1
00:00:08,466 --> 00:00:13,471
‫شانزدهم سپتامبر،
‫به سال ۱۷۰۲ از میلاد خداوند ما.

2
00:00:14,305 --> 00:00:16,850
‫در این سفر، باد موافق ما بود.

3
00:00:17,851 --> 00:00:20,854
‫خدمه کشتی به من اطلاع دادند
‫بزودی در بندر پهلو خواهیم گرفت.

4
00:00:21,813 --> 00:00:23,982
‫شنیدم او مرد بسیار خوبیست.

5
00:00:24,482 --> 00:00:28,028
‫پروردگارا، تمنا دارم
‫مهربان و خوش‌سیما باشد.

6
00:00:28,945 --> 00:00:31,114
‫و در دلِ من جایی برای فرزندان او باز کن.

7
00:00:32,741 --> 00:00:35,952
‫فکر می‌کردم زمان ازدواج من گذشته،

8
00:00:36,828 --> 00:00:38,413
‫اما شما برنامه‌های دیگری داشتید.

9
00:00:43,460 --> 00:00:45,336
‫امروز زندگی جدیدی را آغاز می‌کنم.

10
00:00:46,171 --> 00:00:48,339
‫من با یک رهبر،

11
00:00:48,923 --> 00:00:49,874
‫کاشف،

12
00:00:49,924 --> 00:00:52,469
‫بنیان‌گذار این آبادی
‫در جزیره ازدواج می‌کنم.

13
00:00:53,595 --> 00:01:00,393
‫من، سارا وستکات، از امروز
‫به خانم ریچارد وارن تبدیل میشم.

14
00:01:02,270 --> 00:01:03,605
‫مه رو از دست دادی.

15
00:01:04,230 --> 00:01:05,398
‫فکر کنم آدم خوش‌شانسی هستی.

16
00:01:05,899 --> 00:01:08,068
‫وقتی جزیره رو مه می‌گیره
‫نه میشه وارد شد و نه خارج.

17
00:01:08,818 --> 00:01:09,903
‫مستقیم میری کلیسا؟

18
00:01:12,197 --> 00:01:13,490
‫اون چی می‌پسنده؟

19
00:01:13,573 --> 00:01:15,658
‫خب، اینکه ما اینجا هستیم به خاطر اونه.

20
00:01:16,451 --> 00:01:18,536
‫همه ساکنین جزیره
‫به اون مرد مدیون هستن.

21
00:01:19,120 --> 00:01:22,332
‫قبل اینکه بیاد،
‫اینجا چیزی جز خاک برهوت نبود.

22
00:01:22,415 --> 00:01:27,003
‫ولی امروز، درخت‌ها شکوفه دادن،
‫گرسنه‌ها غذا دارن و زمستانِ ملایمی داریم.

23
00:01:28,505 --> 00:01:29,923
‫آب‌وهوا رو کنترل می‌کنه، نه؟

24
00:01:30,548 --> 00:01:31,549
‫جان؟

25
00:01:32,217 --> 00:01:33,843
‫آب‌وهوا رو کنترل می‌کنه، نه؟

26
00:01:35,637 --> 00:01:36,721
‫نه.

27
00:01:37,555 --> 00:01:40,809
‫اما وقتی یه سرپناه گرم و کت ضخیم داشته باشی

28
00:01:40,850 --> 00:01:43,478
‫سوز سرما رو نصفِ الان هم احساس نمی‌کنی.

29
00:01:46,147 --> 00:01:47,148
‫کی گفته؟

30
00:01:47,899 --> 00:01:48,983
‫ریچارد وارن.

31
00:02:17,220 --> 00:02:19,222
‫از خانواده‌ات کسی نیومده؟

32
00:02:20,640 --> 00:02:21,641
‫نه.

33
00:02:22,308 --> 00:02:24,644
‫با خودم کنار اومده بودم
‫که قراره یه پیر دختر ترشیده بمونم.

34
00:02:25,145 --> 00:02:29,566
‫شاید جشن و سورِ واقعی این باشه
‫که دیگه نون‌خورِ پدرم نیستم.

35
00:02:29,899 --> 00:02:33,570
‫ازدواج در این سن نعمت کم‌یابیه.

36
00:02:34,195 --> 00:02:36,698
‫از بخت بلندش، جزیره کم‌جمعیت بود
‫و گزینه‌ای برای ازدواج نداشت.

37
00:02:36,990 --> 00:02:39,576
‫چاره‌ای نداشت جز اینکه
‫توی سرزمین اصلی دنبال زن باشه.

38
00:02:40,118 --> 00:02:43,955
‫یه مرد صاحب‌نام، یه زن شایسته می‌خواد
‫تا به زندگیش سر و سامون بده.

39
00:02:45,373 --> 00:02:47,584
‫پس اون مرد نیک‌نامیه؟

40
00:02:52,964 --> 00:02:54,757
‫سارا، فرزندم،

41
00:02:54,841 --> 00:02:58,970
‫من کشیش کالینز هستم،
‫شبان گله‌ی این جزیره.

42
00:02:59,053 --> 00:03:01,598
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم، جناب کشیش.
‫- همچنین.

43
00:03:01,681 --> 00:03:02,849
‫سفرت چطور بود؟

44
00:03:02,932 --> 00:03:06,186
‫خب، سفر راحتی بود،
‫از شما کمال تشکر رو دارم.

45
00:03:06,269 --> 00:03:10,356
‫حتما به نظرت اینجا زمین عجیبیـه،
‫و تو هم احساس غریبی می‌کنی،

46
00:03:10,899 --> 00:03:12,775
‫ولی بدون که اینجا دوستان زیادی داری

47
00:03:12,859 --> 00:03:16,863
‫و در لحظات غربت و تنهایی
‫پرتو خداوند یاری‌رسان توست.

48
00:03:18,489 --> 00:03:19,741
‫ممنون، کشیش.

49
00:03:22,076 --> 00:03:27,248
‫اگه چیزی لازم داشتی، تردید نکن و در هر ساعت
‫از شبانه‌روز به من مراجعه کن.

50
00:03:27,373 --> 00:03:30,710
‫به لطف خداوند،
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم.

51
00:03:32,712 --> 00:03:33,963
‫حتما، جناب کشیش.

52
00:03:35,089 --> 00:03:36,090
‫خوبه.

53
00:03:40,970 --> 00:03:44,349
‫ریچارد خواست خودش
‫در پیمان ازدواج نقش داشته باشه.

54
00:03:44,933 --> 00:03:47,101
‫متن رو خودش نوشته.

55
00:03:49,062 --> 00:03:51,481
‫منحصر به‌فرده.

56
00:03:53,566 --> 00:03:54,567
‫منحصر به‌فرد؟

57
00:03:56,152 --> 00:03:59,489
‫عشق همچون مرگ نیرومند است.

58
00:04:00,657 --> 00:04:05,870
‫آب‌های بسیار نمی‌توانند عشق را خاموش سازند
‫و سیلاب‌ها نمی‌توانند آن را غرق کنند.

59
00:04:05,954 --> 00:04:09,707
‫ریچارد، آیا این زن را
‫به‌عنوان همسر قانونی خود می‌پذیری؟

60
00:04:15,213 --> 00:04:16,339
‫بله.

61
00:04:16,422 --> 00:04:19,884
‫سارا، آیا این مرد را
‫به‌عنوان شوهر قانونی خود می‌پذیری؟

62
00:04:20,927 --> 00:04:23,221
‫- بله.
‫- چرا که تو، به‌عنوان یار و یاور او،

63
00:04:23,805 --> 00:04:25,848
‫سرنوشتت به او گره خواهد خورد.

64
00:04:25,932 --> 00:04:29,936
‫موافقت خواهی کرد تا به‌عنوان
‫ریو پرایم مستعمره،

65
00:04:30,019 --> 00:04:33,356
‫ندیمه محافظ اعظم جزیره
‫به او خدمت کنی.

66
00:04:37,443 --> 00:04:38,778
‫بله. بله.

67
00:04:42,782 --> 00:04:44,075
‫توماس،

68
00:04:44,158 --> 00:04:45,326
‫جان،

69
00:04:45,410 --> 00:04:46,411
‫کرامول،

70
00:04:46,494 --> 00:04:47,495
‫هولیوک،

71
00:04:47,578 --> 00:04:48,579
‫فرانسیس.

72
00:04:48,663 --> 00:04:50,415
‫دستش رفته لای چرخ درشکه و قطع شده.

73
00:04:50,498 --> 00:04:52,834
‫فرزندانم، مادر جدیدتون.

74
00:04:56,379 --> 00:04:58,298
‫از آشنایی با شما خوشوقتم.

75
00:05:00,717 --> 00:05:01,718
‫اسم داره؟

76
00:05:03,803 --> 00:05:04,846
‫مری.

77
00:05:06,639 --> 00:05:07,640
‫اسم قشنگیه.

78
00:05:09,267 --> 00:05:10,935
‫ولی فکر کنم یه چیزی کم داره.

79
00:05:15,606 --> 00:05:18,151
‫این گل سینه‌ی مادر منه.

80
00:05:21,154 --> 00:05:22,947
‫به همه‌مون میدی؟

81
00:05:27,160 --> 00:05:30,330
‫شاید فردا دست پر برگردیم.

82
00:05:35,460 --> 00:05:36,711
‫این وقتِ شب؟

83
00:05:44,635 --> 00:05:46,512
‫حواست بهشون باشه.

84
00:05:48,765 --> 00:05:51,267
‫کاری داری که بخوای منم بیام؟

85
00:05:51,351 --> 00:05:53,353
‫نه، باید یه کاری رو انجام بدم.

86
00:05:55,688 --> 00:05:56,856
‫توی شب عروسی‌مون؟

87
00:05:56,939 --> 00:05:59,901
‫روز و شب سنگینی بار رهبری روی دوش منه.

88
00:05:59,984 --> 00:06:01,986
‫همه بچه‌ها رو بخوابون.

89
00:06:06,366 --> 00:06:10,203
‫این نوشته‌ها رو برای اولین بار
‫در مقام یه زنِ متاهل می‌نویسم،

90
00:06:10,745 --> 00:06:15,833
‫هرچند اقرار می‌کنم وقتی مادرم
‫از وقایع شب عروسی می‌گفت،

91
00:06:15,917 --> 00:06:17,919
‫توصیفات او با واقعیت سازگار نبود.

92
00:06:18,961 --> 00:06:21,381
‫اول اینکه اینجا پنج بچه وجود داره.

93
00:06:22,131 --> 00:06:26,219
‫دوم، شوهر من بدون ملاطفت
‫یا کلام مهربانانه‌ای ناگهان رفت.

94
00:06:27,428 --> 00:06:30,848
‫اما آموزه‌های عیسی‌مسیح
‫ما را از استیصال باز می‌دارد،

95
00:06:30,932 --> 00:06:34,977
‫و من با دلگرمی به روزی چشم دوخته‌ام
‫تا در نقش یک همسر به بلوغ برسم.

96
00:07:01,421 --> 00:07:02,422
‫ریچارد؟

97
00:07:10,346 --> 00:07:11,597
‫ریچارد، اومدی؟

98
00:07:19,981 --> 00:07:21,065
‫ریچارد؟

99
00:07:34,328 --> 00:07:35,329
‫ریچارد؟

100
00:07:49,969 --> 00:07:51,053
‫تنهام بذار.

101
00:08:22,710 --> 00:08:24,128
‫تو نظاره‌گری.

102
00:08:28,925 --> 00:08:30,092
‫ببخشید؟

103
00:08:31,219 --> 00:08:33,221
‫دوست داری بقیه رو تماشا کنی،

104
00:08:33,304 --> 00:08:35,306
‫تو کارشون فضولی کنی.

105
00:08:36,807 --> 00:08:38,392
‫ببخشید، چه اتفاقی برای اون‌ها افتاده؟

106
00:08:39,477 --> 00:08:41,103
‫طاعون شهر رو فرا گرفته.

107
00:08:41,604 --> 00:08:44,440
‫افراد مبتلا شده به جنون خشونت‌بار دچار شدن.

108
00:08:45,691 --> 00:08:47,026
‫درمان نمیشن؟

109
00:08:47,860 --> 00:08:49,320
‫خب، اون شوهر منه.

110
00:08:49,695 --> 00:08:50,696
‫طبیب شهر.

111
00:08:50,780 --> 00:08:52,156
‫هر کاری از دستش بربیاد انجام میده،

112
00:08:52,740 --> 00:08:54,659
‫بهشون دارو و دوا میده
‫تا اعصاب‌شون آروم بشه،

113
00:08:54,742 --> 00:08:56,827
‫اما اینکه درمان بشن؟ نه.

114
00:08:57,662 --> 00:08:58,663
‫اما نگران نباش.

115
00:08:59,413 --> 00:09:03,417
‫ریچارد وارن همیشه میگه
‫دوران دشوار سپری خواهد شد.

116
00:09:05,169 --> 00:09:06,796
‫خدا به همراهت.

117
00:09:08,881 --> 00:09:09,882
‫خدا به همراهت.

118
00:09:17,056 --> 00:09:20,017
‫با اومدن مه، این هفته
‫آمار مبتلاها سه نفر دیگه بالا رفته.

119
00:09:20,101 --> 00:09:21,644
‫در مجموع بیست تا.

120
00:09:23,020 --> 00:09:25,690
‫بهشون هشدار دادم
‫از این هوای آلوده دوری کنن.

121
00:09:26,190 --> 00:09:28,401
‫اوتیس استیونز هر روز
‫بیمارها رو مداوا می‌کنه.

122
00:09:29,735 --> 00:09:30,987
‫ولی آلوده نیست.

123
00:09:31,070 --> 00:09:32,572
‫خب، هنوز نیست.

124
00:09:33,489 --> 00:09:36,534
‫مردم میگن افراد مبتلا شده دچار جنون شدن.

125
00:09:37,326 --> 00:09:38,619
‫باید نگران باشیم؟

126
00:09:40,413 --> 00:09:41,414
‫نه.

127
00:09:44,667 --> 00:09:47,712
‫کورنلیوس اوانز اولین نفر بیمار شد.

128
00:09:48,254 --> 00:09:50,089
‫اول، به جز سردرد هیچ علائمی نداشت.

129
00:09:50,798 --> 00:09:53,092
‫زنش به اون نوشیدنی داد.
‫راحت خوابید اما...

130
00:09:53,593 --> 00:09:57,221
‫همیشه با همون سردرد بیدار می‌شد.
‫این نقطه.

131
00:09:59,098 --> 00:10:00,641
‫پنج روز به همین منوال گذشت.

132
00:10:01,434 --> 00:10:03,269
‫و چشم‌های اون
‫از زردیِ ماه‌های تباه پر شده بود.

133
00:10:03,352 --> 00:10:04,353
‫عوض شد.

134
00:10:04,437 --> 00:10:05,938
‫عصبانی بود و گیج میزد.

135
00:10:06,022 --> 00:10:07,189
‫اوتیس همون شب اونو دید.

136
00:10:07,273 --> 00:10:08,608
‫بهش گفت دوش آب گرم بگیره،

137
00:10:08,691 --> 00:10:10,776
‫و فکر می‌کرد صبح با دارو برگرده.

138
00:10:11,444 --> 00:10:13,863
‫اما سپیده‌دم، وقتی اوتیس برگشت،

139
00:10:14,780 --> 00:10:17,116
‫دم در یه دسته مو دید.

140
00:10:18,159 --> 00:10:22,163
‫وارد شد و کورنلیوس رو کفِ زمین دید.

141
00:10:23,998 --> 00:10:26,709
‫در حالی که انگشت‌های اون
‫توی جمجمه زنش بود.

142
00:10:33,049 --> 00:10:35,051
‫سرعت شیوع عفونت‌ها بالاتر رفته.

143
00:10:35,635 --> 00:10:37,637
‫به زودی ما رو زمین‌گیر می‌کنن.

144
00:10:37,720 --> 00:10:39,055
‫باید یه کاری کنیم.

145
00:10:39,138 --> 00:10:41,432
‫- تو باید کاری کنی.
‫- سارا،

146
00:10:41,515 --> 00:10:43,851
‫میری بخوابی؟

147
00:10:45,645 --> 00:10:47,146
‫اما هنوز تمیز کاری مونده.

148
00:11:00,951 --> 00:11:03,454
‫میگن تو با این جزیره پیوند عمیقی داری،

149
00:11:03,537 --> 00:11:04,872
‫که با اون نجوا می‌کنی.

150
00:11:05,665 --> 00:11:07,792
‫اونو رام می‌کنی. مطیع تو میشه.

151
00:11:07,833 --> 00:11:10,244
‫این‌که سال اول زنده موندیم

152
00:11:10,294 --> 00:11:12,588
‫- به خاطر تو بود.
‫- حرف نزن.

153
00:11:12,797 --> 00:11:16,592
‫میگن جوری اون گردنبند رو می‌بوسی
‫انگار صلیبه،

154
00:11:16,676 --> 00:11:18,094
‫اما صلیب نیست، آقا.

155
00:11:18,594 --> 00:11:20,221
‫چی رو پنهان می‌کنی؟

156
00:11:20,304 --> 00:11:21,639
‫میگن یه نوع پیمانه!

157
00:13:56,794 --> 00:13:58,587
‫فرزندم، چی شده؟

158
00:14:06,679 --> 00:14:10,933
‫احساس می‌کنم اومدن به اینجا
‫اشتباه بزرگی بوده.

159
00:14:13,769 --> 00:14:17,690
‫با اینکه گذشته‌ام با سختی و اندوه همراه بود،
‫اما شرایطم برای گذران زندگی چندان بد نبود.

160
00:14:17,773 --> 00:14:20,734
‫شاید زندگی در قامتِ یه زن بدون شوهر و بچه،

161
00:14:20,818 --> 00:14:23,112
‫چیز... چیزی... چیزی بود
‫که می‌تونستم تحمل کنم...

162
00:14:23,195 --> 00:14:25,865
‫- لذ... لذت... لذت ببرم...
‫- زن، حرفات منطقی نیست.

163
00:14:25,948 --> 00:14:28,450
‫خب، وجودمو وحشت گرفته، کشیش!

164
00:14:28,993 --> 00:14:30,244
‫اونو دیدم.

165
00:14:30,327 --> 00:14:32,997
‫دیدم ازرا لاوری رو به قتل می‌رسونه.

166
00:14:34,582 --> 00:14:35,583
‫جنازه‌ای وجود داره؟

167
00:14:35,666 --> 00:14:36,917
‫نه.

168
00:14:37,001 --> 00:14:39,461
‫اما یه اتاق مخفی زیر خونه‌مون وجود داره

169
00:14:39,545 --> 00:14:42,548
‫و عصای خونین ازرا اونجاست.

170
00:14:44,174 --> 00:14:45,926
‫باید حقیقت رو بگی.

171
00:14:47,511 --> 00:14:50,014
‫اهریمن در این سرزمین ریشه دوانده.

172
00:14:50,097 --> 00:14:52,099
‫تباهی همه جا رو فرا گرفته.

173
00:14:53,726 --> 00:14:56,896
‫ترس دارم که اهریمن
‫شوهر تو رو انتخاب کرده باشه.

174
00:14:57,479 --> 00:14:59,356
‫این‌که به چه دلیل رو نمی‌دونم.

175
00:15:00,274 --> 00:15:01,859
‫بقیه هم مثل من فکر می‌کنن.

176
00:15:02,985 --> 00:15:04,737
‫می‌ترسیم وارن با اون هم‌دست باشه.

177
00:15:06,488 --> 00:15:08,657
‫اهالی روستا مفقود میشن
‫و هیچ‌وقت پیدا نمی‌شن،

178
00:15:09,241 --> 00:15:10,618
‫از جمله زن سابقش.

179
00:15:10,701 --> 00:15:11,869
‫خدای بزرگ.

180
00:15:12,912 --> 00:15:16,665
‫نمی‌تونم لحظه‌ای بیشتر تو این جزیره بمونم.
‫می‌خوام از این جزیره ترسناک خارج بشم.

181
00:15:16,749 --> 00:15:20,085
‫من تقریبا ۴۰ ساله‌ام شده.
‫بذارید در اتاق زیر شیروونی پدرم بپوسم...

182
00:15:20,169 --> 00:15:22,004
‫- سارا. سارا.
‫- این سرنوشت زنانه‌ی منه.

183
00:15:22,087 --> 00:15:23,088
‫سارا.

184
00:15:25,090 --> 00:15:28,844
‫بدان که خداوند تو رو برای هدفی خاص برگزیده.

185
00:15:30,054 --> 00:15:33,682
‫تو به اون دلیل که
‫فکر می‌کردی به این جزیره نیومدی،

186
00:15:33,766 --> 00:15:35,768
‫بلکه برای هدفی بزرگ‌تر اومدی.

187
00:15:36,352 --> 00:15:39,188
‫تنها نیستی.

188
00:15:41,106 --> 00:15:43,609
‫وقتی خواستی بخوابی،

189
00:15:45,027 --> 00:15:48,614
‫در خونه رو باز بذار تا بتونیم وارد بشیم.

190
00:15:49,740 --> 00:15:50,741
‫برای چه کاری؟

191
00:15:53,494 --> 00:15:55,329
‫کاری که باید انجام بشه.

192
00:15:59,625 --> 00:16:04,004
‫هیچ‌کس بار مسئولیت رهبری رو درک نمی‌کنه.

193
00:16:04,630 --> 00:16:07,341
‫علیه من دسیسه‌چینی می‌کنن،
‫و می‌دونی چیه.

194
00:16:07,424 --> 00:16:10,344
‫ترسیدن.
‫طاعون، ناپدید شدن مردم...

195
00:16:10,427 --> 00:16:11,720
‫ناپدید شدن مردم؟

196
00:16:14,598 --> 00:16:15,849
‫کی ناپدید شده؟

197
00:16:18,519 --> 00:16:19,979
‫با کی حرف زدی؟

198
00:16:20,062 --> 00:16:21,271
‫هیچ‌کس.

199
00:16:25,192 --> 00:16:26,193
‫چیزی نیست.

200
00:16:26,276 --> 00:16:27,277
‫من...

201
00:16:28,278 --> 00:16:30,781
‫ببخشید، نمی‌فهمم چی میگم...

202
00:16:30,864 --> 00:16:31,949
‫حرف‌های خودم رو هم متوجه نمیشم.

203
00:16:34,910 --> 00:16:36,578
‫بچه‌ها رو ببر بالا.

204
00:16:37,496 --> 00:16:38,497
‫چی...

205
00:16:39,123 --> 00:16:40,124
‫بچه‌ها.

206
00:16:53,679 --> 00:16:55,097
‫چیزی شده؟

207
00:16:58,809 --> 00:17:00,227
‫درست میشه.

208
00:18:16,787.5 --> 00:18:26,787.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

209
00:19:43,348 --> 00:19:45,350
‫من رک و راست بهت هشدار نداده بودم؟

210
00:19:47,561 --> 00:19:50,063
‫برای امنیت خودت،
‫دیگه نباید از این خونه بیرون بری.

211
00:19:51,023 --> 00:19:53,442
‫نه برای شستشو،
‫و نه برای همراهی بچه‌ها.

212
00:19:59,239 --> 00:20:02,576
‫ترس به دلت راه نده.

213
00:20:04,244 --> 00:20:07,998
‫حتی زیر سنگ هم باشه
‫آدمی که چنین نقشه‌ای کشید رو پیدا می‌کنم.

214
00:20:08,081 --> 00:20:13,503
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از جزیره‌ای
‫که راه فرار نداره تا ابد قایم بشه.

215
00:20:18,800 --> 00:20:19,968
‫از خانواده‌مون محافظت می‌کنم.

216
00:20:26,183 --> 00:20:27,184
‫برو اتاق‌مون.

217
00:20:28,018 --> 00:20:29,228
‫دعا کن.

218
00:20:40,405 --> 00:20:43,867
‫لطفا. تمنا می‌کنم.
‫پدر، خواهش می‌کنم.

219
00:20:46,578 --> 00:20:47,579
‫لطفا.

220
00:24:10,657 --> 00:24:11,908
‫کشیش کالینز!

221
00:24:13,034 --> 00:24:15,662
‫ریچارد زنده‌ست!

222
00:24:18,540 --> 00:24:21,418
‫بله، با کمی نگرانی متوجه شدیم.

223
00:24:23,128 --> 00:24:25,464
‫نترس.
‫این کمیته قابل اعتماده.

224
00:24:25,547 --> 00:24:27,299
‫پس باید همه‌تون گوش کنید.

225
00:24:27,382 --> 00:24:29,217
‫اون با شیطان هم‌پیمان نیست.

226
00:24:29,301 --> 00:24:30,719
‫اون خود شیطانه.

227
00:24:30,802 --> 00:24:33,638
‫با چشم خودم دیدم چندین و چند بار
‫با چاقو اون رو زدن اما نمرد.

228
00:24:33,722 --> 00:24:36,558
‫اگه خیر و صلاح مردان و زنان و بچه‌های
‫این جزیره رو می‌خواید، باید عجله کنید

229
00:24:36,641 --> 00:24:38,185
‫و فورا جلوی اونو بگیرید.

230
00:24:40,937 --> 00:24:42,606
‫یه تونل مخفی وجود داره
‫که به خونه میرسه.

231
00:24:42,689 --> 00:24:45,942
‫انتهای حاشیه جنوب‌شرقی یه چاه هست
‫که می‌تونید از اونجا وارد بشید.

232
00:24:46,026 --> 00:24:48,528
‫باید ده تا نیروی نیرومند و حاذق بفرستید.

233
00:24:53,366 --> 00:24:56,620
‫یه کشتی بازرگانی امشب بندر رو ترک می‌کنه

234
00:24:56,703 --> 00:24:58,580
‫و برای تو جا گرفتیم...

235
00:24:58,663 --> 00:24:59,956
‫خدا رو شکر.

236
00:25:00,040 --> 00:25:02,959
‫ولی به کمک تو نیاز داریم.

237
00:25:06,755 --> 00:25:12,260
‫این رو توی لیوانش بریز،
‫و مثل بچه بی‌دفاع میشه.

238
00:25:12,344 --> 00:25:14,346
‫نه، من نمی‌تونم به اون خونه برگردم.

239
00:25:14,429 --> 00:25:17,182
‫باید برگردی، وگرنه می‌فهمه.

240
00:25:18,058 --> 00:25:22,896
‫گفتی باید جلوی اون گرفته بشه.
‫بار این مسئولیت به دوش تو هم هست.

241
00:25:22,979 --> 00:25:25,815
‫به فکر رفاه و آسایش بچه‌هات باش.

242
00:25:26,858 --> 00:25:30,278
‫بچه‌های من؟
‫من تازه اون‌ها رو دیدم.

243
00:25:30,487 --> 00:25:32,489
‫سارا، خواهش می‌کنم.

244
00:25:33,031 --> 00:25:36,868
‫تو تنها امید ما در مقابل این تاریکی هستی.

245
00:25:42,249 --> 00:25:45,502
‫ماهیت این نفرین که بر جزیره

246
00:25:45,585 --> 00:25:47,337
‫نازل شده را نمی‌فهمم.

247
00:25:48,129 --> 00:25:54,302
‫می‌دونم قلب او در استوانه‌ای می‌تپد
‫که شوهرم بر گردن دارد.

248
00:25:55,053 --> 00:25:56,471
‫چه کسی گلوی مرا می‌فشارد؟

249
00:25:56,846 --> 00:25:59,599
‫دستان او؟ این طاعون؟

250
00:25:59,683 --> 00:26:03,687
‫مرگ سراغ همه‌ی ما می‌آید،
‫اما بیم دارم که نوبت من زودتر فرا برسد.

251
00:26:04,479 --> 00:26:06,314
‫نمی‌دانم چگونه، اما می‌دانم کار کیست.

252
00:26:16,199 --> 00:26:21,121
‫البته اون همین جا کنار من نشسته،
‫پس تمام این‌ها را به شوخی می‌گویم،

253
00:26:21,705 --> 00:26:23,790
‫و حال دیگر وقت رفتن است.

254
00:26:34,175 --> 00:26:35,760
‫اومدی. خدا رو شکر.

255
00:26:37,429 --> 00:26:39,472
‫توی اون کتاب چی می‌نویسی؟

256
00:26:40,765 --> 00:26:42,475
‫افکار مضحک یه زن.

257
00:26:44,394 --> 00:26:45,645
‫می‌خوام بخونم.

258
00:26:46,938 --> 00:26:48,523
‫خجالت می‌کشم.

259
00:27:16,009 --> 00:27:18,011
‫نوشیدنی آوردم که آروم بشی.

260
00:27:19,888 --> 00:27:21,806
‫نه، باید هوشیار باشم.

261
00:27:29,230 --> 00:27:30,607
‫فرزندانم، برید بخوابید.

262
00:27:30,690 --> 00:27:33,777
‫عجله کنید.
‫می‌خوام با پدرتون خلوت کنم.

263
00:27:35,362 --> 00:27:36,363
‫زود باشید.

264
00:27:53,546 --> 00:27:59,469
‫اگه مردم واقعا باهات دشمن شدن،
‫باید همسرت کنارت باشه.

265
00:28:03,598 --> 00:28:06,059
‫چند روزه ازدواج کردیم و هنوز...

266
00:28:08,978 --> 00:28:10,146
‫همدیگه رو نمی‌شناسیم.

267
00:28:11,648 --> 00:28:16,061
‫خب، بار سنگینی به دوشم گذاشته شده...

268
00:28:16,111 --> 00:28:18,021
‫بذار بهت کمک کنم به‌دوش بکشی.

269
00:28:18,071 --> 00:28:19,948
چرا اون قاتل رو کشوندی اینجا؟

270
00:28:20,573 --> 00:28:23,702
‫با اون‌ها هم‌دست شدی. خائن.

271
00:28:39,175 --> 00:28:40,343
‫اون مادرم رو کشت.

272
00:28:42,637 --> 00:28:44,556
‫خواهر و برادراتو بردار. از اینجا میریم.

273
00:28:51,813 --> 00:28:53,064
‫اون‌ها کی هستن؟

274
00:28:53,148 --> 00:28:54,315
‫حرکت کنید.

275
00:29:17,046 --> 00:29:18,256
‫بدونِ ما رفتن.

276
00:29:19,466 --> 00:29:21,885
‫سوار قایق میشیم. بهشون میرسیم.

277
00:29:22,594 --> 00:29:23,595
‫آروم.

278
00:29:30,977 --> 00:29:32,520
‫دارید میرید؟

279
00:29:34,814 --> 00:29:36,024
‫ابیگیل، من...

280
00:29:37,066 --> 00:29:38,902
‫فکر کنم حالت خوب نیست.

281
00:29:39,569 --> 00:29:41,196
‫برو پیش شوهرت که طبیب هم هست.

282
00:29:42,197 --> 00:29:43,406
‫رفتم.

283
00:29:47,076 --> 00:29:48,870
‫منم باهاتون میام.

284
00:29:48,953 --> 00:29:51,039
‫ببخشید، جا نداریم.

285
00:29:52,707 --> 00:29:54,292
‫اما من مریض نیستم.

286
00:29:56,169 --> 00:29:57,754
‫ببخشید، جا نداریم.

287
00:29:58,296 --> 00:30:01,132
‫پس اون بچه‌ها رو ول کن.
‫از خون تو نیستن.

288
00:30:03,676 --> 00:30:04,677
‫با من میان.

289
00:30:07,138 --> 00:30:08,681
‫و تحت سرپرستی من هستن.

290
00:30:11,392 --> 00:30:15,063
‫جلو نیا!
‫دیگه به دستور هیچ‌کس گوش نمیدم!

291
00:30:25,907 --> 00:30:28,993
‫بریم. بریم. طناب رو باز کنید.

292
00:30:43,508 --> 00:30:44,634
‫خائن‌ها.

293
00:30:47,846 --> 00:30:51,683
‫خودت رو بالاتر از
‫قانون خداوند و بشریت می‌دونی.

294
00:30:51,766 --> 00:30:55,770
‫آدم‌هایی که قسم خورده بودی
‫ازشون محافظت کنی رو کشتی.

295
00:30:56,980 --> 00:30:57,981
‫نه!

296
00:30:58,648 --> 00:31:00,775
‫دلت نمی‌خواد بازش کنی.

297
00:31:00,859 --> 00:31:03,403
‫چی نمی‌ذاره بازش کنم؟

298
00:31:03,987 --> 00:31:05,738
‫چیزی که ما رو زنده نگه داشته.

299
00:31:06,739 --> 00:31:10,577
‫همون چیزی که می‌ترسیدیم.
‫با شیطان پیمان بستی.

300
00:31:10,660 --> 00:31:12,829
‫نه، شیطان نیست.

301
00:31:13,454 --> 00:31:15,039
‫خدای ماست.

302
00:31:15,123 --> 00:31:18,543
‫اون دیوونه شده. بکشیمش.

303
00:31:18,626 --> 00:31:20,128
‫نمی‌تونید منو بکشید.

304
00:31:21,129 --> 00:31:22,630
‫اجازه نمیده.

305
00:31:22,714 --> 00:31:25,133
‫این بار دوش منه.

306
00:31:26,050 --> 00:31:31,014
‫من رو آزاد کنید و همه بخشیده میشید،
‫و خودم این بار رو به دوش می‌کشم.

307
00:31:31,097 --> 00:31:36,811
‫سرنوشت تو بدست خدا رقم خواهد خورد،
‫خدای واحد و راستین.

308
00:31:44,652 --> 00:31:49,616
‫نه. نمی‌تونید منو دفن کنید!
‫نمی‌تونید منو دفن کنید!

309
00:31:50,992 --> 00:31:53,494
‫خودتون رو نابود می‌کنید! پیمان!

310
00:31:53,995 --> 00:31:55,830
‫باید به پیمان احترام گذاشته بشه!

311
00:31:55,914 --> 00:31:59,459
‫اون پیمان باعث شد از اولین زمستان
‫جون سالم بدر ببریم.

312
00:32:00,043 --> 00:32:02,629
‫با قارچ‌ها با من حرف میزنه!

313
00:32:03,713 --> 00:32:05,965
‫لطفا. به پیمان متعهد باشید.

314
00:32:06,049 --> 00:32:07,258
‫چطوری؟

315
00:32:07,342 --> 00:32:09,385
‫قربانی کنید! یه زندگی...

316
00:32:09,469 --> 00:32:10,470
‫جان در برابر جان.

317
00:32:11,888 --> 00:32:17,060
‫هر مسئولیتی که قبول کردم،
‫برای رفاه و آسایش مردم‌مون بود!

318
00:32:17,894 --> 00:32:22,565
‫به پیمان متعهد باشید
‫و طاعون ریشه‌کن میشه!

319
00:32:23,524 --> 00:32:24,734
‫اما اگه احترام نذارید...

320
00:32:25,318 --> 00:32:26,444
‫اگه چنین کاری نکنید،

321
00:32:28,029 --> 00:32:30,156
‫وحشت و ترس تموم نمیشه!

322
00:32:30,239 --> 00:32:31,866
‫عمیق‌تر و عمیق‌تر میشه!

323
00:32:31,950 --> 00:32:35,995
‫لطفا کاری نکنید تاوان اشتباه‌تون رو
‫بچه‌های من پس بدن.

324
00:32:36,663 --> 00:32:40,667
‫زنت داره بچه‌هاتو به سرزمین اصلی می‌بره،
‫از تو دور می‌کنه.

325
00:32:42,460 --> 00:32:44,837
‫نه. نه، نه، نه.

326
00:32:44,921 --> 00:32:47,256
‫جزیره...
‫جزیره اجازه نمیده خارج بشن.

327
00:32:48,174 --> 00:32:49,926
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

328
00:32:50,009 --> 00:32:52,053
‫همه‌شون رو می‌کشید!
‫همه‌شون رو می‌کشید!

329
00:32:56,432 --> 00:32:59,227
‫همه‌شون رو می‌کشید!

330
00:32:59,310 --> 00:33:03,815
‫همه‌شون رو می‌کشید!
‫همه‌شون رو می‌کشید!

331
00:33:03,898 --> 00:33:05,942
‫همه‌شون رو می‌کشید!

332
00:33:06,609 --> 00:33:11,364
‫همه‌شون رو می‌کشید!
‫همه‌شون رو می‌کشید!

333
00:33:11,447 --> 00:33:14,617
‫همه‌شون رو می‌کشید!

334
00:34:30,943 --> 00:34:31,944
‫موفق شدم.

335
00:34:35,531 --> 00:34:37,116
‫- تونستی؟
‫- بیا.