
1
00:00:47.625 --> 00:00:49.750
‫[فصل دوم سلول‌های یومی]

2
00:00:52.000 --> 00:00:53.250
‫سلام!

3
00:00:54.375 --> 00:00:56.750
‫[رویارویی سه‌طرفه]

4
00:01:02.375 --> 00:01:03.500
‫کجا رفته؟

5
00:01:11.125 --> 00:01:13.000
‫وضعیت اضطراری!
‫وضعیت اضطراری!

6
00:01:13.125 --> 00:01:14.500
‫یو بابی اومده!

7
00:01:15.375 --> 00:01:17.000
‫اینجا یه لحظه هم آدم نمی‌تونه راحت باشه.

8
00:01:17.250 --> 00:01:18.875
‫یو بابی اومده؟

9
00:01:20.500 --> 00:01:25.500
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

10
00:01:28.500 --> 00:01:29.750
‫هی...

11
00:01:29.875 --> 00:01:31.625
‫سلام.

12
00:01:33.875 --> 00:01:36.000
‫منو یادته؟

13
00:01:37.250 --> 00:01:38.750
‫معلومه.

14
00:01:39.000 --> 00:01:40.625
‫معلومه، عوضی!

15
00:01:40.750 --> 00:01:42.500
‫مگه میشه فراموش کنیم؟

16
00:01:42.625 --> 00:01:44.625
‫اون آخرین باری بود که دیدیمش.

17
00:01:45.000 --> 00:01:46.000
‫از دیدنت خوشحال شدم.

18
00:01:46.500 --> 00:01:49.250
‫وقتی همدیگه رو دیدیم چی گفت؟

19
00:01:49.875 --> 00:01:51.125
‫صبر کن...

20
00:01:55.500 --> 00:01:57.000
‫حالش خوبه؟

21
00:01:57.000 --> 00:02:00.250
‫اون موقع هم داشت با یومی بیرون می‌رفت.

22
00:02:00.500 --> 00:02:01.625
‫منظورم یومیه.

23
00:02:04.750 --> 00:02:05.750
‫آره.

24
00:02:09.375 --> 00:02:10.625
‫پس حالش خوبه.

25
00:02:12.000 --> 00:02:13.125
‫آره.

26
00:02:14.375 --> 00:02:16.250
‫دوباره نگاه کردنش عصبانیم می‌کنه.

27
00:02:16.375 --> 00:02:19.125
‫وانمود کرد که هیچی نمی‌دونه.

28
00:02:19.500 --> 00:02:21.625
‫- اونو نگاه کن.
‫- اینو بپوش.

29
00:02:21.625 --> 00:02:24.125
‫ممکنه از اون موقع
‫چشمش دنبال یومی بوده.

30
00:02:24.250 --> 00:02:25.375
‫شکی درش نیست.

31
00:02:25.375 --> 00:02:27.500
‫داشت وانمود می‌کرد که دوست و آدم خوبیه.

32
00:02:27.625 --> 00:02:29.125
‫چطور جرات کرد جلوی وونگ
‫اون کارو کنه!

33
00:02:30.125 --> 00:02:32.250
‫اونوقت ما چیکار کردیم؟

34
00:02:32.625 --> 00:02:34.625
‫اینو ببین.

35
00:02:35.875 --> 00:02:37.500
‫چیکار می‌کنی؟

36
00:02:37.750 --> 00:02:40.125
‫آروم باش، وونگ.

37
00:02:40.875 --> 00:02:42.625
‫چرا کت نپوشیدی؟

38
00:02:43.375 --> 00:02:45.125
‫سرما می‌خوری.

39
00:02:46.500 --> 00:02:49.000
‫وونگ کت خودش رو واسه اون در آورد!

40
00:02:49.375 --> 00:02:51.750
‫آخه ما چطور تونستیم اینقدر احمق باشیم؟

41
00:02:51.875 --> 00:02:53.250
‫چطور می‌تونیم ببخشیمش؟

42
00:02:53.500 --> 00:02:54.875
‫نمی‌تونیم.

43
00:02:55.250 --> 00:02:57.750
‫من سعی کردم فراموشش کنم،

44
00:02:58.250 --> 00:03:00.250
‫ولی اون دوباره برگشته پیش یومی؟

45
00:03:00.750 --> 00:03:03.125
‫هرگز بخاطر این نمی‌بخشمش!

46
00:03:07.500 --> 00:03:08.875
‫یومی کجاست؟

47
00:03:09.750 --> 00:03:10.875
‫جواب گوشیش رو نمیده.

48
00:03:13.625 --> 00:03:14.875
‫گوشیش رو اینجا جا گذاشته.

49
00:03:33.500 --> 00:03:34.916
‫به زودی میاد.

50
00:03:34.916 --> 00:03:36.375
‫گفت زود برمی‌گرده.

51
00:03:37.250 --> 00:03:38.250
‫باشه.

52
00:03:42.375 --> 00:03:43.500
‫نگران نباش.

53
00:03:44.875 --> 00:03:46.875
‫یومی از اونجور آدم‌ها نیست.

54
00:03:48.250 --> 00:03:49.250
‫چی؟

55
00:03:49.625 --> 00:03:52.750
‫اون به راحتی دو دل نمیشه.

56
00:03:53.875 --> 00:03:55.000
‫مثل یه بنده خدایی.

57
00:04:07.375 --> 00:04:08.625
‫این چیه؟

58
00:04:10.625 --> 00:04:12.875
‫یه پیغام خارداره.
‫[نیش‌دار]

59
00:04:18.625 --> 00:04:19.625
‫مثل یه بنده خدایی؟

60
00:04:20.375 --> 00:04:22.875
‫آره.
‫مثل یه بنده خدایی.

61
00:04:30.875 --> 00:04:32.250
‫این چیه؟

62
00:04:32.500 --> 00:04:34.125
‫هر پیغامی خارداره.

63
00:04:34.250 --> 00:04:36.375
‫قصد داره تحریک‌مون کنه.

64
00:04:36.500 --> 00:04:39.125
بیا با خونسردی بهش فکر کنیم.

65
00:04:39.625 --> 00:04:42.625
‫وونگ حق اینو داره که اینطوری
‫با بابی حرف بزنه؟

66
00:04:42.750 --> 00:04:45.500
‫- نه.
‫- چند ساله که اونا از هم جدا شدن.

67
00:04:45.500 --> 00:04:46.750
‫می‌دونم.

68
00:04:46.750 --> 00:04:49.375
‫تازه این اولین بار هم نیست.

69
00:04:49.500 --> 00:04:50.500
‫منم همینو میگم.

70
00:04:51.125 --> 00:04:52.125
‫بین‌بوی؟

71
00:04:52.250 --> 00:04:55.625
‫اون دفعه رو یادته که شب کریسمس
‫از یومی خواست بره دیدنش؟

72
00:04:55.875 --> 00:04:57.250
‫پیام از طرف "بین‌بوی"ـه.

73
00:04:57.375 --> 00:04:59.625
‫اون موقع نتونستم بهت بگم،

74
00:04:59.875 --> 00:05:01.625
‫ولی "بین‌بوی"...

75
00:05:01.750 --> 00:05:02.875
‫درک می‌کنم.

76
00:05:04.875 --> 00:05:06.000
‫خیلی طولش نده.

77
00:05:06.125 --> 00:05:08.375
‫بابی بدون اینکه چیزی بگه
‫گذاشت بره دیدنش.

78
00:05:08.625 --> 00:05:12.000
‫ما این کارو کردیم.
‫خیلی با وونگ دوستانه تا کردیم.

79
00:05:12.125 --> 00:05:13.875
‫پس چرا داره این کارو می‌کنه؟

80
00:05:14.000 --> 00:05:15.875
‫چرا بعد از این همه سال برگشته

81
00:05:16.000 --> 00:05:18.750
‫و عین زالو به یومی چسبیده؟

82
00:05:18.875 --> 00:05:20.875
‫اون هیچ حقی نسبت به یومی نداره!

83
00:05:21.000 --> 00:05:22.250
‫معلومه که نداره!

84
00:05:23.375 --> 00:05:26.125
‫هنوزم باید باهاش دوستانه برخورد کنیم؟

85
00:05:27.250 --> 00:05:28.875
‫نه. بهش هشدار می‌دیم.

86
00:05:29.750 --> 00:05:31.875
‫"یومی مثل یه بنده خدایی به راحتی دو دل نمیشه"؟

87
00:05:32.750 --> 00:05:35.875
‫درسته.
‫لازم نیست نگران چیزی باشی.

88
00:05:36.250 --> 00:05:39.000
‫تو داری بهم میگی که یومی چه‌جور زنیه؟

89
00:05:39.125 --> 00:05:41.125
‫فکر کنم خودم بهتر می‌شناسمش.

90
00:05:41.875 --> 00:05:44.000
‫فکر کنم من مدت بیشتری از تو
‫باهاش بودم.

91
00:05:44.125 --> 00:05:46.625
‫هرچی نباشه، عشق الانش هم منم.

92
00:05:47.500 --> 00:05:49.250
‫حرفی که تو می‌زنی

93
00:05:49.375 --> 00:05:51.375
‫به نظر توصیه‌ای میاد

94
00:05:51.500 --> 00:05:54.875
‫که فقط عشقش، اعضای خانواده‌اش
‫یا دوست صمیمیش می‌تونن بکنن.

95
00:05:55.000 --> 00:05:56.000
‫پس بگو ببینم...

96
00:05:57.500 --> 00:05:58.625
‫تو چه نسبتی باهاش داری؟

97
00:05:59.750 --> 00:06:01.250
‫تو هیچی نیستی.

98
00:06:10.500 --> 00:06:12.000
‫الان چی بود؟

99
00:06:12.125 --> 00:06:14.125
‫به سمت‌مون شلیک کرد.

100
00:06:15.000 --> 00:06:18.500
‫اگه داری به عنوان یکی که برای یومی آدم خاصی به حساب میاد،
‫این حرف رو می‌زنی

101
00:06:18.875 --> 00:06:23.250
‫اونوقت حرفی که الان راجع‌بهش زدی
‫رو بی‌اعتبار می‌کنی.

102
00:06:24.125 --> 00:06:28.375
‫ولی مطمئنم که اینطور نیست
‫چون یومی به راحتی دو دل نمیشه.

103
00:06:28.625 --> 00:06:32.500
‫پس یعنی تو براش کسی به حساب نمیای.

104
00:06:33.250 --> 00:06:34.750
‫پس وقتی که من عشق اونم

105
00:06:34.750 --> 00:06:39.000
‫و تو داری بهم میگی که یومی چه‌جور آدمیه
‫یعنی اینکه...

106
00:06:41.500 --> 00:06:43.875
‫از حد خودت گذشتی.

107
00:06:53.500 --> 00:06:54.875
‫چه خبر شده؟

108
00:06:55.500 --> 00:06:57.125
‫چرا خوب بلده جواب بده؟

109
00:06:58.000 --> 00:06:59.750
‫اون تو بخش بازاریابی کار می‌کنه.

110
00:06:59.750 --> 00:07:01.500
‫راحت بلده حرف بزنه.

111
00:07:07.250 --> 00:07:08.375
‫سلول عشق!

112
00:07:09.375 --> 00:07:11.125
‫من تیر خوردم.

113
00:07:11.125 --> 00:07:12.250
‫سلول عشق!

114
00:07:15.000 --> 00:07:16.000
‫خدایا، چه سنگینی.

115
00:07:17.500 --> 00:07:19.875
‫اون همش حرفه.

116
00:07:20.250 --> 00:07:22.875
‫نمی‌تونیم با حرف شکستش بدیم.

117
00:07:23.375 --> 00:07:24.500
‫عقب‌نشینی!

118
00:07:31.750 --> 00:07:35.750
‫اگه ناراحتت کردم معذرت می‌خوام.

119
00:07:36.375 --> 00:07:38.125
‫صرفا می‌خواستم قضیه رو روشن کنم.

120
00:07:38.625 --> 00:07:39.875
‫منظوری نداشتم.

121
00:07:41.250 --> 00:07:42.375
‫نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم.

122
00:07:42.500 --> 00:07:44.541
‫باید تمومش کنیم و خداحافظی کنیم.

123
00:07:45.500 --> 00:07:47.625
‫الان نمی‌تونیم عقب‌نشینی کنیم!

124
00:07:48.000 --> 00:07:50.625
‫اون عوضی ما رو احمق جلوه کرد.

125
00:07:50.750 --> 00:07:52.500
‫چطور می‌تونیم عقب‌نشینی کنیم؟

126
00:07:52.500 --> 00:07:55.000
‫سلول غرور، حالت خوبه؟

127
00:07:55.125 --> 00:07:58.375
‫غرور زخمی وونگ رو چیکار کنیم؟

128
00:07:58.625 --> 00:08:01.125
‫می‌دونین چرا وونگ این همه زحمت کشید
‫تا آدم موفقی بشه؟

129
00:08:01.125 --> 00:08:02.625
‫همش بخاطر چی بود؟

130
00:08:02.750 --> 00:08:06.000
‫بخاطر این نبود که اون بابی عوضی
‫اینطوری باهاش رفتار کنه!

131
00:08:06.250 --> 00:08:07.500
‫سلول غرور...

132
00:08:08.625 --> 00:08:11.875
‫یه مهندس نمی‌تونه با کلمات
‫با یه کارشناس بازاریابی مبارزه کنه.

133
00:08:12.375 --> 00:08:15.250
‫سطح حرف زدن وونگ ابتداییه.

134
00:08:17.625 --> 00:08:19.750
‫کی به کلمات اهمیت میده؟

135
00:08:21.250 --> 00:08:23.750
‫وونگ همین الانش هم آدم موفقیه.

136
00:08:27.875 --> 00:08:29.625
‫مراقب خودت باش.

137
00:08:29.625 --> 00:08:32.125
‫من باید برم دنبال یومی بگردم.

138
00:08:35.750 --> 00:08:36.750
‫صبر کن.

139
00:08:41.250 --> 00:08:44.000
‫یادم رفت کارت ویزیتم رو بهت بدم.

140
00:08:46.750 --> 00:08:48.500
‫الان با یه شرکت جدیدم.

141
00:08:52.250 --> 00:08:53.250
‫آها.

142
00:09:04.250 --> 00:09:06.375
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫یه شرکت جدید تاسیس کردم.

143
00:09:07.750 --> 00:09:09.875
‫[مدیرعامل کو وونگ]

144
00:09:10.375 --> 00:09:12.375
‫- آها.
‫- بیا بهمون سر بزن.

145
00:09:13.125 --> 00:09:15.500
‫دفترمون سر تقاطع ایستگاه گانگنام هست.

146
00:09:15.500 --> 00:09:19.000
‫سراغ کو وونگ رو بگیر
‫و به طبقه 25ام بیا.

147
00:09:19.250 --> 00:09:21.166
‫من زیاد به خارج از کشور سفر می‌کنم،

148
00:09:21.166 --> 00:09:23.125
‫پس لطفا یادت باشه که قبلش تماس بگیری.

149
00:09:23.875 --> 00:09:25.125
‫حتما.
‫همین کارو می‌کنم.

150
00:09:27.750 --> 00:09:30.875
‫تو هنوزم در...

151
00:09:31.000 --> 00:09:32.000
‫[تولیدی نودل ده‌هان]

152
00:09:32.625 --> 00:09:33.750
‫تولیدی نودل ده‌هان کار می‌کنی.

153
00:09:35.125 --> 00:09:36.125
‫آره.

154
00:09:37.875 --> 00:09:39.125
‫یه رهبر تیم هستی.

155
00:09:43.625 --> 00:09:45.750
‫- اون چیه؟
‫- اون...

156
00:09:48.500 --> 00:09:49.625
‫یه بمبه!

157
00:09:56.625 --> 00:09:58.000
‫رهبر تیم یو بابی.

158
00:10:00.875 --> 00:10:02.125
‫خیلی‌خب.

159
00:10:03.875 --> 00:10:04.875
‫چرا داری...

160
00:10:06.500 --> 00:10:07.625
‫لبخند می‌زنی؟

161
00:10:08.125 --> 00:10:10.125
‫نه، چیزی نیست.

162
00:10:10.500 --> 00:10:12.125
‫خدای من.

163
00:10:13.375 --> 00:10:17.375
‫اگه خواستی، رزومه‌ات رو به ایمیل
‫روی کارت ویزیتم بفرست.

164
00:10:18.125 --> 00:10:21.000
‫- چی؟
‫- ما هم بخش بازاریابی داریم.

165
00:10:21.000 --> 00:10:22.375
‫رزومه‌ات رو برام بفرست.

166
00:10:22.500 --> 00:10:24.500
‫به رئیس بخش اطلاع میدم.

167
00:10:24.625 --> 00:10:26.500
‫چرا باید رزومه‌ام رو واسه شرکت تو بفرستم؟

168
00:10:26.750 --> 00:10:28.625
‫فکر کنم شرکت من می‌تونه

169
00:10:29.375 --> 00:10:32.000
‫نسبت به تولیدی نودل ده‌هان
‫حقوق بیشتری بهت بده.

170
00:10:32.375 --> 00:10:34.000
‫من از شغلم راضی‌ام.

171
00:10:34.125 --> 00:10:35.500
‫معلومه که هستی.

172
00:10:36.125 --> 00:10:37.250
‫ولی...

173
00:10:38.500 --> 00:10:40.500
‫به عشقت فکر کن.

174
00:10:49.750 --> 00:10:51.875
‫عجب عوضی کثیفی!

175
00:10:52.000 --> 00:10:53.375
‫کو وونگ عوضی!

176
00:10:53.375 --> 00:10:54.750
‫دیگه طاقت ندارم.

177
00:10:55.375 --> 00:10:57.000
‫کافیه.

178
00:10:57.750 --> 00:10:59.250
‫همگی!

179
00:11:00.125 --> 00:11:01.375
‫جنگه!

180
00:11:01.500 --> 00:11:03.000
‫- جنگه!
‫- جنگه!

181
00:11:03.125 --> 00:11:05.250
‫دیوار دشمن شکسته شد!

182
00:11:05.250 --> 00:11:07.000
‫حالا به دشمن حمله کنین!

183
00:11:07.125 --> 00:11:08.250
‫- حمله!
‫- حمله!

184
00:11:21.000 --> 00:11:22.875
‫- من...
‫- سپاسگزاری؟

185
00:11:23.125 --> 00:11:24.625
‫والا لازم نیست.

186
00:11:24.750 --> 00:11:26.625
‫اصلا برام زحمتی نداره.

187
00:11:26.875 --> 00:11:29.000
‫- تو داری بچه‌بازی در میاری.
‫- واقعا؟

188
00:11:29.000 --> 00:11:30.750
‫- دلت اینطوری می‌خواد؟
‫- مگه چیکار کردم؟

189
00:11:30.875 --> 00:11:32.625
‫اگه حرفی داری بزن خب.

190
00:11:32.750 --> 00:11:34.750
‫ترسو نباش و طفره نرو.

191
00:11:34.875 --> 00:11:35.875
‫ضایع‌ست.

192
00:11:36.500 --> 00:11:38.375
‫ترسو؟

193
00:11:38.500 --> 00:11:41.125
‫آره، ترسو.

194
00:11:43.750 --> 00:11:45.125
‫تاوان پس می‌دین!

195
00:11:45.250 --> 00:11:46.875
‫کار همه‌تون تمومه!

196
00:11:56.500 --> 00:11:57.500
‫بابی.

197
00:12:07.875 --> 00:12:10.000
‫چرا بابی اومده اینجا؟

198
00:12:10.125 --> 00:12:13.750
‫جفت‌شون خیلی به نظر عصبانی میان.

199
00:12:14.125 --> 00:12:16.500
‫راجع‌به چی حرف می‌زدن؟

200
00:12:16.500 --> 00:12:18.625
‫به نظر من که می‌خواستن دعوا کنن.

201
00:12:18.750 --> 00:12:22.375
‫- خیلی ترسیدم.
‫- ترسناکه.

202
00:12:22.500 --> 00:12:24.625
‫آروم باشین، بچه‌ها.

203
00:12:24.750 --> 00:12:26.875
‫ما نباید درگیر این قضیه بشیم.

204
00:12:27.125 --> 00:12:30.375
‫بیاین آروم باشیم و لیست اولویت‌ها رو دنبال کنیم.

205
00:12:30.500 --> 00:12:31.500
‫ساده‌ست.

206
00:12:31.500 --> 00:12:33.750
‫فقط باید از اقلام بالای لیست محافظت کنیم.

207
00:12:33.875 --> 00:12:35.000
‫"یومی، نویسندگی"...

208
00:12:35.125 --> 00:12:36.750
‫رتبه‌بندی عوض شده،

209
00:12:36.750 --> 00:12:38.375
‫ولی بابی در رتبه سوم قرار داره.

210
00:12:38.500 --> 00:12:40.875
‫پس نگران وونگ نباشین
‫چون اون اصلا...

211
00:12:40.875 --> 00:12:43.000
‫ولی وونگ که توی لیست هست.

212
00:12:43.250 --> 00:12:44.500
‫چی؟

213
00:12:44.875 --> 00:12:47.000
‫[رتبه بیستم، کو وونگ]

214
00:12:47.000 --> 00:12:49.250
‫اون کِی برگشته توی لیست؟

215
00:12:49.250 --> 00:12:51.875
‫یومی توی دلش علاقه خاصی به وونگ داره.

216
00:12:52.375 --> 00:12:55.125
‫وونگ در باطن خیلی آدم نازنینیـه.

217
00:12:56.625 --> 00:12:58.500
‫حتما اونا برش گردوندن توی لیست.

218
00:12:59.000 --> 00:13:01.125
‫این کفایت نمی‌کنه.
‫فقط بین‌شون قرار بگیر.

219
00:13:04.250 --> 00:13:05.250
‫هی.

220
00:13:08.250 --> 00:13:10.125
‫چرا این همه راه اومدی اینجا؟

221
00:13:11.625 --> 00:13:14.250
‫چون جواب گوشیت رو نمی‌دادی
‫نگران شدم.

222
00:13:14.375 --> 00:13:16.625
‫قبل از اینکه برم بیرون
‫گوشیم رو یادم رفته بود.

223
00:13:17.000 --> 00:13:18.000
‫بگیر.

224
00:13:18.625 --> 00:13:19.875
‫من گوشی رو بهش دادم.

225
00:13:20.875 --> 00:13:21.875
‫آها.

226
00:13:22.875 --> 00:13:24.375
‫کجا رفته بودی؟

227
00:13:25.750 --> 00:13:26.750
‫خب...

228
00:13:27.250 --> 00:13:30.000
‫موقع زدن خوردن، پیراهنت پاره شده بود.

229
00:13:31.250 --> 00:13:34.625
‫رفته بودم برات پیراهن بگیرم،
‫ولی برگشتم دنبال گوشیم.

230
00:13:35.375 --> 00:13:36.750
‫نگران بودم که ممکنه معطل شده باشی.

231
00:13:37.250 --> 00:13:38.625
‫پس می‌خوای دوباره برگردی بیرون؟

232
00:13:40.375 --> 00:13:41.625
‫بگو اینو بپوشه.

233
00:13:44.500 --> 00:13:46.125
‫- می‌تونی کت منو بپوشی.
‫- چرا باید این کارو کنم؟

234
00:13:46.875 --> 00:13:48.500
‫بدنت پیداست.

235
00:13:49.625 --> 00:13:51.125
‫این هیچ ربطی به تو نداره.

236
00:13:51.375 --> 00:13:53.250
‫من نگران تو نیستم.

237
00:13:53.375 --> 00:13:54.625
‫چون یومی اهمیت میده
‫دارم این کارو می‌کنم.

238
00:13:54.625 --> 00:13:58.125
‫- داری از حد خودت می‌گذریا.
‫- این تخصص خودت نیست؟

239
00:14:01.000 --> 00:14:03.750
‫میگه خوبه، پس بیا بریم.

240
00:14:03.875 --> 00:14:05.500
‫نگفتم خوبم.

241
00:14:05.750 --> 00:14:07.000
‫گفتم کت تو رو نمی‌خوام.

242
00:14:07.125 --> 00:14:08.625
‫چرا نمی‌پوشیش؟
‫اینطوری زشته.

243
00:14:08.750 --> 00:14:11.500
‫- لازم نیست بهم پسش بدی.
‫- چیکار می‌کنی؟

244
00:14:11.625 --> 00:14:13.375
‫این برات خوب نیست؟

245
00:14:13.875 --> 00:14:15.500
‫گرون قیمت هم هست.

246
00:14:16.000 --> 00:14:17.000
‫گوش کن.

247
00:14:17.625 --> 00:14:19.875
‫تو همیشه کتت رو به بقیه قرض میدی؟

248
00:14:21.125 --> 00:14:23.500
‫اون موقع تو حال خودم نبودم،
‫ولی واضح یادمه.

249
00:14:23.625 --> 00:14:25.750
‫- تو کتت رو به یومی...
‫- وونگ.

250
00:14:28.375 --> 00:14:31.250
‫می‌دونم تو آدم خوبی هستی.

251
00:14:32.500 --> 00:14:34.875
‫خودت رو جای من بذار.

252
00:14:35.125 --> 00:14:37.125
‫- فکر کن چه حسی بهم دست میده.
‫- یومی.

253
00:14:37.125 --> 00:14:38.750
‫اگه تو جای من بودی
‫چه حسی بهت دست می‌داد؟

254
00:14:38.875 --> 00:14:39.875
‫یومی!

255
00:14:42.875 --> 00:14:44.500
‫اون موقع از دستت ناامید شده بودم،

256
00:14:45.125 --> 00:14:47.250
‫ولی الان حست رو درک می‌کنم.

257
00:14:48.875 --> 00:14:50.125
‫بس کن.

258
00:14:50.875 --> 00:14:52.000
‫کو وونگ.

259
00:14:53.000 --> 00:14:54.250
‫بس کن.

260
00:14:54.375 --> 00:14:55.875
‫ولی برای من،

261
00:14:57.000 --> 00:14:58.500
‫اولویت‌هام ارجعیت دارن.

262
00:14:59.875 --> 00:15:01.500
‫این قانونیه که تصمیم گرفتم
‫باهاش زندگی کنم.

263
00:15:11.625 --> 00:15:12.625
‫آقای کو.

264
00:15:14.500 --> 00:15:16.625
‫خوبه، کارمندت اومده.

265
00:15:16.875 --> 00:15:19.125
‫پس ما دیگه می‌ریم.
‫بریم بابی.

266
00:15:19.625 --> 00:15:21.625
‫مراقب خودت باش.
‫خدافظ.

267
00:15:23.625 --> 00:15:24.875
‫حالتون خوبه، قربان؟

268
00:15:25.750 --> 00:15:27.375
‫وقتی باهام تماس گرفتین
‫خیلی شوکه شدم.

269
00:15:28.750 --> 00:15:30.000
‫بدجور صدمه دیدین؟

270
00:15:41.500 --> 00:15:43.375
‫کتت رو بپوش.
‫سرده.

271
00:15:44.875 --> 00:15:45.875
‫باشه.

272
00:15:55.375 --> 00:15:56.500
‫ببخشید.

273
00:15:57.625 --> 00:15:59.750
‫من نباید میومدم.
‫باید منتظرت می‌موندم.

274
00:15:59.750 --> 00:16:03.625
‫نه. چون گوشیم رو جواب نمی‌دادم
‫نگران شده بودی.

275
00:16:04.250 --> 00:16:05.375
‫من معذرت می‌خوام.

276
00:16:08.750 --> 00:16:10.750
‫همینجا صبر کن.
‫میرم ماشین رو بیارم.

277
00:16:11.125 --> 00:16:12.125
‫باشه.

278
00:16:32.875 --> 00:16:35.250
‫آقای چائه هم دارن میان.

279
00:16:35.250 --> 00:16:37.000
‫وقتی رسیدن می‌تونیم با همدیگه بریم.

280
00:16:38.000 --> 00:16:40.750
‫جلسه مدیریت رو انداختم فردا صبح.

281
00:16:42.500 --> 00:16:43.750
‫ساعت چند؟

282
00:16:43.875 --> 00:16:45.500
‫خب...

283
00:16:48.125 --> 00:16:49.125
‫همون ساعت که شروع میشه.

284
00:16:55.250 --> 00:16:56.375
‫این یکی باحال بود.

285
00:16:58.250 --> 00:17:00.375
‫ساعت چنده؟

286
00:17:01.750 --> 00:17:03.000
‫همون ساعت که باید باشه.

287
00:17:26.500 --> 00:17:29.250
‫قربان، ببخشید.
‫فقط می‌خواستم خنده‌تون بندازم.

288
00:17:30.750 --> 00:17:32.625
‫قربان.
‫خیلی صدمه دیدین؟

289
00:17:34.625 --> 00:17:35.875
‫نه.

290
00:17:36.000 --> 00:17:38.125
‫به نظر درد دارین.
‫برگردیم توی اورژانس؟

291
00:17:39.375 --> 00:17:40.625
‫خوبم.

292
00:17:44.500 --> 00:17:45.750
‫اصلا درد نداره.

293
00:17:46.750 --> 00:17:47.875
‫اصلا هیچی نیست.

294
00:17:49.250 --> 00:17:52.125
‫[مرکز فوریت‌های پزشکی]

295
00:17:59.000 --> 00:18:00.000
‫حتما گرسنته.

296
00:18:00.875 --> 00:18:02.250
‫دلت می‌خواد چی بخوریم؟

297
00:18:03.500 --> 00:18:05.000
‫هرچی باشه خوبه.

298
00:18:06.500 --> 00:18:09.500
‫بریم سامچئونگ‌دونگ پاستا بخوریم؟

299
00:18:11.000 --> 00:18:13.250
‫- بریم.
‫- باشه.

300
00:18:26.750 --> 00:18:28.000
‫تحت فشار قرار نگیر.

301
00:18:29.625 --> 00:18:31.875
‫هروقت احساس کردی آماده‌ای
‫می‌تونی دوباره انگشتت کنی.

302
00:18:31.875 --> 00:18:33.000
‫مشکلی نیست.

303
00:18:37.875 --> 00:18:40.125
‫وقتی بعد از جدایی آشتی می‌کنین،

304
00:18:40.625 --> 00:18:43.375
‫کنار همدیگه احتیاط می‌‌کنین.

305
00:18:46.125 --> 00:18:49.250
‫شاید این یکی از دشوارترین روابطی باشه
‫که میشه داشت.

306
00:18:58.750 --> 00:19:03.375
‫[عشق بین استادان عشق]

307
00:19:06.375 --> 00:19:09.625
‫یومی دوتا رفیق داره که به ادعای خودشون
‫استاد عشق هستن.

308
00:19:11.250 --> 00:19:12.875
‫صبح بخیر.

309
00:19:13.250 --> 00:19:14.500
‫- سلام.
‫- سلام.

310
00:19:15.000 --> 00:19:17.125
‫اون افراد لی روبی و کنترل زی هستن.

311
00:19:22.000 --> 00:19:23.875
‫تویی، یومی؟

312
00:19:25.250 --> 00:19:26.375
‫سلام، روبی!

313
00:19:26.875 --> 00:19:29.000
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

314
00:19:29.125 --> 00:19:30.125
‫امروز...

315
00:19:33.250 --> 00:19:35.250
‫- یومی.
‫- اومدی.

316
00:19:49.750 --> 00:19:53.500
‫یه روز، این افراد به اصطلاح استاد عشق
‫همدیگه رو دیدن.

317
00:19:55.000 --> 00:19:57.750
‫سلام کن.
‫اینا همکارهای سابق منن.

318
00:19:57.750 --> 00:20:00.500
‫اینا ایدا و روبی از بخش حسابداری

319
00:20:00.625 --> 00:20:02.000
‫و بونهی از بازاریابی.

320
00:20:02.625 --> 00:20:06.375
‫و این تصویرگری هست که
‫الان دارم باهاش کار می‌کنم.

321
00:20:06.625 --> 00:20:07.625
‫آها.

322
00:20:07.750 --> 00:20:09.875
‫خوشوقتم.
‫اسم من کنترل زی هست.

323
00:20:10.250 --> 00:20:13.125
‫کنترل "جی"؟

324
00:20:13.375 --> 00:20:14.500
‫"زی".

325
00:20:14.750 --> 00:20:16.750
‫"زی".

326
00:20:17.625 --> 00:20:19.250
‫کنترل "زی" هست.

327
00:20:21.500 --> 00:20:24.000
‫منظورش حرف "ز" هست.

328
00:20:24.125 --> 00:20:25.375
‫- آها.
‫- اوه، حرف ز.

329
00:20:25.500 --> 00:20:28.125
‫نه، ز نه.
‫"زی".

330
00:20:29.000 --> 00:20:31.375
‫مدتی میشه که با کسی آشنا نشدیم.

331
00:20:31.500 --> 00:20:32.625
‫اسکن رو آغاز کن.

332
00:20:35.750 --> 00:20:37.500
‫احتمالا اوایل 30 سالگیشه.

333
00:20:37.875 --> 00:20:39.125
‫قدش بلندتر از حالت متوسطه،

334
00:20:39.250 --> 00:20:41.125
‫ولی به اندازه اوگی قد بلند نیست.

335
00:20:41.250 --> 00:20:44.500
‫خوش قیافه‌ست، ولی نه به اندازه اوگی.

336
00:20:44.875 --> 00:20:46.500
‫خوش استایله.

337
00:20:47.250 --> 00:20:49.500
‫ولی نه به اندازه اوگی.

338
00:20:50.500 --> 00:20:52.250
‫اون به سلیقه روبی نمیاد.
‫تموم شد رفت.

339
00:20:52.500 --> 00:20:54.000
‫می‌تونه دور و بر اون راحت رفتار کنه.

340
00:20:56.625 --> 00:20:58.250
‫خوشوقتم.
‫اسم من لی روبیه.

341
00:20:59.750 --> 00:21:01.750
‫ولی یومی.
‫چرا امروز اومدی اینجا؟

342
00:21:01.750 --> 00:21:04.750
‫تیم بازاریابی بخاطر یه تبلیغی که
‫دارن روش کار می‌کنن

343
00:21:04.875 --> 00:21:07.125
‫می‌خواستن یه تصویرگر بهشون معرفی کنم.

344
00:21:07.375 --> 00:21:09.500
‫فقط اومدم اون رو بهشون معرفی کنم.

345
00:21:09.875 --> 00:21:12.125
‫حتما بابی ازت خواسته.

346
00:21:12.875 --> 00:21:15.875
‫تو تصویرگری الهه عشق من رو انجام دادی، درسته؟

347
00:21:16.125 --> 00:21:17.750
‫خیلی با استعدادی.

348
00:21:17.875 --> 00:21:19.875
‫- واقعا؟
‫- آره، کارش حرف نداره.

349
00:21:19.875 --> 00:21:21.750
‫رو دست نداره.

350
00:21:22.125 --> 00:21:24.375
‫می‌تونی چهره روبی رو بکشی؟

351
00:21:25.125 --> 00:21:27.375
‫- ببخشید؟
‫- لطفا روبی رو بکِش.

352
00:21:27.875 --> 00:21:29.125
‫روبی رو بکِشم؟

353
00:21:29.875 --> 00:21:32.375
‫داره بصورت سوم شخص
‫به خودش اشاره می‌کنه؟

354
00:21:32.750 --> 00:21:34.875
‫لطفا!

355
00:21:37.000 --> 00:21:38.500
‫خب...

356
00:21:41.000 --> 00:21:42.125
‫تو دیگه چی هستی؟

357
00:21:42.375 --> 00:21:44.250
‫چرا داری جلوی یه آدم غریبه
‫ناز رفتار می‌کنی؟

358
00:21:49.875 --> 00:21:52.500
‫طوری می‌کشی انگار راحته.

359
00:21:52.625 --> 00:21:53.625
‫سریعه.

360
00:21:54.000 --> 00:21:55.375
‫واقعا کارش درسته.

361
00:21:55.375 --> 00:21:58.750
‫من هیچی از هنر حالیم نمیشه
‫واسه همین هنگ کردم.

362
00:22:00.000 --> 00:22:02.500
‫[تولیدی نودل ده‌هان]

363
00:22:02.625 --> 00:22:04.250
‫این محشره.

364
00:22:05.500 --> 00:22:08.125
‫چته تو؟
‫داری چی میگی؟

365
00:22:08.500 --> 00:22:10.250
‫بذار یه نگاهی بندازم.

366
00:22:10.500 --> 00:22:11.750
‫هی. بس کن.

367
00:22:11.750 --> 00:22:12.875
‫بفرما.

368
00:22:14.875 --> 00:22:17.375
‫ببخشید، ولی تو با سلیقه من فرق داری.

369
00:22:20.000 --> 00:22:22.750
‫این چیه؟
‫این مثلا باید روبی باشه؟

370
00:22:23.875 --> 00:22:25.500
‫تو خیلی بامزه‌ای!

371
00:22:25.625 --> 00:22:27.750
‫ضربه به شانه‌ی شما!

372
00:22:27.875 --> 00:22:29.250
‫جادوی سیاه رفتار ناز.

373
00:22:30.500 --> 00:22:31.500
‫خب...

374
00:22:31.625 --> 00:22:34.375
‫هی.
‫ما تازه همدیگه رو دیدیم.

375
00:22:37.250 --> 00:22:38.500
‫اینو ببینین.

376
00:22:39.625 --> 00:22:40.750
‫دقیقا عین خودشه.

377
00:22:40.750 --> 00:22:42.625
‫اون خوشگل‌ترش کرده.

378
00:22:42.750 --> 00:22:45.875
‫مزخرفه.
‫من از این خوشگل‌ترم.

379
00:22:46.625 --> 00:22:47.875
‫بازم نازه.

380
00:22:48.750 --> 00:22:50.250
‫لطفا نقاشی رو امضا کن.

381
00:22:51.500 --> 00:22:52.500
‫باشه.

382
00:22:52.875 --> 00:22:55.250
‫اسم من لی روبیه.

383
00:22:55.750 --> 00:22:57.750
‫اون خطرناکه.
‫باید فرار کنم.

384
00:22:59.250 --> 00:23:00.375
‫بفرما.

385
00:23:00.375 --> 00:23:02.500
‫من دیگه میرم.

386
00:23:02.625 --> 00:23:04.250
‫باید به بخش بازاریابی برم.

387
00:23:05.750 --> 00:23:08.250
‫بذار منم باهات بیام.
‫نمی‌دونی کجاست.

388
00:23:08.500 --> 00:23:11.125
‫خودم می‌تونم پیداش کنم.

389
00:23:12.375 --> 00:23:13.625
‫خداحافظ.

390
00:23:23.375 --> 00:23:25.625
‫اگه داری به بخش بازاریابی میری،
‫می‌تونی با من بیای.

391
00:23:27.500 --> 00:23:29.000
‫نشونت میدم کجاست.

392
00:23:29.250 --> 00:23:31.000
‫واقعا؟

393
00:23:31.875 --> 00:23:34.250
‫حالا دیگه شکی درش نیست.

394
00:23:34.500 --> 00:23:36.375
‫قطعا ازم خوشش اومده.

395
00:23:36.500 --> 00:23:39.125
‫نمی‌خواد.
‫خودم می‌دونم کجاست.

396
00:23:39.875 --> 00:23:42.500
‫ببخشید، ولی من علاقه‌مند نیستم.

397
00:23:44.125 --> 00:23:46.125
‫راستش از این طرفه.

398
00:23:50.000 --> 00:23:52.500
‫این ساختمون قدیمی‌ایه
‫واسه همین گیج کننده‌ست.

399
00:23:55.500 --> 00:23:58.625
‫نگاهش کن.
‫اون...

400
00:24:00.000 --> 00:24:01.250
‫این حالت ایستادن 5:55 هست.

401
00:24:01.375 --> 00:24:02.750
‫خم کردن سر و یه پا

402
00:24:02.875 --> 00:24:05.125
‫برای اینکه بدن آدم
‫مثل ساعت 5:55 در بیاد.

403
00:24:05.500 --> 00:24:07.000
‫این دختره چشه؟

404
00:24:07.291 --> 00:24:08.875
‫چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟

405
00:24:09.250 --> 00:24:10.500
‫باهام بیا.

406
00:24:13.125 --> 00:24:16.250
‫باشه.
‫پس بیا باهم بریم.

407
00:24:23.625 --> 00:24:26.375
‫[برای روبی]

408
00:24:26.666 --> 00:24:28.125
‫این خیلی خنده‌داره.

409
00:24:28.791 --> 00:24:31.666
‫دقیق نیست، ولی شبیه روبیه.

410
00:24:33.250 --> 00:24:37.166
‫ولی انگار رفتارش مودب و دوستانه‌ست.

411
00:24:37.416 --> 00:24:39.125
‫اون سرشار از انرژی مثبته.

412
00:24:39.166 --> 00:24:41.041
‫یه جورایی خوشگله...

413
00:24:45.416 --> 00:24:46.416
‫بیا تو.

414
00:24:46.875 --> 00:24:47.875
‫باشه.

415
00:24:48.916 --> 00:24:51.125
‫نه، اون با سلیقه من فرق داره.

416
00:24:51.750 --> 00:24:53.000
‫باید همینجا حد و مرز رو مشخص کنم.

417
00:24:56.916 --> 00:24:59.000
‫از تکنیک کَره استفاده می‌کنم.

418
00:24:59.375 --> 00:25:01.000
‫هیچ زنی طاقتش رو نداره.

419
00:25:02.125 --> 00:25:04.125
‫باید سوالی ازت بپرسم.

420
00:25:05.000 --> 00:25:06.000
‫چیه؟

421
00:25:06.041 --> 00:25:08.750
‫روبی اسم واقعیته؟

422
00:25:09.375 --> 00:25:12.625
‫اسم واقعیمه؟
‫چرا؟

423
00:25:15.041 --> 00:25:16.875
‫قشنگه...
‫منظورم اسمته.

424
00:25:21.041 --> 00:25:22.041
‫"تکنیک کَره".

425
00:25:22.125 --> 00:25:23.916
‫آدم ترتیب کلمات رو عوض می‌کنه

426
00:25:24.000 --> 00:25:25.875
‫تا سطح چندشی رو به 120 درصد برسونه.

427
00:25:26.625 --> 00:25:28.875
‫خیلی قشنگه، اسمت.

428
00:25:30.791 --> 00:25:34.041
‫من تا حالا زنی رو ندیدم که از این خوشش بیاد.
‫زیاده‌رویه.

429
00:25:35.791 --> 00:25:37.541
‫این زیاده‌رویه.

430
00:25:37.625 --> 00:25:40.041
‫چطور یکی می‌تونه با جدیت
‫همچین چیزی رو به یکی بگه؟

431
00:25:41.000 --> 00:25:42.125
‫ولی...

432
00:25:43.291 --> 00:25:44.416
‫خیلی حس دلنوازی داشت.

433
00:25:48.666 --> 00:25:49.791
‫ممنون.

434
00:25:52.250 --> 00:25:53.291
‫چی؟

435
00:25:55.041 --> 00:25:58.375
‫تو خیلی رک هستی.

436
00:26:03.416 --> 00:26:06.000
‫معلومه خب.
‫این دیداری بین دو استاد عشقه.

437
00:26:06.041 --> 00:26:08.125
‫هر تکنیکی که به کار می‌برن
‫داره جواب میده.

438
00:26:23.166 --> 00:26:26.750
‫درمورد اون روبی که تو تولیدی نودل ده‌هان دیدیم...

439
00:26:27.916 --> 00:26:29.791
‫بله. چیه؟

440
00:26:32.791 --> 00:26:34.125
‫کسی توی زندگیش داره؟

441
00:26:35.666 --> 00:26:37.125
‫چرا می‌خوای اینو بدونی؟

442
00:26:38.041 --> 00:26:40.291
‫نه. چطور؟

443
00:26:42.166 --> 00:26:43.250
‫می‌دونستم.

444
00:26:43.291 --> 00:26:46.875
‫اگه از نظرت اشکالی نداره،
‫میشه محترمانه ردش کنم؟

445
00:26:47.416 --> 00:26:50.250
‫به نظر میومد شما دوتا خیلی صمیمی هستین
‫واسه همین گفتم بهتره ازت بپرسم.

446
00:26:50.750 --> 00:26:51.750
‫رد کنی؟

447
00:26:52.500 --> 00:26:56.666
‫اتفاقی بین‌شون افتاده؟

448
00:27:00.916 --> 00:27:05.000
‫اون تصویرگر کنترل زی
‫زنی توی زندگیش داره؟

449
00:27:06.500 --> 00:27:08.125
‫اینا دارن چیکار می‌کنن؟

450
00:27:09.750 --> 00:27:10.916
‫فکر نکنم.

451
00:27:11.875 --> 00:27:14.750
‫نداره؟
‫اینطوری به نظر میومد.

452
00:27:15.791 --> 00:27:17.166
‫چرا می‌پرسی؟

453
00:27:18.541 --> 00:27:20.416
‫دارم فکر می‌کنم که چیکار کنم

454
00:27:20.666 --> 00:27:22.541
‫چون امروز داشت جلب توجه میکرد.

455
00:27:24.666 --> 00:27:26.500
‫[ امروز داشت توجهم رو جلب میکرد]

456
00:27:26.541 --> 00:27:31.166
‫[میشه محترمانه ردش کنم؟]

457
00:27:33.125 --> 00:27:34.750
‫دارن چیکار می‌کنن؟

458
00:27:36.000 --> 00:27:37.791
‫چرا دارن میگن طرف مقابل
‫ازشون خوشش میاد؟

459
00:27:49.000 --> 00:27:50.750
‫چرا اتوبوس اینقدر دیر کرده؟

460
00:27:53.166 --> 00:27:55.750
‫قبولش کنم؟

461
00:27:55.791 --> 00:27:56.875
‫چی؟

462
00:27:56.916 --> 00:27:59.625
‫اون دقیقا با سلیقه‌ام جور در نمیاد،

463
00:27:59.875 --> 00:28:02.375
‫ولی روبی این روزها تنهاست.

464
00:28:02.750 --> 00:28:04.125
‫و حوصله‌اش هم سر رفته.

465
00:28:06.916 --> 00:28:08.166
‫چون ازم خوشش میاد

466
00:28:09.125 --> 00:28:11.375
‫و اونقدرهام بد قیافه‌ نیست.

467
00:28:11.625 --> 00:28:12.875
‫چی داری میگی؟

468
00:28:15.250 --> 00:28:16.541
‫باشه.

469
00:28:16.541 --> 00:28:19.291
‫روبی امروز یه آدم تنها رو نجات میده.

470
00:28:26.291 --> 00:28:28.416
‫[#هورا #کیک #هدیه_غافلگیرانه]

471
00:28:28.500 --> 00:28:30.791
‫[کنترل_زی_: خخخخخخ]

472
00:28:31.416 --> 00:28:34.500
‫آقای زی.
‫امروز بُرد بزرگی کردی.

473
00:28:35.166 --> 00:28:36.250
‫هی.

474
00:28:36.916 --> 00:28:38.791
‫منظورت اون تصویرگره؟

475
00:28:39.416 --> 00:28:40.500
‫امکان نداره.

476
00:28:40.541 --> 00:28:43.166
‫گفتم از اونجایی که خیلی ازم خوشش میاد
‫یه فرصت بهش بدم.

477
00:28:43.291 --> 00:28:45.500
‫ازت خوشش میاد؟
‫خودش گفت؟

478
00:28:45.541 --> 00:28:46.916
‫اصلا به اندازه کافی باهم وقت گذروندین؟

479
00:28:47.791 --> 00:28:51.916
‫فقط 30 ثانیه طول می‌کشه
‫تا آدم عاشق بشه.

480
00:28:57.666 --> 00:28:59.166
‫می‌خوای نظر بذاری؟

481
00:28:59.875 --> 00:29:01.541
‫خیلی جسورانه‌ست.

482
00:29:02.416 --> 00:29:06.416
‫اول دنبالش کن و پست‌هاش رو لایک کن.

483
00:29:07.416 --> 00:29:08.416
‫نه.

484
00:29:08.541 --> 00:29:10.416
‫روبی اصلا لفتش نمیده.

485
00:29:11.000 --> 00:29:12.541
‫روبی سریع دست به کار میشه.

486
00:29:12.750 --> 00:29:13.791
‫منظورت اینه که...

487
00:29:14.416 --> 00:29:15.791
‫بهش دایرکت میدم.

488
00:29:17.500 --> 00:29:19.916
‫[کنترل_زی]

489
00:29:22.666 --> 00:29:26.541
‫لی روبی.
‫پس عاشقم شدی.

490
00:29:28.666 --> 00:29:30.041
‫[پیام جدید از طرف روبی_ناناز]

491
00:29:30.125 --> 00:29:33.291
‫این چیه؟
‫الان بهم دایرکت داد؟

492
00:29:34.125 --> 00:29:37.375
‫حتما بدجوری عاشقم شده.

493
00:29:38.291 --> 00:29:40.166
‫بی‌خطر رسیدی خونه؟

494
00:29:40.250 --> 00:29:42.875
‫اتفاقی از طریق اکانت یومی پیدات کردم.

495
00:29:43.041 --> 00:29:44.625
‫پیام دادم که بهت سلام کنم.

496
00:29:45.041 --> 00:29:48.416
‫پیامت رو خوند، ولی جواب نمیده؟

497
00:29:49.041 --> 00:29:50.625
‫سه دقیقه گذشته.

498
00:29:53.791 --> 00:29:57.791
‫روبی.
‫فکر کنم دست رد به سینه‌ات خورده.

499
00:29:59.166 --> 00:30:00.791
‫ اتوبوس به زودی می‌رسد...

500
00:30:00.875 --> 00:30:03.000
‫بهت که گفتم داری زیادی جسورانه عمل می‌کنی.

501
00:30:04.791 --> 00:30:07.041
‫نمی‌خوای سوار شی؟
‫فکر کنم این اتوبوس توئه.

502
00:30:07.166 --> 00:30:08.666
‫می‌تونم با بعدی برم.

503
00:30:09.041 --> 00:30:10.166
‫چرا سوار نمیشی؟

504
00:30:10.291 --> 00:30:12.375
‫باشه. میرم.

505
00:30:29.541 --> 00:30:31.666
‫چرا جواب نمیده؟

506
00:30:33.416 --> 00:30:35.166
‫داره ناز می‌کنه؟

507
00:30:38.000 --> 00:30:39.166
‫داره یه چیزی می‌نویسه.

508
00:30:41.291 --> 00:30:44.291
‫چرا اینقدر استرس‌آوره؟

509
00:30:46.666 --> 00:30:50.666
‫یکم طول کشید تا تو رو یادم بیاد.
‫خوشحال شدم امروز دیدمت.

510
00:30:52.791 --> 00:30:53.916
‫داره خجالتی رفتار می‌کنه.

511
00:30:55.416 --> 00:30:58.125
‫حالا بهت فرصتی میدم
‫تا ازم بخوای بیرون بریم.

512
00:30:59.041 --> 00:31:00.916
‫آغاز پروتکل قرار.

513
00:31:01.666 --> 00:31:06.250
‫پروتکل قرار تکنیکیه که برای
‫قرار گذاشتن در آخرهفته استفاده میشه

514
00:31:06.291 --> 00:31:11.000
‫با اینکه کاری کنی تا طرف مقابل بهت بگه
‫که برنامه‌ای برای آخرهفته نداره.

515
00:31:14.291 --> 00:31:17.000
‫حالا بگو، "آخرهفته کار خاصی ندارم".

516
00:31:17.041 --> 00:31:18.875
‫جواب درست همینه.

517
00:31:20.291 --> 00:31:22.041
‫- چرا؟
‫- "چرا"؟

518
00:31:24.916 --> 00:31:27.250
‫دوباره داره ناز می‌کنه.

519
00:31:28.791 --> 00:31:31.625
‫ولی از اونجایی که می‌دونم ازم خوشت میاد،

520
00:31:31.791 --> 00:31:33.541
‫ناز کردن جواب نمیده.

521
00:31:35.250 --> 00:31:37.916
‫من این آخرهفته بلیط یه نمایشگاه رو دارم.

522
00:31:38.000 --> 00:31:39.250
‫می‌خوای باهام بیای؟

523
00:31:46.291 --> 00:31:47.291
‫چی؟

524
00:31:48.625 --> 00:31:52.666
‫ببخشید.
‫این آخرهفته باید کاری رو تحویل بدم.

525
00:31:53.375 --> 00:31:54.875
‫امکان نداره.

526
00:31:55.916 --> 00:31:57.541
‫الان درخواستم رو رد کرد؟

527
00:31:58.416 --> 00:32:01.041
‫این درست نیست.

528
00:32:06.916 --> 00:32:08.541
‫یعنی اشتباه کردم؟

529
00:32:08.916 --> 00:32:10.666
‫الان خودم رو احمق جلوه دادم؟

530
00:32:11.541 --> 00:32:13.125
‫اصلا ممکن نیست.

531
00:32:14.291 --> 00:32:15.500
‫باید درستش کنم.

532
00:32:18.791 --> 00:32:20.291
‫متوجه شدم.

533
00:32:20.916 --> 00:32:24.625
‫چون هنرمندی ازت خواستم بیای.

534
00:32:26.500 --> 00:32:28.416
‫اگه بهم علاقه نداشت،

535
00:32:28.541 --> 00:32:30.416
‫چرا بهم گفت که اسمم قشنگه؟

536
00:32:31.250 --> 00:32:32.291
‫عوضی.

537
00:32:42.916 --> 00:32:45.791
‫به جای آخرهفته، فردا عصر چطوره؟

538
00:32:52.166 --> 00:32:53.166
‫خوشت میاد؟

539
00:32:53.791 --> 00:32:55.125
‫آره.

540
00:32:58.375 --> 00:33:01.791
‫امروز قراره روبی رو ببینی؟

541
00:33:06.000 --> 00:33:07.041
‫آقای زی؟

542
00:33:08.291 --> 00:33:10.500
‫آره، امروز می‌بینمش.

543
00:33:10.875 --> 00:33:14.541
‫یهویی بهم پیام داد
‫و ازم خواست باهاش به یه نمایشگاه برم.

544
00:33:15.291 --> 00:33:16.916
‫خونسرد باش.

545
00:33:17.000 --> 00:33:18.291
‫چرا داری می‌لرزی؟

546
00:33:19.750 --> 00:33:20.916
‫آها.

547
00:33:21.000 --> 00:33:23.541
‫به نظر میومد واقعا دلش می‌خواد بریم.

548
00:33:24.041 --> 00:33:26.875
‫منم اتفاقا امروز وقتم آزاد بود.

549
00:33:27.666 --> 00:33:30.916
‫چرا با شنیدن اسمش قلبم داره تند تند می‌زنه؟

550
00:33:31.666 --> 00:33:34.291
‫چون ازم خوشش میاد
‫دارم مودبانه رفتار می‌کنم.

551
00:33:34.916 --> 00:33:36.541
‫"تکنیک زمان‌بندی" روبی...

552
00:33:36.625 --> 00:33:39.541
‫مهارت سرسختیه که دل طرف مقابل رو آب می‌کنه.

553
00:33:40.791 --> 00:33:44.625
‫روبی هرگز فوراً جواب پیام رو نمیده.

554
00:33:45.250 --> 00:33:46.875
‫حداقل سه دقیقه صبر می‌کنه...

555
00:33:46.916 --> 00:33:50.250
‫روبی داره با اتوبوس میره،
‫پس چطوره که توی نمایشگاه همدیگه رو ببینیم؟

556
00:33:50.666 --> 00:33:52.166
‫باشه. بیا همین کارو کنیم.

557
00:33:53.416 --> 00:33:56.041
‫و بعضی اوقات حتی 20 دقیقه بعد جواب میده.

558
00:33:58.666 --> 00:34:00.166
‫طرف مقابل وقتی منتظر جوابه

559
00:34:00.250 --> 00:34:03.000
‫کم کم دلسرد میشه.

560
00:34:03.500 --> 00:34:06.041
‫چرا جواب نمیده؟
‫سرش شلوغه؟

561
00:34:13.250 --> 00:34:14.625
‫کار اشتباهی کردم؟

562
00:34:20.791 --> 00:34:22.041
‫وقتی بالاخره جواب میده،

563
00:34:22.416 --> 00:34:25.291
‫دلسردی به آسودگی خاطر تبدیل میشه
‫و دلش رو در بر می‌گیره.

564
00:34:27.000 --> 00:34:28.375
‫و با تکرار شدن این کار،

565
00:34:28.791 --> 00:34:32.291
‫دل طرف مقابل با شنیدن اسمش
‫به لرزه در میاد.

566
00:34:32.750 --> 00:34:34.791
‫وقتی روبی رو دیدی...

567
00:34:36.541 --> 00:34:39.000
‫این تکنیکیه که توسط استاد عشق روبی
‫به کار میره.

568
00:34:43.791 --> 00:34:46.666
‫ولی البته که کنترل زی هم یه استاده.

569
00:34:51.166 --> 00:34:52.166
‫چیه؟

570
00:34:52.625 --> 00:34:56.000
‫اگه ایراد نداره، خودمونی‌تر حرف می‌زنم.

571
00:34:58.125 --> 00:35:01.291
‫با حمله پیشگیرانه کنترل زی
‫دلش کمی بال بال زد.

572
00:35:03.375 --> 00:35:04.416
‫مشکلی نداره.

573
00:35:04.916 --> 00:35:07.666
‫ولی حرکت بعدی بود که
‫ضربه حیاتی رو زد.

574
00:35:08.000 --> 00:35:09.125
‫روبی.

575
00:35:12.416 --> 00:35:13.625
‫می‌خوای باهام بیرون بری؟

576
00:35:19.041 --> 00:35:21.041
‫باید صبر کنی.

577
00:35:22.041 --> 00:35:25.541
‫یک میسیسیپی، دو میسیسیپی،
‫سه میسیسیپی،

578
00:35:26.500 --> 00:35:30.166
‫چهار میسیسیپی، پنج میسیسیپی،
‫شیش میسیسیپی...

579
00:35:31.375 --> 00:35:35.291
‫خیلی بهش فکر نکن.
‫فقط داشتم...

580
00:35:36.666 --> 00:35:37.666
‫ده میسیسیپی.

581
00:35:38.166 --> 00:35:39.291
‫باشه.

582
00:35:41.500 --> 00:35:42.666
‫[زی]

583
00:35:51.750 --> 00:35:53.666
‫این تازه دومین روز آشنایی‌شون بود.

584
00:35:54.250 --> 00:35:57.041
‫استادان عشق اینطوری کار رو در میارن.

585
00:36:01.041 --> 00:36:07.625
‫[سفر کاری]

586
00:36:18.791 --> 00:36:20.041
‫[روبی]

587
00:36:21.416 --> 00:36:22.791
‫سلام، روبی.

588
00:36:23.041 --> 00:36:25.291
‫امروز قرار ملاقاتی با کنترل زی داری، درسته؟

589
00:36:25.666 --> 00:36:27.791
‫میشه توی استودیوش همدیگه رو ببینیم؟

590
00:36:28.541 --> 00:36:31.041
‫میشه، ولی چرا؟

591
00:36:33.666 --> 00:36:35.666
‫روبی اومده!

592
00:36:37.500 --> 00:36:38.791
‫بیاین ناهار بخوریم.

593
00:36:39.041 --> 00:36:41.125
‫واقعا برامون ناهار آوردی.

594
00:36:42.166 --> 00:36:46.375
‫اینم از ناهار کم کالری و کم سدیم روبی‌پز.

595
00:36:46.875 --> 00:36:50.166
‫کم کالری! کم سدیم!
‫سالم!

596
00:36:51.125 --> 00:36:55.666
‫سه چیزی که موقع توصیف غذا
‫از شنیدشون متنفریم.

597
00:36:57.625 --> 00:36:59.000
‫همش سبزیجاته که.

598
00:36:59.041 --> 00:37:00.541
‫بخاطر همین هم غذای سالمیه.

599
00:37:00.666 --> 00:37:03.250
‫فقط از سالم‌ترین مواد غذایی استفاده کردم.
‫بخور.

600
00:37:05.291 --> 00:37:06.666
‫روبی.
‫من نمی‌تونم اینو بخورم.

601
00:37:08.125 --> 00:37:09.291
‫نمی‌خورم.

602
00:37:11.500 --> 00:37:14.041
‫چرا؟ زیادی سبزیجاتیه؟

603
00:37:15.041 --> 00:37:16.541
‫چطور می‌تونم اینو بخورم؟

604
00:37:17.541 --> 00:37:19.666
‫زیادی خوشگله.

605
00:37:20.041 --> 00:37:21.375
‫حیفه بخورمش.

606
00:37:21.416 --> 00:37:24.125
‫بیخیال، زی!

607
00:37:24.166 --> 00:37:26.250
‫واقعا خوشگله.

608
00:37:26.291 --> 00:37:28.291
‫- یه لقمه بخور.
‫- کِی همه اینا رو آماده کردی؟

609
00:37:31.791 --> 00:37:33.041
‫خوب نیست؟

610
00:37:33.166 --> 00:37:35.416
‫واقعا ناهار خوشگلیه.

611
00:37:36.125 --> 00:37:40.000
‫فقط در صورتی که سرشار از عشق باشی
‫می‌تونی همچین چیزی درست کنی.

612
00:37:54.875 --> 00:37:56.625
‫یومی هم قبلا اینطوری بود.

613
00:38:03.791 --> 00:38:05.166
‫بابت ناهار ممنون.

614
00:38:05.666 --> 00:38:07.791
‫برات مفیده، پس باید تا آخر بخوریش.

615
00:38:08.000 --> 00:38:09.166
‫دفعه بعد باز آماده می‌کنم.

616
00:38:10.166 --> 00:38:11.416
‫نه.

617
00:38:11.750 --> 00:38:14.291
‫لازم نیست این کارو کنی.

618
00:38:14.916 --> 00:38:16.291
‫می‌تونیم بیرون غذا بخوریم.

619
00:38:16.375 --> 00:38:19.750
‫زحمتی نداره.
‫هفته‌ای یه بار آماده می‌کنم.

620
00:38:20.416 --> 00:38:21.500
‫گاومون زایید.

621
00:38:23.916 --> 00:38:26.250
‫- خدافظ، یومی.
‫- بعداً می‌بینمت.

622
00:38:32.000 --> 00:38:33.916
‫بریم.
‫اوه، درسته.

623
00:38:35.375 --> 00:38:37.541
‫والدینم زیاد برام ذرت فرستادن.

624
00:38:37.916 --> 00:38:40.250
‫- ذرت؟
‫- می‌خوای بیای یه مقدار ببری؟

625
00:38:43.916 --> 00:38:46.916
‫الان ازم خواست که ذرت می‌خوام یا نه،

626
00:38:47.041 --> 00:38:48.291
‫ولی چرا قلبم داره تند تند می‌زنه؟

627
00:39:09.625 --> 00:39:10.750
‫بفرما قهوه‌ات.

628
00:39:11.958 --> 00:39:14.250
‫درسته. مرسی.

629
00:39:19.000 --> 00:39:20.833
‫- داغه.
‫- مراقب باش.

630
00:39:27.000 --> 00:39:28.333
‫عشق جوان...

631
00:39:38.958 --> 00:39:40.708
‫- بابی.
‫- کجایی؟

632
00:39:41.583 --> 00:39:43.375
‫بعد از قرار ملاقات اومدم خونه.

633
00:39:44.000 --> 00:39:45.333
‫بعداً کِی همدیگه رو ببینیم؟

634
00:39:45.375 --> 00:39:46.833
‫مهم نیست.

635
00:39:46.875 --> 00:39:48.333
‫ساعت هفت؟ هشت؟

636
00:39:48.458 --> 00:39:49.500
‫پس...

637
00:39:50.708 --> 00:39:53.333
‫- بیا دور و بر ساعت 6 همدیگه رو ببینیم.
‫- باشه.

638
00:39:53.375 --> 00:39:55.833
‫- وقتی کارم تموم شد زنگ می‌زنم.
‫- باشه.

639
00:39:55.875 --> 00:39:58.083
‫- هی، یومی.
‫- بله؟

640
00:39:58.333 --> 00:40:01.458
‫خواهرم کلی سیب‌زمینی برام فرستاده.

641
00:40:01.583 --> 00:40:02.708
‫می‌خوای بیای یه مقدار ببری خونه؟

642
00:40:03.458 --> 00:40:04.625
‫سیب‌زمینی؟

643
00:40:05.000 --> 00:40:07.458
‫آره. زیاد برام فرستاده.

644
00:40:07.583 --> 00:40:09.000
‫خوب میشه که تو هم یه مقدار ببری خونه.

645
00:40:09.833 --> 00:40:11.958
‫شاید بخاطر صحبتی بود که
‫با روبی داشت...

646
00:40:13.833 --> 00:40:17.000
‫حتما. شب میام می‌برم.

647
00:40:18.625 --> 00:40:21.500
‫ولی الان دیگه یومی می‌تونست
‫علامت‌ها رو تشخیص بده.

648
00:40:23.375 --> 00:40:25.833
‫حتما. بهم زنگ بزن.

649
00:40:31.000 --> 00:40:34.250
‫بیاین مشتاق یه حال خوب باشیم.

650
00:40:34.333 --> 00:40:36.458
‫همه‌تون باید آماده باشین.

651
00:40:37.125 --> 00:40:39.208
‫خیلی وقت بود که آسمون صورتی ندیده بودم.

652
00:40:39.500 --> 00:40:41.333
‫مدتی میشه که اینقدر استرس نداشتم.

653
00:40:42.458 --> 00:40:44.750
‫من یه فکر بکر دارم.

654
00:40:44.958 --> 00:40:47.125
‫تولد بابی پنج شنبه آینده‌ست.

655
00:40:48.250 --> 00:40:51.375
‫چطوره یه ناهار خونگی براش بفرستیم؟

656
00:40:52.500 --> 00:40:55.375
‫پنج شنبه روز کاریه
‫واسه همین می‌تونیم ناهار رو به دفترش بفرستیم

657
00:40:55.500 --> 00:40:57.958
‫و واسه شام باهاش ملاقات کنیم.
‫خوشش نمیاد؟

658
00:40:58.000 --> 00:40:59.500
‫به نظرم فکر عالیه!

659
00:40:59.750 --> 00:41:03.500
‫به همچین کاری نیاز داریم
‫تا دوباره اوضاع رو با بابی به روال گذشته برگردونیم.

660
00:41:03.583 --> 00:41:05.375
‫لذت‌های کوچیکی که عشق بوجود میاره!

661
00:41:05.458 --> 00:41:07.000
‫خودشه!

662
00:41:18.958 --> 00:41:21.250
‫حلقه سِت رو دستمون کردیم.

663
00:41:21.708 --> 00:41:24.250
‫از امروز از نو شروع می‌کنیم.

664
00:41:41.750 --> 00:41:45.000
‫چی؟
‫حلقه بابی کجاست؟

665
00:42:01.250 --> 00:42:02.750
‫- اومدی.
‫- آره.

666
00:42:06.750 --> 00:42:07.958
‫نوشیدنی میل داری؟

667
00:42:08.833 --> 00:42:11.208
‫یه کاپوچینو می‌خورم.

668
00:42:12.000 --> 00:42:13.000
‫میرم بگیرم.

669
00:42:35.625 --> 00:42:36.708
‫یومی.

670
00:42:42.875 --> 00:42:44.875
‫فکر می‌کردم با دست کردن حلقه
‫احساس معذبی داری.

671
00:42:45.625 --> 00:42:46.750
‫چی؟

672
00:42:47.875 --> 00:42:51.833
‫فکر می‌کردم معذب بودی که
‫خودم تنها حلقه رو دست کرده بودم.

673
00:42:54.250 --> 00:42:55.458
‫معذب نیستم.

674
00:42:57.000 --> 00:42:58.375
‫معذب نبودم.

675
00:43:00.958 --> 00:43:02.125
‫واسه همین درش آوردم.

676
00:43:02.208 --> 00:43:03.833
‫معذب نبودم،

677
00:43:05.500 --> 00:43:06.750
‫ولی منم درش میارم.

678
00:43:07.125 --> 00:43:08.458
‫مجبور نیستی.

679
00:43:08.750 --> 00:43:09.958
‫عجیبه.

680
00:43:10.500 --> 00:43:12.000
‫می‌تونم مال خودم رو دستم کنم.

681
00:43:12.333 --> 00:43:13.500
‫ولش کن.

682
00:43:14.500 --> 00:43:17.000
‫مهم نیست.

683
00:43:17.333 --> 00:43:19.708
‫بیا نگران همچین چیزهایی نباشیم.

684
00:43:25.208 --> 00:43:26.375
‫ممنون.

685
00:43:38.625 --> 00:43:41.333
‫هفته دیگه تولدته.

686
00:43:41.500 --> 00:43:42.750
‫چطوره به اون مکانه بریم؟

687
00:43:43.208 --> 00:43:45.458
‫همونجایی که گفتی تو پارک نامسانه...

688
00:43:45.500 --> 00:43:46.625
‫درسته.

689
00:43:47.375 --> 00:43:48.750
‫می‌خواستم بهت بگم،

690
00:43:49.625 --> 00:43:51.250
‫ولی هفته دیگه یه سفر کاری دارم.

691
00:43:51.958 --> 00:43:54.375
‫- سفر کاری؟
‫- واسه آخر آوریل برنامه‌‌ریزی شده بود.

692
00:43:54.500 --> 00:43:56.958
‫ولی انداختنش جلوتر، واسه همین باید یکشنبه برم.

693
00:43:58.250 --> 00:44:01.250
‫همون سفر به آمریکاست که بهم گفته بودی؟

694
00:44:01.583 --> 00:44:02.583
‫آره.

695
00:44:03.125 --> 00:44:04.708
‫بهت گفته بودم که به مدت سه هفته‌ست، درسته؟

696
00:44:07.125 --> 00:44:09.000
‫پس تولدت چی میشه؟

697
00:44:09.125 --> 00:44:10.625
‫اون موقع من دیگه تو ایالات متحده‌ام.

698
00:44:12.500 --> 00:44:14.250
‫می‌خواستم یه برنامه ویژه بریزم.

699
00:44:15.458 --> 00:44:18.625
‫خودت رو به زحمت ننداز.
‫حتما کلی کار باید تحویل بدی.

700
00:44:18.958 --> 00:44:20.500
‫اگه یکشنبه داری میری،

701
00:44:21.625 --> 00:44:23.083
‫روزهای زیادی برامون نمونده.

702
00:44:23.708 --> 00:44:24.750
‫می‌دونم.

703
00:44:25.875 --> 00:44:27.125
‫امروز تصمیمش گرفته شد.

704
00:44:28.250 --> 00:44:29.250
‫آها.

705
00:44:38.208 --> 00:44:40.250
‫یومی.
‫همینجا صبر کن.

706
00:44:40.375 --> 00:44:42.500
‫- میرم ماشین رو بیارم.
‫- ماشینت رو آوردی؟

707
00:44:42.708 --> 00:44:45.625
‫تو یه پارکینگ عمومی پارک کردم.

708
00:44:45.750 --> 00:44:46.833
‫ولی خونه‌ات که خیلی نزدیکه.

709
00:44:46.833 --> 00:44:47.958
‫چرا با ماشین اومدی؟

710
00:44:48.000 --> 00:44:49.458
‫فکر می‌کردم داریم می‌ریم خونه‌ات.

711
00:44:49.458 --> 00:44:50.833
‫بهم گفتی بیام سیب‌زمینی ببرم.

712
00:44:51.000 --> 00:44:54.583
‫یه سر تا خونه رفتم
‫و با ماشین یه مقدار برات آوردم.

713
00:44:56.500 --> 00:44:58.750
‫- آها.
‫- الان برمی‌گردم.

714
00:44:59.833 --> 00:45:00.833
‫باشه.

715
00:45:40.125 --> 00:45:41.500
‫بریم داخل.
‫خودم برات میارمش.

716
00:45:46.875 --> 00:45:48.625
‫کجاش علامت بود!

717
00:45:48.750 --> 00:45:50.875
‫قرار نیست به خونه بابی بریم.

718
00:45:51.125 --> 00:45:52.875
‫تو بهمون گفتی که یه علامت محصولات کشاورزیه.

719
00:45:53.000 --> 00:45:55.333
‫خونه یومی که هست.

720
00:45:55.625 --> 00:45:57.500
‫حتما که نباید خونه بابی باشه، درسته؟

721
00:46:00.333 --> 00:46:02.083
‫سلول کارهای خونه!

722
00:46:02.333 --> 00:46:04.375
‫خونه تمیزه؟
‫ظرف‌ها شسته شدن؟

723
00:46:04.500 --> 00:46:07.083
‫معلومه که نه.

724
00:46:07.125 --> 00:46:08.333
‫لعنتی!

725
00:46:10.708 --> 00:46:11.750
‫بابی.

726
00:46:12.833 --> 00:46:14.125
‫می‌تونی همینجا بذاریشون.

727
00:46:14.375 --> 00:46:16.500
‫بذار ببرمشون توی آشپزخونه.

728
00:46:16.625 --> 00:46:18.500
‫همینجا بذارشون.

729
00:46:19.250 --> 00:46:20.250
‫چرا؟

730
00:46:20.958 --> 00:46:23.500
‫خونه‌ام یه خرده بهم ریخته‌ست.

731
00:46:24.500 --> 00:46:25.583
‫آها.

732
00:46:30.500 --> 00:46:33.500
‫- خب...
‫- باید دعوتت کنم که باهم قهوه بخوریم،

733
00:46:34.750 --> 00:46:36.083
‫ولی خونه بهم ریخته‌ست.

734
00:46:37.458 --> 00:46:39.583
‫من میرم.
‫یکم استراحت کن.

735
00:46:39.625 --> 00:46:40.625
‫باشه.

736
00:46:46.583 --> 00:46:47.708
‫وایسا منم بیام.

737
00:46:48.375 --> 00:46:50.500
‫- من دیگه رفتم.
‫- خدافظ.

738
00:46:52.250 --> 00:46:53.458
‫صبر کن.

739
00:46:55.208 --> 00:46:56.625
‫الان حالش بهتره؟

740
00:46:57.000 --> 00:46:59.000
‫- کی؟
‫- کو وونگ.

741
00:46:59.833 --> 00:47:03.500
‫خب، نمی‌دونم.
‫احتمالا؟

742
00:47:04.125 --> 00:47:06.625
‫باهاش در تماس نبودم.

743
00:47:07.583 --> 00:47:10.333
‫- واقعا؟
‫- معلومه که نبودم.

744
00:47:10.375 --> 00:47:12.583
‫بخاطر کنترل زی اتفاقی دیدمش.

745
00:47:14.750 --> 00:47:15.875
‫فردا بهت زنگ می‌زنم.

746
00:47:17.125 --> 00:47:18.500
‫بابت سیب‌زمینی‌ها ممنون.

747
00:47:18.875 --> 00:47:20.833
‫هوا سرده. برو داخل.

748
00:47:21.250 --> 00:47:22.333
‫باشه.

749
00:47:31.875 --> 00:47:35.000
‫مدام همه‌چی طبق برنامه پیش نمیره.

750
00:47:40.750 --> 00:47:42.625
‫قبلا اینطوری نبود.

751
00:47:56.500 --> 00:47:59.958
‫اینطوریه که یواش یواش
‫بین آدم‌ها فاصله می‌افته؟

752
00:48:02.250 --> 00:48:03.875
‫آشتی کردن بعد از جدایی

753
00:48:04.625 --> 00:48:07.250
‫واقعا یکی از سخت‌ترین روابطیه که میشه داشت.

754
00:48:12.875 --> 00:48:15.500
‫[یکشنبه]

755
00:48:24.583 --> 00:48:25.750
‫بیدار شو.

756
00:48:27.833 --> 00:48:29.250
‫بیدار شو.

757
00:48:31.125 --> 00:48:32.458
‫بیدار شو.

758
00:48:36.625 --> 00:48:38.958
‫یومی، دارم صبح زود میرم فرودگاه.

759
00:48:39.208 --> 00:48:40.625
‫نمی‌خواستم بیدارت کنم.

760
00:48:40.625 --> 00:48:42.083
‫وقتی برگشتم می‌بینمت.

761
00:48:50.458 --> 00:48:53.375
‫ مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد...

762
00:48:53.500 --> 00:48:55.125
‫[بابی]

763
00:49:00.250 --> 00:49:03.208
‫حتما خسته‌ای.
‫سفر بی‌خطری داشته باشی.

764
00:49:04.250 --> 00:49:05.875
‫وقتی رسیدی بهم زنگ بزن.

765
00:49:23.000 --> 00:49:24.250
‫[حتما خسته‌ای.
‫سفر بی‌خطری داشته باشی.

766
00:49:24.250 --> 00:49:25.458
‫وقتی رسیدی بهم زنگ بزن.]

767
00:49:26.125 --> 00:49:27.583
‫هنوزم توی هواپیماست؟

768
00:49:47.083 --> 00:49:49.625
‫یومی.
‫تازه رسیدم هتل.

769
00:49:51.250 --> 00:49:52.250
‫تازه الان رسیدی؟

770
00:49:52.708 --> 00:49:54.500
‫لابد خیلی خسته‌ای.

771
00:49:56.125 --> 00:49:59.458
‫پرواز به تاخیر خورد
‫و اوضاع اینطوری شد.

772
00:50:00.375 --> 00:50:01.708
‫خسته‌ام، بنابراین میرم یه چرت بزنم.

773
00:50:02.375 --> 00:50:03.875
‫عصر جلسه دارم.

774
00:50:04.833 --> 00:50:06.958
‫حتما. یکم بخواب.

775
00:50:19.708 --> 00:50:22.208
‫[دوشنبه]

776
00:50:26.083 --> 00:50:27.833
‫الان بعد از جلسه دارم میرم کارخونه.

777
00:50:28.750 --> 00:50:30.208
‫منظره شب اینجا قشنگه.

778
00:50:30.583 --> 00:50:33.125
‫چندتا عکس برام بفرست.

779
00:50:34.583 --> 00:50:35.583
‫باشه.

780
00:50:38.500 --> 00:50:39.750
‫[سه شنبه]

781
00:50:39.833 --> 00:50:41.875
‫فکر کنم این بهتر هم هست.

782
00:50:42.500 --> 00:50:43.708
‫مگه نه؟

783
00:50:45.083 --> 00:50:47.208
‫[بابی]

784
00:50:52.708 --> 00:50:55.208
‫ببخشید، ولی از خارج از کشور تماس دارم.

785
00:50:55.250 --> 00:50:56.250
‫مشکلی نیست.

786
00:50:59.875 --> 00:51:01.000
‫الو؟

787
00:51:01.583 --> 00:51:02.625
‫سلام، بابی.

788
00:51:02.708 --> 00:51:04.375
‫چطوری، یومی؟

789
00:51:05.083 --> 00:51:06.833
‫خوبم.

790
00:51:07.083 --> 00:51:09.500
‫حتما سرت شلوغه.
‫اصلا عکس نفرستادی.

791
00:51:09.625 --> 00:51:12.458
‫خب، آخه همش دارم از کارخونه‌ها بازدید می‌کنم
‫یا تو جلسه‌ام،

792
00:51:12.500 --> 00:51:14.958
‫واسه همین عکس خوبی نداشتم برات بفرستم.

793
00:51:15.000 --> 00:51:18.250
‫با اینحال، از همون کارخونه‌ها برام عکس بفرست.
‫کنجکاوم.

794
00:51:18.833 --> 00:51:19.875
‫باشه.

795
00:51:20.500 --> 00:51:21.708
‫یواشکی اومدم بیرون بهت زنگ بزنم.

796
00:51:21.708 --> 00:51:22.833
‫باید برگردم داخل.

797
00:51:22.875 --> 00:51:24.625
‫باشه.
‫منم تو جلسه‌ام.

798
00:51:25.875 --> 00:51:27.500
‫باشه.
‫همینطوری ادامه بده.

799
00:51:27.583 --> 00:51:29.583
‫باشه، راستی...

800
00:51:38.500 --> 00:51:39.875
‫حتما خیلی کار سرش ریخته.

801
00:51:45.708 --> 00:51:48.208
‫[چهارشنبه]

802
00:51:57.708 --> 00:51:59.375
‫چطوری، یومی؟

803
00:52:01.333 --> 00:52:02.833
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم بیشتر سرم شلوغه،

804
00:52:02.833 --> 00:52:04.333
‫واسه همین سخته که وقت حرف زدن پیدا کنم.

805
00:52:08.208 --> 00:52:10.583
‫پیام‌های بابی خیلی کوتاهن.

806
00:52:10.875 --> 00:52:12.500
‫یه دونه هم برامون عکس نفرستاد.

807
00:52:12.833 --> 00:52:14.000
‫اون عوض شده.

808
00:52:14.583 --> 00:52:16.583
‫قطعا بابی عوض شده.

809
00:52:18.250 --> 00:52:20.625
‫به نظرت پشیمون شده؟

810
00:52:21.000 --> 00:52:22.250
‫می‌دونی، از اینکه آشتی کردیم.

811
00:52:24.708 --> 00:52:26.250
‫[از اون چیزی که فکر می‌کردم بیشتر سرم شلوغه]

812
00:52:28.125 --> 00:52:29.458
‫شاید همینطوره.

813
00:52:30.250 --> 00:52:32.458
‫شاید پشیمون شده.

814
00:52:37.250 --> 00:52:39.750
‫[پنج شنبه]

815
00:52:44.208 --> 00:52:45.250
‫این یکی رو برمی‌دارم.

816
00:52:45.375 --> 00:52:47.500
‫باشه.
‫چندتا شمع دوست دارین؟

817
00:52:47.583 --> 00:52:50.125
‫سه‌تا بلند و پنج‌تا کوتاه.

818
00:52:53.875 --> 00:52:55.750
‫[سئول: ساعت 11 صبح]
‫[نیویورک: ساعت 9 شب]

819
00:52:55.875 --> 00:52:59.125
‫اونجا هنوز تولدش نشده،

820
00:52:59.208 --> 00:53:01.500
‫پس همین که ساعت به نیمه‌شب رسید
‫باید بهش زنگ بزنم.

821
00:53:03.375 --> 00:53:05.000
‫[تولدت مبارک بابی!]

822
00:53:18.583 --> 00:53:19.708
‫تموم شد.

823
00:53:21.875 --> 00:53:23.250
‫از نیمه‌شب گذشته، درسته؟

824
00:53:24.000 --> 00:53:25.750
‫الان باید تو اتاق هتلش باشه.

825
00:53:29.583 --> 00:53:31.125
‫باید اینطوری شروع کنم،

826
00:53:31.708 --> 00:53:32.750
‫بعد بفرما!

827
00:53:34.625 --> 00:53:35.750
‫اینطوری خوبه.

828
00:53:35.875 --> 00:53:39.500
‫[بابی]

829
00:53:47.500 --> 00:53:51.375
‫[بابی]

830
00:53:51.458 --> 00:53:54.375
‫ مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.

831
00:53:54.833 --> 00:53:56.375
‫ لطفا بعداً تماس بگیرید.

832
00:53:57.708 --> 00:53:58.875
‫چرا جواب نمیده؟

833
00:54:04.083 --> 00:54:06.833
‫یومی، سیگنال وای‌فای اینجا واقعا بده.

834
00:54:07.750 --> 00:54:09.083
‫نمی‌تونم جواب تماست رو بدم.

835
00:54:10.833 --> 00:54:12.000
‫مگه تو هتل نیستی؟

836
00:54:13.208 --> 00:54:15.833
‫با مدیر اومدم بیرون نوشیدنی بخوریم.
‫اینجا آنتن ضعیفه.

837
00:54:18.000 --> 00:54:20.000
‫می‌خواستم تولدت رو بهت تبریک بگم.

838
00:54:21.125 --> 00:54:22.125
‫ممنون.

839
00:54:22.750 --> 00:54:25.250
‫خوشحالم که تنها نیستی.

840
00:54:25.500 --> 00:54:26.875
‫از شامت لذت ببر.

841
00:54:28.458 --> 00:54:30.250
‫تولدت مبارک، بابی.

842
00:54:36.583 --> 00:54:37.708
‫ممنون.

843
00:54:56.625 --> 00:54:59.333
‫وقتی برگشت باید باهم حرف بزنیم.

844
00:55:05.458 --> 00:55:07.208
‫نمی‌تونیم همینطوری ادامه بدیم.

845
00:55:17.750 --> 00:55:20.000
‫اونی که تو تاکسیه بابی نیست؟

846
00:55:21.208 --> 00:55:23.958
‫امکان نداره!
‫بابیـه!

847
00:55:24.250 --> 00:55:25.208
‫اصلا با عقل جور در نمیاد.

848
00:55:25.208 --> 00:55:27.083
‫بابی که باید تو ایالات متحده باشه.

849
00:55:27.750 --> 00:55:29.750
‫ولی اون بابیه.

850
00:55:48.000 --> 00:55:49.458
‫به سفر کاری نرفته؟

851
00:55:49.500 --> 00:55:51.458
‫بهش دروغ گفته؟
‫چرا؟

852
00:55:51.500 --> 00:55:53.250
‫شاید نمی‌خواسته ببینتش.

853
00:55:53.375 --> 00:55:54.750
‫ممکنه نظرش عوض شده باشه.

854
00:55:54.875 --> 00:55:57.500
‫شاید می‌خواد ازش جدا بشه
‫ولی دلش رو نداره بهش بگه.

855
00:55:57.625 --> 00:56:01.208
‫به نظرتون دلش هم نمی‌خواسته که
‫تولدش رو هم با یومی بگذرونه؟

856
00:56:01.708 --> 00:56:04.500
‫اصلا با عقل جور در نمیاد.

857
00:56:04.625 --> 00:56:06.833
‫بیاین ته‌توش رو در بیاریم.
‫تعقیبش کنیم!

858
00:56:08.083 --> 00:56:09.125
‫تاکسی!

859
00:56:13.583 --> 00:56:14.625
‫عصر بخیر.

860
00:56:14.708 --> 00:56:17.125
‫میشه اون تاکسی رو تعقیب کنین؟

861
00:56:17.333 --> 00:56:18.500
‫اون تاکسی که اونجاست؟

862
00:56:18.583 --> 00:56:20.625
‫- بله، همونی که جلومونه. لطفا عجله کنین.
‫- حتما.

863
00:56:22.625 --> 00:56:24.583
‫کل هفته بهمون دروغ می‌گفته؟

864
00:56:25.208 --> 00:56:26.500
‫همش دروغ بوده؟

865
00:56:29.750 --> 00:56:31.375
‫امروز تولدشه.

866
00:56:31.458 --> 00:56:33.500
‫چرا تو روز تولدش دروغ گفته؟

867
00:56:33.833 --> 00:56:38.750
‫به نظرتون دوباره با دایونه؟

868
00:56:39.833 --> 00:56:40.958
‫امکان نداره.

869
00:56:41.125 --> 00:56:44.958
‫شاید داره تولدش رو با دایون می‌گذرونه.

870
00:56:55.458 --> 00:56:57.833
‫- لطفا اونجا پیاده‌ام کنین.
‫- باشه.

871
00:57:01.750 --> 00:57:03.000
‫ممنونم.

872
00:57:10.958 --> 00:57:16.375
‫اگه دایون خونه‌اش باشه چی؟

873
00:57:16.458 --> 00:57:19.500
‫زده به سرت؟
‫از این اتفاق‌ها فقط تو سریال‌های آبکی رخ میده.

874
00:57:19.583 --> 00:57:21.875
‫ولی بازم امکانش هست.

875
00:57:33.333 --> 00:57:34.583
‫بیاین زنگ خونه رو بزنیم.

876
00:57:34.625 --> 00:57:36.583
‫نه.
‫باید همینطوری بریم تو.

877
00:57:37.125 --> 00:57:38.875
‫نباید دوباره بهش فرصت دروغ گفتن بدیم.

878
00:57:39.375 --> 00:57:42.958
‫اگه دایون داخل باشه چی؟

879
00:57:44.625 --> 00:57:45.833
‫خودت رو آماده کن، یومی.

880
00:57:46.208 --> 00:57:48.708
‫وقتشه با واقعیت روبه‌رو بشی.

881
00:58:21.208 --> 00:58:22.250
‫یومی.

882
00:58:25.458 --> 00:58:27.958
‫تو چطوری...

883
00:58:31.250 --> 00:58:32.708
‫اینجا ایالات متحده‌ست؟

884
00:58:35.708 --> 00:58:37.125
‫فکر می‌کردم رفتی سفر کاری.

885
00:58:38.583 --> 00:58:41.125
‫فکر می‌کردم بخاطر اینترنت ضعیف
‫نمی‌تونستی جواب تماس تصویری رو بدی؟

886
00:58:42.125 --> 00:58:45.083
‫گفته بودی که چون فقط از کارخونه‌ها بازدید می‌کنی
‫عکسی نداری که بفرستی.

887
00:58:48.000 --> 00:58:50.875
‫کل این مدت توی سئول بودی؟

888
00:58:56.958 --> 00:58:58.000
‫چرا؟

889
00:59:00.250 --> 00:59:01.583
‫چرا بهم دروغ گفتی؟

890
00:59:03.750 --> 00:59:07.083
چطور تونستی اینقدر بی‌شرم و حیا باشی
‫که کل هفته رو بهم دروغ بگی؟

891
00:59:08.583 --> 00:59:09.875
‫من بازم تمام تلاشم رو کردم

892
00:59:10.750 --> 00:59:14.333
‫تا بهت اعتماد کنم و ببخشمت.

893
00:59:42.083 --> 00:59:43.250
‫ببخشید که بهت دروغ گفتم.

894
00:59:45.958 --> 00:59:47.208
‫نمی‌خواستم نگران باشی.

895
00:59:52.125 --> 00:59:53.250
‫حقیقتش رو بخوای،

896
00:59:55.458 --> 00:59:58.125
‫تو راه فرودگاه تصادف کردم.

897
01:00:02.500 --> 01:00:05.625
‫یومی، دارم صبح زود میرم فرودگاه.

898
01:00:05.708 --> 01:00:07.083
‫نمی‌خواستم بیدارت کنم.

899
01:00:07.125 --> 01:00:08.583
‫وقتی برگشتم می‌بینمت.

900
01:00:11.750 --> 01:00:12.875
‫چه خبر شده؟

901
01:00:47.125 --> 01:00:48.875
‫از اون موقع توی بیمارستان بستری بودم.

902
01:00:51.333 --> 01:00:53.083
‫امروز مرخصم کردن.

903
01:00:56.750 --> 01:00:59.125
‫پات چی شده؟

904
01:01:00.708 --> 01:01:03.583
‫نگران نباش.
‫تاثیر موندگاری نداره.

905
01:01:06.750 --> 01:01:07.958
‫فقط یه خرده شکسته.

906
01:01:13.625 --> 01:01:15.250
‫تو تصادف کردی،

907
01:01:17.000 --> 01:01:19.875
‫ولی به من چیزی نگفتی؟

908
01:01:22.708 --> 01:01:23.833
‫فکر کردم نگران میشی.

909
01:01:24.000 --> 01:01:25.208
‫چی داری میگی؟

910
01:01:25.250 --> 01:01:28.000
‫فکر کردم سر مهلت باید کار تحویل بدی.

911
01:01:28.208 --> 01:01:29.208
‫چی؟

912
01:01:32.250 --> 01:01:33.583
‫اصلا می‌شنوی چی میگی؟

913
01:01:34.625 --> 01:01:37.125
‫- اصلا اونقدرها صدمه شدیدی ندیدم.
‫- الان جدی‌ای؟

914
01:01:39.500 --> 01:01:40.583
‫واقعا؟

915
01:01:47.500 --> 01:01:48.583
‫راستش رو بخوای...

916
01:01:56.583 --> 01:01:58.125
‫خودم دلیلش رو نمی‌دونستم.

917
01:02:07.250 --> 01:02:10.125
‫[یومی]

918
01:02:20.375 --> 01:02:23.583
‫هرکاری کردم نتونستم بهت بگم.

919
01:02:26.875 --> 01:02:28.000
‫چرا؟

920
01:02:30.750 --> 01:02:31.833
‫نمی‌دونستم.

921
01:02:36.000 --> 01:02:37.708
‫بخاطر اینه که پشیمون شدی

922
01:02:39.500 --> 01:02:40.875
‫که دوباره باهام آشتی کردی؟

923
01:02:42.333 --> 01:02:44.000
‫بخاطر اینه که

924
01:02:46.625 --> 01:02:48.750
‫حالا که برگشتیم پیش همدیگه
‫احساست مثل قبل نیست؟

925
01:02:58.833 --> 01:03:00.708
‫برای من، اینطوری بود که تو

926
01:03:02.500 --> 01:03:04.125
‫از آشتی کردنمون پشیمونی.

927
01:03:18.458 --> 01:03:19.875
‫من پشیمون نیستم.

928
01:03:22.000 --> 01:03:23.458
‫اینطوری به نظر میومد.

929
01:03:26.125 --> 01:03:28.000
‫تو پشیمون نشدی؟

930
01:03:32.250 --> 01:03:34.750
‫فکر می‌کردم تو...

931
01:03:34.875 --> 01:03:35.875
‫یومی.

932
01:03:46.250 --> 01:03:47.375
‫یومی.

933
01:03:52.125 --> 01:03:53.208
‫میگم...

934
01:03:57.875 --> 01:03:59.208
‫ازدواج کنیم؟

935
01:04:04.875 --> 01:04:07.375
‫بیا ازدواج کنیم.

936
01:04:23.458 --> 01:04:28.458
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

937
01:05:22.125 --> 01:05:24.375
‫[فصل دوم سلول‌های یومی]

938
01:05:24.458 --> 01:05:26.458
‫زود باش بهمون بگو.
‫خبر خوبی داری، درسته؟

939
01:05:28.000 --> 01:05:30.250
‫- درسته؟
‫- چه دختر نازنینی.

940
01:05:30.833 --> 01:05:32.500
‫یومی الان تنهاست.

941
01:05:32.875 --> 01:05:34.625
‫برگشتن باهم، ولی اوضاع بین‌شون یه جوریه.

942
01:05:34.750 --> 01:05:36.250
‫اینجور عشقی نمی‌تونه زیاد دووم بیاره.

943
01:05:36.333 --> 01:05:37.958
‫یومی، سرت شلوغه؟

944
01:05:38.250 --> 01:05:41.458
‫می‌دونی بزرگ‌ترین پشیمونی من
‫توی زندگی چیه؟

945
01:05:41.500 --> 01:05:43.750
‫موقعی بود که وقتی گفتی بهتره ازدواج کنیم

946
01:05:43.833 --> 01:05:45.000
‫نمی‌تونستم بهت جوابی بدم.

947
01:05:46.625 --> 01:05:47.750
‫مریض شدی؟

948
01:05:48.875 --> 01:05:49.875
‫فکر می‌کنم...

949
01:05:51.125 --> 01:05:52.291
‫ما با همدیگه خوشبخت می‌شیم.

