
1
00:00:47.416 --> 00:00:49.916
‫[فصل دوم سلول‌های یومی]

2
00:00:53.875 --> 00:00:56.916
‫[مناطقی که بابی مکرر تردد می‌کند]

3
00:01:01.416 --> 00:01:03.416
‫جایگاه اول مال منه.

4
00:01:04.375 --> 00:01:07.041
‫"ایول! من اولین نظر دهنده‌ام".

5
00:01:08.625 --> 00:01:11.750
‫- ایول!
‫- "این باحاله. بهترین دنیاست"!

6
00:01:11.875 --> 00:01:13.166
‫"واسه دوشنبه بی‌صبرانه منتظرم".

7
00:01:13.250 --> 00:01:14.250
‫جریان چیه؟

8
00:01:14.375 --> 00:01:16.250
‫"نویسنده حداقلش یه نابغه‌ست".

9
00:01:16.291 --> 00:01:18.750
‫"خوانندگان رو توی مشتش گرفته.
‫محشره".

10
00:01:18.875 --> 00:01:20.500
‫"کیم یومی بهترینه".

11
00:01:20.750 --> 00:01:23.375
‫"نشریه جولی به نفعشه که پول زیادی به نویسنده بده".

12
00:01:24.625 --> 00:01:25.875
‫"الهه عشق من بهترینه".

13
00:01:26.125 --> 00:01:28.125
‫"نویسنده کیم یومی بهترینه".

14
00:01:28.166 --> 00:01:29.250
‫[ایول! من اولین نظر دهنده‌ام]

15
00:01:30.916 --> 00:01:31.916
‫خدای من.

16
00:01:32.791 --> 00:01:33.916
‫چشون شده؟

17
00:01:34.250 --> 00:01:39.250
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

18
00:01:40.250 --> 00:01:41.250
‫الو؟

19
00:01:42.375 --> 00:01:44.500
‫خانم کیم.
‫نظرات امروز رو دیدی؟

20
00:01:44.875 --> 00:01:46.291
‫واکنش‌ها شوخی‌بردار نیستن.

21
00:01:47.875 --> 00:01:52.000
‫راستش چون همش نظرات مثبت بود
‫جا خوردم.

22
00:01:52.666 --> 00:01:55.666
‫مطئنی که خودت استخدام‌شون نکردی؟

23
00:01:56.041 --> 00:01:58.791
‫این چه حرفیه.
‫ما از این کارها نمی‌کنیم.

24
00:01:58.875 --> 00:02:01.250
‫چون داستانت خوبه
‫داری واکنش خوب می‌گیری.

25
00:02:01.291 --> 00:02:04.416
‫منم احساس می‌کنم که اخیراً
‫خیلی نویسندگیت پیشرفت کرده.

26
00:02:04.875 --> 00:02:08.041
‫پس خیالم راحت شد.

27
00:02:08.125 --> 00:02:10.416
‫خانم کیم، باریکلا.
‫به زودی نفر اول جدول نویسنده‌ها میشی.

28
00:02:10.625 --> 00:02:12.166
‫نه بابا، من کجا و اونا کجا.

29
00:02:12.916 --> 00:02:14.125
‫مراقب خودت باش.

30
00:02:14.166 --> 00:02:17.375
‫باشه. مراقبت کن.

31
00:02:26.750 --> 00:02:27.750
‫یعنی چی؟

32
00:02:29.750 --> 00:02:32.375
‫واقعا باید خوب باشه.

33
00:02:35.250 --> 00:02:39.791
‫[کو وونگ]

34
00:02:39.875 --> 00:02:43.916
‫[از بین تمام رمان‌های اینجا،
‫الهه عشق من تنها رمانیه که ارزش خوندن رو داره]

35
00:02:47.125 --> 00:02:48.250
‫قربان.

36
00:02:53.000 --> 00:02:54.000
‫قربان؟

37
00:02:54.666 --> 00:02:56.875
‫- بله؟
‫- گزارش جلسه امروز صبح...

38
00:03:01.500 --> 00:03:02.625
‫همینجا می‌ذارمشون.

39
00:03:10.666 --> 00:03:14.750
‫[کیوتی کینگ، نپرس، الهه عشق من، وقت هاپ‌هاپ]

40
00:03:14.875 --> 00:03:17.250
‫[صفحه ورود به باشگاه وبزین]

41
00:03:20.000 --> 00:03:22.916
‫[یه حسی بهم میگه که نویسنده کیم خوشگله]

42
00:03:23.791 --> 00:03:26.875
‫این روزها روتین صبحگاهی وونگ عوض شده.

43
00:03:41.416 --> 00:03:44.500
‫باورم نمیشه که داریم از سلول استاد تمرکز
‫برای همچین کاری استفاده می‌کنیم.

44
00:03:44.666 --> 00:03:46.375
‫ولی وونگ خوشحاله.

45
00:03:46.625 --> 00:03:49.166
‫مدتی می‌شد که واسه تمرکز کردن روی چیزی
‫اینقدر خوشحال نبود.

46
00:03:49.625 --> 00:03:52.000
‫[از بین تمام رمان‌های اینجا،
‫الهه عشق من تنها رمانیه که ارزش خوندن رو داره]

47
00:03:52.125 --> 00:03:54.041
‫[یه حسی بهم میگه که نویسنده کیم خوشگله]

48
00:03:56.375 --> 00:04:00.791
‫یه حسی بهم میگه که نویسنده کیم خوشگله؟

49
00:04:03.291 --> 00:04:06.250
‫این شخص غریزه خوبی داره.
‫از کجا می‌دونسته؟

50
00:04:22.541 --> 00:04:23.875
‫[ایدا]

51
00:04:24.916 --> 00:04:27.250
‫سلام، ایدا.
‫چرا سر صبح زنگ زدی؟

52
00:04:27.375 --> 00:04:30.250
‫می‌دونی الان کی رو دیدم؟

53
00:04:31.041 --> 00:04:32.875
‫- کی؟
‫- یو بابی.

54
00:04:34.291 --> 00:04:37.875
‫- چی؟
‫- تازه الان با بابی برخورد کردم.

55
00:04:38.125 --> 00:04:39.375
‫اومده سر کار.

56
00:04:40.750 --> 00:04:43.625
‫به دفتر مرکزی برگشته؟

57
00:04:43.916 --> 00:04:46.375
‫آره. امروز اولین روزیه که برگشته.

58
00:04:47.000 --> 00:04:48.916
‫رهبر تیم بازاریابیـه.

59
00:04:51.875 --> 00:04:52.875
‫جدی؟

60
00:04:53.000 --> 00:04:55.625
‫چون تو راه که می‌رفتم سر کار دیدمش
‫شوکه شدم.

61
00:04:56.875 --> 00:05:00.500
‫اون گفته بود که دو سال در شعبه ججو می‌مونه.

62
00:05:00.625 --> 00:05:01.625
‫دقیقا.

63
00:05:02.416 --> 00:05:04.750
‫بگذریم، ازش پرسیدم کجا اقامت داره...

64
00:05:05.750 --> 00:05:07.291
‫برگشتم به همون خونه قبلیم.

65
00:05:07.750 --> 00:05:09.541
‫اوه، واقعا؟

66
00:05:09.625 --> 00:05:11.875
‫به مدت یک سال
‫به یکی از آشناهام اجاره‌اش داده بودم.

67
00:05:12.125 --> 00:05:14.125
‫ولی از اونجایی که زودتر برگشتم،

68
00:05:14.875 --> 00:05:16.750
‫ازش عذرخواهی کردم و برگشتم اونجا.

69
00:05:18.000 --> 00:05:20.250
‫بابی تو محله‌ات زندگی می‌کنه.

70
00:05:21.000 --> 00:05:23.750
‫واسه همین با خودم گفتم که
‫باید بهت بگم.

71
00:05:24.000 --> 00:05:26.791
‫نگران بودم که اگه توی محله‌ات باهاش برخورد کنی
‫شوکه بشی.

72
00:05:28.125 --> 00:05:29.916
‫چرا باید شوکه بشم؟

73
00:05:30.750 --> 00:05:32.416
‫اگه همدیگه رو دیدیم،
‫دیدیم دیگه.

74
00:05:32.791 --> 00:05:34.625
‫خب، همینطوری دارم میگم.

75
00:05:35.500 --> 00:05:36.500
‫پس من...

76
00:05:39.375 --> 00:05:41.041
‫ایدا. تو خیلی باحالی.

77
00:05:42.750 --> 00:05:44.916
‫حتی رئیس داره اینطوری می‌دوئه،

78
00:05:44.916 --> 00:05:47.125
‫ولی تو با وجود دیر کردن خیلی خونسردی.

79
00:05:47.166 --> 00:05:51.416
‫این خیلی خوبه.
‫خوب، خوب، خوب، خوبـه.

80
00:05:54.916 --> 00:05:56.500
‫دارم میام!

81
00:05:56.916 --> 00:05:58.916
‫یومی. بعداً بهت زنگ می‌زنم.

82
00:06:05.416 --> 00:06:06.666
‫گفت که داره از اینجا نقل‌مکان می‌کنه.

83
00:06:07.416 --> 00:06:09.166
‫چرا به جاش به سئول اومده؟

84
00:06:17.125 --> 00:06:19.291
‫اینقدر نگرانش نباش.
‫هیچ ربطی به من نداره.

85
00:06:29.291 --> 00:06:30.416
‫الو؟

86
00:06:31.250 --> 00:06:32.750
‫یومی. بابیـه.

87
00:06:34.000 --> 00:06:36.666
‫به دفتر مرکزی برگشته.
‫تازه دیدمش.

88
00:06:38.375 --> 00:06:39.541
‫خودم می‌دونم.

89
00:06:40.041 --> 00:06:41.041
‫واقعا؟

90
00:06:43.625 --> 00:06:45.750
‫- شنیدم رهبر تیم شدین.
‫- بله.

91
00:06:46.416 --> 00:06:48.166
‫وزن کم کرده؟

92
00:06:49.000 --> 00:06:50.666
‫خوش‌قیافه‌تر شده.

93
00:06:51.125 --> 00:06:52.666
‫- عالیه.
‫- عالیه.

94
00:06:52.750 --> 00:06:54.250
‫تازه باهاش چشم تو چشم شدم.

95
00:06:54.291 --> 00:06:55.791
‫باید بهش سلام کنم.
‫خدافظ.

96
00:06:56.750 --> 00:06:57.750
‫بابی.

97
00:07:12.041 --> 00:07:14.500
‫بابی تو محله‌ات زندگی می‌کنه.

98
00:07:15.000 --> 00:07:16.625
‫اگه همدیگه رو دیدیم،
‫دیدیم دیگه.

99
00:07:17.041 --> 00:07:19.291
‫نباید اینو بگی.

100
00:07:19.375 --> 00:07:21.000
‫دیدنش چه عاقبت خوبی داره؟

101
00:07:21.625 --> 00:07:23.416
‫دیدنش هیچ عاقبت خوبی نداره.

102
00:07:24.125 --> 00:07:27.750
‫اینطوری نواحی ممنوعه در محله ما ایجاد شد.

103
00:07:29.625 --> 00:07:31.125
‫بله، تازه راه افتادم.

104
00:07:31.166 --> 00:07:33.125
‫30 دقیقه دیگه می‌بینمت.
‫خدافظ.

105
00:07:37.625 --> 00:07:40.916
‫چندتا اسکون بخرم؟
‫همه خوششون میاد.

106
00:07:41.625 --> 00:07:45.750
‫این مغازه‌ای که اسکون خوشمزه می‌فروشه
‫یه ناحیه ممنوعه‌ست.

107
00:07:46.500 --> 00:07:47.916
‫اوه، درسته.

108
00:07:48.416 --> 00:07:50.875
‫چون اینجا پاتوق بابیه.

109
00:07:52.375 --> 00:07:54.250
‫نزدیک شرکت نشریه می‌خرم.

110
00:07:56.250 --> 00:07:57.291
‫خیلی گرسنمه.

111
00:08:01.000 --> 00:08:02.416
‫خورش کاری درست کنم؟

112
00:08:03.166 --> 00:08:05.625
‫فوراً ناحیه رو ترک کن.
‫خطرناکه.

113
00:08:05.875 --> 00:08:07.375
‫این ناحیه‌ایه که بابی مکرر تردد می‌کنه.

114
00:08:07.375 --> 00:08:08.833
‫به سوپرمارکت متفاوتی می‌ریم.

115
00:08:13.375 --> 00:08:15.250
‫[خورش کاری فوری سه دقیقه‌ای]

116
00:08:16.541 --> 00:08:20.916
‫من می‌خوام امشب خورش کاری بخورم.
‫خورش کاری خونگی!

117
00:08:21.500 --> 00:08:25.416
‫آخه چرا نباید اسکون و خورش کاری گیرمون بیاد؟

118
00:08:25.625 --> 00:08:28.250
‫- می‌خوام از اونا بخورم.
‫- تحمل کن.

119
00:08:28.291 --> 00:08:30.541
‫دلت که نمی‌خواد باهاش برخورد کنیم
‫و حالمون خراب بشه.

120
00:08:30.625 --> 00:08:32.041
‫ولی مسئله اینجاست که

121
00:08:32.375 --> 00:08:34.791
‫من شک معقولی دارم.

122
00:08:34.875 --> 00:08:38.625
‫اگه یومی از اون نواحی اجتناب می‌کنه،
‫بابی هم ازشون اجتناب نمی‌کنه؟

123
00:08:42.750 --> 00:08:47.166
‫بابی ممکنه اینجا رو ناحیه‌ای مشخص کرده که
‫یومی به طور مکرر تردد می‌کنه.

124
00:09:12.625 --> 00:09:13.875
‫این تصمیم عالی‌ای بود.

125
00:09:14.875 --> 00:09:19.541
‫از اون موقع، بارها به سوپرمارکت رفتیم
‫ولی هرگز با بابی برخورد نکردیم.

126
00:09:24.625 --> 00:09:28.875
‫جسورتر شدیم و دیگه به نواحی‌ای می‌رفتیم که
‫بابی بیشتر میره.

127
00:09:37.875 --> 00:09:40.916
‫ولی این نواحی نسبت به ریسکی بودنشون
‫رتبه‌بندی شدن.

128
00:09:42.750 --> 00:09:46.125
‫این کافه‌ای که بابی مکرر بهش سر می‌زنه
‫به گروه ریسک بالا تعلق داره.

129
00:09:46.875 --> 00:09:48.416
‫این مکان یه خرده خطرناکه.

130
00:09:48.750 --> 00:09:50.750
‫چرا؟ مگه مهمه؟

131
00:09:50.791 --> 00:09:52.125
‫کی اهمیت میده که با بابی برخورد کنیم؟

132
00:09:52.125 --> 00:09:53.458
‫ما که کار اشتباهی نکردیم.

133
00:09:53.875 --> 00:09:55.916
‫برخورد کردن باهاش مهم نیست.

134
00:09:56.375 --> 00:09:58.791
‫ولی چرا امروز اینطوری لباس پوشیده؟

135
00:10:00.166 --> 00:10:03.625
‫اون با وضعیت الانش نباید با هیچکس برخورد کنه
‫چه برسه بابی.

136
00:10:04.750 --> 00:10:06.791
‫حالا که داریم در این مورد صحبت می‌کنیم،
‫بیاین روراست باشیم.

137
00:10:07.125 --> 00:10:09.041
‫چرا این روزها داری سرسری
‫لباس یومی رو انتخاب می‌کنی؟

138
00:10:09.291 --> 00:10:12.166
‫حداقل بگو لباس مناسبی واسه بیرون رفتن بپوشه.

139
00:10:12.250 --> 00:10:13.416
‫منم دقیقا همین کارو کردم.

140
00:10:13.500 --> 00:10:16.375
‫چی؟
‫مگه اون هودی رو واسه خوابیدن پوشیده؟

141
00:10:16.625 --> 00:10:18.666
‫چون وضعیت خوبی داشت
‫ترفیع گرفته.

142
00:10:18.750 --> 00:10:21.000
‫از حالا به بعد اونو لباس بیرونیش بدون.

143
00:10:21.125 --> 00:10:22.166
‫و اون شلوار...

144
00:10:22.250 --> 00:10:25.750
‫کاری به شلوار نداشته باش.
‫اون شلوار ستاره کمد ماست.

145
00:10:25.791 --> 00:10:27.500
‫امکان نداره.

146
00:10:27.791 --> 00:10:30.750
‫بیرون رفتن با همچین لباسی خطرناکه.

147
00:10:30.791 --> 00:10:32.916
‫مگه شما اون افسانهٔ محلی رو نشنیدین؟

148
00:10:33.125 --> 00:10:34.125
‫چی؟ افسانهٔ محلی؟

149
00:10:34.250 --> 00:10:36.041
‫اگه موقع بیرون رفتن عین یه گدا لباس بپوشی،

150
00:10:36.125 --> 00:10:41.166
‫با عشق سابقت یا مردی که علاقه داری
‫برخورد می‌کنی.

151
00:10:41.541 --> 00:10:44.000
‫گدا؟
‫حرف دهنت رو بفهم.

152
00:10:44.500 --> 00:10:46.166
‫وقتی عین گدا لباس بپوشی

153
00:10:46.250 --> 00:10:51.000
‫دچار نفرینی میشی که همه مردهایی
‫که می‌شناسی رو به طرفت می‌کشونه.

154
00:10:52.541 --> 00:10:56.541
‫جای نگرانی‌ای نیست.
‫به طور تئوری، با همدیگه برخورد نمی‌کنیم.

155
00:10:57.166 --> 00:11:00.416
‫ساعات فعال یومی از 11 صبح تا 4 بعد از ظهره.

156
00:11:00.500 --> 00:11:02.750
‫ساعات فعال بابی بعد از ساعت 6 عصره
‫که از سر کار میره.

157
00:11:02.875 --> 00:11:04.625
‫بنابراین اگه آخر هفته‌ها رو احتیاط کنه،

158
00:11:04.750 --> 00:11:07.291
‫احتمال باهم برخورد کردنشون
‫تقریبا صفر درصده.

159
00:11:10.125 --> 00:11:11.500
‫امروز پنج شنبه‌ست.

160
00:11:13.375 --> 00:11:16.875
‫این موقع روز که باهاش برخورد نمی‌کنم، درسته؟

161
00:11:30.375 --> 00:11:32.375
‫داخل کافه امنه.
‫بابی اونجا نیست.

162
00:11:32.500 --> 00:11:33.666
‫می‌ریم داخل.

163
00:11:36.000 --> 00:11:37.125
‫- سلام.
‫- سلام.

164
00:11:38.125 --> 00:11:40.875
‫- میشه یه امریکانوی داغ بهم بدی؟
‫- حتما.

165
00:11:43.000 --> 00:11:44.000
‫ممنونم.

166
00:11:46.875 --> 00:11:48.625
‫لطفا منتظر بمون.
‫فوراً برات میارم.

167
00:11:48.750 --> 00:11:49.750
‫باشه.

168
00:11:49.875 --> 00:11:52.625
‫[بابی، یومی]

169
00:12:01.750 --> 00:12:02.750
‫الو؟

170
00:12:02.791 --> 00:12:04.666
‫سلول منطقی.
‫منم، سلول بینی‌ام.

171
00:12:04.750 --> 00:12:06.500
‫سلام، سلول بینی.
‫چه خبره؟

172
00:12:06.875 --> 00:12:09.166
‫بوی بابی از یه جایی میاد.

173
00:12:09.250 --> 00:12:10.875
‫چی؟ بوی بابی؟

174
00:12:11.625 --> 00:12:14.500
‫قطعا بوی ادکلن بابی رو از یه جایی حس می‌کنم...

175
00:12:22.041 --> 00:12:23.041
‫ببخشید.

176
00:12:29.000 --> 00:12:30.416
‫می‌خوام سفارش بدم.

177
00:12:32.416 --> 00:12:35.375
‫سلام.
‫خیلی وقت بود ندیده بودمتون.

178
00:12:35.750 --> 00:12:36.791
‫بله، خیلی وقته.

179
00:12:56.000 --> 00:12:57.000
‫یومی.

180
00:13:05.166 --> 00:13:06.625
‫بفرما.

181
00:13:07.666 --> 00:13:11.125
‫خیلی وقته که شما با همدیگه نیومده بودین.

182
00:13:11.375 --> 00:13:13.250
‫بله.
‫همینطوره، مگه نه؟

183
00:13:13.375 --> 00:13:16.750
‫بله.
‫گفته بودی که در جزیره ججو کار می‌کنی.

184
00:13:17.166 --> 00:13:19.875
‫بله. تازگی برگشتم.

185
00:13:19.916 --> 00:13:23.875
‫آها.
‫پس به گمونم بیشتر می‌بینمت.

186
00:13:24.666 --> 00:13:25.666
‫بله.

187
00:13:27.000 --> 00:13:28.750
‫می‌خوای سفارش بدی؟

188
00:13:30.375 --> 00:13:33.250
‫خب، یه لحظه.

189
00:13:33.291 --> 00:13:35.750
‫باشه.
‫نمی‌خواد عجله کنی.

190
00:13:50.750 --> 00:13:51.750
‫خیلی وقته ندیدمت.

191
00:13:55.750 --> 00:13:58.166
‫درسته.
‫خیلی وقته.

192
00:13:59.000 --> 00:14:03.291
‫خدایا. آخه چرا وقتی عین یه گدا لباس پوشیده
‫باید پیداش می‌شد؟

193
00:14:04.750 --> 00:14:07.750
‫معمولا یومی بهتر از اینا لباس می‌پوشه.

194
00:14:08.875 --> 00:14:10.041
‫اگه اشتباه برداشت کنه چی؟

195
00:14:10.625 --> 00:14:13.250
‫"لابد یومی بعد از جدایی با من
‫دوران سختی رو می‌گذرونه".

196
00:14:14.625 --> 00:14:17.250
‫اینطور نیست.
‫اون کاملا خوبه!

197
00:14:17.625 --> 00:14:19.250
‫خدایا. این عادلانه نیست.

198
00:14:19.291 --> 00:14:20.875
‫سلول احساساتی.
‫نگران نباش.

199
00:14:20.875 --> 00:14:22.458
‫دلیلی برای خجالت کشیدن نیست.

200
00:14:23.250 --> 00:14:26.375
‫اعتماد به نفس با یه حالت صورت خونسرد ایجاد میشه.

201
00:14:28.000 --> 00:14:29.125
‫حالت خوبه؟

202
00:14:30.041 --> 00:14:31.041
‫آره.

203
00:14:31.916 --> 00:14:32.916
‫تو چی؟

204
00:14:34.000 --> 00:14:35.250
‫به نظر هم خوب میای.

205
00:14:37.375 --> 00:14:39.250
‫به نظر خونسردتر میاد.

206
00:14:42.125 --> 00:14:43.166
‫حالت چطوره؟

207
00:14:45.375 --> 00:14:46.375
‫خوبم.

208
00:14:47.166 --> 00:14:50.125
‫ولی انتظار نداشتم که اینجا ببینمت.

209
00:14:50.166 --> 00:14:51.500
‫به دفتر مرکزی برگشتم.

210
00:14:53.041 --> 00:14:54.666
‫اوه، جدی؟

211
00:14:55.875 --> 00:14:58.041
‫فکر می‌کردم ایدا یا روبی بهت گفتن.

212
00:15:01.875 --> 00:15:03.000
‫یهویی شد.

213
00:15:04.750 --> 00:15:06.583
‫ولی نرفتی سر کار؟

214
00:15:06.583 --> 00:15:08.458
‫امروز پنج شنبه‌ست.

215
00:15:10.041 --> 00:15:13.291
‫اوه، امروز سالگرد تاسیس شرکته.

216
00:15:15.541 --> 00:15:16.541
‫آها.

217
00:15:17.375 --> 00:15:18.875
‫چون خیلی وقته استعفا دادم
‫یادم نبود.

218
00:15:27.625 --> 00:15:29.125
‫نویسندگیت داره بهتر میشه.

219
00:15:32.875 --> 00:15:34.041
‫دارم ازش لذت می‌برم.

220
00:15:36.791 --> 00:15:38.666
‫اون رمان یومی رو خونده؟

221
00:15:38.750 --> 00:15:40.375
‫فکر می‌کردم نمی‌خونه.

222
00:15:43.375 --> 00:15:44.375
‫این چیه؟

223
00:15:46.625 --> 00:15:47.666
‫عسله.

224
00:15:48.000 --> 00:15:49.375
‫خیلی شیرینه.

225
00:15:50.625 --> 00:15:53.125
‫هی، سلول احساساتی.
‫اشتباه نکن.

226
00:15:53.375 --> 00:15:55.625
‫- بابی معمولا همینطوریه.
‫- شیرینه.

227
00:15:57.250 --> 00:15:59.000
‫حرفاش معمولا عین عسل می‌مونن.

228
00:15:59.000 --> 00:16:00.750
‫معنی خاصی نداره.

229
00:16:00.916 --> 00:16:03.916
‫می‌دونم، ولی شیرینه.

230
00:16:04.500 --> 00:16:06.375
‫به نظر میاد که کتاب خوب هم داره فروش می‌کنه.

231
00:16:07.750 --> 00:16:08.750
‫تبریک میگم.

232
00:16:15.416 --> 00:16:17.125
‫بیا تمومش کنیم و بریم.

233
00:16:19.791 --> 00:16:22.291
‫ممنون.
‫من دیگه باید برم.

234
00:16:23.500 --> 00:16:25.541
‫باشه. خدافظ.

235
00:16:25.750 --> 00:16:26.750
‫خدافظ.

236
00:16:38.916 --> 00:16:40.125
‫اون خوب بود.

237
00:16:40.500 --> 00:16:42.291
‫اگه وانمود می‌کردیم که نمی‌شناسیمش
‫مسخره می‌شد،

238
00:16:42.375 --> 00:16:44.250
‫و اگه باهاش سرد برخورد می‌کردیم
‫عجیب می‌شد.

239
00:16:44.875 --> 00:16:46.625
‫احتمالا بابی هم مطمئن نبود
‫که چطور برخورد کنه.

240
00:16:46.666 --> 00:16:48.000
‫مطمئنم که اونم دستپاچه بود.

241
00:16:48.541 --> 00:16:49.541
‫یومی.

242
00:17:10.875 --> 00:17:11.875
‫چیه؟

243
00:17:18.625 --> 00:17:19.625
‫واقعا...

244
00:17:21.666 --> 00:17:22.666
‫دلم برات تنگ شده بود.

245
00:17:37.041 --> 00:17:38.750
‫- دوباره بگیر.
‫- بگیریم؟

246
00:17:43.500 --> 00:17:44.875
‫یک، دو، سه.

247
00:17:47.375 --> 00:17:49.791
‫تو در هر صورت خوشگل هستی.

248
00:18:05.750 --> 00:18:07.000
‫فرودگاه، لطفا.

249
00:19:01.750 --> 00:19:03.000
‫روزی که یومی رفت،

250
00:19:03.875 --> 00:19:06.750
‫دوباره زلزله‌ای توی دهکده رخ داد.

251
00:19:07.875 --> 00:19:09.750
‫این دفعه، متوقف نشد.

252
00:19:14.125 --> 00:19:16.666
‫زلزله تا چند روز ادامه داشت.

253
00:19:23.125 --> 00:19:26.125
‫تنها کسی که موقع فرو ریختن دهکده جون سالم به در برد

254
00:19:26.750 --> 00:19:27.875
‫سلول قاضی بود.

255
00:19:29.291 --> 00:19:33.250
‫آینه عدالت، نابودی دهکده بابی تقصیر کیه؟

256
00:19:35.291 --> 00:19:36.750
‫تو الان پرسیدی که مقصر این کی بود؟

257
00:19:36.791 --> 00:19:40.250
‫بله، کی بود؟
‫عدالت اجرا میشه.

258
00:19:56.291 --> 00:19:59.625
‫واقعا نمی‌دونی؟
‫بخاطر خودته!

259
00:20:24.541 --> 00:20:25.541
‫"بین‌بوی"؟

260
00:20:26.541 --> 00:20:29.000
‫[یومی، باید یه چیزی رو بهت بگم.
‫یه دقیقه وقت داری؟]

261
00:20:31.750 --> 00:20:32.750
‫بابی.

262
00:20:33.250 --> 00:20:36.291
‫باید یکم برم بیرون.

263
00:20:37.500 --> 00:20:38.625
‫باشه.

264
00:20:39.125 --> 00:20:40.750
‫چی می‌شد که

265
00:20:42.041 --> 00:20:44.166
‫همونطور که من به یومی اعتماد کردم
‫اونم بهم اعتماد می‌کرد؟

266
00:20:53.791 --> 00:20:55.041
‫انگار گفتن اینکه باید جدا بشیم

267
00:20:56.625 --> 00:20:58.041
‫خیلی برات راحت بود.

268
00:21:29.500 --> 00:21:31.166
‫احتمالا دیگه نمی‌بینمش.

269
00:21:47.541 --> 00:21:51.291
‫اگه اتفاقی با کیم یومی برخورد کردم،
‫طوری از کنارش رد می‌شم

270
00:21:52.750 --> 00:21:53.875
‫که انگار نمی‌شناسمش.

271
00:21:54.625 --> 00:21:55.750
‫انگار نامرئیه.

272
00:22:16.625 --> 00:22:17.625
‫سلام.

273
00:22:22.541 --> 00:22:23.666
‫سلام.

274
00:22:25.291 --> 00:22:26.291
‫داری میری؟

275
00:22:28.125 --> 00:22:29.250
‫آره.

276
00:22:30.291 --> 00:22:31.375
‫خدافظ.

277
00:22:32.375 --> 00:22:33.375
‫صبر کن.

278
00:22:36.625 --> 00:22:38.875
‫فکر کنم اشتباهی کردم...

279
00:22:38.916 --> 00:22:40.125
‫خدانگهدار.

280
00:22:48.291 --> 00:22:49.375
‫چه مسخره.

281
00:22:50.416 --> 00:22:52.916
‫چرا نگران بود که زلزله دیگه‌ای رخ میده؟

282
00:22:56.416 --> 00:22:58.916
‫حتی متوجه هم نشده بود
‫که کل دهکده ناپدید میشه.

283
00:22:59.875 --> 00:23:00.875
‫عجب احمقی.

284
00:23:03.875 --> 00:23:06.666
‫[تولیدی نودل ده‌هان، شعبه ججو]

285
00:23:06.875 --> 00:23:09.375
‫فقط می‌خوام نظرت رو بدونم.

286
00:23:09.875 --> 00:23:14.500
‫من کاملا باهاش مخالفم،
‫ولی باید خواسته خودت رو بپرسم.

287
00:23:16.125 --> 00:23:19.875
‫دفتر مرکزی دوست داره که برگردی.

288
00:23:26.125 --> 00:23:28.041
‫بهش گفتم که به سئول برمی‌گردم.

289
00:23:29.541 --> 00:23:31.250
‫اگه توی سئول می‌موندم،

290
00:23:32.250 --> 00:23:34.416
‫من و یومی هرگز از همدیگه جدا نمی‌شدیم.

291
00:23:38.250 --> 00:23:39.875
‫حتی جاده ساحلی زیبا

292
00:23:40.500 --> 00:23:43.125
‫و غروب خورشید هم برام بی‌معنی بودن.

293
00:23:44.750 --> 00:23:45.791
‫ازشون خسته شدم.

294
00:24:00.541 --> 00:24:01.625
‫سلول عشق.

295
00:24:01.916 --> 00:24:03.000
‫- هی، بچه‌ها.
‫- حالتون خوبه!

296
00:24:04.625 --> 00:24:05.791
‫وقتی به سئول برگشتم،

297
00:24:05.875 --> 00:24:07.916
‫قلبم یه خرده آروم شد.

298
00:24:09.625 --> 00:24:12.541
‫اونقدر آروم شد که دوباره تونستم
‫رمان یومی رو جستجو کنم.

299
00:24:16.375 --> 00:24:17.875
‫[الهه عشق من]

300
00:24:17.916 --> 00:24:19.250
‫حتی بهتر هم شده.

301
00:24:20.000 --> 00:24:22.125
‫از مسیر داستانش خوشم میاد، کیم یومی.

302
00:24:24.500 --> 00:24:26.791
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، کیم یومی.
‫داری عالی عمل می‌کنی.

303
00:24:27.125 --> 00:24:29.250
‫اگه دوباره با یومی برخورد کردیم،

304
00:24:29.291 --> 00:24:31.375
‫بیاین بهش بگیم که از رمانش لذت می‌بریم.

305
00:24:31.416 --> 00:24:33.416
‫هنوز سرعقل نیومدی؟

306
00:24:33.500 --> 00:24:36.375
‫چیه؟
‫این حرفا هیچ ربطی به احساسات عاشقانه ندارن.

307
00:24:36.875 --> 00:24:39.375
‫- به نظر میاد که نسبت بهش احساس داره.
‫- بچه‌ها.

308
00:24:39.666 --> 00:24:42.875
‫نگران این نباشین که موقع دیدن یومی
‫چی بهش می‌گیم.

309
00:24:43.166 --> 00:24:45.125
‫به جاش، فکری کنین که باهاش برخورد نکنیم.

310
00:24:48.166 --> 00:24:51.916
‫درسته.
‫بیا باهاش برخورد نکنیم.

311
00:24:52.916 --> 00:24:54.541
‫واسه هر دومون معذب کننده میشه.

312
00:24:59.250 --> 00:25:02.000
‫من تمام مکان‌هایی که باهم سر قرار رفتیم
‫رو یادمه،

313
00:25:02.250 --> 00:25:03.250
‫پس این کار راحتیه.

314
00:25:03.750 --> 00:25:05.916
‫اینا نواحی‌ای هستن که یومی
‫مکرراً توشون تردد می‌کنه.

315
00:25:08.916 --> 00:25:11.875
‫از اون موقع دیگه به مکان‌های موردعلاقه یومی نرفتم.

316
00:25:15.750 --> 00:25:18.375
‫دو ماهه که من و یومی از همدیگه جدا شدیم.

317
00:25:20.125 --> 00:25:23.250
‫با گذشت زمان، کم کم روشن شد.

318
00:25:27.666 --> 00:25:30.875
‫"اگه با یومی برخورد کنی،
‫چی می‌خوای بهش بگی"؟

319
00:25:31.291 --> 00:25:34.791
‫قلب بابی اینطوری جواب سوال رو داد.

320
00:25:35.291 --> 00:25:37.125
‫[عدالت]

321
00:25:37.791 --> 00:25:39.041
‫ای احمق‌ها.

322
00:25:39.625 --> 00:25:41.875
‫می‌دونم که همه‌تون می‌دونین چی بهش بگین

323
00:25:41.916 --> 00:25:44.875
‫چون از الان نگران برخورد کردن باهاش هستین.

324
00:25:57.125 --> 00:25:58.375
‫اون لحظه بود که فهمیدم

325
00:25:59.500 --> 00:26:03.375
‫که اگه اتفاقی با یومی برخورد کردم
‫چی می‌خوام بهش بگم.

326
00:26:31.250 --> 00:26:32.250
‫یومی.

327
00:27:01.291 --> 00:27:02.291
‫چیه؟

328
00:27:06.625 --> 00:27:07.625
‫واقعا...

329
00:27:09.500 --> 00:27:10.500
‫دلم برات تنگ شده بود.

330
00:27:35.625 --> 00:27:37.166
‫این چیه؟ جریان چیه؟

331
00:27:37.541 --> 00:27:39.875
‫یعنی منطقیه که با همین چند کلمه متزلزل بشیم؟

332
00:27:41.250 --> 00:27:43.291
‫- منظورت چیه...
‫- خیلی دلتنگتم.

333
00:27:47.916 --> 00:27:49.791
‫خیلی داره می‌لرزه.

334
00:27:50.625 --> 00:27:52.375
‫نمی‌تونم ثابت وایسم.

335
00:27:55.166 --> 00:27:56.500
‫شما دارین چیکار می‌کنین؟

336
00:27:58.750 --> 00:28:01.000
‫چی؟ چرا تو هیچ مشکلی نداری؟

337
00:28:03.500 --> 00:28:05.125
‫من سلول منطقی‌ام.

338
00:28:05.125 --> 00:28:06.750
‫باید خودم رو جمع و جور کنم.

339
00:28:06.791 --> 00:28:08.291
‫اجازه نمیدم که حرفش منو بلرزونه.

340
00:28:09.875 --> 00:28:13.375
‫خیلی‌خب.
‫ما به عشق سابق بی‌محلی می‌کنیم.

341
00:28:13.791 --> 00:28:14.791
‫بابی.

342
00:28:15.750 --> 00:28:16.875
‫بابی.

343
00:28:17.000 --> 00:28:19.125
‫من متعجبم که...

344
00:28:20.541 --> 00:28:21.875
‫یوم که مال تو نیست.

345
00:28:21.916 --> 00:28:23.250
‫چرا هرکاری دوست داری می‌کنی؟

346
00:28:24.375 --> 00:28:28.125
‫بابی. می‌شنوی؟
‫راستش خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم.

347
00:28:28.416 --> 00:28:32.000
‫تو به خوابم میای.
‫یه روز هم نبوده که به فکرت نباشم.

348
00:28:39.500 --> 00:28:42.125
‫چیه؟ یومی.
‫فقط بگو.

349
00:28:42.625 --> 00:28:45.000
‫چی شده؟
‫چرا کلمات از دهنش بیرون نمیان؟

350
00:28:47.625 --> 00:28:49.000
‫مگه از روی نعش من رد بشی!

351
00:28:49.791 --> 00:28:52.375
‫- به این فکر کن که بعداً چقدر پشیمون میشه!
‫- هی.

352
00:28:52.416 --> 00:28:53.666
‫به نفعته که سیم رو وصل کنی.

353
00:28:54.500 --> 00:28:55.666
‫سلول سوابق زخم.

354
00:28:57.250 --> 00:29:00.500
‫انگار سلول احساساتی یادش رفته که چرا
‫یومی و بابی از همدیگه جدا شدن.

355
00:29:00.875 --> 00:29:02.000
‫دوباره بهش یادآوری کن.

356
00:29:03.250 --> 00:29:04.375
‫بفرما.

357
00:29:06.166 --> 00:29:07.166
‫[سوابق زخم‌ها]

358
00:29:08.750 --> 00:29:09.750
‫دایون.

359
00:29:10.500 --> 00:29:11.500
‫دروغ.

360
00:29:12.000 --> 00:29:13.125
‫نقل‌مکان.

361
00:29:13.291 --> 00:29:15.291
‫نگو که به این زودی دایون رو فراموش کردی.

362
00:29:15.375 --> 00:29:16.916
‫درسته.

363
00:29:16.916 --> 00:29:18.458
‫این کارو کرد.

364
00:29:19.125 --> 00:29:20.750
‫ای عوضی!

365
00:29:21.125 --> 00:29:22.541
‫تو اینطوری دلش رو شکوندی

366
00:29:22.625 --> 00:29:25.166
‫بعد الان داری میگی که دلت براش تنگ شده؟

367
00:29:27.250 --> 00:29:28.250
‫بابی.

368
00:29:28.750 --> 00:29:31.666
‫جا خوردم که همچین حرفی می‌زنی.

369
00:29:32.500 --> 00:29:34.166
‫نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم.

370
00:29:34.791 --> 00:29:36.125
‫باید برم. سرم شلوغه.

371
00:29:36.625 --> 00:29:37.625
‫یومی.

372
00:29:38.541 --> 00:29:41.000
‫میشه یه لحظه بهم وقت بدی؟

373
00:29:48.166 --> 00:29:50.041
‫جریان چیه؟
‫پاهاش چیکار می‌کنن؟

374
00:29:50.125 --> 00:29:52.125
‫باید راه برن.
‫چرا وایسادن؟

375
00:29:57.500 --> 00:29:59.500
‫داره جالب میشه‌ها.

376
00:29:59.541 --> 00:30:02.750
‫بی سر و صدا بخور.
‫هیچی نمی‌شنوم.

377
00:30:03.416 --> 00:30:04.416
‫[سلول منطقی]

378
00:30:04.500 --> 00:30:05.500
‫اون روی مخه.

379
00:30:10.000 --> 00:30:11.250
‫الان جدی‌ هستین؟

380
00:30:12.250 --> 00:30:14.125
‫برو. فقط برو.

381
00:30:15.041 --> 00:30:17.625
‫یومی. باهاش مقابله کن.
‫باید به بابی غلبه کنی.

382
00:30:25.166 --> 00:30:26.166
‫چرا...

383
00:30:28.000 --> 00:30:29.000
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

384
00:30:29.125 --> 00:30:30.375
‫تهاجمی‌تر باش.

385
00:30:30.500 --> 00:30:31.750
‫چرا باید...

386
00:30:33.750 --> 00:30:34.875
‫به تو وقت بدم؟

387
00:30:38.041 --> 00:30:39.375
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

388
00:30:39.625 --> 00:30:40.625
‫مطمئن نیستم.

389
00:30:42.250 --> 00:30:43.500
‫حرفی واسه زدن ندارم.

390
00:30:45.041 --> 00:30:46.041
‫من...

391
00:30:50.041 --> 00:30:52.375
‫هرگز دلم برات تنگ نشد،
‫نه حتی یک‌بار.

392
00:30:54.750 --> 00:30:55.791
‫دروغ میگی.

393
00:30:58.625 --> 00:31:00.375
‫- دروغ نیست.
‫- چرا هست.

394
00:31:10.875 --> 00:31:15.000
‫یو بابی واقعا قدرتمنده.
‫داره احساساتش رو تحریک می‌کنه.

395
00:31:16.125 --> 00:31:19.875
‫نه. نباید اینطوری بشه.
‫بالاخره زندگی یومی داشت ردیف می‌شد.

396
00:31:20.416 --> 00:31:22.125
‫لطفا، کمک کنین.

397
00:31:23.375 --> 00:31:24.875
‫چیکار می‌کنی؟

398
00:31:28.375 --> 00:31:29.875
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

399
00:31:30.541 --> 00:31:31.875
‫دردم اومد.

400
00:31:32.250 --> 00:31:34.875
‫من فقط می‌خوام دوباره با بابی باشم.

401
00:31:35.000 --> 00:31:37.125
‫هی، زده به سرت؟
‫امکان نداره.

402
00:31:37.875 --> 00:31:39.791
‫- فقط اگه تو وجود نداشتی...
‫- هی!

403
00:31:42.666 --> 00:31:45.500
‫نه، سلول احساساتی.
‫نمی‌تونی هرکاری که دلت خواست انجام بدی!

404
00:31:45.541 --> 00:31:47.875
‫اون نمی‌تونه دوباره با اون باشه...

405
00:31:51.916 --> 00:31:52.916
‫اون کجا رفت؟

406
00:31:54.375 --> 00:31:56.250
‫اینکه دیگه وجود نداره یا داره
‫هیچ ربطی به من نداره.

407
00:31:58.750 --> 00:32:02.125
‫بچه‌ها.
‫بابی داره از صمیم قلب حرف می‌زنه.

408
00:32:02.166 --> 00:32:03.875
‫دلیلی نداره که قبولش نکنیم.

409
00:32:04.375 --> 00:32:06.041
‫اگه هست، سعی کنین قانعم کنین.

410
00:32:06.500 --> 00:32:09.041
‫دل شما هم واسه بابی تنگ نشده؟

411
00:32:09.125 --> 00:32:11.500
‫- خب، این...
‫- راست میگه.

412
00:32:12.375 --> 00:32:15.791
‫ما کی هستیم؟
‫ما اعضای بنیان‌گذار باشگاه یو بابی هستیم.

413
00:32:16.166 --> 00:32:17.375
‫شعار ما چیه؟

414
00:32:17.791 --> 00:32:20.500
‫یک بار که عزیز دل باشی،
‫همیشه عزیز دل می‌مونی.

415
00:32:20.625 --> 00:32:23.125
‫- دسته، عزیز دل.
‫- عزیز دل.

416
00:32:31.375 --> 00:32:32.750
‫از کجا می‌دونی

417
00:32:34.166 --> 00:32:35.375
‫که دروغ میگم یا نه؟

418
00:32:37.375 --> 00:32:39.500
‫از کجا می‌دونی که چه حسی دارم؟

419
00:32:41.250 --> 00:32:42.541
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

420
00:32:49.791 --> 00:32:50.791
‫راستش رو بخوای...

421
00:32:52.500 --> 00:32:53.625
‫خواسته‌ام این بود.

422
00:32:55.625 --> 00:32:57.125
‫دلم می‌خواست دروغ باشه.

423
00:33:00.250 --> 00:33:02.000
‫دروغ می‌گفتی...

424
00:33:06.125 --> 00:33:07.291
‫که دلت برام تنگ نشده، درسته؟

425
00:33:18.291 --> 00:33:19.291
‫منم...

426
00:33:20.000 --> 00:33:21.625
‫دلم برات تنگ شده بود.

427
00:33:22.875 --> 00:33:23.875
‫حق با توئه.

428
00:33:25.125 --> 00:33:26.125
‫دروغ بود.

429
00:33:41.375 --> 00:33:42.375
‫منم...

430
00:33:48.875 --> 00:33:49.875
‫دلم برات تنگ شده بود.

431
00:34:01.625 --> 00:34:02.750
‫متاسفم.

432
00:34:05.500 --> 00:34:07.875
‫دلم برات تنگ شده بود.
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

433
00:34:09.125 --> 00:34:10.125
‫متاسفم.

434
00:34:26.750 --> 00:34:28.166
‫من کجام؟

435
00:34:29.750 --> 00:34:31.000
‫سلول منطقی.

436
00:34:31.250 --> 00:34:32.500
‫سلول منطقی.

437
00:34:34.125 --> 00:34:36.416
‫سلول عشق، تو زنده بودی.

438
00:34:37.375 --> 00:34:42.000
‫آره. نمرده بودم.
‫تبعید شده بودم.

439
00:34:42.500 --> 00:34:43.500
‫خیالم راحت شد.

440
00:34:43.875 --> 00:34:47.000
‫یعنی اگه دوباره عشقی داشته باشیم
‫به دهکده برمی‌گردی؟

441
00:34:47.041 --> 00:34:48.750
‫خب، شاید؟

442
00:34:49.291 --> 00:34:52.125
‫اگه بخوام خبر دلگرم کننده‌ای بهت بدم

443
00:34:52.416 --> 00:34:56.500
‫باید بگم که یومی و بابی دارن برنامه‌ می‌ریزن
‫که دوباره برگردن پیش همدیگه.

444
00:34:56.666 --> 00:35:00.375
‫چی؟
‫دوباره داره برمی‌گرده پیش بابی؟

445
00:35:00.500 --> 00:35:03.541
‫چرا؟
‫انگار از نظرت فکر خوبی نمیاد.

446
00:35:03.875 --> 00:35:05.250
‫خب، آخه...

447
00:35:07.250 --> 00:35:09.291
‫یومی تا حالا پیش کسی که

448
00:35:09.375 --> 00:35:11.750
‫ازش جدا شده، برنگشته.

449
00:35:31.000 --> 00:35:32.000
‫معذرت می‌خوام.

450
00:35:35.125 --> 00:35:37.875
‫اینجا نوشته که این دشوارترین نوع عشقیه
‫که می‌تونی داشته باشی

451
00:35:38.250 --> 00:35:41.500
‫و نتایجش اغلب اوقات
‫چیزی که انتظار داری نیست.

452
00:35:44.041 --> 00:35:47.500
‫یعنی آشتی کردن بعد از جدایی اینقدر سخته؟

453
00:35:48.250 --> 00:35:50.375
‫آشتی کردن راحته،

454
00:35:50.625 --> 00:35:53.625
‫ولی برگشتن به شرایط سابق واقعا سخته.

455
00:35:54.125 --> 00:35:55.125
‫واقعا؟

456
00:35:57.791 --> 00:35:59.750
‫سلول منطقی.
‫برو و سعی کن جلوشون رو بگیری.

457
00:35:59.791 --> 00:36:01.625
‫ممکنه اوضاع یومی دشوارتر هم بشه.

458
00:36:01.750 --> 00:36:02.750
‫باشه.

459
00:36:03.541 --> 00:36:05.166
‫خدافظ، سلول عشق.

460
00:36:14.000 --> 00:36:15.000
‫چه اتفاقی افتاد؟

461
00:36:17.666 --> 00:36:21.041
‫سلول کارآگاه.
‫اوضاع با بابی به کجا رسیده؟

462
00:36:21.291 --> 00:36:25.000
‫تا الان با گریه آشتی کردن
‫و قبول کردن که دوباره سعی کنن.

463
00:36:25.125 --> 00:36:28.291
‫چی؟
‫پس دیگه تمومه.

464
00:36:47.250 --> 00:36:48.291
‫[بابی]

465
00:36:48.375 --> 00:36:50.000
‫من تازه رسیدم.

466
00:36:50.625 --> 00:36:51.625
‫نمی‌خواد عجله کنی.

467
00:36:56.000 --> 00:36:57.125
‫الان دارم میام.

468
00:37:10.000 --> 00:37:11.000
‫بابی.

469
00:37:12.291 --> 00:37:13.291
‫اومدی.

470
00:37:15.000 --> 00:37:16.125
‫خیلی منتظر موندی؟

471
00:37:16.625 --> 00:37:17.625
‫نه.

472
00:37:18.375 --> 00:37:19.375
‫بریم.

473
00:37:29.291 --> 00:37:31.916
‫یعنی طلسم شدم؟

474
00:37:40.916 --> 00:37:42.041
‫حتما خیلی گرسنته.

475
00:37:43.916 --> 00:37:45.375
‫یومی.
‫افتخاری بخوریم؟

476
00:37:45.666 --> 00:37:46.666
‫حتما.

477
00:37:52.916 --> 00:37:55.666
‫یا طلسم شکسته شده؟

478
00:37:58.250 --> 00:38:00.250
‫مطمئن نیستم که کدومه.

479
00:38:02.875 --> 00:38:04.416
‫یومی.
‫نوشیدنی خیلی خوبه، مگه نه؟

480
00:38:08.250 --> 00:38:09.250
‫یومی.

481
00:38:10.291 --> 00:38:12.500
‫- بله؟
‫- پرسیدم نوشیدنی چطوره.

482
00:38:13.750 --> 00:38:14.750
‫درسته.

483
00:38:16.750 --> 00:38:17.750
‫آره.

484
00:38:19.041 --> 00:38:20.750
‫- خوشمزه‌ست.
‫- مگه نه؟

485
00:38:22.791 --> 00:38:25.375
‫احتمالا چون مدت زیادی می‌گذره
‫معذب کننده‌ست.

486
00:38:28.500 --> 00:38:30.000
‫بیا بعد از این یه بطری دیگه هم بخوریم.

487
00:38:38.000 --> 00:38:42.750
‫[عشق سابق در مقابل عشق سابق]

488
00:39:07.416 --> 00:39:09.791
‫ببخشید. صبر کنین.

489
00:39:10.000 --> 00:39:11.166
‫ببخشید.

490
00:39:19.916 --> 00:39:21.000
‫ببخشید.

491
00:39:28.000 --> 00:39:29.666
‫خدای من!

492
00:39:37.250 --> 00:39:39.291
‫[مجهز به دوربین امنیتی]

493
00:40:07.750 --> 00:40:10.166
‫الان یه زامبی داره یومی رو دنبال می‌کنه.

494
00:40:14.791 --> 00:40:16.916
‫خواب امروز خیلی ناجوره.

495
00:40:18.250 --> 00:40:20.000
‫یومی می‌خواد چیکار کنه؟

496
00:40:20.125 --> 00:40:21.750
‫تند بدو، یومی.

497
00:40:24.166 --> 00:40:26.625
‫یومی. همه اینا خوابه.

498
00:40:26.875 --> 00:40:29.375
‫نترس. فقط باید بیدار بشی.

499
00:40:29.416 --> 00:40:32.000
‫حرف نزن!

500
00:40:33.916 --> 00:40:38.166
‫فقط یه خوابه.
‫یومی، داری خواب می‌بینی.

501
00:40:44.500 --> 00:40:47.166
‫یومی بیدار شده.
‫زود باش کاری کن به خودش بیاد.

502
00:40:48.000 --> 00:40:51.875
‫یادت باشه.
‫اسم تو کیم یومیه.

503
00:40:52.000 --> 00:40:54.125
‫اون یه خواب بود.

504
00:40:54.750 --> 00:40:58.375
‫الان در واقعیت هستی.
‫لطفا آروم باش.

505
00:41:01.541 --> 00:41:02.666
‫پس یه خواب بود.

506
00:41:04.041 --> 00:41:05.166
‫خیالم راحت شد.

507
00:41:08.375 --> 00:41:10.250
‫آخه چرا باید خواب روح ببینم؟

508
00:41:20.500 --> 00:41:24.041
‫لطفا توجه داشته باش که قبل از خوابیدن

509
00:41:24.125 --> 00:41:26.125
‫از صبحونه تا ناهار ظرف‌ها رو نشستی.

510
00:41:30.625 --> 00:41:34.916
‫همچنین، تصمیم گرفتی که دوباره
‫با عشق سابقت بیرون بری.

511
00:41:36.166 --> 00:41:37.166
‫چی؟

512
00:41:42.625 --> 00:41:43.750
‫متاسفم.

513
00:41:44.000 --> 00:41:46.500
‫دلم برات تنگ شده بود.
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

514
00:41:46.750 --> 00:41:48.375
‫دوباره با بابی دارم بیرون میرم؟

515
00:41:50.500 --> 00:41:52.250
‫اون خواب بود؟

516
00:41:58.375 --> 00:41:59.875
‫[بابی]

517
00:41:59.916 --> 00:42:00.916
‫خوب خوابیدی؟

518
00:42:01.625 --> 00:42:03.000
‫من تازه رسیدم سر کار.

519
00:42:05.875 --> 00:42:07.375
‫پس خواب نبوده.

520
00:42:08.791 --> 00:42:10.791
‫درسته. دیروز...

521
00:42:12.875 --> 00:42:15.125
‫[بابی]

522
00:42:15.166 --> 00:42:16.666
‫تازه بیدار شدم.

523
00:42:17.541 --> 00:42:18.916
‫زود رفتی سر کار.

524
00:42:31.875 --> 00:42:34.125
‫خوابم نمی‌برد، واسه همین زود رفتم.

525
00:42:34.750 --> 00:42:36.125
‫بعد از جلسه بهت زنگ می‌زنم.

526
00:42:38.541 --> 00:42:41.416
‫ولی به طرز عجیبی احساس آرومی می‌کنم.

527
00:42:42.750 --> 00:42:46.000
‫یعنی بخاطر اینه که هنوز
‫درست متوجه نشدم؟

528
00:42:50.791 --> 00:42:52.375
‫بخاطر اینه که کامل بیدار نشده.

529
00:42:52.625 --> 00:42:54.250
‫بیاین قهوره بخوریم و دوش بگیریم.

530
00:42:54.666 --> 00:42:57.250
‫دوباره داریم با بابی بیرون می‌ریم.

531
00:42:58.875 --> 00:43:00.625
‫- هی. اونجا رو نگاه.
‫- چیه؟

532
00:43:01.041 --> 00:43:02.041
‫یکی داره میاد.

533
00:43:04.125 --> 00:43:06.625
‫خدای من.
‫باید سلول عشق باشه.

534
00:43:07.625 --> 00:43:09.500
‫سلول عشق برگشته.

535
00:43:11.291 --> 00:43:14.125
‫نبود.
‫سلول تروریستی مُد بود.

536
00:43:15.875 --> 00:43:17.375
‫تو کجا بودی؟

537
00:43:18.041 --> 00:43:19.041
‫زندان.

538
00:43:20.041 --> 00:43:23.250
‫بخاطر اینکه دیروز اجازه دادم یومی با گرمکن بره بیرون
‫منو کشوندن بردن زندان.

539
00:43:23.875 --> 00:43:25.791
‫یه نامه عذرخواهی نوشتم و آزاد شدم.

540
00:43:27.166 --> 00:43:29.791
‫خب، باید وظیفه‌ات رو درست انجام می‌دادی.

541
00:43:33.000 --> 00:43:35.000
‫امروز روی لباسی که می‌پوشه
‫تلاش به خرج بده.

542
00:43:35.291 --> 00:43:37.375
‫دیروز خیلی خجالت‌زده بود.

543
00:43:39.041 --> 00:43:41.125
‫یومی.
‫حلقه رو دستت نمی‌کنی؟

544
00:43:55.791 --> 00:43:57.291
‫امروز عصر با بابی قرار ملاقات داره.

545
00:43:57.333 --> 00:43:58.833
‫پس باید حلقه سِت رو دستش کنه.

546
00:43:59.625 --> 00:44:01.500
‫عجیب نیست که به این زودی
‫حلقه رو دستش کنه؟

547
00:44:01.625 --> 00:44:03.625
‫چرا؟
‫بابی هم احتمالا حلقه‌اش رو دست می‌کنه.

548
00:44:03.750 --> 00:44:06.375
‫ولی بازم نیازی به عجله کردن نیست.

549
00:44:24.375 --> 00:44:26.416
‫پس بیا یه سلفی بگیریم.

550
00:44:26.500 --> 00:44:28.250
‫چرا؟
‫چون از لباسش خوشش میاد؟

551
00:44:29.291 --> 00:44:30.625
‫بخاطر این نیست.

552
00:44:30.875 --> 00:44:34.250
‫باید تو فضای مجازی پست بذاریم
‫که دوباره با بابی هستیم.

553
00:44:34.666 --> 00:44:37.125
‫چطوره؟
‫برنامه محشریه.

554
00:44:37.166 --> 00:44:39.125
‫لطفا از این کارها نکن.

555
00:44:39.166 --> 00:44:42.625
‫پس چطوره وضعیتش رو به قلب تغییر بدیم؟

556
00:44:52.375 --> 00:44:55.875
‫[لطفا پیغام وضعیت را وارد کنید]

557
00:45:00.000 --> 00:45:01.750
‫بیا بی‌گدار به آب نزنیم.

558
00:45:04.125 --> 00:45:07.291
‫چرا؟
‫چرا نمی‌ذاری کاری انجام بدم؟

559
00:45:07.625 --> 00:45:09.125
‫مگه از دوباره با بابی بودن خجالت می‌کشی؟

560
00:45:09.875 --> 00:45:11.000
‫هنوزم مطمئن نیستی؟

561
00:45:11.541 --> 00:45:12.875
‫پشیمونی؟
‫بخاطر اینه؟

562
00:45:13.250 --> 00:45:16.750
‫بخاطر این نیست.
‫دلیلی نداره که به همه اطرافیانش خبر بده.

563
00:45:16.875 --> 00:45:18.500
‫تازه دوباره دارن با هم بیرون میرن.

564
00:45:29.250 --> 00:45:30.250
‫خوش اومدین.

565
00:45:37.375 --> 00:45:38.500
‫خیلی منتظر موندی؟

566
00:45:39.375 --> 00:45:40.375
‫صبر کن.

567
00:45:41.291 --> 00:45:43.875
‫- چیه؟
‫- چت شده؟

568
00:45:43.916 --> 00:45:46.625
‫- چیه؟
‫- نکنه با مردی آشنا شدی؟

569
00:45:47.625 --> 00:45:49.125
‫آخه لباس‌هات...

570
00:45:49.375 --> 00:45:51.791
‫فکر نکنم واسه ملاقات با من
‫اینطوری لباس پوشیده باشی.

571
00:45:53.000 --> 00:45:54.000
‫خب...

572
00:45:54.916 --> 00:45:56.375
‫من همیشه اینطوری لباس پوشیدم.

573
00:45:56.500 --> 00:45:59.166
‫نه، اصلا.
‫شوخیت گرفته؟

574
00:46:01.916 --> 00:46:03.166
‫چرا جوابش رو نمیده؟

575
00:46:03.250 --> 00:46:06.250
‫داره می‌پرسه با کسیه یا نه.
‫باید جواب بده که آره.

576
00:46:06.416 --> 00:46:07.791
‫یه لحظه صبر کن.

577
00:46:07.875 --> 00:46:09.666
‫چرا مدام جلوم رو می‌گیری؟

578
00:46:09.750 --> 00:46:13.166
‫مگه یادت نیست که به کنترل زی چی گفتیم؟

579
00:46:13.625 --> 00:46:16.750
‫گفت وقتی کارآموز بهش گفته بود
‫ازش خوشش اومده، وسوسه شده بود.

580
00:46:17.125 --> 00:46:18.416
‫منم ازش جدا شدم.

581
00:46:18.625 --> 00:46:20.125
‫واقعا؟

582
00:46:21.000 --> 00:46:22.625
‫همه اینا رو بهش گفتیم.

583
00:46:22.666 --> 00:46:24.875
‫اگه بگیم دوباره باهاش بیرون می‌ریم
‫چی میگه؟

584
00:46:25.291 --> 00:46:27.625
‫یعنی داری میگی که باید مخفیش کنیم؟

585
00:46:28.750 --> 00:46:31.250
‫مگه بابی خجالت‌زده‌ات می‌کنه؟
‫آره؟

586
00:46:35.125 --> 00:46:38.500
‫چون می‌دونستی که امروز قراره کی رو ببینیم
‫اینطوری لباس پوشیدی؟

587
00:46:39.166 --> 00:46:40.541
‫چی؟ منظورت کیه؟

588
00:46:41.791 --> 00:46:43.375
‫چیزی نیست.

589
00:46:43.875 --> 00:46:45.666
‫بگذریم، لباس امروزت قشنگه.

590
00:46:48.666 --> 00:46:50.250
‫مگه آمار لباس‌هام رو دستته؟

591
00:46:51.791 --> 00:46:55.000
‫خب، خیالم راحت شد که به نظر میاد
‫حاضری با کسی قرار بذاری.

592
00:47:00.791 --> 00:47:03.250
‫پس ویرایش‌ها تا چهارشنبه آینده انجام بشه.

593
00:47:03.291 --> 00:47:05.166
‫تا پنج شنبه بهم وقت بده
‫که وقت کافی داشته باشم.

594
00:47:05.250 --> 00:47:07.750
‫خیلی‌خب.
‫پس باشه پنج شنبه.

595
00:47:10.166 --> 00:47:11.791
‫اومد.

596
00:47:20.166 --> 00:47:21.166
‫وونگ!

597
00:47:22.041 --> 00:47:24.000
‫اوه. یومی هم که اینجاست.

598
00:47:28.750 --> 00:47:29.750
‫وونگ.

599
00:47:30.625 --> 00:47:32.291
‫امروز قرار ملاقاتی با خانم کیم داشتم.

600
00:47:32.291 --> 00:47:33.958
‫حتما خبر نداشتی، درسته؟

601
00:47:34.750 --> 00:47:35.750
‫روحمم خبر نداشت.

602
00:47:37.250 --> 00:47:40.500
‫بهش گفتم توی شرکتش جلسه دارم
‫و پیشنهاد داد که برسونتم.

603
00:47:40.791 --> 00:47:42.625
‫دوباره جمع شدیم.

604
00:47:42.916 --> 00:47:45.125
‫این تصادفیه یا دست سرنوشته؟

605
00:47:48.000 --> 00:47:49.416
‫امکان نداره.

606
00:47:49.458 --> 00:47:50.916
‫راحت می‌تونم دستش رو بخونم.

607
00:47:51.500 --> 00:47:52.875
‫یومی، کجا میری؟

608
00:47:52.916 --> 00:47:55.791
‫- دارم به جونگنو میرم...
‫- پس سوار شو.

609
00:47:55.875 --> 00:47:57.000
‫سر راه می‌رسونمت.

610
00:47:58.250 --> 00:48:00.541
‫نه، مگه شرکتت مخالف اون سمت نیست؟

611
00:48:00.750 --> 00:48:05.250
‫سرگرمی وونگ اینه که توی ترافیک رانندگی کنه
‫و پُز ماشینش رو بده.

612
00:48:05.875 --> 00:48:07.291
‫اون آدم خیلی خودنمایی نیست؟

613
00:48:09.916 --> 00:48:10.916
‫سوار شو.

614
00:48:21.500 --> 00:48:23.875
‫وونگ. ممنون.
‫همینجا پیاده می‌شم.

615
00:48:24.375 --> 00:48:26.125
‫- خانم کیم. هفته دیگه می‌بینمت.
‫- باشه.

616
00:48:26.791 --> 00:48:27.791
‫ایولا.

617
00:48:37.625 --> 00:48:41.000
‫منم همینجا پیاده می‌شم.
‫لازم نیست اون همه راه منو ببری.

618
00:48:41.750 --> 00:48:42.750
‫می‌برمت.

619
00:48:43.166 --> 00:48:45.166
‫- گفتی جلسه داری.
‫- جلسه کارکنانه.

620
00:48:45.250 --> 00:48:47.125
‫احتمالا اگه مدیرعامل حضور پیدا کنه
‫استرس می‌گیرن.

621
00:48:59.500 --> 00:49:03.916
‫لازم نبود به همه خبر بدم که
‫دوباره با بابی بیرون میرم،

622
00:49:04.416 --> 00:49:07.000
‫ولی حس می‌کردم باید به وونگ می‌گفتم.

623
00:49:09.500 --> 00:49:11.375
‫وونگ.
‫الان سرت شلوغه؟

624
00:49:12.125 --> 00:49:13.125
‫چی؟

625
00:49:13.875 --> 00:49:17.875
‫اگه وقت داری، بریم یه فنجون قهوه بخوریم؟

626
00:49:19.375 --> 00:49:21.875
‫قهوه؟ الان؟

627
00:49:22.000 --> 00:49:23.291
‫اگه سرت شلوغه، می‌تونیم دفعه دیگه بریم.

628
00:49:23.500 --> 00:49:24.500
‫اونقدر سرم شلوغ نیست.

629
00:49:25.041 --> 00:49:26.041
‫باشه.

630
00:49:35.000 --> 00:49:37.375
‫این روزها رمانت داره محبوب میشه.

631
00:49:37.875 --> 00:49:40.041
‫خب، نه والا.

632
00:49:40.125 --> 00:49:43.291
‫قبلا اتفاقی بهش برخوردم.

633
00:49:43.625 --> 00:49:45.500
‫قسمت نظرات پر از تعریف و تمجید بود.

634
00:49:45.541 --> 00:49:48.125
‫خوندیش؟
‫این خجالت‌‌آوره.

635
00:49:48.166 --> 00:49:50.041
‫چرا؟
‫همه داشتن ازت تعریف می‌کردن.

636
00:49:50.125 --> 00:49:52.500
‫تصادفی بوده.
‫نظرات بد زیادی هم می‌گیرم.

637
00:49:53.500 --> 00:49:54.541
‫نویسندگی چطور پیش میره؟

638
00:49:55.750 --> 00:49:56.875
‫باحاله.

639
00:49:57.375 --> 00:50:00.500
‫در مقایسه با زمانی که توی شرکت بودم
‫وقت آزاد بیشتری واسه خودم دارم.

640
00:50:00.916 --> 00:50:03.000
‫نویسنده‌ها معمولا شب‌ کار می‌کنن، درسته؟

641
00:50:03.041 --> 00:50:04.500
‫نه. من معمولا

642
00:50:04.875 --> 00:50:08.416
‫صبح و عصر کار می‌کنم
‫و شب‌ها استراحت می‌کنم.

643
00:50:08.875 --> 00:50:10.750
‫گول خورد!

644
00:50:11.125 --> 00:50:12.791
‫شب‌ها وقت داره.

645
00:50:13.166 --> 00:50:15.625
‫از الان به بعد، برای شب برنامه‌ریزی می‌کنیم.

646
00:50:16.541 --> 00:50:19.875
‫آها.
‫پس شب‌ها کار نمی‌کنی.

647
00:50:20.000 --> 00:50:21.000
‫درسته.

648
00:50:21.125 --> 00:50:22.875
‫پس امشب هم وقتت خالیه؟

649
00:50:26.250 --> 00:50:27.666
‫امشب...

650
00:50:30.000 --> 00:50:32.750
‫با عشقم برنامه ریختم.

651
00:50:35.250 --> 00:50:36.375
‫تو که عشقی نداری.

652
00:50:37.375 --> 00:50:39.375
‫- چرا دارم.
‫- نه، نداری.

653
00:50:40.875 --> 00:50:43.541
‫برگشتم پیش کسی که قبلا باهاش بودم.

654
00:50:47.916 --> 00:50:48.916
‫چی؟

655
00:50:49.625 --> 00:50:51.375
‫چی داره میگه؟

656
00:50:51.416 --> 00:50:53.500
‫وضعیت اضطراری!
‫وضعیت اضطراری!

657
00:50:53.500 --> 00:50:55.541
‫یومی دوباره داره با بابی بیرون میره.

658
00:50:55.875 --> 00:51:00.125
‫از وضعیت‌های اضطراری خسته شدم.
‫حالم دیگه ازشون بهم می‌خوره!

659
00:51:01.541 --> 00:51:03.375
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

660
00:51:04.625 --> 00:51:05.666
‫شوخی نکن.

661
00:51:07.125 --> 00:51:08.916
‫جدی میگم.

662
00:51:10.875 --> 00:51:13.375
‫یکم یومی.
‫مگه احمقی؟

663
00:51:13.666 --> 00:51:16.250
‫کلی مرد توی دنیا هست.

664
00:51:16.500 --> 00:51:19.375
‫چرا برگشتی پیش کسی که ازش جدا شده بودی؟

665
00:51:20.125 --> 00:51:22.375
‫هی، سلول عشق.
‫آروم باش.

666
00:51:22.500 --> 00:51:25.000
‫تضمین می‌کنم که کمتر از یک ماه

667
00:51:25.041 --> 00:51:28.041
‫به همون دلیل قبلی جدا می‌شن.

668
00:51:28.500 --> 00:51:31.250
‫دشوار نیست که بعد از جدایی
‫برگردین پیش هم؟

669
00:51:31.500 --> 00:51:33.250
‫- چرا؟
‫- معمولا اینطوریه.

670
00:51:33.500 --> 00:51:35.125
‫همه زوج‌هایی که می‌شناختم
‫همینطوری بودن.

671
00:51:35.375 --> 00:51:36.791
‫همه‌شون در نهایت جدا شدن.

672
00:51:39.666 --> 00:51:41.750
‫وضعیت اضطراری!
‫وضعیت اضطراری!

673
00:51:41.750 --> 00:51:43.833
‫وونگ داره چرت و پرت میگه.

674
00:51:44.625 --> 00:51:46.875
‫منظورت چیه؟
‫راست میگه، غیر از اینه؟

675
00:51:47.000 --> 00:51:49.750
‫ای احمق.
‫وونگ هم عشق سابقشه.

676
00:51:49.791 --> 00:51:51.750
‫اگه درمورد عشق سابقش یو بابی بد بگیم،

677
00:51:51.875 --> 00:51:54.375
‫اونوقت به وونگی که قبلا عشقش بوده هم لطمه می‌زنیم.

678
00:51:56.500 --> 00:52:00.000
‫وونگ حالا در تناقض عشق سابق قرار گرفته.

679
00:52:03.166 --> 00:52:05.000
‫به درک که اینطور باشه.

680
00:52:05.250 --> 00:52:09.000
‫اگه ما نتونیم اونو داشته باشیم،
‫اونم نمی‌تونه!

681
00:52:09.541 --> 00:52:13.500
‫هی. فقط بهش تبریک بگو
‫و تمومش کن.

682
00:52:14.000 --> 00:52:17.166
‫زده به سرت؟
‫هرگز نمی‌تونم اینو بگم.

683
00:52:22.666 --> 00:52:23.666
‫خوبه.

684
00:52:26.750 --> 00:52:27.750
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

685
00:52:29.875 --> 00:52:32.500
‫ممنون که اینو گفتی.

686
00:52:35.625 --> 00:52:38.000
‫[عشق، دوست، آشناش]

687
00:52:40.875 --> 00:52:42.875
‫اگه من عشقش نباشم،
‫نمی‌خوام این کارو انجام بدم.

688
00:52:42.916 --> 00:52:46.791
‫طمع نکن.
‫حداقل باید دوستش بمونیم.

689
00:52:49.041 --> 00:52:51.750
‫من هنوز ناامید نشدم.

690
00:52:52.041 --> 00:52:54.000
‫فرصت ما هم می‌رسه.

691
00:52:54.416 --> 00:52:55.500
‫[آشناش]

692
00:52:58.416 --> 00:53:00.875
‫[دوست]

693
00:53:02.041 --> 00:53:05.500
‫اکنون مقام دوست رو تقدیم می‌کنیم.

694
00:53:07.500 --> 00:53:10.125
‫من که معذبت نمی‌کنم، آره؟

695
00:53:10.375 --> 00:53:13.291
‫چرا باید معذب باشم؟
‫نیستم.

696
00:53:13.541 --> 00:53:15.500
‫اگه معذب نیستی، بهتره بیشتر بیرون بریم.

697
00:53:16.000 --> 00:53:18.541
‫حرف زدن باهات رو دوست دارم.

698
00:53:20.250 --> 00:53:21.250
‫معذرت می‌خوام.

699
00:53:21.291 --> 00:53:24.750
‫فکر کنم عشقم باهاش مشکل داشته باشه.

700
00:53:25.625 --> 00:53:27.750
‫چی؟
‫نمی‌تونن دوست باشن؟

701
00:53:27.875 --> 00:53:29.750
‫اون حتی حرفایی که دلش نمی‌خواست رو هم زد.

702
00:53:30.000 --> 00:53:31.250
‫تمام حرفات رو پس بگیر!

703
00:53:31.291 --> 00:53:33.625
‫آروم باش، سلول عشق.

704
00:53:36.250 --> 00:53:39.375
‫یومی.
‫تو یه خرده طرز فکرت قدیمی شده.

705
00:53:39.500 --> 00:53:42.000
‫درست گفتی.
‫یه خرده طرز فکرم قدیمیه.

706
00:53:48.375 --> 00:53:49.875
‫بریم؟

707
00:53:50.000 --> 00:53:51.000
‫کنترل زی چی؟

708
00:53:51.625 --> 00:53:53.750
‫کنترل زی هم مَرده
‫و تو هر روز می‌بینیش.

709
00:53:54.000 --> 00:53:57.000
‫تو مرد دیگه‌ای رو هم می‌بینی.
‫چرا اون مشکلی نداره، ولی من مشکل دارم؟

710
00:53:58.875 --> 00:54:01.875
‫کنترل زی کسیه که باهاش کار می‌کنم.

711
00:54:03.500 --> 00:54:05.041
‫- که اینطور.
‫- درسته.

712
00:54:05.625 --> 00:54:07.500
‫چطور تونستن به این راحتی آشتی کنن؟

713
00:54:07.500 --> 00:54:09.333
‫مگه اون عوضی چیش خاصه؟

714
00:54:09.625 --> 00:54:12.750
‫چطور می‌تونه بعد از اینکه بهش بی‌وفا بوده
‫اینقدر راحت ببخشتش؟

715
00:54:12.791 --> 00:54:15.250
‫هی، بس کن دیگه.
‫کافیه.

716
00:54:16.000 --> 00:54:17.750
‫بیا راست و ریستش کنیم
‫و بریم.

717
00:54:17.791 --> 00:54:19.625
‫همین الانش هم خودمون رو احمق جلوه دادیم.

718
00:54:20.291 --> 00:54:21.291
‫خیلی‌خب.

719
00:54:22.416 --> 00:54:23.416
‫بریم.

720
00:54:24.916 --> 00:54:26.125
‫من جلسه دارم.

721
00:54:26.166 --> 00:54:27.541
‫حتما. باشه.

722
00:54:39.000 --> 00:54:40.791
‫وونگ. من با تاکسی میرم.

723
00:54:40.875 --> 00:54:42.875
‫- خودم می‌برمت.
‫- نمی‌خواد.

724
00:54:43.625 --> 00:54:45.625
‫ولی فقط می‌خوام برسونمت.
‫از اینم خوشت نمیاد؟

725
00:54:46.541 --> 00:54:48.500
‫نه اینکه خوشم نمیاد.
‫آخه عذاب وجدان دارم.

726
00:54:48.916 --> 00:54:51.416
‫گفتم خودم می‌رسونمت.
‫حتی این کارو هم نمی‌تونم انجام بدم؟

727
00:54:54.791 --> 00:54:55.791
‫هی.

728
00:54:56.250 --> 00:54:58.791
‫اگه مدام اینطوری درخواستم رو رد کنی،
‫ناامید می‌شم...

729
00:55:02.541 --> 00:55:03.875
‫- حالتون خوبه؟
‫- وونگ.

730
00:55:04.916 --> 00:55:06.875
‫- فردا می‌بینمتون.
‫- فردا می‌بینمتون.

731
00:55:06.916 --> 00:55:08.541
‫- می‌بینمتون.
‫- امروز کارتون عالی بود.

732
00:55:17.375 --> 00:55:19.291
‫بابی.
‫الان می‌تونی حرف بزنی؟

733
00:55:24.125 --> 00:55:25.666
‫- الو؟
‫- یومی.

734
00:55:25.875 --> 00:55:26.875
‫کارت تموم شد؟

735
00:55:27.250 --> 00:55:29.750
‫تازه رفتم.
‫به این زودی اومدی؟

736
00:55:29.875 --> 00:55:33.375
‫نه.
‫ببخشید، ولی دیر میام.

737
00:55:34.250 --> 00:55:35.250
‫چرا؟

738
00:55:36.000 --> 00:55:40.000
‫الان تو بیمارستانم.
‫یه حادثه پیش اومده.

739
00:55:40.500 --> 00:55:42.375
‫حادثه؟ صدمه دیدی؟

740
00:55:42.875 --> 00:55:45.291
‫نه، من چیزیم نشده.
‫کسی که همراهش بودم چیزیش شده.

741
00:55:46.041 --> 00:55:47.625
‫صدمه ناجوری ندیده.

742
00:55:48.041 --> 00:55:51.625
‫ولی انگشت‌هاش به در ماشین برخورد کردن
‫و شکستن.

743
00:55:51.750 --> 00:55:54.875
‫الان داره مداوا میشه
‫و به نظرم باید بمونم.

744
00:55:55.750 --> 00:55:56.750
‫کیه؟

745
00:55:57.416 --> 00:55:58.750
‫خب...

746
00:56:02.375 --> 00:56:04.166
‫اسمش کو وونگه.

747
00:56:06.750 --> 00:56:10.166
‫اون با تصویرگری که باهاش کار می‌کنم صمیمیه.

748
00:56:10.750 --> 00:56:13.500
‫اینطوری امروز اتفاقی دیدمش.

749
00:56:13.625 --> 00:56:16.375
‫واقعا؟
‫متوجه شدم.

750
00:56:17.875 --> 00:56:18.875
‫باشه.

751
00:56:20.000 --> 00:56:21.750
‫کدوم بیمارستانه؟

752
00:56:23.625 --> 00:56:25.416
‫باشه. نگران نباش.

753
00:56:26.250 --> 00:56:27.250
‫وقتی کارت تموم شد
‫بهم زنگ بزن.

754
00:56:28.875 --> 00:56:29.875
‫باشه.

755
00:56:54.625 --> 00:56:55.916
‫بهت آمپول زدن؟

756
00:56:57.250 --> 00:56:58.791
‫بهم گفتن صبر کنم.

757
00:57:00.625 --> 00:57:03.791
‫یکی از کارمندهات داره میاد دنبالت، درسته؟
‫کِی میرسه؟

758
00:57:04.041 --> 00:57:05.791
‫تو راهه، ولی خیابون‌ها ترافیکه.

759
00:57:06.416 --> 00:57:07.500
‫باشه.

760
00:57:08.875 --> 00:57:11.125
‫ممنون که باهام اومدی.

761
00:57:11.625 --> 00:57:14.166
‫بهتره بری.
‫گفتی داری میری سر قرار.

762
00:57:14.875 --> 00:57:16.291
‫وقتی کارمندت رسید میرم.

763
00:57:16.375 --> 00:57:18.375
‫نمی‌خواد. بهتره بری.

764
00:57:19.125 --> 00:57:21.041
‫عشقت ممکنه بد برداشت کنه.

765
00:57:21.125 --> 00:57:23.250
‫نمی‌کنه. یه حادثه بود.

766
00:57:24.500 --> 00:57:27.000
‫می‌تونی بری.
‫من خوبم.

767
00:57:28.916 --> 00:57:30.625
‫واقعا خوبم.

768
00:57:33.375 --> 00:57:37.375
‫از اونجایی که نمی‌تونم منتظر بذارمش،

769
00:57:37.666 --> 00:57:38.666
‫بهتره دیگه برم.

770
00:57:40.916 --> 00:57:42.125
‫مراقب خودت باش.

771
00:57:49.750 --> 00:57:51.375
‫اون مدام اذیتم می‌کنه.

772
00:57:52.000 --> 00:57:53.541
‫چیکار کنیم؟

773
00:57:53.625 --> 00:57:56.541
‫حتما اون موقع که زمین خورد
‫پاره شده.

774
00:57:56.625 --> 00:57:59.541
‫چطور ممکنه که وونگ اصلا عوض نشده باشه؟

775
00:58:00.625 --> 00:58:03.875
‫هر بار که وونگ رو می‌بینم،
‫خیلی حس بدی بهم دست میده.

776
00:58:04.000 --> 00:58:07.125
‫حتی یه دقیقه هم که پیش وونگ باشم

777
00:58:07.166 --> 00:58:09.375
‫دلم می‌خواد ازش مراقبت کنم.

778
00:58:09.750 --> 00:58:12.500
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫اینطوری تنها بره خونه،

779
00:58:12.625 --> 00:58:14.875
‫- ناراحت می‌شم.
‫- ناراحت می‌شم.

780
00:58:20.875 --> 00:58:22.875
‫این خاطراتی رو برام زنده می‌کنه.

781
00:58:24.791 --> 00:58:25.791
‫ببخشید.

782
00:58:27.416 --> 00:58:28.416
‫ببخشید.

783
00:58:28.750 --> 00:58:31.041
‫صبر کنین.
‫اینجا.

784
00:58:32.250 --> 00:58:34.000
‫لطفا معاینه‌اش کنین.
‫اضطراریه.

785
00:58:37.541 --> 00:58:40.750
‫یومی یه بار اینجا بستری شده بود.

786
00:58:43.916 --> 00:58:46.750
‫وونگ براش لباس میاورد که عوض کنه.

787
00:58:46.875 --> 00:58:47.875
‫قورقور.

788
00:58:51.000 --> 00:58:52.375
‫الان برمی‌گردم.

789
00:58:53.625 --> 00:58:55.500
‫- فقط برو.
‫- یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

790
00:58:57.125 --> 00:58:58.125
‫کجا میری؟

791
00:58:59.250 --> 00:59:00.250
‫یومی.

792
00:59:06.125 --> 00:59:09.125
‫باید به بابی زنگ بزنم
‫و بهش بگم که دیر می‌کنم.

793
00:59:15.125 --> 00:59:17.500
‫خدایا.
‫گوشیم رو جا گذاشتم؟

794
00:59:21.625 --> 00:59:22.625
‫چیکار کنم؟

795
00:59:38.750 --> 00:59:39.750
‫چی؟

796
00:59:53.916 --> 00:59:54.916
‫کجا رفته؟

797
01:00:00.416 --> 01:00:01.500
‫چی؟

798
01:00:08.375 --> 01:00:09.375
‫هی...

799
01:00:10.375 --> 01:00:11.375
‫سلام.

800
01:00:13.750 --> 01:00:15.666
‫منو یادته؟

801
01:00:18.000 --> 01:00:19.416
‫معلومه.

802
01:00:20.041 --> 01:00:21.125
‫من یو بابی‌ام.

803
01:00:22.875 --> 01:00:23.875
‫خیلی وقته ندیدمت.

804
01:00:24.416 --> 01:00:25.416
‫درسته.

805
01:00:26.875 --> 01:00:29.500
‫حالت خوبه؟
‫شنیدم صدمه دیدی.

806
01:00:31.000 --> 01:00:32.291
‫آره، مشخصه دیگه.

807
01:00:33.125 --> 01:00:35.875
‫چیزی نیست، ولی مزاحم قرار شما شدم.

808
01:00:36.625 --> 01:00:37.625
‫به هیچ‌وجه.

809
01:00:38.500 --> 01:00:40.875
‫ولی خوشحالم که می‌شنوم حالت خوبه.

810
01:00:45.625 --> 01:00:47.000
‫یومی کجاست؟

811
01:00:47.875 --> 01:00:49.125
‫جواب گوشیش رو نمیده.

812
01:00:51.625 --> 01:00:53.125
‫گوشیش رو اینجا جا گذاشته.

813
01:01:11.625 --> 01:01:14.375
‫به زودی میاد.
‫گفت زود برمی‌گرده.

814
01:01:15.625 --> 01:01:16.625
‫باشه.

815
01:01:19.000 --> 01:01:20.125
‫نگران نباش.

816
01:01:21.500 --> 01:01:23.416
‫یومی از اونجور آدم‌ها نیست.

817
01:01:24.875 --> 01:01:26.000
‫چی؟

818
01:01:26.291 --> 01:01:29.416
‫اون به راحتی دو دل نمیشه.

819
01:01:30.625 --> 01:01:31.666
‫مثل یه بنده خدایی.

820
01:01:34.500 --> 01:01:35.916
‫گفتم که یه وقت نگران نباشی.

821
01:01:40.166 --> 01:01:41.291
‫مثل یه بنده خدایی؟

822
01:01:42.000 --> 01:01:44.791
‫آره.
‫مثل یه بنده خدایی.

823
01:01:46.833 --> 01:01:51.833
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

824
01:02:29.541 --> 01:02:31.666
‫[فصل دوم سلول‌های یومی]

825
01:02:31.750 --> 01:02:34.041
‫همگی! جنگه!

826
01:02:35.375 --> 01:02:36.416
‫حمله کنین!

827
01:02:36.500 --> 01:02:38.250
‫یومی از اونجور آدم‌ها نیست.

828
01:02:38.291 --> 01:02:40.416
‫به راحتی دو دل نمیشه.

829
01:02:40.750 --> 01:02:43.166
‫جلسه مدیریت رو انداختم فردا صبح.

830
01:02:43.250 --> 01:02:44.291
‫ساعت چند؟

831
01:02:45.041 --> 01:02:46.041
‫همون ساعت که شروع میشه.

832
01:02:49.625 --> 01:02:50.750
‫تحت فشار نباش.

833
01:02:52.500 --> 01:02:54.625
‫بیا نگران همچین چیزهایی نباشیم.

834
01:02:54.666 --> 01:02:57.375
‫اوضاع مدام داره به بیراهه کشیده میشه.

835
01:02:57.875 --> 01:02:59.666
‫قبلا اینطوری نبود.

