1
00:00:00,962 --> 00:00:02,845
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,895 --> 00:00:05,445
‫فرزند ایرینا و اولگ ماکسیموفه...

3
00:00:05,495 --> 00:00:07,212
‫که جفتشون وقتی ماکسیموف...

4
00:00:07,262 --> 00:00:10,112
‫و برادر دوقلوش، پیترو، ده سالشون بود،
‫طی یه حمله هوایی کشته شدن.

5
00:00:10,162 --> 00:00:12,712
‫این دوقلوها بعد از اون اتفاق رادیکال شدن...

6
00:00:12,762 --> 00:00:13,712
‫و داوطلبانه عضو هایدرا شدن.

7
00:00:13,762 --> 00:00:15,612
‫ماکسیموف به تاسیساتمون حمله کرد،

8
00:00:15,662 --> 00:00:18,562
‫جسم ویژن رو دزدید
‫و احیاش کرد.

9
00:00:18,595 --> 00:00:21,512
‫- واندا من رو کشت؟
‫- آره. خودت ازش خواستی بکشدت.

10
00:00:21,562 --> 00:00:23,228
‫- نمیتونم.
‫- میتونی.

11
00:00:24,362 --> 00:00:26,462
‫- احیا شدم و دوباره مردم.
‫- نه!

12
00:00:27,762 --> 00:00:29,912
‫اون هم مجبور بود شاهد مرگت باشه.

13
00:00:29,962 --> 00:00:31,045
‫دوقلوها کجان؟

14
00:00:31,095 --> 00:00:33,345
‫احتمالا دارن تو زیرزمین بازی میکنن.

15
00:00:33,395 --> 00:00:37,395
‫تو که فکر نمیکردی تنها جادوگر
‫شهرمون خودت باشی، مگه نه؟

16
00:00:38,662 --> 00:00:40,778
‫اسمم آگاتا هارکنسه.

17
00:00:40,828 --> 00:00:43,328
‫خوشحالم که بالاخره
‫باهات آشنا میشم عزیزم.

18
00:00:44,328 --> 00:00:54,328
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

19
00:01:17,428 --> 00:01:27,428
W W W . M O V I E S H O . C O M

20
00:01:27,628 --> 00:01:37,628
W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:37,828 --> 00:01:41,062
‫نه، نه، نه.

22
00:01:42,062 --> 00:01:44,062
‫خواهش میکنم، نه.

23
00:01:45,928 --> 00:01:47,962
‫نه، نه، خواهش میکنم.

24
00:01:59,195 --> 00:02:03,195
‫آگاتا هارکنس، تو جادوگری؟

25
00:02:07,562 --> 00:02:08,628
‫آره.

26
00:02:11,762 --> 00:02:13,728
‫من جادوگرم.

27
00:02:13,762 --> 00:02:16,262
‫با این حال به محفل
‫جادوگرانت خیانت کردی.

28
00:02:20,562 --> 00:02:21,712
‫نکردم!

29
00:02:21,762 --> 00:02:25,278
‫اطلاعاتی که در حد سن
‫و جایگاه خودت نبود رو دزدیدی.

30
00:02:25,328 --> 00:02:27,845
‫تاریک ترین جادوها رو تمرین کردی.

31
00:02:27,895 --> 00:02:30,895
‫روحم هم از این جنایات خبر نداره.

32
00:02:30,928 --> 00:02:34,662
‫- قسم میخورم.
‫- انقدر گولمون نزن!

33
00:02:38,828 --> 00:02:41,595
‫من قوانینتون رو زیر پا نذاشتم.

34
00:02:43,495 --> 00:02:46,295
‫خودشون تسلیم قدرتم شدن.

35
00:02:55,828 --> 00:02:57,428
‫صبر کنین.

36
00:02:58,595 --> 00:03:01,895
‫نه. نمیتونم کنترلش کنم! اِم...

37
00:03:03,228 --> 00:03:05,762
‫اگه بهم یاد بدین میتونم!

38
00:03:06,595 --> 00:03:09,262
‫کمکم کنین!
‫خواهش میکنم!

39
00:03:10,895 --> 00:03:13,812
‫مادر، خواهش میکنم.

40
00:03:13,862 --> 00:03:15,962
‫خواهش میکنم!
‫مادر!

41
00:03:23,928 --> 00:03:25,062
‫نه!

42
00:04:41,395 --> 00:04:45,228
‫خواهش میکنم، میتونم
‫آدم خوبی باشم.

43
00:04:46,862 --> 00:04:48,062
‫نه، نمیتونی؟

44
00:05:46,728 --> 00:05:49,112
‫هوم؟ هوم؟

45
00:05:49,162 --> 00:05:50,612
‫چی؟

46
00:05:50,662 --> 00:05:52,512
‫نه، میدونم.

47
00:05:52,562 --> 00:05:53,912
‫واقعا از دیدن هویت...

48
00:05:53,962 --> 00:05:56,028
‫واقعیمون شوکه شده، مگه نه؟

49
00:05:58,028 --> 00:05:59,912
‫وای...

50
00:05:59,962 --> 00:06:02,478
‫چقدر ناز.

51
00:06:02,528 --> 00:06:05,612
‫نمیتونی افکار من رو بخونی خانمی.

52
00:06:05,662 --> 00:06:08,012
‫هیچوقت نمیتونستی.

53
00:06:08,062 --> 00:06:11,812
‫پس کاری نکن
‫که خودت سردرد بگیری.

54
00:06:11,862 --> 00:06:13,978
‫کلی کار داریم.

55
00:06:14,028 --> 00:06:15,345
‫بچه هام کجان؟

56
00:06:15,395 --> 00:06:17,312
‫«بچه هام کجان؟»

57
00:06:17,362 --> 00:06:19,528
‫هوف!

58
00:06:20,628 --> 00:06:25,445
‫لهجه ات هی بگیر و نگیر داره، مگه نه؟

59
00:06:25,495 --> 00:06:26,828
‫کجان؟

60
00:06:31,595 --> 00:06:33,762
‫وای، جادوت اینجا به درد نمیخوره.

61
00:06:44,062 --> 00:06:45,345
‫مگه دقت نکردی؟

62
00:06:45,395 --> 00:06:49,945
‫رو کل دیوارها یه طلسم
‫حفاظتی ساده کار گذاشتم.

63
00:06:49,995 --> 00:06:53,645
‫نه؟ بلد نیستی؟

64
00:06:53,695 --> 00:06:55,612
‫به این ها میگن نشان واندا.

65
00:06:55,662 --> 00:06:57,228
‫فقط جادوگری که این نشان ها...

66
00:06:57,262 --> 00:07:02,362
‫رو کار گذاشته میتونه تو فضایی
‫تحت احاطه اشون جادو کنه.

67
00:07:02,395 --> 00:07:04,412
‫چطور ممکنه اصول اولیه جادو
‫رو بلد نباشی؟

68
00:07:04,462 --> 00:07:06,995
‫- تو کی هستی؟
‫- خودت کی هستی؟

69
00:07:08,795 --> 00:07:11,928
‫انقدر لباس و مدل مو عوض میکردی.

70
00:07:13,395 --> 00:07:16,028
‫من خیلی صبور بودم،

71
00:07:17,295 --> 00:07:22,128
‫صبر کرده بودم که
‫ هویت واقعیت رو نشون بدی.

72
00:07:22,162 --> 00:07:24,128
‫با پیترو جعلی هم صمیمی شدم.

73
00:07:24,162 --> 00:07:27,545
‫البته تلفظ درستش فیتروئه،
‫ولی موفق نشدم.

74
00:07:27,595 --> 00:07:29,945
‫- اون تو بودی.
‫- نه، خودِ خودم که نبودم.

75
00:07:29,995 --> 00:07:32,345
‫فقط در نقش چشم و گوشم بود.

76
00:07:32,395 --> 00:07:34,262
‫با گوی بلورین تسخیرش کرده بودم.

77
00:07:34,295 --> 00:07:35,945
‫از اون جایی که جسد برادر...

78
00:07:35,995 --> 00:07:40,145
‫واقعیت تو یه قاره دیگه است،
‫اصلا نمیشد به فکر زنده کردن اجساد باشم.

79
00:07:40,195 --> 00:07:43,245
‫بماند که جسدش
‫سوراخ سوراخ هم بود.

80
00:07:43,295 --> 00:07:46,412
‫ولی عدم اعتماد به نفست
‫انقدر فلجت کرده...

81
00:07:46,462 --> 00:07:48,128
‫که باور کردی.

82
00:07:49,762 --> 00:07:52,395
‫وای واندا،

83
00:07:53,295 --> 00:07:55,612
‫وای، وقتی وجود اینجا رو حس کردم،

84
00:07:55,662 --> 00:08:01,028
‫وقتی پستاب اجرای همزمان
‫اون همه طلسم رو حس کردم...

85
00:08:01,862 --> 00:08:06,028
‫وای، اصلا متوجه نمیشدم.

86
00:08:23,195 --> 00:08:24,645
‫کنترل ذهن.

87
00:08:24,695 --> 00:08:25,878
‫طلسم نمونه ایه.

88
00:08:25,928 --> 00:08:30,628
‫کافیه طرف روان ضعیفی داشته باشه
‫که با یه طلسم سریع کارت راه بیفته.

89
00:08:34,262 --> 00:08:36,562
‫چندین هزار نفر
‫تحت فرمانت بودن...

90
00:08:37,728 --> 00:08:40,128
‫و همگی براساس خطوط داستانی...

91
00:08:40,162 --> 00:08:42,645
‫پیچیده باهم ارتباط برقرار میکردن.

92
00:08:42,695 --> 00:08:46,095
‫خب، کار خاصی کردی عزیزم.

93
00:08:49,195 --> 00:08:51,428
‫و مسلما ماهیت اجسام
‫رو هم تغییر دادی.

94
00:09:01,495 --> 00:09:03,778
‫آدم واسه این که بتونه کوچک ترین...

95
00:09:03,828 --> 00:09:08,028
‫توهمی ایجاد کنه،
‫باید سال ها تحقیق کنه.

96
00:09:10,128 --> 00:09:13,062
‫ولی واندا، وست ویو از دید تو...

97
00:09:18,928 --> 00:09:22,878
‫تمام جزئیات رو رعایت کردی.
‫حتی حاشیه سقف ها رو هم درآوردی.

98
00:09:22,928 --> 00:09:24,428
‫حتی تا چندین کیلومتر اون طرف تر،

99
00:09:24,462 --> 00:09:27,345
‫لب مرز شهر هم توهم ایجاد کردی.

100
00:09:27,395 --> 00:09:30,328
‫جادوت خلبان خودکار داره.

101
00:09:34,462 --> 00:09:36,528
‫رازت چیه خواهر؟

102
00:09:41,795 --> 00:09:46,295
‫ببین، ازت میخوام...
‫آهای، واندا.

103
00:09:48,328 --> 00:09:50,712
‫ازت میخوام بهم بگی
‫چطوری تونستی این کار رو بکنی.

104
00:09:50,762 --> 00:09:54,428
‫من کاری نکردم. من...

105
00:10:00,795 --> 00:10:03,045
‫سعی کردم با ملایمت برخورد کردم،

106
00:10:03,095 --> 00:10:06,128
‫سعی کردم از این رویای
‫مسخره بیدارت کنم،

107
00:10:06,162 --> 00:10:09,728
‫ولی ترجیح میدی از هم بپاشی
‫تا با حقیقت زندگیت رو به رو بشی.

108
00:10:12,428 --> 00:10:14,628
‫چاره ای برام نذاشتی.

109
00:10:17,528 --> 00:10:21,778
‫به اونی که برادرت نبود چی گفته بودی؟ هوم؟

110
00:10:21,828 --> 00:10:25,478
‫فقط احساست رو یادت بود.

111
00:10:25,528 --> 00:10:28,528
‫حس میکردی توخالی و تنها هستی.

112
00:10:29,495 --> 00:10:32,928
‫پوچی بی پایانی رو حس میکردی.

113
00:10:36,828 --> 00:10:38,495
‫بیا از همون جا شروع کنیم.

114
00:10:45,295 --> 00:10:48,862
‫این چند وقت که وانمود میکردی
‫خوش گذشت، مگه نه واندا؟

115
00:11:07,028 --> 00:11:10,262
‫ولی وقتشه که به سری
‫وقایع واقعی رو بررسی کینم.

116
00:11:15,562 --> 00:11:17,962
‫خیلی خب، بزن بریم.

117
00:11:20,462 --> 00:11:21,512
‫نه.

118
00:11:21,562 --> 00:11:23,078
‫وای، ببخشید.

119
00:11:23,128 --> 00:11:25,328
‫یادت رفته کی بچه هات...

120
00:11:25,362 --> 00:11:27,862
‫رو تو زیرزمین افسون شده اش حبس کرده؟

121
00:11:28,662 --> 00:11:31,862
‫مامان! مامان! کمکمون
‫کن، خواهش میکنم مامان!

122
00:11:31,895 --> 00:11:33,562
‫مامان، کمکمون کن!

123
00:11:34,762 --> 00:11:36,695
‫آفرین.

124
00:11:41,795 --> 00:11:45,995
‫اول شما بفرمایین خانم معروف.

125
00:11:53,762 --> 00:11:54,928
‫وای.

126
00:11:55,962 --> 00:11:59,412
‫چه دلربا. عاشق فضای
‫دوران جنگ سردم.

127
00:11:59,462 --> 00:12:01,228
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

128
00:12:02,462 --> 00:12:03,828
‫مامان...

129
00:12:03,862 --> 00:12:04,895
‫ایرینا؟

130
00:12:08,662 --> 00:12:09,995
‫بابا...

131
00:12:16,295 --> 00:12:17,562
‫[سریال های «من عاشق لوسی هستم»،
‫«افسون شده» و «دنیای مالکوم».]

132
00:12:17,762 --> 00:12:19,162
‫اولگ...

133
00:12:20,283 --> 00:12:23,477
‫- انگلیسی صحبت کن بابا!
‫- پیترو...

134
00:12:23,527 --> 00:12:24,894
‫وای، چقدر صداش بلنده، مگه نه؟

135
00:12:24,927 --> 00:12:26,877
‫خودت گفته بودی
‫تنها قانون سریال دیدن...

136
00:12:26,927 --> 00:12:28,610
‫اینه که انگلیسیمون
‫رو تقویت کنیم.

137
00:12:28,660 --> 00:12:30,077
‫آره. آره، راست میگه.

138
00:12:30,127 --> 00:12:33,194
‫داشتیم آخرین حرف هامون رو هم
‫به زبون سوکوویایی میزدیم.

139
00:12:34,294 --> 00:12:35,960
‫خواهرت کجاست؟

140
00:12:37,294 --> 00:12:38,744
‫واندا؟

141
00:12:38,794 --> 00:12:40,344
‫ما که همین جاییم.

142
00:12:40,394 --> 00:12:42,210
‫واندا؟

143
00:12:42,260 --> 00:12:45,460
‫نوبت توئه خانم.
‫برو.

144
00:12:49,660 --> 00:12:50,960
‫سلام.

145
00:12:52,727 --> 00:12:57,310
‫دیگه میتونیم شروع کنیم.
‫واندا، تو انتخاب کن.

146
00:12:57,360 --> 00:12:58,610
‫سریالی که میخوام
‫بین این ها نیست.

147
00:12:58,660 --> 00:13:00,444
‫یادم رفته بود.

148
00:13:00,494 --> 00:13:05,327
‫یه جای خاص گذاشته بودمش
‫که بیشتر در امان باشه.

149
00:13:06,627 --> 00:13:08,194
‫نگاه نکن.

150
00:13:09,660 --> 00:13:11,160
‫آفرین.

151
00:13:12,960 --> 00:13:14,694
‫نگهش دار.

152
00:13:24,260 --> 00:13:25,794
‫این سریال رو میخوای، مگه نه؟

153
00:13:27,927 --> 00:13:30,710
‫فصل دوم، قسمت بیست و یکم.

154
00:13:30,760 --> 00:13:34,744
‫باز هم سریال «دیک ون دایک»؟
‫همه اش سریال کمدی انتخاب میکنی.

155
00:13:34,794 --> 00:13:37,177
‫همون قسمت گردوئه!

156
00:13:37,227 --> 00:13:40,677
‫آره، راب و لارا شیطنت های
‫خیلی بامزه ای میکنن.

157
00:13:40,727 --> 00:13:42,744
‫«شیطنت» یعنی چی؟

158
00:13:42,794 --> 00:13:47,560
‫شیطنت عین یه مشکل میمونه،
‫ولی جای این که ترسناک باشه، مسخره است،

159
00:13:47,594 --> 00:13:49,744
‫البته گاهی اوقات ممکنه
‫یه کم ترسناک باشه.

160
00:13:49,794 --> 00:13:52,594
‫آره، مثل موذیگری.

161
00:13:53,415 --> 00:13:55,382
‫خیلی خب بابا، پخشش کن.

162
00:13:56,682 --> 00:13:59,540
‫سریال «دیک ون دایک»
‫با بازی دیک ون دایک.

163
00:13:59,590 --> 00:14:00,630
‫هوم.

164
00:14:02,563 --> 00:14:05,363
‫و مری تایلر مور.

165
00:14:05,463 --> 00:14:06,563
‫[هر گردی گردو نیست.]

166
00:15:13,630 --> 00:15:15,330
‫واندا!

167
00:15:22,130 --> 00:15:24,230
‫[صنایع استارک.]

168
00:15:26,163 --> 00:15:27,530
‫واندا. حالت خوبه؟

169
00:15:28,130 --> 00:15:30,130
‫باید از اینجا بریم.

170
00:15:30,330 --> 00:15:31,730
‫[صنایع استارک.]

171
00:15:33,030 --> 00:15:34,330
‫نمیتونیم.

172
00:15:38,230 --> 00:15:40,730
‫هیس. تو هم میشنوی؟

173
00:15:42,030 --> 00:15:43,930
‫شاید اومدن کمکمون کنن.

174
00:15:45,230 --> 00:15:47,930
‫شاید خودشون این خمپاره رو پرتاب کردن.

175
00:15:59,130 --> 00:16:01,746
‫- وای، صدای جیغ شنیدم.
‫- عه، حتما خودم جیغ کشیدم.

176
00:16:01,796 --> 00:16:03,080
‫وای، چه کابوسی دیدم.

177
00:16:03,130 --> 00:16:05,180
‫خواب دیدم آدم فضایی شدم.

178
00:16:05,230 --> 00:16:08,230
‫بعدش هم شوخ طبعی و انگشت های
‫شستم رو از دست دادم... وای.

179
00:16:10,430 --> 00:16:12,646
‫ته این قسمت...

180
00:16:12,696 --> 00:16:16,196
‫میفهمی که همه چی
‫یه خواب بد بوده.

181
00:16:17,763 --> 00:16:19,796
‫هیچ کدوم این اتفاقات واقعی نبوده.

182
00:16:20,230 --> 00:16:21,530
‫[صنایع استارک.]

183
00:16:23,130 --> 00:16:24,330
‫[صنایع استارک.]

184
00:16:26,330 --> 00:16:27,230
‫واندا، نه!

185
00:16:30,830 --> 00:16:33,146
‫جلوی انفجار اون بمب رو گرفتی؟

186
00:16:33,196 --> 00:16:34,946
‫چی؟

187
00:16:34,996 --> 00:16:36,946
‫از یه طلسم احتمال استفاده کردی.

188
00:16:36,996 --> 00:16:38,496
‫نه، اِم...

189
00:16:39,596 --> 00:16:41,913
‫اصلا منفجر نشد. اِم...

190
00:16:41,963 --> 00:16:43,796
‫خراب بود.
‫ما خبر نداشتیم.

191
00:16:44,796 --> 00:16:47,896
‫- گیر... گیر افتاده بودیم.
‫- چقدر گیر افتاده بودین؟

192
00:16:50,530 --> 00:16:51,963
‫دو روز.

193
00:16:53,530 --> 00:16:54,630
‫عجب.

194
00:16:55,863 --> 00:16:59,063
‫این همه وقایع ناگوار
‫براتون رخ داد،

195
00:17:00,896 --> 00:17:05,096
‫ولی باز هم تو کل اون مدت
‫در امن و امان بودین.

196
00:17:05,130 --> 00:17:10,146
‫خب، به نظر من یه بچه جادوگر
‫داشتیم که عاشق سریال های کمدی بود...

197
00:17:10,196 --> 00:17:12,246
‫و باید چندین سال بره تراپی.

198
00:17:12,296 --> 00:17:15,246
‫باز هم دلیل تفریحات اخیرت معلوم نشد.

199
00:17:15,296 --> 00:17:17,663
‫قدرت واقعیت رو از کجا به دست آوردی واندا؟

200
00:17:24,430 --> 00:17:25,880
‫نمیخوام برگردم اونجا.

201
00:17:25,930 --> 00:17:29,330
‫میدونم نمیخوای، ولی
‫داروی خوبی فرشته خانم.

202
00:17:29,363 --> 00:17:33,930
‫تنها راه حرکت به جلو،
‫حرکت به گذشته است.

203
00:17:53,363 --> 00:17:56,746
‫وای واندا. دوران سرکشیت.

204
00:17:56,796 --> 00:18:00,046
‫یه سوال کوتاه بپرسم،
‫واکنشت نسبت به بمباران...

205
00:18:00,096 --> 00:18:01,996
‫ساختمون مسکونیتون...

206
00:18:02,030 --> 00:18:04,446
‫و به قتل رسیدن پدر و مادرت...

207
00:18:04,496 --> 00:18:08,746
‫این بود که عضو یه سازمان تروریستی
‫مخالف آزادی بشی؟

208
00:18:08,796 --> 00:18:10,796
‫میخواستیم دنیا رو تغییر بدیم.

209
00:18:14,763 --> 00:18:17,763
‫نترس. خودت که یه بار
‫همه این ها رو تجربه کردی.

210
00:18:39,130 --> 00:18:41,846
‫خانم ماکسیموف،
‫میشه خواهشا جهت...

211
00:18:41,896 --> 00:18:46,896
‫ثبت در اسناد، اسمتون
‫و شرایطتون رو بگین؟

212
00:18:48,263 --> 00:18:51,713
‫واندا ماکسیموف هستم.
‫داوطلبانه اومدم.

213
00:18:51,763 --> 00:18:53,680
‫آزمایش رو شروع کنین.

214
00:18:53,730 --> 00:18:58,130
‫دکتر، با احترام، حتی یه مورد
‫آزمایشی هم نتونسته باهاش مستقیما....

215
00:18:59,663 --> 00:19:01,330
‫به نمونه دست بزن.

216
00:19:03,996 --> 00:19:07,996
‫یعنی... فقط...

217
00:19:35,763 --> 00:19:45,763
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

218
00:20:13,530 --> 00:20:17,296
‫هنوز زنده است.
‫سریعا قرنطینه اش کنین.

219
00:20:19,430 --> 00:20:23,480
‫♪ کوچولو، عروسک کوچولو... ♪

220
00:20:23,530 --> 00:20:25,530
‫واسه چی باید...

221
00:20:26,530 --> 00:20:29,555
‫آخه دارم بچه ام رو میخوابونم،
‫واسه همین.

222
00:20:29,605 --> 00:20:31,233
‫اونجا چی شد؟

223
00:20:32,667 --> 00:20:36,017
‫بس کن. اینجوری ناراحتش میکنی.

224
00:20:36,067 --> 00:20:37,850
‫اون که احساسی نداره.

225
00:20:37,900 --> 00:20:40,133
‫بدنش پر از خاک اره
‫یا پنبه یا همین چیزهاست.

226
00:20:41,200 --> 00:20:43,800
‫آدم دیگه نمیتونه ساز بزنه!

227
00:20:50,633 --> 00:20:54,550
‫پس واندای یتیم کوچولو
‫به یه سنگ ابدیت...

228
00:20:54,600 --> 00:20:56,833
‫که بقیه رو میکشت نزدیک شد،

229
00:20:56,867 --> 00:20:59,383
‫لمسش کرد و قدرتش
‫تقویت شد.

230
00:20:59,433 --> 00:21:02,683
‫قطعات شکسته وجودت دارن
‫جمع میشن نازنین.

231
00:21:02,733 --> 00:21:07,033
‫یه فرضیه دارن، ولی باز
‫هم اطلاعات لازم دارم.

232
00:21:12,733 --> 00:21:14,067
‫وای.

233
00:21:21,700 --> 00:21:22,983
‫وایستا!

234
00:21:23,033 --> 00:21:26,167
‫وای واندا.
‫اومدی جلو.

235
00:21:27,433 --> 00:21:28,783
‫خب، اینجا کجاست؟

236
00:21:28,833 --> 00:21:31,450
‫مقر انتقام جویانه.

237
00:21:31,500 --> 00:21:34,667
‫اینجا اولین خونه مشترک
‫من و ویژن بود.

238
00:21:36,000 --> 00:21:39,050
‫پیترو مرده بود و من
‫به کشور جدیدی اومده بودم.

239
00:21:39,100 --> 00:21:41,300
‫تک و تنها بودم.

240
00:21:43,233 --> 00:21:44,367
‫ویژن؟

241
00:21:48,067 --> 00:21:51,550
‫عذر میخوام، نمیخواستم مزاحم بشم.

242
00:21:51,600 --> 00:21:52,733
‫نمیخواستی؟

243
00:21:53,667 --> 00:21:56,300
‫خب، فکر کنم میخواستم، آخه
‫میخواستم بیام اینجا.

244
00:21:56,333 --> 00:21:58,283
‫حالا چی میخوای؟

245
00:21:58,333 --> 00:22:02,000
‫حالا... خب، هرچی خودت ترجیح بدی.

246
00:22:23,067 --> 00:22:26,983
‫چون طرف به شدت آسیب دید بامزه است؟

247
00:22:27,033 --> 00:22:29,983
‫نه، واقعا که آسیب ندیده.

248
00:22:30,033 --> 00:22:31,167
‫آها.

249
00:22:32,700 --> 00:22:35,900
‫- از کجا مطمئنی؟
‫- از اون مدل سریال ها نیست.

250
00:22:39,300 --> 00:22:43,800
‫واندا، من اصلا نمیتونم
‫احساست رو درک کنم،

251
00:22:44,600 --> 00:22:47,083
‫ولی میخوام بکنم.

252
00:22:47,133 --> 00:22:48,417
‫البته اگه بخوای بهم بگی.

253
00:22:48,467 --> 00:22:51,950
‫اگه اینجوری خودت آروم تر میشی.

254
00:22:52,000 --> 00:22:55,250
‫واسه چی فکر میکنی
‫حرف زدن راجع بهش...

255
00:22:55,300 --> 00:22:57,050
‫باعث میشه آروم تر بشم؟

256
00:22:57,100 --> 00:22:58,583
‫آها، آخه خونده بودم که....

257
00:22:58,633 --> 00:23:03,267
‫فقط در صورتی که بتونم دوباره ببینمش
‫آروم تر میشم.

258
00:23:14,333 --> 00:23:15,667
‫ببخشید.

259
00:23:17,233 --> 00:23:18,333
‫اِم...

260
00:23:19,800 --> 00:23:21,700
‫من خیلی خسته ام.

261
00:23:26,833 --> 00:23:28,217
‫انگار...

262
00:23:28,267 --> 00:23:32,367
‫انگار یه موج داره مدام بهم برخورد میکنه.

263
00:23:32,400 --> 00:23:38,283
‫من رو از پا میندازه
‫و وقتی سعی میکنم بلند بشم،

264
00:23:38,333 --> 00:23:40,433
‫دوباره باهام برخورد میکنه.

265
00:23:42,533 --> 00:23:43,967
‫من هم....

266
00:23:46,367 --> 00:23:49,183
‫بالاخره غرقم میکنه دیگه.

267
00:23:49,233 --> 00:23:52,150
‫- نه، نه، نمیکنه.
‫- چرا.

268
00:23:52,200 --> 00:23:53,600
‫تو از کجا میدونی؟

269
00:23:55,267 --> 00:24:00,367
‫خب، آخه نمیشه که فقط
‫حس غم داشته باشی، میشه؟

270
00:24:03,500 --> 00:24:07,867
‫من همیشه تنها بودم،
‫واسه همین نیازی به عدم تنهایی ندارم.

271
00:24:09,000 --> 00:24:10,867
‫چیزی به جز تنهایی
‫رو تجربه نکردم.

272
00:24:12,833 --> 00:24:14,367
‫اصلا فقدان کسی رو تجربه نکردم،

273
00:24:14,400 --> 00:24:18,467
‫آخه عزیزی نداشتم
‫که بخوام از دستش بدم.

274
00:24:20,667 --> 00:24:26,633
‫ولی مگه سوگواری چیزی غیر
‫از پابرجا موندن عشقه؟

275
00:24:41,400 --> 00:24:44,200
‫- شرمنده. عذر میخوام.
‫- نه، بامزه بود دیگه.

276
00:24:45,500 --> 00:24:48,467
‫- آره، خیلی بامزه بود، مگه نه؟
‫- هوم.

277
00:25:04,933 --> 00:25:06,650
‫خب، یه مروری کنیم.

278
00:25:06,700 --> 00:25:10,850
‫پدر و مادرت مردن،
‫برادرت مرد،

279
00:25:10,900 --> 00:25:12,400
‫ویژن مرد.

280
00:25:14,200 --> 00:25:15,617
‫وقتی دیگه ویژن نبود
‫که تو رو...

281
00:25:15,667 --> 00:25:18,350
‫از تاریکی بیرون بکشه
‫چی شد واندا؟

282
00:25:18,400 --> 00:25:20,617
‫- دیگه نمیتونم ادامه بدم.
‫- یالا واندا!

283
00:25:20,667 --> 00:25:25,483
‫الان لب پرتگاهی.
‫چیزی نمونده!

284
00:25:25,533 --> 00:25:27,133
‫بهم بگو چطور این کار رو کردی.

285
00:25:32,533 --> 00:25:35,100
‫ویژن مرده بود.

286
00:25:38,100 --> 00:25:43,733
‫ولی تو میخواستی
‫برگرده پیشت.

287
00:25:45,600 --> 00:25:47,467
‫میخواستم برگرده پیشم.

288
00:25:50,067 --> 00:25:51,767
‫میخواستم برگرده پیشم.

289
00:26:00,872 --> 00:26:02,288
‫میدونم پیش شماست.

290
00:26:02,338 --> 00:26:04,805
‫- عذر میخوام، ولی همونطور که گفتم...
‫- خواهش میکنم...

291
00:26:09,372 --> 00:26:10,838
‫خواهش میکنم.

292
00:26:12,838 --> 00:26:16,955
‫وقتی برگشتم نبود.

293
00:26:17,005 --> 00:26:19,755
‫جسمش رو میگم.

294
00:26:19,805 --> 00:26:21,905
‫میدونم که اینجاست.

295
00:26:23,438 --> 00:26:25,938
‫حداقل حقشه که مراسم
‫ختم داشته باشه.

296
00:26:27,072 --> 00:26:29,338
‫حق منه که مراسم
‫ختم داشته باشه.

297
00:26:31,572 --> 00:26:33,138
‫چشم قربان.

298
00:26:34,072 --> 00:26:35,805
‫آره، هنوز اینجاست.

299
00:26:36,938 --> 00:26:38,372
‫مطمئنین؟

300
00:26:40,105 --> 00:26:41,172
‫حتما.

301
00:26:44,472 --> 00:26:46,272
‫از این در برین داخل.
‫انتهای راهرو.

302
00:26:46,305 --> 00:26:47,905
‫دو بار برین سمت چپ،
‫یه بار برین سمت راست.

303
00:26:50,405 --> 00:26:52,088
‫یه لحظه.
‫باید در رو براتون باز کنم.

304
00:26:52,138 --> 00:26:53,605
‫خودم باز میکنم!
‫مرسی.

305
00:27:13,005 --> 00:27:15,505
‫[طبقه یکم: سرپرست.]

306
00:27:17,105 --> 00:27:20,388
‫واندا ماکسیموف؟
‫خوشوقتم.

307
00:27:20,438 --> 00:27:22,538
‫- جدی میگم.
‫- جناب عالی؟

308
00:27:23,338 --> 00:27:24,655
‫سرپرست تایلر هیوارد هستم.

309
00:27:24,705 --> 00:27:27,938
‫بهم گفتن اومدین
‫ویژن رو ببینین...

310
00:27:27,972 --> 00:27:31,422
‫و جسدش رو ببرین، درسته؟

311
00:27:31,472 --> 00:27:34,505
‫- خب، من نزدیک ترین خویشاوندش هستم.
‫- درک میکنم.

312
00:27:35,838 --> 00:27:37,255
‫میخوام یه چیزی نشونتون بدم.

313
00:27:37,305 --> 00:27:38,705
‫بعدش بهم میدینش؟

314
00:27:40,438 --> 00:27:42,338
‫خواهش میکنم فعلا باهام بیاین.

315
00:27:58,905 --> 00:28:02,005
‫این چیه؟ واسه چی دارین
‫چنین چیزی رو نشونم میدین؟

316
00:28:02,938 --> 00:28:05,105
‫آخه خودتون خواستین ببینینش.

317
00:28:25,005 --> 00:28:27,005
‫بس کنین... بس کنین....

318
00:28:28,305 --> 00:28:29,472
‫بس کنین!

319
00:28:30,805 --> 00:28:31,805
‫دارین...

320
00:28:35,038 --> 00:28:36,672
‫دارین چه بلایی سرش میارین؟

321
00:28:37,738 --> 00:28:40,722
‫داریم پیچیده ترین سلاح خردمند...

322
00:28:40,772 --> 00:28:43,355
‫تاریخ رو اوراق میکنیم.

323
00:28:43,405 --> 00:28:46,122
‫ولی ویژن که سلاح نیست.
‫نمیتونین چنین کاری بکنین.

324
00:28:46,172 --> 00:28:49,988
‫در واقع وظیفه قانونی
‫و اخلاقیمونه.

325
00:28:50,038 --> 00:28:53,155
‫من فقط میخوام دفنش کنم.
‫همین.

326
00:28:53,205 --> 00:28:56,655
‫- مطمئنین؟
‫- جانم؟

327
00:28:56,705 --> 00:28:58,888
‫هرکسی که قدرت فعال سازی...

328
00:28:58,938 --> 00:29:01,438
‫نیمه گمشده خودش رو نداره.

329
00:29:02,705 --> 00:29:05,555
‫ببخشید.
‫قدرت احیاش رو نداره.

330
00:29:05,605 --> 00:29:09,005
‫نه، من نمیتونم چنین کاری بکنم.
‫اِم...

331
00:29:10,238 --> 00:29:11,838
‫واسه چنین کاری نیومدم اینجا.

332
00:29:13,072 --> 00:29:14,172
‫خیلی خب.

333
00:29:15,405 --> 00:29:16,555
‫ولی نمیتونم بذارم...

334
00:29:16,605 --> 00:29:18,888
‫سه میلیارد دلار ویبرانیوم...

335
00:29:18,938 --> 00:29:20,372
‫رو ببرین که چال کنین.

336
00:29:22,872 --> 00:29:28,738
‫در نتیجه، نهایتا میتونم
‫بذارم همین جا باهاش خداحافظی کنین.

337
00:29:32,638 --> 00:29:34,272
‫اون دار و ندار منه.

338
00:29:35,272 --> 00:29:37,072
‫خب، جریان از همین قراره دیگه واندا.

339
00:29:38,172 --> 00:29:39,805
‫اون مال تو نیست.

340
00:30:01,105 --> 00:30:02,538
‫عقب نشینی کنین.

341
00:30:05,105 --> 00:30:09,405
‫مشکلی نیست.
‫بذارین خودش ببینه.

342
00:30:29,338 --> 00:30:31,138
‫نمیتونم حست کن.

343
00:30:41,905 --> 00:30:43,838
‫نمیتونم حست کنم.

344
00:31:27,905 --> 00:31:30,205
‫[به نیوجرسی خوش آمدید.]

345
00:31:34,405 --> 00:31:38,805
‫[به وست ویو خوش آمدید.]

346
00:31:59,505 --> 00:32:01,238
‫[آموزش پیانو.]

347
00:32:03,805 --> 00:32:06,805
‫[پیتزا، سالاد، برگر و سیب زمینی سرخ شده.]

348
00:33:06,905 --> 00:33:10,105
‫[خونه ای که به پای هم
‫توش پیر بشیم.]

349
00:33:13,405 --> 00:33:16,605
‫[خونه ای که به پای هم
‫توش پیر بشیم.]

350
00:35:17,738 --> 00:35:19,005
‫واندا.

351
00:35:21,072 --> 00:35:22,638
‫به خونه خوش اومدی.

352
00:35:23,905 --> 00:35:25,572
‫امشب تو خونه بمونیم؟

353
00:36:06,147 --> 00:36:07,514
‫احسنت!

354
00:36:13,947 --> 00:36:18,314
‫- مامان! مامان! مامان، کمکمون کن!
‫- مامان! کمک کن!

355
00:36:18,347 --> 00:36:21,881
‫خواهش میکنم! خواهشا
‫کمکمون کن! مامان!

356
00:36:24,914 --> 00:36:26,347
‫مامان! خواهش میکنم!

357
00:36:27,414 --> 00:36:30,014
‫مامان! مامان!

358
00:36:31,347 --> 00:36:34,481
‫- من میدونم تو چی هستی.
‫- مامان!

359
00:36:37,181 --> 00:36:40,064
‫چیزی نیست عزیزم.
‫چیزی نیست.

360
00:36:40,114 --> 00:36:45,047
‫روحت هم خبر نداره که چقدر خطرناکی.

361
00:36:45,081 --> 00:36:46,597
‫تو باید یه افسانه باشی.

362
00:36:46,647 --> 00:36:50,864
‫تو موجودی هستی که میتونی
‫هرچیزی رو فورا به وجود بیاری،

363
00:36:50,914 --> 00:36:56,664
‫ولی داری از قدرتت واسه شام
‫درست کردن استفاده میکنی.

364
00:36:56,714 --> 00:37:01,564
‫- بچه هام رو ول کن.
‫- آها، آره، بچه هات.

365
00:37:01,614 --> 00:37:05,914
‫ویژن و این زندگی کوچکی
‫که ساختی...

366
00:37:07,347 --> 00:37:09,347
‫جادوی هرج و مرجه واندا.

367
00:37:10,681 --> 00:37:14,714
‫یعنی تو «اسکارلت ویچ» هستی.

368
00:37:14,914 --> 00:37:22,914
‫[سریال پس از تیتراژ ادامه دارد.]

369
00:39:05,514 --> 00:39:08,864
‫قربان، گروه آماده فعال سازیه.

370
00:39:08,914 --> 00:39:10,714
‫چقدر طول کشید.

371
00:39:19,814 --> 00:39:21,397
‫ما یه میلیون بار...

372
00:39:21,447 --> 00:39:24,264
‫بازش کردیم و دوباره
‫سرهمش کردیم.

373
00:39:24,314 --> 00:39:27,797
‫تمام منابع انرژی
‫دنیا رو امتحان کردیم،

374
00:39:27,847 --> 00:39:31,014
‫در حالی که فقط باید یه مقدار
‫از منبع خودش بهش انرژی میدادیم.

375
00:39:32,681 --> 00:39:34,647
‫آماده است قربان.

376
00:39:36,647 --> 00:39:46,647
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M