، کافیه.

182
00:25:50,130 --> 00:25:53,592
‫بیاین فکرهامون رو بریزیم رو هم
‫که چطوری می تونیم کمکش کنیم.

183
00:25:58,096 --> 00:25:59,264
‫چی شده؟

184
00:26:02,476 --> 00:26:03,936
‫قضیه این کارت چیه؟

185
00:26:04,019 --> 00:26:07,564
‫آقای کاسانو برای آسایش
‫خانواده ـش کارتش رو بهمون داده.

186
00:26:08,315 --> 00:26:09,233
‫خانواده؟

187
00:26:09,316 --> 00:26:12,069
‫بیاین بریم خرید.

188
00:26:12,152 --> 00:26:13,195
‫برای چی؟

189
00:26:14,988 --> 00:26:17,699
‫برای خرید لباس تیمی خانواده ی کاسانو.

190
00:27:05,914 --> 00:27:07,124
‫[ گزارش مجوز ساخت ]

191
00:27:07,207 --> 00:27:08,917
‫[ پیشرفت پروژه ی برج بابل ]

192
00:27:12,921 --> 00:27:16,425
‫مهم نیست چجوری بهش نگاه کنم
‫روند تایید پروژه ی برج بابل مسخره ـس.

193
00:27:18,135 --> 00:27:19,928
‫فقط مسخره نیست.

194
00:27:20,470 --> 00:27:22,889
‫چیزی به جز یک تاییدیه ی الکی نیست.

195
00:27:25,809 --> 00:27:28,395
‫به محض اینکه آقای نام
فایل گیوتین رو تموم کنه،

196
00:27:28,478 --> 00:27:30,105
‫چیزهای مسخره ی بیشتری می فهمیم.

197
00:27:30,188 --> 00:27:32,357
‫ما که داریم برج بابل رو با خاک یکی می کنیم

198
00:27:32,858 --> 00:27:36,278
‫بهتره آشغال های بیشتری زیرش دفن بشه.

199
00:28:18,695 --> 00:28:19,988
‫سلام به همگی.

200
00:28:20,072 --> 00:28:22,616
‫- سلام، فعلاً با اجازه. ‫- سلام.

201
00:28:22,699 --> 00:28:23,950
‫قربان، بله.

202
00:28:24,493 --> 00:28:25,911
‫بذار ببینم.

203
00:28:29,039 --> 00:28:31,583
‫منشی ها می تونن طبقه پایین منتظر بمونن.

204
00:28:31,666 --> 00:28:32,542
‫یعنی چی؟

205
00:28:32,626 --> 00:28:34,169
‫فقط مهمون های ویژه می تونن وارد بشن.

206
00:28:34,252 --> 00:28:36,213
‫به ما چیزی گفته نشده.

207
00:28:36,296 --> 00:28:37,631
‫- بیاین بهشون زنگ بزنیم.
‫- بیخیال.

208
00:28:38,048 --> 00:28:40,842
‫- مسخره ـس.
‫- بیاین فعلاً بریم طبقه ی پایین.

209
00:28:40,926 --> 00:28:42,385
‫- لطفاً برین کنار. ‫- برین کنار.

210
00:28:50,685 --> 00:28:53,647
‫[ ساختمون جدید مبارک ]
‫[ کلی پول در بیارین ]

211
00:29:02,447 --> 00:29:04,324
‫همه آرامش خودشون رو
‫حفظ کنن و سر جاشون بمونن.

212
00:29:04,407 --> 00:29:05,700
‫نذارین کسی وارد بشه.

213
00:29:06,827 --> 00:29:08,578
‫چشم، جناب مشاور.

214
00:29:11,665 --> 00:29:12,874
‫نمی تونین وارد اینجا بشین.

215
00:29:12,958 --> 00:29:14,876
‫- لطفاً برین پایین. ‫- ببخشید.

216
00:29:24,553 --> 00:29:25,554
‫خیلی خب.

217
00:29:26,221 --> 00:29:28,431
‫سلام بر مهمون های عزیزی که
‫از سانگچئون گو تشریف آوردن.

218
00:29:28,515 --> 00:29:30,892
‫ممنون که صبور بودین.

219
00:29:31,393 --> 00:29:35,188
‫من میزبان مراسم امروزم.

220
00:29:35,272 --> 00:29:38,316
‫کمک حال بابل،
‫معاون رئیس جانگ هان سو هستم.

221
00:29:42,571 --> 00:29:44,364
‫بالاخره امروز

222
00:29:45,198 --> 00:29:49,411
‫هدیه هایی که قولش رو
‫داده بودیم تقدیم می کنیم.

223
00:29:50,120 --> 00:29:51,121
‫این

224
00:29:53,748 --> 00:29:55,500
‫فرصت برنده شدن شما برای واحدهای برج بابله.

225
00:30:01,965 --> 00:30:03,049
‫درسته.

226
00:30:03,758 --> 00:30:05,635
‫خیلی خب، قربان.

227
00:30:13,226 --> 00:30:14,477
‫جانگ هان سوک هستم.

228
00:30:15,353 --> 00:30:17,314
‫برای ساخت برج بابل،

229
00:30:17,897 --> 00:30:20,191
‫کمک رئیس دفتر منطقه ـمون،

230
00:30:21,985 --> 00:30:23,486
‫- رئیس پلیس، ‫- بله.

231
00:30:25,113 --> 00:30:26,114
‫نماینده مجلس کیم

232
00:30:27,115 --> 00:30:28,283
‫کیم اوک هیون هستم.

233
00:30:29,743 --> 00:30:33,330
‫...و بقیه ی مهمون های
ویژه ی ما کاملاً ضروری بود.

234
00:30:33,913 --> 00:30:37,208
‫و صد البته که بابل
‫باید لطف شما رو جبران کنه.

235
00:30:37,876 --> 00:30:39,919
‫- از مهمونی امشب لذت ببرین.
‫- فراموش کردم بپرسم.

236
00:30:40,003 --> 00:30:42,038
‫- امیدوارم واحدی رو برنده بشین.
‫- ما واحدهای زیادی رو برمی داریم؟

237
00:30:42,088 --> 00:30:43,673
‫- خفه شو. ‫- تبریک میگم.

238
00:30:44,674 --> 00:30:49,512
‫خیلی خب، بیاین مهمونی رو شروع کنیم!

239
00:31:17,957 --> 00:31:21,461
‫برای طبقه ی نود و دوم ساختمون ای.

240
00:31:22,420 --> 00:31:23,546
‫و این طبقه میرسه به

241
00:31:25,548 --> 00:31:27,342
‫تبریک میگم، آقای کیم اوک هیون.

242
00:31:28,384 --> 00:31:29,719
‫- موفق شدم! ‫- یا خدا.

243
00:31:31,179 --> 00:31:32,388
‫برنده شدم!

244
00:31:32,931 --> 00:31:34,599
‫- ای خدا. ‫- سر از پا نمی شناسه.

245
00:31:34,682 --> 00:31:36,351
‫این آدم ها باورنکردنین.

246
00:31:36,434 --> 00:31:38,603
‫- ناامید نباشین. ‫- باعث خجالته.

247
00:31:38,686 --> 00:31:42,065
‫- پنت هاوس ساختمون بی.
‫- چطور می تونن اینقدر بی شرم باشن؟

248
00:31:43,316 --> 00:31:45,193
‫آدم ها نمی تونن حرص و طمعشون رو کنترل کنن.

249
00:31:45,276 --> 00:31:47,145
‫- تنها چیزی که از طمع آدمی بزرگتره...
‫- که دید به روخانه ی هان،

250
00:31:47,195 --> 00:31:48,905
‫- پارک و شهر داره.
‫- یک طمع بزرگتره.

251
00:31:48,988 --> 00:31:50,824
‫چشم اندازی ابدی.

252
00:31:50,907 --> 00:31:52,325
‫بله، خانم رئیس.

253
00:31:53,493 --> 00:31:55,286
‫معافیت مالیاتی ساخت و ساز.

254
00:31:55,370 --> 00:31:57,497
‫معافیت مالیاتی ساخت و ساز؟ یا خود خدا!

255
00:31:57,580 --> 00:31:59,624
‫- رئیس پلیس.
‫- افراد بیشتری رو برای

256
00:31:59,707 --> 00:32:02,752
‫- تخریب پاساژ می فرستم.
‫- پلیس های بیشتر برای تخریب!

257
00:32:02,836 --> 00:32:04,671
‫خیلی کار بزرگیه، کس دیگه ای نیست؟

258
00:32:04,754 --> 00:32:05,797
‫خانم رئیس.

259
00:32:05,880 --> 00:32:10,134
‫تمام کسب و کارهای خصوصی
‫مربوط به سانگچئون گو

260
00:32:10,218 --> 00:32:12,846
‫مجبور میشن با گروه بابل کار کنن.

261
00:32:12,929 --> 00:32:14,889
‫- فروخته شد! آره! ‫- بردم؟

262
00:32:15,098 --> 00:32:17,267
‫- از این طرف! ‫- یا خدا.

263
00:32:17,350 --> 00:32:19,894
‫خوش به حالتون، حسودیم شد.

264
00:32:22,188 --> 00:32:24,065
‫صبر کنین، چطور می تونم کمکتون کنم؟

265
00:32:32,782 --> 00:32:36,369
‫خیلی خب. آخرین برنده ی مراسم امشب.

266
00:32:36,452 --> 00:32:37,620
‫طبقه ی پنجاه و دوم.

267
00:32:38,413 --> 00:32:41,040
‫تبریک میگم، آقای هام سونگ اون.

268
00:32:43,459 --> 00:32:44,961
‫مبارکتون باشه.

269
00:32:46,421 --> 00:32:47,881
‫به نظر خیلی خوشحالین.

270
00:32:47,964 --> 00:32:51,467
‫تمام واحدها اهدا شدن.

271
00:32:51,551 --> 00:32:55,555
‫حالا برای جشن گرفتن
‫مراسم امشب، کیک رو می بریم.

272
00:32:56,055 --> 00:32:57,432
‫خانم رئیس، آقای کیم،

273
00:32:57,515 --> 00:33:00,310
‫و جناب رئیس پلیس
‫لطفاً تشریف بیارین جلو.

274
00:33:02,687 --> 00:33:03,688
‫اون کیه؟

275
00:33:15,992 --> 00:33:16,826
‫قضیه چیه؟

276
00:33:16,909 --> 00:33:18,953
‫نمی تونی همین جوری بیای اینجا.

277
00:33:20,496 --> 00:33:21,581
‫هی!

278
00:33:22,498 --> 00:33:24,334
‫- هی، تو... ‫- اون کیه؟

279
00:33:24,417 --> 00:33:25,460
‫چه خبره؟

280
00:33:25,960 --> 00:33:27,920
‫این یک بمبه!

281
00:33:29,422 --> 00:33:30,673
‫بمب؟

282
00:33:30,757 --> 00:33:32,717
‫من تهدید شدم.

283
00:33:34,427 --> 00:33:37,388
‫خانم چوی، باید کمکم کنین.

284
00:33:38,723 --> 00:33:40,600
‫- می شناسیش؟ ‫- نه.

285
00:33:41,225 --> 00:33:42,226
‫نمی شناسمش.

286
00:33:42,644 --> 00:33:44,270
‫چطور جرئت میکنی!

287
00:33:44,354 --> 00:33:47,023
‫اگر داد و فریاد کنین

288
00:33:47,565 --> 00:33:49,400
‫یا سعی کنین فرار کنین

289
00:33:49,901 --> 00:33:51,611
‫این بمب منفجر میشه.

290
00:33:52,362 --> 00:33:55,031
‫- هیچ کس تکون نخوره. ‫- صبر کن!

291
00:33:55,531 --> 00:33:57,742
‫کدوم خری بهت گفته این کار رو بکنی؟

292
00:33:57,825 --> 00:33:59,035
‫من هم نمی دونم.

293
00:33:59,118 --> 00:34:01,746
‫دزدیده شدم و از طریق پیامک بهم دستور میدن.

294
00:34:02,372 --> 00:34:03,373
‫و

295
00:34:09,921 --> 00:34:11,297
‫اون چیه؟

296
00:34:14,217 --> 00:34:15,426
‫- چی؟ ‫- اون چیه؟

297
00:34:16,761 --> 00:34:18,971
‫یک بمب اونجاست.

298
00:34:21,641 --> 00:34:23,434
‫- واقعاً بمبمه. ‫- یا خدا.

299
00:34:23,518 --> 00:34:25,103
‫من فقط طبق دستورات دارم کارم رو می کنم.

300
00:34:25,144 --> 00:34:28,398
‫اگر که دلتون می خواد این بمب متوقف بشه

301
00:34:28,481 --> 00:34:30,108
‫باید از الان کاری که میگم رو انجام بدین.

302
00:34:42,370 --> 00:34:43,496
‫شروع خوبیه.

303
00:34:58,636 --> 00:34:59,637
‫آماده ـس.

304
00:35:00,221 --> 00:35:03,099
‫کاری کن که باور کنن بمب واقعیه.

305
00:35:03,182 --> 00:35:04,308
‫چشم قربان، ‫نگران نباشین.

306
00:35:06,644 --> 00:35:08,312
‫بعد از این کار،

307
00:35:08,396 --> 00:35:10,064
‫شماها آزاد میشین.

308
00:35:10,648 --> 00:35:11,482
‫بله، قربان.

309
00:35:11,566 --> 00:35:13,985
‫کاری کنین که چوی میونگ هی
‫به خاطر موقعی که شما زیر دستش بودین

310
00:35:14,068 --> 00:35:15,695
‫و تحقیرهایی که می شدین تقاص پس بده.

311
00:35:16,946 --> 00:35:19,323
‫راستی، بعد از مهمونی امروز،
‫پولی که طلب دارین رو میدم.

312
00:35:20,158 --> 00:35:21,659
‫تا پایان امروز کره رو ترک می کنین.

313
00:35:25,454 --> 00:35:27,456
‫تمام کسانی که اینجان

314
00:35:28,291 --> 00:35:31,294
‫باید توافقی که با گروه
بابل کردن رو لغو کنن.

315
00:35:31,878 --> 00:35:34,213
‫و هر ارتباطی با رئیس
‫جانگ هان سوک دارن رو قطع کنن.

316
00:35:34,797 --> 00:35:35,882
‫زانو بزنین و قسم بخورین.

317
00:35:35,965 --> 00:35:38,426
‫چی؟ باید زانو بزنیم؟

318
00:35:40,052 --> 00:35:41,178
‫وینچنزو؟

319
00:35:42,930 --> 00:35:45,892
‫هی، تو! سعی داری ما رو گول بزنی، مگه نه؟

320
00:35:45,975 --> 00:35:47,602
‫بمبی در کار نیست!
‫اینجا کره ـس ها!

321
00:35:47,685 --> 00:35:49,604
‫زود باشین!
‫بمب ممکنه هر لحظه منفجر بشه.

322
00:35:51,439 --> 00:35:52,732
‫یک چیزی به نظر درست نیست!

323
00:35:52,815 --> 00:35:55,985
‫درسته، آره، حق با شماست.
‫به نظر میاد الکی باشه.

324
00:35:56,068 --> 00:35:58,487
‫به نظر من که از این شارژهای قابل حمل هستن.

325
00:35:58,571 --> 00:36:00,398
‫اگر این هم یکی دیگه از
این مسخره بازی های الکیه،

326
00:36:00,448 --> 00:36:02,325
‫بهتره که الان تمومش کنی!

327
00:36:02,408 --> 00:36:04,368
‫برای اونهایی که نمی تونن حرفم رو باور کنن،

328
00:36:05,494 --> 00:36:07,079
‫این رو بهتون نشون میدم.

329
00:36:07,163 --> 00:36:09,832
‫توی پنج ثانیه،

330
00:36:12,168 --> 00:36:14,879
‫ماکت برج بابل منفجر میشه.

331
00:36:14,962 --> 00:36:16,797
‫- چی؟ ‫- داره چی میگه؟

332
00:36:18,841 --> 00:36:20,134
‫پنج!

333
00:36:22,303 --> 00:36:23,554
‫چهار!

334
00:36:25,306 --> 00:36:27,058
‫سه!

335
00:36:28,225 --> 00:36:29,226
‫دو!

336
00:36:30,102 --> 00:36:31,103
‫یک!

337
00:36:55,670 --> 00:36:56,837
‫- کمک! ‫- باز کنین!

338
00:36:56,921 --> 00:36:58,673
‫- در رو باز کنین! ‫- بازش کنین!

339
00:36:58,756 --> 00:36:59,924
‫- کمک! ‫- کمک!

340
00:37:00,007 --> 00:37:01,801
‫- بازش کنین! ‫- کمک!

341
00:37:01,884 --> 00:37:03,552
‫- در رو باز کنین. ‫- بازش کنین!

342
00:37:15,022 --> 00:37:16,399
‫واقعاً مرده؟

343
00:37:20,277 --> 00:37:21,570
‫یادته که بهت چی گفتم؟

344
00:37:21,654 --> 00:37:22,905
‫وقتی که زمانش برسه،

345
00:37:24,240 --> 00:37:26,867
‫سگ های شکاری که پدرت رو کشتن

346
00:37:28,077 --> 00:37:29,870
‫پرت میکنم تو لونه ی شیر.

347
00:37:31,997 --> 00:37:34,125
‫قصد داشتم که بذارم تو دکمه رو فشار بدی،

348
00:37:35,376 --> 00:37:36,836
‫ولی فهمیدم که کار خودمه.

349
00:37:40,798 --> 00:37:41,799
‫که این طور.

350
00:38:01,068 --> 00:38:03,696
‫نظرت رو عوض کردی؟

351
00:38:42,026 --> 00:38:43,527
‫نه، نکردم.

352
00:38:46,322 --> 00:38:48,532
‫باید تاوان کاری که کردن رو پس می دادن.

353
00:39:02,947.5 --> 00:39:12,947.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

354
00:39:27,363 --> 00:39:28,489
‫[ شماره ی ناشناس ]

355
00:39:28,572 --> 00:39:32,117
‫بمب داخل کیک می تونه
تمام سالن رو منفجر کنه.

356
00:39:32,201 --> 00:39:33,786
‫- چی؟ ‫- چه خبره؟

357
00:39:33,869 --> 00:39:35,037
‫- چی؟ ‫- نه.

358
00:39:35,120 --> 00:39:36,622
‫- باید چی کار کنیم؟ ‫- ببین.

359
00:39:36,705 --> 00:39:38,290
‫- چی؟ ‫- در رو باز کنین.

360
00:39:41,710 --> 00:39:43,045
‫چی؟ من پیامی نگرفتم.

361
00:39:44,421 --> 00:39:46,757
‫- قضیه چیه؟ ‫- بمب

362
00:39:46,840 --> 00:39:48,217
‫می تونه کل سالن رو بترکونه.

363
00:39:48,968 --> 00:39:50,052
‫صبر کن.

364
00:39:50,135 --> 00:39:51,595
‫قربان.

365
00:39:51,679 --> 00:39:53,639
‫فکر کنم اون یک بمب واقعی باشه.

366
00:39:59,186 --> 00:40:02,481
‫محض اطلاع،
‫از اول ماجرا دارم همه چی رو ضبط می کنم.

367
00:40:22,167 --> 00:40:23,293
‫[ ارسال پیام ]

368
00:40:28,090 --> 00:40:30,175
‫[ همون کاری که مرد مرده
‫گفت رو همین الان انجام بدین ]

369
00:40:30,801 --> 00:40:33,095
‫[ پیام فرستاده شد ]

370
00:40:33,178 --> 00:40:34,346
‫[ شماره ی ناشناس ]

371
00:40:34,430 --> 00:40:37,933
‫همون کاری که مرد مرده
‫گفت رو همین الان انجام بدین.

372
00:40:41,437 --> 00:40:43,397
‫توافق نامه ی خودتون رو پیدا کنین،

373
00:40:44,064 --> 00:40:46,483
‫بجویین و قورتش بدین.

374
00:40:47,693 --> 00:40:49,570
‫و بعد از معرفی خودتون،

375
00:40:50,487 --> 00:40:52,072
‫روی زانوهاتون قسم بخورین.

376
00:40:52,156 --> 00:40:53,949
‫- توافق نامه!
‫- توافق نامه کجاست؟

377
00:40:54,032 --> 00:40:55,117
‫توافق نامه

378
00:41:04,626 --> 00:41:06,462
‫تفش کن! یالا!

379
00:41:06,545 --> 00:41:08,630
‫من رئیس پلیس ایستگاه سانگچئون هستم،

380
00:41:08,714 --> 00:41:12,634
‫- ارتباطم رو با گروه بابل قطع می کنم.
‫- توافق نامه ام رو می خوام.

381
00:41:12,718 --> 00:41:14,052
‫به خدا قسم می خورم!

382
00:41:14,136 --> 00:41:16,013
‫من نماینده ی مجلس کیم اوک هیونم،

383
00:41:16,638 --> 00:41:20,684
‫قسم میخوام ارتباطم رو
با گروه بابل قطع می کنم.

384
00:41:24,980 --> 00:41:26,440
‫ساکت باشین!

385
00:41:27,274 --> 00:41:29,276
‫خودت ساکت باش!

386
00:41:29,359 --> 00:41:30,861
‫دلت می خواد همه ی ما بمیریم؟

387
00:41:36,158 --> 00:41:38,702
‫من رئیس منطقه ی چانگچئون گو،

388
00:41:38,785 --> 00:41:43,457
‫قسم می خورم تمام ارتباطم
رو با گروه بابل قطع کنم.

389
00:41:44,958 --> 00:41:47,586
‫لغو تاییده ی برج بابل دیگه الان آسونه.

390
00:42:01,099 --> 00:42:02,893
‫قسم می خورم!

391
00:42:08,023 --> 00:42:10,442
‫زمان متوقف شد! وایستاد!

392
00:42:11,235 --> 00:42:12,653
‫- یا خدا. ‫- یا پیغمبر.

393
00:42:12,736 --> 00:42:13,737
‫هی.

394
00:42:17,824 --> 00:42:19,326
‫آفرین.

395
00:42:19,409 --> 00:42:20,485
‫طوری از نفوذ خودتون استفاده کنین

396
00:42:20,535 --> 00:42:24,665
‫که انگار این مهمونی هیچ وقت اتفاق نیفتاده.

397
00:42:24,748 --> 00:42:26,375
‫همه ـتون می تونید برین.

398
00:42:27,376 --> 00:42:29,628
‫بریم بیرون.
‫باید همین الان از اینجا بریم!

399
00:42:32,047 --> 00:42:34,800
‫- بریم. ‫- من که دارم میرم.

400
00:42:34,883 --> 00:42:36,718
‫- عجله کنین! ‫- برین کنار.

401
00:42:36,802 --> 00:42:38,929
‫- زود باشین.
‫- بیاین همین الان از اینجا بریم.

402
00:42:39,012 --> 00:42:40,847
‫- باید همین الان بریم.
‫- زود باشین.

403
00:42:40,931 --> 00:42:43,642
‫قربان، کیک...بمب

404
00:42:43,725 --> 00:42:46,478
‫به نظرم قراره اتفاق بدی بیفته.

405
00:42:46,561 --> 00:42:48,188
‫خفه شو.

406
00:42:52,526 --> 00:42:53,944
‫ثانیه شمار!

407
00:42:54,027 --> 00:42:55,821
‫ثانیه شمار دوباره برگشت.

408
00:42:55,904 --> 00:42:58,740
‫- ثانیه شمار! ‫- آقای جانگ!

409
00:43:01,034 --> 00:43:02,869
‫ثانیه شمار!

410
00:43:28,854 --> 00:43:29,896
‫ممنون.

411
00:43:34,860 --> 00:43:37,446
‫بدون حتی تکون دادن فیل بردیم.

412
00:43:41,533 --> 00:43:44,327
‫به دست آوردن چیزی که می خواستیم
‫از چیزی که فکرش رو می کردم آسون تر بود.

413
00:43:45,036 --> 00:43:46,371
‫مهمونی دوم

414
00:43:46,455 --> 00:43:49,458
‫خیلی مجلل تر و دیوانه وار تر از اینه.

415
00:43:52,627 --> 00:43:55,297
‫من مهمونی دوم رو می گردونم.

416
00:44:09,060 --> 00:44:10,687
‫- اومد بیرون. ‫- خودشه، نه؟ باشه.

417
00:44:13,064 --> 00:44:14,733
‫قربان!

418
00:44:15,609 --> 00:44:17,861
‫سلام، خبردار!

419
00:44:18,487 --> 00:44:19,529
‫آقای هان.

420
00:44:20,238 --> 00:44:21,773
‫صبح به این زودی چی رو شما اینجا کشونده؟

421
00:44:21,823 --> 00:44:23,992
‫فقط می خواستم شما رو ببینم، قربان.

422
00:44:24,075 --> 00:44:26,161
‫امیدوارم حالشون خوب باشه.

423
00:44:27,204 --> 00:44:31,041
‫رای های تضمین شده ـش خوب بالا رفته
‫پس باید حالشون خوب باشه.

424
00:44:31,124 --> 00:44:33,460
‫نتیجه زحمت شماست که
‫آدم های بزرگ رو می سازین.

425
00:44:33,543 --> 00:44:36,421
‫باید این حس رو داشته
باشن که یک ارتش پشتشونه.

426
00:44:37,130 --> 00:44:39,633
‫بعد از این همه مدت اومدی به
‫دیدنم که پاچه خواریم رو بکنی؟

427
00:44:40,884 --> 00:44:42,928
‫واقعاً چه خبره؟

428
00:44:43,512 --> 00:44:44,554
‫خب

429
00:44:45,847 --> 00:44:47,891
‫احتمالش هست که با ایشون
یک ملاقاتی داشته باشم؟

430
00:44:48,475 --> 00:44:50,435
‫چرا؟

431
00:44:50,519 --> 00:44:53,230
‫یک مساله ایه که
‫می خوام راجع بهش صحبت کنم.

432
00:44:53,313 --> 00:44:55,565
‫چرا بعد از انتخابات هم رو نبینیم؟

433
00:44:55,649 --> 00:44:57,776
‫باید قبل از انتخابات بیشتر مراقب باشیم.

434
00:44:59,319 --> 00:45:01,404
‫مربوط به فایل گیوتینه.

435
00:45:06,743 --> 00:45:08,286
‫- خانم چوی. ‫- یا خدا!

436
00:45:10,247 --> 00:45:11,581
‫همین جا بمون.

437
00:45:13,792 --> 00:45:15,168
‫ترسوندیم.

438
00:45:16,336 --> 00:45:19,256
‫خیلی رو داری. ‫تا حالا کجا بودی؟

439
00:45:19,339 --> 00:45:22,133
‫شرمنده ام.
‫باید زودتر به دیدن شما می اومدم.

440
00:45:22,717 --> 00:45:26,763
‫بعد از خیانت به من
‫تو و هوانگ گیو برای

441
00:45:26,846 --> 00:45:28,223
‫وینچنزو کار نمی کردین؟

442
00:45:28,306 --> 00:45:29,766
‫توی شرایط عجیبی بودیم.

443
00:45:31,142 --> 00:45:32,143
‫متاسفم.

444
00:45:32,978 --> 00:45:34,187
‫لطفاً من رو ببخشین.

445
00:45:34,771 --> 00:45:36,314
‫این عوضی بازی رو باور نمی کنم.

446
00:45:36,398 --> 00:45:38,984
‫با چه رویی بعد از اون
‫کاری که کردی میای اینجا؟

447
00:45:39,067 --> 00:45:41,861
‫خر مغزم رو گاز گرفته بود، خانم.

448
00:45:41,945 --> 00:45:43,113
‫لطفاً کمکم کنین.

449
00:45:43,196 --> 00:45:44,656
‫باید کمکم کنین.

450
00:45:44,739 --> 00:45:46,157
‫بلند شو.

451
00:45:46,241 --> 00:45:47,951
‫مردم دارن نگاه میکنن، بلند شو.

452
00:45:52,956 --> 00:45:56,251
‫من و تو کلی حرف داریم.

453
00:45:57,294 --> 00:46:00,839
‫اگر می خوای زنده بمونی
‫بهتره هر چیزی که می دونی رو بهم بگی.

454
00:46:01,423 --> 00:46:02,424
‫چشم خانم.

455
00:46:03,842 --> 00:46:06,136
‫سوار شو، بریم یک چیزی بخوریم.

456
00:46:23,403 --> 00:46:24,612
‫- خانم هونگه؟ ‫- کجا؟

457
00:46:26,573 --> 00:46:27,699
‫بیخیال.

458
00:46:34,873 --> 00:46:35,874
‫لعنتی.

459
00:46:40,211 --> 00:46:41,212
‫بیا ببینم.

460
00:46:42,589 --> 00:46:43,798
‫اصلاً هاکیت خوب نیست.

461
00:46:47,218 --> 00:46:49,095
‫اطلاعاتی که بهت دادم، به درد خورد؟

462
00:46:49,763 --> 00:46:52,015
‫به لطف من تونستی مهمونی رو خراب کنی.

463
00:46:53,850 --> 00:46:54,893
‫بد نبود.

464
00:46:54,976 --> 00:46:57,604
‫ای بابا، جونت به لبت میاد که
‫وقتی لیاقتش رو دارم ازم تعریف کنی؟

465
00:46:58,354 --> 00:46:59,522
‫بعدش باید چی کار کنم؟

466
00:47:01,441 --> 00:47:03,985
‫احتمالاً قدرت توی بابل قراره
‫یک تکونی به خودش ببینه.

467
00:47:04,569 --> 00:47:05,737
‫چه تکونی؟

468
00:47:06,321 --> 00:47:08,948
‫بعد از یک ضرر بزرگ قدرت تغییر می کنه.

469
00:47:10,033 --> 00:47:11,743
‫وقتی این اتفاق افتاد، خبرم کن.

470
00:47:11,826 --> 00:47:12,827
‫اینجا هم رو می بینیم.

471
00:47:13,661 --> 00:47:14,954
‫چشم، حتماً.

472
00:47:16,331 --> 00:47:18,541
‫بذار یک چیزی ازت بپرسم.

473
00:47:20,960 --> 00:47:22,754
‫من رو که نمی کشی، مگه نه؟

474
00:47:28,468 --> 00:47:32,013
‫می دونم، می دونم نمی کشی
‫ولی بی دلیل دل شوره دارم.

475
00:47:33,014 --> 00:47:34,015
‫تا زمانی که

476
00:47:34,974 --> 00:47:35,975
‫احترامم رو نگه داری.

477
00:47:38,353 --> 00:47:40,897
‫من که کلاه نپوشیدم. ‫چطور تونستی؟

478
00:47:40,980 --> 00:47:42,857
‫چطور تونستین، قربان؟

479
00:47:42,941 --> 00:47:44,400
‫من رو ترسوندین، قربان.

480
00:47:45,735 --> 00:47:46,820
‫مطالعه می کنی؟

481
00:47:47,487 --> 00:47:51,032
‫این روزها از بس که کتاب می خونم
‫چشم هام از درد بسته نمیشن.

482
00:47:54,118 --> 00:47:56,579
‫بهترین چیزی که از محافظت می کنه
‫تفنگ یا شمشیر نیست.

483
00:47:57,914 --> 00:48:00,250
‫مغزته. ‫فراموش نکن.

484
00:48:01,793 --> 00:48:02,794
‫خداحافظ.

485
00:48:04,254 --> 00:48:05,255
‫صبر کنین.

486
00:48:05,880 --> 00:48:06,923
‫صبر کنین.

487
00:48:21,479 --> 00:48:22,480
‫چیه؟

488
00:48:25,692 --> 00:48:26,693
‫چیه؟

489
00:48:28,736 --> 00:48:30,363
‫چی گفتی؟

490
00:48:31,614 --> 00:48:34,242
‫ممنون، قربان.

491
00:48:37,870 --> 00:48:40,290
‫باعث شدین متوجه بشم که چه احمقی بودم.

492
00:48:51,968 --> 00:48:53,303
‫ای خدا.

493
00:48:56,556 --> 00:48:57,974
‫وینچنزو.

494
00:49:00,184 --> 00:49:01,311
‫ممنون.

495
00:49:20,163 --> 00:49:22,206
‫ای بابا، بدجوری صدمه دیدی.

496
00:49:22,832 --> 00:49:25,126
‫از جونم بگذر.

497
00:49:25,960 --> 00:49:27,253
‫چی گفتی؟

498
00:49:28,171 --> 00:49:30,089
‫نکشم.

499
00:49:33,217 --> 00:49:35,303
‫هنوز فکر می کنی که خرم؟

500
00:49:51,778 --> 00:49:53,112
‫خاکش کنین.

501
00:49:58,326 --> 00:50:01,079
‫[ پاساژ گئومگا ]

502
00:50:08,544 --> 00:50:11,005
‫حالا وقتشه که شما برین بیرون و مبارزه کنید.

503
00:50:11,839 --> 00:50:13,174
‫میشه بهمون یاد بدی؟

504
00:50:13,257 --> 00:50:16,135
‫توی این زمینه چیزی یاد نداریم.

505
00:50:16,803 --> 00:50:20,473
‫اول از همه، باید از نقطه ضعف
‫دشمنتون به عنوان سلاح استفاده کنید.

506
00:50:20,556 --> 00:50:22,225
‫باید بی پروا باشین.

507
00:50:22,308 --> 00:50:23,810
‫ادب و احترام رو کنار بذارین.

508
00:50:25,061 --> 00:50:27,188
‫طوری باهاشون رفتار کنید
‫که انگار پدر و مادرتون رو کشتن

509
00:50:27,230 --> 00:50:29,190
‫و دیگه هیچ وقت پدر و مادرتون رو نمی بینید.

510
00:50:29,273 --> 00:50:32,610
‫هیچ وقت از خواسته ـتون عقب نشینی نکنید.

511
00:50:35,613 --> 00:50:38,199
‫اجازه ندین که
‫جایگاه اجتماعی دشمنتون شما رو بترسونه.

512
00:50:38,783 --> 00:50:39,784
‫قوی باشین

513
00:50:41,035 --> 00:50:42,870
‫و طوری رفتار کنید که
انگار در سطح اونها هستین.

514
00:50:43,371 --> 00:50:45,081
‫[ آسمان آبی، سانگچون ]

515
00:50:53,381 --> 00:50:56,551
‫تو مگه بُزی که اینجوری کاغذ می جویی؟

516
00:50:56,634 --> 00:50:58,302
‫چرا این کار رو با من می کنید؟

517
00:50:58,386 --> 00:51:00,429
‫می دونید که بازرسی محل

518
00:51:00,513 --> 00:51:03,057
‫ساخت برج بابل دارای مشکلاتی بوده، مگه نه؟

519
00:51:03,766 --> 00:51:04,934
‫[ بررسی مجدد مجوز ساخت ]

520
00:51:05,017 --> 00:51:06,060
‫باید دوباره ارزیابیش کنید.

521
00:51:06,143 --> 00:51:07,311
‫و بر اون اساس،

522
00:51:07,395 --> 00:51:09,981
‫باید تاییدیه رو هم دوباره ارزیابی کنید.

523
00:51:10,565 --> 00:51:13,150
‫من رئیس پلیس ایستگاه سانگچئون هستم،

524
00:51:13,234 --> 00:51:16,112
‫- ارتباطم رو با گروه بابل قطع می کنم.
‫- مسابقه ی، سخنرانی، چیزی که نبوده؟

525
00:51:16,195 --> 00:51:18,155
‫بعدش گلوت خون ریزی نکرد؟

526
00:51:18,239 --> 00:51:19,991
‫چی می خواین؟

527
00:51:20,908 --> 00:51:21,909
‫اول از همه

528
00:51:21,993 --> 00:51:25,079
‫تمام وقت برای پاساژ گئومگا پلیس می ذاری

529
00:51:25,162 --> 00:51:26,581
‫و امنیت اونجا رو بالا می بری.

530
00:51:26,664 --> 00:51:27,790
‫دوم

531
00:51:28,457 --> 00:51:32,336
‫به مستاجرهای پاساژ
‫جایزه ی شهروندی نمونه رو میدی.

532
00:51:35,673 --> 00:51:37,758
‫برنده شدم!

533
00:51:37,842 --> 00:51:40,052
‫سر و از پا نمی شناسه!

534
00:51:41,470 --> 00:51:43,139
‫می خواین که چی کار کنم؟

535
00:51:43,723 --> 00:51:47,977
‫تمام تجدید بناهای اطراف
‫پاساژ گئومگا رو لغو می کنی.

536
00:51:48,060 --> 00:51:50,646
‫تمام رشوه هایی که
‫از گروه بابل گرفتی رو برمی داری

537
00:51:50,730 --> 00:51:52,481
‫و به پرورشگاه گئومگا اهدا می کنی

538
00:51:54,609 --> 00:51:56,944
‫مگر اینکه دلت بخواد خوار و حقیر بشی.

539
00:51:58,362 --> 00:51:59,822
‫[ ایول، ایول، کمک رسانان برج بابل ]

540
00:52:04,577 --> 00:52:06,662
‫کمک رسانان برج بابل؟

541
00:52:07,413 --> 00:52:09,999
‫این چه جور اسمیه که یک مشت
‫ارذل گشنه گدا برای خودشون گذاشتن؟

542
00:52:10,082 --> 00:52:11,876
‫شبیه اسم ماست بندیه.

543
00:52:13,544 --> 00:52:16,380
‫دفعه ی بعد عاقبتتون توی فریزره،
خاک بر سرها.

544
00:52:21,177 --> 00:52:22,470
‫صورت من یادتون بمونه.

545
00:52:23,262 --> 00:52:24,680
‫من موش بیور گئومگا دونگم.

546
00:53:17,733 --> 00:53:19,735
‫چی؟

547
00:53:19,819 --> 00:53:22,947
‫میگن که می خوان
‫تاییدیه رو دوباره بررسی کنن.

548
00:53:23,030 --> 00:53:24,782
‫پس ووسانگ داره چی کار می کنه؟

549
00:53:25,407 --> 00:53:26,659
‫لعنت بهشون.

550
00:53:26,742 --> 00:53:30,371
‫در جهنم رو به روشون باز کردم،
‫خب اونها هم نقشه کشیدن.

551
00:53:32,373 --> 00:53:34,041
‫- بشین. ‫- چشم.

552
00:53:39,922 --> 00:53:41,465
‫وقتی که گوشم تیر خورد،

553
00:53:42,174 --> 00:53:44,510
‫اون لحظه ای که تو بهم
‫شلیک کردی جلوی چشمم اومد.

554
00:53:49,807 --> 00:53:51,183
‫چرا این موضوع رو پیش می کشین؟

555
00:53:52,059 --> 00:53:53,894
‫فقط دارم می گم که خوشحالم که زنده ام.

556
00:54:00,192 --> 00:54:01,652
‫یادته که چی بهت گفتم؟

557
00:54:02,278 --> 00:54:03,737
‫الان فقط ما دوتا موندیم.

558
00:54:04,321 --> 00:54:05,531
‫برادریم.

559
00:54:10,786 --> 00:54:14,290
‫خیلی وقت پیش،
‫مادرت از من خواست یک لطفی بهش بکنم.

560
00:54:15,457 --> 00:54:16,917
‫از من خواست باهات خوب رفتار کنم

561
00:54:17,543 --> 00:54:19,461
‫و مراقبت باشم

562
00:54:20,921 --> 00:54:22,673
‫حتی اگر هم چیزی بهت ندم.

563
00:54:23,340 --> 00:54:24,550
‫مادرم گفت؟

564
00:54:26,010 --> 00:54:27,011
‫آره.

565
00:54:27,761 --> 00:54:29,513
‫ولی الان خوب باهوش شدی.

566
00:54:30,472 --> 00:54:31,807
‫می خوام بهت یک چیزی بدم.

567
00:54:32,516 --> 00:54:33,517
‫نه.

568
00:54:35,728 --> 00:54:37,104
‫نه، قربان.

569
00:54:38,022 --> 00:54:39,106
‫به همین شرایط راضیم.

570
00:54:39,773 --> 00:54:41,025
‫بابل بایو.

571
00:54:41,775 --> 00:54:43,235
‫مسئول شرکتش بشو و راهش بنداز.

572
00:54:44,820 --> 00:54:46,822
‫دلت می خواست یکی از
‫شرکت های زیر مجموعه رو بگردونی.

573
00:54:51,368 --> 00:54:54,913
‫قربان، من مناسب همچین کار مهمی نیستم.

574
00:54:54,997 --> 00:54:58,167
‫و بابل بایو...ای خدا، نه.

575
00:54:58,250 --> 00:55:00,711
‫- منطقی نیست.
‫- سعیت رو بکن، عوضی.

576
00:55:02,046 --> 00:55:03,297
‫اگر کارت رو درست انجام بدی،

577
00:55:03,881 --> 00:55:06,383
‫شرکت داروسازی بابل یا
‫صنایع شیمیایی رو میدم بهت.

578
00:55:08,135 --> 00:55:09,261
‫اگر که اصرار می کنید

579
00:55:10,888 --> 00:55:12,348
‫نهایت تلاشم رو می کنم.

580
00:55:15,893 --> 00:55:16,935
‫بیا اینجا.

581
00:55:22,691 --> 00:55:26,695
‫یک کار آفرین نوآور مثل الیزابت هولمز باش.

582
00:55:29,365 --> 00:55:30,658
‫خودم پشتتم.

583
00:55:34,620 --> 00:55:38,374
‫چشم قربان، تلاشم رو می کنم، ممنون.

584
00:55:40,334 --> 00:55:41,668
‫کارت رو خوب انجام بده.

585
00:55:53,430 --> 00:55:56,558
‫[ نامزد شماره ی سه، پاک سونگ جون ]

586
00:55:59,853 --> 00:56:02,648
‫[ رهبر عصری جدید ]
‫[ پارک سونگ جون! ]

587
00:56:03,941 --> 00:56:06,151
‫گفتم که مشکلی نیست.

588
00:56:06,235 --> 00:56:08,237
‫آره، با همون پیش برو.

589
00:56:09,279 --> 00:56:10,781
‫ای خدا، چقدر عوضیه.

590
00:56:11,448 --> 00:56:14,201
‫- پارسال دوست امسال آشنا، آقای هان.
‫- سلام، قربان!

591
00:56:14,827 --> 00:56:17,329
‫ای بابا، قربان چیه؟
‫این قدر رسمی نباش.

592
00:56:18,789 --> 00:56:21,041
‫اوضاع ووسانگ بر وفق مراده؟

593
00:56:21,625 --> 00:56:24,711
‫ای خدا، من که آدم خاصی نیستم، ‫ولی بازهم
شما هنوز اسم شرکتم رو یادتونه، ممنونم.

594
00:56:25,379 --> 00:56:27,214
‫- بشین. ‫- چشم.

595
00:56:27,297 --> 00:56:31,677
‫توی مهمونی شام شرکت
‫با خودت خلوت کرده بودی.

596
00:56:31,760 --> 00:56:33,428
‫آهنگ «من حالم دست خودم نیست» رو می خوندی؟

597
00:56:33,720 --> 00:56:36,056
‫چطور می تونم همچین
‫وکیل تازه کار منگی رو فراموش کنم؟

598
00:56:36,140 --> 00:56:39,309
‫ای خدا، باید عقلم رو
‫از دست داده باشم، بازهم اون کار رو کردم؟

599
00:56:39,393 --> 00:56:41,687
‫یا خدا ‫خیلی خجالت زده ام.

600
00:56:41,770 --> 00:56:44,815
‫بریم سر اصل مطلب، راجع به فایل گیوتین بگو.

601
00:56:44,898 --> 00:56:47,151
‫- در مورد چیه؟ ‫- باشه.

602
00:56:48,318 --> 00:56:51,864
‫توی این چند هفته اوضاع جالبی نبوده، قربان.

603
00:56:55,242 --> 00:56:56,410
‫آقای کاسانو. ‫خانم هونگ.

604
00:56:57,035 --> 00:56:58,704
‫من تمام مواردی که

605
00:56:58,787 --> 00:57:01,832
‫راجع به بابل
‫توی فایل گیوتین بود رو بررسی کردم.

606
00:57:01,915 --> 00:57:05,460
‫کلمه ای که بیشتر از همه
‫به چشم می خورد می دونید چیه؟

607
00:57:05,544 --> 00:57:07,004
‫رشوه و رسوایی؟

608
00:57:07,087 --> 00:57:09,381
‫- اشتباهه.
‫- باید راجع به املاک باشه.

609
00:57:09,464 --> 00:57:11,466
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- توی کره ایم ها.

610
00:57:11,550 --> 00:57:14,511
‫درسته، دقیق تر بخوام بگم، «شنتش» میشه.

611
00:57:15,095 --> 00:57:16,221
‫شنتش؟

612
00:57:16,930 --> 00:57:17,973
‫شنتش چیه؟

613
00:57:18,807 --> 00:57:20,726
‫«شرکت نوآورانه توسعه شهری»

614
00:57:20,809 --> 00:57:23,645
‫توی ساخت و توسعه ی املاک
‫برای ساخت شهرهای جدید فعالیت می کنن.

615
00:57:23,729 --> 00:57:24,771
‫منظور رو متوجه ای دیگه؟

616
00:57:24,855 --> 00:57:26,607
‫[ نام: پارک سونگ جون. ]
‫[ حرفه: ملک و املاک ]

617
00:57:26,690 --> 00:57:30,694
‫همون طور که انتظار می رفت، کار اصلی
‫کارتل های کره ای روی ملک و املاکه.

618
00:57:30,777 --> 00:57:32,863
‫شتنش توی هر کاری دست داره.

619
00:57:33,530 --> 00:57:36,033
‫بابل و شتنش دستشون باهم توی یک کاسه ـس.

620
00:57:36,116 --> 00:57:38,619
‫افراد داخل شرکت و آدم های دور و برش

621
00:57:38,702 --> 00:57:41,246
‫باید با خریدن زمین های اطراف
‫برج بابل خوب پولی به جیب زده باشن.

622
00:57:41,830 --> 00:57:45,667
‫پارک سونگ جون، کسی که توی
‫انتخابات ریاست جمهوری پیشتازه رو می شناسین؟

623
00:57:45,751 --> 00:57:48,211
‫پنج سال پیش از راه دور زدن های قانونی

624
00:57:48,295 --> 00:57:50,631
‫اطراف پاساژ برای خودش
زمین هایی به دست آورده.

625
00:57:51,173 --> 00:57:53,634
‫برادر زنش رئیس شتنشه.

626
00:57:53,717 --> 00:57:55,010
‫- برادر زنش؟ ‫- بله؟

627
00:57:55,886 --> 00:57:58,555
‫شاید بهتر بود فایل گیوتین رو باز نمی کردیم.

628
00:57:58,639 --> 00:58:00,349
‫باعث تمام بدبختی هامونه.

629
00:58:00,432 --> 00:58:02,392
‫وقتی که فقط بابل تنها هدف ماست

630
00:58:02,976 --> 00:58:04,853
‫همه ـش فساد بیشتری پیدا می کنیم.

631
00:58:11,068 --> 00:58:12,569
‫کجا میری؟

632
00:58:13,945 --> 00:58:16,323
‫وقتشه که با حرص و طمعمون رو به رو بشیم.

633
00:58:17,199 --> 00:58:18,200
‫بر می گردم.

634
00:58:21,036 --> 00:58:22,954
‫آقای کاسانو، حالا چی کار کنیم؟

635
00:58:28,960 --> 00:58:30,379
‫پس ببین درست متوجه شدم.

636
00:58:30,962 --> 00:58:35,717
‫فایل گیوتین به همراه
1.5 تریلیون شمش طلا زیر

637
00:58:35,801 --> 00:58:37,386
‫برج بابل دفن شدن؟

638
00:58:37,469 --> 00:58:38,637
‫بله، قربان.

639
00:58:38,720 --> 00:58:41,556
‫و یک وکیل مافیای ایتالیایی
‫همه چی رو به دست گرفته؟

640
00:58:41,640 --> 00:58:43,016
‫بله، درسته.

641
00:58:48,146 --> 00:58:50,190
‫- آقای کیم. ‫- بله.

642
00:58:50,273 --> 00:58:52,067
‫این فیلم نامه اولیه انیمه ای، چیزیه؟

643
00:58:52,651 --> 00:58:53,777
‫خب

644
00:58:54,778 --> 00:58:57,989
‫تایید شده که اطلاعات
‫ایشون قابل استناد هستن.

645
00:59:00,242 --> 00:59:01,368
‫که این طور.

646
00:59:02,327 --> 00:59:03,829
‫چه سیاست می خواد باشه چه زندگی،

647
00:59:04,746 --> 00:59:06,957
‫همچین داستانی نمی تونه وجود داشته باشه.

648
00:59:07,040 --> 00:59:10,502
‫تمام این مسائل کاملاً جدی هستن، قربان.

649
00:59:10,585 --> 00:59:11,962
‫برج بابل

650
00:59:13,171 --> 00:59:14,673
‫فایل گیوتین

651
00:59:14,756 --> 00:59:16,174
‫همه چی

652
00:59:21,138 --> 00:59:22,931
‫همه ـشون

653
00:59:25,892 --> 00:59:29,104
‫مثل شمشیری می مونن که روی گردنمه.

654
00:59:33,483 --> 00:59:34,484
‫قربان.

655
00:59:35,110 --> 00:59:38,905
‫من سپر بلای شما می شم.

656
00:59:43,618 --> 00:59:45,370
‫باید چی کار کنم

657
00:59:47,247 --> 00:59:48,623
‫تا بتونم از این سپر استفاده کنم؟

658
00:59:49,666 --> 00:59:50,750
‫قربان

659
00:59:59,134 --> 01:00:00,927
‫شرمنده ام که دوباره ازتون می خوام،

660
01:00:01,011 --> 01:00:03,555
‫ولی باید نقل مکان کنید.
‫برای شما یک جای دیگه رو پیدا می کنم.

661
01:00:03,638 --> 01:00:06,266
‫این بار چی شده؟

662
01:00:07,142 --> 01:00:08,685
‫اون روز شانس آوردیم.

663
01:00:09,186 --> 01:00:12,272
‫اگر قضیه ی انفجار دیگه ای باشه،
‫اینجا موندن خیلی خطرناکه.

664
01:00:12,355 --> 01:00:15,442
‫برای همین اصرار دارم
هر چه زودتر از اینجا برین.

665
01:00:15,525 --> 01:00:18,403
‫جناب جوکها و من
‫پیروی سخنان بودا هستیم

666
01:00:18,486 --> 01:00:20,739
‫و مثل قبل همین جا می مونیم.

667
01:00:26,786 --> 01:00:28,622
‫- آقای کاسانو. ‫- بله؟

668
01:00:29,289 --> 01:00:32,375
‫قصد دارم از شما چیزی بپرسم.

669
01:00:33,460 --> 01:00:34,628
‫بفرمایید.

670
01:00:47,015 --> 01:00:48,600
‫[ معبد نانیک ]

671
01:01:03,198 --> 01:01:05,617
‫مطمئنید که می تونین برج بابل رو بسازین؟

672
01:01:05,700 --> 01:01:08,536
‫شنیدم که دارن دوباره
‫این موضوع رو بررسی می کنن.

673
01:01:09,120 --> 01:01:12,123
‫طبق تجربه ای که دارم،
‫با این شل کن و سفت کنی که در میارن

674
01:01:13,166 --> 01:01:14,960
‫باید سخت باشه که برج بابل ساخته بشه.

675
01:01:15,043 --> 01:01:19,297
‫خبرگزاری ها شک کردن که
‫داره اتفاق هایی می افته.

676
01:01:19,381 --> 01:01:20,382
‫دوستان.

677
01:01:21,091 --> 01:01:23,593
‫موارد کوچیکی توی اسناد پیش اومده.
‫چیزی نیست.

678
01:01:24,260 --> 01:01:27,681
‫ووسانگ چند روزه مشکلات رو حل می کنه.

679
01:01:29,182 --> 01:01:31,977
‫چرا فعلاً نمیاین بیخیال
باشیم و چیزی بخوریم؟

680
01:01:32,602 --> 01:01:35,522
‫چیز قابل داری نیست ‫ولی هدیه ای
که براتون گرفتم رو یک نگاهی بندازین.

681
01:01:36,147 --> 01:01:37,565
‫ای خدا.

682
01:01:38,733 --> 01:01:39,734
‫عجب چیزیه.

683
01:01:40,610 --> 01:01:43,780
‫مطمئنم که همه می دونین
قضیه چه جوری پیش میره.

684
01:01:47,617 --> 01:01:48,868
‫عجب کثافت های روی اعصابی هستن.

685
01:01:48,952 --> 01:01:50,662
‫نمیشه از شرشون خلاص بشیم؟

686
01:01:50,745 --> 01:01:53,665
‫نمی تونیم آدم هایی که توی
‫جلسه ی امروز بودن رو از دست بدیم.

687
01:01:57,127 --> 01:01:58,545
‫همین طور راضی نگه ـشون دار.

688
01:01:58,628 --> 01:02:02,841
‫درسته که در حد مهره ی فیل نیستن،
‫ولی سربازهای خوبین.

689
01:02:10,265 --> 01:02:14,436
‫واقعاً فوق العاده ـین.
‫مقایسه ی خوبی با شطرنج کردین.

690
01:02:14,519 --> 01:02:15,603
‫خیلی معرکه بود.

691
01:02:18,648 --> 01:02:19,774
‫کجایی؟

692
01:02:20,525 --> 01:02:22,068
‫همه رفتن، نه؟

693
01:02:23,069 --> 01:02:25,613
‫دارم با خودم مهمون میارم.

694
01:02:26,281 --> 01:02:27,282
‫مهمون؟

695
01:02:37,250 --> 01:02:40,170
‫خوشحالم که بالاخره
‫شما رو می بینم، جناب کاسانو.

696
01:02:40,879 --> 01:02:42,213
‫سلام قربان.

697
01:02:44,674 --> 01:02:45,675
‫من هونگ چا یانگم.

698
01:02:45,758 --> 01:02:49,179
‫راجع به شما هم خیلی شنیدم.

699
01:02:50,054 --> 01:02:52,724
‫سلام قربان، از دیدنتون خوشحالم.
‫من دستیار وکیل اینجا هستم.

700
01:02:52,807 --> 01:02:54,267
‫آها، سلام.

701
01:02:59,981 --> 01:03:01,816
‫آقای ان، باید صحبتی داشته باشیم.

702
01:03:03,151 --> 01:03:04,402
‫پس

703
01:03:05,904 --> 01:03:06,946
‫ببخشید.

704
01:03:09,782 --> 01:03:12,702
‫شما فایل گیوتین رو دارین؟

705
01:03:12,785 --> 01:03:16,289
‫خانم هونگ، آقای نام، شما و من
‫تنها کسانی هستیم که راجع بهش می دونیم.

706
01:03:16,372 --> 01:03:17,373
‫به هیچ کسی نگو.

707
01:03:17,415 --> 01:03:19,584
‫پس، باید بریم به اداره ام

708
01:03:19,667 --> 01:03:21,544
‫نه، هنوز نه.

709
01:03:22,504 --> 01:03:24,214
‫یک کاری هست که باید با این فایل بکنیم.

710
01:03:25,215 --> 01:03:26,216
‫درسته.

711
01:03:26,925 --> 01:03:29,169
‫می تونیم هر کسی رو که
‫اراده می کنیم با این فایل نابود کنیم.

712
01:03:29,219 --> 01:03:30,678
‫درسته.

713
01:03:30,762 --> 01:03:32,513
‫- بهم اعتماد داری؟ ‫- کاملاً.

714
01:03:32,597 --> 01:03:36,517
‫پس اجازه بده، از راهی که
‫به نظرم درسته از فایل گیوتین استفاده کنم.

715
01:03:36,601 --> 01:03:38,728
‫بعد از اینکه کارم تموم شد،
‫خودم بهت تقدیمش می کنم.

716
01:03:38,811 --> 01:03:40,605
‫به نظرم بدونم چطوری
می خوای ازش استفاده کنی.

717
01:03:40,688 --> 01:03:42,565
‫بهت اعتماد دارم، جناب مشاور.

718
01:03:42,649 --> 01:03:43,650
‫ممنون.

719
01:03:45,568 --> 01:03:46,986
‫ولی یک لطفی می خوام بهم بکنی.

720
01:03:47,570 --> 01:03:48,947
‫بفرمایید.

721
01:03:49,030 --> 01:03:50,031
‫هی!

722
01:03:51,241 --> 01:03:53,868
‫بذار ببین درست فهمیدم.
‫فایل گیوتین درست

723
01:03:53,952 --> 01:03:56,829
‫توی زیر زمین پاساژه؟

724
01:03:57,830 --> 01:04:01,000
‫و تنها کسی که می تونه درش بیاره
‫وینچنزو کاسانوئه؟

725
01:04:01,084 --> 01:04:03,002
‫- بله. ‫- ای ناقلا.

726
01:04:04,170 --> 01:04:05,755
‫پس دلیلی داشته که تو

727
01:04:06,464 --> 01:04:08,841
‫با وینچنزو کار می کردی!

728
01:04:12,512 --> 01:04:15,056
‫به زودی فایل گیوتین رو برای شما میارم.

729
01:04:15,139 --> 01:04:16,599
‫- باشه. ‫- بعدش از فایل برای

730
01:04:16,683 --> 01:04:19,852
‫نابود کردن مدیر کیم هوی وون
‫و پارک جه بوم استفاده می کنیم و

731
01:04:19,936 --> 01:04:21,354
‫شما مدیرکل اداره میشین.

732
01:04:21,437 --> 01:04:23,064
‫- مدیرکل؟ ‫- بله.

733
01:04:27,986 --> 01:04:30,905
‫هوی وون، جه بوم.

734
01:04:34,993 --> 01:04:38,913
‫خب بهم بگو، من چه جوری می تونم کمکی کنم؟

735
01:04:40,498 --> 01:04:41,582
‫خیلی خب.

736
01:04:41,666 --> 01:04:43,209
‫بهترین طبقات برج بابل.

737
01:04:43,292 --> 01:04:46,212
‫از طبقه ی 120 و 121 شروع می کنم.

738
01:04:48,589 --> 01:04:49,424
‫قضیه چیه؟

739
01:04:49,507 --> 01:04:53,136
‫اول از همه، به گروه بابل نفوذ کنین
‫و کارهای کثیفشون رو کشف کنین.

740
01:04:53,803 --> 01:04:57,015
‫برای این که فایل گیوتین رو در آرامش ‫به
دست بیاریم باید بابل رو با خاک یکسان کنیم.

741
01:04:57,056 --> 01:04:58,975
‫ببخشید که دیر کردم.

742
01:04:59,058 --> 01:05:00,977
‫یک جلسه ی فوری داشتم.

743
01:05:01,519 --> 01:05:04,313
‫من مدیر ته جونگ گو از
‫اداره ی اجرایم سازمان یافته بین المللی

744
01:05:04,397 --> 01:05:06,107
‫در سرویس امنیت اطلاعات بین المللی هستم.

745
01:05:06,691 --> 01:05:07,984
‫و بعدش،

746
01:05:08,067 --> 01:05:12,113
‫مطمئن بشین که هیچ کس
دنبال آقای کاسانو نباشه.

747
01:05:16,325 --> 01:05:19,328
‫خب، راجع به وینچنزو کاسانو

748
01:05:21,956 --> 01:05:24,751
‫بهتره هیچ وقت دنبالش نری.

749
01:05:26,127 --> 01:05:28,838
‫- جان؟ ‫- اون نه تنها با

750
01:05:28,921 --> 01:05:32,091
‫مدارک فساد ایتالیا به کره فرار کرده،

751
01:05:32,175 --> 01:05:34,043
‫بلکه مدارک فساد سیاستمدارهای
‫بریتانیا و فرانسه رو هم داره.

752
01:05:34,093 --> 01:05:36,971
‫نمی دونستم که این قدر مهم بوده.

753
01:05:37,054 --> 01:05:38,055
‫آره.

754
01:05:38,973 --> 01:05:41,976
‫یک برنامه ای درست کرده که در صورت مرگش

755
01:05:42,059 --> 01:05:44,145
‫تمامی مدارک توی دارک وب پخش بشه.

756
01:05:44,729 --> 01:05:47,190
‫و اگر یک رسوایی بین
المللی به خاطر ما به وجود بیاد

757
01:05:48,107 --> 01:05:51,652
‫دولت ما مجبور میشه که
‫مسئولیتش رو بر عهده بگیره.

758
01:06:22,892 --> 01:06:24,685
‫چه ذوقی دارن.

759
01:06:24,769 --> 01:06:26,679
‫گونه هاشون از این لبخندی که
‫می زنن باید درد گرفته باشه.

760
01:06:26,729 --> 01:06:29,982
‫اون وزغ طلایی رو ببین.
‫مطمئنم که حتی ارزش زیادی هم نداره.

761
01:06:31,901 --> 01:06:35,238
‫توی اولین جلسه یک دوربین مخفی هم گذاشتم

762
01:06:35,321 --> 01:06:36,906
‫ولی هیچی رو ضبط نکرده.

763
01:06:36,989 --> 01:06:39,242
‫جی سوک درست توضیح نداد
‫چه جوری راه ـش بندازم.

764
01:06:39,325 --> 01:06:41,202
‫آقای ته توی روشن و خاموشش مونده بود.

765
01:06:45,081 --> 01:06:48,626
‫به هر حال، به لطف شما، فکر می کنم که
‫ممکنه جایگاه بزرگتری نصیبم بشه.

766
01:06:50,169 --> 01:06:54,006
‫راستش، من زیاد کاری نکردم
‫تمام زحمت ها رو ایشون کشیدن.

767
01:07:08,187 --> 01:07:09,313
‫سلام، قربان.

768
01:07:09,397 --> 01:07:11,232
‫چی؟ یونگ اون؟

769
01:07:12,149 --> 01:07:14,193
‫اینجا چی کار می کنی؟

770
01:07:14,277 --> 01:07:15,528
‫خب، در جواب این سوال،

771
01:07:16,487 --> 01:07:17,989
‫داستانش طولانیه.

772
01:07:18,072 --> 01:07:19,573
‫راسته؟ می دونستم.

773
01:07:19,657 --> 01:07:22,994
‫آقای چو یکی از مامورهای ماست، مگه نه؟

774
01:07:23,786 --> 01:07:25,830
‫می دونستم، قیافه ـش خیلی آشنا می خورد.

775
01:07:26,580 --> 01:07:28,457
‫باید بیشتر با همکارهات وقت بگذرونی.

776
01:07:29,083 --> 01:07:30,251
‫چه سالی خدمتت شروع شد؟

777
01:07:31,544 --> 01:07:33,629
‫نه، جی سوک قبل از تو وارد سازمان شد.

778
01:07:34,588 --> 01:07:36,215
‫- خیلی جوون به نظر میای.
‫- خبردار.

779
01:07:36,841 --> 01:07:37,883
‫- آزاد. ‫- خدا.

780
01:07:37,967 --> 01:07:39,635
‫خدا؟ حواست جمع باشه.

781
01:07:40,720 --> 01:07:41,721
‫کافیه.

782
01:07:43,306 --> 01:07:44,598
‫چطوری

783
01:07:45,099 --> 01:07:47,560
‫با عقل جور در نمیاد، آقای کیم.

784
01:07:49,562 --> 01:07:51,022
‫پس

785
01:07:51,647 --> 01:07:55,151
‫آقای هان دادستان کل
‫دادسرای حوزه ی نامدونگبو میشه؟

786
01:07:56,402 --> 01:07:59,739
‫و خانم چوی مدیرعامل ووسانگ میشه؟

787
01:07:59,822 --> 01:08:01,615
‫ممکنه این موضوع رو راجع به من ندونی،

788
01:08:01,699 --> 01:08:05,536
‫ولی من توی بازرسی حوزه
دادستانی کارم عالی بود.

789
01:08:06,203 --> 01:08:08,205
‫چون که پرونده هات رو می باختی بیرونت کردن!

790
01:08:08,289 --> 01:08:09,290
‫من؟

791
01:08:10,958 --> 01:08:14,128
‫و درباره ی اون وکیل مافیای ایتالیایی.

792
01:08:15,629 --> 01:08:17,131
‫پاپیچش نشین.

793
01:08:17,715 --> 01:08:19,508
‫از چیزی که شما فکر می کنید قضیه بزرگتره.

794
01:08:20,092 --> 01:08:21,761
‫اون یک معضل بین المللیه.

795
01:08:26,932 --> 01:08:29,226
‫ما که تازه هم رو دیدیم،
‫ولی خوب رو دور دستور دادن افتادین.

796
01:08:29,935 --> 01:08:31,353
‫تو کار ما دخالت نکن.

797
01:08:31,937 --> 01:08:36,901
‫آقای پارک خیلی دست و دلباز بودن
‫که بهتون یک فرصت دوباره دادن.

798
01:08:36,984 --> 01:08:38,694
‫من نیازی به دست و دلبازی ایشون ندارم.

799
01:08:40,738 --> 01:08:43,282
‫به عنوان پسری که پدر خودش رو با سم کشته

800
01:08:43,365 --> 01:08:45,201
‫خیلی حاضر جوابی می کنی.

801
01:08:48,287 --> 01:08:49,497
‫چی؟

802
01:08:49,580 --> 01:08:51,123
‫فکرش رو نمی کردی که من خبر داشته باشم؟

803
01:08:54,960 --> 01:08:56,837
‫و یک موضوع دیگه.

804
01:08:56,921 --> 01:09:00,216
‫به نظرم بهتر باشه که هان سوک
‫یک مدتی بره استراحت کنه.

805
01:09:00,883 --> 01:09:04,762
‫و دوباره شرکت رو هان سو بگردونه.

806
01:09:05,346 --> 01:09:06,347
‫چی؟

807
01:09:06,889 --> 01:09:08,891
‫منظورت منم؟

808
01:09:09,725 --> 01:09:10,726
‫قربان.

809
01:09:13,312 --> 01:09:16,607
‫می دونم که این دستورات رو جناب پارک دادن.

810
01:09:16,690 --> 01:09:18,651
‫ولی شما نمی تونین بگین که یک شرکت خصوصی

811
01:09:18,734 --> 01:09:21,737
‫چوی میونگ هی، جانگ هان سوک.

812
01:09:22,530 --> 01:09:24,573
‫یک تغییر راحت با

813
01:09:25,366 --> 01:09:27,368
‫مدیریت جدید نمی خواین؟

814
01:09:30,913 --> 01:09:34,500
‫و تو، میونگ هی،
‫یک بار دیگه جواب من رو بدی،

815
01:09:35,626 --> 01:09:39,380
‫این طور برداشت می کنم
‫که با نامزد ریاست جمهوری که

816
01:09:40,047 --> 01:09:42,299
‫38.7 درصد رایش تضمین شده در افتادی.

817
01:09:49,598 --> 01:09:52,184
‫تبریک میگم رئیس جانگ.

818
01:09:54,019 --> 01:09:55,813
‫- یک بار دیگه. ‫- رئیس جانگ.

819
01:09:59,233 --> 01:10:01,819
‫و من واقعاً دوباره رئیس شدم؟

820
01:10:03,445 --> 01:10:06,282
‫می دونین برای اینکه
‫این اتفاق بیفته چقدر زحمت کشیدم؟

821
01:10:07,157 --> 01:10:08,158
‫آقای هان

822
01:10:08,242 --> 01:10:09,243
‫نه.

823
01:10:10,536 --> 01:10:11,745
‫سونگ هیوک.

824
01:10:12,329 --> 01:10:14,164
‫ای بابا، الان دادستان کل هستم.

825
01:10:14,248 --> 01:10:15,624
‫دادستان کل، هان.

826
01:10:18,502 --> 01:10:23,132
‫حس می کنم که دارم خواب می بینم.
‫باورم نمیشه این اتفاق داره میفته.

827
01:10:23,215 --> 01:10:24,800
‫اسمش چی بود؟

828
01:10:24,883 --> 01:10:25,884
‫جانگ جون وو؟

829
01:10:26,302 --> 01:10:27,886
‫- وینچنزو. ‫- وینچنزو.

830
01:10:28,470 --> 01:10:31,181
‫تا 24 ساعت دیگه
‫از اینترپل برای دستگیریش میان.

831
01:10:33,434 --> 01:10:34,560
‫اینترپل؟

832
01:10:34,643 --> 01:10:36,520
‫- پلیس بین المللی. ‫- می دونم.

833
01:10:36,603 --> 01:10:37,604
‫درسته.

834
01:10:38,731 --> 01:10:39,940
‫می دونی

835
01:10:40,733 --> 01:10:44,111
‫به رئیس خاندان کاسانو
‫زنگ زدم و براش تله گذاشتم.

836
01:10:45,779 --> 01:10:49,116
‫ازش خواستم که یک جرمی پیدا کنه که
‫بتونیم باهاش برای وینچنزو پاپوش درست کنیم.

837
01:10:49,199 --> 01:10:51,493
‫و به اینترپل گزارشش رو دادم.

838
01:10:56,665 --> 01:10:57,750
‫ای خدا.

839
01:10:59,209 --> 01:11:00,127
‫بسه.

840
01:11:00,210 --> 01:11:02,171
‫چرا به فکر خودم نرسید؟

841
01:11:02,254 --> 01:11:06,425
‫باید از شر کسی که از همه احتمالش بیشتره
‫فایل گیوتین رو به دست بیاره خلاص بشیم.

842
01:11:06,508 --> 01:11:10,679
‫و شما، رئیس عزیزم،
‫پاساژ گئومگا رو تخریب می کنین

843
01:11:10,763 --> 01:11:12,890
‫و فایل گیوتین رو به دست میارین.

844
01:11:13,432 --> 01:11:16,518
‫ولی اگر بعد از مدتی وینچنزو برگرده چی؟

845
01:11:16,602 --> 01:11:19,730
‫نه بابا، محاله.

846
01:11:20,481 --> 01:11:24,693
‫حالا،
شما می تونین روی چرخوندن بابل تمرکز کنیم.

847
01:11:24,777 --> 01:11:28,614
‫منم، دادستان کل،
‫بقیه کارها رو راست و ریس می کنم.

848
01:11:31,200 --> 01:11:32,326
‫جانگ هان سوک

849
01:11:43,295 --> 01:11:45,798
‫بذار ببینم

850
01:11:45,881 --> 01:11:48,842
‫کی می رسه به اون بالا.

851
01:12:18,747 --> 01:12:20,999
‫[ مراسم معرفی دادستان کل ]
‫[ هان سوک هیوک ]

852
01:12:30,551 --> 01:12:33,303
‫لطفاً به عنوان دادستان کل
‫جدید چند کلمه ای صحبت کنین.

853
01:12:33,887 --> 01:12:37,891
‫بی اندازه مفتحرم که فرصت این رو پیدا کردم
‫تا خدمتگزار مردم کشورمون باشم.

854
01:12:38,600 --> 01:12:42,646
‫به عنوان محافظ قانون اساسی و دموکراسی،

855
01:12:43,230 --> 01:12:46,483
‫زندگی خودم رو وقف اصل عدالتی می کنم

856
01:12:46,984 --> 01:12:49,319
‫که بتونه در سیستم قضایی ما اجرا بشه.

857
01:12:50,070 --> 01:12:52,197
‫برنامه ی شما برای اتهامات مربوط به

858
01:12:52,281 --> 01:12:54,241
‫- شرکت بابل چیه؟ ‫- همین طوری؟

859
01:12:54,324 --> 01:12:56,618
‫چطوری یک شبه اون دادستان کل شد؟

860
01:12:56,702 --> 01:12:59,621
‫جانگ هان سوک همچین
‫نفوذی نداره که این کار رو بکنه.

861
01:12:59,705 --> 01:13:01,790
‫باید از یک آدم بالارتبه تر برای جلوگیری از

862
01:13:02,374 --> 01:13:03,917
‫حمله های ما کمک گرفته باشن.

863
01:13:04,001 --> 01:13:06,086
‫- بله، همین کار رو می کنم.
‫- پس، ممکنه

864
01:13:06,169 --> 01:13:09,506
‫به خوبی در جریان بی اعتمادی
‫و نگرانی های عموم مردم هستم.

865
01:13:09,590 --> 01:13:13,343
‫پس چرا جانگ هان سوک
‫این رو به ما نگفت؟ موضوع به این مهمی.

866
01:13:13,427 --> 01:13:15,387
‫درسته، مشخصه که جا زده.

867
01:13:18,599 --> 01:13:20,058
‫هنوز جا نزده.

868
01:13:24,896 --> 01:13:25,981
‫بگو.

869
01:13:26,064 --> 01:13:28,191
‫باید حرف بزنیم، مساله فوریه.

870
01:13:31,778 --> 01:13:33,572
‫به منطقه ی A اعزام بشن.

871
01:13:49,796 --> 01:13:50,797
‫[ پلیس ]

872
01:14:15,197 --> 01:14:16,615
‫برای چی می خواستی حرف بزنی؟

873
01:14:23,538 --> 01:14:24,706
‫دارم دیوونه میشم.

874
01:14:59,116 --> 01:15:00,158
‫ببین

875
01:15:01,451 --> 01:15:03,120
‫یک چیزی داره اذیتم می کنه.

876
01:15:07,874 --> 01:15:09,126
‫چی؟ بهم بگو.

877
01:15:17,092 --> 01:15:20,220
‫کاش مجبور نبودم
‫این همه تصمیم توی زندگیم بگیرم.

878
01:15:30,397 --> 01:15:31,940
‫خوش گذشت.

879
01:15:33,900 --> 01:15:35,193
‫ولی اینجا

880
01:15:40,824 --> 01:15:42,367
‫جاییه که خوش گذرونی ما تموم میشه.

881
01:16:13,857 --> 01:16:15,358
‫تو درست عین برادرتی.

882
01:16:16,276 --> 01:16:18,069
‫در هر حال زیاد انتظاری ازت نداشتم.

883
01:16:19,863 --> 01:16:21,114
‫تفنگ؟

884
01:16:22,991 --> 01:16:25,035
‫شلیک نکنی، من هم تفنگ دستمه.

885
01:16:25,619 --> 01:16:26,870
‫خیانت تو به این معنیه که

886
01:16:28,788 --> 01:16:30,624
‫به هدفت دیگه رسیدی.

887
01:16:35,754 --> 01:16:39,090
‫اگر هر کدوم از ما شلیک کنه
‫ممکنه هر دو بمیریم.

888
01:16:39,174 --> 01:16:42,010
‫پس بیا هر دوتامون تفنگ ها رو بیاریم پایین،
باشه؟

889
01:16:42,594 --> 01:16:44,179
‫من همچین قصدی ندارم.

890
01:16:45,096 --> 01:16:48,266
‫راستش، تفنگ من پر نیست، خالیه.

891
01:16:49,184 --> 01:16:50,185
‫آها.

892
01:16:51,394 --> 01:16:52,479
‫پس اول به سر خودت شلیک کن.

893
01:16:52,562 --> 01:16:54,856
‫نه، گفتم خالیه.

894
01:16:55,523 --> 01:16:58,151
‫به سمتت نشونه گرفتم که بترسونمت.

895
01:17:03,239 --> 01:17:04,240
‫اول شلیک کن.

896
01:17:14,292 --> 01:17:15,669
‫وینچنزو کاسانو.

897
01:17:24,761 --> 01:17:26,054
‫از اینترپل هستیم.

898
01:17:26,137 --> 01:17:29,432
‫اینجاییم تا تو رو دستگیر
کنیم و برت گردونیم.

899
01:17:30,683 --> 01:17:33,228
‫اسلحه ـت رو بنداز، وینچنزو کاسانو.

900
01:19:51,032 --> 01:19:54,035
‫[ وینچنزو ]

901
01:19:54,118 --> 01:19:55,411
W W W . M O V I E S H O . C O M

902
01:20:23,981 --> 01:20:26,943
W W W . M O V I E S H O . C O M

903
01:20:27,026 --> 01:20:29,987
- ‫- Untranslated Line