1
00:00:29,320 --> 00:00:30,405
‫نترسید.

2
00:00:31,448 --> 00:00:32,782
‫داره چه اتفاقی واسم میفته؟

3
00:00:40,040 --> 00:00:41,791
‫- نمی‌بینم.
‫- خدای من.

4
00:00:51,509 --> 00:00:53,762
‫فرانسیس. فرانسیس!

5
00:00:54,929 --> 00:00:55,930
‫فرانسیس!

6
00:00:57,140 --> 00:00:58,141
‫فرانسیس!

7
00:01:01,061 --> 00:01:02,729
‫- فرانسیس؟
‫- کمک!

8
00:01:03,438 --> 00:01:04,439
‫فرانسیس!

9
00:01:05,440 --> 00:01:06,524
‫فرانسیس!

10
00:01:11,071 --> 00:01:12,072
‫محکم بگیر!

11
00:01:17,368 --> 00:01:18,369
‫محکم بگیر.

12
00:01:25,335 --> 00:01:28,254
‫صبر کن.
‫دارم تلاش می‌کنم، فرانسیس!

13
00:01:29,297 --> 00:01:30,465
‫ولش نکن!

14
00:02:12,340 --> 00:02:14,092
‫باید آژیر رو به صدا دربیاری، تام.

15
00:02:15,343 --> 00:02:16,553
‫راست میگه.

16
00:02:17,095 --> 00:02:19,013
‫این تندر ابرها عادی نیست.

17
00:02:19,681 --> 00:02:22,725
‫گزارش‌های مربوط به طوفان
‫سال ۱۷۸۳ رو بخون.

18
00:02:23,309 --> 00:02:27,147
‫با ابرهای طوفانی بزرگ و زشتی
‫به همین شکل شروع شد.

19
00:02:28,189 --> 00:02:31,317
‫طوفان مثل سیل بزرگ شروع شد.

20
00:02:31,985 --> 00:02:35,230
‫طوفان باعثِ پیچند دریایی و گردباد شد.

21
00:02:35,280 --> 00:02:38,149
‫افراد از زمین کنده شدن
‫و به دل آسمانِ سیاه رفتن.

22
00:02:38,199 --> 00:02:41,161
‫بچه‌ها از بغل مادرشون جدا شدن.

23
00:03:02,599 --> 00:03:03,600
‫اوضاع چطوره؟

24
00:03:04,309 --> 00:03:05,643
‫سایت رو بالا آوردی؟

25
00:03:06,436 --> 00:03:07,437
‫آره.

26
00:03:09,981 --> 00:03:11,649
‫عالی نیست.

27
00:03:13,151 --> 00:03:14,853
‫سرزمین اصلی چی میگه؟

28
00:03:14,903 --> 00:03:17,906
‫از بیست دقیقه پیش ارتباط‌مون
‫با سرزمین اصلی قطع شد.

29
00:03:20,200 --> 00:03:22,869
‫بسیار خب.
‫خب، منو بی‌خبر نذار.

30
00:03:30,043 --> 00:03:31,119
‫باید آژیر رو به صدا دربیاری.

31
00:03:31,169 --> 00:03:33,171
‫باید بگی همه تو پناهگاه‌ها جمع بشن.

32
00:03:35,381 --> 00:03:37,133
‫یه طوفان ساده‌ست.

33
00:03:39,594 --> 00:03:44,132
‫اگه آژیر رو به صدا دربیارم،
‫وقتی برن خونه این حرف رو میزنن.

34
00:03:44,182 --> 00:03:47,852
‫رفتن ویدوز بِی و آخر سر
‫از پناهگاه مخصوص طوفان سر درآوردن.

35
00:03:48,436 --> 00:03:50,438
‫تو مارتاز وین‌یارد از این خبرا نیست.

36
00:03:50,897 --> 00:03:52,315
‫حداقل برمی‌گردن خونه.

37
00:03:53,816 --> 00:03:55,151
‫چند نفر مُردن، تام.

38
00:04:35,316 --> 00:04:36,567
‫لعنتی.

39
00:04:37,944 --> 00:04:39,862
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی.

40
00:04:41,864 --> 00:04:43,032
‫لعنتی.

41
00:04:45,368 --> 00:04:46,619
‫تام!

42
00:04:47,453 --> 00:04:48,454
‫خدای من.

43
00:04:50,415 --> 00:04:51,449
‫- خوبی؟
‫- نه.

44
00:04:51,499 --> 00:04:53,710
‫کمرم. نمی‌تونم تکون بخورم.

45
00:04:54,544 --> 00:04:55,662
‫یه انگشت نداره.

46
00:04:55,712 --> 00:04:56,754
‫چی؟

47
00:04:57,797 --> 00:05:01,009
‫نه، پاتریشیا. پاتریشیا. پاتریشیا.

48
00:05:01,175 --> 00:05:02,468
‫پاتریشیا.

49
00:05:03,886 --> 00:05:05,964
‫- کنی.
‫- کسی جلو نیاد.

50
00:05:06,014 --> 00:05:08,716
‫- لعنتی.
‫- تام، چی شده؟

51
00:05:08,766 --> 00:05:11,427
‫- کنی.
‫- گفتم کسی جلو نیاد.

52
00:05:11,477 --> 00:05:14,022
‫- ممکنه یه جاییش شکسته باشه.
‫- نه. بذار کمک کنه.

53
00:05:14,564 --> 00:05:16,849
‫- شاید اگه دو طرف قاب رو بگیریم...
‫- جلو نیا، کنی.

54
00:05:16,899 --> 00:05:19,018
‫ممکنه ستون فقراتش آسیب دیده باشه.
‫نمی‌تونیم تکونش بدیم.

55
00:05:19,068 --> 00:05:21,229
‫خودم قاب رو برمی‌دارم. خیلی‌خب.

56
00:05:21,279 --> 00:05:23,439
‫- نه. نه.
‫- خیلی‌خب.

57
00:05:23,489 --> 00:05:25,650
‫داری روی من می‌ندازی.
‫داری روی من می‌ندازی.

58
00:05:25,700 --> 00:05:27,277
‫حرف نزن، تام.

59
00:05:27,327 --> 00:05:30,113
‫ممکنه ریه‌هات سوراخ شده باشه.
‫- خیلی‌خب. وایسا. آماده‌ای؟

60
00:05:30,163 --> 00:05:32,248
‫یک، دو، سه.

61
00:05:33,124 --> 00:05:35,326
‫- سیاتیکم. لعنتی.
‫- رزماری بیچاره.

62
00:05:35,376 --> 00:05:36,586
‫- نه.
‫- چی؟

63
00:05:43,426 --> 00:05:44,427
‫ممنون کنی.

64
00:05:45,970 --> 00:05:47,472
‫تام، انگشتش.

65
00:05:48,056 --> 00:05:50,508
‫نگاه کن، تام. انگشت نداره.

66
00:05:50,558 --> 00:05:51,884
‫چی؟

67
00:05:51,934 --> 00:05:53,102
‫فرانسیس وارن.

68
00:05:53,644 --> 00:05:56,356
‫برادرش از روی انگشت حلقه‌اش رد شده بود.
‫توی دفتر سارا وارن اومده.

69
00:05:59,400 --> 00:06:02,186
‫زنِ توی نقاشی، فرانسیس فیشر،

70
00:06:02,236 --> 00:06:04,405
‫وقتی بچه بود به شکل مرموزی
‫توی ساحل پیدا شد.

71
00:06:05,031 --> 00:06:07,066
‫این فرانسیس وارنه.

72
00:06:07,116 --> 00:06:10,036
‫واسه همین دودمانِ ریچارد وارن
‫با اون تموم نشد.

73
00:06:10,745 --> 00:06:12,288
‫چون دخترش زنده بود.

74
00:06:20,755 --> 00:06:21,756
‫تام؟

75
00:06:34,435 --> 00:06:36,396
‫تام، گوش میدی؟

76
00:06:46,364 --> 00:06:49,158
‫اگه اون فرانسیس وارن باشه،

77
00:06:49,659 --> 00:06:53,413
‫باید بیشتر از چهارصد سال
‫تبار خانوادگی رو بررسی کرد.

78
00:06:54,247 --> 00:06:57,125
‫رزماری به احتمال زیاد
‫شجره‌نامه بارنابس رو داره.

79
00:07:00,837 --> 00:07:03,047
‫و بعدش چی؟ اون‌ها رو به صف کنیم؟

80
00:07:26,112 --> 00:07:27,238
‫لافتیس هستم.

81
00:07:29,866 --> 00:07:30,908
‫آژیر رو فعال کن.

82
00:07:53,306 --> 00:07:57,768
‫کشتی نمیاد، و حتی اگه می‌اومد
‫من سوار نمی‌شدم.

83
00:07:58,978 --> 00:08:00,263
‫میشه لطفا برگردیم خونه؟

84
00:08:00,313 --> 00:08:03,858
‫نه گوش کن، کشتی‌ها
‫همیشه توی طوفان کار می‌کنن.

85
00:08:14,619 --> 00:08:15,620
‫بشیر،

86
00:08:16,746 --> 00:08:17,788
‫منو ببر خونه.

87
00:08:20,124 --> 00:08:21,709
‫باید یه چیز دیگه رو امتحان کنم.

88
00:08:22,376 --> 00:08:23,377
‫باشه؟ خیلی‌خب.

89
00:08:29,342 --> 00:08:30,343
‫وایستید...

90
00:08:58,454 --> 00:09:00,706
‫خب، برنامه چیه؟

91
00:09:01,207 --> 00:09:02,833
‫از این جزیره گورمو گم می‌کنم.

92
00:09:03,751 --> 00:09:05,169
‫کار با قایق رو بلدم.

93
00:09:06,170 --> 00:09:07,797
‫تا سرزمین اصلی ۶۵ کیلومتره.

94
00:09:08,464 --> 00:09:11,968
‫اگه باکِ قایق رو پر کنی
‫نهایت ۲۵ کیلومتر بره.

95
00:09:12,969 --> 00:09:16,589
‫و اگه به‌نوعی بتونی دوباره سوخت بزنی

96
00:09:16,639 --> 00:09:20,643
‫اونم وسط این طوفان،
‫امواج دریا قایق رو واژگون می‌کنه.

97
00:09:21,769 --> 00:09:23,312
‫نمی‌تونم بچه‌مو اینجا بدنیا بیارم.

98
00:09:25,982 --> 00:09:27,149
‫درک می‌کنم اما...

99
00:09:27,984 --> 00:09:30,269
‫اون قایق رو با یه قایقِ دیگه آوردن.

100
00:09:30,319 --> 00:09:32,613
‫با اون نمی‌تونی به سرزمین اصلی بری.

101
00:10:00,057 --> 00:10:01,475
‫بهش چی گفتی؟

102
00:10:05,396 --> 00:10:06,397
‫هیچی.

103
00:10:08,190 --> 00:10:09,609
‫نمی‌تونم همه‌چی رو بهش بگم.

104
00:10:14,905 --> 00:10:17,617
‫ساکنین و بازدید کنندگان ویدوز بی توجه کنید.

105
00:10:18,200 --> 00:10:22,071
‫بنا به دستور شهردار، اعلامیه هشدار طوفان
‫به‌صورت اجباری صادر شده است

106
00:10:22,121 --> 00:10:24,665
‫فورا خود را به پناهگاه برسانید.

107
00:10:25,583 --> 00:10:28,336
‫ساکنین و بازدید کنندگان ویدوز بی توجه کنید.

108
00:11:12,797 --> 00:11:13,831
‫ببخشید.

109
00:11:13,881 --> 00:11:16,000
‫خیلی‌خب، به سمتِ صدای من بیاید.

110
00:11:16,050 --> 00:11:18,803
‫به سمت چپ. به طبقه پایین برید.

111
00:11:19,345 --> 00:11:22,006
‫به اولین نوریستر خوش آمدید.

112
00:11:22,056 --> 00:11:26,352
‫بعد از این ماجرا، یکی از ما میشید.
‫یه نیوانگلندیِ واقعی.

113
00:11:26,977 --> 00:11:30,640
‫شنیدم... شنیدم طوفان
‫مارتاز وین‌یارد رو داغون کرده.

114
00:11:30,690 --> 00:11:33,859
‫هزینه امشب اقامتگاه‌هاتون
‫به شما پس داده میشه.

115
00:11:34,735 --> 00:11:35,945
‫پول‌شون رو خرج کردم.

116
00:11:36,529 --> 00:11:37,530
‫باشه.

117
00:11:40,866 --> 00:11:41,867
‫بیا.

118
00:11:45,621 --> 00:11:48,741
‫می‌دونم، می‌دونم. فقط... می‌خواستم
‫مطمئن بشم پی‌جی و بقیه هم میان.

119
00:11:48,791 --> 00:11:51,661
‫گوش کن، می‌دونم این روال رو همیشه داریم.

120
00:11:51,711 --> 00:11:52,870
‫امروز، خواهش می‌کنم...

121
00:11:52,920 --> 00:11:54,705
‫- جایی نمیرم.
‫- میشه... باشه.

122
00:11:54,755 --> 00:11:55,998
‫- قول میدم.
‫- خیلی‌خب، خوبه.

123
00:11:56,048 --> 00:11:59,627
‫و هر وقت گفتی، می‌تونیم
‫بازی رد ساکس رو ببینیم.

124
00:11:59,677 --> 00:12:01,846
‫خب، هنوز نصفِ فصل مونده، پس...

125
00:12:05,099 --> 00:12:06,509
‫دوستت دارم رفیق.

126
00:12:06,559 --> 00:12:07,968
‫خیلی‌خب، برو پایین.

127
00:12:08,018 --> 00:12:09,019
‫باشه.

128
00:12:11,147 --> 00:12:12,606
‫یه مشکلی داریم.

129
00:12:13,524 --> 00:12:14,942
‫ژنراتور از کار افتاده.

130
00:12:15,651 --> 00:12:19,146
‫چراغ‌‌های اضطراری با باتری کار می‌کنه.
‫نیم ساعت دووم میاره،

131
00:12:19,196 --> 00:12:21,107
‫بعد پناهگاه رو تاریکی مطلق فرا می‌گیره.

132
00:12:21,157 --> 00:12:22,650
‫خدای من.

133
00:12:22,700 --> 00:12:24,610
‫برق تمام جزیره دچار نوسان شده.

134
00:12:24,660 --> 00:12:26,987
‫طوفان باعث شده شبکه برق
‫بیشتر از توانش تحت فشار قرار بگیره.

135
00:12:27,037 --> 00:12:29,198
‫حتی تجهیزات سنگین هم دارن می‌سوزن.

136
00:12:29,248 --> 00:12:32,076
‫خب الان چیکار کنیم؟
‫واسه پناهگاه برق نیاز داریم.

137
00:12:32,126 --> 00:12:33,744
‫گرت شاید یکی دیگه داشته باشه.

138
00:12:33,794 --> 00:12:35,796
‫از همین مدل توی فانوس دریایی داره.

139
00:12:38,215 --> 00:12:39,300
‫گرت.

140
00:12:41,761 --> 00:12:44,263
‫گرت، دارم نگاه می‌کنم.
‫تو رو نمی‌بینم...

141
00:12:44,513 --> 00:12:45,931
‫خیلی‌خب، گوش کن.
‫گوش کن چی میگم.

142
00:12:45,973 --> 00:12:49,009
‫واسه ژنراتور قدیمی
‫به استارتر تو نیاز داریم.

143
00:12:49,059 --> 00:12:51,470
‫یه کلمه از حرفاتو نمی‌فهمم.

144
00:12:51,520 --> 00:12:52,805
‫چیزه...

145
00:12:52,855 --> 00:12:54,306
‫مگه تلفن نداره؟

146
00:12:54,356 --> 00:12:55,357
‫نه.

147
00:12:57,651 --> 00:12:58,686
‫گرت.

148
00:12:58,736 --> 00:13:01,605
‫آخه چطوری استارتر رو بدستت برسونم؟

149
00:13:01,655 --> 00:13:04,024
‫گرت، گرت. نمی‌شنوم...

150
00:13:04,074 --> 00:13:06,861
‫استارتر نیاز داریم.

151
00:13:06,911 --> 00:13:08,571
‫ضروریه.

152
00:13:08,621 --> 00:13:11,073
‫- میرم اونجا.
‫- تام، نباید بری بیرون.

153
00:13:11,123 --> 00:13:12,333
‫امن نیست.

154
00:13:36,607 --> 00:13:37,942
‫بذار گرمت کنم.

155
00:13:38,484 --> 00:13:39,610
‫کمکت می‌کنم.

156
00:13:40,694 --> 00:13:41,737
‫خیلی‌خب.

157
00:13:42,863 --> 00:13:43,989
‫چی شده، عزیزم؟

158
00:13:45,115 --> 00:13:46,659
‫شاید انقباضات برکستون هیکس باشه.

159
00:13:48,410 --> 00:13:49,820
‫دکتر مورگان طبقه پایینه.

160
00:13:49,870 --> 00:13:51,413
‫- بیا یه جای راحت واست آماده کنم.
‫- باشه.

161
00:14:40,462 --> 00:14:42,673
‫باید یاد بگیری در بزنی، گاوچرون.

162
00:14:42,965 --> 00:14:44,967
‫تو این جزیره، قانون دفاع از خونه
‫به نفع صاحبخونه‌ست.

163
00:14:45,926 --> 00:14:48,504
‫آدم باورش نمیشه تا زمان پدرم

164
00:14:48,554 --> 00:14:51,390
‫با چربی نهنگ ارتزاق می‌کردن.

165
00:14:52,057 --> 00:14:54,268
‫صیادِ نهنگ، ملوان، اون‌ها...

166
00:14:54,977 --> 00:14:57,563
‫بابام می‌گفت مالک اینجا بودن.

167
00:14:58,856 --> 00:15:00,065
‫ماجرا چیه، ویک؟

168
00:15:16,832 --> 00:15:18,751
‫ازت می‌خوام واسم یه کاری کنی.

169
00:16:31,240 --> 00:16:32,324
‫گرت!

170
00:16:36,662 --> 00:16:37,746
‫گرت!

171
00:16:40,082 --> 00:16:41,125
‫لعنتی!

172
00:16:43,752 --> 00:16:46,880
‫« مورد اضطراری »
‫« شهرداری به من نیاز داره »

173
00:16:47,256 --> 00:16:49,425
‫نه. نه!

174
00:16:51,760 --> 00:16:52,761
‫لعنتی.

175
00:17:03,355 --> 00:17:04,356
‫گرت؟

176
00:17:06,817 --> 00:17:09,445
‫خدا لعنتت کنه، گرت،
‫من اومدم استارتر رو بگیرم.

177
00:17:12,531 --> 00:17:14,483
‫اوه! خدا رو شکر!

178
00:17:14,533 --> 00:17:16,402
‫- الان اینو برمی‌گردونم.
‫- چی؟ نه، نه، نه!

179
00:17:16,452 --> 00:17:18,404
‫نه، همون‌جا بمون، تکون نخور!
‫من میام پیشِ تو!

180
00:17:18,454 --> 00:17:21,115
‫من برمی‌گردم! برمی‌گردم!

181
00:17:21,165 --> 00:17:22,750
‫دِیل، جلوشو بگیر!

182
00:17:45,939 --> 00:17:46,982
‫لعنتی. نه!

183
00:17:48,067 --> 00:17:50,027
‫نه، نه! گرت!

184
00:17:50,527 --> 00:17:51,528
‫نه.

185
00:17:52,196 --> 00:17:53,939
‫گرت، برو!

186
00:17:53,989 --> 00:17:56,658
‫برو، برو، برو، برو، برو!

187
00:17:57,201 --> 00:17:59,528
‫برو داخل! برو داخل!

188
00:17:59,578 --> 00:18:01,905
‫هی، ویک! هی، هی، ویک!

189
00:18:01,955 --> 00:18:03,957
‫- راهنما؟
‫- ویک!

190
00:18:04,458 --> 00:18:05,784
‫بیا تو

191
00:18:05,834 --> 00:18:07,953
‫- کمکم کن!
‫- نه، نه، نه! بیا تو!

192
00:18:08,003 --> 00:18:09,046
‫نه، نه، بجنب!

193
00:18:10,130 --> 00:18:11,290
‫کمکم کن رفیق!

194
00:18:11,340 --> 00:18:12,916
‫نه، نه! ولش کن، ولش کن!

195
00:18:12,966 --> 00:18:15,552
‫- لازم‌شون دارم!
‫- بیا داخل!

196
00:18:18,847 --> 00:18:20,766
‫بیا داخل! فورا بیا تو!

197
00:18:21,642 --> 00:18:22,726
‫ویک!

198
00:19:00,305 --> 00:19:01,757
‫هیچ‌کس از پناهگاه خارج نمیشه.

199
00:19:01,807 --> 00:19:03,759
‫فهمیدی؟
‫تحت هیچ شرایطی، کسی خارج نمیشه.

200
00:19:03,809 --> 00:19:06,011
‫روث اینجا نیست.

201
00:19:06,061 --> 00:19:07,346
‫خونه‌ست.

202
00:19:07,396 --> 00:19:08,430
‫تنها.

203
00:19:08,480 --> 00:19:11,475
‫خیلی‌خب، باشه، یه راهی پیدا می‌کنم.

204
00:19:11,525 --> 00:19:13,026
‫تنها رهاش نمی‌کنیم.

205
00:19:20,993 --> 00:19:21,994
‫لافتیس.

206
00:19:27,291 --> 00:19:29,209
‫یه چیزی هست که باید هر دو ببینید.

207
00:19:40,888 --> 00:19:42,097
‫این چیه؟

208
00:19:43,140 --> 00:19:44,850
‫بهش گفتم شجره‌نامه رو بررسی کنه.

209
00:19:46,518 --> 00:19:49,304
‫بگو جدی نیستی. این...

210
00:19:49,354 --> 00:19:51,348
‫- ویک، واسه این چیزا وقت نداریم.
‫- باید بدونم.

211
00:19:51,398 --> 00:19:52,774
‫چی رو بدونی، ویک؟

212
00:19:53,192 --> 00:19:58,280
‫مشخص شد از نسلِ ریچارد وارن
‫یه نفر زنده‌ست.

213
00:20:01,241 --> 00:20:02,242
‫یه نفر؟

214
00:20:03,285 --> 00:20:04,036
‫کی هست؟

215
00:20:04,077 --> 00:20:06,780
‫نه. جواب نده.
‫مهم نیست کیه.

216
00:20:06,830 --> 00:20:09,041
‫- ما...
‫- اون کیه؟

217
00:20:09,750 --> 00:20:11,451
‫- بشین.
‫- خدا لعنتت کنه، رزماری!

218
00:20:11,501 --> 00:20:13,378
‫واسه این چیزا وقت نداریم.
‫بگو اون کیه.

219
00:20:26,600 --> 00:20:28,810
‫تام، دلت نمی‌خواد بفهمی.

220
00:20:43,158 --> 00:20:44,534
‫خیلی‌خب. ببینید...

221
00:20:46,620 --> 00:20:51,033
‫وارن و همسر اولش، سیبل،
‫دو تا پسرشون رو از دست دادن

222
00:20:51,083 --> 00:20:53,085
‫وقتی به جزیره رسیدن.

223
00:20:53,669 --> 00:20:57,915
‫اما بقیه هم سرنوشت خوبی پیدا نکردن.

224
00:20:57,965 --> 00:21:01,543
‫نخیر. بد شانس بودن.
‫متاسفم، بچه‌جون.

225
00:21:01,593 --> 00:21:03,095
‫دفعه بعد شانس باهات یار باشه.

226
00:21:03,595 --> 00:21:05,931
‫خیلی‌خب، می‌خوام اینو تصور کنید.

227
00:21:06,598 --> 00:21:10,510
‫یه دختر بچه هستی
‫و انگشتت با چرخِ درشکه می‌شکنه.

228
00:21:10,560 --> 00:21:13,013
‫بعدش به خودت میای و می‌بینی بابات مُرده،

229
00:21:13,063 --> 00:21:15,891
‫و مادر خونده‌ات داره تو رو به سفر می‌بره.

230
00:21:15,941 --> 00:21:17,734
‫مقصد کجاست؟ جهنم.

231
00:21:18,402 --> 00:21:19,528
‫اسمت چیه؟

232
00:21:20,112 --> 00:21:23,115
‫فرانسیس وارن.

233
00:21:23,865 --> 00:21:25,567
‫خواهر و برادرات مُردن،

234
00:21:25,617 --> 00:21:27,819
‫اما انگشتِ خدا به آرومی
‫یه ضربه به پشت سرت میزنه،

235
00:21:27,869 --> 00:21:29,446
‫و تو رو به ساحل برمی‌گردونه.

236
00:21:29,496 --> 00:21:33,075
‫از شانس خوبت، صیادِ بارنابس تو راه برگشت
‫از صیدِ نهنگ تو رو پیدا می‌کنه،

237
00:21:33,125 --> 00:21:35,327
‫دلش واست می‌سوزه، دختر جون.

238
00:21:35,377 --> 00:21:38,130
‫بهت غذا و لباس میده، بزرگت می‌کنه.

239
00:21:38,213 --> 00:21:39,631
‫مرد ثروتمندیه.

240
00:21:40,549 --> 00:21:42,259
‫باید خوب باشه.

241
00:21:48,056 --> 00:21:49,683
‫خیلی‌خب. کجا بودم؟

242
00:21:50,642 --> 00:21:54,604
‫چند سال به جلو میریم
‫و در عنوان عنفوان جوانی قرار داری.

243
00:21:55,814 --> 00:21:56,932
‫نه، نمی‌تونم بشنوم.

244
00:21:56,982 --> 00:21:58,900
‫نمی‌شنوم.

245
00:22:01,945 --> 00:22:05,282
‫خیلی‌خب. چهارده ساله‌ات شده.

246
00:22:05,949 --> 00:22:08,076
‫بارنابس با دیدِ دیگه‌ای بهت نگاه می‌کنه.

247
00:22:08,785 --> 00:22:11,488
‫یه کاسه سوپ باله‌ی نهنگ جلوت می‌ذاره

248
00:22:11,538 --> 00:22:14,324
‫و بهت میگه از این به بعد اوضاع تغییر می‌کنه.

249
00:22:14,374 --> 00:22:18,370
‫هر روز یه برگ از تقویم می‌کنه.
‫منتظر روز موعوده و روزشماری می‌کنه.

250
00:22:18,420 --> 00:22:21,206
‫یه لباس سفید تنـت می‌کنه،
‫تو رو پیش کشیش می‌بره و اون میگه

251
00:22:21,256 --> 00:22:23,166
‫«خیلی‌خب، باشه.»
‫و الان متاهل شدی.

252
00:22:23,216 --> 00:22:25,127
‫چند سال نکبت‌بار رو تحمل می‌کنی.

253
00:22:25,177 --> 00:22:29,264
‫بارنابس میفته می‌میره،
‫تجارت نهنگ‌شو برای تو می‌ذاره

254
00:22:30,640 --> 00:22:32,017
‫و همین‌طور یه پسر هم داری.

255
00:22:32,684 --> 00:22:35,512
‫جاناتان یه پسر بچه سالمه،

256
00:22:35,562 --> 00:22:38,982
‫و وقتی بزرگ بشه، بچه‌دار میشه.

257
00:22:39,900 --> 00:22:41,401
‫پسر خوشتیپیه.

258
00:22:42,235 --> 00:22:46,648
‫خب اینجاست که کار ما سخت میشه.

259
00:22:46,698 --> 00:22:49,993
‫بچه مُرده. بچه مُرده. مجرد.

260
00:22:50,535 --> 00:22:53,580
‫سوفیای مرتد با بایرون فرکلا ازدواج می‌کنه.

261
00:22:54,289 --> 00:22:57,617
‫این جماعت شش تا بچه داشتن،

262
00:22:57,667 --> 00:23:00,579
‫و چند تا از بچه‌هاشون بازم بچه‌دار شدن،

263
00:23:00,629 --> 00:23:01,913
‫ولی می‌دونی که چی میگن،

264
00:23:01,963 --> 00:23:04,750
‫«خانواده‌ای که با همدیگه شنا کنن،
‫با همدیگه غرق میشن.»

265
00:23:04,800 --> 00:23:07,919
‫و خب، شنای افتتاحیه آغاز شد.

266
00:23:07,969 --> 00:23:09,554
‫چنین چیزی نمیگن.

267
00:23:10,972 --> 00:23:13,091
‫خب، پس نمی‌دونم دارم چی میگم

268
00:23:13,141 --> 00:23:14,768
‫و بهتره هیچی نگم.

269
00:23:20,399 --> 00:23:22,359
‫ببخشید. لطفا ادامه بده.

270
00:23:31,785 --> 00:23:33,203
‫اینجا خبر خوبی نداریم.

271
00:23:33,745 --> 00:23:36,823
‫بچه مُرده. بچه مُرده. مجرد.

272
00:23:36,873 --> 00:23:38,283
‫میشه اینطوری نگی؟

273
00:23:38,333 --> 00:23:40,127
‫خب چی بگم؟

274
00:23:40,377 --> 00:23:42,129
‫لحن گفتنـت مشکل داره.

275
00:23:42,546 --> 00:23:43,547
‫باشه.

276
00:23:43,964 --> 00:23:48,126
‫- بگذریم، دسته بعدی همه‌شون عقب‌مونده‌ان...
‫- رزماری!

277
00:23:48,176 --> 00:23:50,796
‫میشه لطفا عجله کنی؟

278
00:23:50,846 --> 00:23:51,972
‫خواهش می‌کنم.

279
00:23:53,390 --> 00:23:57,302
‫جوزفِ باایمان سه تا بچه داره.

280
00:23:57,352 --> 00:24:00,931
‫شایعه شده دو تا از خواهر و برادرا
‫با هم مشکل پیدا کردن،

281
00:24:00,981 --> 00:24:03,558
‫که این به خودشون ربط نداره
‫من کاره‌ای نیستم،

282
00:24:03,608 --> 00:24:05,235
‫مگه اینکه بچه‌دار شده باشن.

283
00:24:06,403 --> 00:24:07,938
‫و باید بگم بچه‌دار شدن.

284
00:24:07,988 --> 00:24:09,781
‫می‌تونید تصور کنید به کجا رسید.

285
00:24:10,449 --> 00:24:13,652
‫الیزابت چند تا بچه بدنیا آورد.

286
00:24:13,702 --> 00:24:15,987
‫جرمایا، ابیگل و مدورا.

287
00:24:16,037 --> 00:24:17,664
‫همه‌شون راه بی سرانجام هستن.

288
00:24:18,707 --> 00:24:21,209
‫اگه عجله نداریم،
‫می‌تونم داستان‌هاشونو تعریف کنم.

289
00:24:25,464 --> 00:24:27,582
‫فکر کنم عجله داریم.

290
00:24:27,632 --> 00:24:31,628
‫دختر الیزابت، گریس،
‫با آبراهام فیتزجرالد ازدواج می‌کنه،

291
00:24:31,678 --> 00:24:34,931
‫و دو تا دختر بدنیا میارن.
‫هورتنس نمک‌نشناس...

292
00:24:35,599 --> 00:24:37,384
‫عاقبت اون خوب نشد...

293
00:24:37,434 --> 00:24:39,594
‫و ان فیتزجرالد.

294
00:24:39,644 --> 00:24:41,346
‫اونم چندان خوش‌قیافه نبود،

295
00:24:41,396 --> 00:24:44,649
‫ولی زرنگ ‌بازی درآورد،
‫و با هزاکایا ازدواج کرد.

296
00:24:46,026 --> 00:24:51,022
‫پسرش صاحب دختری به اسم میبل شد،
‫که اون با لوتر سالیوان ازدواج کرد.

297
00:24:51,072 --> 00:24:54,201
‫و یه بچه مُرده داریم.

298
00:24:54,701 --> 00:24:58,655
‫و یه دختر که چند تا بچه‌اش مُردن.

299
00:24:58,705 --> 00:25:00,832
‫معمای قتل بی‌نظیریه.

300
00:25:01,875 --> 00:25:04,503
‫ولی بهتره ادامه بدم، چون تام میگه.

301
00:25:05,879 --> 00:25:07,672
‫کار شوهرش بود.

302
00:25:09,049 --> 00:25:12,294
‫هنری. هنری زندگی خوبی داشته
‫و آیدا گیرش میاد.

303
00:25:12,344 --> 00:25:16,089
‫آیدا و فردریک لانگ ازدواج می‌کنن
‫و کلارابل بدنیا میاد.

304
00:25:16,139 --> 00:25:17,382
‫نقاشی‌شو دیدم.

305
00:25:17,432 --> 00:25:19,384
‫فکر می‌کنه جذابه.

306
00:25:19,434 --> 00:25:22,554
‫کلارابل با بنجامین ازدواج می‌کنه
‫و ادوارد بدنیا میاد،

307
00:25:22,604 --> 00:25:23,647
‫و اونم جذاب نیست.

308
00:25:24,439 --> 00:25:26,358
‫و دوستان، به قرن بیستم رسیدیم.

309
00:25:27,692 --> 00:25:28,935
‫دو تا برادر داریم.

310
00:25:28,985 --> 00:25:31,646
‫گرنت لیوینگستون،
‫که سعی کرد زیر دریایی بسازه،

311
00:25:31,696 --> 00:25:33,240
‫می‌تونید حدس بزنید عاقبتش چی شد،

312
00:25:33,740 --> 00:25:38,111
‫و چارلز لیوینگستون با فلورنس ازدواج می‌کنه،

313
00:25:38,161 --> 00:25:43,375
‫اینجاست که
‫به آخرین نواده‌ی زنده ریچارد وارن میرسیم.

314
00:25:47,629 --> 00:25:51,383
‫و تا اونجایی که من می‌دونم،
‫از اصل و نسبش خبر ندارن.

315
00:25:52,008 --> 00:25:54,753
‫هرگز ازدواج نکرد و بچه‌دار نشد،

316
00:25:54,803 --> 00:26:00,267
‫که جای تعجب داره،
‫چون واقعا زیباست.

317
00:26:06,690 --> 00:26:07,774
‫فقط یه نفر وجود داره؟

318
00:26:09,317 --> 00:26:12,854
‫یکی از نوادگان وارن هنوز زنده‌ست؟

319
00:26:12,904 --> 00:26:14,573
‫فقط یه نفر تو دودمان‌شون زنده‌ست، و...

320
00:26:15,782 --> 00:26:17,033
‫و پیر هستن؟

321
00:26:25,750 --> 00:26:32,882
‫« روث لیوینگستون »

322
00:26:38,430 --> 00:26:40,257
‫از سلامتِ اون چی می‌دونیم؟

323
00:26:40,307 --> 00:26:42,175
‫- چرا می‌پرسی؟
‫- خودت خوب می‌دونی.

324
00:26:42,225 --> 00:26:43,476
‫اصلا فکرشم نکن.

325
00:26:44,519 --> 00:26:46,896
‫خب، چقدر دیگه عمر می‌کنه؟

326
00:26:47,772 --> 00:26:49,691
‫باورم نمیشه.

327
00:26:50,859 --> 00:26:53,403
‫این زن کیک‌های تولد ما رو می‌پزه.

328
00:26:54,696 --> 00:26:56,481
‫اجازه میده پسرت خونه‌اش بمونه.

329
00:26:56,531 --> 00:26:57,616
‫پاتریشیا...

330
00:27:00,201 --> 00:27:01,745
‫هیچ‌کس چنین چیزی رو نمی‌خواد.

331
00:27:02,829 --> 00:27:06,833
‫ولی جون صدها نفر در خطره،
‫و یکی‌شون پسر منه.

332
00:27:07,917 --> 00:27:09,419
‫اونوقت قتل رو توجیه می‌کنه؟

333
00:27:10,003 --> 00:27:12,005
‫می‌تونی اینجا بشینی
‫و هر چی می‌خوای بگی،

334
00:27:12,047 --> 00:27:14,541
‫اما روحتم خبر نداره
‫من اون بیرون چی دیدم.

335
00:27:14,591 --> 00:27:15,592
‫این...

336
00:27:18,178 --> 00:27:19,462
‫وحشتناکه.

337
00:27:19,512 --> 00:27:21,298
‫اگه قراره کاری کنیم،
‫باید فورا دست بکار بشیم.

338
00:27:21,348 --> 00:27:22,716
‫از پشت سر بهش شلیک کنیم.

339
00:27:22,766 --> 00:27:24,225
‫خدای من.

340
00:27:24,267 --> 00:27:26,469
‫- خیلی‌خب ویک، بی‌خیال.
‫- وحشیانه‌ست.

341
00:27:26,519 --> 00:27:28,980
‫داریم لطف می‌کنیم.
‫اصلا متوجه نمیشه.

342
00:27:32,025 --> 00:27:33,401
‫بهش گوش میدی؟

343
00:27:34,778 --> 00:27:36,488
‫واقعا بهش فکر می‌کنی؟

344
00:27:38,114 --> 00:27:39,574
‫تو چطور آدمی هستی؟

345
00:27:41,534 --> 00:27:42,786
‫در مورد ما چی میگه؟

346
00:27:43,912 --> 00:27:44,946
‫درباره اینجا؟

347
00:27:44,996 --> 00:27:47,574
‫می‌خوای اوان جایی بزرگ بشه
‫که همچین کاری می‌کنن؟

348
00:27:47,624 --> 00:27:49,659
‫اصلا نباید همچین جایی بزرگ بشه.

349
00:27:49,709 --> 00:27:51,127
‫مجبور نیست.

350
00:27:52,170 --> 00:27:53,755
‫وقتی اون بمیره، تموم میشه.

351
00:27:54,589 --> 00:27:55,882
‫زندگی خوبی داشته.

352
00:27:56,800 --> 00:27:58,927
‫خب، گیرم که پیر باشه، یعنی چی؟
‫تو هم پیری.

353
00:27:59,511 --> 00:28:01,755
‫اگه تو بودی، چون پیر شدی
‫حاضر بودی تو رو بکشن؟

354
00:28:01,805 --> 00:28:04,015
‫حاضر بودم خودمو اسلحه رو تو دهنم بذارم.

355
00:28:04,724 --> 00:28:06,559
‫- ببینید، اون متاهل نیست.
‫- خب؟

356
00:28:07,185 --> 00:28:09,888
‫- حرفم تموم نشده.
‫- باشه. ادامه بده.

357
00:28:09,938 --> 00:28:11,523
‫بچه‌ای هم نداره.

358
00:28:13,316 --> 00:28:14,442
‫خب...

359
00:28:15,193 --> 00:28:18,647
‫خدا رو شکر من از نوادگانش نیستم،
‫وگرنه الان گلوی منو بریده بودید.

360
00:28:18,697 --> 00:28:20,573
‫مسئله تو نیستی.

361
00:28:27,539 --> 00:28:28,665
‫میچ؟

362
00:28:29,290 --> 00:28:31,159
‫خدای من. داره میاد.

363
00:28:31,209 --> 00:28:33,620
‫- چی میاد؟
‫- داره میاد!

364
00:28:33,670 --> 00:28:35,130
‫میچ، چی داره میاد؟

365
00:28:36,047 --> 00:28:37,257
‫میچ؟ میچ؟

366
00:28:39,259 --> 00:28:40,293
‫چی شده؟

367
00:28:40,343 --> 00:28:43,380
‫نمی‌خوام بهت بگم بهت گفته بودم،
‫ولی تو پای خانواده‌ها رو به اینجا باز کردی.

368
00:28:43,430 --> 00:28:46,099
‫اینجا سیصد ساله جهنم به‌پا بوده!

369
00:28:46,808 --> 00:28:48,093
‫باید تموم بشه.

370
00:28:48,143 --> 00:28:49,427
‫سعی نکن لفتش بدی.

371
00:28:49,477 --> 00:28:52,188
‫می‌تونم سریع و بی‌درد تمومش کنم.

372
00:28:53,898 --> 00:28:55,525
‫هیچ کاری نمی‌کنی.

373
00:28:56,735 --> 00:28:57,986
‫یعنی چی؟

374
00:28:59,612 --> 00:29:00,822
‫تو می‌خوای چیکار کنی؟

375
00:29:02,822 --> 00:29:12,822
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M