
1
00:00:53.625 --> 00:00:56.875
‫[راز بابی]

2
00:00:57.000 --> 00:00:58.750
‫خوشبختم. من یو بابی هستم،
‫سرگروه جدیدتون.

3
00:01:00.750 --> 00:01:01.750
‫سلام.

4
00:01:01.875 --> 00:01:03.041
‫- خوشبختم.
‫- سلام، قربان!

5
00:01:03.125 --> 00:01:04.666
‫خوشبختم.

6
00:01:05.875 --> 00:01:07.166
‫خوشبختم. مشتاق همکاری با شما هستم.

7
00:01:07.250 --> 00:01:09.166
‫- سلام.
‫- خیلی خب.

8
00:01:09.250 --> 00:01:10.416
‫یه کف مرتب.

9
00:01:14.750 --> 00:01:17.416
‫خب، همه با هم نهار بخوریم؟

10
00:01:17.500 --> 00:01:19.791
‫باشه، آقای یو. ما هم رستوران رو رزرو کردیم.

11
00:01:19.875 --> 00:01:22.375
‫- پنج دقیقه دیگه راه بیفتیم؟
‫- جدی؟ عالیه.

12
00:01:22.500 --> 00:01:23.541
‫پس پنج دقیقه دیگه می‌بینمتون.

13
00:01:23.625 --> 00:01:24.666
‫- بله، آقای یو.
‫- بله، آقای یو.

14
00:01:27.000 --> 00:01:28.500
‫تو مصاحبه نفهمیده بودم،

15
00:01:29.125 --> 00:01:31.375
‫ولی آقای یو واقعاً جذابه.

16
00:01:31.500 --> 00:01:33.291
‫هشدار مرد جذاب.

17
00:01:35.250 --> 00:01:38.375
‫وقتی ه‌م‌ج دریافت می‌کنی باید یه کاری کنی.

18
00:01:39.791 --> 00:01:41.500
‫هشدار مرد جذاب: سرگروه ما.

19
00:01:43.375 --> 00:01:44.375
‫ه‌م‌ج؟

20
00:01:45.541 --> 00:01:51.250
‫ولی یه جذاب عادی نیست.

21
00:01:51.375 --> 00:01:53.500
‫این یکی و این یکی...

22
00:01:53.541 --> 00:01:55.291
‫مثلاً خیلی با دقت کار می‌کنه.

23
00:01:55.375 --> 00:01:57.125
‫رنگ‌هاش هم خیلی تو ذوق میزنن.

24
00:01:57.875 --> 00:01:59.375
‫وقتی روی چیزی تمرکز می‌کنه...

25
00:02:02.750 --> 00:02:03.916
‫واقعاً جذابه.

26
00:02:06.000 --> 00:02:08.916
‫[تولیدی نودل ده‌هان]
‫[شعبه ججو]

27
00:02:10.166 --> 00:02:11.250
‫اعتراف می‌کنم.

28
00:02:12.166 --> 00:02:15.125
‫«ه‌م‌ج» برای توصیف آدمی مثل اون کافی نیست.

29
00:02:15.875 --> 00:02:17.125
‫خدای من!

30
00:02:17.166 --> 00:02:19.291
‫اوپس، ببخشید.

31
00:02:19.375 --> 00:02:20.375
‫شرمنده.

32
00:02:23.375 --> 00:02:26.625
‫نه، جذاب رو هم بهش اضافه کن.

33
00:02:27.500 --> 00:02:29.250
‫ولی به همین سادگی نیست.

34
00:02:30.000 --> 00:02:31.791
‫اون خصوصیت آقای یو که به شکل
‫غیرمنتظره‌ای جذاب بود...

35
00:02:31.875 --> 00:02:34.000
‫کی واسه گود فود فکس فرستاده؟

36
00:02:34.041 --> 00:02:35.250
‫از یکی از کارآموزها خواسته بودم.

37
00:02:36.625 --> 00:02:37.791
‫من.

38
00:02:38.375 --> 00:02:40.250
‫می‌دونستی قرارداد رو واسه یکی دیگه
‫از مراجعه‌کننده‌هامون هم فرستادی؟

39
00:02:40.375 --> 00:02:42.541
‫- جدی؟
‫- با قیمت

40
00:02:42.625 --> 00:02:43.791
‫قرارداد رقیبشون!

41
00:02:43.875 --> 00:02:46.375
‫فکر کردی هنوز تو دانشگاهی؟
‫به خودتون بیاید!

42
00:02:47.625 --> 00:02:50.000
‫- متاسفم.
‫- بعداً درباره‌ش صحبت کنیم.

43
00:02:52.000 --> 00:02:55.125
‫چقدر دلربا!

44
00:02:56.625 --> 00:02:58.750
‫جذاب، خوشتیپ،

45
00:02:59.250 --> 00:03:00.375
‫دلربا!

46
00:03:00.416 --> 00:03:02.875
‫هر سه این خصوصیات رو تو چند روز نشون داده...

47
00:03:03.875 --> 00:03:06.000
‫شبیه به دست آوردن گرند اسلم تو یه مدت کوتاهه.

48
00:03:12.125 --> 00:03:15.125
‫یه دفعه‌ای، قلبم شروع کرد به تند تند تپیدن

49
00:03:15.208 --> 00:03:17.333
‫و خون با سرعت به مغزم رسید.

50
00:03:20.958 --> 00:03:21.958
‫آخرش،

51
00:03:22.875 --> 00:03:25.208
‫عاشق آقای یو شدم.

52
00:03:27.583 --> 00:03:29.083
‫من میرم سر کار!

53
00:03:47.625 --> 00:03:48.875
‫تازه...

54
00:03:49.625 --> 00:03:50.625
‫باورت میشه؟

55
00:03:51.833 --> 00:03:54.083
‫هم محله‌ای هستیم!

56
00:03:55.125 --> 00:03:56.208
‫صبح بخیر!

57
00:03:57.875 --> 00:04:02.333
‫واو. اینجا زندگی می‌کنید؟ منم همینطور!

58
00:04:04.083 --> 00:04:05.833
‫ببخشید، ولی شما...

59
00:04:07.250 --> 00:04:08.583
‫اوه، من...

60
00:04:08.750 --> 00:04:11.875
‫یکی از همکارهای کارآموزتون هستم.

61
00:04:12.416 --> 00:04:14.125
‫اه، بله. درسته.

62
00:04:14.250 --> 00:04:17.625
‫- اسمت یو...
‫- یو دایون.

63
00:04:17.750 --> 00:04:18.791
‫- سلام.
‫- اوه...

64
00:04:18.875 --> 00:04:20.375
‫درسته، خانم یو دایون.

65
00:04:21.291 --> 00:04:22.250
‫- پس شما اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- بله.

66
00:04:22.375 --> 00:04:25.625
‫اون حیاط نارنگی رو می‌بینید، خونه ماست.

67
00:04:25.666 --> 00:04:27.041
‫اوه، که اینطور.

68
00:04:27.791 --> 00:04:29.291
‫دارید میرید سر کار؟

69
00:04:29.375 --> 00:04:31.416
‫بله. شما؟

70
00:04:31.500 --> 00:04:34.375
‫بله، هنوز خیلی استرس دارم.

71
00:04:34.416 --> 00:04:36.375
‫نیاز نیست. به خودت فشار نیار.

72
00:04:37.125 --> 00:04:39.416
‫چشم، ممنون.

73
00:04:40.250 --> 00:04:41.750
‫پس تو دفتر می‌بینمتون.

74
00:04:42.875 --> 00:04:43.666
‫باشه.

75
00:04:47.750 --> 00:04:50.375
‫حتماً کار سرنوشته!

76
00:04:53.125 --> 00:04:54.125
‫چیکار کنم؟

77
00:04:54.666 --> 00:04:56.791
‫قلبم الان منفجر میشه.

78
00:05:07.125 --> 00:05:09.125
‫صبح بخیر، خانم رمانتیک از دست رفته.

79
00:05:09.166 --> 00:05:11.666
‫وقتش نیست بگی عاشق رئیست شدی؟

80
00:05:11.750 --> 00:05:13.000
‫اگه وقتی داشتی از اون سه خصوصیت

81
00:05:13.125 --> 00:05:15.625
‫مطمئن می‌شدی و هنوز اعتراف نکردی،
‫به اندازه کافی کشش دادی.

82
00:05:15.750 --> 00:05:16.750
‫اعتراف کن دیگه.

83
00:05:18.166 --> 00:05:19.166
‫اعتراف می‌کنم.

84
00:05:19.916 --> 00:05:21.250
‫از ته دلم.

85
00:05:42.500 --> 00:05:44.000
‫- ببخشید!
‫- اعتراف می‌کنم...

86
00:05:45.041 --> 00:05:46.875
‫چطوری میری سر کار؟

87
00:05:46.916 --> 00:05:50.375
‫اوه، دو بار اتوبوس عوض می‌کنم.

88
00:05:53.250 --> 00:05:54.791
‫- سوار شو.
‫- بله؟

89
00:05:54.875 --> 00:05:57.000
‫امروز هوا سرده. من می‌رسونمت.

90
00:05:57.875 --> 00:05:59.625
‫وای خدا.

91
00:05:59.666 --> 00:06:02.625
‫کی فکرش رو می‌کرد کلمه «سوار شو»
‫اینقدر قشنگ باشه؟

92
00:06:04.000 --> 00:06:06.000
‫بهترین آدم دنیاست.

93
00:06:16.000 --> 00:06:18.000
‫خب، کار و بار چطوره؟ قابل مدیریته؟

94
00:06:19.000 --> 00:06:20.375
‫بله.

95
00:06:21.041 --> 00:06:23.791
‫کل کارت کپی کردن و فکس زدنه، سخت نیست، ها؟

96
00:06:23.875 --> 00:06:26.166
‫نه، دارم از کارم لذت می‌برم.

97
00:06:27.000 --> 00:06:28.375
‫خدا رو شکر.

98
00:06:36.500 --> 00:06:37.416
‫ولی...

99
00:06:37.500 --> 00:06:40.791
‫وقتی چهارمین جذابیتش رو فهمیدم،
‫به دلایل عجیبی

100
00:06:40.875 --> 00:06:43.541
‫کل هیجانم خوابید.

101
00:06:45.625 --> 00:06:48.250
‫نه، بیشتر میشه گفت ناامید شدم.

102
00:06:49.000 --> 00:06:50.541
‫آخه آقای یو چیزه.

103
00:06:51.250 --> 00:06:52.250
‫چی؟

104
00:06:52.875 --> 00:06:55.250
‫می‌دونی به مردهایی مثل آقای یو چی میگن؟

105
00:06:59.000 --> 00:07:00.375
‫«زیادی بی‌نقص.»

106
00:07:03.500 --> 00:07:04.916
‫[یومی: صبح بخیر، بابی!]

107
00:07:12.375 --> 00:07:15.666
‫باید شانس بیاری با مردهایی برخورد کنی
‫که اینقدر بی‌عیب و نقصن،

108
00:07:15.750 --> 00:07:17.875
‫ولی همه‌شون با یکی قرار می‌ذارن.

109
00:07:34.750 --> 00:07:36.666
‫ممنون که من رو رسوندین.

110
00:07:36.750 --> 00:07:38.250
‫تو اول برو.

111
00:07:38.291 --> 00:07:39.291
‫من اول باید تماس بگیرم.

112
00:07:40.125 --> 00:07:41.291
‫چشم.

113
00:07:43.250 --> 00:07:44.625
‫- می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

114
00:07:52.500 --> 00:07:54.750
‫الو، یومی. دیشب خوب خوابیدی؟

115
00:07:56.375 --> 00:07:57.666
‫من دیشب قبل خواب یه بطری نوشیدنی خوردم.

116
00:07:59.041 --> 00:08:02.750
‫و حتی اگه مجرد بود، من فرصتی نداشتم.

117
00:08:05.416 --> 00:08:06.416
‫روایت مردهای زیادی بی‌نقص

118
00:08:07.250 --> 00:08:08.375
‫همیشه همینه.

119
00:08:10.166 --> 00:08:12.125
‫[یو بابی، تیم بازاریابی یک]

120
00:08:17.791 --> 00:08:18.791
‫ولی عیب نداره.

121
00:08:19.916 --> 00:08:21.250
‫من زیادی رمانتیکم،

122
00:08:22.291 --> 00:08:26.166
‫یه چند روز دیگه عاشق یه نفر دیگه میشم.

123
00:08:42.041 --> 00:08:43.541
‫چه روز خوبی.

124
00:09:17.541 --> 00:09:18.916
‫سلام.

125
00:09:19.541 --> 00:09:21.500
‫- سلام!
‫- دوباره همدیگه رو دیدیم.

126
00:09:22.375 --> 00:09:23.875
‫سلام.

127
00:09:23.916 --> 00:09:25.500
‫منم اومدم قهوه بگیرم.

128
00:09:25.625 --> 00:09:27.750
‫که اینطور، من اومدم درس بخونم.

129
00:09:27.791 --> 00:09:29.625
‫چیزی می‌خوری برات بگیرم؟

130
00:09:29.666 --> 00:09:30.625
‫نه، ممنون.

131
00:09:31.541 --> 00:09:33.166
‫یا یه کوکی؟

132
00:09:33.250 --> 00:09:34.166
‫دستتون درد نکنه.

133
00:09:35.291 --> 00:09:36.375
‫باشه.

134
00:09:41.625 --> 00:09:44.125
‫- یه کاپوچینو بدید، و...
‫- بله؟

135
00:09:45.291 --> 00:09:47.625
‫یکی از همه اینا.

136
00:09:50.625 --> 00:09:51.750
‫تا درس می‌خونی بخور.

137
00:09:51.875 --> 00:09:53.625
‫اوه، ممنون.

138
00:09:55.875 --> 00:10:00.000
‫راستی، شما حرف نداری.

139
00:10:01.125 --> 00:10:03.750
‫- کی، من؟
‫- بله، شنیدم نویسنده‌اید.

140
00:10:04.750 --> 00:10:06.125
‫نویسنده که نه!

141
00:10:06.875 --> 00:10:08.750
‫یه پیشنهاد کاری بهم دادن، همین.

142
00:10:08.875 --> 00:10:10.125
‫شایعه‌ش چطوری پخش شد؟

143
00:10:10.166 --> 00:10:12.541
‫آقای یو زیاد درباره‌تون حرف میزنه.

144
00:10:13.875 --> 00:10:15.250
‫- جدی؟
‫- بله.

145
00:10:15.291 --> 00:10:18.666
‫همیشه کنجکاو دیدنتون بودم.

146
00:10:19.916 --> 00:10:21.166
‫هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم بابی آدمی باشه

147
00:10:21.250 --> 00:10:23.250
‫که زیاد درباره زن زندگیش حرف بزنه.

148
00:10:23.375 --> 00:10:27.291
‫همه بچه‌های دفتر می‌دونن که آقای یو تو
‫شعبه اصلی شرکت با عشقش آشنا شده.

149
00:10:28.916 --> 00:10:30.375
‫که اینطور.

150
00:10:31.375 --> 00:10:33.500
‫تو هم با کسی قرار می‌ذاری، دایون؟

151
00:10:34.625 --> 00:10:36.166
‫نه هنوز.

152
00:10:37.625 --> 00:10:41.625
‫راستش من تا حالا با کسی قرار نذاشتم.

153
00:10:41.750 --> 00:10:43.000
‫جدی؟

154
00:10:43.750 --> 00:10:45.000
‫ولی خیلی خوشگلی.

155
00:10:47.166 --> 00:10:49.416
‫شما زوج فوق‌العاده‌ای هستین.

156
00:10:49.500 --> 00:10:51.250
‫بعداً که کار پیدا کردم، دلم می‌خواد
‫یه عشق دفتری

157
00:10:51.375 --> 00:10:53.875
‫این شکلی رو تجربه کنم.

158
00:11:09.750 --> 00:11:11.041
‫هنوز خیلی جوونه.

159
00:11:12.375 --> 00:11:13.375
‫بچه‌ست.

160
00:11:16.416 --> 00:11:18.000
‫چه بامزه.

161
00:11:18.125 --> 00:11:21.791
‫چرا سر همچین بچه‌ای اینقدر
‫شلوغش کردیم؟

162
00:11:22.750 --> 00:11:24.916
‫مگه نگفتم؟ که جای نگرانی نیست؟

163
00:11:25.000 --> 00:11:28.416
‫حس می‌کنم دیشب یه حرف بیخود زدیم.

164
00:11:30.000 --> 00:11:31.625
‫یه سوالی داشتم.

165
00:11:34.916 --> 00:11:36.166
‫کِی...

166
00:11:36.250 --> 00:11:37.708
‫عاشقم شدی؟

167
00:11:40.500 --> 00:11:42.000
‫از کی بهم علاقمند شدی؟

168
00:11:45.166 --> 00:11:47.125
‫یه دفعه‌ای این چه سوالیه؟

169
00:11:49.041 --> 00:11:51.500
‫یه دفعه کنجکاو شدم.

170
00:11:55.750 --> 00:11:57.041
‫خب، احتمالاً وقتی...

171
00:11:59.375 --> 00:12:04.041
‫وایسا. من کل خاطرات مربوط به عشق
‫رو بایگانی کردم.

172
00:12:09.500 --> 00:12:12.541
‫وقتی بابی عاشق یومی شد...

173
00:12:13.041 --> 00:12:16.750
‫آره، درسته. وقتی بابی عاشق یومی شد...

174
00:12:40.125 --> 00:12:43.875
‫[خطر: ناحیه بیهوشی]
‫[وارد نشوید]

175
00:12:56.625 --> 00:12:57.875
‫با خودت آوردیش؟

176
00:12:59.875 --> 00:13:03.875
‫بگیر. نزدیک بود سلول عشق لو بده.

177
00:13:03.916 --> 00:13:05.166
‫ولی درست سر وقت ازش قاپیدمش.

178
00:13:05.250 --> 00:13:06.666
‫باریکلا.

179
00:13:07.666 --> 00:13:09.125
‫خیلی ساده لوحه.

180
00:13:10.125 --> 00:13:12.541
‫به نظرت یومی چرا یه دفعه‌ای همچین
‫سوالی پرسید؟

181
00:13:12.625 --> 00:13:15.416
‫درست بعد اینکه گفت ژاکتش رو
‫قرض داده، اون...

182
00:13:16.916 --> 00:13:17.791
‫می‌فهمی چی میگم دیگه؟

183
00:13:17.875 --> 00:13:20.416
‫آره، یه حس ششمی دارم.

184
00:13:22.500 --> 00:13:26.375
‫بهتره خاطراتی که ضروری نیستن رو نابود کنیم.

185
00:13:37.000 --> 00:13:38.250
‫احتمالاً وقتی...

186
00:13:42.000 --> 00:13:43.250
‫خب، نمی‌دونم.

187
00:13:46.041 --> 00:13:47.291
‫نمی‌دونی؟

188
00:13:49.125 --> 00:13:50.875
‫درست یادم نیست.

189
00:13:51.916 --> 00:13:55.000
‫مگه میشه؟

190
00:13:55.125 --> 00:13:57.291
‫خب، مطمئن نیستم کِی.

191
00:13:58.625 --> 00:14:03.125
‫ولی تا بفهمم، دیدم نمی‌تونم ازت چشم بگیرم.

192
00:14:04.250 --> 00:14:05.375
‫گمونم...

193
00:14:08.125 --> 00:14:09.125
‫کم‌کم ازت خوشم اومد.

194
00:14:10.125 --> 00:14:12.625
‫- چی؟
‫- حتماً یه دفعه وارد قلبم شدی.

195
00:14:15.125 --> 00:14:16.791
‫جدی میگم.

196
00:14:16.875 --> 00:14:18.750
‫به خدا یادم نیست.

197
00:14:21.541 --> 00:14:22.541
‫میگم یه دفعه تو قلبم رسوخ کردی.

198
00:14:34.625 --> 00:14:38.416
‫چی؟ چی شد؟

199
00:14:39.041 --> 00:14:40.750
‫چرا بیهوش شدم؟

200
00:14:42.000 --> 00:14:46.166
‫آره، می‌خواستم بگم کی عاشق یومی شدم و...

201
00:14:46.250 --> 00:14:48.166
‫اوه! درسته!

202
00:14:56.500 --> 00:14:58.875
‫اه! یادم اومد.

203
00:15:01.625 --> 00:15:03.625
‫آره، همون موقع بود.

204
00:15:23.625 --> 00:15:26.875
‫جدی؟ داشتم اجرا میکردم؟

205
00:15:27.541 --> 00:15:28.625
‫آره، یه کم.

206
00:15:29.375 --> 00:15:31.666
‫خیلی بامزه تکون می‌خوردی.

207
00:15:31.750 --> 00:15:34.791
‫وای خدا. یادم نیست.

208
00:15:34.875 --> 00:15:37.000
‫ولی جدی؟ همچین کاری کردم؟

209
00:15:39.125 --> 00:15:43.000
‫اولین باری بود که قلبم تند تند تپید.

210
00:15:43.125 --> 00:15:47.625
‫اولین باری که قلبش تند تپید... وایسا،

211
00:15:47.666 --> 00:15:49.750
‫راست میگه؟

212
00:15:52.000 --> 00:15:57.291
‫[آن ده‌یونگ، سردبیر]

213
00:16:00.000 --> 00:16:02.625
‫[چهارده سال پیش]

214
00:16:27.041 --> 00:16:29.541
‫- وای خدا، چقدر گشنمه.
‫- منم همینطور.

215
00:16:29.625 --> 00:16:32.416
‫یه سال اولی تو کلاس واحد اختیاریم بود و...

216
00:16:32.500 --> 00:16:34.125
‫کتلت گنده‌ی گوشت خوک.

217
00:16:34.166 --> 00:16:35.375
‫چت شده؟

218
00:16:35.416 --> 00:16:36.750
‫می‌خواستم بشناسمش.

219
00:16:45.375 --> 00:16:46.416
‫نه،

220
00:16:46.500 --> 00:16:49.416
‫ای کاش می‌تونستم یه سلام ساده بهش بدم.

221
00:16:50.750 --> 00:16:53.625
‫پس شجاعت به خرج دادم و...

222
00:16:54.250 --> 00:16:55.625
‫آره، واسه همین...

223
00:17:00.000 --> 00:17:02.500
‫تو... «سلام، من رو می‌شناسی، نه؟»

224
00:17:03.375 --> 00:17:05.125
‫می‌خواستم این رو بگم.

225
00:17:05.750 --> 00:17:07.250
‫هرچند... شما...

226
00:17:09.250 --> 00:17:10.125
‫من رو می‌شناسی؟

227
00:17:10.250 --> 00:17:11.125
‫[خطای عشق]

228
00:17:11.166 --> 00:17:12.875
‫خطای عشق.

229
00:17:13.500 --> 00:17:16.000
‫پدیده‌ای که کلمات جلوی عشقت

230
00:17:16.125 --> 00:17:17.750
‫تو هم می‌پیچن.

231
00:17:18.625 --> 00:17:21.916
‫با من بودی؟

232
00:17:33.500 --> 00:17:35.791
‫چی شد؟ می‌شناسیش؟

233
00:17:41.750 --> 00:17:43.375
‫وا، خل شدی؟

234
00:17:43.875 --> 00:17:46.416
‫انگار می‌خواستی باهاش دعوا کنی.

235
00:17:46.500 --> 00:17:48.625
‫اه، آبروم رفت...

236
00:17:50.250 --> 00:17:51.125
‫هرچند...

237
00:17:52.750 --> 00:17:54.750
‫میگن تو هر بحرانی یه فرصت میشه پیدا کرد.

238
00:18:06.916 --> 00:18:07.916
‫چقدر میشه؟

239
00:18:09.000 --> 00:18:10.125
‫- اون روز...
‫- سی و پنج دلار.

240
00:18:10.166 --> 00:18:12.666
‫برای اولین بار در زندگیم به عنوان
‫دانشجوی کارشناسی،

241
00:18:12.750 --> 00:18:14.000
‫یه کتاب نامربوط به رشته‌م خریدم.

242
00:18:27.916 --> 00:18:32.541
‫ولی مشکل اینجا بود که کتاب خیلی
‫حوصله سر بری بود.

243
00:18:48.250 --> 00:18:50.666
‫هر چقدر زور می‌زدم، نمی‌تونستم
‫تمومش کنم.

244
00:18:50.750 --> 00:18:51.750
‫[کوه جادو جلد اول]

245
00:19:01.625 --> 00:19:05.500
‫باید تمومش کنم که یه بهونه برای
‫حرف زدن باهاش داشته باشم.

246
00:19:05.625 --> 00:19:08.625
‫داشت «کوه جادو» رو تموم می‌کرد،

247
00:19:10.000 --> 00:19:11.500
‫من تازه...

248
00:19:11.625 --> 00:19:12.750
‫تو صفحه بیست و سه بودم.

249
00:19:14.500 --> 00:19:15.375
‫بریم.

250
00:19:20.125 --> 00:19:24.625
‫یعنی می‌تونم خودم رو بهش معرفی کنم؟

251
00:19:29.625 --> 00:19:32.125
‫اگه بخوام یکی رو نام ببرم که واقعاً
‫گیجم کرد،

252
00:19:32.166 --> 00:19:33.416
‫یه نفر هست.

253
00:19:33.500 --> 00:19:34.500
‫کی؟

254
00:19:35.166 --> 00:19:37.500
‫خب، سال اولی بودم و یه همکلاسی داشتم

255
00:19:38.125 --> 00:19:40.625
‫که از من بزرگتر بود.

256
00:19:40.666 --> 00:19:42.750
‫یه روز اومد پیشم و یه دفعه گفت،

257
00:19:42.791 --> 00:19:44.708
‫«کوه جادو رو تموم کردی؟»

258
00:19:45.166 --> 00:19:47.500
‫- هم رشته‌ای بودین؟
‫- نه، حتی اسمش رو هم نمی‌دونستم!

259
00:19:47.625 --> 00:19:48.500
‫پس احتمالاً رشته‌ش یه چیز دیگه بود.

260
00:19:48.625 --> 00:19:50.000
‫که اینطور.

261
00:19:50.125 --> 00:19:51.041
‫بگذریم، نمی‌دونستم چطوری واکنش نشون بدم،

262
00:19:51.875 --> 00:19:55.041
‫پرسیدم، «چطور؟» یه دفعه بهم لبخند زد،

263
00:19:55.125 --> 00:19:58.375
‫گفت، «خب، من تمومش کردم.»
‫بعد راهش رو کشید و رفت.

264
00:19:58.416 --> 00:19:59.750
‫همین؟

265
00:19:59.875 --> 00:20:01.541
‫آره. این چه کاری بود؟

266
00:20:03.250 --> 00:20:04.500
‫فکر کنم ازت خوشش میومده.

267
00:20:05.250 --> 00:20:06.416
‫چرا اینطور فکر می‌کنی؟

268
00:20:06.500 --> 00:20:08.250
‫من مردها رو خوب می‌شناسم.

269
00:20:09.125 --> 00:20:12.666
‫شاید می‌خواست با اون بهونه باهات حرف بزنه.

270
00:20:12.750 --> 00:20:14.500
‫خب، منم اینطور فکر می‌کردم،

271
00:20:14.625 --> 00:20:16.000
‫ولی بعدش زود رفت سربازی.

272
00:20:17.750 --> 00:20:20.416
‫حس ششمم بهم میگه تا حالا
‫با کسی قرار نذاشته بود.

273
00:20:21.125 --> 00:20:23.875
‫امکان نداره! خیلی از من بزرگتر میزد.

274
00:20:25.250 --> 00:20:27.125
‫دلم براش سوخت.

275
00:20:28.541 --> 00:20:30.500
‫موندم الان داره چیکار می‌کنه.

276
00:20:46.916 --> 00:20:48.791
‫باید برم تو. وگرنه دیرم میشه.

277
00:20:48.875 --> 00:20:50.166
‫گفتی ساعت سه با ناشر جلسه داری، نه؟

278
00:20:51.125 --> 00:20:52.166
‫کارت تموم شد زنگ بزن ببینم چی شد.

279
00:20:52.250 --> 00:20:53.916
‫باشه. خداحافظ!

280
00:20:54.041 --> 00:20:54.958
‫سفر بی‌خطر!

281
00:21:05.333 --> 00:21:07.916
‫[آن ده‌یونگ، سردبیر]

282
00:21:07.958 --> 00:21:10.291
‫برنج خاویار با ماهی پرنده؟
‫نودل گندم سیاه سرد؟

283
00:21:10.416 --> 00:21:11.458
‫یا کار؟

284
00:21:12.291 --> 00:21:13.291
‫برنج خاویار با ماهی پرنده؟

285
00:21:13.333 --> 00:21:15.291
‫نودل گندم سیاه سرد؟ یا... یا کار؟

286
00:21:23.791 --> 00:21:26.208
‫پس دوباره اینجا گیر کردیم.

287
00:21:28.791 --> 00:21:31.833
‫این سوال هر دفعه برام یه دوراهی ایجاد می‌کنه.

288
00:21:32.416 --> 00:21:36.333
‫باز سر قدم آخرش موندم!

289
00:21:36.416 --> 00:21:38.541
‫عجبا!

290
00:21:38.583 --> 00:21:42.041
‫برنج خاویار با ماهی پرنده علیه نودل گندم سیاه سرد...

291
00:21:42.916 --> 00:21:45.791
‫مهم نیست چقدر بهش نگاه می‌کنم،
‫جفتشون جواب درستن.

292
00:21:46.416 --> 00:21:48.458
‫وای پسر، دارم خل میشم!

293
00:21:49.666 --> 00:21:52.708
‫برنج خاویار با ماهی پرنده. نودل گندم سیاه سرد. یا کار؟

294
00:21:53.416 --> 00:21:54.333
‫اوه، برنج خاویار با ماهی پرنده...

295
00:21:54.416 --> 00:21:55.541
‫نودل گندم سیاه سرد؟

296
00:21:56.291 --> 00:21:57.333
‫بله؟

297
00:21:57.833 --> 00:21:59.916
‫آقای آن، بریم.

298
00:22:00.583 --> 00:22:01.916
‫وایسا.

299
00:22:02.458 --> 00:22:03.583
‫هنوز تصمیمم رو نگرفتم.

300
00:22:03.666 --> 00:22:05.083
‫چی؟

301
00:22:05.166 --> 00:22:07.458
‫- ولی دیرمون میشه...
‫- یه لحظه وایسا.

302
00:22:08.208 --> 00:22:10.583
‫فکر کنم برنج خاویار با ماهی پرنده رو ترجیح میدم،

303
00:22:10.666 --> 00:22:13.166
‫ولی تو نودل گندم سیاه سرد رو ترجیح میدی؟

304
00:22:13.208 --> 00:22:17.708
‫آقای آن، نهار امروز یا پاستاست یا سالاد.

305
00:22:17.791 --> 00:22:20.166
‫- پس چرا وسط دوراهی گیر کردین؟
‫- چی؟ کی گفته!

306
00:22:20.291 --> 00:22:24.041
‫مگه تو کافه کتاب با نویسنده جدیدمون
‫قرار نهار ندارین؟

307
00:22:37.541 --> 00:22:40.083
‫چیزکیک اینجا همیشه عالیه.

308
00:22:41.541 --> 00:22:43.833
‫حداقل دلم خنک شد.

309
00:22:43.916 --> 00:22:46.208
‫نویسنده جدید اومد.

310
00:22:46.291 --> 00:22:48.458
‫انگار راننده تاکسیش نمی‌تونسته
‫کافه رو پیدا کنه.

311
00:22:49.291 --> 00:22:50.291
‫میرم بیارمش.

312
00:22:56.291 --> 00:22:58.791
‫شما خانم کیم هستین؟

313
00:22:58.916 --> 00:22:59.833
‫بله.

314
00:22:59.916 --> 00:23:01.291
‫سلام.

315
00:23:07.166 --> 00:23:09.958
‫آقای آن، خانم کیم یومی رسیدن.

316
00:23:11.791 --> 00:23:12.666
‫سلام.

317
00:23:18.708 --> 00:23:20.583
‫من کیم یومی هستم.

318
00:23:24.791 --> 00:23:27.708
‫به سرنوشت باور داری؟

319
00:23:28.791 --> 00:23:30.666
‫نه، اصلاً.

320
00:23:31.291 --> 00:23:32.166
‫منم باور نداشتم،

321
00:23:33.791 --> 00:23:36.041
‫تا دوباره دیدمش.

322
00:23:40.291 --> 00:23:41.458
‫باورت میشه؟

323
00:23:42.333 --> 00:23:45.416
‫نویسنده جدیدی که انتخاب کرده بودم...

324
00:23:46.041 --> 00:23:47.083
‫خودش بود!

325
00:23:49.666 --> 00:23:53.791
‫شاید قسمت همین بوده.

326
00:23:54.916 --> 00:23:56.833
‫یه مقدار شوره، ولی بدک نیست.

327
00:23:58.791 --> 00:24:00.791
‫میشه یواش بخوری؟

328
00:24:01.791 --> 00:24:04.958
‫چطور می‌تونی تو این لحظه تاریخی
‫کیک بخوری؟

329
00:24:05.916 --> 00:24:07.416
‫بدو سلول موسیقی متن رو صدا کن!

330
00:24:07.541 --> 00:24:09.708
‫باشه بابا. اه.

331
00:24:09.791 --> 00:24:12.416
‫خودت که می‌تونی بری، چرا به من میگی؟

332
00:24:12.458 --> 00:24:14.166
‫فقط همین یه بار در حقت لطف می‌کنم!

333
00:24:14.291 --> 00:24:16.708
‫این... مهم‌ترین لحظه‌ی

334
00:24:16.791 --> 00:24:19.083
‫زندگی ده‌یونگه، خب؟

335
00:24:27.041 --> 00:24:30.458
‫حالا موسیقی متنی رو بده که به این
‫لحظه سرنوشت‌ساز میاد.

336
00:24:30.541 --> 00:24:32.708
‫- بجنب!
‫- چشم، قربان.

337
00:24:32.791 --> 00:24:34.958
‫♪ از اول می‌دونستم ♪

338
00:24:35.041 --> 00:24:36.791
‫♪ می‌دونستم ♪

339
00:24:36.833 --> 00:24:37.791
‫آره!

340
00:24:37.833 --> 00:24:43.458
‫- آره! عالیه!
‫- ♪ با اینکه من رو یادت نیست ♪

341
00:24:43.541 --> 00:24:49.041
‫♪ من تو رو یادمه ♪

342
00:24:49.166 --> 00:24:56.166
‫♪ ما به هم پیوند خوردیم ♪

343
00:24:56.791 --> 00:24:58.666
‫♪ توسط سرنوشت... ♪

344
00:24:58.708 --> 00:25:03.583
‫آفرین! بهترین موسیقی متن ممکن بود.
‫آفرین!

345
00:25:11.666 --> 00:25:12.666
‫خوشبختم.

346
00:25:16.541 --> 00:25:18.708
‫[آن ده‌یونگ، سردبیر]
‫«آن اژدهای بزرگ»

347
00:25:18.791 --> 00:25:21.458
‫من آن ده‌یونگ هستم، سردبیر.

348
00:25:21.541 --> 00:25:24.666
‫سلام، آقای آن. من کیم یومی هستم.

349
00:25:25.958 --> 00:25:28.333
‫ممنون که باهام تماس گرفتین.

350
00:25:28.416 --> 00:25:30.458
‫راستش اصلاً انتظار نداشتم.

351
00:25:30.541 --> 00:25:31.583
‫بفرمایید.

352
00:25:34.791 --> 00:25:35.791
‫بله.

353
00:25:43.916 --> 00:25:45.416
‫پس شما اول می‌خواستی از کارت استعفا بدی

354
00:25:45.541 --> 00:25:47.583
‫و نویسنده بشی، نه؟

355
00:25:47.666 --> 00:25:54.541
‫بله، واسه همین وقتی گفتین بیام اینجا
‫خیلی غافلگیر شدم.

356
00:25:54.583 --> 00:25:58.166
‫واو. پس همکاری تو و انتشاراتی ما
‫کار سرنوشت بوده.

357
00:26:01.541 --> 00:26:03.041
‫- یه لحظه.
‫- بفرمایید.

358
00:26:05.416 --> 00:26:06.541
‫الو؟

359
00:26:19.416 --> 00:26:22.541
‫شما نمی‌خورید؟ خیلی خوشمزه‌ست.

360
00:26:24.166 --> 00:26:25.583
‫شما بفرما. من اشتها ندارم...

361
00:26:28.916 --> 00:26:31.166
‫با اینکه از سردبیر ممنونم،

362
00:26:31.291 --> 00:26:32.916
‫ولی خیلی آدم بی‌عاطفه‌ای به نظر میاد.

363
00:26:32.958 --> 00:26:34.291
‫خیلی هم کم حرفه.

364
00:26:34.416 --> 00:26:37.291
‫وای خدا، اصلاً نمی‌تونم با همچین
‫آدم‌هایی ارتباط بگیرم.

365
00:26:42.416 --> 00:26:43.666
‫یومی.

366
00:26:44.291 --> 00:26:45.291
‫کیم یومی.

367
00:26:48.041 --> 00:26:50.416
‫پس اسمت کیم یومی بود.

368
00:26:50.458 --> 00:26:52.458
‫بالاخره فهمیدم.

369
00:26:53.791 --> 00:26:56.291
‫چه اسم زیبایی، خانم یومی.

370
00:26:56.416 --> 00:26:57.916
‫[کیم یومی]

371
00:26:57.958 --> 00:27:02.041
‫اسمت رو تو قلبم حک می‌کنم که هیچوقت
‫فراموشش نکنم.

372
00:27:02.166 --> 00:27:03.541
‫هی، سلول عشق!

373
00:27:04.458 --> 00:27:06.166
‫نمی‌بینی سرم شلوغه؟

374
00:27:06.208 --> 00:27:09.541
‫احمق! خانم یومی داره صدامون می‌کنه!

375
00:27:09.666 --> 00:27:10.666
‫چی؟

376
00:27:12.166 --> 00:27:13.166
‫چیز...

377
00:27:13.958 --> 00:27:14.958
‫آقای آن.

378
00:27:18.833 --> 00:27:20.041
‫آقای آن؟

379
00:27:23.291 --> 00:27:24.166
‫بله؟

380
00:27:25.791 --> 00:27:26.958
‫اگه سوالی دارید، بپرسید.

381
00:27:29.708 --> 00:27:35.958
‫شما قراره داستان من رو ویراست کنید؟

382
00:27:38.291 --> 00:27:42.041
‫نه، آقای آن سرش شلوغه، من نوشته
‫شما رو ویراست می‌کنم.

383
00:27:43.166 --> 00:27:45.208
‫اوه، که اینطور.

384
00:27:46.708 --> 00:27:50.541
‫خدا رو شکر! پس قرار نیست با سردبیر کار کنیم.

385
00:27:51.166 --> 00:27:52.708
‫همه چی داره روبراه میشه.

386
00:27:53.208 --> 00:27:54.458
‫ولی شما سرت شلوغه، خانم می‌هیون.

387
00:27:55.583 --> 00:27:58.958
‫من انجامش میدم. خودمم داستان ایشون
‫رو انتخاب کردم.

388
00:27:59.041 --> 00:28:01.791
‫ولی شما برنامه‌تون پره.

389
00:28:03.291 --> 00:28:04.083
‫یه جوری حلش می‌کنم.

390
00:28:05.541 --> 00:28:09.458
‫هرچی باشه، من مسئول موفقیت شمام، خانم کیم.

391
00:28:14.166 --> 00:28:15.166
‫باشه.

392
00:28:17.666 --> 00:28:18.791
‫ممنون.

393
00:28:40.291 --> 00:28:41.916
‫خیلی ممنون که من رو رسوندین خونه.

394
00:28:43.166 --> 00:28:47.166
‫خب... آقای آن، کِی نوشته اصلاح‌شده رو بفرستم؟

395
00:28:47.208 --> 00:28:51.666
‫تا دوشنبه که سه‌شنبه تو دفترم درباره‌ش
‫صحبت کنیم.

396
00:28:52.333 --> 00:28:53.666
‫- بله؟
‫- چی؟ دوشنبه؟

397
00:28:53.791 --> 00:28:55.541
‫- ولی امروز جمعه‌ست! ای وای...
‫- خدای من...

398
00:28:55.583 --> 00:28:57.833
‫یعنی باید آخرهفته رو کار کنه.

399
00:28:57.916 --> 00:28:59.416
‫برنامه این آخرهفته‌ش چطوره؟

400
00:28:59.916 --> 00:29:02.166
‫شنبه قراره با ایدا و روبی بره سینما،

401
00:29:02.291 --> 00:29:03.333
‫بعد برن رستوران.

402
00:29:03.416 --> 00:29:04.541
‫یکشنبه، عروسی سونگ‌می دعوته.

403
00:29:05.958 --> 00:29:07.458
‫برنامه‌ش این آخرهفته پره.

404
00:29:07.541 --> 00:29:08.916
‫بهش بگو فرجه رو تغییر بده!

405
00:29:08.958 --> 00:29:11.083
‫ما برنامه داریم، چیکار کنیم؟

406
00:29:12.958 --> 00:29:14.791
‫اوه، ولی...

407
00:29:14.833 --> 00:29:16.791
‫زیادی به خانم کیم فشار نمیارین؟

408
00:29:18.208 --> 00:29:23.666
‫بله، منم فکر می‌کنم برنامه خیلی فشرده‌ست...

409
00:29:24.416 --> 00:29:27.041
‫فقط در این صورت کار رو به موقع می‌رسونیم.

410
00:29:28.083 --> 00:29:29.083
‫که اینطور.

411
00:29:29.916 --> 00:29:31.208
‫گفت نه.

412
00:29:32.666 --> 00:29:34.666
‫- چرا اینقدر زود قبول کردی؟
‫- چرا اینقدر زود قبول کردی؟

413
00:29:34.791 --> 00:29:36.958
‫من... از سردبیر می‌ترسم.

414
00:29:39.208 --> 00:29:40.333
‫بله، فهمیدم.

415
00:29:40.833 --> 00:29:42.041
‫باشه.

416
00:29:42.916 --> 00:29:45.458
‫برام ایمیل کنید، آدرس ایمیلم رو کارته.

417
00:29:46.458 --> 00:29:48.416
‫- چشم.
‫- بریم.

418
00:30:03.958 --> 00:30:06.416
‫به نظرت چقدر طولش میده؟

419
00:30:06.458 --> 00:30:07.458
‫آخه تازه‌کاره.

420
00:30:10.666 --> 00:30:13.208
‫تازه‌کار باشه یا نباشه، بهرحال نویسنده‌ست، نیست؟

421
00:30:14.041 --> 00:30:15.291
‫باید کارش رو انجام بده.

422
00:30:16.416 --> 00:30:19.166
‫گفتی دیدنش کار سرنوشته،
‫پس چرا اینقدر باهاش بداخلاقی؟

423
00:30:20.666 --> 00:30:22.916
‫هی، نمیشه باهاش مهربون‌تر باشی؟

424
00:30:35.083 --> 00:30:37.916
‫اینهمه مدت داری چی جمع می‌کنی؟

425
00:30:37.958 --> 00:30:39.666
‫مهربونی.

426
00:30:40.291 --> 00:30:42.333
‫اگه تا الان اینهمه جمع کرده باشی،

427
00:30:42.416 --> 00:30:43.833
‫چرا یه مقدارش رو واسه خانم یومی خرج نمی‌کنی؟

428
00:30:43.916 --> 00:30:46.833
‫نه، همه رو جمع می‌کنم و همزمان
‫استفاده می‌کنم.

429
00:30:46.916 --> 00:30:48.916
‫همه رو آخر خرج اون گربه می‌کنی، احمق!

430
00:30:49.041 --> 00:30:53.041
‫یادت رفته قبلاً چی شد؟

431
00:30:56.416 --> 00:30:59.666
‫بعد از سیصد و شصت و چهار روز
‫مهربونی و محبت،

432
00:31:00.333 --> 00:31:02.083
‫یه بار اعصابش بهم ریخت و...

433
00:31:05.583 --> 00:31:06.958
‫ازت ناامید شدم.

434
00:31:07.583 --> 00:31:10.041
‫جی... جی‌هه! جی‌هه!

435
00:31:10.166 --> 00:31:11.416
‫درسته.

436
00:31:11.458 --> 00:31:12.583
‫انصاف نبود!

437
00:31:13.583 --> 00:31:17.166
‫حالا اگه سیصد و شصت و چهار روز باهاش
‫سرد بودم،

438
00:31:17.208 --> 00:31:19.958
‫و یه روز باهاش مهربون بودم چی؟

439
00:31:20.041 --> 00:31:23.083
‫«هی! کی فکرش رو می‌کرد مهربونی هم بلد باشه؟»

440
00:31:24.041 --> 00:31:25.333
‫شاید اونم اینطور فکر کنه، موافقید؟

441
00:31:26.416 --> 00:31:27.541
‫خب...

442
00:31:27.666 --> 00:31:29.333
‫واسه همین دارم مهربونی رو جمع می‌کنم!

443
00:31:29.916 --> 00:31:31.958
‫دارم تمام مهربونی ممکن رو جمع می‌کنم،

444
00:31:32.041 --> 00:31:33.666
‫و همزمان از همه‌ش استفاده می‌کنم!

445
00:31:36.083 --> 00:31:40.416
‫عشق یه بازی استراتژیکه!

446
00:31:50.583 --> 00:31:52.541
‫از الان به بعد باید تا صبح کار کنم.

447
00:31:52.666 --> 00:31:54.416
‫باید کارم رو تموم کنم.

448
00:31:54.458 --> 00:31:55.666
‫سردبیر چطور بود؟

449
00:31:55.708 --> 00:31:56.916
‫سردبیر؟

450
00:31:58.416 --> 00:32:01.541
‫یه جور خوبی حرفه‌ایه، ولی یه جور بدی،

451
00:32:01.666 --> 00:32:02.791
‫اون...

452
00:32:02.833 --> 00:32:04.041
‫چیه؟

453
00:32:04.791 --> 00:32:05.833
‫سختگیره؟ سنگدله؟

454
00:32:06.958 --> 00:32:08.791
‫نه، نمی‌خوام بدش رو بگم.

455
00:32:08.916 --> 00:32:11.541
‫بهرحال اون بود داستانم رو انتخاب کرد،

456
00:32:11.666 --> 00:32:13.333
‫نمی‌خوام پشت سرش غیبت کنم.

457
00:32:13.416 --> 00:32:15.791
‫ولی باید سه روز پشت سر هم کار کنم.

458
00:32:16.666 --> 00:32:18.916
‫ولی نمی‌خوام پشت سرش بد بگم.

459
00:32:19.041 --> 00:32:22.541
‫ای خدا. یومی، دوران خوشت به پایان رسید.

460
00:32:23.166 --> 00:32:24.458
‫همین رو بگو.

461
00:32:24.541 --> 00:32:26.791
‫باید کل برنامه‌های آخرهفته رو کنسل کنم،

462
00:32:26.833 --> 00:32:29.791
‫و فقط واسه عکاسی عروسی دوستم بمونم.

463
00:32:31.541 --> 00:32:36.041
‫ولی می‌دونی، فکر کنم قبلاً
‫سردبیر رو دیده بودم.

464
00:32:36.916 --> 00:32:39.208
‫- معروفه؟
‫- درباره‌ش تحقیق کردم،

465
00:32:39.291 --> 00:32:40.291
‫ولی نه، معروف نیست.

466
00:32:41.583 --> 00:32:43.291
‫هرچند مطمئنم قبلاً دیده بودمش.

467
00:32:45.416 --> 00:32:46.583
‫ولی کجا؟

468
00:32:47.291 --> 00:32:50.041
‫[انتشاراتی جولی]

469
00:32:50.583 --> 00:32:54.041
‫فصل پنجم رو بخوام خلاصه کنم خیلی شلخته بود،

470
00:32:54.791 --> 00:32:58.583
‫و فصل شش اینقدر حوصله سر بر بود
‫که موقع خوندنش خوابم برد.

471
00:32:58.666 --> 00:33:01.291
‫و فصل هفت... باید بازنویسی بشه.

472
00:33:02.166 --> 00:33:04.333
‫شخصیت اصلی مرد زیادی کلیشه‌ایه. لعنتی...

473
00:33:04.416 --> 00:33:07.166
‫اصلاً همچین آدمی تو دنیا وجود نداره.

474
00:33:07.208 --> 00:33:08.458
‫واقع‌گرایانه نیست.

475
00:33:10.166 --> 00:33:14.416
‫فصل هشت رو هم کلاً بازنویسی کن.

476
00:33:14.458 --> 00:33:16.041
‫[الهه عشق من]

477
00:33:16.166 --> 00:33:20.291
‫فکر می‌کنم نوشته اولت جریان بهتری داشت.

478
00:33:20.333 --> 00:33:21.791
‫در واقع تغییراتت بدترش کردن.

479
00:33:21.916 --> 00:33:23.291
‫زدی نابودش کردی.

480
00:33:24.083 --> 00:33:26.541
‫من واسه این نگفتم اصلاحش کنی...

481
00:33:31.666 --> 00:33:32.708
‫همه‌ش رو بازنویسی کن.

482
00:33:36.291 --> 00:33:38.958
‫همه‌ش رو؟

483
00:33:39.666 --> 00:33:40.666
‫بله.

484
00:33:41.958 --> 00:33:42.916
‫همه‌ش رو.

485
00:33:47.166 --> 00:33:49.041
‫خسته شدم!

486
00:33:49.583 --> 00:33:52.208
‫همون اول یه فرجه خیلی زود بهمون داد،

487
00:33:52.291 --> 00:33:56.541
‫اینقدر استرس گرفتیم که نتونستیم
‫ایده‌ها رو تو داستان بچپونیم!

488
00:33:58.708 --> 00:34:00.541
‫- هی!
‫- ولم کن!

489
00:34:00.666 --> 00:34:02.416
‫سلول خشم، چته؟

490
00:34:03.291 --> 00:34:05.333
‫- ولم کن!
‫- آخ!

491
00:34:05.416 --> 00:34:07.166
‫بذار حرفم رو بزنم!

492
00:34:07.291 --> 00:34:13.166
‫هی، سردبیر!
‫گوش بده!

493
00:34:15.791 --> 00:34:16.791
‫چشم.

494
00:34:18.291 --> 00:34:19.083
‫خیلی خب.

495
00:34:19.958 --> 00:34:21.416
‫یه بار دیگه اصلاحش می‌کنم.

496
00:34:21.541 --> 00:34:24.166
‫لطفاً عجله کن. زیاد وقت نداریم.

497
00:34:25.458 --> 00:34:26.541
‫چشم.

498
00:34:29.041 --> 00:34:32.208
‫همینجا می‌مونی و روش کار می‌کنی؟

499
00:34:32.291 --> 00:34:35.791
‫نه، اینجا کارم رو تموم می‌کنم و
‫تو خونه کار می‌کنم.

500
00:34:36.791 --> 00:34:38.708
‫میرم خونه غذا بخورم!

501
00:34:38.791 --> 00:34:40.791
‫باید غذا بخورم که زنده بمونم!

502
00:34:41.833 --> 00:34:44.416
‫دیر وقته، می‌خوای قبل رفتنت غذا بخوریم؟

503
00:34:44.458 --> 00:34:47.916
‫من امروز دیرتر نهار خوردم،
‫اشتها ندارم.

504
00:34:48.458 --> 00:34:49.416
‫نه، ممنون!

505
00:34:50.291 --> 00:34:52.666
‫اوه، که اینطور.

506
00:34:57.833 --> 00:34:59.916
‫حتی اگه دیر وقت نهار خورده باشه،

507
00:35:00.041 --> 00:35:02.208
‫الان که ساعت نُهه گشنه‌ش نشده؟

508
00:35:02.291 --> 00:35:05.541
‫احمق! منظورش اینه که کنارش معذبه.

509
00:35:05.666 --> 00:35:07.166
‫احمقی؟

510
00:35:07.208 --> 00:35:09.208
‫چی؟ امکان نداره!

511
00:35:09.291 --> 00:35:12.291
‫شاید ساعت شش نهار خورده!

512
00:35:12.333 --> 00:35:15.833
‫خب اون شام به حساب نمیاد؟

513
00:35:19.291 --> 00:35:21.833
‫حتماً خیلی دیر وقت نهار خوردین.

514
00:35:23.041 --> 00:35:24.041
‫بله.

515
00:35:24.083 --> 00:35:26.958
‫ببین، اینهمه مهربونیت رو جمع کردی!

516
00:35:30.416 --> 00:35:32.583
‫- نکن!
‫- همه‌ش تقصیر توئه!

517
00:35:34.583 --> 00:35:35.583
‫باشه.

518
00:35:37.583 --> 00:35:40.458
‫نوشته‌ت رو بردار، کارمون تمومه.

519
00:35:42.666 --> 00:35:44.041
‫خداحافظ.

520
00:36:04.291 --> 00:36:06.041
‫می‌دونی، اینقدر گشنه‌م بود داشتم می‌مُردم.

521
00:36:07.541 --> 00:36:10.041
‫دیوونه‌ست؟ تا جمعه چطوری کارم رو تموم کنم؟

522
00:36:10.083 --> 00:36:12.541
‫امروز سه‌شنبه‌ست، اگه تا جمعه بنویسم...

523
00:36:13.083 --> 00:36:14.916
‫احتمالاً باز میگه آخرهفته بشینم اصلاحش کنم!

524
00:36:15.041 --> 00:36:16.208
‫مطمئنم.

525
00:36:17.166 --> 00:36:18.791
‫فکر کنم فهمیدم شیوه کاریش چیه.

526
00:36:18.916 --> 00:36:21.041
‫حتماً قصد داره اذیتم کنه، اون...

527
00:36:21.083 --> 00:36:22.083
‫«عوضی؟»

528
00:36:23.208 --> 00:36:26.166
‫نه، نمی‌خوام زیاده‌روی کنم.

529
00:36:26.666 --> 00:36:29.083
‫هر چی باشه، بابت انتخاب داستانم
‫بهش بدهکارم.

530
00:36:32.416 --> 00:36:33.833
‫آخرهفته رو کنسل کنم؟

531
00:36:34.416 --> 00:36:35.541
‫منظورت چیه؟

532
00:36:35.583 --> 00:36:38.166
‫انگار مزاحمت میشم.

533
00:36:38.708 --> 00:36:40.791
‫هی، فقط باید تا جمعه درست بازنویسیش کنم.

534
00:36:40.833 --> 00:36:42.833
‫ولی به قول خودت از کجا معلوم؟
‫شاید دوباره مجبور بشی اصلاحش کنی.

535
00:36:42.916 --> 00:36:46.458
‫نه، نگو! نه! میگم راحتم.

536
00:36:51.791 --> 00:36:53.166
‫باز چیه؟

537
00:36:54.208 --> 00:36:55.041
‫چی شد؟

538
00:36:55.166 --> 00:36:56.291
‫[آقای آن ده‌یونگ]

539
00:36:58.166 --> 00:37:00.791
‫بابی، بعداً بهت زنگ میزنم.

540
00:37:01.458 --> 00:37:02.458
‫باشه.

541
00:37:04.541 --> 00:37:09.541
‫[آقای آن ده‌یونگ]

542
00:37:11.041 --> 00:37:12.041
‫الو؟

543
00:37:16.416 --> 00:37:18.416
‫خانم کیم، منم. آن ده‌یونگ.

544
00:37:19.291 --> 00:37:20.333
‫بله؟

545
00:37:21.541 --> 00:37:23.916
‫یه چندتا ایده دیگه داشتم، واسه
‫همین زنگ زدم.

546
00:37:25.833 --> 00:37:28.916
‫حس کردم باید قبل اینکه دوباره
‫شروع کنید بگم.

547
00:37:30.166 --> 00:37:31.791
‫که اینطور. دیگه...

548
00:37:32.791 --> 00:37:34.583
‫می‌تونی یادداشت برداری؟

549
00:37:35.666 --> 00:37:36.666
‫یه لحظه.

550
00:37:39.833 --> 00:37:40.833
‫بله، بگید.

551
00:37:43.666 --> 00:37:44.958
‫بله.

552
00:37:45.541 --> 00:37:47.166
‫فصل سوم...

553
00:37:49.083 --> 00:37:51.041
‫اوه، محیط رو میگید؟

554
00:37:52.208 --> 00:37:53.583
‫که اینطور، بله.

555
00:37:53.666 --> 00:37:55.541
‫و فکر کنم بهتره ترتیب فصل‌های

556
00:37:55.666 --> 00:37:57.583
‫بخش آخر داستان رو تغییر بدیم.

557
00:37:57.666 --> 00:38:04.208
‫پس بیشتر از اونی که توافق کردیم
‫تغییر نیاز داره.

558
00:38:05.666 --> 00:38:06.708
‫دقیقاً.

559
00:38:07.958 --> 00:38:11.166
‫منم زنگ زدم، گفتم شاید شروع کرده باشین

560
00:38:11.833 --> 00:38:15.041
‫و دوباره مجبور به بازنویسی بشین.

561
00:38:15.166 --> 00:38:16.208
‫باشه.

562
00:38:16.791 --> 00:38:18.666
‫پس داستان دیگه با شما، خانم کیم.

563
00:38:18.791 --> 00:38:21.041
‫چیه؟ می‌خوای اینجوری تماس رو تموم کنی؟

564
00:38:21.583 --> 00:38:23.041
‫[کیم یومی]

565
00:38:23.166 --> 00:38:24.708
‫ای خدا...

566
00:38:25.958 --> 00:38:27.791
‫«صحیح و سالم رسیدی خونه؟»

567
00:38:27.833 --> 00:38:30.541
‫«شام خوردی؟»
‫کلی حرف می‌تونستی بزنی!

568
00:38:30.583 --> 00:38:32.583
‫جرئت به خرج دادی و زنگ زدی.

569
00:38:33.916 --> 00:38:36.541
‫حداقل می‌تونستی یدونه سوال شخصی بپرسی!

570
00:38:36.666 --> 00:38:39.416
‫بپرس چیکار می‌کنه، چه سریالی تماشا می‌کنه.

571
00:38:39.541 --> 00:38:40.666
‫همیشه کنجکاو بودم!

572
00:38:41.666 --> 00:38:45.291
‫وقتی که می‌تونی مهربون باشی و مهربونی
‫خرج کنی تاثیر خاصی نمی‌ذاری.

573
00:38:45.958 --> 00:38:48.708
‫باید زمان‌بندیش درست باشه.

574
00:38:49.291 --> 00:38:52.458
‫اگه زیادی مهربون باشی، طرف
‫تحت فشار قرار می‌گیره.

575
00:38:52.541 --> 00:38:56.291
‫پس اون زمان‌بندی کوفتی کی میاد؟

576
00:38:56.916 --> 00:38:59.291
‫زمان درست برای مهربون بودن؟

577
00:39:01.041 --> 00:39:02.833
‫همین الان.

578
00:39:02.916 --> 00:39:05.916
‫[آن ده‌یونگ، مدیرعامل]

579
00:39:08.041 --> 00:39:09.166
‫من رو صدا کردین، قربان؟

580
00:39:09.208 --> 00:39:13.291
‫می‌هیون، یه کاری برام انجام میدی؟

581
00:39:13.791 --> 00:39:16.041
‫ازش متنفرم! از سردبیر متنفرم!

582
00:39:17.666 --> 00:39:19.416
‫گفتی چون بهش بدهکاری بدش رو نمیگی که.

583
00:39:19.458 --> 00:39:21.416
‫بدش رو نگفتم، گفتم؟

584
00:39:21.541 --> 00:39:22.583
‫فقط ازش خوشم نمیاد.

585
00:39:22.666 --> 00:39:24.458
‫و اینکه بگم ازش خوشم نمیاد که
‫فحش نیست، هست؟

586
00:39:28.833 --> 00:39:29.666
‫کیه؟

587
00:39:30.541 --> 00:39:31.583
‫کیه؟

588
00:39:32.333 --> 00:39:33.333
‫غذا آوردم.

589
00:39:35.291 --> 00:39:37.041
‫من که چیزی سفارش نداده بودم.

590
00:39:42.041 --> 00:39:45.541
‫[آی‌دونات]

591
00:39:53.208 --> 00:39:54.083
‫کی بود؟

592
00:39:54.666 --> 00:39:56.333
‫حتماً یکی دونات فرستاده.

593
00:39:58.166 --> 00:40:00.416
‫آدرس منه،

594
00:40:01.208 --> 00:40:02.666
‫ولی کی فرستاده؟

595
00:40:04.458 --> 00:40:05.458
‫هی!

596
00:40:07.291 --> 00:40:10.208
‫خانم کیم، سردبیر گفته بود برات دونات بفرستم،

597
00:40:10.291 --> 00:40:12.291
‫چون خیلی برای شرکتمون زحمت کشیدی.

598
00:40:12.333 --> 00:40:14.291
‫منم فرستادم به آدرست.

599
00:40:15.041 --> 00:40:18.583
‫و پیغام آقای آن رو هم می‌فرستم، موفق باشی!

600
00:40:19.291 --> 00:40:21.458
‫«می‌دونم فرجه‌ی کوتاهیه،

601
00:40:21.958 --> 00:40:23.958
‫ولی لطفاً تا آخر نهایت تلاشت رو بکن.»

602
00:40:30.083 --> 00:40:31.916
‫بابی. اینجا رو!

603
00:40:34.416 --> 00:40:36.833
‫- کی فرستاده؟
‫- سردبیر.

604
00:40:51.208 --> 00:40:55.583
‫[زلزله]

605
00:41:00.541 --> 00:41:02.416
‫شبی که شفق‌های قطبی تو آسمون پیداشون شد...

606
00:41:09.708 --> 00:41:11.291
‫شفق قطبی!

607
00:41:11.416 --> 00:41:12.708
‫اوه، واو!

608
00:41:12.791 --> 00:41:16.958
‫سلول شهود یه پیغام از آینده دریافت کرد.

609
00:41:20.333 --> 00:41:21.416
‫واقعاً؟

610
00:41:28.041 --> 00:41:29.208
‫الو؟

611
00:41:29.291 --> 00:41:30.541
‫شما؟

612
00:41:33.333 --> 00:41:35.541
‫- سلول شهود!
‫- سلول منطقی!

613
00:41:39.041 --> 00:41:41.416
‫واقعاً؟ از آینده برات پیام اومد؟

614
00:41:41.458 --> 00:41:42.541
‫آره.

615
00:41:42.583 --> 00:41:44.666
‫مطمئنم.

616
00:41:50.541 --> 00:41:53.166
‫پس یومی موفق میشه؟

617
00:41:54.041 --> 00:41:56.583
‫یعنی واقعاً آدم خاصی میشه؟ واقعاً؟

618
00:41:57.791 --> 00:41:59.458
‫بعدش چی؟

619
00:42:02.166 --> 00:42:03.166
‫ها؟

620
00:42:05.416 --> 00:42:07.708
‫ولی چرا؟

621
00:42:19.416 --> 00:42:22.291
‫مگه اینکه یومی یه نویسنده موفق میشه
‫خبر خوبی نیست؟

622
00:42:22.333 --> 00:42:24.541
‫چرا.

623
00:42:24.583 --> 00:42:26.833
‫خب چرا این خبر خوب رو به بقیه نمیدی؟

624
00:42:26.916 --> 00:42:29.166
‫چرا نصفه شبی صدام کردی؟

625
00:42:30.458 --> 00:42:32.083
‫مشکل اون یکی پیغامه.

626
00:42:34.166 --> 00:42:39.208
‫گفت یکی میاد و سعی می‌کنه یومی و
‫بابی رو از هم جدا کنه!

627
00:42:39.291 --> 00:42:40.291
‫ولی چرا؟

628
00:42:40.416 --> 00:42:42.791
‫کی اونوقت؟

629
00:42:42.833 --> 00:42:44.666
‫حس شهودیم بهم میگه...

630
00:42:45.791 --> 00:42:46.666
‫دایونه!

631
00:42:49.666 --> 00:42:51.583
‫یه سوالی داشتم.

632
00:42:53.958 --> 00:42:56.791
‫کِی عاشقم شدی؟

633
00:42:57.541 --> 00:43:02.791
‫اون لحظه احساس شوم سلول شهود بود
‫که اون سوال رو از یومی پرسید.

634
00:43:03.541 --> 00:43:04.583
‫ها؟

635
00:43:07.041 --> 00:43:08.083
‫فکر نکنم.

636
00:43:09.166 --> 00:43:10.291
‫فکر نکنی؟

637
00:43:10.416 --> 00:43:11.583
‫آخه ببینش.

638
00:43:11.666 --> 00:43:13.333
‫به کجایِ واکنشش میشه شک کرد؟

639
00:43:14.708 --> 00:43:18.083
‫ای خدا. بیخودی یه حرف مسخره به بابی زدیم.

640
00:43:18.166 --> 00:43:20.791
‫پس دایون نیست؟

641
00:43:22.458 --> 00:43:24.416
‫- من رفتم.
‫- باشه...

642
00:43:24.541 --> 00:43:26.958
‫ببخشید، سلول منطقی.

643
00:43:39.416 --> 00:43:40.416
‫الو؟

644
00:43:45.416 --> 00:43:46.708
‫ایندفعه دیگه مطمئنی؟

645
00:43:46.791 --> 00:43:48.583
‫آره، مطمئنم.

646
00:43:48.666 --> 00:43:50.791
‫اون آدم مورد نظر سردبیره!

647
00:43:50.833 --> 00:43:54.083
‫داره بین یومی و بابی سوءتفاهم ایجاد می‌کنه!

648
00:43:54.166 --> 00:43:55.458
‫خودت هم دیدی، نه؟

649
00:43:55.541 --> 00:43:57.916
‫دیدی بابی چه واکنشی به دونات نشون داد.

650
00:43:58.833 --> 00:43:59.958
‫امکان نداره.

651
00:44:00.041 --> 00:44:04.541
‫مطمئنم! آن ده‌یونگه!
‫باید جلوش سفت وایسم!

652
00:44:04.666 --> 00:44:07.416
‫ولی طرف سردبیره، چیکار کنیم؟

653
00:44:19.916 --> 00:44:21.916
‫[الهه عشق من]

654
00:44:29.166 --> 00:44:29.958
‫از قبل بهتر شده.

655
00:44:31.583 --> 00:44:34.541
‫خیلی هم بهتر شده.

656
00:44:34.666 --> 00:44:37.541
‫نه؟ منم ازش لذت بردم، خانم کیم.

657
00:44:40.416 --> 00:44:41.666
‫ممنون.

658
00:44:41.791 --> 00:44:42.666
‫زحمت کشیدی.

659
00:44:43.291 --> 00:44:46.541
‫نه، خوشحالم کردین.

660
00:44:46.583 --> 00:44:47.458
‫جدی میگم.

661
00:44:49.916 --> 00:44:53.083
‫امروز هم دیروقت نهار خوردین؟

662
00:44:53.708 --> 00:44:54.541
‫بله؟

663
00:44:56.791 --> 00:44:57.666
‫نه.

664
00:44:57.708 --> 00:45:01.333
‫با ما شام میاین بیرون؟

665
00:45:01.416 --> 00:45:02.291
‫هر چی باشه خیلی زحمت کشیدی.

666
00:45:03.916 --> 00:45:07.541
‫آره! باید مهمونت کنه.

667
00:45:07.666 --> 00:45:10.333
‫اوه، باشه.

668
00:45:10.416 --> 00:45:12.916
‫پس ده دقیقه دیگه تو سالن می‌بینمت.

669
00:45:12.958 --> 00:45:14.666
‫می‌هیون، راهنماییش کن.

670
00:45:14.708 --> 00:45:15.708
‫چشم، قربان.

671
00:45:16.416 --> 00:45:18.166
‫داشت یادم می‌رفت. آقای آن،

672
00:45:18.791 --> 00:45:22.416
‫خیلی ممنون که دیشب دونات فرستادین.

673
00:45:22.458 --> 00:45:23.541
‫واقعاً لذت بردم.

674
00:45:34.791 --> 00:45:36.166
‫این شد یه چیزی!

675
00:45:36.291 --> 00:45:39.291
‫به این میگن استراتژی عشق!

676
00:45:40.041 --> 00:45:43.458
‫امروز هم یه قدم بهش نزدیک‌تر شدم.

677
00:45:59.458 --> 00:46:00.458
‫خوشت اومد؟

678
00:46:01.041 --> 00:46:01.958
‫خیلی خوشمزه‌ست.

679
00:46:02.958 --> 00:46:05.291
‫ساعت پنج دقیقه مونده به هشت.

680
00:46:05.416 --> 00:46:08.666
‫حالا که داریم شام رو تموم می‌کنیم
‫وقتشه وارد عمل بشم.

681
00:46:13.291 --> 00:46:15.916
‫یه بطری دیگه از همین نوشیدنی میارین؟

682
00:46:15.958 --> 00:46:16.958
‫چشم.

683
00:46:20.041 --> 00:46:21.791
‫زمان نوشیدنی خوب!

684
00:46:21.916 --> 00:46:24.541
‫با سفارش نوشیدنی بیشتر قرار رو
‫طول بده،

685
00:46:24.666 --> 00:46:27.291
‫اونم درست وقتی شام داره تموم میشه.

686
00:46:28.083 --> 00:46:29.291
‫یکی دیگه؟

687
00:46:29.333 --> 00:46:32.166
‫آقای آن، زیاده‌روی نمی‌کنی؟

688
00:46:33.208 --> 00:46:34.958
‫انگار خانم کیم داره لذت می‌بره، واسه همین...

689
00:46:36.166 --> 00:46:37.416
‫زحمت شد...

690
00:46:37.458 --> 00:46:39.916
‫ولی واقعاً خوشمزه‌ست.

691
00:46:41.541 --> 00:46:42.791
‫نوش جان.

692
00:46:56.250 --> 00:46:57.791
‫اگه حساب و کتابم درست باشه،

693
00:46:57.875 --> 00:47:00.750
‫می‌هیون حدود هشت و نیم بلند میشه بره.

694
00:47:04.375 --> 00:47:08.416
‫شرمنده، ولی من باید زودتر برم.

695
00:47:09.000 --> 00:47:11.166
‫- ایول!
‫- جدی؟

696
00:47:11.250 --> 00:47:13.625
‫- چرا...
‫- چون تازه ازدواج کرده

697
00:47:13.666 --> 00:47:17.291
‫و شوهرش ساعت هشت از سر کار برمی‌گرده.

698
00:47:18.041 --> 00:47:19.750
‫ای بابا! همین الان یه بطری دیگه
‫سفارش دادیم،

699
00:47:19.875 --> 00:47:21.416
‫کی قراره تمومش کنه؟

700
00:47:21.500 --> 00:47:23.000
‫بیاید اول تمومش کنیم بعد بریم.

701
00:47:23.041 --> 00:47:26.666
‫شرمنده، ولی قرار شد آخر شب با
‫شوهرم بریم سینما.

702
00:47:28.375 --> 00:47:30.916
‫پس نمی‌تونیم نگهت داریم.

703
00:47:31.000 --> 00:47:34.666
‫- خب چطوره که همه بریم؟
‫- نه! ساکتش کن!

704
00:47:37.250 --> 00:47:40.000
‫نظرت چیه قبل رفتن این رو تموم کنیم؟

705
00:47:41.875 --> 00:47:42.875
‫داره دیر میشه.

706
00:47:44.666 --> 00:47:47.041
‫اوه، باشه.

707
00:47:54.750 --> 00:47:56.125
‫عشق...

708
00:47:56.166 --> 00:47:58.541
‫- اه!
‫- ببین، یکی داره میاد.

709
00:47:59.750 --> 00:48:00.750
‫تو کی هستی؟

710
00:48:00.875 --> 00:48:01.750
‫آره، کی هستی؟

711
00:48:01.791 --> 00:48:02.916
‫هی!

712
00:48:03.000 --> 00:48:03.875
‫سلام.

713
00:48:06.666 --> 00:48:08.500
‫وایسا ببینم!

714
00:48:08.625 --> 00:48:10.666
‫رمز رو بلدی؟

715
00:48:11.250 --> 00:48:12.125
‫نه.

716
00:48:12.875 --> 00:48:14.416
‫نمی‌تونیم بذاریم رد شی!

717
00:48:14.500 --> 00:48:17.625
‫اگه ناز باشی می‌ذاریم، ولی ناز نیستی، نه؟

718
00:48:17.750 --> 00:48:21.750
‫- درسته!
‫- اومدم خودم در رو باز کنم،

719
00:48:21.791 --> 00:48:24.166
‫کاریتون نباشه، برگردین سر کارتون.

720
00:48:25.375 --> 00:48:27.625
‫خودت قراره در قلب یومی رو باز کنی؟

721
00:48:27.750 --> 00:48:28.541
‫چشه؟

722
00:48:30.250 --> 00:48:31.500
‫گمونم شما نمی‌دونین،

723
00:48:31.625 --> 00:48:33.500
‫که وقتی با یه نفر سه وجه اشتراک داشته باشین،

724
00:48:33.625 --> 00:48:36.250
‫در قلبش به روتون باز میشه.

725
00:48:44.000 --> 00:48:48.625
‫خانم کیم، شنیدم طرفدار لی دونگ‌گون هستی.

726
00:48:48.750 --> 00:48:50.625
‫بله.

727
00:48:50.666 --> 00:48:52.791
‫آخرین کتابش رو خوندی؟ عالی بود.

728
00:48:52.875 --> 00:48:54.541
‫- اسمش «صد در صد...»
‫- «صد در صد سطح قند!»

729
00:48:54.625 --> 00:48:56.875
‫سطح قند.

730
00:48:56.916 --> 00:48:59.625
‫این از اولین وجه اشتراک!

731
00:48:59.750 --> 00:49:02.291
‫اوه، شما هم ازش لذت بردین.

732
00:49:02.375 --> 00:49:04.291
‫من که خیلی خوشم اومد.

733
00:49:04.375 --> 00:49:07.375
‫به نظرم لی دونگ‌گون یه نابغه‌ست.

734
00:49:07.416 --> 00:49:08.916
‫کتاب‌هاش هر دفعه بهتر میشن.

735
00:49:09.000 --> 00:49:14.125
‫من شخصاً دیدمش و بله، نابغه‌ست.

736
00:49:14.166 --> 00:49:15.500
‫جدی؟

737
00:49:16.500 --> 00:49:18.375
‫پس خوب می‌شناسینش؟

738
00:49:20.375 --> 00:49:25.000
‫در حدی که هر از چند گاهی همدیگه رو ببینیم.

739
00:49:25.041 --> 00:49:26.291
‫واو.

740
00:49:26.375 --> 00:49:27.750
‫حتماً خیلی خوبه.

741
00:49:28.666 --> 00:49:32.250
‫منم آرزومه یه بار ببینمش.

742
00:49:32.291 --> 00:49:33.375
‫دفعه بعد،

743
00:49:34.416 --> 00:49:37.250
‫فرصت شد... به ایشون معرفیت می‌کنم.

744
00:49:38.041 --> 00:49:41.125
‫جدی؟ واو، خیلی هیجان‌زده شدم.

745
00:49:44.750 --> 00:49:46.916
‫- هی! چی شد؟
‫- یکی از قفل‌ها شکست!

746
00:49:48.500 --> 00:49:52.125
‫خیلی خب. بقیه رو بشکنم؟

747
00:49:53.375 --> 00:49:56.041
‫ها. بد شد. حتماً آن ده‌یونگه!

748
00:49:56.125 --> 00:49:57.500
‫برم به اعضای دهکده خبر بدم!

749
00:49:59.750 --> 00:50:00.750
‫منم میام!

750
00:50:02.541 --> 00:50:04.250
‫کتاب‌هایی که شبیه

751
00:50:04.375 --> 00:50:05.375
‫«صد در صد سطح قند» هستن رو معرفی کنم؟

752
00:50:06.375 --> 00:50:07.250
‫حتماً.

753
00:50:07.291 --> 00:50:10.250
‫من همیشه پیشنهادی‌هام رو تو صفحه
‫مجازیم بارگذاری می‌کنم.

754
00:50:10.375 --> 00:50:12.375
‫شما عضوی؟

755
00:50:12.916 --> 00:50:15.166
‫بله، ولی زیاد فعال نیستم.

756
00:50:15.250 --> 00:50:16.375
‫یه لحظه.

757
00:50:17.125 --> 00:50:20.875
‫فضای مجازی شاه‌کلیدِ پیدا کردن اشتراکه.

758
00:50:22.125 --> 00:50:23.625
‫این پروفایل منه.

759
00:50:24.375 --> 00:50:25.750
‫که اینطور.

760
00:50:27.875 --> 00:50:31.791
‫خیلی خب، حالا بگردیم ببینیم
‫چه وجه تشابهی داریم.

761
00:50:31.875 --> 00:50:34.375
‫پیدا کردن تفاهم...

762
00:50:35.625 --> 00:50:38.250
‫هورا! عاشق برگر هاوایی هستم.

763
00:50:39.625 --> 00:50:43.500
‫واقعاً سلیقه‌مون یکیه.

764
00:50:45.250 --> 00:50:46.916
‫منم همیشه برگر هاوایی می‌خورم.

765
00:50:48.166 --> 00:50:49.541
‫جدی؟

766
00:50:49.625 --> 00:50:52.125
‫چی میگی؟ ما که عاشق برگر بولگوگی هستیم!

767
00:50:52.166 --> 00:50:53.500
‫- خفه شو!
‫- اه؟

768
00:50:53.541 --> 00:50:55.291
‫چه اهمیتی داره!

769
00:51:00.000 --> 00:51:01.875
‫چوروی مورد علاقه‌م.

770
00:51:02.416 --> 00:51:05.166
‫هی، شما هم چورو دوست داری؟

771
00:51:05.250 --> 00:51:07.750
‫خوراکی مورد علاقمه.

772
00:51:07.791 --> 00:51:10.291
‫من بهترین چورو فروشی سئول رو می‌شناسم.

773
00:51:10.375 --> 00:51:11.250
‫آدرسش رو بدم؟

774
00:51:11.291 --> 00:51:13.125
‫عالی میشه!

775
00:51:13.166 --> 00:51:16.250
‫اینم از دومین تفاهم!

776
00:51:16.375 --> 00:51:17.166
‫[دو وجه تشابه پیدا کردیم!]

777
00:51:22.666 --> 00:51:25.875
‫خیلی خب. آخرین قفل رو بشکنم؟

778
00:51:28.250 --> 00:51:30.375
‫آدرسش کجاست؟

779
00:51:30.500 --> 00:51:34.000
‫لینکش رو می‌فرستم.

780
00:51:34.625 --> 00:51:36.250
‫باشه.

781
00:51:38.000 --> 00:51:41.041
‫سلیقه‌مون تو کتاب و غذا شبیه بود.

782
00:51:41.750 --> 00:51:43.791
‫حالا نوبت آخریشه.

783
00:51:45.625 --> 00:51:47.791
‫اگه چشمم بسته و دهنم باز نبود،

784
00:51:47.875 --> 00:51:49.250
‫این میشد بهترین سلفی دنیا.

785
00:51:51.000 --> 00:51:52.250
‫عشقم.

786
00:51:57.750 --> 00:51:59.625
‫[#عشقم]

787
00:51:59.750 --> 00:52:03.916
‫ایشون باید عشق شما باشه.

788
00:52:05.625 --> 00:52:06.750
‫بله.

789
00:52:07.250 --> 00:52:10.875
‫وای، عکس خیلی زشتیه...

790
00:52:13.250 --> 00:52:16.916
‫آخه حلقه تو دست راستتون بود، منم...

791
00:52:17.625 --> 00:52:22.916
‫اوه! واسه دست چپم گشاد بود،

792
00:52:23.000 --> 00:52:24.750
‫چاره نداشتم جز اینکه بندازمش اینجا...

793
00:52:25.750 --> 00:52:31.125
‫که اینطور. پس حلقه یه شکل بود.

794
00:52:35.375 --> 00:52:40.000
‫این آقا شبیه بازیگرهاست.

795
00:52:41.625 --> 00:52:44.250
‫زوج زیبایی هستید.

796
00:52:44.375 --> 00:52:46.375
‫ممنون.

797
00:53:10.625 --> 00:53:13.958
‫ترمز بزن. میگه با یکی قرار می‌ذاره.

798
00:53:15.125 --> 00:53:17.500
‫قسمت نبود.

799
00:53:18.000 --> 00:53:22.375
‫دیگه به سرنوشت باور ندارم.

800
00:53:22.458 --> 00:53:24.833
‫درسته! به سرنوشت باور نداشته باش.

801
00:53:24.958 --> 00:53:27.333
‫بیا دست از ایمان به سرنوشت برداریم
‫و بشیم همون آن ده‌یونگ همیشگی،

802
00:53:27.458 --> 00:53:29.000
‫سردبیر شایسته.

803
00:53:33.208 --> 00:53:35.875
‫چیزی به نام سرنوشت وجود نداره.

804
00:53:37.083 --> 00:53:39.708
‫فقط انتخابه که مهمه.

805
00:53:39.750 --> 00:53:40.875
‫انتخاب؟

806
00:53:41.958 --> 00:53:46.125
‫نقشه دوم رو حالا شروع می‌کنیم.

807
00:53:52.000 --> 00:53:54.708
‫ممنون واسه این شام فوق‌العاده، آقای آن.

808
00:53:55.708 --> 00:53:58.000
‫حداقل کاری بود که از دستم برمیومد،
‫اونم وقتی شما اینقدر زحمت کشیدی.

809
00:53:59.208 --> 00:54:01.208
‫بهرحال عالی بود.

810
00:54:02.833 --> 00:54:04.750
‫- خانم کیم.
‫- بله؟

811
00:54:04.833 --> 00:54:06.708
‫شما می‌دونی وقتی رشته‌ی من

812
00:54:07.250 --> 00:54:09.333
‫مدیریت تجاری بود چطوری سردبیر شدم؟

813
00:54:11.708 --> 00:54:12.708
‫نه.

814
00:54:12.750 --> 00:54:17.083
‫می‌دونی اولین کتاب ادبی که خوندم چی بود؟

815
00:54:30.333 --> 00:54:31.375
‫چیکار می‌کنی؟

816
00:54:32.458 --> 00:54:36.208
‫نقشه دومت این بود که به یومی بگی
‫یه طرفه عاشقش بودی؟

817
00:54:37.958 --> 00:54:39.583
‫تمومش کن!

818
00:54:41.833 --> 00:54:43.500
‫میگه عاشق یکی دیگه‌ست.

819
00:54:44.833 --> 00:54:46.083
‫می‌خوای خودت رو بندازی وسطشون؟

820
00:54:46.875 --> 00:54:48.708
‫و از همدیگه جداشون کنی؟

821
00:54:52.083 --> 00:54:53.375
‫اسم کامل ده‌یونگ چیه؟

822
00:54:54.458 --> 00:54:56.500
‫یه دفعه چی میگی واسه خودت؟

823
00:54:57.333 --> 00:54:58.583
‫بگو دیگه!

824
00:54:58.708 --> 00:55:00.083
‫اسم کامل ده‌یونگ رو بگو!

825
00:55:07.083 --> 00:55:08.083
‫آن ده‌یونگ.

826
00:55:08.583 --> 00:55:11.083
‫درسته، عوضی. فهمیدی؟

827
00:55:12.333 --> 00:55:14.583
‫نمی‌تونی اینجوری رفتار کنی!

828
00:55:18.083 --> 00:55:19.458
‫نمی‌تونیم!

829
00:55:34.958 --> 00:55:37.458
‫ده‌یونگ عاشق ادبیات و عشقه.

830
00:55:38.125 --> 00:55:40.125
‫نمی‌تونه همچین کاری انجام بده.

831
00:55:40.208 --> 00:55:41.833
‫نمی‌تونه، خب؟

832
00:55:48.208 --> 00:55:49.083
‫آقای آن؟

833
00:55:50.833 --> 00:55:53.708
‫اولین کتاب ادبی که خوندین چی بود؟

834
00:56:06.458 --> 00:56:07.250
‫خب.

835
00:56:08.333 --> 00:56:09.333
‫بله؟

836
00:56:12.333 --> 00:56:13.458
‫چی بود؟

837
00:56:17.333 --> 00:56:18.875
‫یه دفعه فراموشش کردم.

838
00:56:28.250 --> 00:56:29.958
‫- ها؟
‫- یه لحظه!

839
00:56:34.333 --> 00:56:36.250
‫فکر نکنم اون آدمی که گفتی آن ده‌یونگ باشه.

840
00:56:38.958 --> 00:56:41.958
‫به سلامت، خانم کیم.

841
00:56:42.958 --> 00:56:44.625
‫بله، شبتون بخیر.

842
00:57:01.583 --> 00:57:03.458
‫بدرود، کیم یومی.

843
00:57:04.625 --> 00:57:07.833
‫بدرود، عشق اولم!

844
00:57:08.958 --> 00:57:13.958
‫تو الان فقط یکی از نویسندگان باارزش منی.

845
00:57:15.833 --> 00:57:18.333
‫[کیم یومی]

846
00:57:42.458 --> 00:57:43.333
‫پس اون نبود.

847
00:57:44.458 --> 00:57:45.958
‫یعنی چی که مانع میشه؟

848
00:57:46.875 --> 00:57:49.250
‫شاید آن ده‌یونگ نبود.

849
00:57:49.750 --> 00:57:51.333
‫پس کی؟

850
00:57:51.458 --> 00:57:53.583
‫شاید پیغام رو اشتباهی شنیدی؟

851
00:57:54.333 --> 00:57:55.708
‫غیرممکنه.

852
00:57:56.458 --> 00:57:59.208
‫از الان به بعد، هر وقت مطمئن شدی بیدارم کن.

853
00:58:01.208 --> 00:58:02.958
‫ببخشید، سلول منطقی.

854
00:58:05.458 --> 00:58:09.083
‫یعنی پیغام اشتباهی به گوشم رسیده بود؟

855
00:58:26.083 --> 00:58:27.333
‫سلام! بابی.

856
00:58:27.458 --> 00:58:30.750
‫یومی، ببخشید دیشب بهت زنگ نزدم.

857
00:58:30.833 --> 00:58:32.625
‫انگار دیر برگشتی خونه.

858
00:58:32.708 --> 00:58:36.875
‫همه می‌خواستن دور دوم بنوشن،
‫نتونستم زودتر بیام.

859
00:58:36.958 --> 00:58:39.083
‫که اینطور. زیاد نوشیدی؟

860
00:58:39.208 --> 00:58:41.333
‫نه. نه زیاد.

861
00:58:41.375 --> 00:58:43.333
‫- منم زیادی نوشیدم.
‫- دایون یه دفعه استعفا داد.

862
00:58:44.583 --> 00:58:45.583
‫چی؟

863
00:58:46.958 --> 00:58:49.083
‫دایون استعفا داد؟

864
00:58:49.750 --> 00:58:53.500
‫آره، دیروز آخرین روز کاریش بود،
‫براش مهمونی خداحافظی گرفتیم.

865
00:58:55.333 --> 00:58:56.125
‫ولی چرا؟

866
00:58:56.750 --> 00:58:59.375
‫خب، انگار تو بوسان کار پیدا کرده.

867
00:58:59.458 --> 00:59:01.333
‫استادش توصیه‌ش کرده.

868
00:59:01.375 --> 00:59:04.958
‫- پس میره بوسان؟
‫- آره.

869
00:59:05.583 --> 00:59:08.458
‫انگار آبجیش اونجا زندگی می‌کنه،
‫قراره پیش اون بمونه.

870
00:59:12.583 --> 00:59:13.583
‫جدی؟

871
00:59:14.833 --> 00:59:17.708
‫خب، آفرین که قبل فارغ‌التحصیلی کار پیدا کرد.

872
00:59:17.750 --> 00:59:19.708
‫آره، خبر خوبیه.

873
00:59:20.500 --> 00:59:21.625
‫که اینطور.

874
00:59:23.833 --> 00:59:26.375
‫خب، تو دیشب با کی رفتی بیرون؟

875
00:59:26.958 --> 00:59:28.625
‫با سردبیر و خانم می‌هیون.

876
00:59:30.583 --> 00:59:32.958
‫اوه، پس نوشیدین؟

877
00:59:33.083 --> 00:59:34.833
‫حتماً سردبیرتون پولداره.

878
00:59:35.583 --> 00:59:37.500
‫چون تموم شب داشتم کار می‌کردم
‫مهمونم کرد.

879
00:59:37.583 --> 00:59:41.333
‫هی، حتماً نویسنده‌های دیگه‌ای
‫هم زیر دستشن،

880
00:59:41.958 --> 00:59:43.500
‫چرا هر دفعه تو رو مهمون می‌کنه؟

881
00:59:44.458 --> 00:59:45.833
‫حتماً خیلی رئیس شایسته‌ایه.

882
00:59:46.458 --> 00:59:48.375
‫چی میگی؟

883
00:59:48.958 --> 00:59:50.333
‫حسودیت شد، بابی؟

884
00:59:51.083 --> 00:59:51.958
‫نخیر.

885
00:59:52.083 --> 00:59:54.458
‫چرا!

886
00:59:55.333 --> 00:59:58.583
‫سر نوشیدنی و دونات حسودیت شد.

887
00:59:58.708 --> 01:00:00.208
‫معلومه!

888
01:00:00.333 --> 01:00:03.083
‫اگه بگم حسودیم شد، دیگه نمی‌ذاری
‫چیزی مهمونت کنه؟

889
01:00:03.208 --> 01:00:04.208
‫اگه اعتراف کنی آره.

890
01:00:05.250 --> 01:00:06.250
‫حسودیم شد.

891
01:00:08.708 --> 01:00:10.208
‫- راضی شدی؟
‫- خیلی.

892
01:00:10.250 --> 01:00:12.250
‫میشه هر روز حسودی کنی؟
‫خیلی هیجان‌انگیزه!

893
01:00:13.125 --> 01:00:14.958
‫عجب پررویی هستی.

894
01:00:17.500 --> 01:00:18.708
‫خب، سرت چطوره؟

895
01:00:47.958 --> 01:00:49.458
‫آقای یو!

896
01:00:50.833 --> 01:00:52.250
‫کجا میرید؟

897
01:00:52.333 --> 01:00:53.333
‫دفتر.

898
01:00:53.958 --> 01:00:55.625
‫دیشب ماشینم رو اونجا گذاشتم.

899
01:00:55.708 --> 01:00:57.208
‫اوه، درسته.

900
01:00:57.333 --> 01:01:00.208
‫- تو چی؟
‫- میرم دیدن دوستم.

901
01:01:00.250 --> 01:01:01.708
‫می‌خواست قبل رفتنم من رو ببینه.

902
01:01:02.333 --> 01:01:04.708
‫که اینطور. کِی راه میفتی؟

903
01:01:04.750 --> 01:01:07.333
‫امروز بعد از ظهر، بعد نهار.

904
01:01:07.375 --> 01:01:09.458
‫پس زود میری. با هواپیما؟

905
01:01:10.083 --> 01:01:12.083
‫- بله.
‫- که اینطور. باشه.

906
01:01:12.958 --> 01:01:13.958
‫مراقب خودت باش.

907
01:01:14.958 --> 01:01:15.958
‫چشم.

908
01:01:17.708 --> 01:01:21.625
‫آقای یو، ممنون بابت همه چی.

909
01:01:23.458 --> 01:01:24.958
‫تشکر لازم نیست...

910
01:01:25.708 --> 01:01:26.500
‫کارت عالی بود.

911
01:01:26.583 --> 01:01:32.708
‫نه، خیلی چیزها یاد گرفتم و خیلی
‫هم بهم خوش گذشت.

912
01:01:33.750 --> 01:01:35.208
‫پس ممنون.

913
01:01:36.625 --> 01:01:37.708
‫خواهش می‌کنم.

914
01:01:58.208 --> 01:02:00.333
‫- هی...
‫- بله؟

915
01:02:04.458 --> 01:02:06.333
‫می‌دونی، من زیادی رمانتیکم.

916
01:02:07.833 --> 01:02:10.750
‫و آدم‌های رمانتیکی مثل من به احساساتشون
‫اعتراف نمی‌کنن.

917
01:02:10.833 --> 01:02:12.375
‫چون بعد چند روز،

918
01:02:12.458 --> 01:02:14.500
‫زود عاشق یه نفر دیگه میشیم.

919
01:02:16.875 --> 01:02:21.958
‫ولی من تازگی عاشق یه نفر شدم و...

920
01:02:24.458 --> 01:02:27.250
‫طرف یه مقدار فرق داشت.

921
01:02:36.333 --> 01:02:38.458
‫کل روز فکرم درگیرش بود،

922
01:02:39.458 --> 01:02:40.958
‫دلم می‌خواست بیشتر بشناسمش.

923
01:02:42.500 --> 01:02:44.708
‫و فکر می‌کردم یه احساس گذرا باشه.

924
01:02:46.583 --> 01:02:49.583
‫پس می‌دونی چیه؟ بهتر شد که دور از
‫اینجا کار پیدا کردم.

925
01:02:50.833 --> 01:02:52.833
‫واسه همین داری میری بوسان؟

926
01:02:52.875 --> 01:02:55.708
‫خب، بگی نگی.

927
01:02:55.833 --> 01:02:58.083
‫ولی عاشق شدن که گناه نیست.

928
01:02:59.375 --> 01:03:04.500
‫نه، عاشق شدن نه، ولی...

929
01:03:06.458 --> 01:03:10.875
‫آخه طرف با یکی قرار می‌ذاره.

930
01:03:13.833 --> 01:03:16.500
‫دایون ساده‌لوحانه فکر می‌کرد

931
01:03:16.583 --> 01:03:18.333
‫بابی نفهمیده منظورش چیه.

932
01:03:21.208 --> 01:03:23.708
‫گمونم بهتره چیزی نگم، نه؟

933
01:03:25.708 --> 01:03:27.750
‫غیرممکنه آدم دوزاریش نیفته.

934
01:03:28.708 --> 01:03:32.375
‫آره، بهتره چیزی که لازم نیست رو نگی.

935
01:03:33.958 --> 01:03:37.083
‫فکر کنم الان دایون یه حرف خطرناک میزنه.

936
01:03:37.125 --> 01:03:39.875
‫آره، حرفاش...

937
01:03:44.083 --> 01:03:46.333
‫زلزله شد، نه؟

938
01:03:47.250 --> 01:03:49.625
‫آره. داره قلبش رو می‌لرزونه!

939
01:03:53.500 --> 01:03:54.833
‫متوقف شد.

940
01:03:57.083 --> 01:03:58.000
‫سلول عشق!

941
01:03:58.083 --> 01:03:58.958
‫سلول منطقی.

942
01:04:00.458 --> 01:04:03.958
‫چی شد؟ زلزله از کجا اومد؟

943
01:04:04.583 --> 01:04:07.333
‫من رو واسه یه پدیده طبیعی سرزنش نکن.

944
01:04:07.375 --> 01:04:09.250
‫پس کی رو سرزنش کنم؟

945
01:04:09.333 --> 01:04:11.375
‫دلیل زلزله حرفای دایون بود!

946
01:04:11.458 --> 01:04:14.750
‫زلزله اونم به خاطر حرفای یه بچه مثل اون؟

947
01:04:14.833 --> 01:04:17.958
‫هر کسی می‌شنید شوکه میشد، نه؟

948
01:04:18.083 --> 01:04:19.083
‫مگه اینطور نیست؟

949
01:04:21.208 --> 01:04:23.458
‫بچه‌ی شجاعی بود.

950
01:04:30.625 --> 01:04:31.583
‫اه، اتوبوسم اومد.

951
01:04:33.333 --> 01:04:34.333
‫سفر بی‌خطر.

952
01:04:35.750 --> 01:04:36.583
‫ممنون.

953
01:04:38.750 --> 01:04:39.875
‫مراقب خودت باش.

954
01:04:39.958 --> 01:04:41.833
‫خداحافظ.

955
01:05:01.083 --> 01:05:02.833
‫زیاد فکرت رو درگیر نکن.

956
01:05:02.875 --> 01:05:03.875
‫چیز خاصی نبود.

957
01:05:04.750 --> 01:05:07.333
‫یه لرزش ساده بود، نه؟

958
01:05:21.458 --> 01:05:23.750
‫اصلاً مهم نبود.

959
01:05:31.875 --> 01:05:32.750
‫[هشدار ناگهانی سرماخوردگی... بیماری مغزی]

960
01:05:32.833 --> 01:05:33.708
‫[که با لباس گرم هم نمیشه جلوش رو گرفت]

961
01:06:14.333 --> 01:06:15.333
‫من دیگه میرم!

962
01:07:04.333 --> 01:07:05.833
‫خدای من! باورم نمیشه!

963
01:07:07.083 --> 01:07:09.208
‫یه زلزله واقعیه!

964
01:07:09.250 --> 01:07:10.958
‫چیکار کنیم؟

965
01:07:11.000 --> 01:07:13.333
‫یه لرزش ساده نیست!

966
01:07:26.625 --> 01:07:29.250
‫یعنی میگی... چیز مهمی نیست؟

967
01:08:24.333 --> 01:08:26.208
‫ایشون کنترل جی هستن.

968
01:08:26.333 --> 01:08:28.208
‫کنترل جی نه، کنترل زی.

969
01:08:28.333 --> 01:08:30.333
‫زی. زی!

970
01:08:30.375 --> 01:08:33.000
‫نظرتون درباره داستانم چی بود؟

971
01:08:33.083 --> 01:08:36.083
‫به نظرم این زوج زیادی با هم روراستن.

972
01:08:36.125 --> 01:08:37.708
‫به نظرم اصلاً واقع‌گرایانه نیست.

973
01:08:37.750 --> 01:08:40.333
‫داری جابجا میشی؟ چرا؟

974
01:08:40.458 --> 01:08:41.958
‫می‌خوام به دفتر نزدیک‌تر بشم.

975
01:08:42.083 --> 01:08:43.000
‫چه بد.

976
01:08:43.833 --> 01:08:46.958
‫دایون؟ داره خونه‌ش رو عوض می‌کنه.

977
01:08:47.000 --> 01:08:49.958
‫چرا؟ به خاطر من؟

978
01:08:52.125 --> 01:08:53.125
‫بله؟

