
1
00:00:51.750 --> 00:00:56.875
‫[معجزه]

2
00:00:59.500 --> 00:01:00.500
‫من...

3
00:01:03.125 --> 00:01:05.625
‫همین هفته از اینجا میرم.

4
00:01:07.500 --> 00:01:08.375
‫از اینجا میری؟

5
00:01:09.750 --> 00:01:10.500
‫آره.

6
00:01:12.750 --> 00:01:13.625
‫چرا؟

7
00:01:17.250 --> 00:01:18.250
‫بخاطر اینه که

8
00:01:20.250 --> 00:01:22.625
‫بحث ازدواج رو پیش کشیدم؟

9
00:01:26.500 --> 00:01:28.375
‫بیا دفعه بعد راجع‌بهش حرف بزنیم.

10
00:01:29.875 --> 00:01:32.250
‫بریم، هوا سرده.

11
00:01:45.375 --> 00:01:50.375
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

12
00:01:58.375 --> 00:01:59.250
‫یومی.

13
00:02:01.000 --> 00:02:01.875
‫واقعا بخاطر اینه که...

14
00:02:02.750 --> 00:02:05.125
‫این روزها خیلی از خودم شرمسار بودم.

15
00:02:07.000 --> 00:02:09.250
‫منم غرور دارم، می‌دونی.

16
00:02:11.125 --> 00:02:13.375
‫حرفی که الان راجع‌به نقل‌مکان زدم
‫رو جدی نگفتم.

17
00:02:14.250 --> 00:02:17.625
‫منم دوست دارم با تو باشم.
‫پس چرا باید بخوام از اینجا برم؟

18
00:02:30.000 --> 00:02:30.875
‫جدی میگم.

19
00:02:42.625 --> 00:02:43.625
‫واقعا میگم.

20
00:02:50.125 --> 00:02:50.875
‫چی بگیریم؟

21
00:02:51.750 --> 00:02:54.125
‫طعم اصلی‌شون خوبه
‫و همینطورم شکلاتیه.

22
00:02:54.125 --> 00:02:57.125
‫درک نمی‌کنم که چرا مردم برای خوراکی صف می‌کشن.

23
00:02:58.375 --> 00:02:59.750
‫به نظرت وقت تلف کردن نیست؟

24
00:03:01.250 --> 00:03:03.875
‫پس بریم یه چیز دیگه بگیریم؟

25
00:03:04.000 --> 00:03:05.375
‫ولی،

26
00:03:05.875 --> 00:03:08.000
‫الان دیگه یه جورایی مشتاقشم،

27
00:03:08.000 --> 00:03:09.750
‫چون حتما باید خوشمزه باشه، درسته؟

28
00:03:11.125 --> 00:03:12.500
‫بی‌صبرانه منتظرم که امتحان کنم!

29
00:03:16.375 --> 00:03:18.000
‫پس منظورت این بود؟

30
00:03:18.125 --> 00:03:19.000
‫آره!

31
00:03:20.250 --> 00:03:21.500
‫من یه جور دیگه فکر کردم.

32
00:03:22.000 --> 00:03:24.250
‫پس من طعم اصلی‌شون رو می‌گیرم
‫و تو شکلاتیه رو بگیر.

33
00:03:28.250 --> 00:03:29.250
‫خوشمزه‌ست، مگه نه وونگ؟

34
00:03:29.750 --> 00:03:30.750
‫خیلی!

35
00:03:31.375 --> 00:03:34.000
‫وای، کیم یومی باز یه انتخاب محشر کرد!

36
00:03:34.500 --> 00:03:36.750
‫مگه نه؟
‫محبوبیت مکان‌های محبوب دلیلی داره خب!

37
00:03:36.875 --> 00:03:38.125
‫طعم اصلی‌شون رو هم امتحان کن.

38
00:03:39.625 --> 00:03:40.625
‫خوشمزه‌ست؟

39
00:03:40.750 --> 00:03:42.250
‫تو هم این یکی رو امتحان کن.
‫بیا.

40
00:03:44.250 --> 00:03:47.125
‫نظرت چیه؟
‫خیلی خوبه، درسته؟

41
00:03:49.125 --> 00:03:53.000
‫وونگ، خوب بود که بعد از مدت‌ها
‫رفتیم سر قرار.

42
00:03:53.625 --> 00:03:56.375
‫چوروها ارزش صبر کردن رو هم داشتن.

43
00:03:56.500 --> 00:03:57.916
‫بگذریم، باید خسته باشی.

44
00:03:58.000 --> 00:03:59.416
‫شب بخیر و خواب‌های خوب ببینی!

45
00:04:13.250 --> 00:04:15.000
‫آره، به منم خوش گذشت.

46
00:04:15.625 --> 00:04:18.500
‫هوا خیلی خوب بود، کاش دوربینم رو آورده بودم.

47
00:04:19.000 --> 00:04:22.000
‫راستی، اون چورو فروشی رو جستجو کردم،

48
00:04:22.000 --> 00:04:23.750
‫و همونطور که گفته بودی
‫واقعا محبوبه!

49
00:04:24.500 --> 00:04:27.875
‫و 15 دقیقه هم زمان زیادی واسه منتظر موندن نبود.

50
00:04:28.375 --> 00:04:30.625
‫لابد بخاطر کل روز راه رفتن
‫پاهات خسته شدن.

51
00:04:30.750 --> 00:04:33.500
‫تخت بخواب، فردا صبح میام.

52
00:04:33.500 --> 00:04:34.625
‫شب بخیر، یومی.

53
00:04:36.000 --> 00:04:38.000
‫تو چت شده، وونگ؟

54
00:04:47.500 --> 00:04:48.500
‫فکر کنم...

55
00:04:50.750 --> 00:04:53.875
‫یه مدت وقت می‌خوایم تا به خودمون فکر کنیم.

56
00:04:58.875 --> 00:05:00.500
‫نه، نمی‌خوام.

57
00:05:01.500 --> 00:05:03.750
‫- چی؟
‫- نمی‌خوام، نه!

58
00:05:05.125 --> 00:05:07.250
‫بیا این کارو نکنیم، یومی.
‫لطفا؟

59
00:05:09.125 --> 00:05:11.375
‫- وونگ...
‫- یومی، من...

60
00:05:11.500 --> 00:05:13.500
‫روی پیام دادنم کار می‌کنم.
‫حداقل سه خطی پیام میدم،

61
00:05:13.625 --> 00:05:15.125
‫و کلی شکلک هم بهش اضافه می‌کنم!

62
00:05:15.250 --> 00:05:16.250
‫پس لطفا...
‫لطفا؟

63
00:05:16.375 --> 00:05:20.625
‫قول میدم بهتر باشم، پس لطفا این حرف رو نزن.
‫خواهش می‌کنم!

64
00:05:21.875 --> 00:05:22.875
‫نه...

65
00:05:25.500 --> 00:05:26.375
‫نه...

66
00:05:29.125 --> 00:05:30.750
‫هی! پاشو.

67
00:05:31.250 --> 00:05:32.250
‫حالت خوبه؟

68
00:05:32.875 --> 00:05:34.750
‫چرا میگی نه و لطفا؟

69
00:05:36.125 --> 00:05:38.000
‫- چی؟
‫- خوابت برده بود، مگه نه؟

70
00:05:41.000 --> 00:05:43.375
‫وای، لابد بدجور خسته بودی.

71
00:05:46.125 --> 00:05:47.500
‫منم دارم می‌میرم.

72
00:05:50.500 --> 00:05:53.000
‫می‌دونی چیه؟
‫بیا امروز ول کنیم بریم خونه.

73
00:05:53.500 --> 00:05:57.250
‫نمی‌تونن بخاطر اینکه اینو امروز تموم نکردیم
‫اخراج‌مون کنن، درسته؟

74
00:05:57.375 --> 00:05:59.375
‫پس بیا بریم.
‫پالتوت رو بردار.

75
00:06:07.000 --> 00:06:07.750
‫پس می‌بینمت.

76
00:06:09.000 --> 00:06:10.500
‫چرا اینقدر هوا سرده؟

77
00:06:11.375 --> 00:06:12.250
‫یا خدا.

78
00:06:30.500 --> 00:06:31.750
‫یه نون بخارپز لطفا.

79
00:06:31.875 --> 00:06:33.750
‫حتما، 70 سنت میشه.

80
00:06:45.125 --> 00:06:47.625
‫[نون بخارپز خوشمزه: دونه‌ای 70 سنت]

81
00:06:50.125 --> 00:06:54.125
‫[نون بخارپز جولی]

82
00:06:57.750 --> 00:07:00.625
‫[نون بخارپز جولی:
‫دوتا جعبه 20تایی به قیمت 11 دلار]

83
00:07:01.250 --> 00:07:03.125
‫حالا بذار ببینم.

84
00:07:04.125 --> 00:07:07.125
‫هر دونه نون میشه 27 سنت!

85
00:07:07.875 --> 00:07:10.625
‫یعنی به ازای هر نون،

86
00:07:10.625 --> 00:07:13.500
‫43 سنت صرفه‌جویی می‌کنیم، پس...

87
00:07:13.625 --> 00:07:14.500
‫در یک سال میشه...

88
00:07:14.625 --> 00:07:17.125
‫وای!

89
00:07:17.750 --> 00:07:21.125
‫فکر کنم الان یه کشف بزرگ کردم!

90
00:07:22.250 --> 00:07:23.625
‫بیا خودمون بپزیم‌شون!

91
00:07:26.250 --> 00:07:27.750
‫می‌خوام تو خونه نون بخارپز داغ درست کنم...

92
00:07:28.375 --> 00:07:31.000
‫در این حد دیگه پولمون می‌رسه، مگه نه؟

93
00:07:33.000 --> 00:07:34.375
‫800 دلار؟

94
00:07:36.875 --> 00:07:37.875
‫نمی‌خرمش، نه.

95
00:07:38.000 --> 00:07:38.875
‫اوه، چیه؟

96
00:07:39.375 --> 00:07:40.625
‫بخارپز؟

97
00:07:41.250 --> 00:07:42.250
‫تو فکری یکی بخری؟

98
00:07:43.250 --> 00:07:44.750
‫فقط دارم نگاهشون می‌کنم.

99
00:07:44.875 --> 00:07:47.250
‫هی، چرا می‌خوای از اینا بگیری؟

100
00:07:47.375 --> 00:07:49.875
‫اگه نمی‌دونی،

101
00:07:50.000 --> 00:07:51.750
‫باید بگم که مردم برای نون بخارپز
‫از پلوپز استفاده می‌کنن.

102
00:07:54.500 --> 00:07:55.375
‫پلوپز؟

103
00:07:55.375 --> 00:07:57.000
‫نرم و آب‌دار بخارپزشون می‌کنن!

104
00:07:57.041 --> 00:07:58.666
‫تو خونه‌ات پلوپز که داری، مگه نه؟

105
00:07:58.750 --> 00:08:00.125
‫نه، ندارم.

106
00:08:01.250 --> 00:08:02.500
‫پلوپز نداری؟

107
00:08:05.500 --> 00:08:07.250
‫[پلوپز]

108
00:08:07.375 --> 00:08:08.500
‫پلوپز...

109
00:08:13.250 --> 00:08:15.000
‫پلوپز هم خیلی گرونه.

110
00:08:16.000 --> 00:08:19.625
‫ولی واقعا منطقیه که وقتی به ندرت آشپزی می‌کنیم
‫فقط بخاطر نون بخارپز

111
00:08:19.625 --> 00:08:21.875
‫پلوپز بخریم؟

112
00:08:23.000 --> 00:08:25.500
‫از طرفی، پس می‌خوایم با حقوق‌مون چیکار کنیم، درست میگم؟

113
00:08:25.500 --> 00:08:27.750
‫بدهی‌مون رو می‌دیم.

114
00:08:29.875 --> 00:08:32.500
‫درسته، بدهی‌مون رو می‌دیم.

115
00:08:34.500 --> 00:08:36.875
‫درسته!
‫چقدر برای مواقع ضروری کنار بذاریم؟

116
00:08:36.875 --> 00:08:40.750
‫درحال حاضر، صد دلار می‌تونیم خرج کنیم.

117
00:08:40.750 --> 00:08:42.500
‫واقعا؟

118
00:08:42.500 --> 00:08:44.500
‫پس دنبال یه پلوپز دست دوم بگردیم؟

119
00:08:47.875 --> 00:08:49.625
‫هوا سرده.

120
00:08:49.625 --> 00:08:53.000
‫چیکار می‌کنی که همش سرت توی گوشیه؟

121
00:08:53.000 --> 00:08:54.750
‫تو فکر خریدن یه پلوپزم.

122
00:08:55.875 --> 00:08:58.250
‫انگار می‌تونم با صد دلار یه دست دوم خرم.

123
00:08:58.250 --> 00:09:01.875
‫هی. نون‌ها رو بخر بره.
‫بخارپز شده بخرشون!

124
00:09:01.875 --> 00:09:03.125
‫گرون که نیستن.

125
00:09:03.250 --> 00:09:04.500
‫یعنی حتما باید این همه به خودت زحمت بدی
‫و یه پلوپز بخری؟

126
00:09:04.625 --> 00:09:06.000
‫حتی اگه در نهایت دست دوم بخرم،
‫بازم باید بخرم.

127
00:09:06.625 --> 00:09:07.500
‫چرا؟

128
00:09:08.250 --> 00:09:09.125
‫چون دلم می‌خواد.

129
00:09:09.250 --> 00:09:10.750
‫ولی چرا دلت می‌خواد؟

130
00:09:12.125 --> 00:09:13.000
‫چون سرگرمی دیگه‌ای توی زندگیم ندارم.

131
00:09:13.000 --> 00:09:13.875
‫چرا؟

132
00:09:17.750 --> 00:09:19.875
‫هی، این یکی به نظر خوب میاد.

133
00:09:20.500 --> 00:09:23.000
‫[فروشی: یک دستگاه پلوپز نو]

134
00:09:26.500 --> 00:09:27.750
‫پلوپز هنوز موجوده؟

135
00:09:29.500 --> 00:09:31.375
‫بله، هنوز موجوده.

136
00:09:31.500 --> 00:09:33.875
‫کاملا نوئه و هنوز توی کارتنه.

137
00:09:35.750 --> 00:09:37.375
‫همون مدلیه که دنبالش بودم،
‫پس می‌خوام بخرمش.

138
00:09:41.125 --> 00:09:43.125
‫اگه بگم دانشجوئم ارزون‌تر میده؟

139
00:09:43.250 --> 00:09:46.000
‫واقعا سر خریدن این پلوپز جدی‌ای، مگه نه؟

140
00:09:46.875 --> 00:09:48.125
‫چرا بهش نمیگی بچه دبیرستانی هستی؟

141
00:09:48.125 --> 00:09:50.250
‫مطمئنم که اونوقت دست و دلباز رفتار می‌کنه.

142
00:09:50.375 --> 00:09:52.625
‫- هی، وایسا!
‫- اوه، عجله کن.

143
00:09:54.500 --> 00:09:57.125
‫ولی ولی من یه دانش‌آموزم و از لحاظ مالی دستم تنگه.

144
00:09:57.250 --> 00:09:58.375
‫به نظرت می‌تونی به قیمت صد دلار
‫بهم بفروشی؟

145
00:10:00.500 --> 00:10:01.750
‫خب، منم بیکار شدم

146
00:10:01.750 --> 00:10:03.250
‫بنابراین جای چونه زدن نداره، شرمنده.

147
00:10:03.750 --> 00:10:06.500
‫پس 110 دلار چطوره؟
‫خودم میام دنبالش.

148
00:10:07.500 --> 00:10:08.625
‫ببخشید، نه.

149
00:10:10.625 --> 00:10:12.625
‫مذاکره موفقیت‌آمیز نبود.

150
00:10:13.500 --> 00:10:15.500
‫چی؟ بیشتر سعی کن.

151
00:10:15.625 --> 00:10:17.375
‫بهانه "دانش‌آموز بودن" هم شکست خورد.

152
00:10:17.500 --> 00:10:19.125
‫فروشنده بیکاره.

153
00:10:20.250 --> 00:10:22.375
‫چی؟ بیکاره؟

154
00:10:22.375 --> 00:10:26.125
‫مذاکره کردن با افراد بیکار
‫نبردیه که نمیشه درش پیروز شد.

155
00:10:31.625 --> 00:10:35.250
‫120 دلار. اگه خودت بیای دنبالش،
‫می‌تونم پنج دلار کمتر بفروشمش.

156
00:10:35.750 --> 00:10:38.250
‫لعنتی. چقدر خسیسه.

157
00:10:39.875 --> 00:10:40.875
‫داره عصبیم می‌کنه.

158
00:10:41.875 --> 00:10:43.125
‫هی!

159
00:10:45.125 --> 00:10:46.000
‫ببخشید.

160
00:10:47.250 --> 00:10:48.125
‫بس کن، باشه؟

161
00:10:49.000 --> 00:10:50.625
‫پلوپز خونه مامانم که دیگه استفاده نمی‌کنه

162
00:10:50.625 --> 00:10:51.625
‫رو بهت میدم.

163
00:10:52.125 --> 00:10:53.625
‫- لازمش ندارم.
‫- نه، لازمش داری.

164
00:10:53.625 --> 00:10:55.000
‫تا زمانی که نون بخارپز کنن
‫لازم داری، درسته؟

165
00:10:55.125 --> 00:10:58.125
‫نه، دیگه مشکل این نیست.

166
00:10:58.250 --> 00:11:00.625
‫به هر قیمتی که شده
‫باید این پلوپز رو بخرم.

167
00:11:01.125 --> 00:11:02.750
‫دوباره شروع کرد.

168
00:11:03.500 --> 00:11:05.500
‫خدایی از دست این یارو خسته شدم!

169
00:11:06.750 --> 00:11:09.250
‫پس پلوپز رو به قیمت 115 دلار می‌خرم.

170
00:11:12.375 --> 00:11:16.125
‫پنج دلار دیگه رو هم همونجا چونه می‌زنم.

171
00:11:17.500 --> 00:11:18.625
‫من یکم میرم بیرون.

172
00:11:18.750 --> 00:11:20.375
‫کجا داری میری؟

173
00:11:21.625 --> 00:11:23.375
‫- میرم دنبال پلوپزه.
‫- هی، وونگ.

174
00:11:23.875 --> 00:11:27.875
‫خجالت‌آور نیست کسی رو نداری که

175
00:11:28.000 --> 00:11:29.750
‫در شب کریسمس ببینیش؟
‫حتما باید بری پلوپزه رو بگیری؟

176
00:11:29.750 --> 00:11:32.000
‫- آره.
‫- چی، یعنی واقعا می‌خوای...

177
00:11:32.000 --> 00:11:34.125
‫شب کریسمس این کارو کنی، آره؟

178
00:11:36.250 --> 00:11:39.625
‫خدایا، داره بیشتر میره روی مخم.

179
00:11:39.625 --> 00:11:42.250
‫نه. یا نکنه قرار داره؟

180
00:11:49.375 --> 00:11:51.000
‫داره برف میاد.

181
00:11:51.125 --> 00:11:54.000
‫و شب کریسمس هم هست.

182
00:11:56.375 --> 00:12:00.000
‫وونگ شب کریسمس پارسال چیکار می‌کرد؟

183
00:12:00.125 --> 00:12:02.625
‫اصلا لازمه بپرسی؟
‫پیش یومی بود.

184
00:12:04.375 --> 00:12:07.625
‫ولی کریسمس امسال، یومی‌ای درکار نیست.

185
00:12:08.125 --> 00:12:09.875
‫و خونه‌ای هم نداریم.

186
00:12:10.000 --> 00:12:11.625
‫پول هم نداریم.

187
00:12:53.750 --> 00:12:54.875
‫ببخشید.

188
00:12:56.000 --> 00:12:57.750
‫[هشدار: شکستنی می‌باشد]

189
00:13:19.250 --> 00:13:23.125
‫پس بین‌بوی تویی؟

190
00:13:30.375 --> 00:13:31.750
‫چه تصادفی.

191
00:13:34.750 --> 00:13:36.000
‫این چطور ممکنه؟

192
00:13:38.875 --> 00:13:40.000
‫درسته.

193
00:13:41.125 --> 00:13:41.875
‫آخه چطور...

194
00:13:43.875 --> 00:13:47.375
‫تو چیزی که من واسه فروش گذاشته بودم
‫رو انتخاب کردی؟

195
00:13:48.375 --> 00:13:49.625
‫واقعا.

196
00:13:52.125 --> 00:13:53.625
‫هیچوقت انتظار نداشتم که دوباره اینطوری ببینمت.

197
00:13:55.750 --> 00:13:56.750
‫درسته.

198
00:14:00.750 --> 00:14:01.750
‫در چه حالی؟

199
00:14:04.000 --> 00:14:04.875
‫خوبم.

200
00:14:07.000 --> 00:14:08.375
‫روبراهم.

201
00:14:09.500 --> 00:14:10.375
‫تو چی؟

202
00:14:11.375 --> 00:14:12.250
‫من؟

203
00:14:12.750 --> 00:14:15.000
‫حالت خوبه؟

204
00:14:15.875 --> 00:14:17.000
‫در سلامت به سر می‌بری؟

205
00:14:18.000 --> 00:14:21.750
‫واسه من، خب...
‫بالا و پایین‌هایی داشتم.

206
00:14:23.125 --> 00:14:24.250
‫ولی داستانش طولانیه.

207
00:14:26.000 --> 00:14:28.375
‫اتفاقی افتاده؟

208
00:14:30.125 --> 00:14:31.125
‫یه خرده.

209
00:14:33.125 --> 00:14:34.125
‫الان دیگه موهات بلندن.

210
00:14:35.875 --> 00:14:36.875
‫آره.

211
00:14:37.875 --> 00:14:41.125
‫از یه اندازه بودن همیشگی موهام خسته شده بودم.

212
00:14:45.000 --> 00:14:46.000
‫نظرت چیه؟

213
00:14:47.750 --> 00:14:48.750
‫عالی شدی.

214
00:14:50.125 --> 00:14:51.000
‫بهت میاد.

215
00:14:52.875 --> 00:14:56.500
‫موی کوتاه هم به تو میاد.

216
00:15:03.375 --> 00:15:07.125
‫بگذریم، چه تصادفی بهم برخورد کردیم.

217
00:15:07.750 --> 00:15:08.750
‫واقعا.

218
00:15:09.875 --> 00:15:12.875
‫چه تصادفی بود.

219
00:15:14.500 --> 00:15:15.750
‫این...

220
00:15:21.250 --> 00:15:22.625
‫عین یه معجزه می‌مونه.

221
00:15:32.250 --> 00:15:34.625
‫چطوره به جای اینکه توی سرما وایسیم
‫بریم یه قهوه بگیریم و صحبت کنیم؟

222
00:15:36.375 --> 00:15:37.500
‫حتما.

223
00:15:39.000 --> 00:15:39.875
‫بریم.

224
00:15:41.250 --> 00:15:42.250
‫بیا، اینو بده من بیارم.

225
00:16:01.000 --> 00:16:02.875
‫معمولا یومی اینطوری برخورد می‌کرد.

226
00:16:04.000 --> 00:16:05.125
‫مگه نه؟

227
00:16:06.625 --> 00:16:08.125
‫[هشدار: شکستنی می‌باشد]

228
00:16:16.250 --> 00:16:17.125
‫هی!

229
00:16:18.625 --> 00:16:22.125
‫واقعا پلوپزه رو خریدی؟

230
00:16:23.000 --> 00:16:24.000
‫آخر سر چقدر بابتش پول دادی؟

231
00:16:25.500 --> 00:16:26.875
‫سر چونه زدن موفق شدی؟

232
00:16:26.875 --> 00:16:29.250
‫واقعا باور کرد که دانش‌آموزی؟

233
00:16:31.000 --> 00:16:34.750
‫پس بین‌بوی تویی؟

234
00:16:36.375 --> 00:16:37.875
‫چه تصادفی.

235
00:16:40.750 --> 00:16:42.125
‫این چطور ممکنه؟

236
00:16:42.750 --> 00:16:43.625
‫آره،

237
00:16:45.125 --> 00:16:46.500
‫عجب دنیای کوچیکی.

238
00:16:49.625 --> 00:16:51.375
‫در چه حالی؟

239
00:16:53.500 --> 00:16:54.375
‫خوبم.

240
00:16:57.500 --> 00:16:58.625
‫بیا، اینو بگیر.

241
00:16:59.750 --> 00:17:01.250
‫اوه حتما، بدش من.

242
00:17:09.750 --> 00:17:10.625
‫الان دیگه موهات بلندن.

243
00:17:10.625 --> 00:17:14.250
‫واقعا ببخشید، ولی دیگه باید برم.

244
00:17:19.125 --> 00:17:21.250
‫درسته.
‫باید پولت رو بدم.

245
00:17:21.250 --> 00:17:22.375
‫یه لحظه.

246
00:17:25.000 --> 00:17:26.500
‫بیا. 120 دلار.

247
00:17:32.375 --> 00:17:34.125
‫باید پنج دلار بهت پس بدم، درسته؟

248
00:17:34.250 --> 00:17:36.000
‫نه، نمی‌خواد.

249
00:17:37.500 --> 00:17:39.750
‫ولی چرا؟
‫ما سر 115 دلار توافق کرده بودیم.

250
00:17:40.625 --> 00:17:42.625
‫آره، ولی عیب نداره.

251
00:17:44.250 --> 00:17:47.125
‫نه، خوبم داره.

252
00:17:47.125 --> 00:17:48.500
‫این مبلغیه که سرش توافق کرده بودیم.

253
00:17:50.000 --> 00:17:50.875
‫بیا.

254
00:17:53.875 --> 00:17:55.000
‫واقعا لازم نیست.

255
00:18:10.500 --> 00:18:11.625
‫واقعا مجبوری...

256
00:18:11.750 --> 00:18:13.750
‫پس امیدوارم از پلوپز خوشت بیاد.

257
00:18:13.750 --> 00:18:14.750
‫فعلا خدافظ.

258
00:18:32.125 --> 00:18:35.125
‫یومی حق داره اینطوری رفتار کنه.

259
00:18:39.500 --> 00:18:43.125
‫آره، کاملا حق داره.

260
00:19:22.625 --> 00:19:24.375
‫وونگ هم اونطوری بود، مگه نه؟

261
00:19:25.250 --> 00:19:29.125
‫اونم وقتی به یومی پشت کرد،
‫رفتارش سرد بود.

262
00:19:35.750 --> 00:19:37.125
‫ناامید کننده‌ست،

263
00:19:38.875 --> 00:19:41.625
‫ولی درک می‌کنم.

264
00:20:14.250 --> 00:20:20.500
‫[چطور با تو روبه‌رو بشم]

265
00:20:27.000 --> 00:20:29.625
‫سلام!

266
00:20:33.125 --> 00:20:34.250
‫- سلول عشق!
‫- سلول عشق!

267
00:20:36.000 --> 00:20:38.500
‫شب کریسمس تو خونه بابی!

268
00:20:39.125 --> 00:20:42.125
‫می‌دونم که همه‌تون چقدر صبر کردین
‫و برای این روز آماده شدین.

269
00:20:44.250 --> 00:20:47.625
‫و امروز بالاخره همون روزه!

270
00:20:49.375 --> 00:20:51.625
‫لباس امروز یومی هم حرف نداره!

271
00:20:56.250 --> 00:20:57.250
‫اون صدای چیه؟

272
00:21:11.125 --> 00:21:12.750
‫وضعیت اضطراری!
‫وضعیت اضطراری!

273
00:21:13.500 --> 00:21:14.750
‫وونگ پیداش شده!

274
00:21:15.875 --> 00:21:18.250
‫ولی چرا وونگ باید الان پیداش می‌شد؟

275
00:21:18.250 --> 00:21:20.500
‫این یه وضعیت اضطراریه!
‫همگی آروم باشین،

276
00:21:20.625 --> 00:21:21.750
‫و روی تپه جمع بشین.

277
00:21:25.250 --> 00:21:27.125
‫- جریان چیه؟
‫- این چه وضعشه...

278
00:21:27.250 --> 00:21:28.875
‫اوه، چیه؟
‫جریان چیه؟

279
00:21:29.500 --> 00:21:31.000
‫می‌دونم که این همه‌تون رو غافلگیر کرده،

280
00:21:31.125 --> 00:21:34.750
‫ولی باید تصمیم بگیریم که
‫چه برخوردی با وونگ داشته باشیم.

281
00:21:34.750 --> 00:21:36.250
‫گستاخانه یا مودبانه؟

282
00:21:36.375 --> 00:21:37.875
‫فقط یه لحظه واسه تصمیم گرفتن وقت داریم!

283
00:21:38.000 --> 00:21:40.375
‫همگی، درست فکر کنین!

284
00:21:40.500 --> 00:21:42.250
‫اینجاست که مهمه.

285
00:21:42.250 --> 00:21:45.500
‫از الان دارم بهت هشدار میدم،
‫بهتره تو همچین لحظه حیاتی‌ای

286
00:21:45.500 --> 00:21:46.375
‫چرت و پرت ازت نشنوم!

287
00:21:46.500 --> 00:21:49.625
‫معلومه که نه!
‫اگه دیگه مراقب نباشیم، ممکنه سعی کنه

288
00:21:49.750 --> 00:21:51.500
‫همینجا و همین الان چونه بزنه!

289
00:21:51.500 --> 00:21:54.375
‫حتی ممکنه پنج دلار دیگه تخفیف بخواد!

290
00:21:55.000 --> 00:21:57.625
‫پس چشم‌هاتون رو خوب باز کنین!

291
00:21:59.000 --> 00:22:01.750
‫یعنی تا حالا نشده که آدم رو ناامید کنی.

292
00:22:11.625 --> 00:22:13.250
‫چطور ممکنه تو همچین روزی

293
00:22:13.375 --> 00:22:14.875
‫و تو همچین جایی دوباره همدیگه رو ببینن؟

294
00:22:14.875 --> 00:22:17.250
‫این چطور ممکنه؟

295
00:22:18.375 --> 00:22:21.250
‫تعجبی هم نداره که سر فروختن پلوپز
‫خیلی اشتیاق نداشتیم!

296
00:22:22.625 --> 00:22:25.625
‫با اینحال، نباید اجازه بدیم که این اتفاق
‫تو همچین روزی حالش رو خراب کنه.

297
00:22:25.750 --> 00:22:29.000
‫یه رفتار گرم و مودبانه انتخاب درستیه.

298
00:22:29.125 --> 00:22:30.875
‫گرم؟ مودبانه؟

299
00:22:31.000 --> 00:22:33.500
‫یادت رفته آخرین لحظاتی که باهم بودن
‫چطوری بود؟

300
00:22:33.625 --> 00:22:35.500
‫آروم باش، سلول غرور.

301
00:22:35.625 --> 00:22:36.875
‫الان وقت عصبانی شدن نیست.

302
00:22:36.875 --> 00:22:38.000
‫بچه‌ها!

303
00:22:39.250 --> 00:22:41.250
‫چطوره برای کمک به این روی بیاریم؟

304
00:22:41.375 --> 00:22:43.375
‫راهنمایی در خصوص برخورد با عشق سابق‌تان.

305
00:22:43.500 --> 00:22:45.500
‫توی کتابخونه پیداش کردم!

306
00:22:46.000 --> 00:22:47.500
‫بذار ببینم.

307
00:22:48.750 --> 00:22:52.625
‫"وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرین که

308
00:22:52.625 --> 00:22:54.750
‫نمی‌تونی از عشق سابقتون اجتناب کنین،
‫همه‌چیز رو به سلول منطقی بسپارین".

309
00:22:55.875 --> 00:22:56.625
‫من؟

310
00:22:58.000 --> 00:23:02.250
‫همونطور که فکر می‌کردم، من تنها سلولی‌ام که
‫از پس همچین مأموریت‌های مهمی برمیاد!

311
00:23:03.500 --> 00:23:06.750
‫نوشته که تو بهترین سلول برای این کار هستی،

312
00:23:06.750 --> 00:23:08.125
‫چون نحوه گفتارت اصلا دوستانه نیست.

313
00:23:08.875 --> 00:23:13.000
‫ظاهراً، تا زمانی که طبق شعارت عمل کنی
‫همه‌چیز باید حل بشه!

314
00:23:13.125 --> 00:23:14.375
‫شعار من؟

315
00:23:15.375 --> 00:23:17.500
‫ولی شعار من اینه:

316
00:23:19.500 --> 00:23:21.000
‫"ساده و کوتاه نگهش دار".

317
00:23:21.125 --> 00:23:22.500
‫در چه حالی؟

318
00:23:24.000 --> 00:23:26.625
‫خوبم.

319
00:23:28.750 --> 00:23:30.000
‫بیا، اینو بگیر.

320
00:23:30.625 --> 00:23:33.375
‫آفرین، یومی!
‫فقط باید همینطوری ادامه بدی.

321
00:23:33.375 --> 00:23:35.625
‫ساده و کوتاه نگهش دار،
‫بدون درگیر کردن احساسات.

322
00:23:38.125 --> 00:23:40.250
‫باید پنج دلار بهت پس بدم، درسته؟

323
00:23:40.375 --> 00:23:42.125
‫نه، نمی‌خواد.

324
00:23:42.250 --> 00:23:44.500
‫ولی چرا؟
‫ما سر 115 دلار توافق کرده بودیم.

325
00:23:45.250 --> 00:23:47.250
‫آره، ولی عیب نداره.

326
00:23:47.375 --> 00:23:50.250
‫نه، خوبم داره.

327
00:23:50.375 --> 00:23:51.875
‫این مبلغیه که سرش توافق کرده بودیم.

328
00:23:53.125 --> 00:23:54.250
‫بیا.

329
00:23:56.125 --> 00:23:57.250
‫واقعا لازم نیست.

330
00:24:02.875 --> 00:24:04.500
‫میگه لازم نیست!

331
00:24:05.125 --> 00:24:07.500
‫بیا پول رو بذاریم توی جیب‌مون، یومی!

332
00:24:07.625 --> 00:24:11.250
‫پنج دلار...
‫باهاش میشه دو بسته جوانه ماش خرید!

333
00:24:11.750 --> 00:24:14.625
‫به نظرت الان چی مهمه؟

334
00:24:16.750 --> 00:24:19.250
‫من خیلی جون کندم تا بیام بالا!

335
00:24:27.250 --> 00:24:30.250
‫پس امیدوارم از پلوپز خوشت بیاد.

336
00:24:36.625 --> 00:24:40.500
‫خیلی‌خب، چطوره؟
‫کوتاه، ساده و خونسرد برخورد کردیم.

337
00:24:40.625 --> 00:24:44.250
‫ولی بخاطر اینه که موهاش رو کوتاه کرده؟

338
00:24:44.250 --> 00:24:46.500
‫وونگ خیلی به نظر داغون میاد.

339
00:24:46.625 --> 00:24:49.875
‫و بخاطر همین هم خیلی خفن‌تر شده.

340
00:24:49.875 --> 00:24:52.875
‫قبلا اصلا تو خونه‌اش غذا نمی‌پخت.

341
00:24:53.000 --> 00:24:54.375
‫پس چرا پلوپز خرید؟

342
00:24:54.375 --> 00:24:56.125
‫چرا؟ چرا؟

343
00:24:56.125 --> 00:24:58.125
‫و اصلا چرا امروز؟

344
00:25:00.125 --> 00:25:01.125
‫اوه، از کجا معلوم.

345
00:25:02.000 --> 00:25:03.500
‫مطمئنم که دلایل خودش رو داره.

346
00:25:05.250 --> 00:25:06.625
‫بیا به اون فکر نکنیم.

347
00:25:18.125 --> 00:25:19.750
‫[فروش 50 درصد تخفیفی کریسمس]

348
00:25:19.875 --> 00:25:23.375
‫با اینحال، چرا به نظر لاغر میومد،

349
00:25:23.500 --> 00:25:25.875
‫انگار زندگی به کامش نیست؟

350
00:25:26.000 --> 00:25:28.750
‫نه بابا.
‫خودش گفت که همه‌چی روبراهه.

351
00:25:28.875 --> 00:25:29.625
‫صبر کنین، وایسین!

352
00:25:30.375 --> 00:25:31.750
‫یادتون میاد؟

353
00:25:31.875 --> 00:25:33.625
‫پوستری که سعی کردیم واسه وونگ پس بفرستیم!

354
00:25:34.125 --> 00:25:37.000
‫[برگشت خورده به فرستنده: در محل حضور نداشت]

355
00:25:37.750 --> 00:25:39.500
‫چرا برگشت خورده؟

356
00:25:40.875 --> 00:25:42.750
‫اون پوستر برامون برگشت خورده بود.

357
00:25:42.750 --> 00:25:44.625
‫قطعا یه مشکلی وجود داشت!

358
00:25:45.375 --> 00:25:47.625
‫دفترشون رو جابه‌جا کردن؟

359
00:25:48.250 --> 00:25:51.750
‫بله، اون موقع فکر کردیم که جابه‌جا شدن.

360
00:25:51.750 --> 00:25:54.125
‫ولی اگه دلیل دیگه‌ای داشته چی؟

361
00:25:54.250 --> 00:25:56.625
‫چه دلیل دیگه‌ای؟

362
00:26:07.125 --> 00:26:09.625
‫[ایمرویی]

363
00:26:09.750 --> 00:26:12.500
‫آخرین روزمون در استودیوی عزیزمون.

364
00:26:13.000 --> 00:26:15.000
‫اون یه جابه‌جایی ساده نبود.

365
00:26:15.125 --> 00:26:18.250
‫اسم شرکت رو جستجو کن
‫و ببین آدرس جدید داره.

366
00:26:23.250 --> 00:26:24.125
‫[استودیوی اس‌ال‌وی تعطیل شده است]

367
00:26:24.125 --> 00:26:25.375
‫تعطیل شده؟

368
00:26:26.000 --> 00:26:28.125
‫تعطیل شده؟ چرا؟

369
00:26:28.250 --> 00:26:30.750
‫اصلا لازمه که بپرسی؟
‫یادت نمیاد

370
00:26:30.750 --> 00:26:32.875
‫که حتی مجبور شد خونه‌اش رو بفروشه
‫تا پول دستش بیاد؟

371
00:26:37.625 --> 00:26:41.000
‫چون نمی‌تونستن سرپا نگهش دارن
‫تعطیلش کردن.

372
00:26:41.125 --> 00:26:44.875
‫نه! مطمئنم که یادم میاد گفت
‫یه قرارداد بزرگ بستن.

373
00:26:45.000 --> 00:26:47.000
‫یه پروژه بزرگ بهم پیشنهاد دادن.

374
00:26:47.875 --> 00:26:48.750
‫واقعا؟

375
00:26:48.750 --> 00:26:52.625
‫منم از این فرصت غیرمنتظره جا خوردم.

376
00:26:54.250 --> 00:26:55.625
‫واقعا انتظارش رو نداشتم.

377
00:26:56.250 --> 00:26:58.375
‫حتی پُزش رو هم می‌داد،
‫اونم با افتخار.

378
00:26:58.500 --> 00:27:01.625
‫- درسته. منم شنیدم.
‫- آره.

379
00:27:01.625 --> 00:27:03.375
‫پس چرا باید تعطیل بشن؟

380
00:27:03.875 --> 00:27:05.875
‫اخیراً اتفاقی براش افتاده؟

381
00:27:06.000 --> 00:27:10.125
‫خیلی‌خب، اجازه بدین نتیجه‌گیری‌هایی انجام بدم.

382
00:27:15.125 --> 00:27:16.250
‫با دقت تاریخ رو نگاه کنین!

383
00:27:16.250 --> 00:27:19.125
‫روزی که یومی از وونگ جدا شد
‫17ام جولای بود.

384
00:27:19.125 --> 00:27:21.500
‫و روزی که لوئی این پست رو گذاشته
‫24 جولای بوده.

385
00:27:21.625 --> 00:27:23.375
‫این کلا یک هفته بعدشه!

386
00:27:23.500 --> 00:27:24.625
‫[فقط یک هفته اختلاف]

387
00:27:26.250 --> 00:27:28.500
‫به عبارتی دیگه، بعد از اینکه ادعا کردن
‫قرارداد بزرگی بستن،

388
00:27:28.625 --> 00:27:31.250
‫طی یک هفته شرکت رو تعطیل کردن.

389
00:27:31.375 --> 00:27:33.750
‫یعنی میگی که وونگ بهمون دروغ گفته؟

390
00:27:33.875 --> 00:27:34.875
‫ولی چرا؟

391
00:27:35.000 --> 00:27:38.500
‫به شهادت سلولی که وونگ رو خوب می‌شناسه
‫نیاز داریم.

392
00:27:41.250 --> 00:27:42.500
‫سلول عشق!

393
00:27:44.500 --> 00:27:45.500
‫خب...

394
00:27:46.875 --> 00:27:50.875
‫وونگ آدم شوخی بود و خیلی شوخی می‌کرد.

395
00:27:51.375 --> 00:27:54.125
‫عاشق جوک خوب بود
‫و وقتی اوضاع جدی می‌شد بدش میومد.

396
00:27:54.250 --> 00:27:56.625
‫منظورت اینه که وونگ

397
00:27:56.625 --> 00:27:58.875
‫همیشه آدم شادی بود، آره؟

398
00:28:00.000 --> 00:28:01.375
‫دقیقا که نه.

399
00:28:02.000 --> 00:28:05.625
‫اون آدمی بود که هیچوقت جنبه تاریکش رو نشون نمی‌داد.

400
00:28:09.375 --> 00:28:12.375
‫فقط می‌خواست چیزهایی رو نشون یومی بده

401
00:28:12.500 --> 00:28:14.125
‫که خودش می‌خواد.

402
00:28:21.875 --> 00:28:23.500
‫"وقتی صحبت ازدواج رو پیش کشید،

403
00:28:24.375 --> 00:28:26.500
‫وونگ نمی‌تونست چیزی بگه.

404
00:28:27.000 --> 00:28:31.750
‫چون نمی‌خواست فقیر بودنش رو نشونش بده".

405
00:28:36.375 --> 00:28:38.375
‫اینقدر این چیزها رو ننویس!

406
00:28:38.375 --> 00:28:41.875
‫با همه‌تونم، بس کنین.
‫اینقدر به اون فکر نکنین، باشه؟

407
00:28:41.875 --> 00:28:43.000
‫تو هم همینطور!

408
00:28:43.125 --> 00:28:45.500
‫چرا بعد از این همه زمان
‫داری همچین چیزی رو پیگیری می‌کنی؟

409
00:28:45.625 --> 00:28:47.625
‫الان فهمیدن حقیقت هیچی رو عوض نمی‌کنه!

410
00:28:47.750 --> 00:28:51.000
‫یومی دیگه از وونگ جدا شده، یادتونه که؟

411
00:28:55.375 --> 00:28:57.250
‫ما تمام تلاش‌مون رو کردیم.

412
00:28:57.375 --> 00:28:59.125
‫اصلا کاری هست که یومی براش نکرده باشه؟

413
00:29:05.250 --> 00:29:07.000
‫تنها کاری که براش انجام ندادم...

414
00:29:18.125 --> 00:29:20.000
‫"حالا که تمام لحظات سخت رو پشت سر گذاشتیم،

415
00:29:20.000 --> 00:29:21.625
‫فقط لحظات خوب در انتظار ما هستن.

416
00:29:21.750 --> 00:29:23.000
‫پس بیا شاد باشیم".

417
00:29:24.875 --> 00:29:26.875
‫این بود که وقتی بیشتر از همیشه بهم نیاز داشت،

418
00:29:27.375 --> 00:29:28.875
‫کنارش نبودم.

419
00:30:51.500 --> 00:30:54.500
‫اوه، درسته.
‫یومی گفت که پیتزا رو درست می‌کنه.

420
00:30:58.375 --> 00:31:00.000
‫باید سریعا اینو خرابش کنم.

421
00:31:05.250 --> 00:31:06.875
‫پس چرا اینقدر طولش داده؟

422
00:31:10.000 --> 00:31:13.750
‫[اتوبوس شهری]

423
00:31:17.000 --> 00:31:21.250
‫[ایستگاه اتوبوس دهکده هویندول]

424
00:31:27.250 --> 00:31:29.500
‫[بابی]

425
00:31:36.000 --> 00:31:38.875
‫سلام، بابی.
‫تازه از اتوبوس پیاده شدم.

426
00:31:39.875 --> 00:31:42.625
‫بچه‌ها، بابی منتظر یومیه.

427
00:31:42.750 --> 00:31:45.500
‫شب کریسمس تو خونه بابی!

428
00:31:45.625 --> 00:31:48.250
‫یادتونه که چقدر منتظر این روز بودیم؟

429
00:31:48.375 --> 00:31:50.625
‫ولی آب و هوای یومی خیلی عالی نیست،

430
00:31:50.750 --> 00:31:53.250
‫اگه همه‌مون بتونیم قوّت‌مون رو
‫روی همدیگه بذاریم...

431
00:31:54.750 --> 00:31:57.000
‫آره!
‫بیاین قوّت‌مون رو روی همدیگه!

432
00:31:58.750 --> 00:32:01.125
‫- چرا فقط شما سه‌تا اومدین؟
‫- آره، فقط سه نفریم.

433
00:32:01.250 --> 00:32:02.500
‫بقیه کجا رفتن؟

434
00:32:02.500 --> 00:32:03.625
‫همه‌شون رفتن خونه.

435
00:32:03.625 --> 00:32:06.875
‫از وقتی که با وونگ برخورد کردیم
‫هوا ابری شده بود،

436
00:32:07.000 --> 00:32:09.750
‫و حالا که داره بارون میاد
‫همه رفتن خونه.

437
00:32:09.875 --> 00:32:12.000
‫کدوم مهمونی توی این هوا؟

438
00:32:13.000 --> 00:32:14.625
‫- بچه‌ها!
‫- من که حوصله‌اش رو ندارم.

439
00:32:15.125 --> 00:32:18.500
‫بچه‌ها، وایسین!
‫صبر کنین، اینطوری نمیشه. نرین!

440
00:32:19.000 --> 00:32:20.000
‫کجا می‌رین؟

441
00:32:25.125 --> 00:32:26.750
‫به نظرت فقط ما چهار نفر
‫می‌تونیم اوقات خوشی

442
00:32:26.875 --> 00:32:28.375
‫با بابی داشته باشیم؟

443
00:32:28.875 --> 00:32:30.125
‫شاید...

444
00:32:30.125 --> 00:32:33.625
‫نه! باید توانایی‌هامون رو روی همدیگه بذاریم،
‫حتی اگه خودمون تنها باشیم!

445
00:32:33.625 --> 00:32:34.500
‫- چی؟
‫- ترسوندیم.

446
00:32:34.625 --> 00:32:36.625
‫باید شاد باشیم!

447
00:32:36.750 --> 00:32:38.625
‫بیاین تحمل کنیم، بچه‌ها!

448
00:32:39.500 --> 00:32:41.750
‫بزن بریم، یومی!

449
00:32:44.125 --> 00:32:45.875
‫- بزن بریم، یومی!
‫- بزن بریم، یومی!

450
00:32:46.750 --> 00:32:47.875
‫به زودی می‌رسم.

451
00:32:48.500 --> 00:32:49.375
‫بیام دنبالت؟

452
00:32:49.500 --> 00:32:51.000
‫نه، نمی‌خواد زحمت بکشی.

453
00:32:51.125 --> 00:32:52.000
‫خیلی طولش نمیدم.

454
00:32:53.250 --> 00:32:56.125
‫صبر کن.
‫پس هنوزم نزدیک فروشگاه شبانه‌روزی هستی، آره؟

455
00:32:56.250 --> 00:32:57.500
‫فروشگاه شبانه‌روزی؟

456
00:32:58.125 --> 00:32:59.125
‫آره.

457
00:32:59.125 --> 00:33:01.750
‫پس میشه یکم شکر بگیری؟
‫شکر تموم کردیم.

458
00:33:01.750 --> 00:33:02.750
‫باشه.

459
00:33:02.750 --> 00:33:05.000
‫منظورت شکر سفیده دیگه، درسته؟

460
00:33:05.125 --> 00:33:06.125
‫خیلی‌خب، خدافظ.

461
00:33:11.250 --> 00:33:14.000
‫این اولین کریسمس اون با بابیـه.

462
00:33:14.500 --> 00:33:16.250
‫بیاین خاطرات خوبی بسازیم، بچه‌ها.

463
00:33:16.375 --> 00:33:18.750
‫معلومه که باید این کارو کنیم!

464
00:33:20.500 --> 00:33:23.500
‫منم مشتاقم که ببینم بابی واسه یومی چی گرفته!

465
00:33:25.625 --> 00:33:26.500
‫برق قطع شد؟

466
00:33:31.125 --> 00:33:32.000
‫چرا یهو اینطوری شد؟

467
00:33:34.875 --> 00:33:36.500
‫منم یه خرده ترسیدم.

468
00:33:36.625 --> 00:33:38.000
‫همگی، نزدیک هم بشین.
‫این یه جورایی ترسناکه.

469
00:33:38.625 --> 00:33:41.750
‫ولی شما کنجکاو نیستین؟

470
00:33:45.375 --> 00:33:47.000
‫- دست‌هات رو بذار روی سرت!
‫- سلول احساساتی.

471
00:33:47.000 --> 00:33:49.875
‫چون من نمی‌تونم از فکر...

472
00:33:50.375 --> 00:33:51.375
‫وونگ در بیام.

473
00:33:51.500 --> 00:33:54.750
‫ولی خودت بودی که گفتی
‫بیاین بهش فکر نکنیم.

474
00:33:54.875 --> 00:33:56.375
‫بازم...

475
00:33:58.000 --> 00:33:59.750
‫نمی‌تونم از فکرش در بیام!

476
00:34:04.000 --> 00:34:06.000
‫- سلام.
‫- سلام.

477
00:34:15.625 --> 00:34:18.875
‫بیا حداقلش کریسمس رو بهش تبریک بگیم.

478
00:34:19.750 --> 00:34:22.250
‫آخه وضعیتش خیلی بدتر از قبل شده.

479
00:34:22.750 --> 00:34:23.750
‫بیخیال.

480
00:34:24.250 --> 00:34:27.375
‫ولی ما خبر نداشتیم
‫و این همه مدت ازش بدمون میومد.

481
00:34:27.500 --> 00:34:29.125
‫ولی وقتی بهم نمی‌گفت
‫چطور باید می‌دونستم؟

482
00:34:33.125 --> 00:34:36.375
‫به نظرم اون موقعی خیلی باهاش سنگدلانه رفتار کردیم.

483
00:34:41.375 --> 00:34:43.000
‫آخه شب کریسمسه، مگه نه؟

484
00:34:43.500 --> 00:34:46.000
‫فراموشش کن.
‫ما که شماره وونگ رو پاک کردیم، یادته؟

485
00:34:46.125 --> 00:34:47.875
‫می‌دونم که هنوزم شماره رو حفظی!

486
00:34:47.875 --> 00:34:50.250
‫نه، نیستم.
‫یادم رفته.

487
00:34:51.000 --> 00:34:53.125
‫می‌تونیم توی برنامه بهش پیام بدیم.

488
00:34:56.875 --> 00:34:57.875
‫حالت خوبه؟

489
00:34:57.875 --> 00:35:00.375
‫تو خیلی رقت‌انگیزی، وونگ.

490
00:35:01.125 --> 00:35:03.000
‫- چی؟
‫- بسه دیگه، باشه؟

491
00:35:03.125 --> 00:35:04.625
‫دیگه آبرویی برات نمونده.

492
00:35:06.375 --> 00:35:07.750
‫آخه بعد از این همه مدت
‫می‌خوای چیکار کنی؟

493
00:35:08.750 --> 00:35:11.875
‫ببین، وونگ.
‫اصلا نمی‌فهمم چی میگی.

494
00:35:13.875 --> 00:35:15.000
‫چیه، به این زودی داری میری؟

495
00:35:16.000 --> 00:35:16.875
‫فردا می‌بینمت.

496
00:35:18.125 --> 00:35:20.500
‫وونگ، پلوپزت رو نمی‌بری؟

497
00:35:21.000 --> 00:35:23.500
‫درسته!
‫امروز صبح، سه‌یی...

498
00:35:40.625 --> 00:35:42.625
‫وونگ؟
‫امروز کارت تموم شده، آره؟

499
00:35:44.250 --> 00:35:46.625
‫بعداً میای خونه‌ام نوشیدنی بخوریم، درسته؟

500
00:35:46.625 --> 00:35:47.750
‫لوئی هم گفت که میاد.

501
00:35:50.875 --> 00:35:53.750
‫عشقم هم میگه می‌خواد ببینتت.

502
00:35:54.500 --> 00:35:55.500
‫واسه امشب برنامه دارم.

503
00:35:55.625 --> 00:35:56.625
‫جدی؟

504
00:35:56.750 --> 00:35:58.375
‫آره، دارم.

505
00:35:58.875 --> 00:35:59.750
‫ببخشید.

506
00:36:00.500 --> 00:36:01.875
‫که اینطور.
‫پس باشه.

507
00:36:02.750 --> 00:36:04.125
‫[درها درحال باز شدن می‌باشند]

508
00:36:04.250 --> 00:36:05.500
‫کریسمس مبارک.

509
00:36:07.500 --> 00:36:08.875
‫کریسمس مبارک.

510
00:36:17.625 --> 00:36:19.500
‫[درها درحال بسته شدن هستند]

511
00:36:20.250 --> 00:36:21.625
‫[مراقب دست‌هایتان باشید]

512
00:36:26.625 --> 00:36:28.250
‫وونگ برنامه‌ای داره؟

513
00:36:28.250 --> 00:36:30.875
‫معلومه که نداره.

514
00:36:31.375 --> 00:36:33.125
‫پس الان کجا بریم؟

515
00:36:34.000 --> 00:36:35.500
‫خونه، مگه جای دیگه‌ای هم هست؟

516
00:36:36.250 --> 00:36:38.750
‫به اون مرغ‌دونی بریم؟
‫الان؟

517
00:36:40.250 --> 00:36:43.000
‫ولی شب کریسمسه.

518
00:36:43.500 --> 00:36:45.000
‫پس دیگه باید چیکار کنیم؟

519
00:36:46.750 --> 00:36:48.250
‫بریم یه قدمی بزنیم.

520
00:36:49.750 --> 00:36:52.000
‫به کجا و چقدر؟

521
00:36:52.750 --> 00:36:56.250
‫تا اینکه بتونه دلش به حالش نسوزه.

522
00:37:02.375 --> 00:37:05.750
‫اونقدر جا خورده بودم که یادم رفت
‫درست و حسابی باهات احوال‌پرسی کنم.

523
00:37:05.875 --> 00:37:07.375
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

524
00:37:07.375 --> 00:37:08.375
‫کریسمس مبارک.

525
00:37:22.125 --> 00:37:24.000
‫[1224]

526
00:37:29.125 --> 00:37:32.125
‫[یک هفته قبل از جدایی از یومی]

527
00:37:49.875 --> 00:37:50.750
‫الو؟

528
00:37:51.375 --> 00:37:52.875
‫سلام، سه‌یی.

529
00:37:54.875 --> 00:37:56.000
‫تو فکر...

530
00:37:57.375 --> 00:37:59.000
‫پیشنهادی که داده بودی بودم.

531
00:38:00.500 --> 00:38:01.625
‫هنوزم برقراره؟

532
00:38:02.125 --> 00:38:03.125
‫پیشنهاد؟

533
00:38:03.875 --> 00:38:05.625
‫پیشنهاد کار کردن توی شرکتتون.

534
00:38:06.250 --> 00:38:08.375
‫معلومه، بهت که گفتم.

535
00:38:10.625 --> 00:38:15.000
‫ولی یه شرط داره.
‫لوئی هم باید باهام بیاد.

536
00:38:17.000 --> 00:38:18.250
‫این تنها شرط منه.

537
00:38:21.000 --> 00:38:24.125
‫خب، در چه حالی؟

538
00:38:25.000 --> 00:38:27.750
‫من؟
‫یه پروژه بزرگ بهم پیشنهاد دادن.

539
00:38:28.625 --> 00:38:29.875
‫واقعا؟

540
00:38:30.000 --> 00:38:33.250
‫منم از این فرصت غیرمنتظره جا خوردم.

541
00:38:34.875 --> 00:38:36.375
‫واقعا انتظارش رو نداشتم.

542
00:38:37.000 --> 00:38:40.000
‫هی، این عالیه.
‫تبریک میگم.

543
00:38:41.000 --> 00:38:41.875
‫ممنون.

544
00:38:42.625 --> 00:38:44.750
‫به نظرم فرصت خوبیه
‫و فقط هم نه بخاطر پولش.

545
00:38:44.875 --> 00:38:46.625
‫الان چی گفت؟

546
00:38:48.125 --> 00:38:49.625
‫همش دروغه!

547
00:38:49.750 --> 00:38:53.000
‫من نمی‌خوام به یومی دروغ بگم...

548
00:38:53.000 --> 00:38:56.250
‫پس باید بهش بگیم که چون کاملا ورشکست شدیم

549
00:38:56.250 --> 00:38:58.000
‫به زودی قراره تعطیل بشیم؟

550
00:38:59.125 --> 00:39:00.125
‫سلول غرور!

551
00:39:00.625 --> 00:39:03.750
‫حتما باید بگی؟
‫هیچ غروری نداری؟

552
00:39:05.750 --> 00:39:09.125
‫سلول اصلی وونگ، سلول غروره.

553
00:39:09.250 --> 00:39:11.000
‫[خوابگاه دانشجویی]

554
00:39:39.125 --> 00:39:41.000
‫یومیـه! بیا جواب بدیم.
‫زود باش!

555
00:39:41.125 --> 00:39:42.625
‫بیا تا قطع نکرده جواب بدیم.

556
00:39:44.375 --> 00:39:49.125
‫[یومی]

557
00:39:49.125 --> 00:39:51.500
‫اوه، چیه؟
‫چرا قطع کردی؟

558
00:39:54.625 --> 00:39:56.250
‫داری چیکار می‌کنی؟

559
00:39:59.625 --> 00:40:01.875
‫همش چند ساعت که از هم جدا شدین.

560
00:40:02.000 --> 00:40:03.875
‫به این زودی ضعیف شدی؟

561
00:40:05.750 --> 00:40:07.875
‫تازشم، وونگ ازش جدا شد!

562
00:40:09.000 --> 00:40:11.750
‫اونوقت غرور اون چی؟

563
00:40:14.125 --> 00:40:15.250
‫موهام؟

564
00:40:17.500 --> 00:40:20.125
‫چون هوا گرمه کوتاه کردم.
‫تابستونه دیگه.

565
00:40:20.125 --> 00:40:22.375
‫آها.
‫خیلی بهت میاد.

566
00:40:24.000 --> 00:40:25.125
‫ببخشید، یه لحظه منو ببخشید.

567
00:40:29.000 --> 00:40:30.750
‫هی، تو که واسه مصاحبه کاری
‫موهات رو کوتاه کردی.

568
00:40:32.000 --> 00:40:33.500
‫خب، بخاطر اونم هست.

569
00:40:35.375 --> 00:40:36.250
‫هی، حالت خوبه؟

570
00:40:37.750 --> 00:40:40.125
‫هی، این وسط فقط من که ورشکست نشدم.
‫تو هم شدی!

571
00:40:41.625 --> 00:40:43.500
‫ولی خب سهم من بیشتر بود.

572
00:40:44.750 --> 00:40:46.250
‫با اینحال، به نظرت تو در موقعیتی هستی
‫که نگران من باشی؟

573
00:40:46.750 --> 00:40:48.375
‫نه، منظورم جدا شدنت از یومیـه.

574
00:40:52.000 --> 00:40:54.000
‫- خوبم!
‫- دروغگو.

575
00:40:54.000 --> 00:40:55.875
‫اصلا از جدا شدن ازش پشیمون نیستم.
‫واقعا میگم!

576
00:40:57.000 --> 00:40:58.375
‫واقعا جدی میگم.

577
00:41:00.875 --> 00:41:02.500
‫خدایا، تو خیلی سنگدلی.

578
00:41:03.875 --> 00:41:07.250
‫سلول غرور وونگ واقعا قدرت‌های خارق‌العاده‌ای داشت.

579
00:41:18.750 --> 00:41:21.625
‫غرور محرک وونگ در زندگی بود،

580
00:41:25.750 --> 00:41:28.625
‫ولی خیلی وقت‌ها، به ضررش تموم می‌شد.

581
00:41:28.750 --> 00:41:31.875
‫[یومی]

582
00:41:32.000 --> 00:41:33.125
‫[اونقدر جا خورده بودم که یادم رفت
‫درست و حسابی باهات احوال‌پرسی کنم.

583
00:41:33.250 --> 00:41:34.500
‫امیدوارم حالت خوب باشه، کریسمس مبارک]

584
00:41:38.125 --> 00:41:39.000
‫بخاطر همین...

585
00:41:45.125 --> 00:41:47.000
‫سلول غرور، عجله کن!

586
00:41:47.625 --> 00:41:49.500
‫خب، کجا داریم می‌ریم؟

587
00:41:50.250 --> 00:41:51.500
‫وقتی برسیم می‌فهمی.

588
00:41:53.000 --> 00:41:54.250
‫واقعا جای قشنگیه.

589
00:41:59.250 --> 00:42:01.500
‫رسیدیم.
‫عجب منظره قشنگیه، مگه نه؟

590
00:42:02.750 --> 00:42:04.875
‫یه کوه دیگه‌ست که.

591
00:42:05.375 --> 00:42:07.875
‫اونجا رو نگاه کن.
‫اونجا!

592
00:42:19.000 --> 00:42:20.875
‫این چیه؟
‫چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟

593
00:42:21.000 --> 00:42:22.500
‫سلول غرور، متاسفم.

594
00:42:23.000 --> 00:42:24.375
‫ولی لطفا توی این یکی دخالت نکن!

595
00:42:26.000 --> 00:42:27.625
‫سلول عشق، چیکار می‌کنی؟

596
00:42:27.625 --> 00:42:29.375
‫فوراً منو باز کن!

597
00:42:29.375 --> 00:42:31.750
‫اصلا قصد داری بدون من چیکار کنی؟

598
00:42:32.250 --> 00:42:33.750
‫وایسا!

599
00:42:39.875 --> 00:42:42.375
‫سلول عشق!
‫فکر نکن که به خواسته‌ات می‌رسی!

600
00:42:42.500 --> 00:42:44.375
‫من سلول اصلی وونگ‌ام!

601
00:43:01.250 --> 00:43:05.250
‫ما به سلول اصلی‌ای که کمکی به وونگ نمی‌کنه
‫احتیاج نداریم!

602
00:43:06.250 --> 00:43:08.250
‫وونگ الان خوشحال نیست.

603
00:43:09.250 --> 00:43:12.250
‫از وقتی که از یومی جدا شده.

604
00:43:18.375 --> 00:43:21.000
‫من دیگه به حرفت گوش نمیدم!

605
00:43:23.375 --> 00:43:26.500
‫سلول عشق!
‫داری اشتباه می‌کنی!

606
00:43:29.125 --> 00:43:30.125
‫اون شب کریسمس،

607
00:43:31.625 --> 00:43:35.000
‫وونگ بالاخره غرورش رو کنار زد.

608
00:43:36.500 --> 00:43:39.375
‫[یومی]

609
00:43:42.625 --> 00:43:43.625
‫ممنون.

610
00:43:44.875 --> 00:43:46.125
‫خیلی خوب پخته شده.

611
00:43:47.125 --> 00:43:49.375
‫وای، چه بوی عالی‌ای هم میده.

612
00:43:50.000 --> 00:43:51.125
‫- یومی.
‫- بله؟

613
00:43:51.125 --> 00:43:52.000
‫کمک می‌خوای؟

614
00:43:52.750 --> 00:43:54.750
‫نه، این خیلی کِیف میده.

615
00:43:54.875 --> 00:43:57.250
‫به نظرم واقعا توی این کار ماهرم، مگه نه؟

616
00:43:58.625 --> 00:44:00.875
‫بذار پرتاب دستم رو نشونت بدم.
‫فقط صبر کن.

617
00:44:04.000 --> 00:44:05.375
‫می‌خوای گوشیت رو برات بیارم؟

618
00:44:06.000 --> 00:44:07.500
‫الان که در هر صورت نمی‌تونم جوابش رو بدم.

619
00:44:08.125 --> 00:44:08.875
‫فقط برو ببین کیه.

620
00:44:19.500 --> 00:44:21.625
‫- یومی.
‫- بله؟ کیه؟

621
00:44:22.750 --> 00:44:23.625
‫خب،

622
00:44:23.750 --> 00:44:25.750
‫پدرت زنگ زده.

623
00:44:26.500 --> 00:44:29.625
‫اوه، ولی الان نمی‌تونم جواب بدم.

624
00:44:30.250 --> 00:44:31.375
‫می‌خوای به جای من جواب بدی؟

625
00:44:32.125 --> 00:44:33.500
‫- من؟
‫- آره.

626
00:44:34.000 --> 00:44:36.250
‫چطوره سلامی به بابام کنی،

627
00:44:36.250 --> 00:44:37.875
‫و صحبت مردونه‌ای داشته باشین؟

628
00:44:39.125 --> 00:44:40.625
‫چی، الان؟

629
00:44:41.375 --> 00:44:43.250
‫[بابا]

630
00:44:45.375 --> 00:44:46.750
‫شوخی کردم!

631
00:44:46.875 --> 00:44:48.125
‫بعد که ورز دادن خمیرم تموم شد
‫خودم بهش زنگ می‌زنم.

632
00:44:48.250 --> 00:44:49.250
‫ولش کن.

633
00:44:50.875 --> 00:44:52.000
‫از دست تو.

634
00:44:52.875 --> 00:44:53.875
‫خودتو ببین، ترسیدی‌ها.

635
00:44:54.375 --> 00:44:56.625
‫بابای من آدم ترسناکی نیست، خب؟

636
00:44:57.125 --> 00:44:59.375
‫بابی، اینو ببین.

637
00:45:01.125 --> 00:45:03.125
‫وای! عالیه، یومی.

638
00:45:03.250 --> 00:45:05.375
‫حالا بالاتر پرتابش می‌کنم!
‫برو!

639
00:45:08.375 --> 00:45:10.375
‫این یکی اشتباه بود.
‫به خدا که اشتباهی شد.

640
00:45:10.500 --> 00:45:11.750
‫سخته، مگه نه؟
‫می‌خوای من به جات انجامش بدم؟

641
00:45:11.750 --> 00:45:14.375
‫نه، کار هرکسی نیست.

642
00:45:14.500 --> 00:45:15.500
‫تو فقط تماشا کن.

643
00:45:16.125 --> 00:45:18.875
‫باشه پس.
‫من میرم سالاد رو آماده کنم.

644
00:45:18.875 --> 00:45:19.750
‫خیلی‌خب.

645
00:45:22.625 --> 00:45:23.750
‫دوباره گوشیت صدا داد.

646
00:45:25.000 --> 00:45:26.500
‫حتما باباست.

647
00:45:26.625 --> 00:45:28.500
‫لابد چون جواب زنگ رو نمیدم
‫بهم پیام داده.

648
00:45:28.625 --> 00:45:30.625
‫میشه ببینی چی نوشته؟

649
00:45:33.750 --> 00:45:35.250
‫از طرف پدرت نیست.

650
00:45:35.250 --> 00:45:36.500
‫پس از طرف کیه؟

651
00:45:36.625 --> 00:45:37.625
‫"بین‌بوی"؟

652
00:45:45.625 --> 00:45:46.875
‫"بین‌بوی" پیام داده.

653
00:46:14.500 --> 00:46:17.375
‫یومی، باید یه چیزی رو بهت بگم.

654
00:46:17.875 --> 00:46:19.375
‫میشه یه لحظه ببینمت؟

655
00:46:23.750 --> 00:46:25.000
‫همونجا می‌بینمت.

656
00:46:25.875 --> 00:46:27.875
‫منتظر می‌مونم تا بیای.

657
00:46:29.125 --> 00:46:30.625
‫چرا یهو داره این کارو می‌کنه؟

658
00:46:32.125 --> 00:46:34.000
‫به نظرتون وونگ اشتباه برداشت کرده؟

659
00:46:34.500 --> 00:46:37.000
‫دیدین!
‫گفتم که نباید اون پیام رو می‌فرستادیم.

660
00:46:37.500 --> 00:46:39.375
‫ولی مگه چشه؟

661
00:46:39.375 --> 00:46:41.375
‫مگه ایراد داره که در شب کریسمس

662
00:46:41.375 --> 00:46:43.000
‫کریسمس رو تبریک بگیم؟

663
00:46:44.375 --> 00:46:48.500
‫به نظرتون بابی فهمیده؟

664
00:46:51.250 --> 00:46:53.000
‫لابد بابی پیامش رو دیده.

665
00:46:53.125 --> 00:46:54.250
‫چون بالای اعلانات گوشی نشون میده، درسته؟

666
00:46:55.625 --> 00:46:58.875
‫اوه، چیه؟
‫اونقدری که فکر می‌کنی سخت نیست.

667
00:46:59.000 --> 00:47:01.125
‫به نظر بی‌تفاوت میاد.

668
00:47:01.625 --> 00:47:03.750
‫شاید چون بخشی از پیام رو دیده
‫کامل نمی‌فهمه قضیه چیه؟

669
00:47:06.125 --> 00:47:08.375
‫حتما گرسنته، درسته یومی؟
‫دیگه دار دیروقت میشه،

670
00:47:08.500 --> 00:47:09.750
‫پس بیا مخلفات رو اضافه کنیم
‫و پخت و پز رو تموم کنیم.

671
00:47:11.500 --> 00:47:12.500
‫حتما.

672
00:47:12.500 --> 00:47:15.250
‫حالا چیکار کنیم؟
‫چیکار کنیم؟

673
00:47:16.750 --> 00:47:18.125
‫هی سلول عشق، باید چیکار...

674
00:47:21.875 --> 00:47:23.625
‫سلول عشق، چیکار می‌کنی؟

675
00:47:23.625 --> 00:47:26.500
‫- داره پیامش رو می‌خونه و جواب نمیده.
‫- می‌خونه و جواب نمیده؟

676
00:47:29.250 --> 00:47:30.625
‫[منتظر می‌مونم تا بیای]

677
00:47:30.625 --> 00:47:33.625
‫اینه که پیام یکی رو می‌خونی
‫و بهش بی‌محلی می‌کنی!

678
00:47:34.750 --> 00:47:36.625
‫بی‌ادبانه‌ترین کاریه که می‌تونی
‫با یه نفر انجام بدی،

679
00:47:38.000 --> 00:47:39.375
‫و فقط با کسی این کارو می‌کنی که
‫دیگه هرگز نمی‌بینیش!

680
00:47:39.375 --> 00:47:40.375
‫[رفتاری بی‌رحمانه]

681
00:47:44.875 --> 00:47:47.250
‫واقعا می‌خوایم بی‌ادبانه برخورد کنیم؟

682
00:47:49.000 --> 00:47:50.000
‫آره.

683
00:47:50.000 --> 00:47:53.500
‫نه تنها نمی‌ریم دیدنش،

684
00:47:53.625 --> 00:47:54.666
‫بلکه جوابش رو هم نمی‌دیم.

685
00:47:54.666 --> 00:47:55.750
‫پس همه‌تون سرتون به کار خودتون باشه!

686
00:47:56.250 --> 00:48:00.375
‫ولی یومی اول بهش پیام داد!

687
00:48:00.375 --> 00:48:02.125
‫فقط خواست احوال‌پرسی کنه.

688
00:48:02.250 --> 00:48:04.375
‫وونگ هم باید با احوال‌پرسی خلاصه‌اش می‌کرد،

689
00:48:04.375 --> 00:48:06.375
‫ولی می‌خواد که یومی بره دیدنش!

690
00:48:08.125 --> 00:48:11.500
‫وونگ الان خاطره‌ای از گذشته‌ست.

691
00:48:11.500 --> 00:48:13.625
‫پس نادیده‌اش می‌گیریم.

692
00:48:15.625 --> 00:48:18.000
‫آره، بیا جوابش رو ندیم.

693
00:48:18.500 --> 00:48:19.875
‫آخه این درست نیست.

694
00:48:21.250 --> 00:48:24.625
‫من فقط می‌خواستم کریسمس رو تبریک بگم.

695
00:48:31.500 --> 00:48:32.875
‫منفی هشت درجه‌ سانتی‌گراد!

696
00:48:33.000 --> 00:48:35.500
‫هوای بیرون منفی هشت درجه‌ سانتی‌گراده!

697
00:48:35.500 --> 00:48:38.375
‫اگه همینطوری منتظرش بمونه چی؟

698
00:48:38.375 --> 00:48:40.625
‫اگه بخاطرش مریض بشه چی؟

699
00:48:41.500 --> 00:48:44.750
‫بیاین حداقل جوابش رو بدیم
‫و بگیم که نمیایم.

700
00:48:44.875 --> 00:48:47.375
‫اگه مریض بشه، همش تقصیر یومی میشه!

701
00:48:49.375 --> 00:48:50.500
‫سلول عشق...

702
00:48:51.000 --> 00:48:52.750
‫اگه بگیم نمیایم،

703
00:48:53.250 --> 00:48:55.500
‫ممکنه اونقدر بهمون پیام بده تا بریم.

704
00:48:57.375 --> 00:48:58.750
‫پس چطوره این کارو کنیم؟

705
00:48:59.375 --> 00:49:00.875
‫اینکه جوابش رو ندیم بی‌رحمانه‌ست،
‫پس بیاین با جمله‌ای جوابش رو بدیم

706
00:49:01.000 --> 00:49:03.125
‫که فوراً وضعیت رو راست و ریست کنه.

707
00:49:03.250 --> 00:49:04.875
‫تا دیگه هرگز پیامی ازش نگیریم.

708
00:49:05.375 --> 00:49:06.875
‫"من الان پیش عشقم هستم.

709
00:49:07.000 --> 00:49:08.875
‫لطفا دیگه اینطوری بهم پیام نده".

710
00:49:09.000 --> 00:49:10.625
‫خب، چطوره؟

711
00:49:13.375 --> 00:49:14.625
‫این بی‌رحمانه‌ست.

712
00:49:15.250 --> 00:49:18.000
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست.

713
00:49:19.500 --> 00:49:21.000
‫آخه بهش فکر کن.

714
00:49:21.125 --> 00:49:25.250
‫حتما باید در شب کریسمس
‫اینقدر بی‌رحم باشی؟

715
00:49:42.875 --> 00:49:45.625
‫اون "بین‌بوی" که الان پیام داده بود...
‫به نظر وونگ نمیومد؟

716
00:49:46.500 --> 00:49:48.625
‫یومی، باید یه چیزی رو بهت بگم.

717
00:49:48.625 --> 00:49:50.625
‫میشه یه لحظه ببینمت؟

718
00:49:52.250 --> 00:49:54.125
‫دیگه جز عشق سابقش چه کسی هست

719
00:49:54.250 --> 00:49:56.125
‫که تو همچین روزی این حرف رو بزنه؟

720
00:49:56.625 --> 00:49:59.000
‫درسته.
‫مطمئنم که اون کو وونگ بود.

721
00:49:59.500 --> 00:50:01.625
‫حتی واکنش یومی هم همینو بهم میگه.

722
00:50:01.750 --> 00:50:03.250
‫دیدین که، مگه نه؟
‫چطور شوکه شد.

723
00:50:04.625 --> 00:50:06.375
‫حالا چیکار کنیم؟

724
00:50:08.000 --> 00:50:10.750
‫باید بهش می‌گفتیم؟

725
00:50:11.750 --> 00:50:13.500
‫منظورت درمورد اون موقعیه؟

726
00:50:15.000 --> 00:50:17.750
‫آره، درمورد همون موقع.

727
00:50:31.375 --> 00:50:32.250
‫هی...

728
00:50:32.375 --> 00:50:34.500
‫- حتما باید بعد از ناهار قهوه بخوریم.
‫- تو کوپن داری، مگه نه؟

729
00:50:34.625 --> 00:50:36.500
‫وقتی به طور تصافی با کو وونگ برخورد کردیم.

730
00:50:36.625 --> 00:50:38.375
‫درسته.
‫من کوپن دارم!

731
00:50:41.250 --> 00:50:42.125
‫سلام.

732
00:50:42.875 --> 00:50:44.875
‫- سلام!
‫- منو یادت میاد، مگه نه؟

733
00:50:45.375 --> 00:50:46.250
‫خیلی وقته ندیده بودمت.

734
00:50:47.750 --> 00:50:49.000
‫آره، معلومه.

735
00:50:49.500 --> 00:50:51.500
‫تو برو. منم الان میام.

736
00:50:54.250 --> 00:50:55.000
‫سلام.

737
00:50:56.875 --> 00:50:58.125
‫- خب، تو چطوری...
‫- خب، تو چطوری...

738
00:51:01.500 --> 00:51:03.875
‫من تو طبقه دهم با یه عرضه کننده قرار ملاقات دارم.

739
00:51:04.375 --> 00:51:05.375
‫تو چی؟

740
00:51:05.500 --> 00:51:06.625
‫[کو وونگ]

741
00:51:08.125 --> 00:51:09.250
‫اوه، من اینجا کار می‌کنم.

742
00:51:10.625 --> 00:51:12.250
‫- چی؟
‫- به یه شرکت بازی رایانه‌ای ملحق شدم.

743
00:51:12.375 --> 00:51:13.250
‫دفترمون همینجاست.

744
00:51:14.625 --> 00:51:16.625
‫پس استودیوت چی شد؟

745
00:51:18.750 --> 00:51:19.750
‫تعطیلش کردم.

746
00:51:19.875 --> 00:51:21.125
‫[کو وونگ، برنامه‌نویس]

747
00:51:21.250 --> 00:51:22.000
‫چی؟

748
00:51:23.375 --> 00:51:24.250
‫ولی چرا...

749
00:51:26.250 --> 00:51:27.250
‫خب، جواب نداد.

750
00:51:32.500 --> 00:51:34.000
‫که اینطور. نمی‌دونستم.

751
00:51:34.625 --> 00:51:36.125
‫خب، همین دیگه.

752
00:51:36.125 --> 00:51:37.250
‫چیزی نیست که بهش افتخار کنم.

753
00:51:38.375 --> 00:51:39.625
‫آها.

754
00:51:43.625 --> 00:51:45.000
‫ببخشید، یکم دیرم شده.

755
00:51:46.000 --> 00:51:46.750
‫آها.

756
00:51:47.250 --> 00:51:48.250
‫ولی از دیدنت خوشحال شدم.

757
00:51:52.250 --> 00:51:53.375
‫خب...

758
00:52:01.375 --> 00:52:02.875
‫حالش خوبه؟

759
00:52:05.500 --> 00:52:06.625
‫منظورم یومیه.

760
00:52:09.750 --> 00:52:10.500
‫آره.

761
00:52:13.250 --> 00:52:16.375
‫آها. پس حالش خوبه.

762
00:52:17.375 --> 00:52:18.250
‫آره.

763
00:52:21.375 --> 00:52:22.375
‫خب... خدافظ.

764
00:52:33.375 --> 00:52:34.875
‫نتونستم بهش بگم.

765
00:52:35.750 --> 00:52:37.375
‫که با یومی دوست شدم.

766
00:52:45.750 --> 00:52:46.750
‫خانم کیم؟

767
00:52:47.875 --> 00:52:50.625
‫- به این زودی از قرار ملاقاتتون برگشتین، آره؟
‫- بله.

768
00:52:51.375 --> 00:52:54.375
‫بفرمایین. نئوفلکس این ویرایش اینا رو درخواست کرده،
‫پس لطفا بررسی‌شون کنین.

769
00:52:54.375 --> 00:52:56.375
‫حتما، بابت زحماتتون ممنون.

770
00:52:57.625 --> 00:52:58.625
‫ناهار خوردی؟

771
00:52:59.375 --> 00:53:00.250
‫آره، خوردم.

772
00:53:00.375 --> 00:53:01.500
‫پس بریم قهوه بخوریم؟

773
00:53:01.500 --> 00:53:02.500
‫فکر خوبیه!

774
00:53:26.125 --> 00:53:28.000
‫[کو وونگ، برنامه‌نویس]

775
00:53:29.500 --> 00:53:31.375
‫حتی نتونستی به یومی بگی.

776
00:53:31.875 --> 00:53:33.500
‫درمورد وضعیت فعلی وونگ.

777
00:53:41.125 --> 00:53:44.750
‫ولی اگه بهش فکر کنین،
‫هیچ‌جوره به یومی کمک نمی‌کنه.

778
00:53:44.875 --> 00:53:47.750
‫درسته. آخه اگه خبردار می‌شد،
‫چه کاری از دستش برمیومد؟

779
00:53:48.250 --> 00:53:49.500
‫درست میگم؟

780
00:53:50.000 --> 00:53:54.500
‫ولی ما واقعا بخاطر یومی
‫چیزی بهش نگفتیم؟

781
00:54:02.750 --> 00:54:04.875
‫یومی، کلی قارچ بهش اضافه کنیم؟

782
00:54:05.000 --> 00:54:06.125
‫می‌دونم که قارچ دوست داری.

783
00:54:06.750 --> 00:54:09.250
‫می‌خوام بذارمش توی فر.
‫چیزی هست که...

784
00:54:13.375 --> 00:54:14.125
‫بابی.

785
00:54:15.375 --> 00:54:16.250
‫جایی میری؟

786
00:54:18.125 --> 00:54:21.500
‫باید یکم برم تا جایی.

787
00:54:25.250 --> 00:54:26.875
‫انگار داره میره دیدن کو وونگ!

788
00:54:27.750 --> 00:54:29.500
‫شکی توش نیست، داره میره دیدن کو وونگ!

789
00:54:31.125 --> 00:54:33.375
‫کو وونک عوضی!
‫حتما باید این کارو باهامون کنه؟

790
00:54:33.375 --> 00:54:37.625
‫اصلا ادب نداره که تو شب کریسمس
‫گفته بره دیدنش!

791
00:54:37.750 --> 00:54:40.250
‫ولی اون که نمی‌دونه ما با یومی ارتباط عاطفی داریم، مگه نه؟

792
00:54:41.000 --> 00:54:43.375
‫یومی چی؟

793
00:54:44.000 --> 00:54:45.625
‫چطور می‌تونه فقط بخاطر اینکه ازش خواسته،
‫بره دیدنش؟

794
00:54:46.125 --> 00:54:48.250
‫یومی چطور می‌تونه این کارو باهامون کنه؟

795
00:54:49.375 --> 00:54:50.875
‫- نه! بیاین جلوی رفتنش رو بگیریم!
‫- نه! بیاین جلوی رفتنش رو بگیریم!

796
00:54:54.625 --> 00:54:56.125
‫بیاین بذاریم بره.
‫خب؟

797
00:54:56.250 --> 00:54:57.125
‫چی؟

798
00:54:57.250 --> 00:55:00.000
‫ولی تو که می‌دونی اونا قبلا همدیگه رو دوست داشتن.

799
00:55:00.125 --> 00:55:01.500
‫اگه دوباره همدیگه رو ببینن،
‫از کجا معلوم...

800
00:55:02.625 --> 00:55:03.625
‫بذار بره.

801
00:55:04.250 --> 00:55:07.625
‫الان فقط یه کار ازمون برمیاد.

802
00:55:10.875 --> 00:55:12.250
‫بابی،

803
00:55:13.000 --> 00:55:15.500
‫نتونستم یکم پیش بهت بگم،

804
00:55:15.500 --> 00:55:18.625
‫- ولی ببین، این "بین‌بوی"...
‫- درک می‌کنم.

805
00:55:22.250 --> 00:55:23.125
‫برو.

806
00:55:24.625 --> 00:55:26.625
‫ولی پیتزا به زودی پخته میشه،
‫پس خیلی طولش نده.

807
00:55:30.000 --> 00:55:34.000
‫بابی، اصلا می‌دونی دارم دیدن کی میرم؟

808
00:55:35.500 --> 00:55:36.375
‫هرکی که هست،

809
00:55:38.000 --> 00:55:39.625
‫اگه حتما باید ببینیش،
‫پس به گمونم باید ببینیش.

810
00:55:43.500 --> 00:55:44.250
‫حواست به برف باشه.

811
00:55:46.750 --> 00:55:47.500
‫باشه.

812
00:55:58.750 --> 00:56:00.000
‫می‌دونستین، بچه‌ها؟

813
00:56:00.750 --> 00:56:03.750
‫که اگه یه نفر اعتماد زیادی
‫به عشقش داشته باشه،

814
00:56:04.500 --> 00:56:07.500
‫عشق سابق اون فرد دیگه هیچ قدرتی نداره.

815
00:56:17.250 --> 00:56:20.375
‫پس مطمئنم که هیچ کاری از کو وونگ برنمیاد.

816
00:56:27.250 --> 00:56:28.375
‫وونگ.

817
00:56:31.375 --> 00:56:33.000
‫کو وونگ!

818
00:56:35.125 --> 00:56:37.375
‫- یومی اومد!
‫- بالاخره یه بار دلم خوش شد.

819
00:56:37.500 --> 00:56:39.125
‫- یومی!
‫- یومی.

820
00:56:41.000 --> 00:56:42.500
‫اون اومد. اومد!

821
00:56:43.625 --> 00:56:45.125
‫حتی شر سلول غرور رو هم کم کردیم!

822
00:56:45.875 --> 00:56:48.000
‫وونگ، بیا احساس واقعیت رو بهش بگیم.

823
00:56:48.750 --> 00:56:50.750
‫چیزی که همیشه توی رویاهات بهش میگی!

824
00:56:51.250 --> 00:56:53.500
‫الان آخرین فرصت توئه!

825
00:57:04.875 --> 00:57:05.750
‫خیلی منتظر موندی؟

826
00:57:06.375 --> 00:57:07.750
‫آره... یعنی نه!

827
00:57:09.250 --> 00:57:11.625
‫ممنون که اومدی.

828
00:57:13.500 --> 00:57:15.875
‫فکر می‌کردم احتمال داره که اصلا نیای، ولی...

829
00:57:17.250 --> 00:57:20.000
‫من واقعا از پیامم منظوری نداشتم.

830
00:57:20.125 --> 00:57:22.375
‫فقط می‌خواستم کریسمس رو بهت تبریک بگم و...

831
00:57:22.500 --> 00:57:23.375
‫من پشیمون شدم.

832
00:57:24.750 --> 00:57:28.375
‫اون موقع، فکر می‌کردم کار درستیه.

833
00:57:30.000 --> 00:57:30.875
‫ولی دیگه همچین عقیده‌ای ندارم.

834
00:57:32.625 --> 00:57:35.125
‫پشیمونم که باهات روراست نبودم.

835
00:57:36.125 --> 00:57:37.750
‫و اینکه هرگز نتونستم غرورم رو کنار بزنم.

836
00:57:39.375 --> 00:57:40.750
‫حداقل وقتی از همدیگه جدا شدیم
‫باید باهات روراست می‌بودم...

837
00:57:40.875 --> 00:57:42.875
‫من با یکی آشنا شدم.

838
00:57:45.625 --> 00:57:47.875
‫- هی! چی گفت؟
‫- چی گفت؟

839
00:57:47.875 --> 00:57:49.250
‫یه چیزی داره یه‌راست به سمت ما میاد.

840
00:57:54.500 --> 00:57:55.875
‫یه حمله مستقیمه!

841
00:57:56.625 --> 00:57:57.750
‫حمله مستقیم؟

842
00:58:03.750 --> 00:58:04.625
‫چی؟

843
00:58:05.250 --> 00:58:07.875
‫من الان مردی توی زندگیم دارم.

844
00:58:08.625 --> 00:58:10.000
‫مدتی میشه.

845
00:58:25.875 --> 00:58:27.750
‫وضعیت اضطراری!
‫وضعیت اضطراری!

846
00:58:28.875 --> 00:58:32.250
‫حمله مستقیم یومی دهکده رو نابود کرده!

847
00:58:33.125 --> 00:58:34.500
‫الان...

848
00:58:34.625 --> 00:58:37.875
‫یومی چی گفت؟

849
00:58:39.125 --> 00:58:40.500
‫درست متوجه نشدم.

850
00:58:41.250 --> 00:58:43.625
‫یومی الان مردی توی زندگیش داره.

851
00:58:49.500 --> 00:58:52.125
‫یومی مردی توی زندگیش داره؟

852
00:58:56.625 --> 00:58:58.000
‫واقعا حقیقت داره؟

853
00:59:02.875 --> 00:59:04.250
‫امکان نداره.
‫ممکن نیست!

854
00:59:05.625 --> 00:59:08.125
‫پس چرا امروز یومی اومد اینجا؟

855
00:59:09.125 --> 00:59:12.250
‫اگه هیچ پشیمونی‌ای نداشت که نمیومد!

856
00:59:13.125 --> 00:59:16.500
‫نه! این حرفا نمی‌تونه حقیقت داشته باشه!

857
00:59:19.375 --> 00:59:20.250
‫واقعا؟

858
00:59:20.250 --> 00:59:21.625
‫آره.

859
00:59:23.625 --> 00:59:25.625
‫- پس چرا...
‫- بیا، اینو بگیر.

860
00:59:28.125 --> 00:59:30.125
‫اومدم اینو بهت پس بدم.

861
00:59:34.500 --> 00:59:36.625
‫پوستر بازی‌ای که روش کار می‌کردی.

862
00:59:37.625 --> 00:59:41.625
‫هفته پیش به استودیوت فرستادمش،
‫ولی برگشت خورد.

863
00:59:42.125 --> 00:59:43.875
‫آدرس جدیدت رو نداشتم،
‫واسه همین نمی‌دونستم به کجا بفرستمش.

864
00:59:48.000 --> 00:59:49.875
‫اوه، این...

865
00:59:50.000 --> 00:59:53.625
‫فکر می‌کردم خیلی برات اهمیت داره،

866
00:59:54.125 --> 00:59:55.250
‫واسه همین این همه مدت نگهش داشتم.

867
00:59:56.000 --> 00:59:56.875
‫آره.

868
01:00:00.000 --> 01:00:01.500
‫این برام مهمه.

869
01:00:06.000 --> 01:00:07.250
‫متوجه شدم.

870
01:00:10.000 --> 01:00:11.875
‫پس امروز اومدی اینجا که اینو بهم پس بدی.

871
01:00:17.750 --> 01:00:22.625
‫تا دیگه هرگز مجبور نباشه وونگ رو ببینه.

872
01:00:24.500 --> 01:00:27.750
‫آیا به نظر میاد که یومی
‫همچنان نسبت به وونگ احساس داره؟

873
01:00:34.375 --> 01:00:36.500
‫خداحافظی کن و برگرد.

874
01:00:54.750 --> 01:00:59.250
‫[خداحافظی کن و برگرد]

875
01:00:59.250 --> 01:01:02.250
‫ممنون که نگهش داشتی.

876
01:01:03.500 --> 01:01:04.375
‫خواهش می‌کنم.

877
01:01:05.625 --> 01:01:08.500
‫این عین یه هدیه کریسمس می‌مونه.

878
01:01:12.375 --> 01:01:14.000
‫اصلا انتظارش رو نداشتم.

879
01:01:17.500 --> 01:01:18.750
‫همین تازگی خبردار شدم

880
01:01:20.625 --> 01:01:22.000
‫که استودیوت رو تعطیل کردی.

881
01:01:39.125 --> 01:01:41.625
‫لابد خیلی برات سخت بوده.

882
01:01:43.875 --> 01:01:46.750
‫امیدوارم که روزی ساخت بازیت رو تموم کنی.

883
01:01:47.750 --> 01:01:49.125
‫اینو از ته دل میگم.

884
01:01:50.250 --> 01:01:52.125
‫و همچنین متاسفم که از وضعیتت

885
01:01:52.875 --> 01:01:54.125
‫خبر نداشتم.

886
01:01:56.750 --> 01:01:57.750
‫معذرت می‌خوام

887
01:02:00.750 --> 01:02:02.875
‫که اون موقع نتونستم کنارت باشم.

888
01:02:05.125 --> 01:02:06.875
‫واقعا می‌خواستم اینو بهت بگم.

889
01:02:12.500 --> 01:02:14.125
‫ولی خودم هیچی بهت نگفتم.

890
01:02:15.000 --> 01:02:16.250
‫درسته.

891
01:02:18.125 --> 01:02:20.125
‫کاش گفته بودی.

892
01:02:43.250 --> 01:02:46.375
‫به گمونم دیگه دیر شده؟

893
01:02:48.625 --> 01:02:50.875
‫آره، دیگه دیره.

894
01:03:00.875 --> 01:03:02.375
‫خوشمزه‌ست.

895
01:03:38.375 --> 01:03:39.500
‫اومد!

896
01:03:39.500 --> 01:03:40.625
‫حتما برگشته!

897
01:03:50.625 --> 01:03:52.250
‫بهتون چی گفته بودم؟

898
01:03:56.250 --> 01:03:58.875
‫بابی، من گرسنمه.

899
01:04:12.125 --> 01:04:13.750
‫این خیلی به نظر خوشمزه میاد.

900
01:04:21.375 --> 01:04:22.875
‫خدایا.
‫خیلی گرسنه بودم‌ها.

901
01:04:23.625 --> 01:04:25.250
‫بابت غذا ممنونم.

902
01:04:25.875 --> 01:04:27.000
‫نوش جان.

903
01:04:31.250 --> 01:04:32.625
‫- خیلی خوبه!
‫- جدی؟

904
01:04:33.625 --> 01:04:35.750
‫بابی!

905
01:04:38.750 --> 01:04:40.000
‫1224 هست.

906
01:04:40.875 --> 01:04:42.750
‫- چی؟
‫- رمز در خونه‌ام.

907
01:04:43.500 --> 01:04:44.750
‫1224.

908
01:04:57.875 --> 01:04:58.750
‫واقعا خوشمزه‌ست.

909
01:05:00.375 --> 01:05:01.250
‫مگه نه؟

910
01:05:06.500 --> 01:05:09.875
‫یومی، نوشیدنی محشری انتخاب کردی.

911
01:05:11.250 --> 01:05:13.625
‫خیلی کنار غذا می‌چسبه، نه؟

912
01:05:14.500 --> 01:05:17.375
‫چون تو درست کردن پیتزا ترکوندی!

913
01:05:20.375 --> 01:05:25.375
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

914
01:05:36.625 --> 01:05:38.250
‫[بابی]

915
01:05:42.625 --> 01:05:44.500
‫[هشدار: شکستنی می‌باشد]

916
01:06:03.750 --> 01:06:05.625
‫ظاهراً الان بابی دختری توی زندگیش داره!

917
01:06:05.666 --> 01:06:07.166
‫هی!

918
01:06:07.916 --> 01:06:08.500
‫یومی، منم! بابات!

919
01:06:08.500 --> 01:06:09.250
‫یومی، منم! بابات!

920
01:06:09.291 --> 01:06:10.416
‫این عشق منه.

921
01:06:11.166 --> 01:06:12.875
‫میشه باهات خودمونی حرف بزنم؟

922
01:06:13.666 --> 01:06:15.250
‫انگار از خانواده خوبی هم هست.

923
01:06:15.375 --> 01:06:16.250
‫فکر کنم تجارت خودشون رو دارن.

924
01:06:16.375 --> 01:06:17.750
‫اوه، ته‌توش رو برام در بیار!

925
01:06:17.875 --> 01:06:19.791
‫من و پدرم باهم کنار نمیایم.

926
01:06:20.666 --> 01:06:21.541
‫چرا؟

927
01:06:22.250 --> 01:06:24.250
‫اینو بگیر و پسرم رو ول کن.

