1
00:01:37,000 --> 00:01:40,000
‫[قسمت پنجم]

2
00:01:41,200 --> 00:01:42,990
‫چی دادی بخوره؟

3
00:01:43,040 --> 00:01:44,950
‫عسل لینگ‌لونگ.

4
00:01:45,000 --> 00:01:46,350
‫شاید جونش رو نجات نده،

5
00:01:46,400 --> 00:01:48,390
‫ولی حداقل دردش رو آروم می‌کنه.

6
00:01:48,440 --> 00:01:49,990
‫چه فایده‌ای داره؟

7
00:01:50,040 --> 00:01:52,710
‫ارواح پیر اولین نگاه به
‫مغز استخوانش رسیده.

8
00:01:52,760 --> 00:01:54,960
‫خب چیکار کنیم؟

9
00:01:56,560 --> 00:01:58,760
‫در این حد نگرانشی؟

10
00:01:59,840 --> 00:02:02,120
‫کمکم کن.

11
00:02:03,120 --> 00:02:13,120
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

12
00:02:22,480 --> 00:02:25,110
‫زنجیر آهنینش رو محکم‌تر کردم،

13
00:02:25,160 --> 00:02:27,390
‫دو روز دیگه وقت داریم.

14
00:02:27,440 --> 00:02:29,510
‫شاید بتونیم نجاتش بدیم.

15
00:02:29,560 --> 00:02:30,590
‫می‌تونی نجاتش بدی؟

16
00:02:30,640 --> 00:02:32,710
‫اونقدرا هم توانا نیستم.

17
00:02:32,760 --> 00:02:35,390
‫نمی‌تونم سم رو بی‌اثر کنم،
‫ولی می‌دونم کی می‌تونه.

18
00:02:35,440 --> 00:02:37,640
‫- کی؟
‫- خانواده جین.

19
00:02:38,360 --> 00:02:40,110
‫همون خانواده جین تو شهر تنکسی که واسه رقابت

20
00:02:40,160 --> 00:02:42,720
‫با دونگ فنگ ده هزارتا درخت زردآلو کاشتن؟

21
00:02:46,040 --> 00:02:48,560
‫- پس بریم.
‫- تو هم میای؟

22
00:02:49,480 --> 00:02:50,750
‫سوءتفاهم نشه.

23
00:02:50,800 --> 00:02:52,150
‫من ناراحت نمیشم.

24
00:02:52,200 --> 00:02:55,110
‫ولی شنیدم چیزی که بهت دادن خیلی مهمه.

25
00:02:55,160 --> 00:02:59,310
‫وقتی همچین چیز مهمی دستته، هر
‫لحظه از این سفر یه ریسک به حساب میاد.

26
00:02:59,360 --> 00:03:01,750
‫تازه، معلوم نیست اون که بیدار شه

27
00:03:01,800 --> 00:03:04,400
‫و ببینه تو هنوز پیششی چی میگه.

28
00:03:06,480 --> 00:03:08,190
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنی؟

29
00:03:08,240 --> 00:03:11,680
‫به من اعتماد نداری؟
‫آخه من میام به داماد خودمون آسیب بزنم؟

30
00:03:17,360 --> 00:03:19,910
‫باشه. پس از همدیگه جدا میشیم.

31
00:03:19,960 --> 00:03:21,150
‫من وسیله رو می‌برم پایتخت.

32
00:03:21,200 --> 00:03:22,230
‫تو هم ببرش پیش خانواده جین.

33
00:03:22,280 --> 00:03:24,560
‫نمی‌تونم بذارم تنها بری پایتخت.

34
00:03:25,480 --> 00:03:27,760
‫بذار یه کم فکر کنم.

35
00:03:36,440 --> 00:03:37,510
‫فرمانده شائو.

36
00:03:37,560 --> 00:03:39,310
‫تمام درمانگاه‌هایی که تو شعاع
‫هشت کیلومتری اینجا بودن رو گشتیم.

37
00:03:39,360 --> 00:03:41,230
‫خبری از ژان ژائو یا بقیه نیست.

38
00:03:41,280 --> 00:03:44,800
‫ولی یه کالسکه مشکوک رو متوقف کردیم.

39
00:03:54,840 --> 00:03:56,430
‫این کالسکه شماست؟

40
00:03:56,480 --> 00:03:59,070
‫نه. ما یه کار مهم داریم و می‌خوایم بریم خونه.

41
00:03:59,120 --> 00:04:00,750
‫اول با یه گاری الاغ راه افتادیم،

42
00:04:00,800 --> 00:04:02,310
‫ولی سر راه با چندتا آدم مهربون آشنا شدیم.

43
00:04:02,360 --> 00:04:04,750
‫کالسکه اسبشون رو با گاری الاغ ما
‫تاخت زدن.

44
00:04:04,800 --> 00:04:06,790
‫واسه همین اینقدر سریع رسیدیم به گذرگاه.

45
00:04:06,840 --> 00:04:08,150
‫چه شکلی بودن؟

46
00:04:08,200 --> 00:04:09,710
‫لباس یکیشون سفید بود.

47
00:04:09,760 --> 00:04:12,310
‫و یه مرد جوون با لباس آبی همراهش بود.

48
00:04:12,360 --> 00:04:14,270
‫آها. یکی دیگه هم تو کالسکه دراز کشیده بود.

49
00:04:14,320 --> 00:04:16,630
‫خیلی رنگش پریده بود، احتمالاً
‫مریض بود.

50
00:04:16,680 --> 00:04:18,790
‫ولی گفتن مشکل ما از مشکل اونا
‫فوری‌تره...

51
00:04:18,840 --> 00:04:19,990
‫کدوم طرفی رفتن؟

52
00:04:20,040 --> 00:04:23,190
‫گفتن... دشمن‌هاشون دنبالشون هستن،

53
00:04:23,240 --> 00:04:26,120
‫واسه همین باید تو کوهستان مخفی بشن.

54
00:04:31,480 --> 00:04:32,920
‫برو بگرد.

55
00:04:33,480 --> 00:04:35,310
‫با دقت کوهستان رو بگرد.

56
00:04:35,360 --> 00:04:37,000
‫حسابی قراره وقتت رو بگیره.

57
00:04:38,000 --> 00:04:40,110
‫هو شائومی خیلی احمقه.

58
00:04:40,160 --> 00:04:42,630
‫به همین راحتی جونش رو تحویل من داد.

59
00:04:42,680 --> 00:04:45,120
‫مگه نه، الاغ جون؟

60
00:04:49,160 --> 00:04:51,680
‫[شهر تنکسی]

61
00:05:03,960 --> 00:05:05,470
‫ارباب جوان، ندوئید.

62
00:05:05,520 --> 00:05:07,590
‫شیطونی نکن. بیا بریم.

63
00:05:07,640 --> 00:05:10,840
‫- سوار کالسکه بشید.
‫- بریم.

64
00:05:12,080 --> 00:05:13,510
‫مراقب باشید، ارباب جوان.

65
00:05:13,560 --> 00:05:15,640
‫مراقب باشید.

66
00:05:17,800 --> 00:05:19,390
‫بادبادک چقدر رفته بالا!

67
00:05:19,440 --> 00:05:22,520
‫من می‌تونم ببرمش بالاتر.

68
00:05:30,760 --> 00:05:33,230
‫چه سوراخ بزرگی!

69
00:05:33,280 --> 00:05:35,390
‫بذار ببینم.

70
00:05:35,440 --> 00:05:37,560
‫این رو بگیر.

71
00:05:40,760 --> 00:05:41,910
‫بادبادکتون خراب شده؟

72
00:05:41,960 --> 00:05:44,160
‫بده من درستش کنم.

73
00:05:46,360 --> 00:05:47,390
‫تو کی هستی؟

74
00:05:47,440 --> 00:05:49,110
‫به ارباب جوان نزدیک نشو.

75
00:05:49,160 --> 00:05:51,560
‫بیچاره‌ت می‌کنم!

76
00:05:54,560 --> 00:05:57,080
‫یه پیغام برای اربابت ببر.

77
00:06:12,400 --> 00:06:17,230
‫[جین ژن پینگ، ارباب خانواده جین]

78
00:06:17,280 --> 00:06:19,350
‫ارباب!

79
00:06:19,400 --> 00:06:21,230
‫ارباب! اتفاق وحشتناکی افتاده!

80
00:06:21,280 --> 00:06:24,360
‫[شو آن، سرخدمتکار خانواده جین]
‫دوتا ارباب جوان ربوده شدن!

81
00:06:25,360 --> 00:06:26,510
‫چی؟

82
00:06:26,560 --> 00:06:29,510
‫اون مرد دست و پای فو زی رو بست،
‫دوتا ارباب جوان رو پنهان کرد،

83
00:06:29,560 --> 00:06:31,110
‫و من رو فرستاد که یه پیغام براتون بیارم.

84
00:06:31,160 --> 00:06:32,510
‫چه شکلی بود؟

85
00:06:32,560 --> 00:06:33,510
‫تا حالا دیده بودیش؟

86
00:06:33,560 --> 00:06:34,950
‫انگار هنرهای رزمی بلد بود.

87
00:06:35,000 --> 00:06:37,630
‫و گفت اگه کمک نکنید،

88
00:06:37,680 --> 00:06:39,510
‫دیگه پسرهاتون رو نمی‌بینید.

89
00:06:39,560 --> 00:06:42,030
‫ممکنه ازمون کمک پزشکی بخواد؟

90
00:06:42,080 --> 00:06:44,150
‫[ژانگ، بیوه عموی چهارم، خانواده جین]
‫اگه کمک نکنیم...

91
00:06:44,200 --> 00:06:48,710
‫ژن پینگ، امروز با پرونده سختی برخورد نکردی
‫که بهش توجه نکنی؟

92
00:06:48,760 --> 00:06:51,830
‫- نه.
‫- ارباب! ارباب!

93
00:06:51,880 --> 00:06:53,430
‫زود باشید بیاید یه نگاه بندازید.

94
00:06:53,480 --> 00:06:55,150
‫یه گاری الاغ رسیده دم دروازه.

95
00:06:55,200 --> 00:06:58,310
‫یه مرد خونی کنارشه.

96
00:06:58,360 --> 00:07:00,360
‫ارباب جین اومد.

97
00:07:01,360 --> 00:07:02,510
‫ببینید چقدر خونریزی کرده!

98
00:07:02,560 --> 00:07:04,150
‫چقدر وحشتناک!

99
00:07:04,200 --> 00:07:06,630
‫چطوری با اینقدر خونریزی
‫هنوز نفس می‌کشه؟

100
00:07:06,680 --> 00:07:08,190
‫آره.

101
00:07:08,240 --> 00:07:10,110
‫اگه سریع درمان نشه،

102
00:07:10,160 --> 00:07:13,000
‫به احتمال زیاد زنده نمی‌مونه.

103
00:07:27,760 --> 00:07:29,920
‫خون مرغ؟

104
00:07:31,120 --> 00:07:32,270
‫چرا کمکش نمی‌کنه؟

105
00:07:32,320 --> 00:07:34,320
‫چرا نجاتش نمیده؟

106
00:07:37,760 --> 00:07:41,480
‫بذار ببینم چه خبره.

107
00:07:50,560 --> 00:07:53,480
‫متاسفانه کمکی از دستم برنمیاد.

108
00:07:56,160 --> 00:07:57,510
‫چرا داره میره؟

109
00:07:57,560 --> 00:07:58,510
‫ارباب جین!

110
00:07:58,560 --> 00:08:00,430
‫می‌خواید نادیده بگیریدش؟

111
00:08:00,480 --> 00:08:03,910
‫حالا که اینقدر خونریزی کرده بعیده
‫بشه نجاتش داد.

112
00:08:03,960 --> 00:08:07,830
‫ارباب جین! می‌ترسید اگه نتونید درمانش
‫کنید آبروی خانواده‌تون بره؟

113
00:08:07,880 --> 00:08:09,630
‫- دقیقاً!
‫- دارید از یه خطر بزرگ چشم‌پوشی می‌کنید!

114
00:08:09,680 --> 00:08:11,750
‫این چه رفتاریه؟

115
00:08:11,800 --> 00:08:13,630
‫- دقیقاً.
‫- کمک کن بیاریمش داخل.

116
00:08:13,680 --> 00:08:15,230
‫چشم، قربان.

117
00:08:15,280 --> 00:08:17,990
‫زود باشید، بلندش کنید!

118
00:08:18,040 --> 00:08:19,510
‫پخش شید، مردم.

119
00:08:19,560 --> 00:08:23,920
‫خانواده جین ما چطوری می‌تونه
‫بیکار بمونه و مرگ یکی رو تماشا کنه؟

120
00:08:41,120 --> 00:08:43,960
‫برگرد و به جین ژن پینگ این رو بگو.

121
00:08:44,960 --> 00:08:49,880
‫اول از همه، مردی که فرستادم
‫باید درمان بشه.

122
00:08:51,000 --> 00:08:53,470
‫البته می‌دونم زیاد از طب سر درنمیاره،

123
00:08:53,520 --> 00:08:55,110
‫و ندونه باید چیکار کنه.

124
00:08:55,160 --> 00:09:00,360
‫ولی می‌دونم قرص افسوس شما
‫می‌تونه مُرده رو زنده کنه.

125
00:09:03,160 --> 00:09:05,550
‫دوماً، بعد از نجات دادن اون مرد،

126
00:09:05,600 --> 00:09:09,750
‫نصفه شب، سوار کالسکه شو
‫و بیارش بیرون.

127
00:09:09,800 --> 00:09:12,750
‫کالسکه رو تو جاده اصلی خارج شهر
‫پارک کن.

128
00:09:12,800 --> 00:09:15,360
‫بعدش سریع برو پی کارت.

129
00:09:16,760 --> 00:09:19,030
‫سوماً، گزارشش رو به مسئولین نده.

130
00:09:19,080 --> 00:09:20,790
‫کلکی سوار نکن.

131
00:09:20,840 --> 00:09:24,230
‫هر کاری کنی حواسم بهت هست.

132
00:09:24,280 --> 00:09:28,280
‫مشکوکی؟ بذار تلاشش رو بکنه.

133
00:09:29,400 --> 00:09:34,680
‫اگه به سه درخواستم عمل نکنی،

134
00:09:36,040 --> 00:09:39,990
‫جون دو ارباب جوان خانواده‌ت
‫از دست میره.

135
00:09:40,040 --> 00:09:42,120
‫می‌فهمی؟

136
00:09:43,840 --> 00:09:45,680
‫گمشو.

137
00:09:48,400 --> 00:09:50,280
‫وایسا.

138
00:09:53,360 --> 00:09:54,990
‫بعد از صد قدم چشم‌هات رو باز کن.

139
00:09:55,040 --> 00:09:57,190
‫و وقتی صد قدم رفتی جلو دیگه
‫به عقب نگاه نکن.

140
00:09:57,240 --> 00:09:59,280
‫وگرنه...

141
00:10:04,640 --> 00:10:06,430
‫وگرنه یکی دیگه حالت رو می‌گیره.

142
00:10:06,480 --> 00:10:08,510
‫یکی که تو هنرهای رزمی از من حرفه‌ای‌تره.

143
00:10:08,560 --> 00:10:12,630
‫اگه بفهمه مردی که فرستادم
‫نجات پیدا نکرده،

144
00:10:12,680 --> 00:10:15,110
‫چون اعصاب نداره...

145
00:10:15,160 --> 00:10:18,590
‫ممکنه جون تمام خانواده‌تون
‫تو خطر بیفته.

146
00:10:18,640 --> 00:10:20,030
‫فهمیدم. چشمام رو باز نمی‌کنم.

147
00:10:20,080 --> 00:10:21,990
‫بعد از صد قدم بازشون می‌کنم.

148
00:10:22,040 --> 00:10:24,080
‫بعد از صد قدم.

149
00:10:24,640 --> 00:10:27,510
‫باز نمی‌کنم! باز نمی‌کنم!

150
00:10:27,560 --> 00:10:29,560
‫برو سمت چپ!

151
00:10:30,560 --> 00:10:32,230
‫بجنب. وقت کمه.

152
00:10:32,280 --> 00:10:35,800
‫خیلی خب. چشمم رو باز نمی‌کنم.

153
00:10:38,160 --> 00:10:40,400
‫چیکار می‌کنید؟

154
00:10:52,160 --> 00:10:54,960
‫این مرد نه تنها توسط فن دست شفقت بزرگ
‫ضربه خورده،

155
00:10:55,960 --> 00:10:58,830
‫بلکه ارواح پیر اولین نگاه هم
‫بهش رحم نکرده.

156
00:10:58,880 --> 00:11:03,110
‫سم ممکنه به مغز استخوانش رسیده باشه
‫و نشه کاریش کرد.

157
00:11:03,160 --> 00:11:08,310
‫شنیدم ارواح پیر اولین نگاه
‫از زهرهای قدرتمندی گرفته میشه.

158
00:11:08,360 --> 00:11:11,190
‫زهرهایی که کنار هم وجود دارن
‫و با کمک هم دووم میارن.

159
00:11:11,240 --> 00:11:13,910
‫مصرف یک پادزهر تاثیر خاصی نداره.

160
00:11:13,960 --> 00:11:17,270
‫اگه چندتا پادزهر مصرف کنه،
‫احتمالاً همدیگه رو خنثی می‌کنن،

161
00:11:17,320 --> 00:11:19,270
‫یا حتی یه سم جدید می‌سازن.

162
00:11:19,320 --> 00:11:21,110
‫فقط آسیب بیشتری بهش وارد میشه.

163
00:11:21,160 --> 00:11:24,990
‫می‌تونیم با ریشه آسمانی غار ماه
‫نقاط طب سوزنیش رو باز کنیم

164
00:11:25,040 --> 00:11:27,230
‫و سم رو از خونش خارج کنیم.

165
00:11:27,280 --> 00:11:29,710
‫ولی چون خیلی وقته که مسموم شده،

166
00:11:29,760 --> 00:11:32,630
‫به اعضای بدنش و مغز استخوانش رسیده.

167
00:11:32,680 --> 00:11:35,750
‫تو پروسه طب سوزنی تحمل
‫سوزن‌ها رو نداره،

168
00:11:35,800 --> 00:11:38,430
‫انرژی حیاتیش پراکنده میشه و سم
‫خیلی سریع به قلب حمله می‌کنه،

169
00:11:38,480 --> 00:11:40,430
‫اون وقت دیگه به هیچ عنوان
‫نمی‌تونیم نجاتش بدیم.

170
00:11:40,480 --> 00:11:42,390
‫زن‌عموی چهارم،

171
00:11:42,440 --> 00:11:45,950
‫این کار اندازه درمان و نجات جون
‫آدم‌ها ساده نیست.

172
00:11:46,000 --> 00:11:48,520
‫می‌شناسیش؟

173
00:11:51,000 --> 00:11:54,550
‫طبق لباس‌هاش مشخصه از هنرهای رزمی
‫سر درمیاره.

174
00:11:54,600 --> 00:11:57,000
‫ژان ژائو

175
00:11:58,240 --> 00:12:00,160
‫از ولایت کای‌فنگه.

176
00:12:01,160 --> 00:12:03,640
‫از کجا می‌دونستی؟

177
00:12:10,000 --> 00:12:11,960
‫نمی‌تونیم نجاتش بدیم.

178
00:12:12,960 --> 00:12:17,880
‫ولی به عنوان طبیب، وظیفه‌مونه که
‫مریض‌ها رو نجات بدیم.

179
00:12:18,880 --> 00:12:23,280
‫تازه، جون دوتا بچه‌ت هم تو
‫دست یکی دیگه‌ست.

180
00:12:24,200 --> 00:12:26,110
‫در بدترین حالت به مسئولین گزارش میدم.

181
00:12:26,160 --> 00:12:28,760
‫بچه‌هام رو تو روز روشن دزدیدن.

182
00:12:29,360 --> 00:12:32,670
‫فکر نکنم مسئولین به همین راحتی‌ها
‫چشم‌پوشی کنن.

183
00:12:32,720 --> 00:12:36,030
‫ارباب! ارباب!

184
00:12:36,080 --> 00:12:37,470
‫خواهش می‌کنم ارباب جوان رو نجات بدید!

185
00:12:37,520 --> 00:12:39,590
‫آدم‌ربا یه پیغام داد.

186
00:12:39,640 --> 00:12:42,710
‫قبل از نیمه شب امشب،
‫باید این مرد رو نجات بدید،

187
00:12:42,760 --> 00:12:46,750
‫و باید با یه کالسکه ببرمش
‫بیرون شهر.

188
00:12:46,800 --> 00:12:49,110
‫و گفت... گفت...

189
00:12:49,160 --> 00:12:50,310
‫دیگه چی گفت؟

190
00:12:50,360 --> 00:12:52,310
‫گفت، «نباید به مسئولین گزارش بدید،

191
00:12:52,360 --> 00:12:53,910
‫وگرنه...

192
00:12:53,960 --> 00:12:56,310
‫دوتا ارباب جوان رو می‌کشم.»

193
00:12:56,360 --> 00:12:58,430
‫باورم نمیشه.

194
00:12:58,480 --> 00:13:01,670
‫من مردم رو درمان می‌کنم تا نجاتشون بدم،
‫ولی معلوم نیست موفق بشم یا نه.

195
00:13:01,720 --> 00:13:03,870
‫تازه، سم به مغز استخوانش رسیده.

196
00:13:03,920 --> 00:13:05,110
‫حتی اگه بخوام نجاتش بدم،

197
00:13:05,160 --> 00:13:07,470
‫همه چیز بستگی به پادشاه جهنم داره!

198
00:13:07,520 --> 00:13:09,990
‫و آدم‌ربا گفت،

199
00:13:10,040 --> 00:13:14,150
‫«مهم نیست توانایی پزشکی ارباب
‫متوسطه یا نه.»

200
00:13:14,200 --> 00:13:19,320
‫گفت قرص افسوس اجدادی خاندان جین
‫هنوز دست شماست.

201
00:13:23,200 --> 00:13:24,920
‫قرص افسوس؟

202
00:13:25,520 --> 00:13:27,760
‫- اون گفت؟
‫- بله.

203
00:13:34,320 --> 00:13:35,310
‫می‌تونی بری.

204
00:13:35,360 --> 00:13:37,400
‫چشم، قربان.

205
00:13:41,200 --> 00:13:43,150
‫قرص افسوس اجدادی خاندان جین...

206
00:13:43,200 --> 00:13:45,070
‫آدم‌ربا از کجا درباره‌ش می‌دونسته؟

207
00:13:45,120 --> 00:13:47,550
‫هم از خانواده جین کینه داره،

208
00:13:47,600 --> 00:13:50,470
‫هم قضیه قرص افسوس رو می‌دونه.

209
00:13:50,520 --> 00:13:52,070
‫طرف صورتش رو نشون نداده،

210
00:13:52,120 --> 00:13:54,870
‫ولی می‌تونه به همین راحتی
‫خانواده ما رو بازی بده.

211
00:13:54,920 --> 00:13:55,870
‫زن‌عموی چهارم.

212
00:13:55,920 --> 00:13:58,760
‫جز اون کی می‌تونه باشه؟

213
00:14:00,640 --> 00:14:05,480
‫اتفاقی که پونزده سال پیش افتاد...
‫فراموش نکردی، مگه نه؟

214
00:14:07,320 --> 00:14:10,160
‫پونزده سال پیش؟

215
00:14:11,040 --> 00:14:17,000
‫[خانواده جین]

216
00:14:42,520 --> 00:14:44,150
‫زود باش از اینجا برو.

217
00:14:44,200 --> 00:14:45,550
‫رئیس تصمیمش رو گرفت.

218
00:14:45,600 --> 00:14:48,470
‫قرص افسوس رو بهت نمیده.

219
00:14:48,520 --> 00:14:51,120
‫بیخیال شو.

220
00:14:52,240 --> 00:14:55,640
‫تا آخر عمرت هم اینجا زانو بزنی
‫فایده‌ای نداره.

221
00:14:56,640 --> 00:14:58,840
‫هر کاری می‌خوای بکن!

222
00:15:25,120 --> 00:15:26,870
‫اگه واقعاً خودش باشه،

223
00:15:26,920 --> 00:15:29,110
‫پس حتماً برگشته که انتقام بگیره!

224
00:15:29,160 --> 00:15:30,910
‫حتی اگه امروز ژان ژائو رو نجات بدیم،

225
00:15:30,960 --> 00:15:32,870
‫دست از سرمون برنمی‌داره!

226
00:15:32,920 --> 00:15:34,990
‫درخواست دیگه‌ای که نداشته،

227
00:15:35,040 --> 00:15:37,030
‫شاید هدفش انتقام نیست.

228
00:15:37,080 --> 00:15:41,830
‫اگه رئیس بزرگ بفهمه که یواشکی
‫از قرص افسوس استفاده کردیم،

229
00:15:41,880 --> 00:15:44,510
‫دیگه بیشتر از این بزرگ خانواده

230
00:15:44,560 --> 00:15:47,200
‫باقی نمی‌مونم.

231
00:16:00,440 --> 00:16:05,270
‫اجداد خاندان جین قرص افسوس رو
‫ساختن تا جون آدم‌ها رو نجات بدن.

232
00:16:05,320 --> 00:16:07,230
‫تا وقتی بتونیم یکی رو نجات بدیم،

233
00:16:07,280 --> 00:16:09,760
‫مهم نیست طرف کی باشه...

234
00:16:10,360 --> 00:16:13,720
‫یعنی از قرص افسوس سوءاستفاده نکردیم.

235
00:16:17,200 --> 00:16:20,200
‫اگه رئیس بزرگ بخواد ما رو سرزنش کنه،

236
00:16:21,280 --> 00:16:23,920
‫بگو تصمیم من بود.

237
00:16:24,920 --> 00:16:26,590
‫بیا بریم قرص رو برداریم.

238
00:16:26,640 --> 00:16:29,640
‫وایسا! زن‌عموی چهارم!

239
00:17:36,160 --> 00:17:39,120
‫فرمول قرص افسوس نابود شده.

240
00:17:40,520 --> 00:17:42,320
‫این قرص آخره.

241
00:17:43,320 --> 00:17:46,790
‫فکرش رو هم نمی‌کردم برای یه
‫غریبه ازش استفاده کنیم.

242
00:17:46,840 --> 00:17:48,760
‫بریم.

243
00:18:53,740 --> 00:19:03,740
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

244
00:20:08,720 --> 00:20:10,990
‫ارباب! ارباب!

245
00:20:11,040 --> 00:20:12,590
‫چی شد؟

246
00:20:12,640 --> 00:20:14,070
‫کاری که می‌خواست رو انجام دادم.

247
00:20:14,120 --> 00:20:17,110
‫کالسکه رو بردم و بیرون شهر پارک کردم.

248
00:20:17,160 --> 00:20:19,830
‫خب... بچه‌ها چی؟

249
00:20:19,880 --> 00:20:21,030
‫بچه کو؟

250
00:20:21,080 --> 00:20:23,070
‫کالسکه و اون مرد رو بهش تحویل دادم.

251
00:20:23,120 --> 00:20:24,670
‫نکنه زد زیر قولش؟

252
00:20:24,720 --> 00:20:27,590
‫- من...
‫- چیه؟ دنبالشون بگردید!

253
00:20:27,640 --> 00:20:29,750
‫- برید!
‫- چشم، قربان.

254
00:20:29,800 --> 00:20:31,840
‫بریم.

255
00:20:41,360 --> 00:20:44,070
‫- پدر!
‫- پدر!

256
00:20:44,120 --> 00:20:46,440
‫هی! برگشتید!

257
00:20:47,440 --> 00:20:49,040
‫خدا رو شکر!

258
00:20:49,920 --> 00:20:51,790
‫بگید ببینم، آسیب دیدید؟

259
00:20:51,840 --> 00:20:53,350
‫- نه.
‫- نه.

260
00:20:53,400 --> 00:20:55,350
‫آدم‌ربا چه شکلی بود؟

261
00:20:55,400 --> 00:20:56,790
‫کسی ما رو ندزدیده بود.

262
00:20:56,840 --> 00:20:58,590
‫یه مرد با لباس سفید بود.

263
00:20:58,640 --> 00:21:00,350
‫ما رو برد کنار دریاچه بازی کنیم.

264
00:21:00,400 --> 00:21:01,750
‫بهمون غذای خوشمزه داد.

265
00:21:01,800 --> 00:21:05,200
‫حتی با ما دوئل گیاهی بازی کرد.

266
00:21:09,240 --> 00:21:11,190
‫زن‌عموی چهارم...

267
00:21:11,240 --> 00:21:14,600
‫جز اون کی می‌تونسته باهاشون
‫دوئل گیاهی بازی کنه؟

268
00:21:16,000 --> 00:21:19,590
‫حتی اگه خودش باشه،
‫بلایی سر بچه‌ها نیاورده.

269
00:21:19,640 --> 00:21:22,800
‫بیا فراموشش کنیم.

270
00:21:24,320 --> 00:21:26,150
‫بیاید، بریم یه غذای خوشمزه بخوریم.

271
00:21:26,200 --> 00:21:27,960
‫- بریم!
‫- بریم!

272
00:21:28,720 --> 00:21:31,360
‫- بریم!
‫- بریم!

273
00:22:27,320 --> 00:22:28,750
‫به هوش اومدی.

274
00:22:28,800 --> 00:22:30,390
‫میشه بپرسم تو کی هستی؟

275
00:22:30,440 --> 00:22:33,110
‫فعلاً فرشته نجاتتم.

276
00:22:33,160 --> 00:22:36,000
‫ولی خدا می‌دونه بعداً قراره کی باشم.

277
00:22:53,160 --> 00:22:56,270
‫- میشه بپرسم...
‫- می‌دونم چی می‌خوای بپرسی.

278
00:22:56,320 --> 00:22:58,110
‫هو لینگ‌لونگ خوبه،

279
00:22:58,160 --> 00:23:02,070
‫احتمالاً اون وسیله رو از شیانگژو برده بیرون.

280
00:23:02,120 --> 00:23:03,190
‫درسته.

281
00:23:03,240 --> 00:23:06,160
‫نجاتت دادیم و سم رو بی‌اثر کردیم.

282
00:23:11,040 --> 00:23:13,270
‫ممنون که نجاتم دادی.

283
00:23:13,320 --> 00:23:16,070
‫ولی میشه بپرسم دوست هویی یا نه؟

284
00:23:16,120 --> 00:23:18,030
‫هو؟

285
00:23:18,080 --> 00:23:20,350
‫اون یه بانوی جوان با کمالاته.

286
00:23:20,400 --> 00:23:24,080
‫اینهمه باهاش سفر کردی و نفهمیدی؟

287
00:23:35,800 --> 00:23:37,270
‫چقدر سریع اومدن.

288
00:23:37,320 --> 00:23:38,510
‫اعضای فرقه تانگ هستن.

289
00:23:38,560 --> 00:23:40,670
‫من از طرف تو مبارزه می‌کنم.

290
00:23:40,720 --> 00:23:43,270
‫نمی‌خوام این چند نفر دوباره مجروحت کنن.

291
00:23:43,320 --> 00:23:47,320
‫وگرنه کِی می‌تونم به صورت عادلانه
‫باهات دوئل کنم؟

292
00:23:48,800 --> 00:23:50,880
‫شمشیرت رو بهم قرض بده.

293
00:24:23,760 --> 00:24:25,310
‫چه کف‌دستی پشتی قدرتمندی.

294
00:24:25,360 --> 00:24:26,830
‫شکست‌ناپذیره.

295
00:24:26,880 --> 00:24:29,230
‫سبک هنرهای رزمیت خیلی عجیبه.

296
00:24:29,280 --> 00:24:30,430
‫کی هستی؟

297
00:24:30,480 --> 00:24:33,600
‫مهم اینه که بتونم ببرم.

298
00:25:18,120 --> 00:25:19,720
‫گم شید!

299
00:25:29,000 --> 00:25:30,070
‫چیکار می‌کنی؟

300
00:25:30,120 --> 00:25:32,190
‫جونت رو به زور از جهنم پس گرفتم،

301
00:25:32,240 --> 00:25:33,510
‫و می‌خوای زحماتم هدر برن؟

302
00:25:33,560 --> 00:25:35,190
‫می‌خواستم یکیشون رو دستگیر کنم و بپرسم

303
00:25:35,240 --> 00:25:36,710
‫چرا فرقه تانگ دنبال منن.

304
00:25:36,760 --> 00:25:40,230
‫می‌ترسم بانو هو رو بکشن.

305
00:25:40,280 --> 00:25:41,230
‫نگران نباش.

306
00:25:41,280 --> 00:25:43,510
‫از مسیر برنامه‌ریزی شده‌تون نرفت.

307
00:25:43,560 --> 00:25:45,670
‫با تغییر قیافه از مسیر زمینی رفت.

308
00:25:45,720 --> 00:25:48,950
‫تازه، منم تعقیب‌کننده‌های کوهستان رو
‫فرستادم دنبال نخود سیاه.

309
00:25:49,000 --> 00:25:50,640
‫امکان نداره بتونن گیرش بندازن.

310
00:25:51,640 --> 00:25:54,680
‫ممنون که به بانو هو کمک کردی.

311
00:25:55,400 --> 00:25:57,830
‫با اینکه خودش می‌تونه وسیله رو تحویل بده،

312
00:25:57,880 --> 00:26:01,080
‫ولی یه حرکت اشتباهی زد.

313
00:26:03,640 --> 00:26:06,470
‫تو رو فرستاد سمت من،

314
00:26:06,520 --> 00:26:09,880
‫هر لحظه می‌تونم جونت رو بگیرم.

315
00:26:16,360 --> 00:26:18,110
‫تو به احتمال زیاد یه دوستی، نه دشمن.

316
00:26:18,160 --> 00:26:20,920
‫وگرنه کمک نمی‌کردی اعضای فرقه تانگ
‫رو بفرستیم برن.

317
00:26:21,920 --> 00:26:23,070
‫جالبه.

318
00:26:23,120 --> 00:26:24,470
‫رقیب باارزشی هستی.

319
00:26:24,520 --> 00:26:27,440
‫الکی اینهمه سفر نکردم تا پیدات کنم.

320
00:26:35,120 --> 00:26:37,990
‫بسه. برگرد تو کالسکه و استراحت کن.

321
00:26:38,040 --> 00:26:39,230
‫هرچند،

322
00:26:39,280 --> 00:26:40,550
‫وقتی خوب شدی،

323
00:26:40,600 --> 00:26:43,600
‫باید دوباره با هم مبارزه کنیم.

324
00:27:24,320 --> 00:27:25,550
‫با این،

325
00:27:25,600 --> 00:27:28,070
‫می‌تونیم حرکت دشمنانمون رو زیر نظر بگیریم.

326
00:27:28,120 --> 00:27:30,800
‫امشب می‌تونیم با خیال راحت بخوابیم.

327
00:27:34,600 --> 00:27:36,230
‫راحت به نظر میای.

328
00:27:36,280 --> 00:27:38,630
‫الان داری با من مثل خدمتکار یا
‫کالکسه‌چی رفتار می‌کنی؟

329
00:27:38,680 --> 00:27:41,000
‫نمی‌ترسی بکشمت؟

330
00:27:41,960 --> 00:27:43,870
‫اگه می‌خواستی من رو بکشی،

331
00:27:43,920 --> 00:27:46,680
‫الکی تو زحمت نجات دادنم نمیفتادی.

332
00:27:48,720 --> 00:27:50,510
‫تا حالا نشنیدی؟

333
00:27:50,560 --> 00:27:52,270
‫وقتی گربه شکار می‌کنه،

334
00:27:52,320 --> 00:27:54,190
‫اول باهاش بازی می‌کنه،

335
00:27:54,240 --> 00:27:56,710
‫بعد از اینکه به اندازه کافی شکنجه‌ش داد،
‫یک جا می‌خوردش.

336
00:27:56,760 --> 00:27:59,710
‫یه لحظه نجاتت میدم و بعدش
‫تهدید می‌کنم بکشمت.

337
00:27:59,760 --> 00:28:03,080
‫ولی یک دفعه کشتنت خیلی حوصله سر بره.

338
00:28:03,840 --> 00:28:06,720
‫هی، گوشت با منه؟

339
00:28:08,320 --> 00:28:10,240
‫گوش میدم.

340
00:28:15,040 --> 00:28:17,310
‫مگه تو یه لقب مسخره گربه‌ای نداری؟

341
00:28:17,360 --> 00:28:19,470
‫تو دست راست ارباب بائو هستی.

342
00:28:19,520 --> 00:28:23,760
‫پس می‌تونی حدس بزنی من کی هستم؟

343
00:28:25,160 --> 00:28:29,000
‫انگار خوشحال نیستی که بهم لقب
‫گربه سلطنتی رو دادن.

344
00:28:30,000 --> 00:28:32,360
‫خیلی باهوشی.

345
00:28:33,920 --> 00:28:36,790
‫داری میگی من بچه‌م،

346
00:28:36,840 --> 00:28:38,520
‫نه؟

347
00:28:39,120 --> 00:28:42,830
‫تو سم ارواح پیر اولین نگاه رو از
‫بدنم خارج کردی؟

348
00:28:42,880 --> 00:28:44,160
‫نه.

349
00:28:44,760 --> 00:28:48,350
‫تنها کسایی که تو این نزدیکی می‌تونن
‫یه سم خطرناک رو از بدنم خارج کنن،

350
00:28:48,400 --> 00:28:51,440
‫خانواده جین از شهر تنکسی هستن.

351
00:28:56,520 --> 00:28:59,990
‫من به شدت مسموم شده بودم،
‫و جراحت‌های داخلی و خارجی داشتم.

352
00:29:00,040 --> 00:29:01,910
‫خانواده جین به مسئولین گزارش ندادن،

353
00:29:01,960 --> 00:29:03,550
‫یا از اینکه آبروشون بره نترسیدن.

354
00:29:03,600 --> 00:29:07,280
‫پس احتمالاً یه ارتباطی بین
‫تو و خانواده جینه.

355
00:29:08,160 --> 00:29:09,550
‫حدست غلطه.

356
00:29:09,600 --> 00:29:12,800
‫من کاری به کار اونا ندارم.

357
00:29:21,360 --> 00:29:22,950
‫به آتیش نزدیک‌تر شو.

358
00:29:23,000 --> 00:29:25,510
‫تو جنگل داروخونه نداریم.

359
00:29:25,560 --> 00:29:27,750
‫به زور این گیاهان رو جمع کردم.

360
00:29:27,800 --> 00:29:31,040
‫اگه بذارم روی آتیش گرم بشن
‫فایده دارن.

361
00:29:37,800 --> 00:29:39,790
‫میگی ربطی به اونا نداری،

362
00:29:39,840 --> 00:29:41,190
‫ولی با طب آشنایی.

363
00:29:41,240 --> 00:29:44,240
‫دروغ نگفتم، من و چه به اون آدم‌ها.

364
00:29:45,000 --> 00:29:46,470
‫یه لحظه جونت رو نجات میدن،

365
00:29:46,520 --> 00:29:48,550
‫بعدش فرقه تانگ رو می‌فرستن
‫که بکشنت.

366
00:29:48,600 --> 00:29:50,150
‫همچین «خانواده خوبی»

367
00:29:50,200 --> 00:29:52,680
‫از سر من زیاده.

368
00:29:56,200 --> 00:29:57,350
‫چیه؟

369
00:29:57,400 --> 00:29:59,400
‫باور نمی‌کنی؟

370
00:30:01,120 --> 00:30:02,950
‫اگه خانواده جین بهشون خبر نداده بود،

371
00:30:03,000 --> 00:30:07,240
‫پس به نظرت فرقه تانگ از کجا فهمیدن کجایی؟

372
00:30:13,920 --> 00:30:16,710
‫خیلی خوب داری ماهی رو کباب می‌کنی.

373
00:30:16,760 --> 00:30:18,840
‫کنار آب زندگی می‌کنی؟

374
00:30:19,840 --> 00:30:21,350
‫آره.

375
00:30:21,400 --> 00:30:24,520
‫پس هنوز نفهمیدی کی هستم؟

376
00:30:27,800 --> 00:30:28,870
‫اینم از گربه سلطنتی.

377
00:30:28,920 --> 00:30:30,960
‫انتظار نداشتم بفهمی.

378
00:30:31,760 --> 00:30:33,110
‫اسم من...

379
00:30:33,160 --> 00:30:34,390
‫جین مائو شوئه.

380
00:30:34,440 --> 00:30:36,600
‫برات آشنا نیست؟

381
00:30:37,640 --> 00:30:38,870
‫واقعاً متاسفم.

382
00:30:38,920 --> 00:30:39,910
‫مگه میشه؟

383
00:30:39,960 --> 00:30:42,000
‫خودت رو به خریت نزن!

384
00:30:43,000 --> 00:30:44,400
‫تو فقط صبر کن.

385
00:30:45,000 --> 00:30:48,240
‫خوب که شدی می‌گیرم می‌زنمت!

386
00:30:56,520 --> 00:30:57,510
‫همینجا بمون.

387
00:30:57,560 --> 00:30:59,560
‫من برم یه نگاه بندازم.

388
00:32:21,520 --> 00:32:22,960
‫سی مینگ.

389
00:32:23,720 --> 00:32:28,440
‫[سی مینگ]
‫تو تکمیل ماموریت عالیجناب شکست خوردم.

390
00:32:32,440 --> 00:32:34,360
‫بازش کن و ببین.

391
00:32:37,400 --> 00:32:42,720
‫عالیجناب دستور داده بود اون
‫رو برات بیارم.

392
00:32:47,200 --> 00:32:51,230
‫بردار امتحانش کن، ببین باهاش
‫راحتی یا نه.

393
00:32:51,280 --> 00:32:53,750
‫این شمشیر توسط بخش آهن‌کاریشون

394
00:32:53,800 --> 00:32:56,910
‫و با استفاده از تکنیک آهنگری سرد
‫ساخته شده.

395
00:32:56,960 --> 00:32:59,230
‫تمام ناخالصی‌های آهن جدا شده.

396
00:32:59,280 --> 00:33:01,350
‫واسه همین به شدت تیزه.

397
00:33:01,400 --> 00:33:06,230
‫ژنرال‌هامون فقط تو میدون نبرد
‫می‌تونن قدرت واقعیش رو حس کنن.

398
00:33:06,280 --> 00:33:08,270
‫خیلی گرونه.

399
00:33:08,320 --> 00:33:12,070
‫مسافت زیادی رو سفر کردن
‫تا بیارنش اینجا.

400
00:33:12,120 --> 00:33:16,680
‫عالیجناب دستور داد که بهت
‫هدیه بدمش.

401
00:33:17,640 --> 00:33:19,430
‫عالیجناب می‌دونه

402
00:33:19,480 --> 00:33:21,590
‫که این ماموریت برات سخت بود،

403
00:33:21,640 --> 00:33:23,270
‫و آسیب دیده بودی،

404
00:33:23,320 --> 00:33:25,190
‫واسه همین به خصوص بهم گفت

405
00:33:25,240 --> 00:33:29,440
‫یه سری دارو برای جراحت‌های بیرونیت آماده کنم.

406
00:33:30,240 --> 00:33:31,640
‫بگیر.

407
00:33:32,240 --> 00:33:34,790
‫می‌فهمی...

408
00:33:34,840 --> 00:33:37,560
‫نیت این کارش چیه؟

409
00:33:41,520 --> 00:33:43,030
‫می‌دونستم قراره بیای.

410
00:33:43,080 --> 00:33:45,310
‫برات چای لذیذی آماده کردم.

411
00:33:45,360 --> 00:33:47,560
‫بیا.

412
00:34:06,120 --> 00:34:08,670
‫از محبت عالیجناب متشکرم.

413
00:34:08,720 --> 00:34:11,520
‫ولی من نتونستم وظیفه‌م رو انجام بدم.

414
00:34:12,600 --> 00:34:14,630
‫لایق این محبت نیستم.

415
00:34:14,680 --> 00:34:18,150
‫ناامید نباش.

416
00:34:18,200 --> 00:34:20,910
‫با استعدادی که داری...

417
00:34:20,960 --> 00:34:25,800
‫مطمئنم همین الانش هم یه نقشه جدید ریختی.

418
00:34:29,400 --> 00:34:31,390
‫بر اساس زمان‌بندی،

419
00:34:31,440 --> 00:34:34,240
‫اون وسیله الان از شیانگژو خارج شده.

420
00:34:34,960 --> 00:34:36,430
‫خیلی مهمه،

421
00:34:36,480 --> 00:34:38,990
‫ولی نمی‌تونه از شخص مورد نظر جدا بشه.

422
00:34:39,040 --> 00:34:40,950
‫اگه ژان ژائو بمیره،

423
00:34:41,000 --> 00:34:43,200
‫اون وسیله هم به درد نخور میشه.

424
00:34:44,080 --> 00:34:46,190
‫حتی اگه برسه به پایتخت،

425
00:34:46,240 --> 00:34:48,640
‫شاهدی برای شهادت دادن نیست.

426
00:34:50,680 --> 00:34:52,310
‫یالا، امتحانش کن.

427
00:34:52,360 --> 00:34:55,240
‫چای تازه‌ی امساله.

428
00:35:03,640 --> 00:35:05,870
‫به عالیجناب میگم

429
00:35:05,920 --> 00:35:08,670
‫که فرمانده شائو چقدر وفاداره.

430
00:35:08,720 --> 00:35:10,510
‫ولی ماموریت کشتن

431
00:35:10,560 --> 00:35:13,790
‫و شروع نبرد رو

432
00:35:13,840 --> 00:35:17,030
‫بسپر به ژی‌هوا و بقیه.

433
00:35:17,080 --> 00:35:20,710
‫عالیجناب خوابی برام دیده؟

434
00:35:20,760 --> 00:35:22,200
‫دقیقاً.

435
00:35:22,880 --> 00:35:24,910
‫عالیجناب این دفعه صدات کرد

436
00:35:24,960 --> 00:35:29,830
‫که بیای یه کار مهم‌تر رو بهت بسپره.

437
00:35:29,880 --> 00:35:35,360
‫برای این ماموریت به یه نقشه دوم
‫نیاز داریم.

438
00:36:07,520 --> 00:36:10,200
‫چقدر از قدرتت برگشته؟

439
00:36:12,040 --> 00:36:13,710
‫یه چند روز دیگه استراحت کنم،

440
00:36:13,760 --> 00:36:15,910
‫هفت هشت درصدش برمی‌گرده.

441
00:36:15,960 --> 00:36:19,200
‫تا اون موقع می‌تونم باهات مبارزه کنم.

442
00:36:19,800 --> 00:36:20,950
‫منظورت چیه؟

443
00:36:21,000 --> 00:36:23,350
‫مبارزه با هفت هشت درصد از قدرتت؟

444
00:36:23,400 --> 00:36:25,560
‫داری من رو تحقیر می‌کنی؟

445
00:36:34,760 --> 00:36:36,990
‫اون وسیله‌ای که دستته چیه؟

446
00:36:37,040 --> 00:36:42,400
‫چیه که می‌تونه مسئولین شیانگژو رو بسیج کنه
‫و باعث بشه از هر دو طرف تعقیبت کنن؟

447
00:36:43,440 --> 00:36:45,790
‫چطور؟

448
00:36:45,840 --> 00:36:47,960
‫کنجکاوم.

449
00:36:49,040 --> 00:36:50,710
‫من که می‌خواستم باهات مبارزه کنم،

450
00:36:50,760 --> 00:36:53,750
‫و الان بدون شنیدن توضیح دارم جونم رو
‫به خاطر تو و هو لینگ‌لونگ تو خطر می‌اندازم.

451
00:36:53,800 --> 00:36:55,920
‫حتی حق ندارم سوال بپرسم؟

452
00:37:01,240 --> 00:37:03,510
‫- بهتره...
‫- بهتره ندونم.

453
00:37:03,560 --> 00:37:05,150
‫مطمئن بودم این رو میگی.

454
00:37:05,200 --> 00:37:06,470
‫اینقدر رازدار نباش.

455
00:37:06,520 --> 00:37:09,400
‫حتی اگه نگی، خودم حدس زدم.

456
00:37:10,000 --> 00:37:12,310
‫حتماً باید یه چیزی باشه...

457
00:37:12,360 --> 00:37:15,270
‫که می‌تونه ماموران عالی‌رتبه شیانگژو و
‫کل دنیا رو زیر و رو کنه،

458
00:37:15,320 --> 00:37:18,710
‫و حتی تو دربار بزرگ سونگ هم
‫تحولی به پا کنه.

459
00:37:18,760 --> 00:37:20,030
‫درست میگم؟

460
00:37:20,080 --> 00:37:21,510
‫پس درست حدس زدم!

461
00:37:21,560 --> 00:37:24,750
‫ارزش نداره که به خاطر همچین چیزی

462
00:37:24,800 --> 00:37:27,440
‫جونت رو تو خطر بندازی.

463
00:37:28,800 --> 00:37:31,070
‫چرا زل زدی؟ اشتباه می‌کنم؟

464
00:37:31,120 --> 00:37:32,630
‫سرنوشت دربار رو بسپر به

465
00:37:32,680 --> 00:37:34,950
‫اونایی که تو تالار جین‌لوان هستن.

466
00:37:35,000 --> 00:37:36,390
‫چرا اینقدر برات مهمه؟

467
00:37:36,440 --> 00:37:39,830
‫یا نکنه به قول بقیه شوالیه جنوبی ژان ژائو،

468
00:37:39,880 --> 00:37:41,190
‫وقتی وارد دربار میشه،

469
00:37:41,240 --> 00:37:44,510
‫فقط خودش رو سرگرم شهرت و ثروت می‌کنه،

470
00:37:44,560 --> 00:37:47,550
‫در حدی که حاضری به خاطرش
‫خودت رو به کشتن بدی؟

471
00:37:47,600 --> 00:37:49,310
‫من به خاطر شهرت و ثروت

472
00:37:49,360 --> 00:37:51,640
‫وارد دربار نشدم.

473
00:37:52,200 --> 00:37:54,710
‫اون شیء رو می‌برم به پایتخت،

474
00:37:54,760 --> 00:37:57,030
‫نه فقط به خاطر دربار،

475
00:37:57,080 --> 00:37:59,470
‫بلکه به خاطر دوستم.

476
00:37:59,520 --> 00:38:01,430
‫دوستت؟

477
00:38:01,480 --> 00:38:03,270
‫اون وسیله رو...

478
00:38:03,320 --> 00:38:06,080
‫قبل از مرگش به من سپرد.

479
00:38:07,480 --> 00:38:10,720
‫چطوری می‌تونم خیانت در امانت کنم؟

480
00:38:11,800 --> 00:38:14,120
‫حاضری به خاطر حفظ اعتماد دوستت

481
00:38:15,040 --> 00:38:17,960
‫جونت رو تو خطر بندازی؟

482
00:38:19,280 --> 00:38:21,670
‫تو هم حتماً دوستانی داری

483
00:38:21,720 --> 00:38:24,600
‫که حاضری با یک کلمه جونت رو
‫براشون تو خطر بندازی.

484
00:38:31,160 --> 00:38:32,920
‫البته.

485
00:38:33,800 --> 00:38:35,680
‫بگیر بخواب.

486
00:39:24,760 --> 00:39:26,110
‫چیکار می‌کنی؟

487
00:39:26,160 --> 00:39:28,230
‫چرا داری تعقیبم می‌کنی؟

488
00:39:28,280 --> 00:39:31,280
‫تو... دینگ ژائو هوی هستی؟

489
00:39:32,280 --> 00:39:33,390
‫آره.

490
00:39:33,440 --> 00:39:35,680
‫پس درسته.

491
00:39:39,240 --> 00:39:41,110
‫استاد دینگ، خواهش می‌کنم.

492
00:39:41,160 --> 00:39:43,390
‫چرا الکی آدم رو کتک میزنی؟

493
00:39:43,440 --> 00:39:46,910
‫بانو هو من رو فرستاد که پیدات کنم.

494
00:39:46,960 --> 00:39:48,710
‫با لباس سفید و صورت زیبا.

495
00:39:48,760 --> 00:39:51,150
‫سریع شناختمت.

496
00:39:51,200 --> 00:39:52,910
‫من خدمتکار ارباب ژان هستم.

497
00:39:52,960 --> 00:39:55,390
‫اسمم مینگ ژواِره.

498
00:39:55,440 --> 00:39:57,630
‫[مینگ ژواِر]
‫استاد دینگ، ممنون که اربابم رو نجات دادی.

499
00:39:57,680 --> 00:39:59,150
‫که اینطور.

500
00:39:59,200 --> 00:40:00,270
‫راستش،

501
00:40:00,320 --> 00:40:02,590
‫من و ژان ژائو چند ساله که همدیگه رو می‌شناسیم.

502
00:40:02,640 --> 00:40:05,510
‫اگه تو دردسر بیفته، صد در صد کمکش می‌کنم.

503
00:40:05,560 --> 00:40:07,350
‫بانو هو کجاست؟
‫رسید شهر ایچنگ؟

504
00:40:07,400 --> 00:40:08,390
‫بله.

505
00:40:08,440 --> 00:40:10,590
‫اتفاقاً تو شهر ایچنگ من و ژائو ژی‌اِر

506
00:40:10,640 --> 00:40:11,910
‫و شاهزاده رو دید.

507
00:40:11,960 --> 00:40:13,830
‫شب رو تو شهر ایچنگ استراحت کرد،

508
00:40:13,880 --> 00:40:16,350
‫و امروز صبح با شاهزاده از پایتخت رفت.

509
00:40:16,400 --> 00:40:17,350
‫استاد دینگ،

510
00:40:17,400 --> 00:40:19,190
‫اربابم کجاست؟

511
00:40:19,240 --> 00:40:20,990
‫تو یه خونه خرابه تو شرق.

512
00:40:21,040 --> 00:40:22,270
‫برو بهش رسیدگی کن.

513
00:40:22,320 --> 00:40:23,950
‫من یه کار مهم دارم.
‫بعدش برمی‌گردم.

514
00:40:24,000 --> 00:40:25,880
‫چشم.

515
00:40:38,760 --> 00:40:40,800
‫ارباب!

516
00:40:42,680 --> 00:40:44,440
‫ارباب!

517
00:40:45,440 --> 00:40:47,400
‫ارباب!

518
00:40:48,680 --> 00:40:50,760
‫عقل کل.

519
00:40:52,560 --> 00:40:55,240
‫بیا، آب بنوش.

520
00:41:00,400 --> 00:41:03,310
‫فقط پرسیدم بانو هو جاش امنه یا نه،

521
00:41:03,360 --> 00:41:05,830
‫و تو، مثل لوبیایی که داره رشد می‌کنه،

522
00:41:05,880 --> 00:41:09,710
‫نیم ساعت درباره ماجراجویی‌هات با ژائو ژی‌اِر
‫تو شهر ایچنگ صحبت کردی.

523
00:41:09,760 --> 00:41:11,230
‫تو شهر بیانجینگ نموندی

524
00:41:11,280 --> 00:41:13,310
‫که بتونی بیای اینجا و با ژائو ژی‌اِر بازیگوشی کنی؟

525
00:41:13,360 --> 00:41:14,710
‫اینطور نیست.

526
00:41:14,760 --> 00:41:16,910
‫ژائو ژی‌اِر داشت تو مسافرت‌های
‫شاهزاده همراهیش می‌کرد،

527
00:41:16,960 --> 00:41:18,390
‫و خیلی اتفاقی بانو هو رو دید.

528
00:41:18,440 --> 00:41:20,430
‫من اومدم شما رو پیدا کنم، ارباب.

529
00:41:20,480 --> 00:41:21,710
‫ارباب بائو بهم دستور داده بود.

530
00:41:21,760 --> 00:41:23,590
‫یه کار خیلی مهم دارید.

531
00:41:23,640 --> 00:41:24,870
‫چی؟

532
00:41:24,920 --> 00:41:27,310
‫همه‌ش تقصیر اون موش طلایی لعنتیه!

533
00:41:27,360 --> 00:41:29,510
‫اول رفت اقامتگاهتون تا پیداتون کنه.

534
00:41:29,560 --> 00:41:30,670
‫وقتی پیداتون نکرد،

535
00:41:30,720 --> 00:41:32,310
‫فکر کرد دارید ازش فرار می‌کنید.

536
00:41:32,360 --> 00:41:34,150
‫واسه همین رفت ولایت کای‌فنگ
‫و دردسر درست کرد.

537
00:41:34,200 --> 00:41:36,430
‫بعد از اینکه وانگ چائو و ماهان
‫سرزنشش کردن و فرستادنش بره،

538
00:41:36,480 --> 00:41:37,710
‫کینه به دل گرفت.

539
00:41:37,760 --> 00:41:39,790
‫مُهر رسمی ارباب بائو رو دزدید!

540
00:41:39,840 --> 00:41:40,830
‫مهر رسمی رو دزدید؟

541
00:41:40,880 --> 00:41:42,310
‫همه‌ش به خاطر اون لقبه.

542
00:41:42,360 --> 00:41:44,350
‫واقعاً خجالت نمی‌کشه.

543
00:41:44,400 --> 00:41:46,750
‫لقب گربه سلطنتی رو امپراتور داده.

544
00:41:46,800 --> 00:41:48,950
‫چرا پنج موش اینقدر ناراحت شدن؟

545
00:41:49,000 --> 00:41:49,990
‫اگه شکایتی دارن،

546
00:41:50,040 --> 00:41:51,430
‫باید به خود امپراتور بگن.

547
00:41:51,480 --> 00:41:52,510
‫ولی مگه جرئت دارن؟

548
00:41:52,560 --> 00:41:55,110
‫مُهر رو دزدید و یه یادداشت گذاشت،
‫گفت می‌خواد با شما مبارزه کنه.

549
00:41:55,160 --> 00:41:57,030
‫اگه ببرید، مُهر رسمی رو پس میده.

550
00:41:57,080 --> 00:41:59,710
‫موش لعنتی!
‫واقعاً گستاخه.

551
00:41:59,760 --> 00:42:01,910
‫به چه حقی سر مُهر رسمی ارباب بائو
‫شرط می‌بنده؟

552
00:42:01,960 --> 00:42:03,070
‫وقتی داشتی میومدی اینجا،

553
00:42:03,120 --> 00:42:05,030
‫یه مرد سفیدپوش رو ندیدی؟

554
00:42:05,080 --> 00:42:07,030
‫استاد دینگ رو می‌گید؟

555
00:42:07,080 --> 00:42:09,470
‫دیدم. حتی بهم لگد زد!

556
00:42:09,520 --> 00:42:12,150
‫ببینید، رد پاش هنوز اینجاست.

557
00:42:12,200 --> 00:42:13,590
‫گفت یه کار مهم داره

558
00:42:13,640 --> 00:42:16,080
‫و گفت بیام به شما رسیدگی کنم.

559
00:42:33,480 --> 00:42:35,190
‫اون بای یوتانگ...

560
00:42:35,240 --> 00:42:36,830
‫مدام گریزونه.

561
00:42:36,880 --> 00:42:38,350
‫ارباب، چی گفتید؟

562
00:42:38,400 --> 00:42:39,950
‫اون بای یوتانگه؟

563
00:42:40,000 --> 00:42:41,990
‫موش طلایی، بای یوتانگ!

564
00:42:42,040 --> 00:42:44,510
‫پس چرا اینقدر باهاش وقت گذروندید؟

565
00:42:44,560 --> 00:42:46,080
‫جونم رو نجات داد.

566
00:42:47,040 --> 00:42:49,830
‫فکر کردم می‌خواد در زمینه هنرهای رزمی
‫من رو به چالش بکشه،

567
00:42:49,880 --> 00:42:52,550
‫واسه همین هویتش رو لو ندادم.

568
00:42:52,600 --> 00:42:55,710
‫فکر نمی‌کردم بیاد مُهر رسمی رو بدزده.

569
00:42:55,760 --> 00:42:58,430
‫حتماً لحظه آخر جا زده،

570
00:42:58,480 --> 00:43:01,950
‫فکر کرده نمی‌تونه شما رو شکست بده
‫و با عجله فرار کرده.

571
00:43:02,000 --> 00:43:03,630
‫باید یه سر بریم جزیره شیانکونگ.

572
00:43:03,680 --> 00:43:07,280
‫رفتن به اونجا هیچ فرقی با
‫وارد تله شدن نداره!

573
00:43:09,280 --> 00:43:19,280
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M