1
00:00:53,303 --> 00:00:55,513
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: داود کریمی.

2
00:00:58,975 --> 00:00:59,976
‫اول شلیک کن.

3
00:01:07,275 --> 00:01:08,776
‫وینچنزو کاسانو.

4
00:01:17,243 --> 00:01:18,369
‫اینترپل.

5
00:01:18,453 --> 00:01:21,831
‫اینجاییم تا دستگیرت کنیم و برت گردونیم.

6
00:01:22,415 --> 00:01:24,918
‫اسلحه ـت رو بنداز، وینچنزو کاسانو.

7
00:01:25,918 --> 00:01:35,918
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:03:04,517 --> 00:03:07,562
‫جلو نیاین! ‫نزدیکم نشین!

9
00:03:46,642 --> 00:03:47,810
‫اسلحه ـتون رو بندازین.

10
00:04:02,617 --> 00:04:03,826
‫[ کیم این یونگ ]

11
00:04:03,910 --> 00:04:04,911
‫افسر کیم این یونگ.

12
00:04:06,204 --> 00:04:07,663
‫افسر بک گیونگ سو.

13
00:04:07,747 --> 00:04:08,915
‫بله.

14
00:04:08,998 --> 00:04:10,541
‫برید به مافوق خودتون بگین

15
00:04:11,125 --> 00:04:14,420
‫اینترپل مدرکی نداشت و برگشتن.

16
00:04:14,504 --> 00:04:18,132
‫در ضمن، ترتیب این جسدها هم بدین.
‫مفهوم شد؟

17
00:04:19,258 --> 00:04:21,886
‫کاری که می گم رو می کنید،
‫وگرنه تا دو روز دیگه مردین.

18
00:04:22,595 --> 00:04:23,596
‫فهمیدی افسر بک؟

19
00:04:24,514 --> 00:04:25,515
‫بله.

20
00:04:34,982 --> 00:04:36,734
‫برگرد و به رئیست بگو

21
00:04:37,318 --> 00:04:39,654
‫اینقدر الم شنگه به پا
نکنه و منتظر مرگش باشه.

22
00:04:40,780 --> 00:04:41,864
‫چشم، حتماً.

23
00:04:54,043 --> 00:04:55,211
‫رفع زحمت می کنم.

24
00:04:58,714 --> 00:05:00,550
‫صبر کن، نمی تونم بذارم خشک و خالی بری.

25
00:05:03,177 --> 00:05:04,303
‫این هم از پیش نمایش تو.

26
00:05:07,682 --> 00:05:10,393
‫یک لحظه فکر کردم،
‫قراره که بمیرم.

27
00:05:11,394 --> 00:05:13,896
‫مگه نگفتین که فقط میرین
تا وینچنزو رو گول بزنین

28
00:05:13,980 --> 00:05:15,648
‫تا اینترپل بیاد و دستگیرش کنه؟

29
00:05:16,482 --> 00:05:18,025
‫چرا، همین کار رو کردم.

30
00:05:18,651 --> 00:05:20,027
‫تفنگ رو از کجا آوردی؟

31
00:05:21,153 --> 00:05:22,154
‫خب

32
00:05:23,948 --> 00:05:27,994
‫خریده بودم تا وینچنزو رو بکشم.

33
00:05:29,203 --> 00:05:32,498
‫جناب دادستان کل
‫اینترپل رو هم به این قضیه کشونده.

34
00:05:32,581 --> 00:05:34,917
‫چرا سعی داشتی که خودت بکشیش؟

35
00:05:35,001 --> 00:05:36,961
‫خانم چوی، خری؟

36
00:05:37,795 --> 00:05:40,423
‫وینچنزو مافیاس.

37
00:05:41,424 --> 00:05:45,886
‫اگر تو ایتالیا محکوم به مرگ نشه
‫برمی گرده و ما رو می کشه.

38
00:05:46,512 --> 00:05:47,888
‫چطور این رو نمی دونی؟

39
00:05:50,182 --> 00:05:52,768
‫پس روی پیست یخ
‫افراد وینچنزو بودن؟

40
00:05:53,436 --> 00:05:54,520
‫آره.

41
00:05:55,563 --> 00:05:58,149
‫پنج نفر از آدم هاش رو مخفی کرده بود.
‫عوضی آب زیرکاه.

42
00:05:58,232 --> 00:06:01,569
‫پس این یعنی کاملاً اون ما رو
‫سر کار گذاشته، مگه نه؟

43
00:06:01,652 --> 00:06:03,154
‫ناامیدانه باید بگم که

44
00:06:05,281 --> 00:06:06,449
‫این طور به نظر میاد.

45
00:06:07,116 --> 00:06:10,119
‫خبر داشته که اینترپل
داره برای دستگیریش میاد؟

46
00:06:11,370 --> 00:06:13,247
‫آدم هاش هم اونجا مخفی کرده.

47
00:06:13,330 --> 00:06:14,707
‫در این مورد

48
00:06:18,753 --> 00:06:19,837
‫مطمئن نیستم.

49
00:06:23,674 --> 00:06:26,761
‫درست مثل کاری که مافیا می کنه
‫آدم های بیشتری رو استخدام کرده؟

50
00:06:26,844 --> 00:06:29,889
‫آره، احتمالاً همینه.
‫باید همین باشه.

51
00:06:33,142 --> 00:06:35,603
‫اگر برای جون خودت
‫ارزش قائلی، نزدیک تفنگ نشو.

52
00:06:36,854 --> 00:06:38,022
‫بریم خانم چوی.

53
00:06:39,065 --> 00:06:40,191
‫خداحافظ خانم چوی.

54
00:06:42,860 --> 00:06:46,030
‫می دونم که سرتون شلوغه.
‫نیازی نیست به ملاقاتم بیاین.

55
00:06:51,660 --> 00:06:53,079
‫یک چیزی رو داری مخفی می کنی.

56
00:06:53,162 --> 00:06:56,040
‫مشخصه که چیزی نیست،
‫نمی بینی تیر خوردم؟

57
00:06:56,123 --> 00:06:57,666
‫می خوام که با من رو راست باشین.

58
00:06:57,750 --> 00:07:00,294
‫بیخیال بابا، بهم اعتماد نداری؟

59
00:07:01,086 --> 00:07:03,422
‫دستم رو بگیر، درد دارم.

60
00:07:06,008 --> 00:07:07,635
‫خیلی درد می کنه.

61
00:07:08,260 --> 00:07:10,095
‫- بهتون زنگ می زنم.
‫- داری کجا میری؟

62
00:07:13,682 --> 00:07:16,477
‫[ قسمت هجدهم. ]

63
00:07:17,019 --> 00:07:20,898
‫پس اولین کارت
‫به عنوان دادستان کل این بود؟

64
00:07:22,858 --> 00:07:27,988
‫گاهی وقت ها می بری، گاهی وقت ها می بازی.
‫دنیا همینه دیگه، مگه نه؟

65
00:07:28,697 --> 00:07:31,992
‫حالا که این کار خودت بود،
‫نظرت در این مورد چیه؟

66
00:07:33,077 --> 00:07:36,413
‫بعد از یک تلاش دیگه،
‫توی این کار استاد میشم.

67
00:07:36,497 --> 00:07:39,166
‫می دونی در حال حاضر بزرگترین مشکلت چیه؟

68
00:07:39,250 --> 00:07:40,793
‫[ بخش خصوصی ]

69
00:07:40,876 --> 00:07:42,086
‫چی می تونه باشه؟

70
00:07:42,169 --> 00:07:46,465
‫متاسفانه ‫ممکنه الان اسمت

71
00:07:46,549 --> 00:07:48,759
‫رفته باشه تو لیست وینچنزو.

72
00:07:49,635 --> 00:07:53,097
‫اگر یک گوشه مثل بچه آدم نشسته بودی،
‫می تونستی جون خودت رو نجات بدی.

73
00:07:53,597 --> 00:07:56,141
‫فقط چون پای اینترپل رو
‫وسط کشیدم نمیاد که بزنه من رو بکشه.

74
00:07:58,435 --> 00:08:02,064
‫با سرک بردن به کارهایی که
‫هیچی حالیت نمیشه اوضاع رو بدتر نکن.

75
00:08:02,147 --> 00:08:04,066
‫تمرکزت رو بذار روی موقعیتت

76
00:08:04,733 --> 00:08:07,945
‫و زنده موندن، باشه؟

77
00:08:09,613 --> 00:08:11,532
‫قیافه ـت خیلی داغونه.

78
00:08:15,160 --> 00:08:18,414
‫با چه حقی با من این جوری حرف می زنه؟

79
00:08:19,999 --> 00:08:21,917
‫بله، دادستان کل هستم.

80
00:08:23,752 --> 00:08:24,753
‫علاقه ای ندارم.

81
00:08:26,005 --> 00:08:26,922
‫جیگرم خنگ شد.

82
00:08:27,006 --> 00:08:30,467
‫اگر اوضاع درست پیش نرفته بود،
‫آقای کاسانو الان سوار هواپیما بودش.

83
00:08:32,511 --> 00:08:34,597
‫خیلی اوضاع وحشتناکی می شد.

84
00:08:34,680 --> 00:08:37,224
‫امروز تقریباً غزل خداحافظی
رو با شما خونده بودیم.

85
00:08:42,813 --> 00:08:44,690
‫باید با هم حرف بزنیم، فوریه.

86
00:08:45,316 --> 00:08:48,902
‫هان سوک هیوک اینترپل رو
‫آورده تا شما رو به ایتالیا ببرن.

87
00:08:48,986 --> 00:08:50,529
‫تا چند ساعت دیگه هواپیماشون رسیده.

88
00:09:02,333 --> 00:09:03,625
‫چیه؟ ترسیدی؟

89
00:09:04,501 --> 00:09:05,586
‫معلومه.

90
00:09:06,295 --> 00:09:07,671
‫با اسلحه قراره محاصره بشیم.

91
00:09:09,840 --> 00:09:12,051
‫کاری فقط بکن که
‫یکی از اونها به من نزدیک بشه.

92
00:09:13,010 --> 00:09:14,345
‫و بقیه ـش رو بسپر به خودم.

93
00:09:18,474 --> 00:09:19,308
‫تمومه.

94
00:09:19,391 --> 00:09:20,893
‫- عالیه. ‫- ممنون.

95
00:09:34,573 --> 00:09:38,368
‫داری میگی که پائولو برات پاپوش درست کرده؟

96
00:09:39,453 --> 00:09:41,830
‫- آره.
‫- چطور می تونیم بهت اعتماد کنم؟

97
00:09:42,539 --> 00:09:45,125
‫اگر اولویت من فرار کردن بود،

98
00:09:45,793 --> 00:09:47,336
‫همه ـتون رو کشته بودم.

99
00:09:51,882 --> 00:09:54,510
‫بذارین من همین جا بمونم، در عوض

100
00:09:55,427 --> 00:09:57,012
‫براتون هدیه ای دارم.

101
00:10:29,586 --> 00:10:32,422
‫لیست رشوه هایی که
‫پائولو به سیاستمدارها و وزرا داده

102
00:10:33,048 --> 00:10:35,968
‫و مدارکی که بتونین اثباتش کنین.

103
00:10:38,804 --> 00:10:39,847
‫بازهم هست.

104
00:10:48,355 --> 00:10:51,859
‫فردا به مالتا برید و دنبال شرکت صوری
‫به اسم صندوق سرمایه گذاری جیسون باشین.

105
00:10:52,526 --> 00:10:55,153
‫به گزارش حسابرسی اونها
‫توی فلش یک نگاهی بندازین.

106
00:10:55,696 --> 00:10:57,823
‫همـتون یک ترفیع ویژه می گیرین.

107
00:11:12,254 --> 00:11:14,298
‫- سنگینه؟
 ‫- نه، اصلاً.

108
00:11:14,381 --> 00:11:15,541
‫- یک کمش رو بده من.
 ‫- چیزی نیست.

109
00:11:15,591 --> 00:11:17,342
‫- بده بابا.
 ‫- واقعاً چیزی نیست.

110
00:11:17,426 --> 00:11:19,720
‫- باید خسته شده باشی، بذار کمکت کنم.
‫- خسته نیستم.

111
00:11:21,430 --> 00:11:24,641
‫چرا با اینکه اون گفت رئیست می کنه
‫به من خیانت نکردی؟

112
00:11:25,142 --> 00:11:27,352
‫من رو که رئیس واقعی نمی کنه.

113
00:11:27,436 --> 00:11:29,146
‫فقط عروسک خیمه شب بازیش هستم.

114
00:11:29,813 --> 00:11:31,064
‫برای همین قبول نکردم.

115
00:11:32,482 --> 00:11:33,859
‫کارت امروز خوب بود، دیگه خداحافظ.

116
00:11:33,942 --> 00:11:35,068
‫یک لحظه صبر کن.

117
00:11:36,695 --> 00:11:38,196
‫بهم مشکوک میشن.

118
00:11:39,615 --> 00:11:44,119
‫میشه به یک جایی که گوشتش بیشتره
‫شلیک کنی تا گلوله فقط یک خراشی بندازه؟

119
00:11:44,202 --> 00:11:45,746
‫- به بازوت؟
 ‫- آره.

120
00:11:50,626 --> 00:11:52,544
‫- تفنگ رو بده.
 ‫- تو ساکه؟

121
00:11:56,548 --> 00:11:58,216
‫- صدا خفه کن.
 ‫- صدا خفه کن.

122
00:11:59,676 --> 00:12:01,303
‫- سریع.
 ‫- سریع.

123
00:12:07,100 --> 00:12:08,143
‫ممکنه

124
00:12:09,227 --> 00:12:11,355
‫بیشتر از چیزی که فکر می کنی درد بگیره.
‫شاید هم غش کنی.

125
00:12:11,396 --> 00:12:14,107
‫نگران نباشین،
‫این قدر رو دیگه می تونم تحمل کنم.

126
00:12:17,903 --> 00:12:19,237
‫من که هنوز شلیک نکردم.

127
00:12:19,821 --> 00:12:21,823
‫- رو شماره ی سه.
‫- رو شماره ی سه.

128
00:12:21,907 --> 00:12:23,116
‫- یک. 
‫- یک.

129
00:12:23,200 --> 00:12:24,368
‫- دو.
 ‫- دو.

130
00:12:29,206 --> 00:12:31,750
‫اون قدری هم که فکر می کردم درد نداشت،

131
00:12:31,833 --> 00:12:33,960
‫مامان جون، کجایی مامانی؟

132
00:13:21,550 --> 00:13:22,676
‫هی، وین.

133
00:13:23,593 --> 00:13:24,636
‫هی.

134
00:13:25,470 --> 00:13:26,972
‫چه صبح زیبایی.

135
00:13:27,973 --> 00:13:30,142
‫- میشه یک صحبت کوتاهی داشته باشیم؟
‫- دلت کتک می خواد؟

136
00:13:30,225 --> 00:13:32,310
‫آروم بابا.

137
00:13:33,311 --> 00:13:34,771
‫بفرمایید.

138
00:13:39,442 --> 00:13:41,069
‫[ آژانس مسافرتی بای بای بالون ]

139
00:13:43,822 --> 00:13:47,242
‫چای گل یاس؟ قهوه؟ چای مهر سلیمان؟

140
00:13:47,325 --> 00:13:49,828
‫راضی به زحمت نیستم.
‫چیزی می خواستی بهم بگی؟

141
00:13:59,337 --> 00:14:00,505
‫قضیه اینه

142
00:14:01,965 --> 00:14:05,093
‫یک بالون هوای گرم به
‫تازگی به بوسان رسیده.

143
00:14:05,176 --> 00:14:07,470
‫آخرین مدله و خیلی قویه.

144
00:14:07,554 --> 00:14:09,306
‫می تونه مسیرهای طولانی رو هم پرواز کنه.

145
00:14:09,389 --> 00:14:11,224
‫چرا داری به من میگی؟

146
00:14:16,104 --> 00:14:17,856
‫[ بلیط یک طرفه رایگان ]

147
00:14:17,939 --> 00:14:20,859
‫وقتی که میفتی توی این خط،

148
00:14:21,776 --> 00:14:23,945
‫ممکنه یک روزی با عجله بخوای فرار کنی.

149
00:14:24,029 --> 00:14:26,156
‫وقت گرفتن بلیط هواپیما رو نداری.

150
00:14:26,239 --> 00:14:29,284
‫ممکنه ممنوع الخروج هم بشی.

151
00:14:36,750 --> 00:14:37,751
‫داری بهم میگی که

152
00:14:38,960 --> 00:14:40,170
‫برای فرار از این استفاده کنم؟

153
00:14:40,253 --> 00:14:42,923
‫ما تا همین الان به 47 نفر
‫کمک کردیم به سلامت از کشور فرار کنن.

154
00:14:44,007 --> 00:14:47,093
‫متاسفانه، دو نفرشون موفق نشدن.

155
00:14:49,220 --> 00:14:50,639
‫من که میگم ارزش خطر کردن رو داره.

156
00:14:52,766 --> 00:14:57,604
‫چرا بعد از اون همه بلایی که
‫سرت آوردم سعی داری کمکم کنی؟

157
00:14:58,521 --> 00:14:59,773
‫چطور بگم؟

158
00:15:01,274 --> 00:15:04,736
‫یک جورایی مثل برآورده شدن آرزو می مونه.

159
00:15:13,662 --> 00:15:17,666
‫یک آدمی بود که آرزو داشت
‫مثل مایکل کورلئونه ی پدرخوانده زندگی کنه.

160
00:15:19,417 --> 00:15:20,960
‫بعدش با یک کورلئونه ی واقعی آشنا شد.

161
00:15:22,420 --> 00:15:23,963
‫چطور می تونه بهش احترامی نذاره؟

162
00:15:32,263 --> 00:15:34,557
‫خلاصه، من این رو فعلاً نگه می دارم.

163
00:15:40,188 --> 00:15:41,314
‫هی، وین.

164
00:15:41,981 --> 00:15:42,982
‫بله؟

165
00:15:43,525 --> 00:15:44,526
‫میشه

166
00:15:45,860 --> 00:15:47,612
‫برای یک بار هم که شده من رو داداش صدا بزنی؟

167
00:15:51,074 --> 00:15:52,075
‫داداش

168
00:15:53,701 --> 00:15:56,663
‫و زهر مار، باید بزنم لت و پارت کنم.

169
00:15:59,290 --> 00:16:00,834
‫خیلی خب، باشه.

170
00:16:02,043 --> 00:16:05,255
‫ای خدا، تمام موهای بدنم سیخ شد.

171
00:16:05,338 --> 00:16:07,173
‫ای خدا.

172
00:16:08,842 --> 00:16:09,676
‫شماره ی یک.

173
00:16:09,759 --> 00:16:13,263
‫ما باید بقیه ی مهره های
‫جانگ هان سوک رو حذف کنیم.

174
00:16:13,346 --> 00:16:15,807
‫تمام مهره های مربوط به
‫سوگچئوان گو کارشون یک سره شده.

175
00:16:15,890 --> 00:16:18,518
‫خب الان فقط مهره های بزرگتر موندن.

176
00:16:18,601 --> 00:16:20,603
‫پس بیاین امروز کارشون رو یک سره کنیم.

177
00:16:20,687 --> 00:16:23,940
‫باید روز سخت و طولانی براشون باشه.

178
00:16:24,023 --> 00:16:26,734
‫آقای نام، اون دادخواست علیه بابل چی شد؟

179
00:16:26,818 --> 00:16:28,069
‫آمادس.

180
00:16:29,237 --> 00:16:31,614
‫تمام کاری که باید بکنیم
‫اینه که به دادگاه ارائه بدیم.

181
00:16:52,927 --> 00:16:54,596
‫- ای خدا.
‫- نباید اون کار رو می کردم.

182
00:16:55,096 --> 00:16:57,765
‫- وای. 
‫- اون رو ببینید.

183
00:17:01,227 --> 00:17:03,146
‫ساعت سه بعد از ظهر کافه ی صدای باشکوه باش،

184
00:17:03,229 --> 00:17:04,939
‫وگرنه مسئولیتش پای خودته.

185
00:17:05,815 --> 00:17:07,108
‫رئیس جانگ هان سوک.

186
00:17:25,001 --> 00:17:27,545
‫چرا بهمون گفت که بیایم همچین جایی؟

187
00:17:27,629 --> 00:17:29,213
‫روحمم خبر نداره.

188
00:17:30,214 --> 00:17:32,592
‫توی همچین جای عمومی قراره که چی کار کنیم؟

189
00:17:32,675 --> 00:17:34,886
‫پیامکش بدجوری من رو ترسوند.

190
00:17:35,553 --> 00:17:37,847
‫با چه جرئتی برام همچین پیامکی می فرسته؟

191
00:17:38,681 --> 00:17:40,975
‫مطمئنید که می تونید برج بابل رو بسازین؟

192
00:17:41,059 --> 00:17:42,352
‫- چی؟ ‫- شنیدم

193
00:17:42,435 --> 00:17:44,354
‫که دارن دوباره
‫این موضوع رو بررسی می کنن.

194
00:17:44,437 --> 00:17:47,732
‫- طبق تجربه ای که دارم...
‫- چرا داره اینجا پخش میشه؟

195
00:17:47,815 --> 00:17:49,484
‫به چی ور ور نگاه می کنین؟
‫خاموشش کنین.

196
00:17:49,567 --> 00:17:50,401
‫زود باشین!

197
00:17:50,485 --> 00:17:52,195
‫مدیر اینجا کجاست؟

198
00:17:52,278 --> 00:17:54,489
‫- خبرگزاری ها شک کردن که...
‫- مشکلی پیش اومده؟

199
00:17:54,572 --> 00:17:56,491
‫- داره اتفاق هایی...
‫- خاموشش کن.

200
00:17:56,574 --> 00:17:57,825
‫- زود باش.
 ‫- عجله کن.

201
00:17:57,909 --> 00:18:00,495
‫- باشه.
‫- موارد کوچیکی توی اسناد پیش اومده.

202
00:18:00,578 --> 00:18:01,621
‫چیزی نیست.

203
00:18:01,704 --> 00:18:03,456
‫- این که بلندتر شد!
‫- ووسانگ چند روزه

204
00:18:03,539 --> 00:18:05,333
‫- برو کنار.
‫- مشکلات رو حل می کنه.

205
00:18:05,416 --> 00:18:07,377
‫- از برق می کشمش.
‫- نگران نباشین.

206
00:18:09,295 --> 00:18:10,296
‫ای خدا.

207
00:18:12,548 --> 00:18:14,967
‫- گندش بزنن.
 ‫- معذرت می خوام.

208
00:18:15,051 --> 00:18:16,302
‫ببخشید.

209
00:18:25,144 --> 00:18:28,439
‫آقای جانگ
‫قصد کردی که این مدلی بازی کنی؟

210
00:18:28,523 --> 00:18:30,233
‫این قضیه ربطی به من نداشته.

211
00:18:32,151 --> 00:18:33,653
‫خونه ی شما بود.

212
00:18:33,736 --> 00:18:36,364
‫خونه ی خود شخص شما!

213
00:18:37,031 --> 00:18:38,282
‫میشه شنود

214
00:18:38,366 --> 00:18:41,536
‫این قضیه با وقتی که
‫آقای سو مرد کاملاً فرق می کنه.

215
00:18:41,619 --> 00:18:42,954
‫من توی این قضیه تنها نیستم.

216
00:18:43,037 --> 00:18:46,207
‫اگر این قضیه ادامه پیدا کنه،
‫من ساکت نمی شینم. متوجه می شین؟

217
00:18:46,290 --> 00:18:48,334
‫آقای هوانگ، الو؟

218
00:18:53,047 --> 00:18:56,092
‫گندش بزنن.

219
00:19:03,474 --> 00:19:05,017
‫این بار،

220
00:19:05,101 --> 00:19:09,188
‫ما مصمم هستیم که ‫تمامی فساد
مربوط به برج بابله رو، ریشه کن کنیم.

221
00:19:09,772 --> 00:19:13,443
‫همه شاهد حقیقتی تکان دهنده هستین.

222
00:19:13,526 --> 00:19:15,611
‫مایلین چیز دیگه ای اضافه کنید، جناب؟

223
00:19:16,946 --> 00:19:20,366
‫در انجیل، برج بابل
‫به خاطر طمع انسان ها سقوط می کنه.

224
00:19:20,450 --> 00:19:24,162
‫و دقیقاً همین اتفاق به
زودی توی دادگاه میفته.

225
00:19:24,245 --> 00:19:26,497
‫برج بابل قبل از اینکه
ساخته بشه سقوط می کنه.

226
00:19:26,581 --> 00:19:28,166
‫پیامی برای اونها ندارین؟

227
00:19:32,795 --> 00:19:37,383
‫این آخرین حرف های ما با بابله.

228
00:19:38,759 --> 00:19:40,470
‫دارین نابودیتون رو با چشم می بینین.

229
00:19:43,139 --> 00:19:44,390
‫دوربین، از جلوتر بگیر.

230
00:19:47,351 --> 00:19:48,436
‫خدانگهدار.

231
00:19:53,566 --> 00:19:55,234
‫- چیز دیگه ای نیست؟
‫- نقشه ی شما چیه؟

232
00:19:55,318 --> 00:19:57,028
‫- اتفاق بعدی چیه؟ ‫- صبر کنین.

233
00:19:57,111 --> 00:19:58,279
‫لطفاً بازهم چیزی بگین.

234
00:19:58,362 --> 00:20:01,866
‫[ معبد نانیک ]

235
00:20:05,119 --> 00:20:06,287
‫بفرمایید میوه.

236
00:20:06,370 --> 00:20:10,208
‫شرمنده ایم، داریم می ریم خیرات جمع کنیم.

237
00:20:11,667 --> 00:20:14,420
‫این روزها دنبال خیرات زیادی هستین.

238
00:20:15,004 --> 00:20:17,840
‫تازگی ها هر روز دارین
‫همین کار رو می کنین، درسته؟

239
00:20:18,799 --> 00:20:20,676
‫مشکلی پیش اومده؟

240
00:20:20,760 --> 00:20:22,511
‫نه، ما مشکلی نداریم.

241
00:20:22,595 --> 00:20:25,514
‫لطفاً میوه رو داخل بذارین
‫خیلی ممنون.

242
00:20:25,598 --> 00:20:27,183
‫- حتماً. 
‫- فعلاً خداحافظ.

243
00:20:31,437 --> 00:20:32,605
‫فعلاً.

244
00:20:37,693 --> 00:20:40,112
‫معبد بدون اینکه کسی
بیاد نمی تونه دووم بیاره.

245
00:20:40,821 --> 00:20:42,657
‫دلم به حالشون می سوزه.

246
00:20:43,783 --> 00:20:45,034
‫ای خدا.

247
00:20:45,117 --> 00:20:47,328
‫اگر هر روز میرن دنبال خیرات،

248
00:20:47,411 --> 00:20:49,413
‫باید اوضاع زندگیشون سخت شده باشه.

249
00:20:50,748 --> 00:20:53,960
‫اونها راهبن، پس نباید پس اندازی داشته باشن.

250
00:20:55,252 --> 00:20:59,548
‫کی می خواد به این ساختمونی که
‫هر روز یک مشکلی داره بیاد معبدش؟

251
00:21:00,091 --> 00:21:03,010
‫من بودم می رفتم، ولی مسیحی ام.

252
00:21:03,094 --> 00:21:06,514
‫پس چرا ما بهشون کمک نکنیم؟

253
00:21:06,597 --> 00:21:09,642
‫درسته، باید تو سختی ها پشت هم باشیم.

254
00:21:09,725 --> 00:21:11,936
‫من میرم با صاحب خشک شویی هم صحبت کنم.

255
00:21:12,019 --> 00:21:14,188
‫- باشه. 
‫- خیلی خب، بریم.

256
00:21:15,064 --> 00:21:18,609
‫از اونجایی که دادخواست رو ارائه دادیم،
‫بهتره که شرایط بازی رو برابر کنیم؟

257
00:21:18,693 --> 00:21:22,947
‫آره، باید همون طور که
‫پدرم می خواست به این کار سخت بچسبیم.

258
00:21:24,198 --> 00:21:25,324
‫سخت نگیر.

259
00:21:25,408 --> 00:21:28,285
‫من هم باید همین رو بهت بگم.
‫بعداً می بینمت.

260
00:21:33,624 --> 00:21:34,625
‫خیلی خب.

261
00:21:37,837 --> 00:21:39,880
‫اونها بررسی کردن، ولی هیچ شنودی نبود.

262
00:21:42,508 --> 00:21:44,301
‫آخه چه جوری ضبطش کردن، پس؟

263
00:21:45,803 --> 00:21:47,805
‫کلی آدم اونجا بود.

264
00:21:47,888 --> 00:21:49,932
‫احتمالاً کار یکی از اونها بوده.

265
00:21:51,559 --> 00:21:53,978
‫نه، این کار وینچنزوئه.

266
00:21:54,562 --> 00:21:56,272
‫حقارتی بدتر از مرگ.

267
00:21:56,355 --> 00:21:59,567
‫برای اینکه اون حقارت رو بهت بدم
‫از امروز باهات شطرنج بازی می کنم.

268
00:21:59,650 --> 00:22:02,319
‫و یکی، یکی از شر مهره هات خلاص می شم.

269
00:22:07,158 --> 00:22:09,910
‫وزیر، اسب، رخ

270
00:22:09,994 --> 00:22:11,412
‫همشون افتادن.

271
00:22:11,495 --> 00:22:13,330
‫اگر واقعاً کار وینچنزوئه،

272
00:22:14,290 --> 00:22:16,125
‫این بار حتماً ضربه ی بزرگیه.

273
00:22:18,002 --> 00:22:21,630
‫ای خدا، احمق های به درد نخور.

274
00:22:21,714 --> 00:22:24,091
‫باید همون طور که گفتم از
شرشون خلاص می شدیم.

275
00:22:24,175 --> 00:22:26,510
‫چون به حرف من نکردی
‫این اتفاق افتاد.

276
00:22:28,971 --> 00:22:31,265
‫[ جیپوراگی علیه بابل ادعای خسارت کرد ]

277
00:22:32,975 --> 00:22:34,477
‫اتفاق دیگه ای افتاد؟

278
00:22:37,146 --> 00:22:41,066
‫هونگ چا یانگ علیه گروه
بابل ادعای خسارت کرده.

279
00:22:43,235 --> 00:22:45,279
‫این ادعا دیگه کیش ماته.

280
00:22:53,329 --> 00:22:54,488
‫[ ادعای خسارت علیه اقدامات غیرقانونی ]

281
00:22:54,538 --> 00:22:57,291
‫[ مدعی: چو یونگ اون و ده نفر دیگر ]
‫[ مدعی علیه: گروه بابل ]

282
00:22:57,374 --> 00:22:59,418
‫[ مطالبه دادخواست ]

283
00:22:59,502 --> 00:23:03,297
‫[ داستان کل هان سونگ هیوک ]

284
00:23:03,380 --> 00:23:06,425
‫[ بابل شرکتی را برای تهدید
‫مستاجران استخدام کرده است ]

285
00:23:14,808 --> 00:23:17,228
‫[ وینچنزو ]

286
00:23:19,230 --> 00:23:21,941
‫بله، دادستان کل ‫هان سونگ هیوکم.

287
00:23:22,024 --> 00:23:24,026
‫مامورهای اینترپلی که
فرستادی رو دیدم دارن میرن.

288
00:23:25,194 --> 00:23:29,114
‫من فقط کاری که بر طبق
قانون بود رو انجام داد.

289
00:23:29,198 --> 00:23:30,532
‫نباید اون کار رو میکردی.

290
00:23:30,616 --> 00:23:33,160
‫چرا وقتی این "بر طبق قانون" از دهن

291
00:23:33,244 --> 00:23:35,329
‫دادستان کل در میاد یه جورایی ضایعس؟

292
00:23:37,831 --> 00:23:39,500
‫بیا امشب یک معامله ای بکنیم.

293
00:23:40,084 --> 00:23:40,960
‫خب

294
00:23:41,043 --> 00:23:43,254
‫چرا باید با تو معامله ای بکنم؟

295
00:23:43,337 --> 00:23:45,005
‫اگر دلت می خواد زنده بمونی باید قبول کنی.

296
00:23:46,006 --> 00:23:48,550
‫با شماره ی سه قطع می کنم. ‫یک، دو

297
00:23:48,634 --> 00:23:50,469
‫صبر کن... قطع کرد.

298
00:23:51,804 --> 00:23:53,555
‫لعنت بهش، دست بالاتر رو داره.

299
00:23:55,057 --> 00:23:57,351
‫چه جور معامله ای رو می خواد بکنه؟

300
00:24:05,067 --> 00:24:06,860
‫چندتا حوله ی خیس بیار.

301
00:24:06,944 --> 00:24:07,945
‫بذار منم بهت ملحق بشم.

302
00:24:13,117 --> 00:24:14,702
‫چطوری همیشه پیدام می کنی؟

303
00:24:14,785 --> 00:24:16,495
‫زاغ سیاه ـم رو چوب میزنی؟

304
00:24:19,790 --> 00:24:21,375
‫درسته نمی دونی کِیه،

305
00:24:21,458 --> 00:24:24,795
‫ولی برای آدمی که قراره بمیره
‫زیادی به نظر آروم میای.

306
00:24:28,090 --> 00:24:31,301
‫به ذهنت نرسیده که ما
‫ممکنه تو رو اول بکشیم؟

307
00:24:31,385 --> 00:24:32,636
‫نه، اصلاً.

308
00:24:33,887 --> 00:24:36,807
‫ولی اگر دادخواست علیه
برج بابل رو برنده بشین،

309
00:24:36,890 --> 00:24:38,517
‫می ذاریم یک خورده بیشتر زنده بمونی.

310
00:24:38,600 --> 00:24:39,601
‫نیازی نیست.

311
00:24:40,394 --> 00:24:43,772
‫من رویای عمر طولانیترم رو با خوردن ماست

312
00:24:44,565 --> 00:24:46,066
‫اون هم با خیال راحت برآورده می کنم.

313
00:24:48,986 --> 00:24:52,239
‫ولی این مدل زندگی ارزش زنده موندن نداره،

314
00:24:52,322 --> 00:24:54,867
‫چون بازهم میایم سراغت.

315
00:25:01,707 --> 00:25:04,209
‫[ ضبط صدا ]

316
00:25:04,293 --> 00:25:05,794
‫پیو هیوک پیل و من،

317
00:25:05,878 --> 00:25:08,297
‫به وسیله ی چوی میونگ هی
‫بهمون دستور داده شد

318
00:25:08,380 --> 00:25:11,508
‫که هونگ یا چان رو بکشیم و
‫طوری صحنه سازی کنیم که یک تصادف ماشین بوده.

319
00:25:12,843 --> 00:25:17,014
‫گوی بلورین بیچاره ی من.

320
00:25:17,806 --> 00:25:19,850
‫صداهای ضبط شده ی این مدلی سندیت ندارن.

321
00:25:22,686 --> 00:25:25,898
‫طبق دستورهای چوی میونگ هی
‫باید از شر این آدم ها خلاص می شدیم.

322
00:25:27,524 --> 00:25:28,650
‫نماینده بک مین یو،

323
00:25:29,443 --> 00:25:31,695
‫پارک دونگ چون از ایستگاه پلیس گودام،

324
00:25:32,821 --> 00:25:34,323
‫قائم مقام وزیر جونگ جین تک،

325
00:25:34,823 --> 00:25:37,034
‫رئیس حزب سیاسی نیکی، لی سون یو،

326
00:25:37,117 --> 00:25:38,494
‫خبرنگار لی یانگ سو،

327
00:25:38,577 --> 00:25:40,954
‫رهبر سندیکای کامیون دارها کیم مین هیوک

328
00:25:42,748 --> 00:25:46,960
‫با این اسم های به درد
نخور می خوای چی کار کنی؟

329
00:25:51,423 --> 00:25:52,549
‫از این استفاده می کنم

330
00:25:53,175 --> 00:25:56,136
‫تا بهت امسال یک هدیه ی کریسمس بدم.

331
00:25:56,762 --> 00:25:58,514
‫حدود سی سال زندان.

332
00:25:59,097 --> 00:26:03,769
‫قوری به کتری میگه روت سیاه؟

333
00:26:03,852 --> 00:26:05,187
‫قوری کیه؟

334
00:26:05,771 --> 00:26:08,857
‫می دونم، تو قوری هستی.

335
00:26:08,941 --> 00:26:11,235
‫- و منم کتری.
 ‫- تو و وینچنزو

336
00:26:12,069 --> 00:26:14,863
‫فکر می کنین ما رو لو بدین
‫خودتون دیگه طیب و طاهرین؟

337
00:26:14,947 --> 00:26:17,658
‫ما سعی نداریم که خیلی خوب به نظر بیایم.

338
00:26:18,617 --> 00:26:21,078
‫ما می خوایم که دست بالاتر رو داشته باشیم.

339
00:26:21,662 --> 00:26:23,956
‫ایول، به این میگن روحیه.

340
00:26:24,540 --> 00:26:25,707
‫نکته ی خوبی بود.

341
00:26:25,791 --> 00:26:28,502
‫بذار ببینیم کی آخرش برنده میشه.

342
00:26:34,049 --> 00:26:35,467
‫خیلی خب.

343
00:26:35,968 --> 00:26:38,887
‫فهمیدم که ناراحتت کردم،

344
00:26:38,971 --> 00:26:43,684
‫ولی آدم ها موقع جنگ صدمه می بینن.

345
00:26:43,767 --> 00:26:45,727
‫خودت می دونی، تلفات جانبیه.

346
00:26:47,354 --> 00:26:48,730
‫به هر حال

347
00:26:49,940 --> 00:26:51,108
‫چه جور معامله ای منظورت بود؟

348
00:26:56,738 --> 00:26:58,031
‫ممنون.

349
00:26:58,615 --> 00:27:00,450
‫معامله ای سر زندگیت.

350
00:27:00,534 --> 00:27:01,910
‫چی؟

351
00:27:05,580 --> 00:27:07,207
‫قصد داشتم بذارم زنده بمونی،

352
00:27:08,166 --> 00:27:11,628
‫ولی بعد از اون شیرین کاریت
‫با اینترپل تصمیم گرفتم که بکشمت.

353
00:27:19,136 --> 00:27:20,304
‫خدایی؟

354
00:27:22,306 --> 00:27:25,017
‫این چیزی نیست که باهاش بشه معامله کرد.

355
00:27:27,019 --> 00:27:29,521
‫زندگی،
با ارزش ترین نعمتیه که بهمون داده شده.

356
00:27:29,604 --> 00:27:30,647
‫هی!

357
00:27:35,402 --> 00:27:38,280
‫من دادستان کل دفتر نامدونگبو هستم!

358
00:27:38,864 --> 00:27:42,617
‫با چه رویی به بزرگتر
‫از خودت بی احترامی می کنی، بچه پررو؟

359
00:27:45,954 --> 00:27:47,122
‫راجع به سن تو حرف نزن.

360
00:27:47,831 --> 00:27:51,001
‫سن، بار مسئولیت آدم رو زیاد میکنه.

361
00:27:51,084 --> 00:27:53,045
‫با این لحن با من حرف نزن!

362
00:27:53,795 --> 00:27:56,214
‫بچه پررو!

363
00:27:57,591 --> 00:27:59,301
‫یک ذره احترام بذار!

364
00:28:02,179 --> 00:28:05,515
‫ولی، هوی!
‫دارم علامت میدم بیاین تو!

365
00:28:05,599 --> 00:28:07,559
‫گفتم وقتی که به میز زدم بیاین تو!

366
00:28:08,143 --> 00:28:10,062
‫چرا همه ی شما نفهمین؟

367
00:28:10,645 --> 00:28:11,688
‫واقعاً که.

368
00:28:12,773 --> 00:28:14,274
‫دستم درد گرفت.

369
00:28:14,357 --> 00:28:16,234
‫تو خیلی سنتی و بچه هستی.

370
00:28:17,069 --> 00:28:18,653
‫خیلی ناامید کنندس.

371
00:28:20,030 --> 00:28:23,116
‫دعواها همیشه سنتی و بچه بازی هستن

372
00:28:23,992 --> 00:28:25,118
‫مطمئنم که خودت خوب می دونی.

373
00:28:39,216 --> 00:28:41,468
‫غصه نخورین.
‫گلوله ها از پاتون رد شده.

374
00:28:41,551 --> 00:28:42,844
‫منتظر چی هستین؟

375
00:28:42,928 --> 00:28:46,056
‫یالا! یک کاری بکنین!
‫تفنگ ندارین؟

376
00:28:49,142 --> 00:28:50,811
‫- همتون برید بیرون!
‫- برید بیرون.

377
00:28:52,771 --> 00:28:53,855
‫گم شید

378
00:28:53,939 --> 00:28:57,359
‫یالا، برید.
‫اونهایی که روی زمینن رو هم با خودتون ببرید.

379
00:29:13,166 --> 00:29:16,044
‫هیچ وقت ندیدم که آدمی که آب زیرکاهه،
ترسو نباشه.

380
00:29:16,127 --> 00:29:17,921
‫حق با توئه، من خیلی آب زیرکاهم.

381
00:29:18,505 --> 00:29:19,506
‫ببخشید.

382
00:29:21,383 --> 00:29:22,759
‫خواهش می کنم من رو نکش.

383
00:30:13,268 --> 00:30:14,269
‫کی هستین؟

384
00:30:14,352 --> 00:30:16,771
‫وقتی به بزرگتر از خودت
‫بی احترامی کنی، همچین چیزی نصیبت میشه.

385
00:30:55,419 --> 00:31:05,419
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

386
00:31:44,067 --> 00:31:46,236
‫کثافت های عوضی!

387
00:31:46,778 --> 00:31:49,364
‫چطور جرئت کردن باهاش همچین کاری کنن؟

388
00:31:49,447 --> 00:31:52,951
‫انرژی زیادی دارن، مگه نه؟

389
00:31:53,034 --> 00:31:54,494
‫دارن ما رو تحریک می کنن.

390
00:31:55,078 --> 00:31:56,538
‫پاش رو ببین.

391
00:31:57,122 --> 00:32:00,125
‫بهتر نیست از شر همه ـشون خلاص بشیم؟

392
00:32:00,708 --> 00:32:03,962
‫هنوز توی این کشور قدرت زیادی دارن.

393
00:32:04,045 --> 00:32:06,005
‫ممکنه ترکشش به خودمون برگرده.

394
00:32:06,089 --> 00:32:09,759
‫شاید که الان نشه،
‫ولی به وقتش خدمت اونها می رسم.

395
00:32:11,511 --> 00:32:13,096
‫الان دیگه برامون فایده ای ندارن.

396
00:32:31,531 --> 00:32:33,992
‫یک هیولا

397
00:32:36,452 --> 00:32:38,329
‫یک هیولا رو آزار میده

398
00:32:53,887 --> 00:32:54,929
‫وایستا.

399
00:33:18,661 --> 00:33:19,746
‫- بگیرینش! 
‫- لعنتی!

400
00:33:28,755 --> 00:33:29,756
‫بگیرینش.

401
00:33:29,797 --> 00:33:30,882
‫بریم.

402
00:33:37,096 --> 00:33:39,015
‫لازم نبود اینجوری بزنینش.

403
00:33:43,436 --> 00:33:45,605
‫می دونی من کی ام، مگه نه؟

404
00:33:45,688 --> 00:33:47,148
‫آقای کیم.

405
00:33:47,815 --> 00:33:51,152
‫دادستان جونگ این کوک و من

406
00:33:51,235 --> 00:33:53,863
‫خیلی وقته که با هم دوستیم.

407
00:33:54,447 --> 00:33:56,032
‫بهم گفت که

408
00:33:56,741 --> 00:33:59,452
‫اگر می خوام اتاق مخفی
‫تو پاساژ گئومگا رو باز کنم

409
00:34:00,286 --> 00:34:01,287
‫تو رو پیدا کنم.

410
00:34:03,581 --> 00:34:05,208
‫من نمی تونم بازش کنم.

411
00:34:05,291 --> 00:34:08,294
‫دستگاه شناخت عنبیه توی اتاقه.

412
00:34:08,378 --> 00:34:10,463
‫پس باید یک راه دیگه پیدا کنیم.

413
00:34:11,839 --> 00:34:14,884
‫کی سیستم امنیتی رو طراحی کرده؟

414
00:34:14,967 --> 00:34:16,135
‫نمی دونم.

415
00:34:17,428 --> 00:34:19,597
‫آقای وانگ شخصاً اون نفر رو استخدام کرد.

416
00:34:19,680 --> 00:34:23,643
‫وقتی می خوای یک سیستم امنیتی از یک کشور دیگه
رو ‫نصب کنی باید از آدم های همون جا استفاده کنی

417
00:34:24,227 --> 00:34:27,855
‫چون ساختار و روش های
هر کشور با هم فرق دارن.

418
00:34:33,361 --> 00:34:34,362
‫بیا.

419
00:34:38,908 --> 00:34:42,620
‫از امروز باید با افراد من کارهایی بکنی.

420
00:34:43,913 --> 00:34:47,291
‫دنبال تمامی متخصص های امنیت و هکرهایی که

421
00:34:47,375 --> 00:34:50,711
‫اون موقع توی کره کار می کردن بگرد.

422
00:34:53,131 --> 00:34:54,423
‫چطوری باید این کار رو بکنم؟

423
00:34:54,507 --> 00:34:58,386
‫تو مامور اطلاعاتی.
‫اگر که دلت نمی خواد با خانوادت بمیری

424
00:34:58,928 --> 00:35:00,930
‫بهتره یک راهی پیدا کنی.

425
00:35:15,653 --> 00:35:16,988
‫باز چیه؟

426
00:35:33,129 --> 00:35:34,755
‫هی! برو!

427
00:35:34,839 --> 00:35:36,174
‫زود باش!

428
00:36:01,574 --> 00:36:03,200
‫[ دادستان کل هان سوک هیوک ]

429
00:36:04,076 --> 00:36:07,788
‫نمی تونم فقط بشینم یک گوشه و تماشاچی باشم.

430
00:36:10,541 --> 00:36:13,336
‫آقای جونگ ممکنه واقعاً بمیره.

431
00:36:14,045 --> 00:36:16,213
‫ایجاد رعب و وحشت، تیراندازی

432
00:36:17,965 --> 00:36:19,884
‫اونها و وینچنزو رو دستگیر کن.

433
00:36:19,967 --> 00:36:22,094
‫خودت که باید بهتر بدونی.

434
00:36:22,720 --> 00:36:23,971
‫دستگیرشون کنم؟

435
00:36:24,055 --> 00:36:27,600
‫این کار زمانی ممکنه
‫که ما دست بالاتر رو داشته باشیم.

436
00:36:27,683 --> 00:36:28,809
‫اگر اوضاع اشتباه پیش بره،

437
00:36:28,893 --> 00:36:31,520
‫رشوه ها و فایل گیوتین ممکنه افشا بشه.

438
00:36:31,604 --> 00:36:33,564
‫تو دادستان کلی

439
00:36:33,648 --> 00:36:35,900
‫و نمی تونی یک مافیای کثافت رو بگیری؟

440
00:36:35,983 --> 00:36:39,028
‫تو که خودت دادستان
‫کار کشته ی دفتر نامدونگبو بودی.

441
00:36:39,111 --> 00:36:40,863
‫نمی تونی کاری رو درست پیش ببری؟

442
00:36:40,946 --> 00:36:42,073
‫هوی!

443
00:36:45,076 --> 00:36:48,496
‫تو الان توی دفتر دادستان کلی!

444
00:36:48,579 --> 00:36:49,455
‫صدات رو به سرت ننداز.

445
00:36:49,538 --> 00:36:51,290
‫خیلی خب، باشه.

446
00:36:56,545 --> 00:36:57,546
‫می دونی

447
00:36:58,631 --> 00:37:01,384
‫خیلی راجع بهش فکر کردم.

448
00:37:02,093 --> 00:37:03,886
‫بیا از یکی از روش های مافیا استفاده کنیم.

449
00:37:06,263 --> 00:37:09,016
‫امن ترین جا الان

450
00:37:10,101 --> 00:37:11,394
‫زندانه.

451
00:37:11,936 --> 00:37:13,145
‫می دونی منظورم چیه؟

452
00:37:13,229 --> 00:37:15,189
‫خزعبلات رو تموم کن.

453
00:37:15,272 --> 00:37:16,273
‫این کار عاقلانس.

454
00:37:17,233 --> 00:37:19,026
‫حتی برای وینچنزو کاسانو هم

455
00:37:19,110 --> 00:37:21,696
‫وارد شدن به یک سلول زندان آسون نیست.

456
00:37:29,161 --> 00:37:30,413
‫منظورت چیه؟

457
00:37:31,997 --> 00:37:33,582
‫داری بهم بگی که برم زندان؟

458
00:37:33,666 --> 00:37:37,503
‫فقط برای یکی، دو هفته.
‫قول میدم کاری کنم قند تو دلتون آب نشه.

459
00:37:37,586 --> 00:37:40,965
‫خانم چوی،
خودت می دونی چقدر از زندان بدم میاد.

460
00:37:41,048 --> 00:37:44,135
‫چون نمی خواستم برم زندان
‫هویت واقعیم رو مخفی کرده بودم.

461
00:37:44,218 --> 00:37:45,302
‫می دونم.

462
00:37:45,886 --> 00:37:48,806
‫نمی گم که اونجا بمونین.
‫فقط برای محافظت از شماست.

463
00:37:48,889 --> 00:37:51,517
‫محافظت باشه یا نه،
‫دلم نمی خواد زندان برم.

464
00:37:53,936 --> 00:37:55,563
‫باید دیگه الان قبول کنین.

465
00:37:55,646 --> 00:37:56,772
‫وینچنزو

466
00:37:58,274 --> 00:38:00,109
‫ما حریفش نیستیم.

467
00:38:02,069 --> 00:38:03,195
‫لعنتی!

468
00:38:05,614 --> 00:38:07,074
‫از ته دلم میگم.

469
00:38:07,950 --> 00:38:09,785
‫دلم نمی خواد زندان برم!

470
00:38:14,915 --> 00:38:16,208
‫نترسین.

471
00:38:16,292 --> 00:38:19,461
‫مطمئن میشم سلول شما عین هتل بمونه.

472
00:38:20,254 --> 00:38:21,672
‫گندش بزنن!

473
00:38:33,934 --> 00:38:36,312
‫[ گروه بابل ]

474
00:38:45,863 --> 00:38:47,281
‫آقای جانگ هان سوک؟

475
00:38:47,364 --> 00:38:49,408
‫ما از دادسرای نامدونگو اومدیم.

476
00:38:49,491 --> 00:38:53,037
‫شما به خاطر فرار مالیاتی بازداشتین.

477
00:38:53,954 --> 00:38:55,164
‫من؟

478
00:38:55,247 --> 00:38:59,376
‫شما حق دارین برای مشاوره ی حقوقی،
وکیل بگیرین،

479
00:38:59,460 --> 00:39:01,837
‫و به حکم احضار دادگاه اعتراض کنید.

480
00:39:02,671 --> 00:39:05,591
‫همیشه آدم های بیگناه رو دستگیر می کنید.

481
00:39:05,674 --> 00:39:08,427
‫ساکت شو، مردم دارن نگاه می کنن.

482
00:39:10,888 --> 00:39:13,015
‫بذارین یک دقیقه با برادرم تنها باشم.

483
00:39:20,147 --> 00:39:22,775
‫وقتی که نیستم بابل بایو رو راه بنداز.

484
00:39:22,858 --> 00:39:24,568
‫گذاشتمش برای بعد.

485
00:39:25,194 --> 00:39:26,028
‫چی؟

486
00:39:26,111 --> 00:39:28,614
‫کلی شایعه الان راجع به بابل بایو وجود داره.

487
00:39:28,697 --> 00:39:31,909
‫میگن که ارزش سهامی رو نداره
‫و حساب ها دستکاری شدن.

488
00:39:31,992 --> 00:39:33,661
‫تو کی باشی که این تصمیم رو بگیره؟

489
00:39:33,744 --> 00:39:35,329
‫نه، تصمیمش از طرف من نبود.

490
00:39:35,412 --> 00:39:37,998
‫هیئت مدیره و
‫بخش توسعه شرکت ها بهم پیشنهاد دادن.

491
00:39:38,082 --> 00:39:39,959
‫- هی.
 ‫- و قربان

492
00:39:40,542 --> 00:39:44,797
‫بهم گفتین که تاجری مثل الیزابت هولمز بشم.

493
00:39:48,133 --> 00:39:49,593
‫ولی اون کلاهبرداره

494
00:39:50,636 --> 00:39:51,762
‫و تو زندانه.

495
00:39:56,934 --> 00:39:59,687
‫پس شما داشتین به من می گفتین

496
00:39:59,770 --> 00:40:01,814
‫که یک کلاهبردار بشم.

497
00:40:02,856 --> 00:40:05,901
‫ولی نمی تونم این کار رو بکنم.
‫نمی خوام که برای شما باعث دردسر بشم.

498
00:40:10,739 --> 00:40:11,740
‫تو

499
00:40:13,992 --> 00:40:15,828
‫واقعاً هوس مردن کردی؟

500
00:40:24,753 --> 00:40:25,754
‫خسته کننده شده.

501
00:40:27,673 --> 00:40:28,966
‫چرا باید بمیرم؟

502
00:40:30,050 --> 00:40:31,844
‫همه ی این کارها به خاطر خودته.

503
00:40:44,356 --> 00:40:45,649
‫ببرینش.

504
00:41:06,879 --> 00:41:08,255
‫کسی گرسنه ـس؟

505
00:41:31,820 --> 00:41:33,489
‫خیلی خب، برید بیرون.

506
00:41:41,205 --> 00:41:42,915
‫باید براتون خیلی سخت بوده باشه، قربان.

507
00:41:47,461 --> 00:41:49,922
‫- مشتاق دیدار آقای جونگ.
‫- سلام قربان.

508
00:41:52,216 --> 00:41:53,884
‫من هم مشتاق دیدار شما بودم، قربان.

509
00:41:56,511 --> 00:41:59,556
‫وینچنزو دست روی دست نمی ذاره.
‫مطمئنی که برگشت تو اشکالی نداره؟

510
00:42:00,724 --> 00:42:02,100
‫تهدیدت نکرده؟

511
00:42:02,184 --> 00:42:04,019
‫یک بار تهدید کرده.

512
00:42:04,102 --> 00:42:07,481
‫ولی یک دادستان نباید تسلیم مافیا بشه.

513
00:42:07,564 --> 00:42:10,150
‫هفته ی آینده، ایشون دستیار ریاست میشه.

514
00:42:10,234 --> 00:42:11,985
‫اون موقع قدرت بیشتری داره.

515
00:42:21,036 --> 00:42:22,329
‫که این طور.

516
00:42:23,121 --> 00:42:24,248
‫خیلی مشتاقم.

517
00:42:25,874 --> 00:42:26,917
‫ممنون، قربان.

518
00:42:27,000 --> 00:42:28,543
‫من هم ممنونم، قربان.

519
00:42:38,720 --> 00:42:40,222
‫خوب آداب خوردن رو بلدی.

520
00:42:40,305 --> 00:42:42,224
‫ممکنه که اطلاعاتم کم باشه،

521
00:42:42,307 --> 00:42:44,559
‫ولی آداب و رسوم رو خوب بلدم.

522
00:42:45,310 --> 00:42:47,187
‫داغه.

523
00:42:50,774 --> 00:42:52,567
‫- راستی...
 ‫- بله؟

524
00:42:54,403 --> 00:42:56,863
‫من رو نمی کشی، مگه نه؟

525
00:42:57,656 --> 00:42:58,699
‫نه.

526
00:43:00,617 --> 00:43:03,245
‫چون به نظر یک جورایی اطلاح شدی.

527
00:43:03,870 --> 00:43:07,165
‫از کجا می تونین بگین که من اصلاح شدم؟

528
00:43:07,249 --> 00:43:09,001
‫ممکنه از نظر ظاهری باشه.

529
00:43:09,084 --> 00:43:10,794
‫از روی حرف و ظاهر نشون نمیدی.

530
00:43:11,503 --> 00:43:13,964
‫از تغییراتی که کردی نشون میدی اصلاح شدی.

531
00:43:14,047 --> 00:43:15,966
‫نمی دونم تا کی این قضیه دووم میاره،

532
00:43:16,675 --> 00:43:18,385
‫ولی تو خوب داری پیش میری.

533
00:43:19,177 --> 00:43:20,178
‫جون من؟

534
00:43:20,887 --> 00:43:24,641
‫چطوری اینقدر زبون بازید؟

535
00:43:27,728 --> 00:43:28,854
‫از روی تعریف بود.

536
00:43:29,730 --> 00:43:30,814
‫خیلی معرکه اید.

537
00:43:34,192 --> 00:43:37,195
‫اصلاً چرا با وجود موقعیت ریاست،
‫داری به من کمک می کنی؟

538
00:43:39,489 --> 00:43:41,032
‫چرا کمکتون می کنم؟

539
00:43:47,205 --> 00:43:48,415
‫چون حس می کنم

540
00:43:50,041 --> 00:43:51,168
‫مثل برادرمی.

541
00:43:55,756 --> 00:43:56,882
‫عجیبه.

542
00:43:58,925 --> 00:44:00,594
‫بهم توهین میکنی و اشکالی نداره.

543
00:44:02,554 --> 00:44:04,264
‫هاکی بازی می کنیم و حس آرامش دارم.

544
00:44:07,100 --> 00:44:09,519
‫و الان حس می کنم که دارم
‫با یک دوست چیزی می خورم.

545
00:44:11,480 --> 00:44:12,773
‫همچین حسی دارم.

546
00:44:17,277 --> 00:44:19,613
‫حالا که یه خرده صمیمی شدیم این رو می پرسم.

547
00:44:20,489 --> 00:44:23,033
‫وقتی که تنها هستیم
‫میشه باهاتون عین داداشم رفتار کنم؟

548
00:44:23,116 --> 00:44:24,117
‫نه.

549
00:44:26,077 --> 00:44:28,538
‫متوجه ام، جناب کاسانو.

550
00:44:30,999 --> 00:44:33,001
‫باشه، ولی زیاده روی نکنی.

551
00:44:34,085 --> 00:44:36,588
‫باشه، داداش.

552
00:44:43,595 --> 00:44:45,347
‫غذا سرد شد.

553
00:44:46,223 --> 00:44:47,557
‫بوی عجیبی میده.

554
00:44:47,641 --> 00:44:48,892
‫یه خورده مونده.

555
00:44:58,109 --> 00:44:59,361
‫- هی
 ‫- بله؟

556
00:45:00,946 --> 00:45:02,072
‫یک کم شوره.

557
00:45:02,155 --> 00:45:04,157
‫شاید نمکش زیاده.

558
00:45:04,241 --> 00:45:05,659
‫- جدی؟
 ‫- آره.

559
00:45:07,369 --> 00:45:10,872
‫هر بار که سرمایه گذاری می کنم،
بازار می ریزه.

560
00:45:10,956 --> 00:45:12,749
‫اون بهم چندتا سیگنال داد.

561
00:45:13,833 --> 00:45:15,669
‫به من هم بگو.

562
00:45:16,461 --> 00:45:17,462
‫حسودیم شد.

563
00:45:27,514 --> 00:45:29,432
‫[ سرویس اطلاعات بین الملی ]

564
00:45:53,665 --> 00:45:55,625
‫جانگ هان سو، عوضی.

565
00:46:01,339 --> 00:46:03,091
‫زندانی شماره ی 6723، ملاقاتی داری.

566
00:46:21,484 --> 00:46:22,944
‫خوشحالم اومدی، حوصله ام سر رفته بود.

567
00:46:24,821 --> 00:46:28,241
‫نظرت چیه؟ ‫لباس ها بهم نمیاد؟

568
00:46:28,324 --> 00:46:29,325
‫اوهوم.

569
00:46:30,869 --> 00:46:32,787
‫طوری به نظر راحتی انگار رفتی کانکون(مکزیک).

570
00:46:33,371 --> 00:46:34,497
‫همه چی اینجا خوبه.

571
00:46:35,290 --> 00:46:36,499
‫و آدم هاش هم خوبن.

572
00:46:38,168 --> 00:46:40,545
‫فکر کردی این تو در امانی؟

573
00:46:41,921 --> 00:46:43,882
‫باید چند نفری رو
‫گذاشته باشی که مراقبت باشن.

574
00:46:45,091 --> 00:46:47,177
‫حتماً نور چشمی رئیس زندانی.

575
00:46:47,260 --> 00:46:49,721
‫مطمئنم تو ایتالیا در همچین شرایطی بودی،
‫پس خودت خوب در جریانی.

576
00:46:52,807 --> 00:46:54,476
‫شرمنده که دارم ضد حال می زنم

577
00:46:55,602 --> 00:46:59,230
‫ولی فکر کردی که
‫همه چی طبق نقشه ی تو پیش رفته؟

578
00:47:18,124 --> 00:47:22,086
‫فکر کردی که نمی دونستم ماشینت ضد گلوله س؟

579
00:47:58,581 --> 00:47:59,874
‫واقعاً فکر کردی که

580
00:48:01,000 --> 00:48:03,461
‫اون آدم ها اون شب موفق نشدن که بکشنت؟

581
00:48:08,174 --> 00:48:10,218
‫جانگ هان سوک رو بدون اینکه

582
00:48:10,802 --> 00:48:12,178
‫خودش بفهمه، ترغیب کن زندان بره.

583
00:48:12,679 --> 00:48:15,181
‫می تونم کاری کنم این اتفاق بیفته،

584
00:48:16,057 --> 00:48:18,893
‫ولی اگر بهش اتهامی بزنم، شک نمی کنه؟

585
00:48:18,977 --> 00:48:22,730
‫تا فردا صبح دلیل برای
‫دستگیر کردنش رو پیدا میکنی.

586
00:48:24,691 --> 00:48:25,733
‫باشه.

587
00:48:26,776 --> 00:48:28,236
‫من کسی هستم که

588
00:48:30,238 --> 00:48:31,447
‫تو رو انداخته این تو.

589
00:48:39,372 --> 00:48:40,873
‫هیچی سرگرم کننده تر از زمانی نیست که

590
00:48:41,666 --> 00:48:45,753
‫دشمن نفهمه که چرا داره می بازه.

591
00:48:46,337 --> 00:48:48,214
‫بزن بکشم، مافیای عوضی.

592
00:48:49,007 --> 00:48:50,383
‫اینقدر اذیت نکن.

593
00:48:52,385 --> 00:48:55,138
‫راستش رو بگو
‫چرا من رو زنده نگه می داری؟

594
00:48:57,515 --> 00:48:58,933
‫می ترسی، مگه نه؟

595
00:49:00,226 --> 00:49:03,813
‫از عواقب بعدش، می ترسی.

596
00:49:05,315 --> 00:49:06,316
‫درسته؟

597
00:49:16,534 --> 00:49:18,161
‫فکر می کردم باهوش باشی،

598
00:49:19,746 --> 00:49:21,956
‫ولی هنوز هم متوجه نشدی.

599
00:49:39,766 --> 00:49:41,434
‫بذار بهت یک چیز جدید بگم.

600
00:49:42,810 --> 00:49:45,063
‫حدس بزن که مافیا قبلاً من رو چی صدا می زد.

601
00:49:51,319 --> 00:49:52,779
‫معنیش میشه "گربه ای که سیره"

602
00:49:53,279 --> 00:49:54,906
‫گربه ای که سیره

603
00:49:56,365 --> 00:49:59,452
‫قبل از اینکه موش رو بخوره
‫تمام مدت باهاش بازی میکنه.

604
00:50:02,288 --> 00:50:05,208
‫وقتی که بچه بودم، یک دزد
‫والدینی که من رو به سرپرستی گرفته بودن کشت.

605
00:50:06,501 --> 00:50:09,337
‫عضو مافیا شدم و دو سال شکنجه ـش کردم.

606
00:50:11,339 --> 00:50:13,591
‫بعدش اون سعی کرد خودکشی کنه.

607
00:50:16,511 --> 00:50:20,348
‫توی بهترین بیمارستان درمانش کردم.

608
00:50:21,349 --> 00:50:22,725
‫روزی که مرخص شد،

609
00:50:24,977 --> 00:50:28,272
‫بهترین غذا رو براش گرفتم
‫و کشتمش.

610
00:50:30,650 --> 00:50:33,361
‫دلیل واقعی که گذاشتم تا الان زنده بمونی

611
00:50:33,903 --> 00:50:36,030
‫اینه که تو موش منی.

612
00:50:41,035 --> 00:50:42,620
‫این شخصیت واقعی منه.

613
00:50:46,833 --> 00:50:50,294
‫قبل از اینکه بندازمت توی دهنم
‫این آخرین باریه که دارم باهات بازی می کنم.

614
00:50:51,587 --> 00:50:53,256
‫تو قراره شاهد

615
00:50:53,840 --> 00:50:58,135
‫سقوط برج بابل از سلولت باشی.

616
00:51:02,682 --> 00:51:04,600
‫اگر اراده کنم می تونم تا
فردا از اینجا خلاص بشم.

617
00:51:15,528 --> 00:51:18,948
‫این اطلاعات شرکت صوری توئه
‫که از گالری راگوسانگ به دست آوردم.

618
00:51:20,366 --> 00:51:22,785
‫فکر کردی که به آقای جونگ
‫نسخه ی اصلی رو دادم؟

619
00:51:28,708 --> 00:51:30,626
‫احمق.

620
00:51:30,710 --> 00:51:32,044
‫مرتیکه ی

621
00:51:32,628 --> 00:51:35,214
‫با این، تا یک ماه دیگه هم اینجایی

622
00:51:36,549 --> 00:51:39,343
‫مهم نیست چقدر هم به مغزشون
‫فشار بیارن که چجوری تو رو بیرون بیارن.

623
00:51:46,517 --> 00:51:48,019
‫امیدوارم که از دیدن

624
00:51:51,439 --> 00:51:54,191
‫سقوط برج بابل از سلولت لذت ببری.

625
00:52:20,176 --> 00:52:21,552
‫زندانی شماره ی 6723، باید برگردیم.

626
00:52:22,386 --> 00:52:23,471
‫ولم کن!

627
00:52:29,894 --> 00:52:32,438
‫راجع به اطلاعات شرکت صوری.

628
00:52:32,521 --> 00:52:34,357
‫گفته بود که هیچ نسخه ی دیگه ای ازش نیست؟

629
00:52:34,440 --> 00:52:36,525
‫آره، همین رو گفت.

630
00:52:36,609 --> 00:52:38,611
‫چطوری تو کورکورانه حرفش رو باور کردی؟

631
00:52:39,820 --> 00:52:41,906
‫ای خدا، این قضیه روی روح و روانمه.

632
00:52:42,740 --> 00:52:44,992
‫چون حکم کیفری حساب میشه
‫یک خرده زمان می بره.

633
00:52:45,076 --> 00:52:45,910
‫آره.

634
00:52:45,993 --> 00:52:49,330
‫رئیس جانگ به این زودی ها آزاد نمیشه.

635
00:52:51,207 --> 00:52:54,210
‫این جوری، اون ممکنه
‫پشت میله های زندان زندگی کنه.

636
00:52:54,293 --> 00:52:55,920
‫این همون چیزی نیست که خیلی ها می خوان؟

637
00:52:56,003 --> 00:52:57,088
‫هی

638
00:52:59,840 --> 00:53:00,841
‫حق با توئه.

639
00:53:02,176 --> 00:53:05,304
‫رئیس جانگ هان سو
‫می تونه فایل گیوتین رو به دست بیاره.

640
00:53:08,015 --> 00:53:11,393
‫بیا با این اطلاعات یک کم بیشتر
‫توی زندان نگه ـش داریم.

641
00:53:11,477 --> 00:53:12,478
‫باید این کار رو بکنیم؟

642
00:53:14,105 --> 00:53:15,314
‫خیلی خب پس.

643
00:53:15,815 --> 00:53:19,318
‫من بیشتر نگران
‫دادخواست برج بابلم.

644
00:53:20,111 --> 00:53:22,905
‫کی می دونه که وینچنزو و
‫هونگ چا یانگ چی کار ممکنه بکنن؟

645
00:53:22,988 --> 00:53:25,574
‫قربان،
ممکنه ترفیع من رو یک مقدار عقب بندازین؟

646
00:53:26,283 --> 00:53:28,452
‫خودم دادخواست و

647
00:53:29,954 --> 00:53:31,747
‫پرونده ی رئیس جانگ رو بر عهده می گیرم.

648
00:53:37,628 --> 00:53:38,754
‫سلام، لوکا.

649
00:53:39,296 --> 00:53:42,133
‫آقای مشاور، من به فرودگاه اینچون رسیدم.

650
00:53:44,885 --> 00:53:46,053
‫اینچون؟

651
00:53:47,138 --> 00:53:48,180
‫چی شده؟

652
00:53:50,057 --> 00:53:53,519
‫فکرش رو هم نمی کردم نقشه ی اون باشه.

653
00:53:54,895 --> 00:53:56,146
‫متاسفم، قربان.

654
00:53:57,022 --> 00:53:59,733
‫در هر صورت، اینجا جام امنه دیگه؟

655
00:53:59,817 --> 00:54:00,860
‫بله، قربان.

656
00:54:03,195 --> 00:54:06,490
‫آقای جونگ و من قضیه شرکت صوری رو همراه با

657
00:54:07,157 --> 00:54:08,409
‫برج بابل حل می کنیم.

658
00:54:12,121 --> 00:54:13,455
‫الان نمی تونم بیرون بیام، درسته؟

659
00:54:14,874 --> 00:54:15,875
‫نه، قربان.

660
00:54:18,502 --> 00:54:21,422
‫نمی خوام شاهد سقوط برج بابل
‫از پشت میله های زندان باشم.

661
00:54:22,423 --> 00:54:24,550
‫هر چه زودتر من رو از اینجا بیرون بیار،
فهمیدی؟

662
00:54:25,134 --> 00:54:26,802
‫چشم، قربان.

663
00:54:30,222 --> 00:54:31,599
‫و هان سو

664
00:54:32,558 --> 00:54:33,767
‫حواست بهش باشه.

665
00:54:35,144 --> 00:54:37,563
‫به نظر میاد تازگی ها
بدجوری عاقل و بالغ شده.

666
00:54:48,741 --> 00:54:49,908
‫می تونم کمکتون کنم؟

667
00:54:52,536 --> 00:54:55,539
‫دنبال وینچنزو کاسانو می گردم.

668
00:54:56,624 --> 00:54:58,208
‫- مشاور؟ ‫- بله.

669
00:54:59,209 --> 00:55:01,003
‫دنبالم بیاین.

670
00:55:08,302 --> 00:55:10,262
‫- چطوری، لوکا؟
 ‫- ببخشید.

671
00:55:11,472 --> 00:55:13,849
‫لوکا!

672
00:55:13,932 --> 00:55:17,728
‫لوکا!

673
00:55:20,898 --> 00:55:22,441
‫خوش اومدی، لوکا.

674
00:55:23,192 --> 00:55:24,818
‫اینها دوست هات هستن؟

675
00:55:24,902 --> 00:55:26,779
‫همه تو رو دوست دارن.

676
00:55:27,446 --> 00:55:28,447
‫لوکا!

677
00:55:32,326 --> 00:55:33,494
‫جناب مشاور.

678
00:55:33,577 --> 00:55:36,580
‫داریو و سباستین
‫به دست خاندان لوچیانو کشته شدن.

679
00:55:37,915 --> 00:55:39,500
‫معلوم نیست نفر بعدی کی باشه.

680
00:55:40,584 --> 00:55:44,171
‫پائولو داره چه غلطی می کنه؟

681
00:55:44,838 --> 00:55:46,840
‫پائولو از زمان شروعش بی طرف بود.

682
00:55:47,424 --> 00:55:50,886
‫اطلاعاتی وجود داره که
‫پلیس برنامه داره دستگیرش کنه،

683
00:55:50,969 --> 00:55:53,013
‫برای همین اون داره جمع و جور می کنه که بره.

684
00:55:54,098 --> 00:55:56,642
‫عوضی سنگدل!

685
00:55:57,851 --> 00:56:00,396
‫به نظر صحبت جدی دارن می کنن.

686
00:56:01,105 --> 00:56:03,524
‫فکر می کنم چند نفری مردن،

687
00:56:03,607 --> 00:56:06,443
‫و وینچنزو داره فحش میده.

688
00:56:07,736 --> 00:56:08,862
‫مشاور.

689
00:56:09,738 --> 00:56:12,241
‫برگرد به ایتالیا و خاندانمون رو نجات بده.

690
00:56:12,324 --> 00:56:15,619
‫اگر این کار رو نکنی،
‫کار خاندانمون تمومه.

691
00:57:10,674 --> 00:57:14,469
‫به چهار نفر متخصص امنیتی و هکر رسیدم.

692
00:57:15,053 --> 00:57:16,096
‫صفحه ی آخر رو نگاه کنین.

693
00:57:20,934 --> 00:57:21,935
‫[ اطلاعات شخصی ]

694
00:57:22,019 --> 00:57:25,063
‫آدرس الانش پاساژ گئومگاس.

695
00:57:25,898 --> 00:57:26,899
‫بله.

696
00:57:29,359 --> 00:57:33,780
‫پس قفل ساز درست کنار اتاق زندگی می کنه.

697
00:58:48,730 --> 00:58:49,815
‫این چیه؟

698
01:00:18,570 --> 01:00:20,530
‫نرو

699
01:00:21,489 --> 01:00:22,908
‫بیخیال دیگه.

700
01:00:22,991 --> 01:00:25,493
‫قرار نیست که بره به جنگ.

701
01:00:26,286 --> 01:00:28,413
‫- بسه. ‫
- اما داره میره به جنگ.

702
01:00:29,206 --> 01:00:32,083
‫ممکنه تا سر حد مرگ بجنگه

703
01:00:32,751 --> 01:00:34,419
‫- کافیه.
 ‫- باشه.

704
01:00:35,337 --> 01:00:36,463
‫ولی نمی تونم.

705
01:00:37,130 --> 01:00:37,964
‫آقای نام.

706
01:00:38,048 --> 01:00:41,343
‫من دو هفته نیستم. ‫نگران نباش.

707
01:00:44,638 --> 01:00:49,267
‫ولی اگر دو هفته بشه چهار هفته،
‫و چهار هفته بشه

708
01:00:50,226 --> 01:00:51,227
‫خواهش می کنم!

709
01:00:52,604 --> 01:00:56,107
‫نمی دونستم اینقدر پیله میشی.

710
01:00:57,192 --> 01:00:58,193
‫ببخشید.

711
01:01:02,405 --> 01:01:05,075
‫نگران نباش.
‫ما فعلاً اوضاعمون خوبه.

712
01:01:05,784 --> 01:01:07,410
‫هر چی نباشه رئیس جانگ زندانه.

713
01:01:10,622 --> 01:01:13,500
‫بیخیال دیگه، این جوری بهمون نگاه نکن.

714
01:01:16,002 --> 01:01:18,296
‫پاساژ گئومگا برای خودش یه قلعه ـس.

715
01:01:32,936 --> 01:01:34,521
‫آقای نام.

716
01:01:35,689 --> 01:01:37,899
‫خواهش می کنم گریه نکن.

717
01:01:38,942 --> 01:01:40,735
‫قبل از رفتنش اشک هات رو پاک کن.

718
01:02:07,595 --> 01:02:09,013
‫هی، بیا بیرون!

719
01:02:09,097 --> 01:02:10,348
‫دارم میام!

720
01:02:14,936 --> 01:02:18,606
‫این خمیر فلفل قرمز
‫و تربچه خشک شده س.

721
01:02:18,690 --> 01:02:21,234
‫توی راه بخور، باشه؟

722
01:02:21,317 --> 01:02:23,278
‫- ممنون. ‫- میذارم تو چمدون.

723
01:02:23,361 --> 01:02:24,612
‫بذار.

724
01:02:25,363 --> 01:02:29,451
‫این ترشی کاهوییه که مامانم درست کرده.

725
01:02:31,494 --> 01:02:32,871
‫می ذارم توی چمدون.

726
01:02:33,788 --> 01:02:37,625
‫این هم براتون شانس میاره.
‫همیشه پیش خودتون نگه ـش دارین.

727
01:02:37,709 --> 01:02:40,128
‫حقیقت داره، میگن که قدرت های جادویی داره.

728
01:02:40,211 --> 01:02:41,629
‫- بله. ‫- ممنون.

729
01:02:45,300 --> 01:02:47,969
‫تا دو هفته ی آینده
‫از اینجا به خوبی محافظت می کنیم.

730
01:02:48,887 --> 01:02:51,639
‫حتماً برمی گردین دیگه؟

731
01:02:51,723 --> 01:02:54,726
‫معلومه که برمی گرده. ‫مسخره نشو.

732
01:02:54,809 --> 01:02:56,686
‫همه چی رو درست می کنه

733
01:02:57,604 --> 01:02:59,063
‫و سریع بر می گرده.

734
01:02:59,856 --> 01:03:03,026
‫بودا همیشه در کنارت خواهد بود.

735
01:03:03,610 --> 01:03:05,820
‫کمک رسان ما باش، بودای مهربان.

736
01:03:05,904 --> 01:03:06,905
‫ممنون.

737
01:03:11,784 --> 01:03:12,911
‫مراقب باش.

738
01:03:16,456 --> 01:03:17,457
‫ممنون، داداش.

739
01:03:24,756 --> 01:03:25,965
‫سفر به سلامت.

740
01:03:29,135 --> 01:03:30,136
‫باید بری.

741
01:03:34,599 --> 01:03:35,600
‫گذرنامه ـت؟

742
01:03:45,526 --> 01:03:46,903
‫به سلامت.

743
01:03:47,487 --> 01:03:50,198
‫سر وقت غذا بخوری ها.

744
01:03:50,281 --> 01:03:51,532
‫زیاد طولش ندی.

745
01:03:52,492 --> 01:03:53,493
‫خداحافظ.

746
01:03:54,077 --> 01:03:55,078
‫گریه نکن.

747
01:03:55,787 --> 01:03:58,081
‫- چرا تو گریه می کنی؟
‫- زود برمی گرده.

748
01:03:58,164 --> 01:03:59,582
‫فقط دو هفته ـس.

749
01:03:59,666 --> 01:04:01,000
‫مطمئنی؟

750
01:04:02,001 --> 01:04:03,127
‫گریه کردی.

751
01:04:03,211 --> 01:04:04,796
‫- نکردم.
 ‫- چرا، نکردی؟

752
01:04:20,728 --> 01:04:21,771
‫تو بهتره بری.

753
01:04:22,647 --> 01:04:24,607
‫من بدرقه ـت می کنم.

754
01:04:24,691 --> 01:04:25,817
‫نمی خواد.

755
01:04:28,277 --> 01:04:31,322
‫برمی گردم.
‫وقتی که نیستم برای دادگاه خودت رو آماده کن.

756
01:04:31,406 --> 01:04:32,407
‫باشه.

757
01:04:32,991 --> 01:04:37,745
‫و لازم نیست موقع برگشتت
‫برام عطر یا روسری بخری.

758
01:04:37,829 --> 01:04:38,830
‫هیچی نخر.

759
01:04:45,253 --> 01:04:47,046
‫برو داخل و یک فنجون قهوه بخور.

760
01:04:54,637 --> 01:04:55,972
‫اگر اتفاقی افتاد،

761
01:04:56,973 --> 01:04:58,224
‫سریع بهم زنگ بزن.

762
01:04:58,307 --> 01:04:59,684
‫نگران نباش.

763
01:05:02,603 --> 01:05:03,604
‫من دیگه میرم.

764
01:05:06,983 --> 01:05:08,026
‫لوکا.

765
01:05:28,045 --> 01:05:29,088
‫آقای کاسانو!

766
01:05:41,017 --> 01:05:42,435
‫دوستان

767
01:05:43,561 --> 01:05:46,898
‫مثل دو روح

768
01:05:47,774 --> 01:05:49,484
‫در یک بدنن.

769
01:05:58,576 --> 01:06:00,119
‫آسیبی بهت نرسه

770
01:06:04,665 --> 01:06:06,292
‫چون من هم آسیب می بینم.

771
01:06:17,929 --> 01:06:18,930
‫قول می دم.

772
01:06:59,136 --> 01:07:00,638
‫نوشیدنی میل دارین؟

773
01:07:00,721 --> 01:07:01,847
‫نه، ممنون.

774
01:07:16,445 --> 01:07:20,241
‫[ چطور با یک پرنده دوست بشیم ]

775
01:08:20,384 --> 01:08:21,927
‫از دیدنتون خوشوقتم خانم سو.

776
01:08:26,807 --> 01:08:29,185
‫قرار نیست دوست بشیم

777
01:08:29,268 --> 01:08:30,770
‫برای همین میرم سر اصل مطلب.

778
01:08:32,229 --> 01:08:33,230
‫سریع بازش کن.

779
01:08:36,692 --> 01:08:38,486
‫متوجه منظور نمی شم.

780
01:08:39,361 --> 01:08:40,529
‫نمی دونم چطوری.

781
01:08:46,368 --> 01:08:48,621
‫یک بار دیگه این رو بگو،

782
01:08:49,413 --> 01:08:50,414
‫و من هم کشتمت.

783
01:09:12,228 --> 01:09:14,230
‫بدرقه ـش کردی؟

784
01:09:15,272 --> 01:09:16,273
‫البته.

785
01:09:28,327 --> 01:09:30,162
‫همه چی رو درست می کنه و برمی گرده

786
01:09:30,746 --> 01:09:32,206
‫درست مثل کاری که واسه اینجا می کنه.

787
01:09:33,332 --> 01:09:34,333
‫معلومه.

788
01:09:35,417 --> 01:09:38,963
‫ولی جای خالیش
‫تو اینجا خیلی به چشم میاد.

789
01:09:41,298 --> 01:09:42,550
‫دو هفته؟

790
01:09:43,217 --> 01:09:45,886
‫سرمون با دادگاه گرمه و
زمان خیلی زود می گذره.

791
01:09:45,970 --> 01:09:48,889
‫درسته، بیا روی دادگاه تمرکز کنیم.

792
01:09:49,807 --> 01:09:50,808
‫بریم تو کارش.

793
01:09:53,894 --> 01:09:54,937
‫بریم تو کارش.

794
01:10:47,781 --> 01:10:48,991
‫بازه.

795
01:11:09,803 --> 01:11:13,891
‫طلاها و فایل گیوتین کجاست؟

796
01:11:14,516 --> 01:11:15,851
‫نمی دونم.

797
01:11:15,934 --> 01:11:18,687
‫لعنت بهت، کجا قایم کردیشون؟

798
01:11:18,771 --> 01:11:21,190
‫دارم راستش رو میگم، نمی دونم.

799
01:11:34,912 --> 01:11:35,913
‫مرتیکه ی

800
01:11:37,039 --> 01:11:38,373
‫راستش رو بگو.

801
01:11:38,457 --> 01:11:39,708
‫کجاست؟

802
01:11:55,599 --> 01:11:57,309
‫لعنتی.

803
01:11:57,976 --> 01:11:59,269
‫برید بگیرینش.

804
01:12:07,194 --> 01:12:08,821
‫آقای تاک!

805
01:12:09,363 --> 01:12:11,240
‫آقای لی!

806
01:12:12,533 --> 01:12:14,409
‫آقای پارک!

807
01:12:18,288 --> 01:12:19,581
‫چی شده؟

808
01:12:20,249 --> 01:12:22,292
‫چند نفر گردن کلفت ریختن توی معبد نانیک.

809
01:12:22,376 --> 01:12:23,710
‫کی؟

810
01:12:27,089 --> 01:12:29,842
‫آقای نام، برو بالا و بقیه رو خبر کن.

811
01:12:29,925 --> 01:12:31,802
‫نمی تونم، اون وقت شما تو خطر میوفتین

812
01:12:31,885 --> 01:12:33,095
‫همین الان برو!

813
01:12:41,019 --> 01:12:42,145
‫خانم سو.

814
01:12:43,480 --> 01:12:45,524
‫مثل بچه ی آدم بیا اینجا.

815
01:12:47,484 --> 01:12:48,694
‫تو کی هستی؟

816
01:12:48,777 --> 01:12:51,822
‫هیچ ربطی به تو نداره.
‫دخالت نکن که خطرناکه.

817
01:12:52,406 --> 01:12:55,200
‫به من ربط داره. ‫چون وکیلشم.

818
01:12:55,784 --> 01:12:57,411
‫آها.

819
01:12:57,494 --> 01:13:01,290
‫موسسه ی حقوقی جیپوراگی.
‫تو دختر وکیل هونگ یا چانی.

820
01:13:01,999 --> 01:13:03,625
‫از کجا بابام رو می شناسی؟

821
01:13:04,376 --> 01:13:08,255
‫چطور میشه نشناسم؟
‫اون مرد فوق العاده ای بود.

822
01:13:08,338 --> 01:13:09,381
‫حالا هر چی.

823
01:13:09,965 --> 01:13:12,259
‫- برو گمشو. ‫- گمونم

824
01:13:12,926 --> 01:13:16,179
‫بهت یاد نداده
‫چطور به بزرگترت احترام بذاری.

825
01:13:16,263 --> 01:13:20,726
‫بهم یاد داده که به
‫آدم هایی مثل تو هیچ احترامی نذارم.

826
01:13:23,895 --> 01:13:24,938
‫برید بیارینش.

827
01:13:28,734 --> 01:13:31,361
‫دستت رو ازش بکش! ‫نمی ذارم ببریش!

828
01:13:34,865 --> 01:13:35,907
‫نه!

829
01:14:02,559 --> 01:14:04,227
‫همون جا بمون.

830
01:14:26,333 --> 01:14:27,459
‫آقای کاسانو.

831
01:14:29,169 --> 01:14:30,212
‫شما حالتون خوبه؟

832
01:14:30,796 --> 01:14:32,005
‫چرا نرفتی؟

833
01:14:33,215 --> 01:14:34,800
‫از یک راه دیگه درستش کردم.

834
01:14:37,636 --> 01:14:38,637
‫و

835
01:14:39,846 --> 01:14:41,723
‫یادم رفت به اینزاگی خوب غذا بدم.

836
01:14:49,689 --> 01:14:50,857
‫در هر حال، عقب بمونید.

837
01:14:52,901 --> 01:14:55,904
‫تو وینچنزو کاسانوئی؟

838
01:14:55,987 --> 01:14:57,364
‫به تو ربطی نداره.

839
01:14:58,990 --> 01:15:01,701
‫کاری می کنم
‫کمتر از 5 دقیقه تاوانش رو پس بدین.

840
01:15:30,939 --> 01:15:34,025
‫[ وینچنزو ]

841
01:16:03,930 --> 01:16:06,892
W W W . M O V I E S H O . C O M

842
01:16:06,975 --> 01:16:09,978
W W W . M O V I E S H O . C O M