1
00:00:01,084 --> 00:00:02,917
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,984 --> 00:00:05,350
‫دکتر هارلی، مامانم کجاست؟

3
00:00:05,450 --> 00:00:07,117
‫ماریا سه سال پیش فوت کرد.

4
00:00:07,184 --> 00:00:09,384
‫دو سال بعد از این که
‫تو ناپدید شدی.

5
00:00:09,450 --> 00:00:10,484
‫کاپیتان مونیکا رمبو.

6
00:00:10,584 --> 00:00:11,717
‫سرپرست تایلر هیوارد.

7
00:00:11,784 --> 00:00:14,617
‫برنامه امون از وقتی تو از فضا برگشتی
‫خیلی فرق کرده رمبو.

8
00:00:14,750 --> 00:00:17,550
‫اف بی آی بابت یه موضوعی
‫تو جرسی نگرانه...

9
00:00:17,617 --> 00:00:21,050
‫پرونده امون راجع به یه فرد مفقودی نیست
‫کاپیتان رمبو، راجع به یه شهر مفقودیه.

10
00:00:21,117 --> 00:00:22,950
‫یه جور میدون انرژیه.

11
00:00:25,017 --> 00:00:28,250
‫تجهیزاتم حجم عظیمی
‫سی ام بی آر دریافت کردن.

12
00:00:28,350 --> 00:00:30,217
‫لا به لاش یه فرکانس پخش بود.

13
00:00:30,317 --> 00:00:31,063
‫بفرمایین، صدا و تصویر اومد.

14
00:00:31,113 --> 00:00:32,757
‫تو بدون اجازه اومدی اینجا.

15
00:00:32,857 --> 00:00:35,691
‫من هم میخوام بری.

16
00:00:39,691 --> 00:00:40,724
‫جرالدین کجاست؟

17
00:00:40,824 --> 00:00:44,057
‫رفت. جاش اینجا نبود.

18
00:00:44,157 --> 00:00:47,391
‫همه اش کار وانداست.

19
00:00:48,391 --> 00:00:58,391
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

20
00:01:12,014 --> 00:01:22,014
W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:22,214 --> 00:01:32,214
W W W . M O V I E S H O . C O M

22
00:01:32,414 --> 00:01:35,248
‫تامی ناز و قشنگم،
‫نمیخوای بخوای؟

23
00:01:36,114 --> 00:01:37,581
‫مامانی میخواد بخوابه.

24
00:01:38,248 --> 00:01:42,848
‫اگه بخوابی، قول میدم تو
‫رو بیشتر دوست داشته باشم.

25
00:01:42,914 --> 00:01:44,514
‫وای، اذیتش نکن دیگه عزیزم.

26
00:01:44,581 --> 00:01:46,048
‫خودت که میدونی جفتشون
‫رو به یه اندازه دوست داریم.

27
00:01:46,114 --> 00:01:48,681
‫خب، جلوی خودش که نگو.

28
00:01:48,748 --> 00:01:49,814
‫نتونستی بیلی رو بخوابونی؟

29
00:01:49,881 --> 00:01:51,581
‫سعی کردم براش کتاب بخونم،
‫ولی نمیدونم چرا...

30
00:01:51,681 --> 00:01:54,614
‫با شنیدن «تبار انسان» چارلز داروین
‫از قبل هم بیشتر گریه کرد.

31
00:01:54,681 --> 00:01:57,648
‫عه. میخوای برقصیم عزیزم؟

32
00:01:58,381 --> 00:02:00,814
‫- وای!
‫- هوم...

33
00:02:00,881 --> 00:02:03,081
‫- انگار باهمدیگه رفتیم بیرون.
‫- هوم!

34
00:02:03,148 --> 00:02:05,281
‫سر و صدا نکنین بچه ها،
‫میخوام دل این خانم رو به دست بیارم.

35
00:02:07,181 --> 00:02:08,181
‫- ویژن؟
‫- هوم؟

36
00:02:08,281 --> 00:02:09,848
‫میشه پستونکشون رو بیاری؟

37
00:02:09,948 --> 00:02:12,748
‫معلومه. به نظر من
‫که پستونک خیلی خوبه.

38
00:02:18,414 --> 00:02:20,914
‫خب، میدونم والدین نباید
‫میون بر بزنن،

39
00:02:21,014 --> 00:02:24,214
‫ولی به نظرم الان شرایط
‫حکم میکنه که بزنیم، مگه نه؟

40
00:02:26,514 --> 00:02:28,881
‫پس بگیرین بخوابین فرزندان من.

41
00:02:33,214 --> 00:02:36,114
‫خب، بگیرین بخوابین.

42
00:02:38,514 --> 00:02:40,648
‫خب، به نظر من که زیاد بامزه نیست.

43
00:02:40,714 --> 00:02:42,114
‫چرا کاری که میخوام
‫رو نمیکنین؟

44
00:02:42,181 --> 00:02:43,381
‫چی گفتی عزیزم؟

45
00:02:45,948 --> 00:02:48,348
‫نباید اونجا بذاریشون!

46
00:02:48,448 --> 00:02:50,748
‫کاربرد اصلیشون کاهش صدا نیست؟

47
00:02:54,881 --> 00:02:57,648
‫- وای.
‫- اینجا رو، به نظرم...

48
00:03:01,081 --> 00:03:02,514
‫- ویژن؟
‫- هوم؟

49
00:03:03,181 --> 00:03:04,414
‫کجای کارمون اشتباهه؟

50
00:03:04,581 --> 00:03:07,581
‫احتمالا باید یه کم بیشتر
‫باهمدیگه آشنا بشیم.

51
00:03:07,681 --> 00:03:10,514
‫شاید. شاید هم صرفا
‫کمک لازم داشته باشیم.

52
00:03:10,581 --> 00:03:11,814
‫عه!

53
00:03:11,881 --> 00:03:12,981
‫سلام بچه ها!

54
00:03:13,048 --> 00:03:14,748
‫وای، اگنس!

55
00:03:14,848 --> 00:03:18,681
‫اگنس، داشتم این کوسن
‫رو با صورتم میتکوندم.

56
00:03:18,781 --> 00:03:21,148
‫عه، همین الان داشتم
‫میرفتم باشگاه...

57
00:03:21,214 --> 00:03:24,681
‫که شنیدم دو تا نوزاد نازتون
‫اصلا خوابشون نمیبره.

58
00:03:24,781 --> 00:03:27,614
‫- عه؟ کی بهت گفت؟
‫- اِم، با گوشم شنیدم دیگه.

59
00:03:27,681 --> 00:03:30,081
‫آها.

60
00:03:30,148 --> 00:03:32,114
‫بگذریم، خاله اگنس اومده...

61
00:03:32,214 --> 00:03:34,314
‫و من چندتا حقه بلدم.

62
00:03:34,414 --> 00:03:37,148
‫- وای اگنس، واقعا نجاتمون دادی.
‫- آخی.

63
00:03:37,248 --> 00:03:39,648
‫خیلی خب. ولی حواست
‫به نافشون باشه...

64
00:03:39,748 --> 00:03:41,214
‫و یادت باشه زیر
‫سرشون رو بگیری.

65
00:03:41,281 --> 00:03:43,014
‫راستی آخرین باری
‫که دستت رو شستی کی بود...

66
00:03:43,081 --> 00:03:46,114
‫راستش، میدونین چیه؟ اگه...
‫آخه... شاید بهتر باشه کمک نکنی.

67
00:03:49,414 --> 00:03:50,414
‫اِم...

68
00:03:51,814 --> 00:03:52,814
‫اِم...

69
00:03:53,548 --> 00:03:55,248
‫میخوای دوباره اجرا کنم؟

70
00:03:59,948 --> 00:04:00,948
‫اِم....

71
00:04:01,881 --> 00:04:02,881
‫جانم؟

72
00:04:02,981 --> 00:04:04,948
‫میخوای من بچه ها رو بغل کنم دیگه.

73
00:04:06,181 --> 00:04:08,114
‫از اول اجرا کنیم؟

74
00:04:10,648 --> 00:04:11,981
‫چی؟

75
00:04:12,748 --> 00:04:15,748
‫وای، مسخره بازی درنیار.

76
00:04:17,048 --> 00:04:19,948
‫ویژن، بیا بذاریم اگنس
‫یه امتحانی بکنه.

77
00:04:27,614 --> 00:04:32,214
‫بچه های پر سر و صدا و سرسخت.

78
00:04:32,314 --> 00:04:35,214
‫اگه جرأت دارین بیدار بمونین.

79
00:04:38,014 --> 00:04:39,481
‫واندا.

80
00:04:41,948 --> 00:04:44,014
‫جریان چی بود؟

81
00:04:44,114 --> 00:04:45,381
‫چی میخواد باشه؟

82
00:04:45,481 --> 00:04:48,348
‫«چی میخواد باشه؟»
‫همین رفتار اگنس رو میگم دیگه.

83
00:04:49,314 --> 00:04:51,514
‫خب، به نظرم یه لحظه گیج شد.

84
00:04:51,614 --> 00:04:52,781
‫ظاهرا دیگه حالش خوبه.

85
00:04:53,448 --> 00:04:55,481
‫ولی حرفش و طرز نگاهش به تو...

86
00:04:55,581 --> 00:04:56,781
‫مگه چطوری نگاهم کرد؟

87
00:04:56,881 --> 00:04:58,048
‫خب، من که... عه.

88
00:04:58,114 --> 00:05:01,648
‫اسطوخودوسه. میگن آرام بخشه.

89
00:05:01,748 --> 00:05:03,581
‫رالف هر شب رو من میپاشدش.

90
00:05:03,681 --> 00:05:06,414
‫- ولی من که هیچ جوره آروم نمیشم.
‫- چی؟

91
00:05:07,948 --> 00:05:08,948
‫خیلی عجیبه.

92
00:05:09,048 --> 00:05:10,081
‫حرفت منصفانه نبود.

93
00:05:10,181 --> 00:05:13,514
‫تقصیر اگنس نیست
‫که شور و هیجان زیادی داره.

94
00:05:13,581 --> 00:05:14,681
‫واندا؟

95
00:05:15,681 --> 00:05:17,548
‫واقعا اون چیزی که من دیدم
‫رو ندیدی؟

96
00:05:17,648 --> 00:05:18,681
وای.

97
00:05:18,748 --> 00:05:21,381
‫نگران من نباشین.
‫دارم دنبال قهوه میگردم.

98
00:05:21,481 --> 00:05:23,614
‫- چی؟
‫- واسه خودم که نمیخوام.

99
00:05:23,681 --> 00:05:26,548
‫واسه دوقلوها میخوام.
‫فکر کردین من از اون پرستار بچه هام؟

100
00:05:27,548 --> 00:05:29,581
‫خودم اینجا رو میگردم.

101
00:05:30,514 --> 00:05:32,948
‫ویژن، بچه هامون چند روزه
‫که نخوابیدن.

102
00:05:33,014 --> 00:05:35,414
‫من و تو باید یه کم
‫استراحت کنیم و اگنس هم...

103
00:05:35,448 --> 00:05:37,814
‫داره وظیفه همسایگیش
‫رو به جا میاره، همین.

104
00:05:40,948 --> 00:05:41,948
‫میشنوی؟

105
00:05:42,048 --> 00:05:43,081
‫چی رو؟

106
00:05:43,148 --> 00:05:45,714
‫هیچ صدایی نمیاد.

107
00:05:45,781 --> 00:05:47,548
‫بالاخره خوابیدن.

108
00:05:48,381 --> 00:05:49,514
‫جفتشون خالیه.

109
00:05:49,581 --> 00:05:51,214
‫پس دوقلوها کجان؟

110
00:05:51,281 --> 00:05:53,581
‫- مامانی؟
‫- بابایی؟

111
00:05:53,681 --> 00:05:55,514
‫ها؟

112
00:05:56,214 --> 00:06:00,414
‫بچه ان دیگه.

113
00:06:00,514 --> 00:06:01,514
‫نمیشه کنترلشون کرد.

114
00:06:02,881 --> 00:06:04,348
‫هرچقدر هم سعی کنین نمیشه.

115
00:06:11,681 --> 00:06:13,648
‫- خب، سلام!
‫- سلام!

116
00:06:16,414 --> 00:06:18,948
‫- حالت چطوره عزیزم؟
‫- آخی.

117
00:06:19,048 --> 00:06:20,314
‫- آره.
‫- آره.

118
00:06:33,048 --> 00:06:39,181
‫♪ آدم با تصوری از زندگی
‫دور دنیا میچرخه، ♪

119
00:06:41,014 --> 00:06:47,181
‫♪ ولی با گذر سال ها، متوجه میشه
‫که باید صبر کنه و ببینه چی میشه. ♪

120
00:06:48,981 --> 00:06:52,681
‫♪ شاید عده ای سعی
‫کنن ما رو از هم جدا کنن، ♪

121
00:06:52,781 --> 00:06:59,014
‫♪ ولی وقتی تو توی قلبم باشی
‫هیچی اذیتم نمیکنه. ♪

122
00:06:59,114 --> 00:07:02,120
‫♪ امیدواریم و آهنگ میخونیم. ♪

123
00:07:02,170 --> 00:07:05,255
‫♪ روز به روز زندگیمون رو میسازیم. ♪

124
00:07:07,321 --> 00:07:09,155
‫♪ در مواجه به مشکلات و خوشی ها... ♪

125
00:07:09,255 --> 00:07:11,621
‫♪ هم اشتباه میکنیم، هم نمیکنیم. ♪

126
00:07:11,721 --> 00:07:15,921
‫♪ روز به روز زندگیمون رو میسازیم. ♪

127
00:07:16,721 --> 00:07:19,088
‫♪ بعضی روزها هم... ♪

128
00:07:19,188 --> 00:07:23,521
‫♪ نمیدونیم باید چه تصمیمی بگیریم، ♪

129
00:07:23,588 --> 00:07:25,388
‫♪ ولی باز هم پیشرفت میکنیم. ♪

130
00:07:25,488 --> 00:07:27,255
‫♪ من فقط تو رو میخوام. ♪

131
00:07:27,355 --> 00:07:28,480
‫♪ وقتی مسیرمون دشوار بشه، ♪

132
00:07:28,530 --> 00:07:30,404
‫♪ وقتی مجبور بشیم تلاش کنیم، ♪

133
00:07:33,984 --> 00:07:36,151
‫اولین چیزی که یادت میاد چیه؟

134
00:07:37,518 --> 00:07:38,518
‫درد.

135
00:07:39,618 --> 00:07:43,584
‫بعدش هم صدای واندا تو سرم بود.

136
00:07:44,484 --> 00:07:46,051
‫سعی کردی مقاومت کنی؟

137
00:07:46,118 --> 00:07:48,584
‫یه حسی مدام ناراحتم میکرد.

138
00:07:48,651 --> 00:07:51,384
‫احساس ناامیدی داشتم.

139
00:07:52,618 --> 00:07:53,951
‫انگار داشتم غرق میشدم.

140
00:07:54,518 --> 00:07:55,784
‫حس سوگواری بود.

141
00:07:59,118 --> 00:08:00,518
‫حالا میتونی بشینی.

142
00:08:01,451 --> 00:08:02,651
‫چه عالی.

143
00:08:03,918 --> 00:08:05,551
‫خب، میتونم برم؟

144
00:08:05,651 --> 00:08:07,018
‫وقتی این ها رو بررسی کردم، میتونی بری.

145
00:08:09,151 --> 00:08:10,218
‫لباس فرمم کجاست؟

146
00:08:10,318 --> 00:08:11,818
‫تحت بررسیه.

147
00:08:14,051 --> 00:08:16,118
‫خیلی خوشحالم که برگشتین کاپیتان.

148
00:08:16,184 --> 00:08:17,351
‫حالتون چطوره؟

149
00:08:17,451 --> 00:08:18,518
‫عین خودمم.

150
00:08:18,618 --> 00:08:20,484
‫خب، خدا رو شکر.

151
00:08:21,618 --> 00:08:23,318
‫اِم، آخرین اخبار چیه؟

152
00:08:23,418 --> 00:08:26,551
‫ده دقیقه دیگه جلسه گزارش داریم.
‫اگه شلوار بپوشین بهتره.

153
00:08:26,618 --> 00:08:28,418
‫- ممنون.
‫- ایشون دکتر دارسی لوییس هستن.

154
00:08:28,484 --> 00:08:30,484
‫ایشون سیگنال پخش برنامه
‫رو کشف کردن.

155
00:08:30,584 --> 00:08:31,201
‫- من...

156
00:08:31,251 --> 00:08:33,251
‫- مونیکا هستین. میدونم.
اِم، بدجور طرفدارتونم.

157
00:08:33,318 --> 00:08:36,951
‫باید این آزمایشات رو دوباره بگیریم.
‫دستگاه یه مشکلی داره.

158
00:08:37,051 --> 00:08:38,084
‫این که خالیه.

159
00:08:38,184 --> 00:08:39,184
‫من که گفتم.

160
00:08:39,251 --> 00:08:40,418
‫خب، آزمایشات خونیش چی؟

161
00:08:40,518 --> 00:08:41,584
‫باید دوباره ازش خون بگیرم.

162
00:08:41,684 --> 00:08:44,151
‫نه، نه، نه.
‫دیگه باید بریم.

163
00:08:46,318 --> 00:08:48,684
‫عادتشه.
‫تو جلسه میبینمتون.

164
00:08:51,884 --> 00:08:52,984
‫صبح به خیر.

165
00:08:53,051 --> 00:08:56,184
‫دیگه داریم کاملا متوجه میشیم
‫این بحران از چه قراره.

166
00:08:56,284 --> 00:08:58,151
‫و به لطف کاپیتان رمبو،

167
00:08:58,218 --> 00:09:02,818
‫الان تجربه شخصی ایشون از داخل
‫نابهنجاری وست ویو رو هم میدونیم.

168
00:09:02,918 --> 00:09:06,618
‫فرضیه ابتداییمون این بود
‫که واندا ماکسیموف خودش از قربانیان باشه.

169
00:09:06,684 --> 00:09:09,584
‫ولی الان میدونیم که خودش
‫همه رو قربانی کرده.

170
00:09:10,318 --> 00:09:11,551
‫جیمی.

171
00:09:12,551 --> 00:09:14,084
‫یه تاریخچه کوتاه
‫از مظنونمون میگم.

172
00:09:14,151 --> 00:09:18,684
‫سال 1989 تو سوکویا به دنیا اومده،
‫فرزند ایرنا و اولگ ماکسیموفه...

173
00:09:18,751 --> 00:09:20,384
‫که جفتشون وقتی ماکسیموف...

174
00:09:20,451 --> 00:09:23,351
‫و برادر دوقلوش ده ساله بودن،
‫تو یه حمله هوایی کشته میشن.

175
00:09:23,418 --> 00:09:26,884
‫دوقلوها هم متعاقبا رادیکال شدن
‫و داوطلبانه عضو هایدرا شدن.

176
00:09:26,984 --> 00:09:30,318
‫وقایع یه کم بیش از حد ساده سازی شد،
‫ولی همینطوره.

177
00:09:30,384 --> 00:09:33,851
‫بعد از آزمایشات نامشخصی
‫با سنگ ذهن،

178
00:09:33,951 --> 00:09:37,884
‫ماکسیموف قدرت دورجنبی
‫و دورآگاهی به دست آورد.

179
00:09:37,984 --> 00:09:41,118
‫صبر کن جیمی.
‫ماکسیموف اسم مستعار نداره؟

180
00:09:42,151 --> 00:09:44,118
‫- نه قربان.
‫- لقب بامزه ای نداره؟

181
00:09:44,184 --> 00:09:45,451
‫هیچ لقبی نداره.

182
00:09:45,518 --> 00:09:48,584
‫براساس اطلاعات قدیمیمون، اولش از قدرت هاش
‫علیه انتقام جویان استفاده کرده بود.

183
00:09:48,651 --> 00:09:49,651
‫درسته؟

184
00:09:49,751 --> 00:09:52,918
‫ولی بعدش به سرعت اعتمادشون
‫رو جلب کرد و خودش انتقامجو شد.

185
00:09:54,456 --> 00:09:55,589
‫مرسی جیمی.

186
00:09:58,256 --> 00:10:01,156
‫حالا که باهاش آشنا شدیم،
‫بیاین راجع به استراتژیمون صحبت کنیم.

187
00:10:01,256 --> 00:10:02,256
‫روش کارمون از این قراره...

188
00:10:02,322 --> 00:10:04,022
‫من سعی میکنم
‫از کی بد نگم...

189
00:10:04,089 --> 00:10:05,589
‫پس بذار من بگم.
‫هیوارد...

190
00:10:05,689 --> 00:10:06,756
‫تروریست هستن.

191
00:10:06,856 --> 00:10:08,789
‫واندا که تروریست نیست.

192
00:10:08,889 --> 00:10:11,189
‫خودتون گفتین
‫در مدتی که ذهنتون...

193
00:10:11,256 --> 00:10:14,322
‫رو تحت کنترل داشت، تجربه ای...

194
00:10:14,389 --> 00:10:17,522
‫«مشقت بار، وحشتناک و خشونت آمیز» داشتین.

195
00:10:19,022 --> 00:10:21,289
‫واندا، چه خبر؟

196
00:10:22,856 --> 00:10:24,956
‫الان که دیگه کارمند شدم...

197
00:10:25,022 --> 00:10:28,356
‫منظورم اینه که فکر نکنم
‫هدف سیاسی ای داشته باشه...

198
00:10:28,456 --> 00:10:30,322
‫یا قصد داشته باشه
‫جایی رو نابود کنه.

199
00:10:30,422 --> 00:10:32,589
‫مونیکا، خودت رو انقدر محکم پرتاب کرد
‫که نصف نیوجرسی رو پرواز کردی.

200
00:10:32,656 --> 00:10:34,822
‫ولی زنده موندم، چون خودش
‫تصمیم گرفت ازم محافظت کنه.

201
00:10:34,922 --> 00:10:37,589
‫چندین هزار نفر رو گروگان گرفته.

202
00:10:37,656 --> 00:10:39,406
‫خب اگه واسه خودش محدوده
‫قرنطینه درست نکرده بود،

203
00:10:39,456 --> 00:10:41,222
‫ممکن بود چندین هزار
‫نفر دیگه هم گروگانش بشن.

204
00:10:42,089 --> 00:10:45,956
‫ببینین، به نظرم این کارش
‫حمله تعمدی نبوده.

205
00:10:46,056 --> 00:10:47,289
‫نبوده؟

206
00:10:48,422 --> 00:10:49,622
‫تصویرش رو نشون بدین.

207
00:10:51,889 --> 00:10:54,156
‫امروز صبح بهم
‫مجوز پخش این اطلاعات...

208
00:10:54,222 --> 00:10:57,156
‫به شدت حساس رو از مقر فرماندهی
‫اسورد دادن.

209
00:10:57,222 --> 00:11:02,056
‫تا همین اواخر، اینجا محل نگهداری
‫فوق محرمانه جسد ویژن بوده.

210
00:11:15,522 --> 00:11:17,256
‫- این فیلم مال کیه؟
‫- نه روز پیش.

211
00:11:17,322 --> 00:11:20,722
‫ماکسیموف به تاسیساتمون حمله کرد،
‫جسد ویژن رو دزدید...

212
00:11:20,789 --> 00:11:22,622
‫و احیاش کرد.

213
00:11:22,722 --> 00:11:26,522
‫ولی این کارش با بند ب بخش 36
‫پیمان نامه سوکویا مغایرت داره.

214
00:11:26,589 --> 00:11:28,556
‫با وصیت خود ویژن
‫هم مغایرت داره.

215
00:11:29,356 --> 00:11:30,956
‫نمیخواست سلاح کسی باشه.

216
00:11:31,056 --> 00:11:34,422
‫ماکسیموف، در دوران سوگواریش،
‫خواسته خودش رو زیر پا گذاشت.

217
00:11:35,489 --> 00:11:37,156
‫خیلی خب، فعلا بسه.

218
00:11:37,222 --> 00:11:40,222
‫بیاین یه راه حلی پیدا کنیم.
‫مرخصین.

219
00:11:44,022 --> 00:11:45,656
‫ولی اصلا چطور این کار رو کرده؟

220
00:11:45,722 --> 00:11:47,489
‫بدون سنگ ذهن احیاش کرده؟

221
00:11:47,556 --> 00:11:48,789
‫کسی چه میدونه؟

222
00:11:48,856 --> 00:11:51,456
‫ولی تنها ربات انسانگونه
‫ویبرانیومی رو مجبور کرده...

223
00:11:51,522 --> 00:11:53,589
‫تو حومه شهر یه پدر خانواده دوست باشه.

224
00:11:54,622 --> 00:11:56,489
‫وقتی بفهمه حقیقت از چه قراره چی میشه؟

225
00:11:57,773 --> 00:11:59,440
‫فکر نکنم از آب خوشش بیاد.

226
00:11:59,540 --> 00:12:02,740
‫ولی باید تمیزش کنیم
‫که مامان بذاره نگهش داریم.

227
00:12:02,840 --> 00:12:05,073
‫- تامی، بیلی!
‫- وای نه! مامان داره میاد.

228
00:12:06,473 --> 00:12:08,673
‫راستش، دلم واسه
‫گریه هاتون تنگ نمیشه،

229
00:12:08,773 --> 00:12:11,507
‫ولی واقعا مجبور بودین
‫راه رفتن یاد بگیرین؟

230
00:12:11,607 --> 00:12:13,473
‫اصلا یه جا بند نمیشین.

231
00:12:16,373 --> 00:12:21,140
‫مگه این که بخواین یه دیوار انسانی
‫معصومانه جلوی سینک آشپزخونه درست کنین.

232
00:12:21,973 --> 00:12:23,307
‫عافیت باشه.

233
00:12:23,407 --> 00:12:25,173
‫- ممنون.
‫- ممنون.

234
00:12:25,973 --> 00:12:28,073
‫خب، بگین کدومتون همین الان
‫واق واق کرد؟

235
00:12:28,807 --> 00:12:30,240
‫برین کنار.

236
00:12:31,473 --> 00:12:34,073
‫وای پسر.

237
00:12:34,173 --> 00:12:36,740
‫این هاپو تو سینک آشپزخونه
‫من چیکار میکنه؟

238
00:12:36,840 --> 00:12:38,407
‫داره حموم میکنه؟

239
00:12:38,507 --> 00:12:40,007
‫میشه نگهش داریم مامان؟

240
00:12:41,340 --> 00:12:44,673
‫خب، مطمئنم دل صاحب هاش
‫خیلی براشون تنگ شده.

241
00:12:44,740 --> 00:12:45,807
‫بیا ببینم.

242
00:12:46,340 --> 00:12:49,073
‫عجب. واقعا قلاده ای نداره.

243
00:12:49,173 --> 00:12:50,773
‫میشه نگهش داریم؟

244
00:12:50,840 --> 00:12:54,973
‫بیرون بود. داشت تنهایی
‫گریه میکرد.

245
00:12:55,040 --> 00:13:00,307
‫بچه ها، مراقبت از یه موجود زنده
‫مسئولیت بزرگیه.

246
00:13:00,407 --> 00:13:04,940
‫سگ ها غذا، تمرین، آموزش،

247
00:13:05,007 --> 00:13:07,407
‫نوازش و بغل لازم دارن.

248
00:13:07,473 --> 00:13:10,240
‫تازه باید بین گوش ها کوچولوش
‫رو هم ماچ کنین.

249
00:13:10,307 --> 00:13:12,207
‫صبح به خیر همسر عزیزم.
‫صبح به خیر بچه ها.

250
00:13:12,273 --> 00:13:15,607
‫صبح به خیر حیوون ناشناس خیس.

251
00:13:15,707 --> 00:13:16,740
‫این کیه؟

252
00:13:16,840 --> 00:13:19,407
‫راستش هنوز مطمئن نیستیم.

253
00:13:19,507 --> 00:13:21,273
‫چرا انقدر لباس رسمی پوشیدی عزیزم؟

254
00:13:21,373 --> 00:13:25,240
‫آها، صرفا جهت احتیاطه.
‫یه حسی بهم گفت شاید یکی یهو بهمون سر بزنه.

255
00:13:25,340 --> 00:13:27,407
‫سلام بچه ها.

256
00:13:27,507 --> 00:13:31,407
‫دقیقا هم همون چیزی
‫که لازم داشتیم رو آورد.

257
00:13:31,507 --> 00:13:34,973
‫پنجره آشپزخونه ام به گوشم رسوند
‫که یه هاپوی جدید آوردین.

258
00:13:36,340 --> 00:13:38,107
‫هنوز براش اسم نذاشتین؟

259
00:13:38,173 --> 00:13:40,207
‫«فین فینی» چطوره؟

260
00:13:40,307 --> 00:13:41,507
‫وای!

261
00:13:44,073 --> 00:13:45,307
‫«برقی» چطوره؟

262
00:13:45,407 --> 00:13:48,507
‫خب، همین اسم رو انتخاب کنیم؟

263
00:13:50,640 --> 00:13:52,973
‫- واندا.
‫- هوم؟

264
00:13:53,073 --> 00:13:55,640
‫- اگنس کنارت ایستاده بودا!
‫- متوجه نشد.

265
00:13:55,740 --> 00:13:58,773
‫حتی وقتی بچه هامون نوزاد بودن
‫و یهو پنج ساله شدن هم متوجه نشد.

266
00:13:58,873 --> 00:14:00,173
‫توافقمون از این قرار نبود.

267
00:14:00,240 --> 00:14:02,407
‫اصلا تلاش نکردی قدرتت
‫رو مخفی کنی.

268
00:14:02,507 --> 00:14:04,507
‫خب، دیگه از مخفی شدن
‫خسته شدم ویژن.

269
00:14:06,000 --> 00:14:07,266
‫ولی الان...

270
00:14:10,166 --> 00:14:11,800
‫چی رو ازم مخفی کردی؟

271
00:14:12,633 --> 00:14:14,966
‫خب، برقی سگمون شد بابا؟

272
00:14:15,033 --> 00:14:16,266
‫چی؟

273
00:14:19,400 --> 00:14:23,700
‫بچه ها، من و پدرتون
‫فکر نمیکنیم فعلا...

274
00:14:23,766 --> 00:14:27,600
‫توانایی مراقبت از یه حیوون
‫رو داشته باشین و باید حداقل...

275
00:14:27,700 --> 00:14:29,200
‫ده. ده سال.

276
00:14:30,133 --> 00:14:31,200
‫ده سالتون شده باشه.

277
00:14:34,066 --> 00:14:36,933
‫- صبر کنین، یه دقیقه وایستین...
‫- وایستین، نه، نه، نه.

278
00:14:37,033 --> 00:14:40,700
‫- ... ای بچه های بی خیال.
‫- نه، نه، نه!

279
00:14:40,800 --> 00:14:43,866
‫بیاین امیدوار باشیم این
‫سگه همینقدری بمونه.

280
00:14:45,800 --> 00:14:46,966
‫واق واق.

281
00:14:55,100 --> 00:14:57,733
‫خیلی خب.
‫خیلی خب، فهمیدم.

282
00:14:57,800 --> 00:15:00,733
‫یه پناهگاه هسته ای
‫چهار هزار و پونصد کیلویی متشکل...

283
00:15:00,800 --> 00:15:03,966
‫از سرب واسه فوتون ها،
‫کادمیم واسه نوترون ها...

284
00:15:04,066 --> 00:15:06,966
‫و تنتال واسه انفجارات ارتعاشی
‫لازم دارم که سیار هم باشه.

285
00:15:08,733 --> 00:15:13,233
‫در اون صورت، میتونم دوباره
‫به سلامت وارد وست ویو بشم، درسته؟

286
00:15:13,333 --> 00:15:15,100
‫آره. از لحاظ فرضی درسته.

287
00:15:15,200 --> 00:15:17,100
‫فرضی هم برام کافیه.

288
00:15:18,500 --> 00:15:19,600
‫چی شد؟

289
00:15:19,700 --> 00:15:21,066
‫دوقلوها ده سالشون شد.

290
00:15:21,166 --> 00:15:24,666
‫یا خدا، با این روند که تا شام
‫ازدواج میکنن و از خونه میرن.

291
00:15:24,733 --> 00:15:27,700
‫یه مهندس هوافضا میشناسم
‫که چنین چالشی رو قبول میکنه.

292
00:15:30,833 --> 00:15:34,866
‫ولی نمیتونم تضمین کنم که شش ضلعی
‫بعد از ورودت ذهنت رو پاک نکنه.

293
00:15:34,966 --> 00:15:36,766
‫وایستا ببینم. شش ضلعی دیگه چیه؟

294
00:15:36,833 --> 00:15:41,233
‫آها، اِم، من به خاطر شش ضلعی بودن
‫این نابهنجاری، شش ضلعی صداش میکنم.

295
00:15:41,300 --> 00:15:43,066
‫کم کم همه دارن میگن.

296
00:15:45,000 --> 00:15:46,733
‫واقعا میخوای برگردی اون تو؟

297
00:15:46,800 --> 00:15:48,766
‫بعد از این که اون همه
‫زجرت داد؟

298
00:15:49,566 --> 00:15:51,633
‫آره. آره، میخوام.

299
00:15:52,933 --> 00:15:55,066
‫هنوز این بچه ها رو شناسایی نکردیم؟

300
00:15:55,133 --> 00:15:56,666
‫همین نوزادها رو میگم.

301
00:15:56,733 --> 00:15:58,700
‫آها، دوقلوهای واندا
‫که بچه های خودشن.

302
00:15:58,766 --> 00:16:02,666
‫شاید همه چی تو تلویزیون الکی به نظر بیاد،
‫ولی اون تو همه چی واقعیه.

303
00:16:02,733 --> 00:16:05,033
‫ولی واندا ادراک ملت
‫رو به بازی میگیره...

304
00:16:05,133 --> 00:16:06,200
‫و کاری میکنه توهم بزنن.

305
00:16:06,300 --> 00:16:07,566
‫آره، کل قدرتش همینه دیگه.

306
00:16:07,666 --> 00:16:10,233
‫اگه کل صحنه ها و اسباب
‫و لباس ها ماده واقعی باشن،

307
00:16:10,333 --> 00:16:12,833
‫یعنی داره از قدرت خیلی
‫زیادی استفاده میکنه.

308
00:16:12,933 --> 00:16:15,166
‫که خیلی بیشتر از چیزهاییه
‫که قبلا ازش شاهد بودیم.

309
00:16:15,266 --> 00:16:19,166
‫اِم، اگه تانوس دستور حمله هوایی نمیداد،
‫خودش تنهایی شکستش داده بود.

310
00:16:19,266 --> 00:16:21,266
‫کس دیگه ای به اندازه اون
‫از پا درنیاورده بودش.

311
00:16:21,333 --> 00:16:23,800
‫خب، به نظر من کاپیتان مارول
‫هم در همون حد پیش رفت.

312
00:16:24,666 --> 00:16:27,300
‫منشا قدرت های اون هم یکی
‫از سنگ های ابدیت بود، درسته؟

313
00:16:27,400 --> 00:16:28,833
‫راجع به کاپیتان مارول صحبت نمیکنیم.

314
00:16:28,933 --> 00:16:31,566
‫راجع به واندا صحبت میکنیم.

315
00:16:33,966 --> 00:16:35,200
‫دارسی؟

316
00:16:35,966 --> 00:16:39,233
‫چی گفتی که صحنه و اسباب و....

317
00:16:39,333 --> 00:16:40,866
‫لباس ها؟

318
00:16:44,100 --> 00:16:45,133
‫آزمایشگاه کجاست؟

319
00:16:54,500 --> 00:16:56,033
‫دنبال چی میگردیم؟

320
00:16:56,133 --> 00:16:57,200
‫همین.

321
00:16:58,866 --> 00:17:02,433
‫وای پسر، یعنی الان ذهنمون
‫تحت کنترله که میبینیمش؟

322
00:17:02,500 --> 00:17:03,500
‫خیلی ترسناکه!

323
00:17:05,233 --> 00:17:07,966
‫نه بابا. کاملا هم واقعی هستن.

324
00:17:08,066 --> 00:17:09,266
‫میشه این رو قرض بگیرم؟

325
00:17:09,333 --> 00:17:10,800
‫وای، وای، وای، وای.

326
00:17:14,600 --> 00:17:16,233
‫وای!

327
00:17:22,933 --> 00:17:25,833
‫وقتی رفته بودی تو، جلیقه ضدگلوله
‫تنت بود، درسته؟

328
00:17:25,900 --> 00:17:29,033
‫این شلوار 87 درصد کولاره.

329
00:17:30,700 --> 00:17:34,566
‫توهم نیست.
‫واندا داره واقعیت رو بازنویسی میکنه.

330
00:17:34,666 --> 00:17:35,700
‫یعنی اثرش ابدیه؟

331
00:17:35,800 --> 00:17:38,833
‫اگه بتونه اجسام رو موقع ورود
‫به شش ضلعی تغییر بده...

332
00:17:38,933 --> 00:17:40,466
‫عه، گفتی شش ضلعی.

333
00:17:42,300 --> 00:17:46,233
‫اگه یه چیزی رو بفرستیم تو
‫که نیازمند تغییر نباشه چی میشه؟

334
00:17:50,166 --> 00:17:53,133
‫[شرکت خدمات محاسباتی.]

335
00:17:58,700 --> 00:18:02,666
‫منظورت اینه که این هم دستگاه تایپه،
‫هم دستگاه بایگانیه، هم تقویم؟

336
00:18:02,733 --> 00:18:04,533
‫دیگه چه کارهایی میکنه؟
‫میتونه برام یه همسر پیدا کنه؟

337
00:18:04,600 --> 00:18:05,600
‫در نهایت میتونه.

338
00:18:05,700 --> 00:18:08,966
‫تماشای کار کردنت با این کامپیوترها
‫خیلی جالبه ویژن.

339
00:18:09,033 --> 00:18:10,966
‫انگار زبونشون رو بلدی.

340
00:18:11,033 --> 00:18:12,300
‫نظرت چیه نورم؟

341
00:18:12,366 --> 00:18:13,800
‫بریم تو اینترنت بچرخیم؟

342
00:18:13,866 --> 00:18:15,500
‫معلومه رفیق.

343
00:18:19,233 --> 00:18:22,083
‫[سیستم با رم 64 کیلوبایتی آماده است.]

344
00:18:22,133 --> 00:18:23,050
‫[یک پیام الکترونیکی جدید.]

345
00:18:23,100 --> 00:18:25,900
‫عه، اینجا رو، به همین زودی
‫یه پیام الکترونیکی گرفتیم.

346
00:18:25,966 --> 00:18:29,233
‫بهش میگن ایمیل نورم.
‫دنبال چی میگردی؟

347
00:18:29,300 --> 00:18:30,333
‫نامه باز کن.

348
00:18:30,433 --> 00:18:33,100
‫لازم نمیشه.
‫تکنولوژیمون پیشرفته است.

349
00:18:35,933 --> 00:18:39,400
‫«اسورد. پیام فوق محرمانه. تایید کنید.»

350
00:18:39,466 --> 00:18:43,200
‫«یافته های دکتر دارسی لوییس
‫پیرامون نابهنجاری ماکسیموف.»

351
00:18:43,266 --> 00:18:46,433
‫«تشعشعات زیادی در محوطه
‫شناسایی شده.»

352
00:18:46,533 --> 00:18:48,900
‫«معلوم نیست تا چه حد روی
‫ساکنین وست ویو تاثیر گذاشته.»

353
00:18:49,000 --> 00:18:50,566
‫«خواهشا به فکر باشین.»

354
00:18:54,233 --> 00:18:56,466
‫خب، یالا دیگه رفیق.
‫جوابشون رو چی بدیم؟

355
00:18:56,533 --> 00:18:58,133
‫تو از همگیمون بامزه تری.

356
00:19:00,766 --> 00:19:01,933
‫جوک بود دیگه.

357
00:19:02,000 --> 00:19:03,666
‫معلوم نبود؟

358
00:19:04,433 --> 00:19:05,600
‫هیچ کدوم حرف هاش واقعی نبود.

359
00:19:14,100 --> 00:19:16,866
‫خواهش میکنم.
‫خواهش میکنم کمکم کن.

360
00:19:16,933 --> 00:19:19,300
‫امروز چندمه؟
‫چند وقت گذشته؟

361
00:19:19,400 --> 00:19:21,766
‫گوشیم کجاست؟
‫باید با خواهرم تماس بگیرم.

362
00:19:21,866 --> 00:19:23,933
‫- نورم.
‫- مراقب بابامه. بابام مریضه.

363
00:19:24,033 --> 00:19:25,900
‫- گوشیم کجاست؟
‫- آروم باش نورم.

364
00:19:26,000 --> 00:19:28,100
‫متوجه نمیشم که سعی داری
‫چی بهم بگی.

365
00:19:28,200 --> 00:19:30,000
‫- باید جلوش رو بگیری.
‫- جلوی کی رو بگیرم؟

366
00:19:30,066 --> 00:19:31,333
‫ذهنم رو کنترل میکنه.

367
00:19:31,400 --> 00:19:33,633
‫ذهنم اصلا دست خودم نیست.

368
00:19:33,700 --> 00:19:36,633
‫درد دارم. خیلی درد دارم.

369
00:19:36,700 --> 00:19:38,133
‫فقط یه کاری کن بس کنه.

370
00:19:38,200 --> 00:19:39,866
‫فقط یه کاری کن بس...

371
00:19:42,533 --> 00:19:43,966
‫حالا بگو ببینم،

372
00:19:44,033 --> 00:19:47,333
‫اگه بخوام یه ایمیل بفرستم،
‫تمبرش رو باید کجا بزنم؟

373
00:19:51,066 --> 00:19:53,233
‫تکنولوژی عجب چیزیه.

374
00:19:56,633 --> 00:19:59,033
‫بشین برقی، بشین.
‫آفرین هاپو.

375
00:19:59,100 --> 00:20:00,933
‫حرف بزن.

376
00:20:01,033 --> 00:20:03,100
‫آفرین برقی.

377
00:20:03,200 --> 00:20:04,300
‫حالا بچرخ.

378
00:20:05,533 --> 00:20:06,533
‫آفرین پسر!

379
00:20:06,600 --> 00:20:09,200
‫وای! احسنت بیلی!

380
00:20:09,266 --> 00:20:11,566
‫تو هم بد عمل نکردی برقی.

381
00:20:11,666 --> 00:20:13,233
‫خیلی باحال بود.

382
00:20:13,333 --> 00:20:14,800
‫بابا کجاست؟
‫باید بریم به بابا هم نشون بدیم!

383
00:20:14,866 --> 00:20:16,033
‫آها، بابا سر کاره.

384
00:20:17,833 --> 00:20:20,333
‫- ها؟
‫- امروز که شنبه است.

385
00:20:20,400 --> 00:20:21,833
‫نه، شنبه نیست.
‫دوشنبه است.

386
00:20:21,933 --> 00:20:23,600
‫امروز صبح که شنبه بود.

387
00:20:24,600 --> 00:20:28,100
‫تو دفترشون یه مشکل اضطراری پیش اومده بود
‫و باباتون مجبور شد بره سر کار.

388
00:20:28,166 --> 00:20:29,166
‫ختم کلام.

389
00:20:32,400 --> 00:20:36,433
‫ببینین، باید یه جوری
‫حواسش پرت میشد دیگه.

390
00:20:36,500 --> 00:20:38,566
‫از چی؟

391
00:20:38,633 --> 00:20:39,900
‫از ما؟

392
00:20:39,966 --> 00:20:44,200
‫نه! به هیچ وجه! نه!

393
00:20:45,766 --> 00:20:51,000
‫گاهی اوقات من و باباتون
‫باهمدیگه موافق نیستیم،

394
00:20:51,066 --> 00:20:55,300
‫ولی عدم توافقمون موقتیه.

395
00:20:55,366 --> 00:20:58,200
‫مثل شما دو تا که ممکنه
‫سر اسباب بازی دعواتون بشه،

396
00:20:58,300 --> 00:21:00,633
‫ولی اون همیشه برادرت میمونه.

397
00:21:00,700 --> 00:21:02,633
‫اون هم همیشه برادر تو میمونه.

398
00:21:03,466 --> 00:21:05,833
‫آخه خانواده ابدیه.

399
00:21:06,700 --> 00:21:08,533
‫تو برادر داری مامان؟

400
00:21:09,766 --> 00:21:10,966
‫دارم.

401
00:21:12,233 --> 00:21:15,400
‫آره. جای خیلی دوریه.

402
00:21:15,466 --> 00:21:18,966
‫و گاهی اوقات از این بابت ناراحت میشم.

403
00:21:22,766 --> 00:21:25,566
‫آهای برقی، چی شده پسر؟

404
00:21:25,633 --> 00:21:27,300
‫از یه چیزی ترسیده.

405
00:21:32,566 --> 00:21:34,000
‫همین جا بمونین.

406
00:21:37,900 --> 00:21:39,066
‫برقی!

407
00:21:43,433 --> 00:21:46,733
‫[آنتن ضعیف است.]

408
00:21:49,800 --> 00:21:53,533
‫میدونم این دستگاه مال دهه هشتاده،
‫ولی نمیشه تصویرش رو شفاف تر کرد؟

409
00:21:53,633 --> 00:21:54,900
‫دارم سعیم رو میکنم.

410
00:21:57,266 --> 00:21:58,833
‫ماکسیموف رویت شد.

411
00:21:58,933 --> 00:22:00,000
‫احسنت.

412
00:22:00,100 --> 00:22:01,766
‫پهباد تو پخش تلویزیونی معلوم نیست.

413
00:22:01,833 --> 00:22:03,600
‫واندا از کادر خارجش کرده.

414
00:22:03,700 --> 00:22:05,200
‫عین اون همه قطعی ناگهانی.

415
00:22:05,266 --> 00:22:08,033
‫واندا تصمیم میگیره چی تو سریالش
‫نمایش داده بشه و نشه.

416
00:22:08,100 --> 00:22:10,733
‫خب، این هم از این.
‫نوبت توئه.

417
00:22:11,433 --> 00:22:14,833
‫واندا، من کاپیتان مونیکا رمبو هستم.

418
00:22:14,900 --> 00:22:15,933
‫صدام رو میشنوی؟

419
00:22:19,333 --> 00:22:21,400
‫فقط میخوام باهات صحبت کنم. همین.

420
00:22:24,133 --> 00:22:26,133
‫- اصلا خوشحال نشد.
‫- اِم...

421
00:22:26,866 --> 00:22:30,033
‫صبر کنین، کنترلم کار نمیکنه.
‫از نو وصلش کنین.

422
00:22:30,133 --> 00:22:31,433
‫ولش کن.
‫شلیک کن.

423
00:22:31,500 --> 00:22:34,033
‫چی؟ نه.
‫پهباد که مسلح نیست.

424
00:22:34,133 --> 00:22:35,400
‫شلیک کن.

425
00:22:40,233 --> 00:22:41,900
‫تو چیکار کردی؟

426
00:22:41,966 --> 00:22:43,333
‫به محوطه نفوذ کردن قربان.

427
00:23:36,000 --> 00:23:37,200
‫این مال شماست؟

428
00:23:45,200 --> 00:23:47,800
‫موشک صرفا جهت احتیاط بود.

429
00:23:47,866 --> 00:23:50,200
‫نمیتونی که سرزنشمون کنی واندا.

430
00:23:50,300 --> 00:23:51,933
‫عه، به نظرم میتونم.

431
00:23:52,800 --> 00:23:55,533
‫دیگه بهتون هشدار نمیدم.

432
00:23:56,966 --> 00:23:58,766
‫وارد خونه من نشین.

433
00:23:59,633 --> 00:24:03,100
‫اگه اذیتم نکنین،
‫من هم اذیتتون نمیکنم.

434
00:24:03,166 --> 00:24:04,900
‫کاش به همین سادگی بود.

435
00:24:05,933 --> 00:24:07,866
‫تو کل یه شهر رو گروگان گرفتی.

436
00:24:07,933 --> 00:24:10,466
‫خب، من که تفنگ دستم نگرفتم
‫جناب سرپرست.

437
00:24:11,200 --> 00:24:13,300
‫ولی همگیشون تحت کنترل تو هستن.

438
00:24:15,700 --> 00:24:17,200
‫تو که هنوز اینجایی.

439
00:24:20,666 --> 00:24:24,666
‫واندا، من خبر نداشتم
‫پهبادها مسلح هستن.

440
00:24:25,366 --> 00:24:27,566
‫ولی خودت که میدونی، مگه نه؟

441
00:24:27,666 --> 00:24:29,400
‫یه شهر پر از شهروند غیر نظامی.

442
00:24:29,500 --> 00:24:33,333
‫تو هم که توانایی دورآگاهی داری یه مامور
‫اسورد رو به خونه ات راه دادی.

443
00:24:34,000 --> 00:24:36,933
‫بهم اعتماد کردی که تو زایمان
‫بچه هات کمکت کنم.

444
00:24:37,000 --> 00:24:40,300
‫واندا، خودت تا حدی میدونی
‫که من طرف خودتم.

445
00:24:41,300 --> 00:24:42,400
‫میخوام کمکت کنم.

446
00:24:42,466 --> 00:24:46,733
‫چطوری؟ مگه تو میتونی
‫چه چیزی بهم ارائه بدی؟

447
00:24:47,933 --> 00:24:49,200
‫چی میخوای؟

448
00:24:50,033 --> 00:24:51,433
‫من هرچی میخوام رو دارم...

449
00:24:53,033 --> 00:24:57,600
‫و هیچکس نمیتونه دوباره
‫ازم بگیردش.

450
00:25:04,866 --> 00:25:06,966
‫وای، وای، وای، وای!

451
00:25:07,033 --> 00:25:08,033
‫تفنگتون رو بگیرین پایین!

452
00:25:10,333 --> 00:25:11,666
‫- واندا!
‫- تفنگتون رو بگیرین پایین!

453
00:25:36,133 --> 00:25:37,533
‫وای.

454
00:25:38,466 --> 00:25:39,933
‫خرابکاری شد،

455
00:25:40,033 --> 00:25:42,700
‫ولی هنوز دارین از بقیه
‫دستمال ها استفاده میکنین؟

456
00:25:44,200 --> 00:25:46,533
‫باید از دستمال لاگوس استفاده کنین.

457
00:25:46,633 --> 00:25:48,866
‫بیشترین قابلیت جذب
‫رو بین تمام دستمال ها داره.

458
00:25:54,233 --> 00:25:56,366
‫شوهرهاتون هم میتونن
‫ازش استفاده کنن.

459
00:25:57,600 --> 00:26:01,600
‫لاگوس به درد اوقاتی میخوره
‫که ناخواسته خرابکاری میکنین.

460
00:26:04,333 --> 00:26:06,800
‫برقی! بیا دیگه پسر!

461
00:26:06,900 --> 00:26:09,466
‫برقی! برقی!

462
00:26:09,566 --> 00:26:12,533
‫- بیا پسر! برقی!
‫- سلام، چه مشکلی پیش اومده بچه ها؟

463
00:26:12,600 --> 00:26:14,533
‫- سگمون رو پیدا نمیکنیم.
‫- عه، نگران نباشین.

464
00:26:14,600 --> 00:26:15,733
‫حتما پیداش میشه.

465
00:26:15,800 --> 00:26:18,933
‫مامانتون نمیذاره دور بشه. با اجازه خانم.

466
00:26:19,866 --> 00:26:21,433
‫نمیدونم کجا ممکنه رفته باشه.

467
00:26:21,533 --> 00:26:22,700
‫بیا پسر!

468
00:26:22,766 --> 00:26:24,900
‫- برقی! برقی!
‫- برقی!

469
00:26:28,700 --> 00:26:30,033
‫برقی!

470
00:26:33,833 --> 00:26:35,733
‫اِم...

471
00:26:36,866 --> 00:26:39,866
‫میخواستم اول بپیچمش،
‫بعد بیام بیرون.

472
00:26:41,166 --> 00:26:42,300
‫چه بلایی سرش اومد؟

473
00:26:42,366 --> 00:26:44,266
‫لای بوته های آزالیام پیداش کردم.

474
00:26:44,333 --> 00:26:46,266
‫نمیدونم چندتا برگ خورد.

475
00:26:46,333 --> 00:26:48,833
‫وقتی پیداش کردم
‫دیگه خیلی دیر شده بود.

476
00:26:50,566 --> 00:26:51,566
‫وای...

477
00:26:53,100 --> 00:26:56,700
‫تامی، بیلی، خیلی تسلیت میگم.

478
00:26:58,266 --> 00:26:59,866
‫صبر کنین. نه، نه.

479
00:26:59,933 --> 00:27:02,500
‫- چی نه؟
‫- خودتون رو بزرگ نکنین.

480
00:27:02,566 --> 00:27:07,233
‫آدم خیلی دلش میخواد
‫از این حس فرار کنه.

481
00:27:07,333 --> 00:27:08,433
‫میدونم.

482
00:27:10,500 --> 00:27:11,900
‫خیلی غم انگیزه.

483
00:27:12,666 --> 00:27:16,333
‫تو که میتونی هرچیزی رو درست کنی مامان.
‫مرده ها رو هم درست کن.

484
00:27:17,900 --> 00:27:19,000
‫چی؟

485
00:27:21,666 --> 00:27:22,666
‫نه.

486
00:27:24,100 --> 00:27:25,466
‫میتونی چنین کاری بکنی؟

487
00:27:30,300 --> 00:27:33,166
‫دارم سعی میکنم بهتون بگم...

488
00:27:33,266 --> 00:27:36,566
‫که زندگی یه قوانینی داره، خب؟

489
00:27:36,633 --> 00:27:41,233
‫نمیتونیم صرفا به خاطر راحتی خودمون
‫زودتر بزرگ بشیم.

490
00:27:42,266 --> 00:27:46,400
‫مرگ رو هم نمیتونیم تغییر بدیم.

491
00:27:47,400 --> 00:27:49,200
‫حالا هرچقدر که بخوایم
‫بابتش ناراحت بشیم.

492
00:27:50,066 --> 00:27:52,066
‫باشه؟ بعضی چیزها ابدی هستن.

493
00:27:53,033 --> 00:27:55,333
‫خودت گفته بودی خانواده ابدیه.

494
00:27:55,400 --> 00:27:57,666
‫اون هم عضو خانواده امونه.

495
00:27:57,733 --> 00:27:59,466
‫احیاش کن مامان.

496
00:28:00,533 --> 00:28:01,666
‫کی رو احیا کنه؟

497
00:28:12,566 --> 00:28:15,500
‫وای بچه ها. بیاین بغلم.

498
00:28:35,900 --> 00:28:37,300
‫حال بچه ها چطوره؟

499
00:28:38,566 --> 00:28:40,733
‫قلبشون یه ذره شکسته،
‫ولی خوب میشن.

500
00:28:45,700 --> 00:28:50,533
‫خب، کم پیش میاد که سگش رو همون روزی
‫که صاحبش شده، دفن کنه.

501
00:28:50,633 --> 00:28:53,566
‫خب، سرعت زندگی تو حومه شهر
‫خیلی بالاست.

502
00:28:58,166 --> 00:28:59,633
‫با نورم صحبت کردم.

503
00:29:00,233 --> 00:29:01,233
‫آها؟

504
00:29:02,100 --> 00:29:04,200
‫شخصیت توقیف شده اش
‫رو برملا کردم...

505
00:29:04,266 --> 00:29:06,466
‫و بدون نظارت تو
‫باهاش صحبت کردم.

506
00:29:08,000 --> 00:29:09,333
‫داشت درد میکشید واندا.

507
00:29:10,833 --> 00:29:12,500
‫ویژن...

508
00:29:13,500 --> 00:29:15,366
‫- ببین، نمیشه...
‫- چی؟

509
00:29:16,666 --> 00:29:17,833
‫تلویزیون تماشا کنیم؟

510
00:29:18,733 --> 00:29:22,633
‫بریم بخوابیم که بتونی
‫دوباره همه چی رو تغییر بدی؟

511
00:29:22,700 --> 00:29:23,933
‫نه واندا.

512
00:29:25,300 --> 00:29:27,466
‫نمیتونی من رو هم مثل
‫اون ها کنترل کنی.

513
00:29:29,333 --> 00:29:30,600
‫نمیتونم؟

514
00:29:35,266 --> 00:29:36,466
‫من میرم بخوابم.

515
00:29:36,566 --> 00:29:38,224
‫نه! حرفمون هنوز تموم نشده.

516
00:29:38,274 --> 00:29:40,431
‫«نابهنجاری ماکسیموف» چیه؟

517
00:29:40,531 --> 00:29:41,531
‫چی چیه؟

518
00:29:42,298 --> 00:29:45,098
‫مجبورم فرض کنم این اتفاقاتی
‫که نمیدونم چی هستن...

519
00:29:45,198 --> 00:29:46,598
‫اولش ناخودآگاهانه بوده...

520
00:29:46,698 --> 00:29:49,231
‫و خودت هم اخیرا نسبت
‫بهشون آگاه شدی.

521
00:29:49,331 --> 00:29:51,765
‫نسبت به چی آگاه شدم؟

522
00:29:51,865 --> 00:29:53,731
‫نورم خانواده داره واندا!

523
00:29:53,831 --> 00:29:55,965
‫خانواده داره،
‫ولی نمیتونه باهاشون تماس بگیره،

524
00:29:56,031 --> 00:29:58,231
‫- چون تو بهش اجازه
نمیدی باهاشون تماس بگیره!

525
00:29:58,265 --> 00:29:59,398
‫- متوجه منظورت نمیشم!

526
00:29:59,498 --> 00:30:01,131
‫انقدر بهم دروغ نگو!

527
00:30:01,231 --> 00:30:07,331
‫من کل این کارها
‫رو به خاطر خودمون کردم.

528
00:30:07,431 --> 00:30:09,698
‫پس بذار حلش کنم.

529
00:30:09,798 --> 00:30:11,631
‫خارج از وست ویو چه خبره؟

530
00:30:13,131 --> 00:30:14,965
‫دونستنش برات خوشایند نیست،
‫بهت قول میدم.

531
00:30:15,065 --> 00:30:18,231
‫تو که حق نداری جای من
‫چنین تصمیمی بگیری واندا!

532
00:30:19,931 --> 00:30:22,298
‫قبلش اصلا با من
‫اینجوری صحبت نمیکردی؟

533
00:30:22,398 --> 00:30:25,131
‫قبل از چی؟
‫قبل از چی؟

534
00:30:25,231 --> 00:30:27,431
‫زندگیم قبل از وست ویو
‫رو یادم نمیاد.

535
00:30:27,531 --> 00:30:29,198
‫نمیدونم کی هستم!

536
00:30:29,265 --> 00:30:30,665
‫من میترسم!

537
00:30:33,065 --> 00:30:35,598
‫تو شوهر منی.

538
00:30:37,398 --> 00:30:39,965
‫تو پدر تامی و بیلی هستی.

539
00:30:40,031 --> 00:30:41,731
‫همین کافی نیست؟

540
00:30:46,765 --> 00:30:49,265
‫واندا، چرا تو وست ویو به جز بچه های
‫خودمون بچه ای نیست؟

541
00:30:49,331 --> 00:30:51,131
‫وای خدا! هست! بس کن دیگه!

542
00:30:51,198 --> 00:30:52,365
‫نه. نه.

543
00:30:53,031 --> 00:30:56,265
‫هر روز صبح که میرم سر کار
‫پارک خالیه.

544
00:30:56,331 --> 00:30:57,431
‫چرا خالیه؟ بگو چرا؟

545
00:30:57,498 --> 00:31:00,565
‫واقعا فکر میکنی من دارم
‫همه چی رو کنترل میکنم؟

546
00:31:01,631 --> 00:31:05,365
‫فکر میکنی من یه جوری کنترل
‫تمام ساکنین وست ویو رو به دست گرفتم؟

547
00:31:05,431 --> 00:31:07,198
‫فکر میکنی من سگشون رو میگردونم،
‫چمن حیاطشون رو میزنم...

548
00:31:07,265 --> 00:31:09,365
‫و به موقع میبرمشون
‫سر وقت دندون پزشکی؟

549
00:31:09,431 --> 00:31:11,098
‫آخه، اِم....

550
00:31:13,731 --> 00:31:17,398
‫نمیدونم این اتفاقات
‫اصلا چطوری شروع شد.

551
00:31:18,898 --> 00:31:22,998
‫واندا، کاری که داری اینجا میکنی اشتباهه.

552
00:31:23,065 --> 00:31:25,198
‫- اِم...
‫- اشتباهه.

553
00:31:32,598 --> 00:31:34,098
‫این کار من نبود.

554
00:31:34,165 --> 00:31:35,631
‫اِم...

555
00:31:38,765 --> 00:31:40,265
‫حرفم رو باور نمیکنی.

556
00:31:40,331 --> 00:31:44,765
‫واندا، میخوام باور کنم، ولی دیگه
‫به کل آمار رو نادیده گرفتم.

557
00:32:14,765 --> 00:32:16,031
‫واندا، این کیه؟

558
00:32:36,098 --> 00:32:39,265
‫برادری که مدت هاست گم شده
‫حق نداره خواهر عزیزش رو بغل کنه؟

559
00:32:41,265 --> 00:32:43,298
‫بازیگر پیترو رو عوض کرده؟

560
00:32:50,365 --> 00:32:51,798
‫پیترو؟

561
00:32:53,798 --> 00:33:03,798
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M