
1
00:00:50.000 --> 00:00:53.500
‫[نبرد حملات قلبی]

2
00:00:53.625 --> 00:00:56.875
‫بوم! بوم! بوم! بوم!

3
00:01:05.750 --> 00:01:10.750
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

4
00:01:16.750 --> 00:01:18.625
‫وقتی سلول عشق داشت استقبال پرشوری

5
00:01:18.750 --> 00:01:20.000
‫از دهکده بابی دریافت می‌کرد،

6
00:01:20.750 --> 00:01:23.500
‫یه سلول دیگه با یکی از سلول‌های بابی روبه‌رو شد.

7
00:01:41.500 --> 00:01:42.666
‫عجب سورپرایزی.

8
00:01:45.291 --> 00:01:47.500
‫خدایا، واقعا ترسیدم.

9
00:01:48.041 --> 00:01:49.875
‫کی فکرش رو می‌کرد که یهویی بیاد؟

10
00:02:07.500 --> 00:02:08.666
‫هی! باز چیه؟

11
00:02:08.750 --> 00:02:09.791
‫اوه!

12
00:02:14.000 --> 00:02:15.375
‫خب، اینجا باید چیکار می‌کردیم؟

13
00:02:15.416 --> 00:02:16.916
‫بعدش چی بود؟

14
00:02:17.416 --> 00:02:19.666
‫صبر کن، بذار اول به خودم بزاق بمالم.

15
00:02:21.416 --> 00:02:24.291
‫درسته!
‫اول باید در رو باز کنم.

16
00:02:27.791 --> 00:02:30.291
‫سلام!
‫من زبون بابی‌ام.

17
00:02:30.416 --> 00:02:32.666
‫اوه، سلام.

18
00:02:37.500 --> 00:02:38.250
‫این واسه توئه.

19
00:02:40.166 --> 00:02:42.541
‫خوش اومدی، من زبون یومی‌ام.

20
00:02:44.666 --> 00:02:47.166
‫خیلی از آشناییت خوشحالم!

21
00:02:47.291 --> 00:02:50.291
‫روحتم خبر نداره که چقدر مشتاق دیدنت بودم.
‫بی‌شوخی میگم!

22
00:02:53.500 --> 00:02:55.041
‫عاشق این بوی نعنایی‌ام.

23
00:02:55.916 --> 00:02:58.541
‫واقعا؟
‫خب، تو بهمون شکلات دادی.

24
00:02:58.625 --> 00:03:00.500
‫اوه، جدی؟
‫بگذریم...

25
00:03:00.541 --> 00:03:02.875
‫بیا تو، خونه‌ام رو نشونت میدم.

26
00:03:02.875 --> 00:03:03.875
‫هوم، مرسی.

27
00:03:06.125 --> 00:03:07.916
‫بفرما.

28
00:03:07.916 --> 00:03:08.916
‫ممنون.

29
00:03:10.041 --> 00:03:12.541
‫واقعا جالب بود.

30
00:03:13.416 --> 00:03:17.000
‫وقتی پیش همدیگه بودیم،
‫انگار زمان وایساده بود.

31
00:03:18.291 --> 00:03:19.291
‫هی!

32
00:03:20.541 --> 00:03:22.166
‫یه گرامافونه.

33
00:03:22.291 --> 00:03:23.500
‫میشه موزیک بذارم؟

34
00:03:23.541 --> 00:03:24.916
‫آره. معلومه.

35
00:03:33.500 --> 00:03:35.000
‫چپ، راست، چپ، راست.

36
00:03:43.291 --> 00:03:47.375
‫باهم موسیقی گوش دادیم

37
00:03:52.875 --> 00:03:54.666
‫اینطوریه، درسته؟

38
00:03:56.666 --> 00:03:58.041
‫تو هم می‌خوای بیای خونه من؟

39
00:03:58.750 --> 00:04:00.250
‫حتما، دوست دارم بیام.

40
00:04:02.166 --> 00:04:05.166
‫می‌دونی، تو اولش به نظر خجالتی میومدی،

41
00:04:05.666 --> 00:04:07.375
‫ولی کارت درسته.

42
00:04:13.375 --> 00:04:14.875
‫- اوه چیه؟
‫- جریان چیه؟

43
00:04:15.500 --> 00:04:17.041
‫انگار حرفاشون داره تموم میشه.

44
00:04:17.125 --> 00:04:19.041
‫چی؟ ولی چرا اینقدر زود؟

45
00:04:19.125 --> 00:04:21.625
‫دقیقا، مگه نه؟
‫سلول یومی، از دیدنت خوشحال شدم!

46
00:04:21.666 --> 00:04:23.625
‫- بیا به زودی همدیگه رو ببینیم!
‫- نرو!

47
00:04:23.666 --> 00:04:26.000
‫نرو!

48
00:04:49.000 --> 00:04:50.000
‫بریم؟

49
00:04:55.125 --> 00:04:56.125
‫باشه.

50
00:05:32.000 --> 00:05:34.916
‫- این واسه موقعیه که توی پوکت بودم.
‫- اون ایداست؟

51
00:05:35.750 --> 00:05:36.625
‫آره، خودشه.

52
00:05:36.666 --> 00:05:39.041
‫قبلا خیلی باهاش می‌رفتم سفر.

53
00:05:43.250 --> 00:05:44.125
‫صبر کن، وایسا.

54
00:05:45.500 --> 00:05:47.000
‫قبلا موهای بلند داشتی.

55
00:05:47.500 --> 00:05:50.375
‫آره، بیشتر 20 سالگیم
‫موهام بلند بودم.

56
00:05:51.125 --> 00:05:52.375
‫به نظرم موی بلند هم خیلی بهت میاد.

57
00:05:53.875 --> 00:05:55.500
‫- واقعا؟
‫- آره.

58
00:06:00.041 --> 00:06:00.875
‫نازه.

59
00:06:04.000 --> 00:06:07.625
‫با یه کلمه حرف از بابی،
‫یه دوره به پایان رسید.

60
00:06:08.625 --> 00:06:11.250
‫حکومت کلیسای موی کوتاه به پایان رسید،

61
00:06:15.291 --> 00:06:18.250
‫و یومی تصمیم گرفت موهاش رو بلند کنه.

62
00:06:19.375 --> 00:06:22.416
‫بابت حمایتتون ممنونم!

63
00:06:22.500 --> 00:06:26.541
‫بیاین موی بلند و زیبا رو نشون بابی بدیم!

64
00:06:26.625 --> 00:06:28.000
‫[صاف و براق: سلولی که موی بلند رو رشد میده]

65
00:06:28.041 --> 00:06:30.875
‫من مسئول چرخوندن مو روی این چرخ هستم،

66
00:06:31.000 --> 00:06:33.666
‫که به پوست سر بفرستمش.

67
00:06:36.750 --> 00:06:39.500
‫ولی اونقدر سریع که می‌خوام پیش نمیره.

68
00:06:39.625 --> 00:06:43.375
‫موندم تا بهار آینده می‌تونیم به هدف‌مون
‫که موی تا شانه‌ست برسیم یا نه.

69
00:06:44.041 --> 00:06:46.291
‫نگران نباش، من کمکت می‌کنم.

70
00:06:47.375 --> 00:06:48.625
‫سلام، سلول صاف و براق!

71
00:06:50.500 --> 00:06:52.333
‫ممنون، سلول شیطون‌بلا!

72
00:06:52.333 --> 00:06:54.083
‫منم به کمکت نیاز داشتم.

73
00:06:54.125 --> 00:06:57.708
‫مطمئن نبودم که چی خوشت بیاد،
‫واسه همین یه آر19 آماده کردم.

74
00:06:57.750 --> 00:07:01.083
‫و همینطورم یه آر30!

75
00:07:01.958 --> 00:07:06.083
‫آر30؟
‫آر30 چه فرقی با آر19 داره؟

76
00:07:06.208 --> 00:07:08.625
‫البته که این یه سطح دیگه‌ست.

77
00:07:10.458 --> 00:07:13.375
‫به نظرت میشه یه نگاهی به داستان آر30 بندازم؟

78
00:07:13.458 --> 00:07:15.708
‫موندم ظرفیتش رو داری یا نه.

79
00:07:16.375 --> 00:07:17.625
‫اثر سلول شیطون‌بلا:

80
00:07:17.708 --> 00:07:23.958
‫یه داستان شیطون‌بلا تعریف کن
‫و موها 40 درصد سریع‌تر رشد می‌کنن.

81
00:07:28.625 --> 00:07:31.125
‫چرا اینطوری‌ان؟
‫امکان نداره.

82
00:07:32.250 --> 00:07:34.000
‫اگه آر30 اینه...

83
00:07:38.208 --> 00:07:40.958
‫پس معلومه که همون آر30 رو برمی‌دارم!

84
00:07:41.583 --> 00:07:42.833
‫واقعا عالی انتخاب کردی!

85
00:07:43.375 --> 00:07:48.250
‫پس حالا با من میای که وارد دنیای

86
00:07:48.333 --> 00:07:51.250
‫داستان‌های شیطون ‌بلایی بشیم؟

87
00:07:56.083 --> 00:07:58.708
‫به نظرت داری موقع بازیابی پوست چیکار می‌کنی؟

88
00:07:58.750 --> 00:07:59.958
‫یومی نیاز به خواب داره، باشه؟

89
00:08:00.583 --> 00:08:01.958
‫خوابم نمی‌بره...

90
00:08:02.583 --> 00:08:04.750
‫پس حداقل ماسک صورت بزن.

91
00:08:23.125 --> 00:08:24.000
‫اوه چیه؟

92
00:08:27.250 --> 00:08:28.125
‫برق رفت؟

93
00:08:34.458 --> 00:08:36.875
‫وای نه، این چیه؟

94
00:08:41.333 --> 00:08:42.500
‫به این زودی خوابیدی؟

95
00:08:42.583 --> 00:08:45.000
‫قرار ملاقات من تازه تموم شد
‫و دارم میرم خونه.

96
00:08:50.458 --> 00:08:51.500
‫الو؟

97
00:08:52.958 --> 00:08:55.083
‫نه، هنوز نخوابیدم.

98
00:08:56.250 --> 00:08:59.458
‫آخه برق خونه‌ام قطع شده
‫و...

99
00:09:00.208 --> 00:09:02.083
‫نمی‌دونم.
‫انگار هیچی کار نمی‌کنه.

100
00:09:02.625 --> 00:09:05.958
‫فیوز رو هم روشن و خاموش کردم.

101
00:09:08.458 --> 00:09:10.250
‫چی؟ بخاریم؟

102
00:09:12.083 --> 00:09:13.583
‫بخاریت کار می‌کنه؟

103
00:09:13.708 --> 00:09:15.833
‫اگه کار نمی‌کنه، ممکنه مشکل جدی‌ای باشه،
‫پس برو نگاه کن.

104
00:09:20.583 --> 00:09:23.333
‫فکر کنم برق بخاریم هم قطع شده.

105
00:09:24.333 --> 00:09:25.250
‫واقعا؟

106
00:09:25.333 --> 00:09:29.958
‫روشن نمیشه.
‫چیکار کنم؟

107
00:09:30.958 --> 00:09:32.458
‫الان میام دنبالت.

108
00:09:33.333 --> 00:09:35.583
‫- چی؟
‫- امشب رو خونه من بمون.

109
00:09:35.708 --> 00:09:36.500
‫[آقای یو بابی]

110
00:09:36.583 --> 00:09:37.708
‫هوا زیاد سرد میشه و نمی‌تونی بخوابی.

111
00:09:40.500 --> 00:09:41.625
‫الو؟

112
00:09:43.083 --> 00:09:44.333
‫شنیدی؟

113
00:09:44.375 --> 00:09:45.500
‫میگه بره خونه‌اش!

114
00:09:48.125 --> 00:09:51.208
‫بابی اصلا جلوی خودش رو نمی‌گیره، مگه نه؟

115
00:09:51.833 --> 00:09:53.458
‫نمی‌تونم پا به پاش پیش برم!

116
00:09:54.708 --> 00:09:56.333
‫واقعا غافلگیرم کرد.

117
00:09:56.958 --> 00:09:58.958
‫سلول شیطون‌بلا، نباز!

118
00:10:00.875 --> 00:10:03.250
‫تو یه سلول شیطون‌بلای باتجربه‌ای هستی، مگه نه؟

119
00:10:03.333 --> 00:10:07.875
‫اگه با سرعت دارن پیش میرن،
‫تو هم برق‌آسا عمل کن!

120
00:10:09.208 --> 00:10:10.583
‫الو؟

121
00:10:12.625 --> 00:10:15.083
‫بله، گوش میدم.

122
00:10:16.583 --> 00:10:18.833
‫ولی واقعا اشکالی نداره؟

123
00:10:18.958 --> 00:10:21.333
‫هوا به قدری سرده که نمی‌تونی اونجا بمونی.

124
00:10:22.458 --> 00:10:25.333
‫راست میگی، ولی بازم...

125
00:10:25.458 --> 00:10:26.708
‫تا ده دقیقه دیگه می‌رسم.

126
00:10:27.375 --> 00:10:28.375
‫بیا بیرون.

127
00:10:31.000 --> 00:10:32.083
‫باشه.

128
00:10:38.708 --> 00:10:42.333
‫[هشدار: سطح لغزنده می‌باشد]

129
00:10:50.583 --> 00:10:51.833
‫معطلت کردم؟

130
00:10:52.583 --> 00:10:54.208
‫نه، تازه رسیدم.

131
00:10:56.583 --> 00:10:57.583
‫پس بریم.

132
00:10:58.125 --> 00:10:59.333
‫باشه.

133
00:11:15.333 --> 00:11:16.333
‫خونه من طبقه‌ی 11ام هستش.

134
00:11:17.458 --> 00:11:20.583
‫وای، پس حتما منظره عالی‌ای داری.

135
00:11:24.458 --> 00:11:25.375
‫اون کیه؟

136
00:11:25.458 --> 00:11:26.958
‫نگو که اون یومیـه؟

137
00:11:27.583 --> 00:11:29.208
‫ماسک صورتش رو نکنیدم؟

138
00:11:30.208 --> 00:11:31.500
‫زده به سرت؟

139
00:11:31.583 --> 00:11:32.708
‫فوراً برش دار!

140
00:11:32.750 --> 00:11:34.083
‫اگه برش داره مشکل‌سازتر میشه!

141
00:11:34.208 --> 00:11:35.500
‫اون الان هیچ آرایشی نداره!

142
00:11:41.833 --> 00:11:43.125
‫ای وای.

143
00:11:44.083 --> 00:11:47.833
‫ای وای، یادم رفته اینا رو بردارم.

144
00:11:50.083 --> 00:11:52.208
‫اونقدر ذهنم درگیر بود که...

145
00:11:53.958 --> 00:11:58.125
‫وای خدا.
‫چرا بهم نگفتی؟

146
00:11:59.083 --> 00:12:01.833
‫فکر کردم عمداً زدیشون.

147
00:12:04.333 --> 00:12:06.333
‫نه بابا.

148
00:12:06.875 --> 00:12:08.625
‫مگه اینکه به سرم زده باشه.

149
00:12:09.333 --> 00:12:10.708
‫پس عمدی نبوده.

150
00:12:12.208 --> 00:12:13.083
‫پس باید بهت می‌گفتم.

151
00:12:30.583 --> 00:12:31.958
‫باورم نمیشه!
‫ای بابا!

152
00:12:32.500 --> 00:12:35.583
‫خیلی تاریک بود،
‫واسه همین توی آینه ندیدم!

153
00:12:35.625 --> 00:12:37.833
‫تقصیر من نیست!

154
00:12:38.750 --> 00:12:41.833
‫حداقل باید سه سال توی زندان آب خنک بخوری!

155
00:12:41.958 --> 00:12:45.875
‫سلول عشق، الان وقت این نیست که
‫به ماسک صورت گیر بدی.

156
00:12:45.958 --> 00:12:48.583
‫اون الان تو خونه بابیـه!

157
00:12:49.458 --> 00:12:52.750
‫وقتشه گذشته رو ول کنی
‫و بچسبی به آینده!

158
00:12:55.583 --> 00:12:56.375
‫عیب نداره.

159
00:12:56.583 --> 00:12:58.750
‫برق رفته بود، چیکار می‌کردم خب؟

160
00:13:00.375 --> 00:13:01.833
‫مطمئنم که بابی درک می‌کنه.

161
00:13:06.208 --> 00:13:07.083
‫بله؟

162
00:13:08.083 --> 00:13:09.375
‫لباسی آوردی که عوض کنی؟

163
00:13:10.250 --> 00:13:11.958
‫بله، آوردم.

164
00:13:12.833 --> 00:13:13.833
‫خیلی‌خب.

165
00:13:25.958 --> 00:13:27.458
‫این چیه؟

166
00:13:28.500 --> 00:13:29.875
‫اصلا عقلت سر جاشه؟

167
00:13:29.875 --> 00:13:31.250
‫پیژامه‌‌اش کجاست؟

168
00:13:31.333 --> 00:13:35.458
‫واقعا نمی‌دونستم!
‫توی اون تاریکی هیچی دیده نمی‌شد!

169
00:13:36.958 --> 00:13:39.208
‫از دست تو...!

170
00:13:44.958 --> 00:13:46.083
‫نوشیدنی میل داری؟

171
00:13:57.083 --> 00:14:00.000
‫چای سبز و آب گریپ‌فروت دارم.

172
00:14:01.250 --> 00:14:02.875
‫هرچی باشه خوبه.

173
00:14:03.958 --> 00:14:09.333
‫ولی یادم رفته پیژامه‌ام رو بیارم.

174
00:14:09.375 --> 00:14:11.500
‫خیلی تاریک بود،
‫واسه همین درست نمی‌دیدم.

175
00:14:12.125 --> 00:14:14.958
‫اوه، پس برات لباس میارم که عوض کنی.

176
00:14:25.833 --> 00:14:28.083
‫بیا، تازه شسته شده.

177
00:14:48.083 --> 00:14:51.958
‫صبر کن، چرا شلوار نداره؟

178
00:14:53.000 --> 00:14:55.833
‫سلول شیطون‌بلا، معنی این چیه؟

179
00:14:55.875 --> 00:14:58.208
‫بیخیال بابا، یعنی نمی‌فهمی؟

180
00:14:58.333 --> 00:14:59.625
‫لباس‌های بابی برای اون بزرگن،

181
00:14:59.708 --> 00:15:02.625
‫پس باید عین یه لباس زنونه بپوشتش.

182
00:15:02.708 --> 00:15:05.958
‫واقعا؟
‫اینطوریه، آره؟

183
00:15:08.625 --> 00:15:11.708
‫به حرف اون احمق گوش نده!

184
00:15:11.750 --> 00:15:14.083
‫چطور فقط می‌تونه اینو بپوشه؟

185
00:15:14.125 --> 00:15:15.458
‫اگه چیزی حالیت میشه، خفه شو!

186
00:15:15.500 --> 00:15:17.125
‫آخه مجبوری نفهم‌بازی در بیاری؟

187
00:15:26.458 --> 00:15:28.583
‫- یه خرده کوتاهه.
‫- یومی! شلوارش رو پیدا کردم.

188
00:15:40.208 --> 00:15:41.083
‫بیا، شلوارش.

189
00:15:43.583 --> 00:15:44.458
‫الان فهمیدم.

190
00:15:58.250 --> 00:15:59.708
‫خیلی خجالت‌آور بود...

191
00:16:06.833 --> 00:16:07.625
‫بله؟

192
00:16:09.083 --> 00:16:11.625
‫پیژامه خیلی راحته.

193
00:16:11.708 --> 00:16:13.083
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

194
00:16:14.500 --> 00:16:15.750
‫اوه، می‌خواستی دوش بگیری؟

195
00:16:17.333 --> 00:16:19.583
‫باورم نمیشه که اینقدر شهامت داره!

196
00:16:19.708 --> 00:16:21.833
‫پس بیاین ما هم شهامت داشته باشیم!

197
00:16:25.333 --> 00:16:26.208
‫بله.

198
00:16:36.125 --> 00:16:36.958
‫چرا...

199
00:16:37.083 --> 00:16:39.625
‫منم باید دوش بگیرم، پس...

200
00:16:40.583 --> 00:16:44.000
میتونی بعد من بری

201
00:16:47.583 --> 00:16:48.875
‫صبر کن...

202
00:16:53.375 --> 00:16:54.625
‫این خیلی یهوییه و...

203
00:16:54.708 --> 00:16:56.208
‫صبر کن.

204
00:17:00.458 --> 00:17:02.625
‫این شامپوئه، این نرم کننده‌ست،

205
00:17:02.708 --> 00:17:04.958
‫و این ژل حمومه.

206
00:17:10.250 --> 00:17:14.125
‫شامپو، نرم کننده، ژل حموم.

207
00:17:15.375 --> 00:17:16.208
‫فهمیدم.

208
00:17:17.958 --> 00:17:19.958
‫پس می‌ذارم دوشِت رو بگیری.

209
00:17:20.000 --> 00:17:21.125
‫باشه.

210
00:17:29.958 --> 00:17:33.000
‫چطور ممکنه اینقدر تخیلت بد باشه؟

211
00:17:33.083 --> 00:17:34.333
‫من بیگناهم!

212
00:17:34.375 --> 00:17:37.000
‫سلول شیطون‌بلا ازم خواسته بود اینطوری بنویسمش.

213
00:17:44.083 --> 00:17:44.875
‫آب به قدر کافی گرم بود؟

214
00:17:44.958 --> 00:17:46.333
‫بله.

215
00:17:50.750 --> 00:17:51.750
‫بیا، یکم بخور.

216
00:17:57.208 --> 00:17:59.333
‫منم میرم دوش بگیرم.

217
00:17:59.375 --> 00:18:00.708
‫باشه.

218
00:18:04.083 --> 00:18:06.333
‫راستی، ممکنه یکم طولش بدم.

219
00:18:07.708 --> 00:18:09.333
‫مشکلی نیست.
‫نمی‌خواد عجله به خرج بدی.

220
00:18:10.250 --> 00:18:11.958
‫تا میای می‌شینم تلویزیون تماشا می‌کنم.

221
00:20:13.583 --> 00:20:16.958
‫اون یکی از رمانتیک‌ترین شب‌هایی بود که یادمه.

222
00:20:33.458 --> 00:20:38.875
‫چون واقعا می‌تونستم حس کنم که
‫یکی دوستم داره.

223
00:21:09.208 --> 00:21:10.208
‫وقتی تازه داری شروع می‌کنی،

224
00:21:10.250 --> 00:21:12.250
‫من عاشقی رو اینطوری تعریف می‌کنم.

225
00:21:13.583 --> 00:21:16.333
‫روابط عاشقانه مثل نبرد حملات قلبی می‌مونن.

226
00:21:23.750 --> 00:21:25.708
‫فردا صبحش بیدار بشی
‫و ببینی که عشقت

227
00:21:25.833 --> 00:21:28.083
‫زیر سرت بالش گذاشته و روت پتو انداخته،
‫و...

228
00:21:32.875 --> 00:21:34.958
‫به قلب یومی حمله شده!

229
00:21:35.000 --> 00:21:37.083
‫باز چیه؟
‫تازه اینوقت صبح؟

230
00:21:41.125 --> 00:21:42.458
‫از دست اون بابی...

231
00:21:42.458 --> 00:21:43.708
‫همین که بیدار شده،

232
00:21:43.750 --> 00:21:45.833
‫قلبش رو به لرزه در آورده، آره؟

233
00:21:47.458 --> 00:21:49.750
‫خب، اینم از یه صبح بخیر از طرف یومی!

234
00:21:50.333 --> 00:21:55.458
‫صبر کن!
‫نمی‌دونیم که چشم‌های یومی خوابالودن یا نه.

235
00:21:56.833 --> 00:21:58.625
‫بهتره اول صورتش رو بشوره.

236
00:22:01.708 --> 00:22:03.208
‫هی، هی! بابی بیدار شد.

237
00:22:03.333 --> 00:22:04.833
‫بازم نه!

238
00:22:04.875 --> 00:22:07.500
‫وقت نداره که صورتش رو بشوره،
‫همین الان برو!

239
00:22:12.375 --> 00:22:13.750
‫خوب خوابیدی؟

240
00:22:19.333 --> 00:22:20.333
‫حمله قلبی!

241
00:22:20.375 --> 00:22:22.625
‫سر صبحی چه خبر شده؟

242
00:22:23.375 --> 00:22:26.583
‫هی بچه‌ها، بیدار شین!
‫قلب بابی دزدیده شده.

243
00:22:27.375 --> 00:22:28.625
‫چی؟

244
00:22:28.708 --> 00:22:30.333
‫ولی ما که تازه بیدار شدیم.

245
00:22:30.875 --> 00:22:32.708
‫باید یه چیزی رو هم نشونش بدیم.

246
00:22:38.708 --> 00:22:39.708
‫تو خوب خوابیدی؟

247
00:22:40.458 --> 00:22:43.333
‫یادم نمیاد

248
00:22:44.458 --> 00:22:46.500
‫می‌خواستم بهت بگم بری روی تخت بخوابی،

249
00:22:46.583 --> 00:22:48.083
‫ولی دیگه خوابت برده بود.

250
00:22:48.833 --> 00:22:50.083
‫منم گذاشتم بخوابی.

251
00:22:52.208 --> 00:22:53.625
‫ولی اذیت نشدی؟

252
00:22:55.083 --> 00:22:56.833
‫نه، حتی یه بار هم بیدار نشدم.

253
00:22:58.750 --> 00:22:59.750
‫لابد گرسنته، درسته؟

254
00:23:00.958 --> 00:23:02.083
‫برات صبحونه درست می‌کنم.

255
00:23:09.458 --> 00:23:11.583
‫ولی سلول گشنه حتی بیدار نبوده...

256
00:23:11.583 --> 00:23:13.708
‫این زیادیه!

257
00:23:20.708 --> 00:23:23.083
‫چون معده‌اش خالی بوده
‫حمله دو برابر سنگین بود.

258
00:23:23.625 --> 00:23:26.875
‫ما فقط گرفتیم خوابیدیم
‫و حالا دنبال چی هستی؟

259
00:23:28.958 --> 00:23:30.875
‫مگه ما فقط دنبال خواب بودیم

260
00:23:30.958 --> 00:23:31.958
‫مگه یومی اومده اردوی مدرسه؟

261
00:23:32.000 --> 00:23:35.083
‫باید منو بیدار می‌کردی.
‫چرا بیدارم نکردی؟

262
00:23:35.125 --> 00:23:38.333
‫خواب رو بذار واسه وقتی که مُرد، فهمیدی؟

263
00:23:53.958 --> 00:23:55.458
‫باید بیدارم می‌کردی.

264
00:23:59.250 --> 00:24:01.958
‫فکرش رو کردم
‫ولی خیلی خوب خوابیده بودی.

265
00:24:07.750 --> 00:24:10.083
نباید طولش میدادم

266
00:24:14.958 --> 00:24:15.958
‫اون خیلی جالبه!

267
00:24:17.458 --> 00:24:20.125
دفعه بعد طولش نمیدم

268
00:24:24.583 --> 00:24:27.458
‫یومی، 30 دقیقه خوبه؟

269
00:24:27.583 --> 00:24:28.708
‫همینقدر کافیه که آماده بشی؟

270
00:24:29.458 --> 00:24:33.708
‫آره، ولی اگه بخاطر من دیرت بشه چی؟

271
00:24:33.750 --> 00:24:35.125
‫بهتره تو زودتر بری.

272
00:24:35.208 --> 00:24:36.583
‫عیب نداره.

273
00:24:36.708 --> 00:24:38.000
‫در اون صورت با همدیگه دیرمون میشه.

274
00:24:41.333 --> 00:24:42.458
‫بیا بریم.

275
00:24:42.583 --> 00:24:43.708
‫صبر کن.

276
00:24:45.750 --> 00:24:46.750
‫کراواتت کجه.

277
00:24:58.333 --> 00:25:01.083
‫وای نه، یه حمله دیگه!

278
00:25:03.333 --> 00:25:04.875
‫بریم.

279
00:25:08.333 --> 00:25:11.625
‫حالا که باید بریم سر کار...

280
00:25:13.208 --> 00:25:14.708
‫بذار آخری رو پرتاب کنم.

281
00:25:24.708 --> 00:25:26.958
‫پس می‌تونم دیگه خانم کیم صدات نکنم؟

282
00:25:27.708 --> 00:25:28.583
‫چی؟

283
00:25:29.750 --> 00:25:31.208
‫و یه جور دیگه صدات کنم.

284
00:25:32.250 --> 00:25:34.000
‫مگه می‌خوای چی صدام کنی؟

285
00:25:34.083 --> 00:25:35.583
‫[یومی]

286
00:25:38.583 --> 00:25:39.375
‫یومی.

287
00:25:44.208 --> 00:25:46.583
‫[یومی]

288
00:26:05.708 --> 00:26:08.333
‫واقعا هم روابط عاطفی
‫مثل نبرد حملات قلبی می‌مونن.

289
00:26:12.833 --> 00:26:16.958
‫[یه چیز باحال]

290
00:26:17.708 --> 00:26:22.833
‫بعضی اوقات، یه ارتباط عاطفی جدید
‫در زندگی مثل یه نقطه عطف می‌مونه.

291
00:26:31.583 --> 00:26:33.208
‫به عنوان مثال، روزی که برای اولین بار
‫بهم ابراز علاقه کردیم...

292
00:26:36.583 --> 00:26:38.375
‫اینجا کجاست؟

293
00:26:38.375 --> 00:26:40.250
‫واقعا قشنگه.

294
00:26:40.958 --> 00:26:41.833
‫فکر می‌کردم خوشت بیاد،

295
00:26:41.958 --> 00:26:43.708
‫واسه همین همیشه دلم می‌‍خواست
‫بیارمت اینجا.

296
00:26:53.083 --> 00:26:55.708
‫اینجا واقعا قشنگه.
‫واقعا!

297
00:26:57.208 --> 00:26:59.583
‫- خیلی قشنگه.
‫- نوشیدنی میل داری؟

298
00:27:00.958 --> 00:27:02.708
‫- آره.
‫- از این طرف.

299
00:27:07.708 --> 00:27:10.958
‫وای، پس این یه کافه کتابه که
‫به دست یه ناشر اداره میشه.

300
00:27:11.083 --> 00:27:13.208
‫تعجبی هم نداره که کلی کتاب اینجاست.

301
00:27:14.083 --> 00:27:16.708
‫راستش من درخواست کار کردن در اینجا رو دادم.

302
00:27:17.708 --> 00:27:18.708
‫تو یه شرکت نشریه؟

303
00:27:19.583 --> 00:27:20.708
‫چون خیلی عاشق کتابم.

304
00:27:21.833 --> 00:27:25.083
‫از اونجایی که خودم هیچ استعدادی
‫توی نوشتن ندارم،

305
00:27:25.208 --> 00:27:27.583
‫گفتم اون موقع دیگه کتاب خوب نشر میدم.

306
00:27:29.333 --> 00:27:31.833
‫این شرکت نشریه جایی بود که
‫دلم می‌خواست کار کنم.

307
00:27:32.958 --> 00:27:37.458
‫مطمئن بودم که مصاحبه کاریم خوب پیش رفت،
‫ولی قبولم نکردن.

308
00:27:38.083 --> 00:27:40.083
‫- چرا؟
‫- کی می‌دونه؟

309
00:27:40.833 --> 00:27:44.083
‫بنابراین در انتخاب دومم کار کردم.
‫تولیدی نودل ده‌هان.

310
00:27:47.833 --> 00:27:50.958
‫تو کافه کتابی که بابی ما رو برد
‫یه گفتگویی کردیم و...

311
00:27:52.208 --> 00:27:54.208
‫یه رقابت نویسندگی؟

312
00:27:54.208 --> 00:27:56.208
‫آره، با خودم فکر کردم که شرکت کنم.

313
00:27:56.333 --> 00:27:57.083
‫خب؟

314
00:27:58.208 --> 00:28:00.208
‫درنهایت بدون ثبت کردن چیزی
‫منصرف شدم.

315
00:28:00.833 --> 00:28:02.333
‫من سر نوشتن خیلی اعتماد به نفس دارم،
‫ولی وقتی موقع نوشتن چیزی

316
00:28:02.833 --> 00:28:05.333
‫برای ثبت کردن رسید،
‫یه خط هم نتونستم بنویسم.

317
00:28:06.083 --> 00:28:07.083
‫چرا انجامش ندادی؟

318
00:28:07.583 --> 00:28:10.125
‫مطمئنم تا الان جایزه‌ای برنده می‌شدی.

319
00:28:10.958 --> 00:28:12.458
‫اون موقع، من...

320
00:28:16.208 --> 00:28:17.458
‫حق با توئه.

321
00:28:18.458 --> 00:28:21.208
‫اگه به خودم جرات می‌دادم،
‫به تیم حسابداری

322
00:28:21.333 --> 00:28:23.208
‫که واقعا کار موردعلاقه‌ام نیست،
‫ملحق نمی‌شدم.

323
00:28:24.583 --> 00:28:27.208
‫پس به جای دستیار مدیر، کیم یومی

324
00:28:27.208 --> 00:28:28.333
‫نویسنده کیم یومی می‌شدی.

325
00:28:28.458 --> 00:28:29.958
‫اوه، دست بردار.

326
00:28:32.208 --> 00:28:36.833
‫ولی اون موقع، فکر می‌کردم
‫اگه سریعا شغلی پیدا نکنم،

327
00:28:36.833 --> 00:28:38.458
‫دنیا به آخر می‌رسه.

328
00:28:40.458 --> 00:28:42.958
‫بعداً که بهش فکر می‌کنی،
‫واقعا چیز خاصی نیست، مگه نه؟

329
00:28:43.583 --> 00:28:44.583
‫درسته.

330
00:28:47.458 --> 00:28:50.333
‫یهویی، احساسات غیرقابل توصیفی داشتیم.

331
00:29:04.083 --> 00:29:04.958
‫چیه؟

332
00:29:07.833 --> 00:29:10.958
‫بیا بیشتر بیایم اینجا.

333
00:29:12.833 --> 00:29:14.083
‫دیدی، می‌دونستم که خوشت میاد.

334
00:29:22.833 --> 00:29:23.833
‫این به نظر جالب میاد.

335
00:29:44.958 --> 00:29:48.208
‫[نهمین مسابقه رمان اینترنتی]

336
00:30:01.708 --> 00:30:04.583
‫بعضی اوقات یه ارتباط عاطفی جدید

337
00:30:04.583 --> 00:30:07.375
‫یومی رو به مسیر کاملا متفاوتی هدایت می‌کنه.

338
00:30:14.208 --> 00:30:17.208
‫- یومی!
‫- بابا!

339
00:30:21.583 --> 00:30:22.833
‫خب، سوار شو.

340
00:30:24.833 --> 00:30:27.083
‫[ابزارفروشی یومی]

341
00:30:27.083 --> 00:30:30.333
‫عزیزم! یومی اومده.
‫یومی اومده!

342
00:30:30.333 --> 00:30:31.458
‫عزیزم، یومی اومده!

343
00:30:31.458 --> 00:30:32.833
‫مامان، من اومدم.

344
00:30:32.958 --> 00:30:34.083
‫آره، بیا بشین.

345
00:30:34.833 --> 00:30:35.833
‫برو بشین.

346
00:30:37.083 --> 00:30:39.958
‫خدای من، این همه غذا واسه چیه؟

347
00:30:40.083 --> 00:30:41.708
‫عزیزم، بخاری رو بیار نزدیک یومی.

348
00:30:41.708 --> 00:30:43.833
‫- آره! بخاری، بخاری...
‫- ولی من رژیم گرفتم!

349
00:30:43.958 --> 00:30:46.833
‫هی، اگه زیاد رژیم بگیری
‫ممکنه بمیری.

350
00:30:47.458 --> 00:30:48.583
‫بفرما.

351
00:30:49.333 --> 00:30:51.208
‫تا هنوز داغه بخور.

352
00:30:51.208 --> 00:30:52.583
‫مامان، خدایی توی رژیمم!

353
00:30:52.583 --> 00:30:53.583
‫فردا دوباره رژیمت رو شروع کن.

354
00:30:55.458 --> 00:30:56.458
‫بخور دیگه!

355
00:30:56.458 --> 00:30:57.708
‫هی، آروم.

356
00:30:59.208 --> 00:31:00.458
‫داغه.

357
00:31:04.083 --> 00:31:05.583
‫خیلی خوشمزه‌ست؟

358
00:31:06.333 --> 00:31:07.208
‫آره؟

359
00:31:07.333 --> 00:31:08.833
‫خورد و خوراکت خوب بوده؟

360
00:31:09.583 --> 00:31:10.958
‫یومی!

361
00:31:13.833 --> 00:31:16.708
‫بابا، این دفعه دیگه چیه؟
‫نگو که...

362
00:31:18.583 --> 00:31:20.708
‫همونیه که دوست داری،
‫نون بخارپز!

363
00:31:22.333 --> 00:31:23.958
‫تو رو خدا...

364
00:31:23.958 --> 00:31:26.583
‫مامان و بابا، اگه همینطوری این بلا رو سرم بیارین...

365
00:31:28.208 --> 00:31:29.958
‫آخر سر همه‌شون رو می‌خورم!

366
00:31:34.958 --> 00:31:35.958
‫- چطوره؟
‫- خوشمزه‌ست!

367
00:31:37.083 --> 00:31:38.083
‫خوشمزه‌ست؟

368
00:31:39.333 --> 00:31:40.833
‫بدون نون بخارپز که زمستون معنایی نداره.

369
00:31:40.958 --> 00:31:42.333
‫همش رو بخور.

370
00:31:42.333 --> 00:31:44.208
‫- این نون بخارپزها محشرن.
‫- بازم بخور.

371
00:31:54.083 --> 00:31:55.333
‫[مدرک رسمی]

372
00:31:55.333 --> 00:31:56.958
‫[جایزه انضباط عالی]

373
00:32:06.208 --> 00:32:09.708
‫مورد اضطراری داریم!
‫انگار مامان می‌خواد سر گفتگویی رو باز کنه!

374
00:32:11.958 --> 00:32:13.958
‫چرا اونو با خودت نیاوردی؟

375
00:32:14.583 --> 00:32:15.583
‫"اون"؟

376
00:32:16.833 --> 00:32:17.708
‫دقیقا منظورت کیه؟

377
00:32:17.833 --> 00:32:21.583
‫پسری که باهاش در ارتباطی.
‫اسمش اوگی بود یا بوگی؟

378
00:32:22.958 --> 00:32:24.208
‫اوگی؟

379
00:32:24.333 --> 00:32:25.708
‫نترسین.

380
00:32:25.708 --> 00:32:27.083
‫منظورش اوگی توی شرکتش نیست،

381
00:32:27.208 --> 00:32:29.458
‫بلکه عشق سابقِ سابقش اوگیه.

382
00:32:29.583 --> 00:32:31.083
‫چون اطلاعات روابط عاطفی‌ای که
‫براش فراهم کردیم...

383
00:32:31.208 --> 00:32:32.583
‫واقعا قدیمیه.

384
00:32:36.083 --> 00:32:37.708
‫اوگی؟
‫اون که واسه خیلی وقت پیش بود.

385
00:32:37.833 --> 00:32:40.458
‫بیشتر از پنج ساله که از هم جدا شدیم.

386
00:32:40.583 --> 00:32:43.458
‫بیخیال، مگه شما پارسال باهم سفر هم نرفتین؟

387
00:32:44.708 --> 00:32:45.708
‫سفر؟

388
00:32:45.708 --> 00:32:47.208
‫[اوگی - وونگ]

389
00:32:48.333 --> 00:32:50.333
‫تعجبی هم نداره که مامان گیج شده.

390
00:32:52.958 --> 00:32:55.333
‫اون وونگ بود.

391
00:32:55.458 --> 00:32:57.333
‫اوه، درسته!
‫اسمش وونگ بود.

392
00:32:58.083 --> 00:33:01.208
‫خب بعضی وقت‌ها بیارش،
‫حالا اسمش هرچی که هست.

393
00:33:04.708 --> 00:33:05.708
‫از همدیگه جدا شدیم.

394
00:33:09.458 --> 00:33:10.458
‫ولی...

395
00:33:11.833 --> 00:33:13.708
‫تازه دیدم که داشتی تلفنی با یکی حرف می‌زدی.

396
00:33:13.708 --> 00:33:15.333
‫مگه با اون حرف نمی‌زدی؟

397
00:33:17.083 --> 00:33:18.083
‫سالم رسیدم.

398
00:33:19.208 --> 00:33:21.708
‫نه، بابام اومد دنبالم.

399
00:33:22.958 --> 00:33:23.958
‫آره.

400
00:33:24.458 --> 00:33:26.583
‫[کیم من‌سیک، هوانگ یونگ‌سیم]

401
00:33:31.583 --> 00:33:34.708
‫نه، اون یکی دیگه‌ست.

402
00:33:34.833 --> 00:33:36.083
‫یکی دیگه؟

403
00:33:37.208 --> 00:33:39.833
‫- یه نفر دیگه هست؟
‫- یکی از همکارهامه.

404
00:33:45.833 --> 00:33:47.208
‫اسمش چیه؟

405
00:33:47.333 --> 00:33:48.958
‫تازه بهت گفتم که فقط یکی از همکارهامه!

406
00:33:53.083 --> 00:33:54.458
‫کارت خیلی درسته، عزیزم.

407
00:33:55.833 --> 00:33:57.583
‫الکی برداشت نکن.

408
00:33:57.583 --> 00:33:59.708
‫هی، من که چیزی نگفتم.

409
00:34:01.208 --> 00:34:04.083
‫خب از سر کنجکاوی می‌پرسم...
‫اسمش چیه؟

410
00:34:04.208 --> 00:34:05.083
‫ای بابا...

411
00:34:08.208 --> 00:34:09.958
‫چرا یهو اینا رو در آوردی؟

412
00:34:10.083 --> 00:34:11.458
‫چرا مدارک مدرسه‌ات دستته؟

413
00:34:13.458 --> 00:34:16.208
‫فقط یه خرده اعتماد به نفس نیاز داشتم.

414
00:34:16.333 --> 00:34:17.583
‫اعتماد به نفس؟

415
00:34:23.833 --> 00:34:25.083
‫[جایزه کوشش]

416
00:34:27.833 --> 00:34:28.958
‫ حالا ببینین.

417
00:34:29.083 --> 00:34:33.083
‫این مدرک تحصیلی ثابت می‌کنه که
‫یومی پتانسیل نویسنده شدن رو داره!

418
00:34:33.208 --> 00:34:34.333
‫[گواهی مشارکت]

419
00:34:35.708 --> 00:34:38.833
‫"گواهی مشارکت"؟
‫مگه "گواهی شایستگی" نبود؟

420
00:34:41.208 --> 00:34:43.458
‫چرا به عنوان "گواهی شایستگی"
‫به خاطرش دارم؟

421
00:34:46.333 --> 00:34:48.708
‫چی داری میگی؟
‫مگه تا زمانی که همه شرکت کنن

422
00:34:48.833 --> 00:34:50.458
‫اون گواهی رو بهشون نمیدن؟

423
00:34:52.208 --> 00:34:53.083
‫این عجیبه...

424
00:34:53.208 --> 00:34:55.833
‫تو گفتی توی خونه والدینش چیزی داری
‫که نشونمون بدی و...

425
00:34:57.208 --> 00:34:59.333
‫- دلم درد گرفت.
‫- اینقدر نخند!

426
00:35:03.458 --> 00:35:06.583
‫با اینحال، رویای یومی از بچگی
‫نویسنده شدن بود.

427
00:35:06.708 --> 00:35:10.333
‫مطمئنم. دنبالش بگردین.
‫واقعا میگم، باشه؟

428
00:35:11.458 --> 00:35:12.833
‫[نقاط قوت یا علایق: آشپزی]
‫[رویای آینده: سرآشپز بودن]

429
00:35:12.833 --> 00:35:13.833
‫آشپز؟

430
00:35:15.708 --> 00:35:18.208
‫چیه، رویام این بود که وقتی بزرگ شدم
‫آشپز بشم؟

431
00:35:20.583 --> 00:35:24.958
‫من بودم!
‫یومی رویای مثل من شدن رو داشته!

432
00:35:27.083 --> 00:35:29.958
‫جالب اینجاست که تو حتی رویای بچگیش هم نبودی!

433
00:35:30.083 --> 00:35:31.458
‫نویسنده شدن هیچوقت رویای اون نبوده،

434
00:35:31.583 --> 00:35:32.583
‫هیچ جایزه‌ای هم برنده نشده!

435
00:35:33.083 --> 00:35:36.083
‫سلول نویسنده، اصلا تو چی هستی؟

436
00:35:37.458 --> 00:35:38.958
‫بعد داری توصیه می‌کنی که
‫کارش رو ول کنه و...

437
00:35:39.083 --> 00:35:41.458
‫نویسنده شدن رو امتحان کنه؟

438
00:35:43.583 --> 00:35:44.583
‫امکان نداره.

439
00:35:45.208 --> 00:35:48.333
‫صبر کن!
‫بیا عجولانه نتیجه‌ای نگیریم.

440
00:35:51.333 --> 00:35:52.958
‫اون یه زمان رمانی نوشته بود،

441
00:35:53.083 --> 00:35:54.708
‫و وقتی بخونیش دیگه نمی‌خندی.

442
00:36:12.458 --> 00:36:13.833
‫پیداش کردم.
‫"راننده اتوبوس".

443
00:36:13.958 --> 00:36:17.208
‫خودشه!
‫اولین رمانی که یومی نوشته!

444
00:36:17.333 --> 00:36:19.958
‫شاهکار دوران راهنماییش،

445
00:36:20.083 --> 00:36:21.833
‫که پتانسیل بی‌نهایتش رو نشون میده!

446
00:36:22.333 --> 00:36:23.583
‫"راننده اتوبوس"!

447
00:36:32.958 --> 00:36:33.958
‫اوه چی؟

448
00:36:34.583 --> 00:36:36.083
‫خیلی خجالت آوره!

449
00:36:37.208 --> 00:36:38.583
‫واقعا من اینو نوشتم؟

450
00:36:40.208 --> 00:36:41.083
‫وای نه...

451
00:36:42.833 --> 00:36:44.708
‫داستانش رو ببین!

452
00:36:44.833 --> 00:36:47.333
‫اونو محض خنده نوشتی؟

453
00:36:48.208 --> 00:36:50.333
‫و اسمش چی بود؟
‫راننده اتوبوس؟

454
00:36:51.708 --> 00:36:52.958
‫راننده اتوبوس!
‫حتی توی نوشتن

455
00:36:52.958 --> 00:36:56.083
‫عنوان کتاب هم مهارت نداره.
‫چه وضعشه خدایی؟

456
00:36:57.958 --> 00:37:00.333
‫اینقدر سلول نویسنده رو اذیت نکن!

457
00:37:06.208 --> 00:37:10.083
‫یومی هنوزم موقع نوشتن این
‫خیلی بهش خوش گذشت.

458
00:37:14.583 --> 00:37:16.333
‫[گل رز علی بابا]
‫[میز فوق‌العاده‌ی جادوگر]

459
00:37:16.333 --> 00:37:19.333
‫حداقل اون موقع خوشحال بود.

460
00:37:22.583 --> 00:37:24.333
‫اگه به نوشتن ادامه می‌دادم،

461
00:37:24.833 --> 00:37:29.458
‫تا الان رمان خوبی نوشته بودم.

462
00:37:34.708 --> 00:37:35.958
‫ولی الان دیگه دیره.

463
00:37:39.958 --> 00:37:41.083
‫الو؟

464
00:37:41.208 --> 00:37:42.083
‫سلام، بابی.

465
00:37:43.583 --> 00:37:44.583
‫شام خوردی؟

466
00:37:49.708 --> 00:37:51.083
‫اوه، عجبا...

467
00:37:52.333 --> 00:37:53.333
‫الو؟

468
00:37:54.083 --> 00:37:56.208
‫اوه، چیزی نیست.
‫کجایی؟

469
00:37:56.333 --> 00:37:58.333
‫اومدم بیرون بدوئم.
‫تو چیکار می‌کنی؟

470
00:37:59.458 --> 00:38:04.333
‫یه ناهار مفصل خوردم، بعد شام
‫بعدش هم خوراکی.

471
00:38:04.458 --> 00:38:06.333
‫و فردا هم داریم می‌ریم بیرون
‫نودل سرد بخوریم.

472
00:38:06.833 --> 00:38:07.958
‫وای.

473
00:38:08.583 --> 00:38:10.833
‫باید اقرار کنم که خانواده‌مون کارشون درسته.

474
00:38:13.833 --> 00:38:14.833
‫دلم برات تنگ شده.

475
00:38:19.333 --> 00:38:20.833
‫به گمونم باید تا فردا شب منتظر بمونم؟

476
00:38:22.958 --> 00:38:23.958
‫حتما باید اینطوری رفتار کنی؟

477
00:38:25.083 --> 00:38:28.208
‫- چی؟
‫- همش فکری تو سرم می‌کاری.

478
00:38:28.333 --> 00:38:30.208
‫می‌دونی، من معمولا اینطوری نیستم.

479
00:38:30.708 --> 00:38:33.333
‫ولی بخاطر تو، کم کم دارم فکر می‌کنم
‫که آدم خاصی‌ام.

480
00:38:33.958 --> 00:38:35.208
‫ولی مگه این چیز خوبی نیست؟

481
00:38:35.833 --> 00:38:37.333
‫لذتش رو ببر، چیه مگه؟

482
00:38:37.333 --> 00:38:39.458
‫و اینقدر هم نگو که نویسنده خوبی‌ام.

483
00:38:40.458 --> 00:38:43.583
‫چون مدام اینو بهم میگی،
‫کم کم رویاهای دست‌نیافتنی به ذهنم می‌رسه.

484
00:38:44.833 --> 00:38:46.083
‫ولی تو نویسنده محشری هستی.

485
00:38:46.208 --> 00:38:48.083
‫نیستم و دیگه هم دیره.

486
00:38:48.583 --> 00:38:50.333
‫باید تا الان شروع کرده بودم،

487
00:38:50.833 --> 00:38:52.333
‫ولی الان دیگه واسه رویاپردازی دیر شده.

488
00:38:53.208 --> 00:38:56.250
‫نویسنده بشم؟
‫بیخیال.

489
00:38:56.250 --> 00:38:59.375
‫امکان نداره، پس اینقدر هندونه زیر بغلم نذار.

490
00:39:00.083 --> 00:39:00.958
‫باشه؟

491
00:39:06.958 --> 00:39:09.833
‫[تولیدی نودل ده‌هان]

492
00:39:14.833 --> 00:39:17.458
‫- چیکار کنیم؟
‫- ولی جالبیش اینجاست که...

493
00:39:17.583 --> 00:39:18.833
‫خانم کیم کجاست؟

494
00:39:19.458 --> 00:39:21.083
‫اوه، داره با مدیر بخش ما حرف می‌زنه.

495
00:39:21.083 --> 00:39:23.333
‫توی اتاق جلسه‌ست.

496
00:39:23.333 --> 00:39:24.958
‫پس خانم کیم داره ازدواج می‌کنه
‫یا همچین چیزی؟

497
00:39:26.458 --> 00:39:27.958
‫- چی؟
‫- حتما داره ازدواج می‌کنه.

498
00:39:29.708 --> 00:39:31.583
‫- با کی؟
‫- معلوم نیست.

499
00:39:31.708 --> 00:39:33.083
‫ولی از اونجایی که یهو استعفانامه‌اش رو تحویل داد...

500
00:39:33.083 --> 00:39:34.458
‫تفکر تو خیلی قدیمیه!

501
00:39:34.583 --> 00:39:36.083
‫همه که بخاطر ازدواج کردن
‫استعفا نمیدن.

502
00:39:36.333 --> 00:39:37.708
‫مطمئنم که دلایل خودش رو داره.

503
00:39:37.833 --> 00:39:38.833
‫استعفانامه‌اش رو تحویل داده؟

504
00:39:38.833 --> 00:39:40.458
‫- کِی؟
‫- همین الان.

505
00:39:40.583 --> 00:39:42.333
‫بخاطر همین مدیر بخش داره باهاش حرف می‌زنه.

506
00:39:43.833 --> 00:39:45.833
‫تو می‌دونی که چرا یهویی داره استعفا میده؟

507
00:39:47.458 --> 00:39:49.208
‫- خب...
‫- موندم اتفاقی افتاده.

508
00:39:49.208 --> 00:39:51.208
‫دارم بهت میگم دیگه، داره ازدواج می‌کنه!

509
00:39:52.833 --> 00:39:54.333
‫فکر نکنم.

510
00:39:54.458 --> 00:39:56.208
‫هی، چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

511
00:39:56.333 --> 00:39:58.833
‫ده دلار شرط می‌بندم که داره ازدواج می‌کنه!

512
00:39:58.958 --> 00:40:00.708
‫نه، نه، نه.

513
00:40:00.708 --> 00:40:01.958
‫کجا رفت؟

514
00:40:13.833 --> 00:40:15.458
‫[استعفانامه]

515
00:40:20.083 --> 00:40:20.958
‫یومی!

516
00:40:24.083 --> 00:40:25.208
‫جریان چیه؟

517
00:40:34.458 --> 00:40:35.958
‫ولی چرا اینقدر یهویی؟

518
00:40:37.083 --> 00:40:38.458
‫از جای دیگه بهت پیشنهاد کار دادن؟

519
00:40:39.458 --> 00:40:41.958
‫نه، مسئله این نیست.

520
00:40:42.083 --> 00:40:44.833
‫پس در خصوص چیزی ازم ناراضی بودی؟

521
00:40:45.458 --> 00:40:47.958
‫وای، نه.
‫قطعا بخاطر این نیست.

522
00:40:48.083 --> 00:40:51.458
‫پس چیه؟
‫همش یک ساله که به بخش بازاریابی ملحق شدی.

523
00:40:52.708 --> 00:40:54.958
‫چرا؟
‫از کارمون راضی نیستی؟

524
00:40:57.833 --> 00:41:00.208
‫مسئله این نیست.

525
00:41:06.208 --> 00:41:09.833
‫با خودم گفتم تا دیر نشده
‫وقتشه کاری که دوست دارم

526
00:41:09.833 --> 00:41:11.708
‫رو انجام بدم.

527
00:41:12.708 --> 00:41:14.333
‫می‌خوای چیکار کنی؟

528
00:41:16.583 --> 00:41:18.958
‫می‌خوام نویسندگی رو امتحان کنم.

529
00:41:19.833 --> 00:41:20.833
‫نویسندگی؟

530
00:41:21.833 --> 00:41:23.458
‫ولی الان هم داری همین کارو می‌کنی، مگه نه؟

531
00:41:25.083 --> 00:41:26.458
‫منظورم تبلیغات‌نویسی نیست.

532
00:41:26.958 --> 00:41:27.833
‫پس چی؟

533
00:41:31.833 --> 00:41:35.583
‫می‌خوام یه رمان بنویسم.

534
00:42:02.583 --> 00:42:03.708
‫چی شده؟

535
00:42:06.333 --> 00:42:07.333
‫بابی.

536
00:42:09.333 --> 00:42:10.583
‫واقعا انجامش دادم.

537
00:42:11.208 --> 00:42:12.583
‫حتی امروز صبح هم گفتی که مطمئن نیستی.

538
00:42:14.083 --> 00:42:15.208
‫گفتم، مگه نه؟

539
00:42:15.708 --> 00:42:18.458
‫بهم گفتی که هندونه زیر بغلت نذارم،
‫منم دیگه چیزی نگفتم.

540
00:42:19.458 --> 00:42:20.833
‫خب کی بود؟

541
00:42:20.833 --> 00:42:22.833
‫اگه من نبودم، کی قانعت کرد؟

542
00:42:25.083 --> 00:42:27.083
‫- من.
‫- من؟

543
00:42:29.208 --> 00:42:30.208
‫نه، خودم.

544
00:42:36.208 --> 00:42:40.083
‫سر دوراهی که گیر کرده بودم،
‫به فکر فرو رفتم.

545
00:42:41.583 --> 00:42:44.958
‫اگه منه 23 ساله که تازه دانشگاه تموم کرده بودم

546
00:42:45.583 --> 00:42:48.458
‫و دنبال کار می‌گشتم،
‫الان منو می‌دید چی فکر می‌کرد؟

547
00:42:51.458 --> 00:42:56.708
‫منی که از کارش استعفا میده
‫تا در سن 33 سالگی رمان بنویسه.

548
00:42:57.833 --> 00:42:59.708
‫از نظرش خیلی رقت‌انگیز می‌شدم، درسته؟

549
00:43:01.333 --> 00:43:02.333
‫واقعا؟

550
00:43:07.208 --> 00:43:11.083
‫واقعا دارم از کارم استعفا میدم
‫تا نویسنده بشم؟

551
00:43:11.083 --> 00:43:12.333
‫تو سن 33 سالگی؟

552
00:43:13.958 --> 00:43:14.833
‫آره.

553
00:43:18.208 --> 00:43:19.958
‫و متاسفم که اینو بهت میگم،

554
00:43:20.583 --> 00:43:21.833
‫ولی ما خونه‌ای به اسم‌مون،

555
00:43:22.708 --> 00:43:24.333
‫یا پس‌انداز زیادی نداریم.

556
00:43:25.583 --> 00:43:28.583
‫شانس موفق شدن‌مون هم خیلی کمه.

557
00:43:32.083 --> 00:43:32.958
‫این غیرمنتظره‌ست.

558
00:43:34.458 --> 00:43:35.333
‫چی؟

559
00:43:35.333 --> 00:43:40.083
‫که همچین جراتی توی وجودم داشتم
‫تا یه همچین کاری انجام بدم.

560
00:43:43.958 --> 00:43:44.958
‫به نظرم این محشره.

561
00:43:48.208 --> 00:43:49.083
‫به نظرت محشره؟

562
00:43:50.083 --> 00:43:51.833
‫آره، محشره.

563
00:43:53.333 --> 00:43:57.958
‫فکر می‌کردم 33 ساله بودن
‫وحشتناک و کسل کننده میشه،

564
00:43:58.708 --> 00:44:01.583
‫ولی بازم جنبه باحالی داره.

565
00:44:03.958 --> 00:44:04.958
‫خدا رو شکر.

566
00:44:14.208 --> 00:44:18.958
‫ظاهراً، خیلی باحاله که هنوزم
‫توی زندگیت نقطه عطف داشته باشی.

567
00:44:29.333 --> 00:44:33.208
‫[پلوپز]

568
00:44:35.333 --> 00:44:36.833
‫بذار یه میکروفون بهت وصل کنم.

569
00:44:36.958 --> 00:44:38.833
‫خیلی‌خب، بیاین مصاحبه رو شروع کنیم.

570
00:44:40.458 --> 00:44:43.333
‫سوال دارم.
‫پس یومی داره کارش رو ول می‌کنه، آره؟

571
00:44:43.333 --> 00:44:44.458
‫بله، درسته.

572
00:44:44.583 --> 00:44:45.583
‫توی فکر نوشتن چیزی هست،

573
00:44:45.708 --> 00:44:47.458
‫که همیشه رویاش رو داشته.

574
00:44:47.583 --> 00:44:49.333
‫دقیقا چی بنویسه؟

575
00:44:51.958 --> 00:44:56.333
‫ببینین، می‌خوام سعی کنم
‫رمانی بنویسم.

576
00:44:56.458 --> 00:44:57.458
‫یه رمان؟

577
00:44:59.208 --> 00:45:00.458
‫یه رمان واقعی؟

578
00:45:00.583 --> 00:45:02.833
‫منظورت رمانیه که توی کتابفروشی فروخته میشه؟

579
00:45:03.458 --> 00:45:06.458
‫یعنی میشی یکی مثل...

580
00:45:06.458 --> 00:45:07.833
‫نویسنده داستان اسباب‌بازی...

581
00:45:07.833 --> 00:45:09.125
‫نه، داستایفسکی؟
‫واقعا تو؟

582
00:45:10.333 --> 00:45:13.708
‫نه، منو با همچین نویسنده‌های بزرگی مقایسه نکن.

583
00:45:14.208 --> 00:45:18.208
‫ولی به هرحال، آره.
‫منم می‌خوام نویسنده بشم.

584
00:45:25.833 --> 00:45:26.833
‫که اینطور.

585
00:45:27.333 --> 00:45:30.458
‫- وای!
‫- موفق باشی، یومی!

586
00:45:33.708 --> 00:45:35.833
‫از سال دیگه، در کلاس‌های نویسندگی شرکت می‌کنیم،

587
00:45:35.833 --> 00:45:38.583
‫و درحالی که داریم برای مسابقات آماده می‌شیم
‫روی چیزی هم کار می‌کنم!

588
00:45:39.458 --> 00:45:40.833
‫- واقعا برای این آماده شدیم!
‫- خنده‌ام ننداز.

589
00:45:40.958 --> 00:45:41.708
‫نه اینکه خیلی جواب میده!

590
00:45:41.833 --> 00:45:44.583
‫پس تا اون موقع یومی چطور می‌خواد
‫خرج زندگیش رو در بیاره؟

591
00:45:44.708 --> 00:45:47.208
‫خب، این سوال سختیه.

592
00:45:47.958 --> 00:45:49.333
‫ببین، مشکل هم همینه.

593
00:45:49.458 --> 00:45:51.833
‫اوه چیه؟
‫هیچ برنامه‌ای نداریم؟

594
00:45:52.958 --> 00:45:55.333
‫پس نظر شما درمورد استعفا چیه، سلول خسیس؟

595
00:45:55.458 --> 00:45:59.708
‫لابد زده به سرش!
‫من مخالفم. مخالفت می‌کنم!

596
00:46:00.583 --> 00:46:03.208
‫ما سلول نویسنده رو فقط برای کسب درآمد احیا کردیم،

597
00:46:03.208 --> 00:46:05.958
‫نه اینکه حساب بانکیش رو به فنا بده!

598
00:46:07.208 --> 00:46:09.458
‫ای خائن!

599
00:46:09.583 --> 00:46:12.708
‫نمی‌خواد بگین، اگه برنامه‌اش اینه که
‫با پس‌اندازش سر کنه،

600
00:46:12.833 --> 00:46:15.708
‫پس بهش بگین که خواب دیدی خیر باشه!

601
00:46:17.583 --> 00:46:18.583
‫پس‌انداز؟

602
00:46:19.458 --> 00:46:21.833
‫بله، قصد داریم با پس‌اندازش سر کنیم.

603
00:46:21.958 --> 00:46:24.208
‫چیزی از یو بابی می‌خواین؟

604
00:46:24.833 --> 00:46:27.333
‫اگه یه چیز باشه که ازش می‌خوایم...

605
00:46:27.458 --> 00:46:28.958
‫[سلول اضطراب]

606
00:46:28.958 --> 00:46:33.958
‫خب، می‌خوایم حداقل یه ایراد داشته باشه.

607
00:46:34.083 --> 00:46:37.958
‫اون زیادی بی‌نقصیه
‫و این داره منو مضطرب می‌کنه.

608
00:46:38.083 --> 00:46:40.833
‫آخه چطور یکی می‌تونه همه‌چی داشته باشه؟

609
00:46:40.833 --> 00:46:43.208
‫اصلا منطقی نیست.

610
00:46:43.333 --> 00:46:45.833
‫چطور می‌خوای در خصوص
‫این ارتباط عاطفی جدید عمل کنی؟

611
00:46:46.583 --> 00:46:48.333
‫حالا به این می‌گن یه سوال خوب.

612
00:46:49.833 --> 00:46:53.083
‫می‌بینم که سلول‌هاشون
‫رفیق صمیمی شدن،

613
00:46:53.208 --> 00:46:54.708
‫ولی از الان به بعد، می‌خوام بیشتر...

614
00:46:59.208 --> 00:47:00.208
‫موفق شدی؟

615
00:47:00.708 --> 00:47:01.958
‫نه، تو چی؟

616
00:47:03.583 --> 00:47:04.708
‫نه.

617
00:47:04.708 --> 00:47:07.208
‫پس رستوران جولی مثل همیشه محبوبه.

618
00:47:08.208 --> 00:47:09.958
‫چطور ممکنه طی ده دقیقه تمام میزهاش گرفته بشن؟

619
00:47:09.958 --> 00:47:12.583
‫با اینحال، بیا محض احتیاط
‫اسم‌مون رو توی لیست انتظار بنویسیم.

620
00:47:12.708 --> 00:47:13.583
‫ممکنه یه میز خالی بشه.

621
00:47:17.208 --> 00:47:19.708
‫یا چطوره تو خونه من شام بخوریم؟

622
00:47:21.458 --> 00:47:22.333
‫چی؟

623
00:47:22.958 --> 00:47:24.333
‫یومی، دهنت!

624
00:47:24.333 --> 00:47:25.708
‫خیلی گنده لبخند زدی، الانه که دهنت پاره بشه!

625
00:47:28.083 --> 00:47:28.833
‫تو خونه تو؟

626
00:47:29.458 --> 00:47:30.458
‫آره، چطوره؟

627
00:47:30.458 --> 00:47:32.458
‫خونه من شام بخوریم.

628
00:47:33.333 --> 00:47:34.458
‫- هورا!
‫- هورا!

629
00:47:34.458 --> 00:47:36.583
‫قراره کریسمس رو توی خونه بابی بگذرونیم!

630
00:47:49.958 --> 00:47:51.833
‫یادتونه، مگه نه؟

631
00:47:51.833 --> 00:47:54.458
‫که بابی دفعه قبل چی گفت!

632
00:47:56.208 --> 00:47:59.083
‫دفعه بعد، سریع کارامو میکنم

633
00:48:00.583 --> 00:48:03.208
‫به نظرم اصلا لازم نیست دوش بگیری!

634
00:48:03.208 --> 00:48:04.708
‫بیا اینجا.
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

635
00:48:04.833 --> 00:48:06.958
‫حالا گوش کن، عروسک واکنش شماره یک.

636
00:48:06.958 --> 00:48:09.333
‫الان وقتشه که کارت خیلی مهم بشه.

637
00:48:09.958 --> 00:48:12.083
‫- بله!
‫- هرچقدر هم که هیجان‌زده بودی،

638
00:48:12.208 --> 00:48:14.458
‫نباید همونطوری که هست
‫ابرازش کنی!

639
00:48:15.458 --> 00:48:16.458
‫ولی چرا؟

640
00:48:16.583 --> 00:48:18.583
‫مگه صادق بودن خوب نیست؟

641
00:48:18.708 --> 00:48:20.458
‫صادق بودن؟

642
00:48:20.583 --> 00:48:22.333
‫نظرت چیه که خونه من شام بخوریم؟

643
00:48:24.333 --> 00:48:27.708
‫آره!
‫می‌خوام بیام، واقعا می‌خوام بیام!

644
00:48:29.333 --> 00:48:30.333
‫می‌خوام بیام!

645
00:48:31.583 --> 00:48:33.208
‫می‌خوام بیام، می‌خوام بیام!

646
00:48:33.208 --> 00:48:34.833
‫صادق بودن اینطوریه،
‫پس واقعا دلت می‌خواد

647
00:48:34.958 --> 00:48:36.958
‫که اونطوری جلوی بابی بچرخه؟

648
00:48:38.083 --> 00:48:40.458
‫این خیلی باحال نیست، نه.

649
00:48:40.583 --> 00:48:44.083
‫- درست میگم؟ پس کارت رو خوب انجام بده!
‫- باشه!

650
00:48:45.958 --> 00:48:48.208
‫- تو خونه تو؟
‫- آره.

651
00:48:51.333 --> 00:48:53.458
‫خب، به گمونم می‌تونیم این کارو کنیم.

652
00:48:55.708 --> 00:48:58.208
‫یا هم اگه نمی‌خوای، می‌تونیم رستوران دیگه‌ای بریم.

653
00:48:59.958 --> 00:49:01.208
‫نگاه کنم که دیگه چه رستوران‌های دیگه‌ای
‫توی منطقه هست؟

654
00:49:01.958 --> 00:49:02.958
‫چی؟

655
00:49:06.208 --> 00:49:07.708
‫از پس همچین کار ساده‌ای بر نیومدی؟

656
00:49:08.458 --> 00:49:10.208
‫خیلی ببخشید!

657
00:49:10.208 --> 00:49:13.583
‫حتما خیلی خشک جواب دادم.

658
00:49:13.583 --> 00:49:14.958
‫این خوب نیست.

659
00:49:15.833 --> 00:49:17.083
‫سلول منطقی، بیا اینجا!

660
00:49:17.708 --> 00:49:18.958
‫چی، منو میگی؟

661
00:49:18.958 --> 00:49:20.333
‫برو وضعیت رو حل کن.

662
00:49:20.458 --> 00:49:23.208
‫تو باهوشی، مگه نه؟

663
00:49:24.708 --> 00:49:25.833
‫نه.

664
00:49:25.833 --> 00:49:28.708
‫اگه رستوران جولی نباشه،
‫بقیه رستوران‌ها رو نریم بهتره.

665
00:49:30.333 --> 00:49:33.333
‫- چطور؟
‫- ما بخاطر...

666
00:49:33.333 --> 00:49:35.083
‫منوی خاص رستوران جولی
‫که فقط در شب کریسمس ارائه میدن

667
00:49:35.208 --> 00:49:36.958
‫داریم سعی می‌کنیم اونجا میز بگیریم!

668
00:49:36.958 --> 00:49:41.083
‫ولی اینکه بخوایم بخاطر پر شدن میزهاشون
‫در کریسمس

669
00:49:41.083 --> 00:49:42.833
‫یه جای دیگه میز بگیریم،
‫برخلاف هدف اول‌مون میشه.

670
00:49:42.833 --> 00:49:44.333
‫قبول نداری؟

671
00:49:45.583 --> 00:49:46.708
‫همچین عقیده‌ای داری؟

672
00:49:50.833 --> 00:49:52.833
‫هی، تازه یه میز خالی شد.

673
00:49:53.708 --> 00:49:56.083
‫فوراً رزروش می‌کنم که یه وقت دوباره پر نشه.

674
00:49:56.708 --> 00:49:57.583
‫- هی...
‫- نه!

675
00:50:01.458 --> 00:50:02.583
‫چیه؟

676
00:50:07.083 --> 00:50:08.083
‫مجبور نیستی...

677
00:50:09.333 --> 00:50:10.333
‫رزروش کنی.

678
00:50:11.208 --> 00:50:12.083
‫چرا؟

679
00:50:15.708 --> 00:50:16.708
‫بیا...

680
00:50:18.083 --> 00:50:19.958
‫به جاش خونه تو شام بخوریم.

681
00:50:21.333 --> 00:50:22.833
‫به نظرم اونجا رو ترجیح میدم.

682
00:50:25.708 --> 00:50:26.583
‫پس باشه.

683
00:50:29.958 --> 00:50:31.333
‫ببخشید، باید برم دستشویی.

684
00:50:52.708 --> 00:50:55.583
‫بابی، دهنت!
‫به نظرت داری چیکار می‌کنی؟

685
00:51:01.583 --> 00:51:02.958
‫پوزخند زدنش رو ببینین.

686
00:51:17.708 --> 00:51:18.583
‫این چه خوشگله.

687
00:51:22.583 --> 00:51:23.958
‫این یکی هم بدک نیست.

688
00:51:26.333 --> 00:51:29.708
‫همه‌چی به بابی میاد، پس...

689
00:51:33.708 --> 00:51:36.083
‫سلول منطقی، میشه بودجه‌مون رو بررسی کنی؟

690
00:51:36.083 --> 00:51:39.083
‫چندتا کراوات واسه هدیه کریسمس بابی انتخاب کردم.

691
00:51:40.083 --> 00:51:42.708
‫از الان به بعد تمامی امور بودجه رو
‫سلول خسیس تایید می‌کنه.

692
00:51:42.833 --> 00:51:43.833
‫پس برو پیش اون.

693
00:51:43.833 --> 00:51:45.708
‫چی؟ سلول خسیس؟

694
00:51:45.708 --> 00:51:48.833
‫حالا که یومی درآمد نداره،
‫باید توی مخارجش صرفه‌جویی کنه.

695
00:51:50.333 --> 00:51:52.333
‫ولی من با اون کنار نمیام.

696
00:51:54.958 --> 00:51:55.708
‫اوه، چیه؟

697
00:51:57.958 --> 00:51:59.958
‫عجب صف طولانی‌ای هم داره!

698
00:52:00.083 --> 00:52:02.833
‫اصلا چرا می‌خواد این همه چیز بخره؟

699
00:52:06.083 --> 00:52:07.208
‫خدایا...

700
00:52:07.333 --> 00:52:09.333
‫تو واسه چی اومدی اینجا؟

701
00:52:09.958 --> 00:52:12.083
‫خب، فقط واسه یه سری خواربار شام امشب.

702
00:52:12.208 --> 00:52:14.833
‫مثل تربچه خشک و ماهی سفیدکولی؟

703
00:52:14.833 --> 00:52:16.333
‫- این صرفه جویانه‌ست.
‫- اضطراری! اضطراری!

704
00:52:16.333 --> 00:52:18.458
‫اضطراری! اضطراری!

705
00:52:19.458 --> 00:52:21.458
‫اضطراری! اضطراری! اضطراری!

706
00:52:21.583 --> 00:52:22.708
‫از سر راه برین کنار!

707
00:52:22.833 --> 00:52:24.958
‫هی!
‫تو فکر کردی کی هستی که صف رو به هم میزنی؟

708
00:52:25.083 --> 00:52:27.708
‫- بیا ته صف!
‫- اضطراری!

709
00:52:27.708 --> 00:52:31.333
‫برای مخارج اضطراری لازم نیست
‫توی صف وایسی، احمق!

710
00:52:32.708 --> 00:52:34.708
‫مخارج اضطراری؟

711
00:52:34.833 --> 00:52:36.083
‫چرا مگه، چیه؟

712
00:52:40.083 --> 00:52:42.708
‫دوباره بگو.
‫چی؟

713
00:52:43.333 --> 00:52:45.708
‫اجاره رو بالا ببرین؟

714
00:52:47.333 --> 00:52:48.458
‫چقدر؟

715
00:52:54.958 --> 00:52:55.958
‫که اینطور...

716
00:52:56.708 --> 00:52:57.833
‫متوجه شدم.

717
00:52:59.083 --> 00:53:00.083
‫خیلی‌خب.

718
00:53:08.208 --> 00:53:10.708
‫بدبخت شدم.
‫حالا چیکار کنم؟

719
00:53:12.333 --> 00:53:14.208
‫واسه کل سال هم بودجه‌بندی کرده بودم...

720
00:53:15.708 --> 00:53:17.208
‫انتظار اینو نداشتم.

721
00:53:18.833 --> 00:53:21.583
‫گم‌شین. همه‌تون!

722
00:53:22.208 --> 00:53:24.333
‫از امروز به بعد در وضعیت اضطراری هستیم!

723
00:53:24.333 --> 00:53:26.333
‫به هیچ‌وجه پولی خرج نمیشه، فهمیدین؟

724
00:53:30.833 --> 00:53:33.208
‫یعنی باید برم کار پیدا کنم؟

725
00:53:34.333 --> 00:53:35.833
‫حداقل یه شغل پاره‌وقت؟

726
00:53:36.333 --> 00:53:38.583
‫حداقل باید یه کار پاره‌وقت پیدا کنه.

727
00:53:38.708 --> 00:53:41.458
‫هیچ درآمدی نداشتن منو مضطرب می‌کنه.

728
00:53:41.583 --> 00:53:43.333
‫پس کِی می‌خواد رمان بنویسه؟

729
00:53:43.333 --> 00:53:45.333
‫مگه از کارش استعفا نداد که
‫تمرکزش رو روی نویسندگیش بذاره؟

730
00:53:45.458 --> 00:53:47.833
‫چطوره سلول نویسنده رو برگردونیم
‫به سینه قبر،

731
00:53:47.833 --> 00:53:49.333
‫که مجبورش کرد الکی استعفا بده؟

732
00:53:49.333 --> 00:53:50.583
‫این کارو کنیم؟

733
00:53:50.583 --> 00:53:53.583
‫آره، بیاین همین کارو کنیم!
‫تا سلول نویسنده باشه

734
00:53:53.708 --> 00:53:55.833
‫یومی سر عقل نمیاد!

735
00:53:55.833 --> 00:53:57.708
‫نویسندگی؟
‫دقیقا چی بنویسه؟

736
00:53:57.833 --> 00:54:00.208
‫به حساب بانکیش که کمکی نمی‌کنه، مگه نه؟

737
00:54:00.208 --> 00:54:03.333
‫صبر کنین!
‫من یه بار به حساب بانکیش هم کمک کردم.

738
00:54:04.208 --> 00:54:05.083
‫کِی؟

739
00:54:05.083 --> 00:54:06.708
‫اون داستان رو به ایستگاه رادیویی فرستادم،

740
00:54:06.833 --> 00:54:09.083
‫و اون پلوپز رو براش برنده شدم،
‫غیر از اینه؟

741
00:54:10.583 --> 00:54:12.333
‫منم با نویسندگی برنده چیزی شدم!

742
00:54:14.458 --> 00:54:16.583
‫[شکستنی است]
‫[با احتیاط باهاش کار کنید]

743
00:54:16.583 --> 00:54:19.583
‫منم به نوعی دارم کمک میدم.

744
00:54:19.708 --> 00:54:22.333
‫آره، درسته!
‫اون پلوپز.

745
00:54:22.458 --> 00:54:24.458
‫پاک یادم رفته بود.

746
00:54:24.958 --> 00:54:26.208
‫خیلی‌خب!

747
00:54:27.458 --> 00:54:28.833
‫بیاین اونو بفروشیم.

748
00:54:29.333 --> 00:54:30.958
‫با فروختن اون پلوپز

749
00:54:30.958 --> 00:54:33.583
‫پول هدیه کریسمس بابی رو جور می‌کنیم!

750
00:54:40.958 --> 00:54:42.583
‫[بازار کاروت]

751
00:54:47.583 --> 00:54:49.458
‫فروشی: یک دستگاه پلوپز نو.

752
00:54:49.583 --> 00:54:52.458
‫کاملا نوئه و تا به حال استفاده نشده.

753
00:54:52.583 --> 00:54:56.208
‫120 دلار می‌فروشم، لطفا سوالی داشتید
‫بهم پیام بدید.

754
00:54:58.583 --> 00:55:03.458
‫توی بازار نوش 140 دلاره،
‫پس قیمت منطقی‌ای زدم، درسته؟

755
00:55:04.458 --> 00:55:05.333
‫[فروشی: یک دستگاه پلوپز نو]

756
00:55:05.458 --> 00:55:06.333
‫[کاملا نوئه و تا به حال استفاده نشده.

757
00:55:06.458 --> 00:55:07.333
‫120 دلار می‌فروشم، لطفا سوالی داشتید
‫بهم پیام بدید.]

758
00:55:11.208 --> 00:55:16.958
‫هدیه‌ای که توی فکر خریدنش برای بابی‌ام 120 دلاره،
‫پس عالی شد.

759
00:55:18.208 --> 00:55:19.708
‫البته اگه زود فروش بره.

760
00:55:29.583 --> 00:55:30.583
‫پلوپز هنوز موجوده؟

761
00:55:30.708 --> 00:55:33.708
‫اینجا رو! چه زود.

762
00:55:34.333 --> 00:55:36.083
‫بله، هنوز موجوده.

763
00:55:36.208 --> 00:55:38.708
‫کاملا نوئه و هنوز توی کارتنه.

764
00:55:39.458 --> 00:55:41.958
‫همون مدلیه که دنبالش بودم،
‫پس می‌خوام بخرمش.

765
00:55:42.083 --> 00:55:43.333
‫یوهو!

766
00:55:43.458 --> 00:55:46.083
‫ولی من یه دانشجوئم و از لحاظ مالی دستم تنگه.

767
00:55:46.208 --> 00:55:47.458
‫به نظرت می‌تونی به قیمت صد دلار
‫بهم بفروشی؟

768
00:55:49.083 --> 00:55:50.083
‫اوه، چی؟

769
00:55:50.958 --> 00:55:53.583
‫خب، منم بیکار شدم
‫بنابراین جای چونه زدن نداره، شرمنده.

770
00:55:54.833 --> 00:55:57.208
‫پس 110 دلار چطوره؟
‫خودم میام دنبالش.

771
00:55:58.208 --> 00:55:59.333
‫شوخیت گرفته؟

772
00:56:01.208 --> 00:56:02.333
‫ببخشید، نه.

773
00:56:06.708 --> 00:56:07.833
‫نه.

774
00:56:08.583 --> 00:56:10.083
‫شاید بهتره سریع بفروشمش بره.

775
00:56:11.833 --> 00:56:14.958
‫اگه خودت بیای دنبالش،
‫می‌تونم پنج دلار کمتر بفروشمش.

776
00:56:15.083 --> 00:56:17.333
‫بفرما، دارم دست و دل‌بازی نشون میدم.

777
00:56:18.583 --> 00:56:20.958
‫من اهل بیرون شهرم، پس ده دلار کم کن.

778
00:56:21.708 --> 00:56:22.708
‫ده دلار لطفا؟

779
00:56:22.833 --> 00:56:24.458
‫عجبا، شوخیت گرفته؟

780
00:56:25.333 --> 00:56:27.958
‫می‌دونی، تنها در صورتی که توی کره زندگی کنی
‫می‌تونی این پست رو ببینی.

781
00:56:28.083 --> 00:56:28.958
‫خیلی ببخشید، نه.

782
00:56:29.083 --> 00:56:30.208
‫این برنامه فقط مخصوص افراد توی منطقه‌تونه!

783
00:56:30.958 --> 00:56:32.708
‫زود باش دیگه، فقط ده دلار کم کن!

784
00:56:33.458 --> 00:56:35.208
‫نمیشه، شرمنده.

785
00:56:36.958 --> 00:56:38.958
‫فراموشش کن، بین‌بوی.

786
00:56:38.958 --> 00:56:40.833
‫این همه چونه واسه ده دلار؟
‫ولم کن بابا.

787
00:56:40.833 --> 00:56:41.833
‫به تو نمی‌فروشمش.

788
00:57:36.833 --> 00:57:37.958
‫بفرمایین.

789
00:57:39.083 --> 00:57:40.083
‫میشه برام کادوش کنین؟

790
00:57:40.208 --> 00:57:41.833
‫البته.
‫هدیه کریسمسه، آره؟

791
00:57:41.958 --> 00:57:43.458
‫بله.

792
00:57:43.583 --> 00:57:45.333
‫123 دلار میشه.

793
00:57:46.083 --> 00:57:47.458
‫خدمت شما.

794
00:57:54.958 --> 00:57:59.708
‫شاید بهتر بود ده دلار کمتر
‫به بین‌بوی می‌فروختمش.

795
00:58:00.708 --> 00:58:02.208
‫بعد از اون هیچکس پیام نداده.

796
00:58:18.458 --> 00:58:23.333
‫بابی، تازه از اتوبوس پیاده شدم.
‫کجا برم؟

797
00:58:23.458 --> 00:58:25.833
‫اگه بگی کجایی، خودم میام پیشت.

798
00:58:27.583 --> 00:58:28.583
‫خودم میام دنبالت.

799
00:58:30.083 --> 00:58:31.708
‫اوه نه، لازم نیست.

800
00:58:32.333 --> 00:58:33.458
‫فقط بگو کجایی و...

801
00:58:34.083 --> 00:58:35.458
‫- یومی.
‫- وای خدا!

802
00:58:36.708 --> 00:58:38.833
‫اوه، چی؟
‫کِی رسیدی؟

803
00:58:39.458 --> 00:58:41.083
‫فکر می‌کردم که اتوبوست تا الان دیگه رسیده باشه.

804
00:58:42.208 --> 00:58:44.833
‫نه. این مجاز نیست.
‫نه!

805
00:58:46.208 --> 00:58:48.083
‫یومی از اینجور کارها خوشش نمیاد.

806
00:58:48.208 --> 00:58:50.083
‫می‌دونی، اینکه منتظرش بمونه و از این کارها.

807
00:58:50.958 --> 00:58:53.958
‫از اینجور کارها خوشش نمیاد،
‫چون زیاده‌رویه!

808
00:58:55.083 --> 00:58:55.958
‫اوه، چی؟

809
00:58:58.583 --> 00:59:02.083
‫چرا همچین حس خوبی داره؟

810
00:59:08.458 --> 00:59:11.333
‫میگه حس خوبی داره.
‫حتی آسمون هم صورتی شده.

811
00:59:12.333 --> 00:59:13.708
‫ولی این عجیبه.

812
00:59:13.833 --> 00:59:16.583
‫یومی هیچوقت از اینجور کارها خوشش نیومده.

813
00:59:18.333 --> 00:59:20.333
‫سردت نیست؟
‫چیزی دور گردنت نیست.

814
00:59:21.208 --> 00:59:23.333
‫اصلا سردم نیست.
‫واقعا نمی‌خواد.

815
00:59:23.333 --> 00:59:25.958
‫واقعا لازم نیست...

816
00:59:26.833 --> 00:59:28.333
‫تا قنادی باید کمی پیاده بریم.

817
00:59:29.583 --> 00:59:32.583
‫وقتی پالتو یا شال گردنش رو
‫براش در میاره...

818
00:59:32.708 --> 00:59:36.958
‫به نظر یومی خجالت‌آور میاد
‫و بدش میاد!

819
00:59:39.833 --> 00:59:40.708
‫یه جورایی...

820
00:59:44.333 --> 00:59:45.708
‫خیلی از این خوشم میاد.

821
00:59:47.583 --> 00:59:49.083
‫میگه خوشش میاد!

822
00:59:49.208 --> 00:59:50.333
‫تازه خیلی!

823
00:59:50.458 --> 00:59:52.083
‫اصلا شده چیزی رو درست بگی؟

824
00:59:52.708 --> 00:59:54.708
‫این یومیـه که عوض شده.

825
00:59:57.458 --> 00:59:59.208
‫- اونو بده من.
‫- ولی این مال منه!

826
01:00:01.458 --> 01:00:03.958
‫از ادکلن‌ تند بدش میاد؟

827
01:00:03.958 --> 01:00:05.458
‫صد در صد مطمئنم!

828
01:00:05.458 --> 01:00:07.833
‫واقعا بدش میاد!

829
01:00:10.708 --> 01:00:11.958
‫خیلی بوی خوبی میده.

830
01:00:13.583 --> 01:00:15.333
‫بوی ادکلنت رو از روی شال‌گردنت حس می‌کنم.

831
01:00:15.833 --> 01:00:16.833
‫و واقعا خوشبوئه.

832
01:00:17.833 --> 01:00:18.833
‫اوه، جدی؟

833
01:00:20.333 --> 01:00:21.583
‫[نه . نه]

834
01:00:21.708 --> 01:00:23.458
‫می‌بینم که یومی یه خرده عوض شده.

835
01:00:23.458 --> 01:00:24.708
‫اوه، حالا هرچی!

836
01:00:29.708 --> 01:00:31.708
‫اون یکی خوشگله.
‫به نظر خوشمزه هم میاد.

837
01:00:32.833 --> 01:00:34.208
‫ولی اون یه کیک موکاست.

838
01:00:34.958 --> 01:00:36.958
‫دقیقا. منم قهوه موکا دوست دارم.

839
01:00:36.958 --> 01:00:38.333
‫ولی تو موکا دوست نداری.

840
01:00:38.458 --> 01:00:40.333
‫نه، به نظرم مشکلی نداره.

841
01:00:40.458 --> 01:00:41.333
‫می‌خوام امتحانش کنم.

842
01:00:42.583 --> 01:00:45.958
‫این روزها یومی از همه‌چیز بابی خوشش میاد.

843
01:00:45.958 --> 01:00:46.833
‫نمی‌فهمی؟

844
01:00:47.583 --> 01:00:48.708
‫تو فکر بودم که کیک توت‌فرنگی رو بگیرم.

845
01:00:48.833 --> 01:00:51.208
‫نه، می‌خوام کیک موکا رو امتحان کنم.

846
01:00:51.208 --> 01:00:52.708
‫پس بیا کیک موکا رو بگیریم، لطفا؟

847
01:00:53.208 --> 01:00:54.833
‫زود باش دیگه!

848
01:00:55.708 --> 01:00:56.583
‫باشه.

849
01:00:57.958 --> 01:00:59.583
‫پس لطفا کیک موکا رو بهمون بدین.

850
01:00:59.708 --> 01:01:00.958
‫حتما.

851
01:01:00.958 --> 01:01:02.333
‫پلوپز هنوز موجوده؟

852
01:01:03.208 --> 01:01:04.958
‫هنوز می‌خوایش؟

853
01:01:07.958 --> 01:01:09.583
‫صبر کن.

854
01:01:09.708 --> 01:01:10.958
‫آره، هنوز موجوده.

855
01:01:14.333 --> 01:01:15.708
‫میشه امروز بیام دنبالش؟

856
01:01:16.833 --> 01:01:17.833
‫امروز؟

857
01:01:19.208 --> 01:01:22.458
‫به جای امروز، فردا چطوره؟

858
01:01:22.583 --> 01:01:24.833
‫فردا نمی‌تونم، باید همین امروز باشه.

859
01:01:25.583 --> 01:01:26.833
‫اوه، چی؟

860
01:01:26.958 --> 01:01:29.333
‫واقعا داره پررو میشه.
‫اصلا ولش کن، می‌تونه فراموشش کنه.

861
01:01:30.083 --> 01:01:33.583
‫همین امروز بفروشش، یومی.
‫به فکر پولش باش!

862
01:01:39.708 --> 01:01:42.083
‫تنها در صورتی که بتونی قبل از ساعت هفت بیای.

863
01:01:43.583 --> 01:01:44.958
‫پس تا ساعت 6 و نیم میام.

864
01:01:46.333 --> 01:01:47.083
‫باشه.

865
01:01:47.833 --> 01:01:48.708
‫120 دلار.

866
01:01:48.833 --> 01:01:50.958
‫اگه خودت بیای دنبالش،
‫پنج دلار کم می‌کنم.

867
01:01:52.333 --> 01:01:53.333
‫کجا ببینمت؟

868
01:01:54.333 --> 01:01:56.333
‫جلوی مرکز خرید جولی در منطقه باکسوک‌دونگ.

869
01:01:57.208 --> 01:01:58.208
‫شمع هم می‌خواین؟

870
01:01:59.833 --> 01:02:01.333
‫یومی، به نظرت شمع هم لازم داریم؟

871
01:02:02.333 --> 01:02:03.458
‫نه. ولی بابی،

872
01:02:05.458 --> 01:02:07.708
‫تو جلوتر برو.
‫من باید یه سر تا خونه‌ام برم.

873
01:02:08.333 --> 01:02:10.458
‫- الان؟
‫- آره، یه کاری هست که

874
01:02:10.583 --> 01:02:11.958
‫باید انجام بدم، ولی خیلی طولش نمیدم.

875
01:02:16.708 --> 01:02:19.833
‫یومی، چطوره منم باهات بیام؟
‫خودم می‌رسونمت.

876
01:02:21.083 --> 01:02:24.083
‫نه!
‫بیا اجازه ندیم ما رو در دست‌تنگی ببینه، یومی.

877
01:02:25.708 --> 01:02:28.583
‫نه، خیلی طولش نمیدم.
‫حتی 30 دقیقه هم نمیشه.

878
01:02:29.958 --> 01:02:30.833
‫می‌بینمت.

879
01:02:38.583 --> 01:02:41.708
‫بین‌بوی، بین‌بوی...
‫این همه روز رو ول کردی،

880
01:02:41.833 --> 01:02:43.958
‫گیر دادی که...

881
01:02:44.083 --> 01:02:45.958
‫روز کریسمس بیای دنبالش؟

882
01:02:47.833 --> 01:02:49.208
‫با اینحال، این خوبه.

883
01:02:49.208 --> 01:02:50.458
‫حداقل دیگه فروخته شد!

884
01:03:03.208 --> 01:03:04.333
‫یه هودی خاکستری پوشیدم.

885
01:03:06.583 --> 01:03:09.583
‫هی! اونجاست.
‫هودی خاکستری.

886
01:03:26.458 --> 01:03:27.458
‫ببخشید.

887
01:03:31.958 --> 01:03:33.583
‫بخاطر پلوپز اومدی؟

888
01:03:37.958 --> 01:03:39.208
‫تو بین‌بوی نیستی؟

889
01:03:53.083 --> 01:03:54.208
‫ببخشید.

890
01:04:09.208 --> 01:04:14.208
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

891
01:04:44.708 --> 01:04:50.958
‫[باغ ایفل]

892
01:05:02.833 --> 01:05:04.958
‫[یومی]

893
01:05:07.208 --> 01:05:09.208
‫[استعفانامه]

894
01:05:27.208 --> 01:05:28.083
‫چطوری؟

895
01:05:28.708 --> 01:05:29.583
‫یومی!

896
01:05:29.708 --> 01:05:32.208
‫تو چی؟
‫خودت خوبی؟

897
01:05:32.333 --> 01:05:33.208
‫من...

898
01:05:36.208 --> 01:05:37.708
‫می‌خوای بریم قهوه بخوریم؟

899
01:05:39.083 --> 01:05:40.208
‫سلام.

900
01:05:41.333 --> 01:05:42.708
‫حالش خوبه؟

901
01:05:42.708 --> 01:05:43.958
‫منظورم یومیه.

902
01:05:44.458 --> 01:05:45.583
‫بله.

903
01:05:46.708 --> 01:05:48.958
‫پشیمونم.
‫که غرورم رو زیر پا نذاشتم.

904
01:05:49.583 --> 01:05:50.583
‫به نظرت میشه یه دقیقه ببینمت؟

905
01:05:50.708 --> 01:05:53.291
‫همینجا منتظر می‌مونم تا بیای پایین.

