
1
00:00:50.000 --> 00:00:56.875
‫[نقطه عطف]

2
00:00:58.500 --> 00:01:00.625
‫[اعلام نتایج برای ناشران سوجین]

3
00:01:00.750 --> 00:01:03.625
‫[مسابقه جدید نویسندگی]
‫[تبریک به برندگان ما]

4
00:01:07.125 --> 00:01:08.000
‫اسمم نیست.

5
00:01:08.500 --> 00:01:10.750
‫اولین تلاشم به شکست ختم شد...

6
00:01:11.916 --> 00:01:15.000
‫پیروزی از آن کسانی است که پشتکار داشته باشند.

7
00:01:15.125 --> 00:01:16.500
‫ناپلئون!

8
00:01:16.541 --> 00:01:20.666
‫فقط اشتیاق، اشتیاق فراوان می‌تواند
‫روح را به چیزی بهتر توسعه دهد.

9
00:01:21.250 --> 00:01:22.375
‫دنی دیدرو.

10
00:01:25.625 --> 00:01:27.375
‫تازه اولشه.

11
00:01:27.416 --> 00:01:31.750
‫می‌تونستم با تکرار اون نقل قول‌های معروف
‫حال خودم رو بهتر کنم.

12
00:01:32.541 --> 00:01:35.250
‫[ماه مِه]

13
00:01:38.375 --> 00:01:39.916
‫اسم مین‌جونگ اینجاست.

14
00:01:40.000 --> 00:01:40.875
‫[لیست برندگان پنجمین رقابت کتابخانه‌ای بهاری
‫مووینگ-مو]

15
00:01:40.916 --> 00:01:44.041
‫ای خدا، حتماً خیلی خوشحاله.

16
00:01:44.125 --> 00:01:45.250
‫موندم خودم کِی موفق میشم.

17
00:01:47.000 --> 00:01:49.000
‫بعد از شکست در دومین تلاشم...

18
00:01:49.875 --> 00:01:52.875
‫حالا چون یه چیزی اونطور که
‫تو می‌خوای نمیشه،

19
00:01:53.000 --> 00:01:55.250
‫دلیل نمیشه بی‌فایده باشه.

20
00:01:55.375 --> 00:01:56.375
‫توماس ادیسون.

21
00:01:56.916 --> 00:02:00.125
‫[ماه اوت]

22
00:02:04.666 --> 00:02:05.625
‫[آثار برنده:]

23
00:02:05.666 --> 00:02:06.791
‫بار سوم...

24
00:02:08.000 --> 00:02:11.291
‫هیچوقت یک شکست رو با شکست
‫آخرت اشتباه نگیر.

25
00:02:11.375 --> 00:02:12.875
‫اف. اسکات فیتزجرالد.

26
00:02:14.250 --> 00:02:15.791
‫...و بار ششم...

27
00:02:17.125 --> 00:02:19.125
‫هنوز مصمم به نوشتن بودم.

28
00:02:20.000 --> 00:02:22.791
‫خوب می‌نویسم که، چرا قبولش نمی‌کنن؟

29
00:02:24.750 --> 00:02:25.875
‫به شکست اعتراف نمی‌کنم.

30
00:02:28.166 --> 00:02:29.875
‫حالا نیمه سوم و چهارم سال مونده.

31
00:02:32.625 --> 00:02:35.541
‫ولی پس‌اندازش داره تموم میشه.
‫یعنی موفق میشه؟

32
00:02:36.791 --> 00:02:38.625
‫ماه پیش تولد باباش بود،

33
00:02:38.750 --> 00:02:41.125
‫و تولد هشتاد سالگی بابابزرگش،
‫که میشه گفت کیف پولمون رو خالی کرد.

34
00:02:41.750 --> 00:02:44.750
‫ماه بعدی، به سه‌تا عروسی دعوتیم!

35
00:02:46.041 --> 00:02:49.125
‫وای خدا. حالا چیکار کنیم؟

36
00:02:49.875 --> 00:02:51.875
‫نگران نباش، همیشه پول کافی برای...

37
00:02:52.000 --> 00:02:53.875
‫بودجه‌ی دو ماه دیگه داریم.

38
00:02:53.916 --> 00:02:56.500
‫خب چطوری قراره برسیم به دو ماه دیگه؟

39
00:02:58.541 --> 00:03:01.875
‫با پول بودجه‌ی ماه بعدش!

40
00:03:02.875 --> 00:03:04.125
‫چی؟ یعنی...

41
00:03:04.250 --> 00:03:10.500
‫«اویی که به امید زنده‌ست، آخر از
‫گرسنگی می‌میرد.»

42
00:03:11.125 --> 00:03:12.791
‫بنجامین فرانکلین!

43
00:03:13.875 --> 00:03:15.041
‫سلول خسیس!

44
00:03:15.125 --> 00:03:17.416
‫فکر کردی فقط خودت نقل قول‌های معروف بلدی،

45
00:03:17.500 --> 00:03:19.375
‫زالوی انگل؟

46
00:03:21.291 --> 00:03:25.625
‫«باور داشتن دشمنی خطرناک‌تر از حقیقت است.»

47
00:03:26.541 --> 00:03:29.541
‫فریدریش نیچه!

48
00:03:33.625 --> 00:03:35.125
‫تمومش کن!

49
00:03:37.750 --> 00:03:39.625
‫خودت رو بشناس.

50
00:03:39.750 --> 00:03:41.666
‫سقراط!

51
00:03:41.750 --> 00:03:46.250
‫فکر نکن فرصت دو بار قراره در خونه‌ت رو بزنه.

52
00:03:46.375 --> 00:03:47.875
‫نیکولا شافور!

53
00:03:59.166 --> 00:04:02.500
‫میگن همه تو زندگیشون یه نقطه عطف دارن.

54
00:04:03.625 --> 00:04:05.125
‫روزی که یومی برای بار هفتم هم موفق نشد،

55
00:04:06.041 --> 00:04:09.625
‫زندگیش به گند کشیده شد.

56
00:04:16.625 --> 00:04:19.541
‫می‌بینی هاپو چطوری همه جا رو بو می‌کشه؟

57
00:04:19.625 --> 00:04:21.666
‫- آره.
‫- بذار بو بکشه،

58
00:04:21.750 --> 00:04:23.541
‫و هر چند لحظه یه سرنخ پیدا می‌کنی.

59
00:04:24.500 --> 00:04:26.750
‫بعد وقتی بری دنبال سرنخ‌ها...

60
00:04:27.750 --> 00:04:28.875
‫یه خوراکی پیدا کرد!

61
00:04:29.541 --> 00:04:30.500
‫ایول، همونجا بود!

62
00:04:31.750 --> 00:04:34.125
‫اینجوری خوراکی پیدا می‌کنی، هر چی زودتر،

63
00:04:34.250 --> 00:04:37.041
‫- جایزه‌ت هم بزرگتر میشه.
‫- اوه، فهمیدم.

64
00:04:37.125 --> 00:04:38.541
‫سخت نیست که.

65
00:04:39.250 --> 00:04:40.375
‫- چیکار می‌کنین؟
‫- وای! ترسیدم.

66
00:04:41.250 --> 00:04:42.250
‫آقای نام.

67
00:04:43.000 --> 00:04:44.166
‫بازی می‌کنین؟

68
00:04:45.000 --> 00:04:46.625
‫بله. چند وقته خیلی ترند شده،
‫داشتم یاد می‌گرفتم

69
00:04:46.666 --> 00:04:48.000
‫چطوری بازی کنم. اسمش «وقت هاپ‌هاپه.»

70
00:04:48.125 --> 00:04:50.000
‫اوه، الان این بازی ترند شده؟

71
00:04:50.041 --> 00:04:51.291
‫آره!

72
00:04:51.375 --> 00:04:53.041
‫همه دارن بازیش می‌کنن.

73
00:04:53.125 --> 00:04:54.125
‫شما هم دانلودش کنین.

74
00:04:54.250 --> 00:04:57.625
‫آره! شما مگه سگ ندارین؟
‫اسمش اسپرینگ نبود؟

75
00:04:57.750 --> 00:04:59.625
‫مطمئنم شما هم عاشق بازی میشین.

76
00:04:59.750 --> 00:05:02.000
‫اینجا رو، هر نژادی رو دارن.

77
00:05:02.041 --> 00:05:03.000
‫ببین!

78
00:05:03.041 --> 00:05:04.125
‫آخی، خیلی نازه!

79
00:05:04.250 --> 00:05:05.875
‫اسم بازی چی بود؟

80
00:05:06.000 --> 00:05:07.500
‫«وقت هاپ‌هاپ.»

81
00:05:07.541 --> 00:05:09.000
‫- هاپ‌هاپ!
‫- چه نازه...

82
00:05:09.041 --> 00:05:10.250
‫چی؟

83
00:05:10.375 --> 00:05:12.041
‫«وقت» و «هاپ‌هاپ.»

84
00:05:12.750 --> 00:05:14.750
‫در حالیکه زندگی یه نفر بعد از شکست خوردن،

85
00:05:14.791 --> 00:05:16.625
‫در مسیر پیشرفت قرار داشت...

86
00:05:18.250 --> 00:05:21.250
‫با خانم کیم در تماسید؟

87
00:05:22.000 --> 00:05:23.500
‫- بله!
‫- البته.

88
00:05:23.625 --> 00:05:25.625
‫- چطور؟
‫- خب...

89
00:05:25.750 --> 00:05:27.375
‫می‌خواستم بدونم چطوره.

90
00:05:27.416 --> 00:05:29.750
‫یه سالی میشه از پیش ما رفته.

91
00:05:29.875 --> 00:05:31.625
‫اوه، الان مشغول نوشتنه.

92
00:05:31.666 --> 00:05:33.875
‫اوضاعش خوبه؟ چیزی منتشر کرده؟

93
00:05:33.916 --> 00:05:35.250
‫- نه.
‫- نه.

94
00:05:35.291 --> 00:05:36.291
‫پس چی؟

95
00:05:36.375 --> 00:05:38.291
‫آقای نام، فکر می‌کنید انتشار داستان به این راحتیه؟

96
00:05:38.375 --> 00:05:39.916
‫اگه اونجوری بود الان همه باید نویسنده میشدن.

97
00:05:40.000 --> 00:05:42.125
‫داره... نهایت تلاشش رو می‌کنه.

98
00:05:42.166 --> 00:05:43.625
‫هرچند مشخص نیست اون روز کی
‫از راه برسه.

99
00:05:43.750 --> 00:05:45.125
‫یکی اینجاست! نه؟

100
00:05:45.666 --> 00:05:47.500
‫ولی یک سال گذشته،

101
00:05:48.041 --> 00:05:49.750
‫موندم چطوری داره سر می‌کنه.

102
00:05:55.750 --> 00:05:58.291
‫[کتابفروشی سون‌دول]

103
00:06:05.666 --> 00:06:07.875
‫چند ماهی میشد که یومی به خاطر کمبود بودجه

104
00:06:07.916 --> 00:06:10.166
‫کار پاره‌وقتش رو تو یه کتابفروشی شروع کرده بود.

105
00:06:13.375 --> 00:06:14.666
‫سلام!

106
00:06:16.625 --> 00:06:17.791
‫اوه، قربان.

107
00:06:17.875 --> 00:06:19.125
‫نهار می‌خوری؟

108
00:06:19.250 --> 00:06:20.250
‫بله.

109
00:06:24.500 --> 00:06:26.000
‫راستی، چطور پیش رفت؟

110
00:06:26.125 --> 00:06:27.875
‫- بله؟
‫- مسابقه نویسندگی.

111
00:06:27.916 --> 00:06:29.041
‫مگه نتایج امروز اعلام نمیشن؟

112
00:06:31.000 --> 00:06:32.125
‫چرا.

113
00:06:32.250 --> 00:06:33.750
‫ولی غروب اعلامش می‌کنن.

114
00:06:35.750 --> 00:06:38.375
‫همون داستانی بود که اون دفعه
‫نشونم دادی دیگه؟

115
00:06:38.416 --> 00:06:39.541
‫خیلی خوب بود.

116
00:06:39.625 --> 00:06:40.916
‫مطمئنم موفق میشی.

117
00:06:41.750 --> 00:06:43.125
‫نه، خودم رو امیدوار نمی‌کنم.

118
00:06:43.166 --> 00:06:45.500
‫نه، جداً خوب بود.

119
00:06:45.625 --> 00:06:47.125
‫به نظرم می‌تونی امیدوار بشی.

120
00:06:47.250 --> 00:06:48.875
‫خواهش می‌کنم انتظار خاصی نداشته باشین.

121
00:06:49.000 --> 00:06:51.125
‫اصلاً امیدوار نیستم، و احتمالاً موفق نمیشم.

122
00:06:51.166 --> 00:06:52.625
‫دست بردار، چرا اینقدر ناامیدی؟

123
00:06:52.750 --> 00:06:54.250
‫نتیجه که هنوز منتشر نشده.

124
00:06:55.000 --> 00:06:58.250
‫آخه چندین بار شکست خوردم، واسه همین...

125
00:07:00.041 --> 00:07:01.625
‫فردا می‌بینمتون!

126
00:07:01.750 --> 00:07:02.750
‫می‌بینمت، یومی.

127
00:07:07.875 --> 00:07:09.375
‫این یازدهمین مسابقه‌ای بود که
‫توش شرکت می‌کرد،

128
00:07:10.541 --> 00:07:12.125
‫و علی‌رغم حرفش،

129
00:07:12.166 --> 00:07:13.750
‫یومی ته دلش امیدوار بود ایندفعه
‫اوضاع فرق کنه.

130
00:07:14.291 --> 00:07:15.125
‫چون...

131
00:07:15.666 --> 00:07:16.500
‫[الهه عشق من نوشته‌ی کیم یومی]

132
00:07:16.625 --> 00:07:19.375
‫- خانم کیم.
‫- بله؟

133
00:07:19.416 --> 00:07:21.875
‫نوشته‌ت ایندفعه عالی بود.

134
00:07:23.625 --> 00:07:25.125
‫جدی؟

135
00:07:25.750 --> 00:07:26.625
‫ممنون.

136
00:07:26.666 --> 00:07:28.625
‫چرا واسه یه مسابقه ثبتش نمی‌کنی؟

137
00:07:35.000 --> 00:07:36.375
‫استادش گفت خوبه!

138
00:07:37.041 --> 00:07:39.166
‫بالاخره یکی ازمون تعریف کرد!

139
00:07:39.250 --> 00:07:40.416
‫هی، احمق‌ها!

140
00:07:41.500 --> 00:07:43.125
‫می‌دونین که اولین باری نیست داره
‫تعریف می‌شنوه!

141
00:07:44.166 --> 00:07:46.375
‫آره، ولی هیچوقت سر همچین چیزی نبوده!

142
00:07:46.500 --> 00:07:48.916
‫استاد گفت ثبتش کنیم واسه یه مسابقه!

143
00:07:49.000 --> 00:07:50.666
‫آره، منم ایندفعه حس خوبی دارم!

144
00:07:50.750 --> 00:07:52.166
‫یعنی بالاخره می‌تونه کارش رو به
‫عنوان یه نویسنده شروع کنه؟

145
00:07:52.250 --> 00:07:54.875
‫منم ایندفعه اعتماد به نفسم بالاست، رفقا!

146
00:07:55.000 --> 00:07:57.375
‫به نظرم می‌تونیم امیدمون رو ببریم بالا!

147
00:08:09.000 --> 00:08:10.041
‫بابی!

148
00:08:11.000 --> 00:08:12.125
‫کجایی؟

149
00:08:12.250 --> 00:08:13.625
‫شیفتم تازه تموم شده، دارم برمی‌گردم خونه.

150
00:08:13.750 --> 00:08:14.750
‫تو چی؟

151
00:08:14.791 --> 00:08:18.125
‫از نهار برگشتم، ولی هوا خوب بود، واسه همین...

152
00:08:28.250 --> 00:08:30.875
‫انداختم تو جاده ساحلی. قشنگ نیست؟

153
00:08:31.916 --> 00:08:33.000
‫چرا.

154
00:08:33.125 --> 00:08:34.375
‫عالیه.

155
00:08:35.875 --> 00:08:37.125
‫عاشق این جاده‌م.

156
00:08:37.666 --> 00:08:38.875
‫اومدی اینجا، میایم پیاده‌روی.

157
00:08:41.416 --> 00:08:44.375
‫زندگی بابی هم تغییر مثبتی داشته.

158
00:08:44.875 --> 00:08:47.791
‫تابستون گذشته به عنوان سرگروه انتخاب شد،

159
00:08:47.875 --> 00:08:49.875
‫و به شعبه ججوی شرکت منتقل شد.

160
00:08:50.500 --> 00:08:52.500
‫دلم برات تنگ شده، بابی.

161
00:08:53.250 --> 00:08:54.375
‫فردا همدیگه رو می‌بینیم، نه؟

162
00:08:54.416 --> 00:08:56.541
‫ای کاش فردا زودتر از راه می‌رسید.

163
00:08:56.625 --> 00:08:59.416
‫گفتی پروازت ساعت یک می‌شینه دیگه؟
‫میام دنبالت.

164
00:09:01.125 --> 00:09:03.250
‫الان از هم دوریم.

165
00:09:03.875 --> 00:09:06.750
‫آقای یو، بیا بریم!

166
00:09:08.041 --> 00:09:09.541
‫الان جلسه شروع میشه.

167
00:09:09.625 --> 00:09:10.541
‫باشه!

168
00:09:12.291 --> 00:09:13.166
‫دیگه باید برم.

169
00:09:13.875 --> 00:09:15.500
‫پس سرت شلوغه. برو به سلامت.

170
00:09:15.541 --> 00:09:17.666
‫باشه. کارم تموم شد بهت زنگ میزنم.

171
00:09:17.750 --> 00:09:19.166
‫باشه!

172
00:09:20.375 --> 00:09:21.375
‫[بابی]

173
00:09:25.250 --> 00:09:28.375
‫چقدر خوب میشد اگه فردا می‌تونستم

174
00:09:28.416 --> 00:09:29.875
‫خبر خوب رو...

175
00:09:34.291 --> 00:09:38.750
‫این یازدهمین تلاشم برای موفقیت
‫تو یه مسابقه بزرگه،

176
00:09:38.875 --> 00:09:40.541
‫اونی که بیشتر از همه انتظارش رو می‌کشیدم...

177
00:09:44.500 --> 00:09:47.625
‫[بیست و هفتمین رقابت نویسنده جدید انتشاراتی جولی]

178
00:09:49.875 --> 00:09:51.291
‫چیه؟ دوباره؟

179
00:09:51.375 --> 00:09:53.250
‫ولی گفتی این دفعه صد در صد موفق میشه که!

180
00:09:53.291 --> 00:09:55.250
‫حتی استادش هم ازش تعریف کرد!

181
00:09:55.291 --> 00:09:57.875
‫همه گفتن ایندفعه فرصت موفقیت داره!

182
00:10:01.791 --> 00:10:03.041
‫باز قبول نشدم.

183
00:10:09.625 --> 00:10:12.791
‫«یک مرد ایده‌آل حوادث زندگی رو

184
00:10:12.875 --> 00:10:17.875
‫با سربلندی و افتخار به دوش می‌کشه،
‫و نهایت استفاده رو از شرایط می‌بره.»

185
00:10:17.916 --> 00:10:19.625
‫ببخشید.

186
00:10:19.666 --> 00:10:21.750
‫به ما گفته بودن

187
00:10:21.791 --> 00:10:25.000
‫به مناسبت شروع کار یومی به عنوان یه
‫نویسنده مهمونی داریم. پس اینجا چه خبره؟

188
00:10:28.250 --> 00:10:31.625
‫همه سلول‌ها دارن با اتوبوس‌های بزرگ
‫گردشگری میان اینجا،

189
00:10:31.750 --> 00:10:32.875
‫پس مهمونی کنسله؟

190
00:10:34.125 --> 00:10:36.875
‫پس اندورفین امشب اجرا نمی‌کنه؟

191
00:10:36.916 --> 00:10:38.750
‫من بقیه قرارهام رو واسه این مهمونی کنسل کردم،

192
00:10:38.875 --> 00:10:40.041
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

193
00:10:41.500 --> 00:10:43.750
‫اندورفین واقعاً نمیاد؟

194
00:10:43.875 --> 00:10:45.791
‫خب، می‌دونید...

195
00:10:46.625 --> 00:10:48.250
‫گفتی یومی قراره نویسنده بشه!

196
00:10:48.375 --> 00:10:50.666
‫که می‌تونیم منتظر نتیجه این مسابقه باشیم!

197
00:10:50.750 --> 00:10:53.000
‫ولی این چندمین باریه دروغ میگی، کلاهبردار؟

198
00:10:53.041 --> 00:10:54.125
‫چندمین باره؟

199
00:10:54.750 --> 00:10:55.875
‫ببخشید!

200
00:10:56.541 --> 00:10:57.625
‫چرا...

201
00:10:59.291 --> 00:11:02.250
‫فکر کردم ایندفعه حداقل

202
00:11:02.291 --> 00:11:04.375
‫یه اشاره ویژه می‌گیره.

203
00:11:05.041 --> 00:11:06.375
‫ببخشید!

204
00:11:10.875 --> 00:11:13.375
‫[سلول نویسنده]

205
00:11:13.416 --> 00:11:16.041
‫عمیق‌تر حفر کن. عمیق‌تر!

206
00:11:19.000 --> 00:11:20.250
‫سلول خسیس.

207
00:11:20.291 --> 00:11:22.041
‫بیا ببخشیمش.

208
00:11:22.125 --> 00:11:24.250
‫می‌دونی که سلول نویسنده نهایت تلاشش رو کرد.

209
00:11:24.375 --> 00:11:26.000
‫چیکار میشه کرد؟
‫بدشانسی آورد دیگه.

210
00:11:27.250 --> 00:11:28.625
‫این چیه؟

211
00:11:28.666 --> 00:11:31.250
‫موجودی حساب یومی!

212
00:11:33.500 --> 00:11:36.541
‫اگه نمی‌خوای سلول نویسنده دفن بشه،

213
00:11:36.625 --> 00:11:38.875
‫بشین باهاش ظالمانه صحبت کن.

214
00:11:40.125 --> 00:11:41.875
‫ظالمانه؟

215
00:11:42.750 --> 00:11:44.500
‫فقط همینجوری تسلیم میشه، نه؟

216
00:11:44.625 --> 00:11:47.041
‫برو یه چیز ظالمانه بهش بگو،

217
00:11:47.125 --> 00:11:49.125
‫که چاره‌ای جز تسلیم شدن براش نمونه.

218
00:11:49.250 --> 00:11:51.416
‫یه چیز واقعاً ظالمانه و بی‌رحمانه!

219
00:12:00.541 --> 00:12:01.375
‫تو...

220
00:12:02.541 --> 00:12:05.375
‫خیلی بی‌استعدادی!

221
00:12:06.166 --> 00:12:11.041
‫[هیچ استعدادی نداری!]

222
00:12:11.125 --> 00:12:14.541
‫چی از پذیرفتن حقیقت بی‌رحمانه‌تره؟

223
00:12:16.375 --> 00:12:18.250
‫که استعدادی نداری؟

224
00:12:18.375 --> 00:12:20.250
‫حالا دیگه اعتراف می‌کنی؟

225
00:12:21.500 --> 00:12:24.250
‫آره، اعتراف می‌کنم.

226
00:12:54.125 --> 00:12:55.250
‫بابی.

227
00:12:56.041 --> 00:12:57.625
‫یومی، شام خوردی؟

228
00:12:57.750 --> 00:12:59.041
‫آره.

229
00:12:59.625 --> 00:13:00.625
‫تو خوردی؟

230
00:13:00.750 --> 00:13:03.125
‫با اعضای تیمم واسه شام اومدیم بیرون.

231
00:13:03.875 --> 00:13:05.291
‫ماهی یال‌اسبی پخته. می‌بینی؟

232
00:13:05.875 --> 00:13:08.041
‫واو، خوشمزه به نظر میاد.

233
00:13:09.500 --> 00:13:10.875
‫چیزی شده؟

234
00:13:12.875 --> 00:13:13.666
‫چطور؟

235
00:13:15.000 --> 00:13:16.291
‫ناراحتی انگار.

236
00:13:16.375 --> 00:13:18.750
‫نه بابا!

237
00:13:18.791 --> 00:13:21.291
‫بعد شام خسته شدم، همین.

238
00:13:21.375 --> 00:13:23.541
‫بگذریم، هوس ماهی یال‌اسبی پخته کردم...

239
00:13:24.250 --> 00:13:25.166
‫فردا اومدی با هم می‌خوریم.

240
00:13:26.166 --> 00:13:27.166
‫منتظرم!

241
00:13:28.625 --> 00:13:29.666
‫داشت یادم می‌رفت.

242
00:13:29.750 --> 00:13:32.791
‫گفتی نتیجه مسابقه انتشاراتی جولی
‫فردا میاد؟

243
00:13:35.750 --> 00:13:38.750
‫امروز اومد، ولی باز قبول نشدم.

244
00:13:40.666 --> 00:13:42.375
‫اوه، واقعاً؟

245
00:13:42.416 --> 00:13:45.375
‫گمونم نوشته‌هام از زمان خودشون جلوترن.

246
00:13:45.500 --> 00:13:48.791
‫در واقع دنیا نبوغ من رو درک نکرده.

247
00:13:48.875 --> 00:13:50.250
‫ای خدا، امان از این دنیای احمقانه...

248
00:13:53.250 --> 00:13:54.041
‫درسته.

249
00:13:55.041 --> 00:13:58.500
‫خب... نویسندگیم به اون خوبی که
‫انتظار داشتم پیش نرفت.

250
00:13:58.625 --> 00:14:00.625
‫هی، عیب نداره. تازه اول کاری.

251
00:14:01.166 --> 00:14:02.000
‫به خودت فشار نیار.

252
00:14:02.125 --> 00:14:03.250
‫حتماً.

253
00:14:03.916 --> 00:14:09.000
‫بابی، فردا منتظر غذاهای ججو هستم!

254
00:14:09.041 --> 00:14:10.666
‫یه برنامه سفر درست و حسابی بریز!

255
00:14:10.750 --> 00:14:11.875
‫چشم، به من اعتماد کن.

256
00:14:12.750 --> 00:14:15.625
‫فردا جنوب ججو رو بگردیم،

257
00:14:15.750 --> 00:14:17.625
‫بعد بریم شرق.

258
00:14:17.750 --> 00:14:19.500
‫روز آخر، بریم غرب ججو

259
00:14:19.541 --> 00:14:20.625
‫و بعد بریم فرودگاه.

260
00:14:21.500 --> 00:14:22.875
‫خودت که برنامه‌ریزی کردی، یومی.

261
00:14:24.125 --> 00:14:26.500
‫خودش رو مجبور کرد لبخند بزنه،

262
00:14:27.250 --> 00:14:29.750
‫می‌ترسید غم و غصه‌ش مشخص بشه.

263
00:14:30.625 --> 00:14:33.250
‫بهرحال، فردا قرار بود بعد یه مدت
‫طولانی همدیگه رو ببینن.

264
00:14:41.875 --> 00:14:43.750
‫[آقای نام جوهیوک]

265
00:14:45.750 --> 00:14:46.750
‫هی.

266
00:14:50.375 --> 00:14:51.416
‫الو؟

267
00:14:53.250 --> 00:14:54.625
‫سلام، آقای نام.

268
00:14:55.250 --> 00:14:56.375
‫خوبی؟

269
00:14:56.500 --> 00:14:59.375
‫خوبم، شما خوبین؟

270
00:14:59.500 --> 00:15:00.500
‫چیزی شده؟

271
00:15:01.125 --> 00:15:04.500
‫خب، ایدا گفته بود یه مقدار وقت داری.

272
00:15:05.041 --> 00:15:06.125
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

273
00:15:07.041 --> 00:15:08.000
‫بله؟

274
00:15:13.750 --> 00:15:14.666
‫که اینطور.

275
00:15:16.625 --> 00:15:20.625
‫اومدم دیدن آقای نام تو بخش حسابداری.

276
00:15:20.750 --> 00:15:22.291
‫البته، میشه کارت شناساییتون رو بدین؟

277
00:15:27.291 --> 00:15:30.541
‫یه دفعه دو نفر از اعضای تیممون استعفا دادن.

278
00:15:30.625 --> 00:15:34.166
‫می‌خواستم بدونم حاضری پاره وقت کار کنی؟

279
00:15:34.250 --> 00:15:36.416
‫- هی! سلام.
‫- سلام.

280
00:15:38.875 --> 00:15:42.000
‫ای خدا، خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا.

281
00:15:43.791 --> 00:15:45.041
‫خانم کیم!

282
00:15:46.041 --> 00:15:47.125
‫آقای نام!

283
00:15:48.750 --> 00:15:51.000
‫پس یه ماه می‌تونی کار کنی دیگه؟

284
00:15:51.625 --> 00:15:53.125
‫ای خدا، مشخص شد پیدا کردن

285
00:15:53.250 --> 00:15:54.250
‫جایگزین تو این مدت کوتاه کار خیلی سختیه.

286
00:15:55.041 --> 00:15:56.000
‫بله، حتماً.

287
00:15:57.125 --> 00:15:58.250
‫خیلی ممنون.

288
00:15:58.875 --> 00:16:02.000
‫قبول کردنت بار سنگینی از روی شونه‌م برداشت.

289
00:16:02.125 --> 00:16:04.000
‫نه، من باید تشکر کنم.

290
00:16:04.041 --> 00:16:05.541
‫به پولش نیاز داشتم.

291
00:16:06.750 --> 00:16:07.791
‫پروژه‌ت چطور پیش میره؟ خوبه؟

292
00:16:07.875 --> 00:16:11.125
‫نه، زیاد آسون نیست.

293
00:16:11.166 --> 00:16:13.250
‫مطمئنم نویسندگی کار سختیه.

294
00:16:13.375 --> 00:16:15.291
‫ولی تحسینت می‌کنم.
‫از هر کسی برنمیاد.

295
00:16:15.375 --> 00:16:20.125
‫درسته، مناسب همه نیست.

296
00:16:20.166 --> 00:16:22.916
‫- دست بردار.
‫- ولی باید از اول می‌دونستم.

297
00:16:23.750 --> 00:16:26.291
‫به نظرم بهتر بود به همون حقوقم راضی باشم.

298
00:16:27.291 --> 00:16:29.625
‫خب می‌خوای برگردی؟

299
00:16:31.416 --> 00:16:33.000
‫- بله؟
‫- یه جای خالی داریم،

300
00:16:33.125 --> 00:16:35.041
‫و به یه کارمند باتجربه نیاز داریم.

301
00:16:35.125 --> 00:16:37.000
‫پس اگه خواستی...

302
00:16:38.125 --> 00:16:39.666
‫درست شنیدیم؟

303
00:16:39.750 --> 00:16:42.041
‫گفت برگردیم؟

304
00:16:43.291 --> 00:16:48.125
‫البته! الان وقتشه به زندگی اعلام وفاداری کنیم!

305
00:16:48.166 --> 00:16:51.666
‫هی، هی! ولی ما با خواست خودمون
‫از اینجا رفتیم،

306
00:16:51.750 --> 00:16:54.375
‫- خجالت‌آوره که...
‫- خفه شو.

307
00:16:54.416 --> 00:16:57.875
‫تو قراره شکم یومی رو سیر کنی، سلول غرور؟

308
00:17:00.375 --> 00:17:02.250
‫خیلی یه دفعه‌ای شد، و...

309
00:17:03.875 --> 00:17:06.000
‫می‌دونم، که قصد برگشتن نداری.

310
00:17:07.375 --> 00:17:08.250
‫نه، آخه...

311
00:17:08.291 --> 00:17:10.791
‫ولی حداقل فکرهات رو بکن.

312
00:17:11.375 --> 00:17:13.291
‫به زودی اعلام می‌کنیم که قراره نیرو بگیریم،

313
00:17:13.375 --> 00:17:17.416
‫تا اونموقع فکرهات رو بکن.
‫احتمالاً هفته دیگه اعلام کنیم،

314
00:17:18.041 --> 00:17:21.291
‫اگه تو نیومدی، یکی دیگه رو استخدام می‌کنیم.

315
00:17:23.291 --> 00:17:25.625
‫باشه، بذارید فکرهام رو بکنم.

316
00:17:26.541 --> 00:17:28.500
‫ممنون که اینقدر باملاحظه‌اید، آقای نام.

317
00:17:32.250 --> 00:17:34.291
‫یومی کارش رو پس گرفت!

318
00:17:38.541 --> 00:17:40.791
‫قراره پول دربیاریم!

319
00:17:40.875 --> 00:17:42.291
‫شغلش رو پس گرفت!

320
00:17:42.375 --> 00:17:45.791
‫بهت افتخار می‌کنم! چه خبر خوبی!

321
00:18:00.375 --> 00:18:02.625
‫چه خبر؟ کِی میری ججو؟

322
00:18:03.250 --> 00:18:04.125
‫امروز.

323
00:18:05.250 --> 00:18:08.875
‫راستی، مامان. ممکنه برگردم سر کار قدیمیم.

324
00:18:16.750 --> 00:18:19.500
‫عزیزم! بالاخره آدم شدی.

325
00:18:20.041 --> 00:18:23.416
‫هی، حالا که نویسندگی رو یه بار امتحان کردی،
‫دیگه فراموشش کن.

326
00:18:23.500 --> 00:18:25.000
‫حداقل دیگه حسرت نمی‌خوری، نه؟

327
00:18:25.125 --> 00:18:27.000
‫خیلی از شنیدن این خبر خوشحال شدم.

328
00:18:27.041 --> 00:18:31.250
‫تصمیم هوشمندانه‌ای گرفتی.
‫تو بهترینی، عزیزم!

329
00:18:43.250 --> 00:18:44.041
‫الو؟

330
00:18:44.125 --> 00:18:47.125
‫بابی، دارم میرم فرودگاه.

331
00:18:47.875 --> 00:18:50.000
‫باشه، منتظرتم. زود باش.

332
00:18:50.041 --> 00:18:51.375
‫یه خبرهایی برات دارم.

333
00:18:52.125 --> 00:18:53.500
‫چی؟

334
00:18:53.541 --> 00:18:54.791
‫رسیدم میگم.

335
00:18:54.875 --> 00:18:56.250
‫خبر خوبیه؟

336
00:18:57.750 --> 00:18:59.375
‫بد هم نیست.

337
00:18:59.500 --> 00:19:00.541
‫جدی؟

338
00:19:01.625 --> 00:19:03.250
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

339
00:19:11.041 --> 00:19:14.625
‫در نهایت، یومی برگشت سر خونه اولش.

340
00:19:16.291 --> 00:19:21.291
‫خب، انگار من به اینجا تعلق دارم.

341
00:19:26.375 --> 00:19:28.500
‫پول میدی؟

342
00:19:29.041 --> 00:19:31.541
‫یومی داره برمی‌گرده سر کارش دیگه؟
‫باید بریم خرید!

343
00:19:31.625 --> 00:19:33.750
‫هنوز که برنگشته.

344
00:19:33.875 --> 00:19:36.250
‫ولی برمی‌گرده، نه؟

345
00:19:40.875 --> 00:19:44.625
‫ولی خب اگه قرار باشه برگردم سر کارم،
‫به لباس‌های جدید نیاز دارم.

346
00:19:45.416 --> 00:19:47.250
‫از وقتی استعفا دادم یه بار هم نرفتم خرید.

347
00:19:50.750 --> 00:19:52.750
‫درآمد داشتن واقعاً چیز خوبیه.

348
00:20:01.375 --> 00:20:03.125
‫وای خدا، عجب هوای خشکیه.

349
00:20:23.625 --> 00:20:25.750
‫الو، بابی. رسیدم.

350
00:20:25.791 --> 00:20:27.500
‫آره، الان میام.

351
00:20:33.000 --> 00:20:34.000
‫سلام، آقای نام.

352
00:20:35.000 --> 00:20:37.500
‫خب، راستش...

353
00:20:37.625 --> 00:20:41.375
‫می‌دونی، اون کاری که گفتم...

354
00:20:42.041 --> 00:20:43.250
‫بله، بله.

355
00:20:45.291 --> 00:20:47.000
‫ببخشید، یه لحظه.

356
00:20:50.041 --> 00:20:52.375
‫بله، بفرمایید. چی شد؟

357
00:20:53.166 --> 00:20:54.250
‫خب، راستش....

358
00:20:55.791 --> 00:20:57.375
‫حرفم رو فراموش کن. انگار هیچی نگفتم.

359
00:20:58.500 --> 00:21:00.750
‫- چی؟
‫- خب، مشخص شد یه نفر دیگه

360
00:21:00.791 --> 00:21:03.166
‫تو ذهن رئیس بوده.

361
00:21:03.250 --> 00:21:05.875
‫ولی به من خبر نداده بودن و...

362
00:21:07.625 --> 00:21:10.291
‫ببخشید که بحثش رو وسط کشیدم، خانم کیم.

363
00:21:13.416 --> 00:21:14.250
‫که اینطور.

364
00:21:16.041 --> 00:21:19.750
‫شما که اصلاً قصد برگشت نداشتی، نه؟

365
00:21:21.875 --> 00:21:23.625
‫نه، درسته.

366
00:21:25.750 --> 00:21:27.541
‫بله، البته. عیبی نداره.

367
00:21:28.750 --> 00:21:29.875
‫باشه.

368
00:21:36.625 --> 00:21:37.500
‫یومی!

369
00:21:38.541 --> 00:21:39.750
‫بابی!

370
00:21:42.041 --> 00:21:43.041
‫بدش من.

371
00:21:44.541 --> 00:21:47.000
‫برات قهوه گرفتم. از قهوه‌فروشی مورد علاقه‌ت.

372
00:21:47.875 --> 00:21:49.625
‫دستت طلا. ممنون!

373
00:21:51.500 --> 00:21:53.166
‫خب...

374
00:21:53.250 --> 00:21:55.041
‫خبر خوبت چی بود؟

375
00:21:56.500 --> 00:21:59.000
‫درباره مسابقه‌ست؟

376
00:21:59.041 --> 00:22:00.500
‫نوشته‌ت انتخاب شده؟

377
00:22:01.250 --> 00:22:03.375
‫نه بابا، نتیجه رو که عوض نمی‌کنن.

378
00:22:03.416 --> 00:22:05.041
‫موفق نشدم، خب؟

379
00:22:06.000 --> 00:22:07.125
‫جدی؟

380
00:22:09.375 --> 00:22:11.791
‫چرا این شکلی شدی؟
‫امیدوار بودی قبول شده باشم؟

381
00:22:11.875 --> 00:22:13.916
‫خب، گفتی خبر خوبیه، واسه همین...

382
00:22:14.000 --> 00:22:15.750
‫هی، من خوبم.

383
00:22:16.500 --> 00:22:18.250
‫اولین باری نیست که قبول نمیشم.

384
00:22:27.875 --> 00:22:28.750
‫عیب نداره.

385
00:22:39.500 --> 00:22:40.666
‫عیب نداره، یومی.

386
00:22:45.500 --> 00:22:48.250
‫خب، ممنون.

387
00:22:51.541 --> 00:22:52.625
‫و...

388
00:22:54.291 --> 00:22:55.375
‫واقعاً خوبم.

389
00:22:57.750 --> 00:22:58.666
‫یومی.

390
00:23:02.875 --> 00:23:05.375
‫چون قبول نشدم اینطوری نشدم، خب؟

391
00:23:07.541 --> 00:23:10.041
‫ای بابا. چم شد؟

392
00:23:10.125 --> 00:23:12.250
‫یه لحظه وایسا. از یه چیز دیگه ناراحتم.

393
00:23:21.291 --> 00:23:26.291
‫به خاطر قبول نشدن ناراحت نیستم.

394
00:23:27.250 --> 00:23:30.125
‫آخه لحن صدات خیلی مهربون بود، واسه همین
‫گریه‌م دراومد.

395
00:23:32.250 --> 00:23:34.041
‫ای خدا، سر مسابقه ناراحت نیستم،
‫چرا گریه‌م دراومد؟

396
00:23:50.250 --> 00:23:52.541
‫حالا خبر خوبی که داشتی چی بود؟

397
00:23:54.500 --> 00:23:55.666
‫اون رو میگی؟

398
00:23:56.500 --> 00:23:57.375
‫بیخیالش.

399
00:23:59.541 --> 00:24:04.041
‫می‌دونی، یه پیشنهاد کاری گرفتم، جوگیر
‫شدم و بهت زنگ زدم.

400
00:24:04.125 --> 00:24:05.250
‫- پیشنهاد کاری؟
‫- آره.

401
00:24:05.291 --> 00:24:07.166
‫اون پیشنهاد کاری...

402
00:24:20.041 --> 00:24:20.875
‫یومی.

403
00:24:23.750 --> 00:24:24.541
‫چی شد؟

404
00:24:27.041 --> 00:24:31.500
‫نقطه عطف زندگی یومی بالاخره از راه رسید.

405
00:24:38.750 --> 00:24:41.125
‫«شفق قطبی در دهکده‌ی یومی»

406
00:24:44.000 --> 00:24:45.541
‫چیه؟ چرا...

407
00:24:47.250 --> 00:24:48.291
‫چیزی شده؟

408
00:24:55.375 --> 00:24:57.125
‫سلام، خانم کیم یومی.

409
00:24:57.250 --> 00:24:59.541
‫من آن ده‌یونگ هستم، سردبیر انتشاراتی جولی.

410
00:25:00.416 --> 00:25:01.625
‫امروز بابت نوشته‌تون،

411
00:25:01.666 --> 00:25:03.916
‫الهه عشق من پیام دادم، همونی که
‫برای مسابقه فرستاده بودین.

412
00:25:04.000 --> 00:25:06.125
‫درسته داورهای ما ایندفعه قبولش نکردن،

413
00:25:06.791 --> 00:25:10.875
‫اما تاثیر مثبتی روی ما گذاشته و می‌خوایم
‫بهتون پیشنهاد انتشارش رو بدیم.

414
00:25:10.916 --> 00:25:13.625
‫می‌خوام حضوری شما رو ببینم که درباره
‫جزئیاتش صحبت کنیم.

415
00:25:17.791 --> 00:25:19.125
‫هی، عالیه!

416
00:25:22.041 --> 00:25:23.875
‫یومی، فوق‌العاده‌ست.

417
00:25:26.375 --> 00:25:28.500
‫چرا گریه می‌کنی؟ خبر خوبیه که.

418
00:25:31.416 --> 00:25:34.041
‫وقتی زندگیت دچار نقطه عطفی میشه،

419
00:25:36.250 --> 00:25:39.541
‫شفق‌های قطبی در آسمون دهکده سلول‌هات
‫پدیدار میشن.

420
00:25:45.500 --> 00:25:46.875
‫شفق قطبی!

421
00:25:51.416 --> 00:25:53.250
‫شفق قطبی...

422
00:25:58.250 --> 00:26:03.125
‫وقتی شفق قطبی پدیدار میشه،
‫با فرکانس خاصی تا یه

423
00:26:03.250 --> 00:26:04.791
‫مدت کوتاه اجازه ارتباط برقرار کردن
‫با آینده رو داری.

424
00:26:08.250 --> 00:26:09.250
‫چی؟

425
00:26:11.375 --> 00:26:12.875
‫جدی؟

426
00:26:13.500 --> 00:26:16.416
‫واقعاً این اتفاق قراره برای یومی بیفته؟

427
00:26:17.125 --> 00:26:19.750
‫و سلول شهود یومی که تنهایی
‫تو بیابون زندگی می‌کنه

428
00:26:19.875 --> 00:26:21.000
‫یه پیغام دریافت کرد.

429
00:26:26.541 --> 00:26:28.791
‫سلول منطقی، پاشو!

430
00:26:36.416 --> 00:26:38.750
‫چیه؟ چرا دهکده اینقدر تاریکه؟

431
00:26:38.875 --> 00:26:41.875
‫یومی مغزش رو خاموش کرده.

432
00:26:42.875 --> 00:26:43.916
‫خاموش کرده؟

433
00:26:44.625 --> 00:26:46.375
‫یعنی بیهوش شده؟

434
00:26:46.500 --> 00:26:49.666
‫نه بابا، هنوز بیداره.

435
00:26:49.750 --> 00:26:51.750
‫ولی ما نمی‌تونیم ببینیمش.

436
00:26:52.875 --> 00:26:55.000
‫وایسا. پس یعنی...

437
00:26:55.041 --> 00:26:57.291
‫[تولیدی نودل ده‌هان]

438
00:26:57.375 --> 00:26:59.750
‫روبی. ایدا.

439
00:26:59.791 --> 00:27:02.375
‫کِی قراره خانم کیم رو ببینید؟

440
00:27:04.750 --> 00:27:07.666
‫می‌دونین، من باید ازش عذرخواهی کنم...

441
00:27:08.375 --> 00:27:09.541
‫دفعه بعدی که دیدینش...

442
00:27:09.625 --> 00:27:11.250
‫- موفق شد!
‫- یومی موفق شد!

443
00:27:12.125 --> 00:27:13.291
‫واو، خدای من!

444
00:27:14.500 --> 00:27:15.750
‫خانم کیم موفق شد؟

445
00:27:15.791 --> 00:27:17.416
‫خانم کیم نویسنده شد، آقای نام!

446
00:27:17.500 --> 00:27:19.375
‫واو، نوشته‌ش قراره منتشر بشه!

447
00:27:19.500 --> 00:27:20.791
‫خدای من!

448
00:27:21.500 --> 00:27:23.291
‫- ممنون!
‫- عالیه.

449
00:27:24.125 --> 00:27:25.250
‫خیلی ممنونم!

450
00:27:26.291 --> 00:27:27.416
‫خانم کیم به صورت رسمی نویسنده شد!

451
00:27:28.000 --> 00:27:30.625
‫مبارک باشه! واقعاً برات خوشحالم، یومی!

452
00:27:30.666 --> 00:27:32.750
‫یعنی نویسنده کیم!

453
00:27:32.791 --> 00:27:35.500
‫کجایی، یومی؟
‫باید جشن بگیریم!

454
00:27:35.541 --> 00:27:38.125
‫- واو، عالیه.
‫- باورم نمیشه.

455
00:27:38.166 --> 00:27:39.416
‫واو!

456
00:27:43.000 --> 00:27:46.750
‫- واو!
‫- هورا، اومدیم ججو!

457
00:27:49.000 --> 00:27:50.750
‫ایدا! روبی!

458
00:27:51.875 --> 00:27:55.625
‫- چطورید؟
‫- خانم کیم یومی، نویسنده ما!

459
00:27:55.666 --> 00:27:58.000
‫- دلم براتون تنگ شده بود.
‫- مشتاق دیدار.

460
00:27:59.291 --> 00:28:00.125
‫سلام.

461
00:28:00.250 --> 00:28:02.750
‫بابی! چی شد؟

462
00:28:02.791 --> 00:28:04.041
‫چه خبره؟

463
00:28:04.125 --> 00:28:05.375
‫ای بابا، از الان به بعد باید شوهرخواهر صدات کنیم؟

464
00:28:05.500 --> 00:28:08.500
‫بدویید. سوار شید!

465
00:28:08.625 --> 00:28:10.041
‫سوار شید!

466
00:28:11.375 --> 00:28:12.500
‫هرچند نمی‌دونیم قراره بهش تبریک بگن،

467
00:28:12.541 --> 00:28:14.375
‫یا به این بهونه اومدن تعطیلات...

468
00:28:15.416 --> 00:28:17.291
‫امروز همه چی مهمون من!

469
00:28:17.375 --> 00:28:19.250
‫البته!

470
00:28:19.375 --> 00:28:20.791
‫تو دیگه نویسنده شدی،

471
00:28:20.875 --> 00:28:23.666
‫تازه فقط هم تویی که قرار می‌ذاری!
‫ای شیطون.

472
00:28:23.750 --> 00:28:25.625
‫آره، تو باید مهمونمون کنی.

473
00:28:25.750 --> 00:28:27.625
‫هرچند، یادمه خودش بود

474
00:28:27.750 --> 00:28:29.750
‫این دو نفری که اومدن ججو رو مهمون کرد...

475
00:28:30.250 --> 00:28:31.375
‫بریم یه رستوران خوب!

476
00:28:31.500 --> 00:28:32.500
‫بریم یه جای گرون؟

477
00:28:33.250 --> 00:28:34.291
‫باشه! بریم!

478
00:28:34.375 --> 00:28:35.750
‫واقعاً؟

479
00:28:41.625 --> 00:28:43.958
‫خیلی ممنون که اومدین. نوش جونتون.

480
00:28:44.000 --> 00:28:46.333
‫- ممنون!
‫- امشب مهمون منید.

481
00:29:00.000 --> 00:29:01.458
‫- خوبه؟
‫- عالیه.

482
00:29:01.500 --> 00:29:02.958
‫باورم نمیشه!

483
00:29:03.000 --> 00:29:05.500
‫یادمه بعدش نشست غذا خورد.

484
00:29:05.583 --> 00:29:06.625
‫ولی یه دفعه...

485
00:29:07.958 --> 00:29:10.833
‫دهکده تاریک شد و هوشیاریمون
‫رو از دست دادیم!

486
00:29:12.625 --> 00:29:14.208
‫- به اون صدا گوش بده.
‫- خدای من!

487
00:29:14.333 --> 00:29:16.833
‫فکر کنم هنوز داره می‌خوره.

488
00:29:17.875 --> 00:29:21.333
‫پس الان کنترل یومی دست کیه؟

489
00:29:25.500 --> 00:29:27.208
‫امشب حسابی می‌نوشم.

490
00:29:28.083 --> 00:29:29.500
‫[جایی در اعماق قلب]

491
00:29:29.583 --> 00:29:33.458
‫[سلول‌ها]

492
00:29:33.583 --> 00:29:34.833
‫سلول احساسات صادقانه.

493
00:29:37.083 --> 00:29:39.958
‫نه! سلول احساسات صادقانه خطریه!

494
00:29:40.083 --> 00:29:41.583
‫آدم نمی‌دونه یه دفعه چی قراره بگه.

495
00:29:41.708 --> 00:29:44.125
‫یومی باید به خودش بیاد!

496
00:29:45.625 --> 00:29:48.333
‫- یومی! پاشو!
‫- یومی! پاشو!

497
00:29:48.375 --> 00:29:50.083
‫نمیشه.

498
00:29:51.583 --> 00:29:54.583
‫- سلول عشق...
‫- این بیهوشی

499
00:29:54.625 --> 00:29:57.250
‫واسه واکنش شیمیایی بین نوشیدنی‌هاییه
‫که خورده.

500
00:29:58.125 --> 00:30:00.875
‫هیچی این طلسم رو نمی‌شکنه.

501
00:30:01.958 --> 00:30:03.750
‫- اینم از صورت‌حسابتون.
‫- اوه، بدش من.

502
00:30:03.833 --> 00:30:05.458
‫من می‌گیرم!

503
00:30:06.125 --> 00:30:08.833
‫امروز همه چی به حساب یومیه!

504
00:30:08.875 --> 00:30:10.375
‫من دیگه نویسنده شدم، خودم حساب می‌کنم!

505
00:30:11.833 --> 00:30:14.833
‫تو فوق‌العاده هستی! کیم یومیِ نویسنده!

506
00:30:14.958 --> 00:30:17.250
‫بذار ببینم، چقدر شد؟

507
00:30:17.333 --> 00:30:20.625
‫یک، ده، صد...

508
00:30:20.708 --> 00:30:25.083
‫چهارصد و بیست و پنج دلار!

509
00:30:27.250 --> 00:30:31.958
‫شنیدی؟ چهارصد دلار و خورده‌ای!

510
00:30:35.625 --> 00:30:37.833
‫حتماً خیلی خوردن!

511
00:30:41.708 --> 00:30:44.708
‫مگه چقدر خوردین؟

512
00:30:44.750 --> 00:30:46.250
‫چهارصد دلار؟

513
00:30:49.125 --> 00:30:54.000
‫چهارصد دلار پیراشکی گوشت؟ خدایی؟

514
00:30:57.458 --> 00:30:59.458
‫تاثیر کل الکل بدنش از بین رفت.

515
00:31:00.458 --> 00:31:03.708
‫یومی که از صورت‌حساب ترسیده بود،
‫سریع به خودش اومد.

516
00:31:05.583 --> 00:31:06.958
‫این رو امتحان کن.

517
00:31:08.583 --> 00:31:10.000
‫امکان نداره.

518
00:31:11.583 --> 00:31:15.875
‫مگه میشه؟ ما همه‌ش چند لیوان نوشیدنی
‫و پیراشکی گوشت خوردیم دیگه.

519
00:31:15.958 --> 00:31:18.583
‫ببخشید، میشه بازم نوشیدنی بیارین؟

520
00:31:19.208 --> 00:31:21.083
‫روبی امشب قراره بترکونه!

521
00:31:21.958 --> 00:31:24.833
‫لی روبی. تو بدنش تجهیزات پردازش داره،

522
00:31:24.958 --> 00:31:26.708
‫و می‌تونه تا صبح بنوشه.

523
00:31:26.750 --> 00:31:28.333
‫سطح ظرفیت الکل: نه هزار و نهصد.

524
00:31:28.375 --> 00:31:30.708
‫واو، چه میگوهای تازه‌ای.

525
00:31:30.833 --> 00:31:32.625
‫تقریباً زنده‌ن!

526
00:31:34.875 --> 00:31:37.625
‫کانگ ایدا. یه شکم‌پرست در سطح شش هزار و دویست.

527
00:31:37.708 --> 00:31:40.458
‫داره ششمین ظرف پیراشکی‌های
‫ترکیبیش رو می‌خوره.

528
00:31:42.583 --> 00:31:44.708
‫یومی، خوبی؟

529
00:31:48.083 --> 00:31:49.958
‫یو بابی. با اینکه کم غذاست،

530
00:31:50.000 --> 00:31:52.000
‫ترکیب «نوشیدنی و پیراشکی»
‫اشتهاش رو باز کرده

531
00:31:52.083 --> 00:31:54.333
‫و ظرفیت تحمل الکلش دویست درصد بیشتر شده.

532
00:31:55.000 --> 00:31:56.708
‫خیلی خوب می‌نوشی!

533
00:31:56.750 --> 00:31:57.833
‫برای منم یکی دیگه بیارین!

534
00:32:01.208 --> 00:32:03.458
‫عیب نداره، فدای سرتون!

535
00:32:06.000 --> 00:32:08.125
‫ای خدا، دارن عین اسب می‌خورن.

536
00:32:11.750 --> 00:32:16.250
‫رفقا، مسئله فوریه!

537
00:32:17.208 --> 00:32:19.958
‫دیگه دیره، سلول اضطراب. تسلیم شو.

538
00:32:20.583 --> 00:32:22.500
‫یومی داره نویسنده شدنش رو جشن می‌گیره،

539
00:32:22.583 --> 00:32:24.083
‫اذیتش نکن.

540
00:32:24.125 --> 00:32:25.333
‫چهارصد دلار زیاد نیست.

541
00:32:25.458 --> 00:32:29.708
‫اون نه. حالا که به خودش اومده...

542
00:32:32.375 --> 00:32:35.708
‫سلول گشنه هم بلند شده!

543
00:32:38.125 --> 00:32:41.208
‫وای خدا، چقدر گشنمه!

544
00:32:42.375 --> 00:32:43.708
‫سطح اشتها، پنج هزار و هفتصد.

545
00:32:43.833 --> 00:32:46.208
‫ولی تو روز خوبش می‌تونه به
‫نه هزار هم برسه،

546
00:32:46.333 --> 00:32:48.375
‫یومی هم الان حالش خوبه!

547
00:32:48.458 --> 00:32:52.750
‫حالا که بیدار شدم خیلی گشنمه.

548
00:32:52.833 --> 00:32:58.583
‫گشنمه! گشنمه! گشنمه!

549
00:32:59.833 --> 00:33:00.958
‫سلول گشنه!

550
00:33:08.750 --> 00:33:10.750
‫ای وای! هی، چی شد؟

551
00:33:11.750 --> 00:33:12.833
‫کمک!

552
00:33:14.333 --> 00:33:15.583
‫بدبخت شدیم.

553
00:33:19.875 --> 00:33:21.750
‫بازم پیراشکی سفارش بدیم؟

554
00:33:21.833 --> 00:33:22.708
‫- آره.
‫- آره!

555
00:33:23.583 --> 00:33:27.000
‫ببخشید، منو رو میارید؟

556
00:33:27.083 --> 00:33:28.500
‫یعنی... کل غذاهای منو رو میارید؟

557
00:33:30.250 --> 00:33:31.375
‫[باغچه نوشیدنی ججو]

558
00:33:31.458 --> 00:33:35.000
‫واو، امروز چقدر ولخرجی کردم.

559
00:33:35.083 --> 00:33:37.708
‫اندازه خرج یک ماهم بود.

560
00:33:40.333 --> 00:33:43.208
‫عیب نداره. حالم خوبه،

561
00:33:43.333 --> 00:33:46.625
‫از یه آدم بیکار تبدیل شدم به
‫یه نویسنده!

562
00:33:53.083 --> 00:33:54.833
‫جزیره ججو...

563
00:33:54.958 --> 00:33:57.750
‫روبی، پاشو! برو روی تخت بخواب.

564
00:33:57.833 --> 00:34:01.000
‫یومی، منم می‌خوام استعفا بدم.

565
00:34:01.083 --> 00:34:02.958
‫من رو دستیارت کن.

566
00:34:03.000 --> 00:34:04.458
‫دستیار کجا بود؟

567
00:34:04.500 --> 00:34:06.458
‫من تازه کارم رو شروع کردم.

568
00:34:07.125 --> 00:34:09.833
‫من رو دستیار خودت کن!

569
00:34:09.958 --> 00:34:13.583
‫روبی می‌خواد آزادانه زندگی کنه. آزادانه!

570
00:34:14.583 --> 00:34:16.708
‫خب همینجا بخواب. کاری نمیشه کرد.

571
00:34:17.958 --> 00:34:20.625
‫نمی‌دونم. می‌خوام استعفا بدم!

572
00:34:20.708 --> 00:34:21.708
‫نمیرم سر کار!

573
00:34:34.708 --> 00:34:35.833
‫ایدا.

574
00:34:38.125 --> 00:34:40.333
‫آره، شاه میگو...

575
00:34:40.375 --> 00:34:41.583
‫نمیری حموم؟

576
00:34:45.333 --> 00:34:46.500
‫خیلی خسته‌م...

577
00:34:47.125 --> 00:34:49.583
‫♪ دیگه بریم بخوابیم ♪

578
00:34:50.625 --> 00:34:53.125
‫♪ امروز روز خسته‌کننده‌ای بود ♪

579
00:34:53.208 --> 00:34:56.125
‫♪ بگیر بخواب... ♪

580
00:34:57.333 --> 00:34:58.708
‫عمراً!

581
00:34:58.833 --> 00:35:01.708
‫اول باید صورتش رو بشوره، بعد بره بخوابه!

582
00:35:01.750 --> 00:35:03.958
‫اول باید بره حموم بعد بخوابه!

583
00:35:04.750 --> 00:35:07.583
‫جرئت داری بیا جلو، سلول لالایی!

584
00:35:12.458 --> 00:35:15.875
‫سلول شستشوی صورت هیچوقت پیروز
‫نبرد با سلول لالایی نیست.

585
00:35:16.583 --> 00:35:18.750
‫امروز هم کاملاً شکست خورد.

586
00:35:20.458 --> 00:35:24.458
‫ولی حتی سلول لالایی هم به پای
‫سلول عشق نمی‌رسه.

587
00:35:25.875 --> 00:35:27.333
‫[بابی]

588
00:35:32.125 --> 00:35:33.125
‫بابی.

589
00:35:33.750 --> 00:35:34.750
‫خوابیدی؟

590
00:35:35.458 --> 00:35:37.458
‫نه، اول می‌خواستم برم حموم.

591
00:35:38.458 --> 00:35:40.208
‫ولی روبی و ایدا خوابیدن.

592
00:35:48.125 --> 00:35:50.583
‫اتاقتون چطوره؟ دقیقه نودی رزروش کردم.

593
00:35:53.000 --> 00:35:54.208
‫خوبه.

594
00:35:54.250 --> 00:35:58.250
‫ولی همه اینقدر نوشیدن که نمی‌تونن نظر بدن.

595
00:35:59.083 --> 00:36:00.333
‫کجایی؟

596
00:36:00.875 --> 00:36:03.333
‫تو حیاط پشتیم.

597
00:36:03.458 --> 00:36:05.208
‫امشب ستاره‌ها دارن می‌درخشن.

598
00:36:06.833 --> 00:36:10.458
‫امشب تو هم خسته شدی،
‫چند بار رفتی فرودگاه و برگشتی.

599
00:36:10.583 --> 00:36:11.500
‫نه بابا.

600
00:36:11.583 --> 00:36:13.500
‫دست بردار، این حرف رو نزن.

601
00:36:18.625 --> 00:36:19.750
‫بابی.

602
00:36:21.833 --> 00:36:22.833
‫ممنونم.

603
00:36:24.208 --> 00:36:25.208
‫بابتِ؟

604
00:36:25.833 --> 00:36:27.333
‫ممنونم که...

605
00:36:28.958 --> 00:36:30.208
‫می‌تونی یه چیز برای خودمون بنویسی؟

606
00:36:30.250 --> 00:36:34.208
‫تیم بازاریابیمون فکر می‌کنه باید
‫صفحه فضای مجازیمون رو به روز رسانی کنیم.

607
00:36:34.250 --> 00:36:36.333
‫گفتیم تو از پسش برمیای.

608
00:36:37.208 --> 00:36:38.250
‫بله؟

609
00:36:38.333 --> 00:36:40.583
‫تو اولین نفری بود که متوجه پتانسیل من شدی.

610
00:36:41.208 --> 00:36:43.208
‫تا فصل یازدهش خوب بود،

611
00:36:43.250 --> 00:36:45.625
‫ولی فکر کنم از اونجا روندش کُند شد.

612
00:36:47.500 --> 00:36:50.583
‫نه؟ خودمم حس می‌کنم داستانش
‫از اونجا از هم پاشید.

613
00:36:52.083 --> 00:36:53.875
‫داشتم فکر می‌کردم، نظرت چیه
‫این کار رو بکنی؟

614
00:36:55.958 --> 00:36:58.958
‫خب، گذشته‌ی شخصیت اصلی مرد
‫خیلی دیر لو میره،

615
00:37:00.208 --> 00:37:02.208
‫نظرت چیه زودتر افشاش کنی؟

616
00:37:02.250 --> 00:37:03.708
‫- بخش داستان خانوادگیش رو.
‫- بدون غر زدن

617
00:37:03.833 --> 00:37:05.958
‫برام وقت گذاشتی.

618
00:37:11.083 --> 00:37:12.458
‫عیب نداره.

619
00:37:15.250 --> 00:37:16.625
‫عیب نداره، یومی.

620
00:37:17.458 --> 00:37:20.208
‫و هر وقت ناراحت بودم تشویقم کردی.

621
00:37:20.958 --> 00:37:24.458
‫«و وقتی من برات زمان نداشتم،

622
00:37:24.500 --> 00:37:26.958
‫صبورانه منتظر موندی و هیچی نگفتی.

623
00:37:27.083 --> 00:37:28.833
‫ممنون که همیشه دوستم داری،

624
00:37:28.875 --> 00:37:30.750
‫که همیشه باملاحظه‌ای،

625
00:37:30.833 --> 00:37:32.500
‫که همیشه تشویقم می‌کنی،

626
00:37:32.583 --> 00:37:35.958
‫بهم الهام میدی که برم دنبال رویاهام،

627
00:37:36.083 --> 00:37:39.500
‫اونم وقتی گاهی اوقات، بدون تعصب
‫نوشته‌هام رو نقد می‌کنی...»

628
00:37:39.583 --> 00:37:42.208
‫هی، هی! خیلی طولانیه.

629
00:37:42.333 --> 00:37:43.333
‫طولانیه، نه؟

630
00:37:43.375 --> 00:37:45.458
‫اصلاً هم تاثیرگذار نیست،
‫خیلی کشش دادی.

631
00:37:45.500 --> 00:37:49.500
‫نظرت چیه تبدیلش کنی به یه جمله؟

632
00:37:49.583 --> 00:37:51.583
‫زود باش، وقت ندارم!

633
00:37:52.083 --> 00:37:56.333
‫می‌خوام همین الان به بابی
‫ابراز احساسات کنم!

634
00:37:58.000 --> 00:37:59.708
‫ممنونم...

635
00:38:05.250 --> 00:38:06.125
‫بابت همه چی.

636
00:38:08.208 --> 00:38:09.083
‫همه چی؟

637
00:38:09.833 --> 00:38:12.083
‫بابت همه چی ممنونم.

638
00:38:12.125 --> 00:38:13.208
‫این که خیلی کوتاهه!

639
00:38:13.333 --> 00:38:16.458
‫فکر می‌کنی بابی متوجه منظورش میشه؟

640
00:38:17.958 --> 00:38:20.500
‫میشه. بابیه‌ها.

641
00:38:27.083 --> 00:38:27.875
‫میای بریم پیاده‌روی؟

642
00:38:29.125 --> 00:38:29.958
‫الان؟

643
00:38:30.583 --> 00:38:32.500
‫بیا بریم ستاره‌ها رو تماشا کنیم.
‫میام دنبالت.

644
00:38:37.250 --> 00:38:38.333
‫ستاره‌ها رو!

645
00:38:39.000 --> 00:38:41.708
‫انگار قراره ببارن روی زمین.

646
00:38:41.833 --> 00:38:43.083
‫یکی از بهترین بخش‌های اومدن به ججو

647
00:38:43.208 --> 00:38:45.875
‫اینه که می‌تونم یه عالمه ستاره ببینم.

648
00:38:47.125 --> 00:38:48.750
‫یومی!

649
00:38:51.250 --> 00:38:52.458
‫یومی!

650
00:38:53.958 --> 00:38:56.375
‫چی شد؟ من رو صدا می‌کنه؟

651
00:38:56.458 --> 00:38:57.500
‫مطمئن نیستم.

652
00:38:58.333 --> 00:39:02.000
‫دوستت دارم، سو یومی!

653
00:39:02.083 --> 00:39:05.750
‫سو یومی! دوستت دارم!

654
00:39:10.083 --> 00:39:14.208
‫- میگم دوستت دارم، سو یومی!
‫- بس کن! برگرد ببینم.

655
00:39:14.250 --> 00:39:15.833
‫نه، ولم کن.

656
00:39:15.958 --> 00:39:17.458
‫چه خبره؟

657
00:39:17.583 --> 00:39:18.750
‫انگار زیادی نوشیده.

658
00:39:20.375 --> 00:39:23.958
‫من خیلی بدم میاد عشقم همچین حرکتی بزنه.

659
00:39:24.083 --> 00:39:28.208
‫که با این حال اسمم رو جلوی همه داد بکشه.

660
00:39:28.250 --> 00:39:31.458
‫- بدت میاد؟
‫- پس چی.

661
00:39:33.708 --> 00:39:35.708
‫همچین مردی اعصابم رو بهم می‌ریزه.

662
00:39:36.875 --> 00:39:40.083
‫وای خدا. گفت «اعصابم رو بهم می‌ریزه؟»

663
00:39:40.625 --> 00:39:43.583
‫آره، درسته.

664
00:39:43.708 --> 00:39:45.208
‫تو اعصابت بهم نمی‌ریزه؟

665
00:39:45.958 --> 00:39:48.833
‫عوضی! واسه چی اومدی بیرون
‫که همچین مزخرفی بگی؟

666
00:39:48.958 --> 00:39:50.208
‫برگرد داخل!

667
00:39:51.000 --> 00:39:54.833
‫تو اون حال عجیبم از دهنم پرید بیرون.

668
00:39:56.958 --> 00:39:57.958
‫یومی.

669
00:40:01.333 --> 00:40:04.583
‫وقتی می‌شنوم همچین چیزی میگی...

670
00:40:05.750 --> 00:40:06.583
‫ضدحال خوردی؟

671
00:40:08.000 --> 00:40:09.083
‫خیلی جذاب بود.

672
00:40:12.458 --> 00:40:16.083
‫یومی وقتی حرفای غیرمنتظره بابی رو
‫شنید، قبل از اینکه بفهمه...

673
00:40:17.333 --> 00:40:19.833
‫هنوز تحت تاثیر نوشیدنیه.

674
00:40:21.625 --> 00:40:22.583
‫ببخشید.

675
00:40:23.208 --> 00:40:24.833
‫بی‌ادبی کردم، نه؟

676
00:40:26.083 --> 00:40:27.708
‫- نه.
‫- یعنی چی، «نه؟»

677
00:40:28.458 --> 00:40:30.750
‫به نظر خودمم بی‌ادبانه بود.

678
00:40:33.333 --> 00:40:34.875
‫بامزه بود.

679
00:40:34.958 --> 00:40:37.750
‫تو همچین لحظاتی، یومی احساس
‫دوست داشته شدن می‌کنه.

680
00:40:38.625 --> 00:40:40.208
‫انگار عشقی که بابی به سمتش می‌فرسته،

681
00:40:41.125 --> 00:40:44.208
‫به تک تک سلول‌های بدنش می‌رسه.

682
00:40:51.208 --> 00:40:54.500
‫یه دفعه‌ای دلم خواست برم پیشش.

683
00:40:55.875 --> 00:40:58.875
‫هی، جلوی مردم چی میگی؟

684
00:41:00.208 --> 00:41:02.000
‫نه، نمی‌تونی! الان نه!

685
00:41:02.083 --> 00:41:05.083
‫اول باید برین یه جای دیگه!

686
00:41:05.875 --> 00:41:07.833
‫نه!

687
00:41:08.833 --> 00:41:11.083
‫بریم پیش!

688
00:41:13.208 --> 00:41:14.458
‫یومی.

689
00:41:17.750 --> 00:41:18.708
‫منم یه چیزی می‌خواستم بگم.

690
00:41:32.041 --> 00:41:33.541
‫امروز اولین سالگرد دوستیمونه.

691
00:41:35.125 --> 00:41:36.000
‫گفتم شاید یادت رفته باشه،

692
00:41:36.125 --> 00:41:37.125
‫می‌خواستم فردا بهت بدم، ولی...

693
00:41:40.666 --> 00:41:41.791
‫حلقه خودم رو انداختم.

694
00:41:47.250 --> 00:41:48.291
‫بابی.

695
00:41:50.291 --> 00:41:51.375
‫خیلی بهت میاد.

696
00:41:56.958 --> 00:41:59.083
‫شب زیبایی بود،

697
00:41:59.125 --> 00:42:00.625
‫درست مثل شفق‌های قطبی توی آسمون.

698
00:42:02.583 --> 00:42:05.000
‫پس یومی موفق میشه؟

699
00:42:05.958 --> 00:42:08.458
‫تبدیل به آدم خاصی میشه؟ واقعاً؟

700
00:42:09.708 --> 00:42:11.375
‫و...

701
00:42:18.583 --> 00:42:19.583
‫ولی چرا؟

702
00:42:38.708 --> 00:42:41.333
‫هی، به لطف تو خیلی بهمون خوش گذشت.

703
00:42:42.500 --> 00:42:43.583
‫یومی، کِی برمی‌گردی؟

704
00:42:43.708 --> 00:42:45.750
‫یه چند روز می‌مونم.

705
00:42:45.833 --> 00:42:47.833
‫هفته دیگه با ناشر قرار ملاقات دارم.

706
00:42:47.875 --> 00:42:50.208
‫پس بالاخره قرارداد رو امضا می‌کنی؟

707
00:42:50.250 --> 00:42:52.375
‫هی، نویسنده کیم!

708
00:42:52.458 --> 00:42:54.333
‫اگه معروف شدی، باید من رو

709
00:42:54.375 --> 00:42:56.250
‫به عنوان دستیارت استخدام کنی، خب؟

710
00:42:56.333 --> 00:42:58.375
‫هی، برید دیگه. دیرتون میشه‌ها.

711
00:42:59.208 --> 00:43:00.250
‫ما رفتیم!

712
00:43:00.333 --> 00:43:01.208
‫- خداحافظ!
‫- به سلامت.

713
00:43:01.250 --> 00:43:02.750
‫- خداحافظ.
‫- برو یه چیزی بگیر حالت بهتر بشه!

714
00:43:02.833 --> 00:43:03.958
‫- خداحافظ!
‫- خداحافظ!

715
00:43:04.083 --> 00:43:05.333
‫خداحافظ.

716
00:43:11.333 --> 00:43:14.833
‫الو، بابی. ایدا و روبی همین الان رفتن.

717
00:43:16.083 --> 00:43:17.708
‫یومی، چیکار کنم؟

718
00:43:19.333 --> 00:43:22.208
‫باید بیام دنبالت ولی یه دفعه مدیرمون اومده.

719
00:43:22.833 --> 00:43:25.708
‫هی، خب با تاکسی میام.
‫فاصله زیاد نیست.

720
00:43:25.750 --> 00:43:27.458
‫من رو بیخیال، برگرد سر کارت.

721
00:43:27.583 --> 00:43:29.000
‫منتظرتم.

722
00:43:30.333 --> 00:43:31.958
‫باشه، خداحافظ.

723
00:44:24.958 --> 00:44:27.500
‫هی! این رو من براش خریده بودم.

724
00:44:28.333 --> 00:44:29.875
‫واو، چه رشد کرده.

725
00:45:45.833 --> 00:45:47.958
‫تازه کارم تموم شده، ولی زود میام.

726
00:45:48.833 --> 00:45:50.958
‫من اومدم پیاده‌روی، عجله نکن.

727
00:45:51.000 --> 00:45:52.458
‫منم الان میام.

728
00:45:57.333 --> 00:45:58.458
‫اومد!

729
00:46:10.750 --> 00:46:12.208
‫خداحافظ!

730
00:46:23.083 --> 00:46:24.083
‫این کیه؟

731
00:46:25.208 --> 00:46:28.333
‫چی شد؟ چرا از ماشین بابی اومد بیرون؟

732
00:46:31.583 --> 00:46:38.458
‫[دژاوو]

733
00:46:39.208 --> 00:46:41.500
‫راستی، یه چندتا کارآموز استخدام کردیم

734
00:46:41.583 --> 00:46:43.208
‫و یکیشون تو محله من زندگی می‌کنه.

735
00:46:43.250 --> 00:46:44.208
‫جدی؟

736
00:46:45.458 --> 00:46:47.333
‫یه مدته با من میره و میاد.

737
00:46:47.458 --> 00:46:49.333
‫وگرنه چندبار باید اتوبوس عوض کنه.

738
00:46:50.500 --> 00:46:52.458
‫دلم نیومد پیشنهاد ندم،

739
00:46:52.500 --> 00:46:54.333
‫بعد فهمیدم همسایه هم هستیم.

740
00:46:54.458 --> 00:46:55.708
‫درسته.

741
00:46:55.833 --> 00:46:57.125
‫اوه، بعد فهمیدم

742
00:46:57.208 --> 00:47:01.083
‫باباش صاحب بزرگترین مزرعه نارنگی روستاست.

743
00:47:01.833 --> 00:47:03.333
‫بعداً برات نارنگی می‌فرستم.

744
00:47:03.875 --> 00:47:05.208
‫نارنگی عالیه.

745
00:47:07.375 --> 00:47:09.833
‫درسته، پس دختره همون کارآموزیه که گفته بود!

746
00:47:09.875 --> 00:47:12.458
‫ولی مگه کارآموزه دختر بود؟

747
00:47:13.208 --> 00:47:14.833
‫چقدر خوشگله.

748
00:47:15.458 --> 00:47:17.000
‫خیلی نازه.

749
00:47:18.000 --> 00:47:20.500
‫جوون هم هست! موندم چند سالشه.

750
00:47:21.250 --> 00:47:22.083
‫گفت دانشگاهیه.

751
00:47:22.708 --> 00:47:25.125
‫یعنی سال چهارمیه... حداکثر بیست و سه سالشه؟

752
00:47:26.833 --> 00:47:30.458
‫پس هر روز باهاش میره و میاد؟

753
00:47:32.083 --> 00:47:33.458
‫ولی خیلی جوونه که!

754
00:47:33.583 --> 00:47:35.500
‫و خوشگله!

755
00:47:36.458 --> 00:47:39.750
‫یه دفعه‌ای استرس گرفتم.

756
00:47:39.833 --> 00:47:41.583
‫آروم باش.

757
00:47:41.625 --> 00:47:43.750
‫هیچکس جز تو اینطور فکر نمی‌کنه.

758
00:47:43.833 --> 00:47:45.333
‫منم استرس گرفتم.

759
00:47:45.958 --> 00:47:47.583
‫بی‌طرفانه بخوام نظر بدم خوشگله.

760
00:47:48.708 --> 00:47:50.083
‫ای وای.

761
00:47:50.208 --> 00:47:51.875
‫داشتم فکر می‌کردم...

762
00:47:51.958 --> 00:47:53.583
‫نه، نکن!

763
00:47:53.625 --> 00:47:56.125
‫سلول عشق، هیچوقت گاردت رو نیار پایین.

764
00:47:56.208 --> 00:47:57.958
‫خفه شو!

765
00:48:02.750 --> 00:48:04.750
‫ببخشید مزاحم صحبتتون شدم.

766
00:48:04.833 --> 00:48:09.208
‫خب، کجا بودیم؟
‫استرس داشتی؟

767
00:48:11.833 --> 00:48:14.208
‫خب...

768
00:48:14.250 --> 00:48:17.500
‫یومی برای بابی چه ارزشی داره؟

769
00:48:18.208 --> 00:48:20.208
‫حتی وقتی فحش بده برای بابی جذابه،

770
00:48:20.958 --> 00:48:23.958
‫و حتی وقتی موقع خندیدن خرناس بکشه
‫به نظرش بامزه‌ست!

771
00:48:24.000 --> 00:48:25.333
‫یومی براش اینقدر مهمه!

772
00:48:25.458 --> 00:48:28.208
‫آره، حق داری.

773
00:48:28.333 --> 00:48:31.333
‫و دیشب بابی چی بهمون داد؟

774
00:48:31.458 --> 00:48:33.083
‫حلقه یک شکل به مناسبت اولین سالگرد!

775
00:48:33.125 --> 00:48:35.583
‫باز استرس داری؟

776
00:48:35.708 --> 00:48:39.875
‫نه، فکر نکنم.

777
00:48:40.833 --> 00:48:42.583
‫این چه فکری بود تو سرم افتاد؟

778
00:48:56.083 --> 00:48:56.958
‫بابی!

779
00:48:57.875 --> 00:48:59.583
‫یومی، کجا بودی؟

780
00:48:59.708 --> 00:49:01.958
‫رفتم تو محل پیاده‌روی.
‫چیکار می‌کنی؟

781
00:49:02.583 --> 00:49:04.375
‫بیا شام کباب بخوریم.
‫من گوشت رو می‌پزم.

782
00:49:04.458 --> 00:49:07.208
‫واقعاً؟ سرد نمیشه؟

783
00:49:07.250 --> 00:49:10.625
‫اگه سرد شد، گوشت رو می‌بریم داخل.

784
00:49:10.708 --> 00:49:13.083
‫هر چی لازم بود رو گرفتم.

785
00:49:13.083 --> 00:49:14.208
‫خیلی خوشحالم.

786
00:49:21.833 --> 00:49:24.583
‫اوه، خوبه. ترسیدم زغال کم بیاد.

787
00:49:24.708 --> 00:49:26.083
‫میگه با خودش زغال میاره.

788
00:49:26.125 --> 00:49:27.583
‫- کی؟
‫- دایون.

789
00:49:28.750 --> 00:49:32.000
‫- دایون؟
‫- اوه، کارآموزی که همینجاها زندگی می‌کنه.

790
00:49:32.083 --> 00:49:33.458
‫اسمش دایونه.

791
00:49:35.083 --> 00:49:37.208
‫دایون؟

792
00:49:37.333 --> 00:49:41.458
‫چه راحت به نظر میاد!
‫از کی تا حالا اینقدر صمیمی شدن؟

793
00:49:41.958 --> 00:49:44.708
‫فقط به اسم صداش کرد دیگه.

794
00:49:44.833 --> 00:49:48.458
‫دقیقاً! چرا اینقدر صمیمانه؟

795
00:49:48.500 --> 00:49:51.083
‫وقتی کسایی که اسم اولشون با حروف
‫بی‌صدا تموم میشه رو

796
00:49:51.208 --> 00:49:52.958
‫صدا کنی انگار خیلی صمیمی هستین.

797
00:49:53.000 --> 00:49:57.083
‫عین ووبین، جیمین، دونگ‌گون...

798
00:49:57.208 --> 00:49:58.708
‫مثل این اسامی!

799
00:49:58.750 --> 00:50:00.208
‫ووبین.

800
00:50:00.250 --> 00:50:01.458
‫جیمین.

801
00:50:01.583 --> 00:50:02.583
‫دونگ‌گون.

802
00:50:03.333 --> 00:50:05.333
‫راست میگی، صمیمانه به نظر میان.

803
00:50:06.000 --> 00:50:07.375
‫نه؟

804
00:50:11.833 --> 00:50:13.000
‫یعنی میگی دلیل اینکه صدا کردنش
‫صمیمانه به نظر میومد

805
00:50:13.583 --> 00:50:15.125
‫اسم دختره بود؟

806
00:50:15.208 --> 00:50:16.958
‫آره، فقط به خاطر اسمش بود.

807
00:50:18.500 --> 00:50:22.458
‫چرا اسم یومی با حرف بی‌صدا تموم نمیشه؟

808
00:50:25.000 --> 00:50:26.958
‫یومی، گوشت میدی؟

809
00:50:27.000 --> 00:50:27.875
‫آره.

810
00:50:31.333 --> 00:50:33.083
‫ولی سس نداریم.

811
00:50:33.208 --> 00:50:35.625
‫اوپس، یادم رفت.

812
00:50:36.333 --> 00:50:37.333
‫من میرم بخرم.

813
00:50:37.375 --> 00:50:38.583
‫مطمئنم تو فروشگاه دارن.

814
00:50:38.708 --> 00:50:40.625
‫سرده، با ژاکت من برو.

815
00:50:40.708 --> 00:50:41.708
‫باشه.

816
00:50:52.375 --> 00:50:54.000
‫آقای یو!

817
00:50:56.083 --> 00:50:58.000
‫- هی! ممنون، دایون.
‫- این چه حرفیه.

818
00:51:00.625 --> 00:51:02.375
‫خانمت کو؟ اینجاست؟

819
00:51:02.458 --> 00:51:04.583
‫آره، یه سر رفت مغازه.

820
00:51:04.708 --> 00:51:07.208
‫- ولی الان برمی‌گرده.
‫- جدی؟

821
00:51:07.708 --> 00:51:09.375
‫پس قبل رفتنم وایسم سلام بدم.

822
00:51:09.458 --> 00:51:10.333
‫باشه.

823
00:51:10.958 --> 00:51:14.583
‫یه سلولی هست که بیشتر خانم‌ها
‫دارنش تا آقایون.

824
00:51:15.375 --> 00:51:17.208
‫اسمش «سلول هاهاست.»

825
00:51:17.875 --> 00:51:19.083
‫یه دفعه باعث میشه بلند بخندی،

826
00:51:19.208 --> 00:51:20.583
‫شبیه ترکیدن بادکنک می‌مونه...

827
00:51:32.875 --> 00:51:33.833
‫[سلول هاها]

828
00:51:33.875 --> 00:51:35.875
‫ولی متاسفانه طول عمر کوتاهی داره

829
00:51:35.958 --> 00:51:37.750
‫و فقط تا اواسط بیست سالگی دووم میاره.

830
00:51:38.333 --> 00:51:41.083
‫سلول هاهای یومی ده سال پیش مُرد.

831
00:51:41.208 --> 00:51:43.458
‫[سلول هاها]

832
00:51:48.208 --> 00:51:49.083
‫موندم پخته یا نه.

833
00:51:50.458 --> 00:51:51.708
‫وای خدا، خیلی گرمه.

834
00:51:54.333 --> 00:51:56.958
‫- چیه؟
‫- صورتتون سیاه شده.

835
00:51:57.083 --> 00:51:58.708
‫اوه، صورتم؟

836
00:51:58.833 --> 00:52:00.083
‫نه، لپ سمت چپ.

837
00:52:00.708 --> 00:52:03.083
‫- اوه، اینجا؟
‫- نه، یه کم بالاتر.

838
00:52:04.833 --> 00:52:08.958
‫نه، اونجا نه. بذار عکس بگیرم نشون بدم.

839
00:52:09.000 --> 00:52:09.958
‫یه لحظه.

840
00:52:10.000 --> 00:52:11.750
‫هی، نیاز نیست.

841
00:52:20.708 --> 00:52:23.458
‫دیدین؟ اینجای صورتتون!

842
00:52:23.500 --> 00:52:26.083
‫در اون حد خنده‌داره؟

843
00:52:28.000 --> 00:52:30.375
‫راستی، صورت خودت هم سیاه شده.

844
00:52:30.458 --> 00:52:31.958
‫من؟

845
00:52:32.000 --> 00:52:32.958
‫سمت راست چونه‌ت.

846
00:52:33.083 --> 00:52:34.333
‫کجا؟ سمت راست؟

847
00:52:34.375 --> 00:52:36.833
‫نه، سمت چپ. اینور.

848
00:52:37.375 --> 00:52:39.000
‫آها.

849
00:52:39.083 --> 00:52:43.083
‫درسته سلول هاها طول عمرش کمه،
‫اما خیلی واگیرداره.

850
00:52:45.250 --> 00:52:48.625
‫نگاه کردن به شما عین نگاه کردن
‫تو آیینه بود،

851
00:52:48.708 --> 00:52:51.250
‫فکر کردم سمت راست صورتمه...

852
00:52:59.875 --> 00:53:01.333
‫نه، اینجا! این سمت!

853
00:53:03.375 --> 00:53:07.125
‫اما به خاطر قوانین خنده در مکالمه،

854
00:53:07.750 --> 00:53:10.083
‫وقتی یه نفر می‌خنده، خنده‌ی یه نفر
‫دیگه خشک میشه.

855
00:53:12.708 --> 00:53:15.208
‫باز کن! میگم باز کن!

856
00:53:15.250 --> 00:53:17.958
‫کمک! سلول خشم می‌خواد بیاد بیرون!

857
00:53:18.083 --> 00:53:19.625
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

858
00:53:19.708 --> 00:53:22.208
‫تقاص پس میدی.

859
00:53:22.333 --> 00:53:24.750
‫میگم باز کن!

860
00:53:24.833 --> 00:53:26.000
‫[جایی در اعماق قلب]

861
00:53:26.083 --> 00:53:27.625
‫باز کن!

862
00:53:27.708 --> 00:53:30.083
‫ای وای، سلول احساسات صادقانه
‫هم داره میاد بیرون!

863
00:53:31.083 --> 00:53:32.375
‫نه!

864
00:53:32.458 --> 00:53:34.083
‫عروسک واکنش شماره یک، کجایی؟

865
00:53:44.000 --> 00:53:45.583
‫بابی.

866
00:53:45.625 --> 00:53:46.583
‫اوه، برگشتی.

867
00:53:47.125 --> 00:53:48.208
‫سس داشتن؟

868
00:53:48.333 --> 00:53:49.125
‫آره.

869
00:53:49.208 --> 00:53:51.375
‫سلام.

870
00:53:52.250 --> 00:53:54.083
‫منتظر مونده بود بهت سلام بده.

871
00:53:54.208 --> 00:53:55.833
‫ایشون خانم یو دایونه، کارآموز ما.

872
00:53:55.958 --> 00:53:58.458
‫سلام، خوشبختم.

873
00:53:58.583 --> 00:53:59.583
‫خیلی درباره‌ت شنیدم.

874
00:53:59.708 --> 00:54:00.875
‫سلام.

875
00:54:01.708 --> 00:54:03.458
‫قهوه هم گرفتم، چون گفتی مهمون داریم.

876
00:54:03.500 --> 00:54:05.000
‫مستقیم میومدی خونه. سرده.

877
00:54:05.083 --> 00:54:07.250
‫ولی بوی خیلی خوبی می‌داد.

878
00:54:07.958 --> 00:54:09.208
‫آره، خیلی بوی خوبی میده!

879
00:54:10.625 --> 00:54:13.083
‫سعی کرد به روی خودش نیاره،
‫ولی نگران شده بود.

880
00:54:15.458 --> 00:54:16.583
‫همه چی خوبه؟

881
00:54:16.708 --> 00:54:20.208
‫آره، آتیش رو روشن کردم،
‫ولی باید یه کم دیگه منتظر بمونیم

882
00:54:20.333 --> 00:54:21.208
‫که خوب داغ بشه.

883
00:54:21.750 --> 00:54:22.583
‫اونقدرا که فکر می‌کردم آسون نیست.

884
00:54:24.083 --> 00:54:25.875
‫گفتی از وقتی اومدی اینجا تو
‫کباب زدن استاد شدی که.

885
00:54:26.458 --> 00:54:27.708
‫هی، آخه باد شدیده.

886
00:54:28.833 --> 00:54:33.583
‫راستی، بابای دایون کلی برامون
‫زغال فرستاده. ببین!

887
00:54:33.625 --> 00:54:36.625
‫واو، ممنون. نظرت چیه برای کباب بمونی؟

888
00:54:37.833 --> 00:54:39.833
‫نه، دیگه باید برم.

889
00:54:40.500 --> 00:54:41.708
‫یه کم دیگه بمون.

890
00:54:44.125 --> 00:54:46.833
‫پس یه کم دیگه می‌مونم.

891
00:54:48.583 --> 00:54:50.250
‫یومی، میشه یه لحظه حواست به آتیش باشه؟

892
00:54:50.333 --> 00:54:51.458
‫باشه.

893
00:54:56.833 --> 00:54:59.125
‫کار و بار چطوره؟ سخت نیست؟

894
00:54:59.208 --> 00:55:00.583
‫نه، عالیه.

895
00:55:00.708 --> 00:55:02.500
‫آقای یو خیلی بامزه‌ست.

896
00:55:04.875 --> 00:55:05.875
‫بابی رو میگی؟

897
00:55:05.958 --> 00:55:09.208
‫آره، خیلی بامزه‌ست، نه؟

898
00:55:10.208 --> 00:55:14.958
‫بیاید روراست باشیم.
‫بابی آدم جذاب، مهربون و بی‌عیب و نقصیه،

899
00:55:15.000 --> 00:55:16.583
‫ولی زیاد بامزه نیست، نه؟

900
00:55:17.375 --> 00:55:18.500
‫آره.

901
00:55:19.125 --> 00:55:20.708
‫بابی گاهی اوقات بامزه میشه.

902
00:55:22.375 --> 00:55:23.958
‫ولی از چه نظر؟

903
00:55:24.083 --> 00:55:27.458
‫خب، داشت آتیش رو روشن می‌کرد،

904
00:55:27.500 --> 00:55:32.458
‫یه دفعه صورتش سیاه شد و خودش
‫نفهمیده بود...

905
00:55:32.500 --> 00:55:34.583
‫چی میگه واسه خودش؟

906
00:55:34.708 --> 00:55:35.750
‫خب که چی؟

907
00:55:35.833 --> 00:55:37.583
‫بیخودی نخند، بگو کجاش بامزه بود!

908
00:55:37.625 --> 00:55:40.833
‫اینجوری نمیشه. کجایی، سلول مترجم؟

909
00:55:41.708 --> 00:55:42.833
‫سلول مترجم.

910
00:55:42.958 --> 00:55:45.250
‫با آرامش گوش میده و حرف کسی

911
00:55:45.333 --> 00:55:47.625
‫که داره همزمان صحبت می‌کنه و می‌خنده و
‫گریه می‌کنه رو تفسیر و ترجمه می‌کنه.

912
00:55:47.708 --> 00:55:52.250
‫در واقع، به بابی گفته صورتش زغالی شده،

913
00:55:52.333 --> 00:55:55.958
‫ولی بابی هر دفعه می‌خواسته پاک کنه
‫اشتباهی به یه جای دیگه دست میزده.

914
00:55:57.958 --> 00:56:00.958
‫کجاش خنده‌داره؟

915
00:56:01.000 --> 00:56:02.333
‫منم نمی‌دونم.

916
00:56:02.458 --> 00:56:04.333
‫کجاش بامزه‌ست؟

917
00:56:04.375 --> 00:56:06.333
‫من که نفهمیدم.

918
00:56:07.333 --> 00:56:09.375
‫«که اینطور.»

919
00:56:11.625 --> 00:56:13.333
‫نظرتون چیه اینطور فکر کنیم؟

920
00:56:14.000 --> 00:56:16.125
‫ما سنمون بالاست و اون جوونه، نه؟

921
00:56:16.208 --> 00:56:18.708
‫پس حس شوخ طبعیمون با هم فرق داره.

922
00:56:19.458 --> 00:56:21.458
‫تفسیر جالبیه.

923
00:56:21.500 --> 00:56:24.333
‫پس میگی یومی پیر شده و حالیش نیست؟

924
00:56:25.333 --> 00:56:29.083
‫درسته، تو این سن همه چی جالبه.

925
00:56:29.125 --> 00:56:32.000
‫خیلی بامزه و باهوش و پر انرژیه...

926
00:56:32.958 --> 00:56:34.083
‫حسودیم شد.

927
00:56:34.708 --> 00:56:37.208
‫صورتش هنوز هم سیاه بود!

928
00:56:38.708 --> 00:56:39.958
‫- یومی.
‫- بله.

929
00:56:40.625 --> 00:56:41.958
‫به نظرم برو تو.

930
00:56:42.000 --> 00:56:43.958
‫خیلی سرده، آماده شد میارمش داخل.

931
00:56:44.000 --> 00:56:46.958
‫- باشه.
‫- پس من دیگه میرم.

932
00:56:47.000 --> 00:56:48.333
‫بمون.

933
00:56:48.458 --> 00:56:50.458
‫با دوستام تو شهر قرار دارم، واسه همین...

934
00:56:50.500 --> 00:56:51.708
‫باشه.

935
00:56:51.833 --> 00:56:52.958
‫از طرف من از بابات تشکر کن.

936
00:56:53.708 --> 00:56:55.833
‫چشم. نوش جان!

937
00:56:55.958 --> 00:56:57.250
‫خوشحال شدم.

938
00:56:57.333 --> 00:56:59.083
‫بله، خداحافظ!

939
00:56:59.208 --> 00:57:01.333
‫- خوشحال شدم!
‫- ممنون!

940
00:57:08.208 --> 00:57:10.833
‫یومی، بیرون سرده. برو داخل
‫منتظر بمون.

941
00:57:10.958 --> 00:57:12.000
‫باشه.

942
00:57:16.000 --> 00:57:20.375
‫راستی، دایون خیلی نازه.

943
00:57:23.083 --> 00:57:26.833
‫سوالی که همیشه در دوستی‌ها
‫پیش میاد.

944
00:57:27.500 --> 00:57:33.250
‫بهترین جواب رو برای «دایون خیلی نازه»
‫پیدا کن.

945
00:57:34.375 --> 00:57:35.833
‫اوه، خیلی آسونه.

946
00:57:35.958 --> 00:57:38.083
‫الف: تو هم نازی.

947
00:57:39.083 --> 00:57:41.958
‫«تو هم» جالب نیست. شبیه تله‌ست.

948
00:57:42.500 --> 00:57:46.958
‫ب: «کی، دایون؟ بیخیال!»

949
00:57:48.375 --> 00:57:51.625
‫ب شبیه یه انکار جدی می‌مونه.

950
00:57:51.708 --> 00:57:52.625
‫پس نه.

951
00:57:52.708 --> 00:57:55.833
‫ج: «آره، دایون نازه.»

952
00:57:56.833 --> 00:57:58.833
‫ج که کلاً کنسله.

953
00:57:58.875 --> 00:58:01.458
‫د: «ولی تو نازتری.»

954
00:58:01.500 --> 00:58:05.333
‫خب. د زیادی کلیشه‌ای و متظاهرانه‌ست.

955
00:58:05.375 --> 00:58:07.500
‫خیلی خب، یعنی هیچ جوابی وجود نداره.

956
00:58:07.583 --> 00:58:09.750
‫پس بابی خودش باید جواب بده.

957
00:58:09.833 --> 00:58:10.958
‫و جواب...

958
00:58:11.583 --> 00:58:12.458
‫دایون نازه.

959
00:58:13.458 --> 00:58:14.458
‫چی؟

960
00:58:17.000 --> 00:58:19.083
‫آره، نازه.

961
00:58:22.833 --> 00:58:24.083
‫تو هم عشقی، یومی.

962
00:58:29.375 --> 00:58:30.708
‫خیلی زبون‌بازی.

963
00:58:31.333 --> 00:58:34.083
‫- برو تا سرما نخوردی.
‫- باشه.

964
00:58:52.250 --> 00:58:53.416
‫شستمش.

965
00:58:55.500 --> 00:58:56.750
‫سخته، نه؟

966
00:58:56.875 --> 00:59:00.291
‫یومی، بیا دیگه همچین کاری نکنیم.
‫دفعه بعدی از بیرون سفارش میدیم.

967
00:59:00.375 --> 00:59:02.250
‫می‌دونستم آخرش این رو میگی.

968
00:59:03.041 --> 00:59:04.500
‫راستی، من یه سر برم مغازه و برگردم.

969
00:59:04.625 --> 00:59:05.750
‫چرا؟ بشین استراحت کن.

970
00:59:05.791 --> 00:59:07.416
‫هیچی نداریم فردا بخوریم.

971
00:59:07.500 --> 00:59:10.250
‫تازه شیر هم تموم شده. الان برمی‌گردم.

972
00:59:11.000 --> 00:59:12.416
‫- بدو.
‫- باشه.

973
00:59:16.625 --> 00:59:17.875
‫- تا برگردم استراحت کن.
‫- باشه.

974
00:59:18.500 --> 00:59:20.250
‫اوه، اونم دست نزن. برگشتم تمیزش می‌کنم.

975
00:59:25.000 --> 00:59:26.750
‫نمی‌خوام.

976
00:59:40.000 --> 00:59:41.000
‫دایون؟

977
00:59:43.125 --> 00:59:46.041
‫هی! آقای یو!

978
00:59:46.125 --> 00:59:47.375
‫سلام.

979
00:59:48.541 --> 00:59:50.250
‫با این لباس سردت نیست؟

980
00:59:50.375 --> 00:59:53.416
‫کتم رو تو ماشین دوستم جا گذاشتم،

981
00:59:53.500 --> 00:59:55.875
‫ولی نمی‌خواستم بگم برگرده، واسه همین...

982
01:00:02.666 --> 01:00:04.500
‫عجب باد شدیدیه.

983
01:00:05.375 --> 01:00:06.250
‫همه چی رو انداخته زمین.

984
01:00:14.375 --> 01:00:15.416
‫دایونه.

985
01:00:17.250 --> 01:00:19.041
‫سلام.

986
01:00:19.875 --> 01:00:21.000
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

987
01:00:21.125 --> 01:00:22.500
‫قهوه‌ای که گرفتین خیلی خوشمزه بود.

988
01:00:23.041 --> 01:00:25.416
‫جدی؟ پس دفعه بعدی هم از اونجا
‫قهوه می‌گیرم.

989
01:00:25.500 --> 01:00:26.500
‫خداحافظ.

990
01:00:26.625 --> 01:00:28.000
‫خداحافظ!

991
01:00:31.416 --> 01:00:34.166
‫وایسا ببینم! نمی‌تونی من رو گول بزنی.

992
01:00:34.875 --> 01:00:37.666
‫فکر نکن چون تاریکه و خیلی سریع

993
01:00:37.750 --> 01:00:39.375
‫از کنار هم رد شدن حالیم نمیشه!

994
01:00:39.500 --> 01:00:43.041
‫اون ژاکت یدکیه که بابی همیشه تو
‫ماشینش نگه می‌داره!

995
01:00:46.625 --> 01:00:50.125
‫آره، شاید دایون رو تو راه دیده و ژاکتش
‫رو بهش قرض داده،

996
01:00:50.250 --> 01:00:52.250
‫چون خیلی سردش بوده.

997
01:00:53.875 --> 01:00:55.250
‫قابل درکه.

998
01:00:57.000 --> 01:00:59.250
‫چیز خاصی نیست.

999
01:01:00.500 --> 01:01:04.791
‫ولی این احساسات عجیبی که دارم چی هستن؟

1000
01:01:11.375 --> 01:01:12.625
‫دژاوو.

1001
01:01:14.166 --> 01:01:15.750
‫دژاوو همینه؟

1002
01:01:22.166 --> 01:01:23.375
‫این رو بپوش.

1003
01:01:24.500 --> 01:01:25.500
‫نه، نمی‌خواد.

1004
01:01:28.000 --> 01:01:29.875
‫بگیر. امشب خیلی سرده.

1005
01:01:52.541 --> 01:01:53.500
‫یومی.

1006
01:01:55.166 --> 01:01:56.916
‫تو این سرما بیرون چیکار می‌کنی؟

1007
01:01:59.625 --> 01:02:01.291
‫رخت‌پهن‌کن افتاده بود زمین، منم...

1008
01:02:02.500 --> 01:02:04.375
‫اینجا همیشه هوا بادیه، پیش میاد.

1009
01:02:05.750 --> 01:02:07.041
‫ابلونی نداشتن.

1010
01:02:07.125 --> 01:02:09.041
‫فردا صبح صبحونه بریم بیرون.

1011
01:02:09.125 --> 01:02:10.041
‫یه رستوران می‌شناسم

1012
01:02:10.125 --> 01:02:11.500
‫- که کایو ابلونی خوشمزه‌ای درست می‌کنه.
‫- همین الان،

1013
01:02:12.041 --> 01:02:13.750
‫دایون رو دیدم و...

1014
01:02:18.041 --> 01:02:21.041
‫ژاکت تنش مال تو بود؟

1015
01:02:22.750 --> 01:02:23.875
‫آره.

1016
01:02:24.000 --> 01:02:25.500
‫جلوی سوپرمارکت دیدمش،

1017
01:02:25.541 --> 01:02:28.041
‫و بدون کت داشت می‌لرزید. منم...

1018
01:02:28.125 --> 01:02:29.666
‫ژاکتی که تو ماشین داشتم رو دادم بهش.

1019
01:02:30.291 --> 01:02:33.125
‫جدی؟ که اینطور. مطمئن بودم مال خودته.

1020
01:02:34.666 --> 01:02:35.666
‫بیا بریم تو.

1021
01:02:37.875 --> 01:02:40.000
‫- بابی.
‫- بله؟

1022
01:02:41.916 --> 01:02:44.041
‫یه سوالی داشتم.

1023
01:02:48.291 --> 01:02:49.250
‫کِی...

1024
01:02:50.541 --> 01:02:52.500
‫عاشقم شدی؟

1025
01:03:55.333 --> 01:03:56.833
‫خوشبختم. من یو بابی هستم، سرگروه جدیدتون.

1026
01:03:57.708 --> 01:03:58.583
‫مشتاق کار کردن باهاتون هستم.

1027
01:04:02.958 --> 01:04:04.750
‫یه دفعه این چه سوالی بود؟

1028
01:04:04.833 --> 01:04:06.333
‫کنجکاو شدم.

1029
01:04:07.208 --> 01:04:08.125
‫خب، احتمالاً...

1030
01:04:11.875 --> 01:04:12.750
‫سفر بی‌خطر!

1031
01:04:13.708 --> 01:04:16.958
‫بهم گفتن یه نفر داره یومی و بابی
‫رو از همدیگه جدا می‌کنه.

1032
01:04:17.083 --> 01:04:19.000
‫خیلی جذابید.

