1
00:01:37,280 --> 00:01:40,360
‫[قسمت هفتم]

2
00:01:41,360 --> 00:01:51,360
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:54,880 --> 00:01:56,310
‫نمی‌تونیم اینطوری مبارزه کنیم.

4
00:01:56,360 --> 00:01:58,870
‫باید هرچه زودتر یه راه فرار پیدا کنیم.

5
00:01:58,920 --> 00:02:00,680
‫ژان ژائو؟

6
00:02:01,680 --> 00:02:02,710
‫نگاش کن.

7
00:02:02,760 --> 00:02:05,960
‫یه بار از جونت گذشتم،
‫ولی انگار خودت برای مُردن عجله داری؟

8
00:02:08,200 --> 00:02:10,070
‫اومدی مُهر رسمی رو بگیری؟

9
00:02:10,120 --> 00:02:11,230
‫حیف که این‌قدر بی‌احتیاطی کردی.

10
00:02:11,280 --> 00:02:13,710
‫حالا افتادی توی تله‌های برادرم.
‫حقت بود!

11
00:02:13,760 --> 00:02:16,070
‫بای یوتانگ، داری چه نقشه‌ای می‌کشی؟

12
00:02:16,120 --> 00:02:17,870
‫من دارم چه نقشه‌ای می‌کشم؟

13
00:02:17,920 --> 00:02:20,920
‫خودت توی تله افتادی.
‫منو سرزنش نکن.

14
00:02:32,960 --> 00:02:36,110
‫ژان ژائو، مگه به تو گربه سلطنتی نمی‌گن؟

15
00:02:36,160 --> 00:02:37,950
‫چطور توی یه گودال کوچیک گیر افتادی؟

16
00:02:38,000 --> 00:02:39,910
‫خودت خوب می‌دونی زیر پاهامون
‫مین‌های آتشی کار گذاشتن.

17
00:02:39,960 --> 00:02:41,630
‫بازم مارو داری اینطوری تحریک می‎کنی؟

18
00:02:41,680 --> 00:02:43,310
‫خیلی دلت می‌خواد مرگ مارو ببینی؟

19
00:02:43,360 --> 00:02:44,630
‫پس حقیقت رو بهتون میگم.

20
00:02:44,680 --> 00:02:46,350
‫زیر پات فتیله مین‌های آتشیه.

21
00:02:46,400 --> 00:02:49,600
‫بیارش بیرون تا غیرفعال بشن.

22
00:02:53,960 --> 00:02:56,160
‫بهش اعتماد داری؟

23
00:03:11,200 --> 00:03:13,750
‫نترسیدی که بخوام توی دام بیاندازمت؟

24
00:03:13,800 --> 00:03:15,430
‫تو از ماجرای مُهر رسمی خبر داری،

25
00:03:15,480 --> 00:03:17,110
‫و می‌خوای جلوی همه ضایع بشم.

26
00:03:17,160 --> 00:03:20,720
‫برای همین یقیت دارم که تو بای یوتانگ واقعی هستی.

27
00:03:21,720 --> 00:03:23,510
‫برادر دومم تو سبک‌بالی خیلی تعریفی نداره.

28
00:03:23,560 --> 00:03:26,310
‫بذار یه مدتی ته گودال سختی بکشه.

29
00:03:26,360 --> 00:03:27,470
‫منظورت چیه؟

30
00:03:27,520 --> 00:03:29,670
‫بای یوتانگ قبلی قلابی بود؟

31
00:03:29,720 --> 00:03:30,750
‫معلومه که قلابی بود.

32
00:03:30,800 --> 00:03:32,030
‫اون ژی‌هوا بود.

33
00:03:32,080 --> 00:03:34,030
‫چند روز پیش به جزیره اومد
‫و خودشو جای من جا زد.

34
00:03:34,080 --> 00:03:35,910
‫اون با کلک، برادرهای بزرگ‌ترم رو وادار کرد زهر بخورن.

35
00:03:35,960 --> 00:03:37,510
‫زهرش کشنده نیست،

36
00:03:37,560 --> 00:03:39,910
‫ولی باعث شد یکیشون بزنه به سرش
‫و مدام هزیون بگه.

37
00:03:39,960 --> 00:03:41,270
‫تازه از فرقه تانگ هم یه عده رو آورد

38
00:03:41,320 --> 00:03:43,750
‫و با جا زدن خودشون به‌جای خدمتکارها،
‫آدم‌های بی‌گناه جزیره رو کشتن.

39
00:03:43,800 --> 00:03:44,990
‫یه جای کار می‌لنگه.

40
00:03:45,040 --> 00:03:47,710
‫چرا فرقه‌ی تانگ باید از ژی‌هوا دستور بگیرن؟

41
00:03:47,760 --> 00:03:49,230
‫تو چرا اینقدر سوال می‌پرسی؟

42
00:03:49,280 --> 00:03:50,230
‫من از کجا بدونم؟

43
00:03:50,280 --> 00:03:53,470
‫به‌هرحال، برادر سوم و چهارمم
‫افرادشون رو به کوه منتقل کردن،

44
00:03:53,520 --> 00:03:55,950
‫و زن داداشم و ژن‌اِر رو
‫توی عمارت لوسی پنهان کردن.

45
00:03:56,000 --> 00:03:58,270
‫بعدشم اسکله رو بستن تا از بیرون کسی وارد نشه.

46
00:03:58,320 --> 00:04:00,110
‫ولی نگرانم...

47
00:04:00,160 --> 00:04:03,070
‫اونا هم بزودی عمارت لوسی رو پیدا کنن.

48
00:04:03,120 --> 00:04:04,270
‫نگران نباش.

49
00:04:04,320 --> 00:04:05,550
‫ژائو هوی راه رو نشون می‌ده.

50
00:04:05,600 --> 00:04:07,510
‫اول اونا رو به کوهستان می‌بریم.

51
00:04:07,560 --> 00:04:09,720
‫برو دنبال برادر بزرگت.

52
00:04:12,160 --> 00:04:14,830
‫کسی که همین الان با برادرم درگیر شد،
‫داداش چهارمم، جیانگ پینگ بود.

53
00:04:14,880 --> 00:04:15,870
‫اون شناگر ماهری هست.

54
00:04:15,920 --> 00:04:18,350
‫حتما برادرم رو به دریاچه‌ی پشت کوه کشونده.

55
00:04:18,400 --> 00:04:20,720
‫بعدا همونجا همو می‌بینیم.

56
00:04:28,720 --> 00:04:30,270
‫رئیس لو حالش خوبه؟

57
00:04:30,320 --> 00:04:31,950
‫اول باید برادرم را به جای امنی برسونم.

58
00:04:32,000 --> 00:04:33,910
‫افراد فرقه تانگ ممکنه هنوز توی کاخ باشن.

59
00:04:33,960 --> 00:04:35,470
‫ژائو هوی، برو و بهشون کمک کن.

60
00:04:35,520 --> 00:04:36,550
‫ما اینجا اوضاع رو بدست می‌گیریم.

61
00:04:36,600 --> 00:04:37,710
‫بسیارخب.

62
00:04:37,760 --> 00:04:40,120
‫ایشون ژان ژائو، شوالیه جنوبی هستن.

63
00:04:41,480 --> 00:04:42,630
‫دوستان.

64
00:04:42,680 --> 00:04:44,750
‫ژان ژائو مخصوصا برای کمک اومده.

65
00:04:44,800 --> 00:04:47,110
‫برادر سوم، بمون و به برادر چهارم کمک کن.

66
00:04:47,160 --> 00:04:48,790
‫باشه.

67
00:04:48,840 --> 00:04:50,880
‫- بریم.
‫- بریم.

68
00:05:21,240 --> 00:05:22,950
‫بای یوتانگ! دعوا نکنین!

69
00:05:23,000 --> 00:05:24,870
‫افرادم جزیره شیانکونگ رو محاصره کردن.

70
00:05:24,920 --> 00:05:26,470
‫نه شما و نه ژی‌هوا نمی‌تونین فرار کنین.

71
00:05:26,520 --> 00:05:27,870
‫اگه هر دوتون تسلیم بشید،

72
00:05:27,920 --> 00:05:30,230
‫یکم از دردسرهامون کم میشه.

73
00:05:30,280 --> 00:05:31,750
‫همم! گربه‌ی لعنتی.

74
00:05:31,800 --> 00:05:34,550
‫قبلاً بهت گفتم، اگه بتونی منو شکست بدی،
‫مُهر رسمی رو بهت پس می‌دم.

75
00:05:34,600 --> 00:05:36,070
‫ولی برای محاصره‌ی ما با خودت سرباز آوردی.

76
00:05:36,120 --> 00:05:38,960
‫می‌ترسی تک به تک باهام مبارزه کنی؟

77
00:06:03,120 --> 00:06:05,870
‫ژی‌هوا در فن «دست شفقت بزرگ»
‫به اوج مهارت رسیده.

78
00:06:05,920 --> 00:06:07,390
‫موقع مبارزه با اون خیلی مراقب باش.

79
00:06:07,440 --> 00:06:08,470
‫اه.

80
00:06:08,520 --> 00:06:10,950
‫پس ایشون استاد فن دست شفقت بزرگه.

81
00:06:11,000 --> 00:06:12,150
‫اونقدرها هم تعریفی نداره.

82
00:06:12,200 --> 00:06:15,120
‫زودباش، بیا جلو ببینم چی بلدی.

83
00:06:21,120 --> 00:06:24,960
‫بای یوتانگ.
‫من اینجا نیومدم تا باهات بازی کنم.

84
00:06:26,080 --> 00:06:28,190
‫پادزهری که دنبالشی، دست منه.

85
00:06:28,240 --> 00:06:31,520
‫ژان ژائو رو بکش تا مال تو بشه!

86
00:06:41,600 --> 00:06:42,870
‫سریع تصمیم خودت رو بگیر.

87
00:06:42,920 --> 00:06:45,360
‫پادزهر زیادی نمونده.

88
00:06:46,480 --> 00:06:52,120
‫اگه دو بسته‌ی دیگه هم تموم بشه،
‫دیگه نمیشه برادرت رو نجات داد.

89
00:07:20,760 --> 00:07:23,310
‫ژان ژائو، من بودم که زندگیت رو نجات دادم.

90
00:07:23,360 --> 00:07:25,630
‫اما تو نمک‌نشناس بودی
‫و سربازهات رو برای محاصره جزیره آوردی.

91
00:07:25,680 --> 00:07:27,910
‫دیگه دوستی بین ما وجود نداره.

92
00:07:27,960 --> 00:07:32,360
‫امروز جزیره شیانکونگ تبدیل به قبر تو میشه!

93
00:07:40,280 --> 00:07:42,230
‫دروغ گفتم که برای محاصره جزیره شیانکونگ
‫با خودم سرباز آوردم.

94
00:07:42,280 --> 00:07:43,230
‫نمی‌فهمی؟

95
00:07:43,280 --> 00:07:47,000
‫منم فقط برای فریب دادن اون باهات مبارزه می‌کنم.
‫تو هم اینو نمی‌بینی؟

96
00:07:59,200 --> 00:08:01,390
‫برادر سوم، چرا اینقدر جدی مبارزه می‌کنی؟

97
00:08:01,440 --> 00:08:03,670
‫سخت نگیر.
‫دارم بهش کلک می‌زنم.

98
00:08:03,720 --> 00:08:07,960
‫اگه گربه سلطنتی واقعا توی این جزیره کشته بشه،
‫دیگه رنگ آرامش رو نمی‌بینیم.

99
00:08:26,160 --> 00:08:29,240
‫احمق، گول خوردی.

100
00:08:36,480 --> 00:08:39,750
‫پس تو همون گربه سلطنتی هستی
‫که نزدیک بود برادر پنجمم رو بکشه.

101
00:08:39,800 --> 00:08:42,790
‫چیه؟
‫اومدی جزیره تا ما پنج موش رو دستگیر کنی؟

102
00:08:42,840 --> 00:08:43,950
‫برادر سوم!

103
00:08:44,000 --> 00:08:45,550
‫داری چه مزخرفی میگی؟

104
00:08:45,600 --> 00:08:48,670
‫اینکه جزیره شیانکونگ
‫امروز از این بلا جون سالم به در برد،

105
00:08:48,720 --> 00:08:51,310
‫همه‌اش به لطف کمک استاد ژان بود.

106
00:08:51,360 --> 00:08:52,630
‫رئیس لو،

107
00:08:52,680 --> 00:08:54,550
‫خیلی اهمیتی نداره.

108
00:08:54,600 --> 00:08:55,670
‫من فقط اینجا اومدم

109
00:08:55,720 --> 00:08:57,910
‫تا همه‌چیز رو به شماها توضیح بدم.

110
00:08:57,960 --> 00:09:00,030
‫اون لقب فقط شوخیِ اعلی‌حضرت بود.

111
00:09:00,080 --> 00:09:01,230
‫لطفا بابت بی‌احترامی ناخواسته‌ای که

112
00:09:01,280 --> 00:09:04,150
‫قبلا بهتون کردم، منو سرزنش نکنید.

113
00:09:04,200 --> 00:09:05,990
‫قربان، مگه چه بی‌احترامی‌ای بهشون کردید؟

114
00:09:06,040 --> 00:09:08,320
‫مشخصا اونا بودن که...

115
00:09:09,320 --> 00:09:10,710
‫برادر پنجم.

116
00:09:10,760 --> 00:09:12,790
‫ببینید استاد ژان

117
00:09:12,840 --> 00:09:14,510
‫چقدر بزرگوار و باوقاره.

118
00:09:14,560 --> 00:09:17,920
‫چرا نمیای اینجا تا ازش عذرخواهی کنی؟

119
00:09:25,200 --> 00:09:26,190
‫ژی‌هوا!

120
00:09:26,240 --> 00:09:27,710
‫مودب باش.

121
00:09:27,760 --> 00:09:29,710
‫حالا هم توی قلمرو ما دست از شیطنت برنمی‌داری،

122
00:09:29,760 --> 00:09:32,470
‫و نقش بازی می‌کنی
‫تا اعتماد برادر بزرگم رو جلب کنی.

123
00:09:32,520 --> 00:09:37,270
‫فکر نکن از نیت شومی که پشت
‫این نقاب ریاکاری قایم کردی، خبر ندارم.

124
00:09:37,320 --> 00:09:41,120
‫اگه رفتارت رو درست نکنی،
‫مطمئن میشم از این جزیره خارج نشی.

125
00:09:55,360 --> 00:09:56,910
‫استاد ژان،

126
00:09:56,960 --> 00:09:58,470
‫گفتی که...

127
00:09:58,520 --> 00:10:03,920
‫تو به خاطر دزدیده شدن مهر رسمی
‫توسط برادر پنجم به اینجا اومدی.

128
00:10:04,920 --> 00:10:07,910
‫برادر پنجمم گاهی کمی شیطنت می‌کنه،

129
00:10:07,960 --> 00:10:12,670
‫اما با جانم تضمین می‌کنم که
‫هیچ‌وقت کار پلیدی انجام نمی‌ده.

130
00:10:12,720 --> 00:10:15,670
‫اون حتی به فقرا کمک می‌کنه و از عدالت دفاع می‌کنه.

131
00:10:15,720 --> 00:10:18,230
‫اون شایسته نام پنج موشه.

132
00:10:18,280 --> 00:10:20,990
‫می‌خوام برای اون درخواست بخشش کنم.

133
00:10:21,040 --> 00:10:23,240
‫متوجه منظورتون میشم.

134
00:10:23,800 --> 00:10:24,830
‫راستش رو بگم...

135
00:10:24,880 --> 00:10:27,790
‫من شخصا بهتون قول میدم.

136
00:10:27,840 --> 00:10:29,990
‫اگه مهر رسمی رو برگردونه،

137
00:10:30,040 --> 00:10:33,510
‫قطعا راهی پیدا می‌کنم تا پیش
‫ارباب بائو ازش دفاع کنم.

138
00:10:33,560 --> 00:10:34,790
‫پس،

139
00:10:34,840 --> 00:10:36,670
‫من، لو...

140
00:10:36,720 --> 00:10:38,600
‫ازتون خیلی سپاسگذارم.

141
00:10:46,800 --> 00:10:47,830
‫چیه؟

142
00:10:47,880 --> 00:10:50,080
‫برای بازداشتم خیلی عجله داری؟

143
00:10:50,960 --> 00:10:52,920
‫کمکم کن ازش بازجویی کنم.

144
00:10:55,640 --> 00:10:57,870
‫حرف بزن!
‫وگرنه تا حد مرگ کتک می‌خوری!

145
00:10:57,920 --> 00:10:59,590
‫چی می‌خوای بگم؟

146
00:10:59,640 --> 00:11:02,840
‫خب! چقدر کله‌شقی!

147
00:11:04,080 --> 00:11:05,550
‫بای یوتانگ!

148
00:11:05,600 --> 00:11:06,910
‫من که هنوز چیزی نپرسیدم.

149
00:11:06,960 --> 00:11:08,310
‫چطور باید جواب بده؟

150
00:11:08,360 --> 00:11:11,430
‫دقیقا! خب، بپرس دیگه.

151
00:11:11,480 --> 00:11:15,320
‫- چیزی نپرسیدی؟
‫- یه کلمه هم نگفتم. یهو شروع کردی به زدنش.

152
00:11:15,960 --> 00:11:17,430
‫این یه نوع استراتژیه.

153
00:11:17,480 --> 00:11:19,430
‫داشتم بهش فرصت می‌دادم
‫داوطلبانه اعتراف کنه.

154
00:11:19,480 --> 00:11:20,830
‫انتظار نداشتم اینقدر کله‌شق باشه.

155
00:11:20,880 --> 00:11:22,950
‫الانم می‌خواستم تاکتیکم رو عوض کنم.

156
00:11:23,000 --> 00:11:24,800
‫حرف بزن!

157
00:11:26,240 --> 00:11:29,070
‫برای کی کار می‌کنی؟

158
00:11:29,120 --> 00:11:30,430
‫دیدی؟ سوال کردن بی‌فایده‎س.

159
00:11:30,480 --> 00:11:32,750
‫- فقط بکشش.
‫- صبر کن.

160
00:11:32,800 --> 00:11:35,150
‫استاد بای، لطفا آروم باش.

161
00:11:35,200 --> 00:11:37,600
‫میشه اول چندتا سوال بپرسم؟

162
00:11:50,040 --> 00:11:51,550
‫ژی‌هوا.

163
00:11:51,600 --> 00:11:54,110
‫اون شی به پایتخت ارسال شده.

164
00:11:54,160 --> 00:11:56,830
‫پرونده مربوط به این موضوع به‌زودی بررسی میشه.

165
00:11:56,880 --> 00:11:58,230
‫اگه همینطور مقاومت کنی،

166
00:11:58,280 --> 00:12:00,590
‫خیلی به نفعت نمیشه.

167
00:12:00,640 --> 00:12:04,030
‫حالا چی که به پایتخت رسیده باشه؟

168
00:12:04,080 --> 00:12:06,230
‫حتی اگر امپراتور هم از این موضوع باخبر بشه،

169
00:12:06,280 --> 00:12:08,800
‫عالیجناب از چیزی نمی‌ترسه.

170
00:12:10,800 --> 00:12:13,880
‫ایشون واقعا قدرتمند هستن.

171
00:12:15,040 --> 00:12:18,350
‫نکنه عالیجناب نه‌تنها بر شیانگژو تسلط داره،

172
00:12:18,400 --> 00:12:21,880
‫بلکه در دربار امپراتوری هم نفوذ کرده؟

173
00:12:23,840 --> 00:12:25,390
‫چه متکبره.

174
00:12:25,440 --> 00:12:27,710
‫داره با تو حرف می‌زنه.
‫باز چشمات رو بستی؟

175
00:12:27,760 --> 00:12:28,950
‫صبر کن، وایسا!

176
00:12:29,000 --> 00:12:29,990
‫چندتا سوال دیگه دارم.

177
00:12:30,040 --> 00:12:31,760
‫فقط چندتا سوال مونده.

178
00:12:34,680 --> 00:12:37,190
‫پس بیا در مورد یه چیز دیگه صحبت کنیم.

179
00:12:37,240 --> 00:12:39,190
‫زهری که برای رئیس لو استفاده کردی...

180
00:12:39,240 --> 00:12:40,950
‫کی اونو ساخته؟

181
00:12:41,000 --> 00:12:42,550
‫معلومه، فرقه‌ی تانگ.

182
00:12:42,600 --> 00:12:44,230
‫فرقه‌ی تانگ در ساخت زهر استاد هستن،

183
00:12:44,280 --> 00:12:46,550
‫ولی اونا معمولا به قصد کشت زهر می‌سازن.

184
00:12:46,600 --> 00:12:50,320
‫این نوع سم تغییر‌دهنده ذهن، سبک کار اون‌ها نیست!

185
00:12:51,360 --> 00:12:53,280
‫حرف بزن.

186
00:12:55,720 --> 00:12:57,990
‫رابطه تو با جینگ یی‌مینگ از فرقه شانگ‌چینگ چیه؟

187
00:12:58,040 --> 00:12:59,950
‫چقدر درباره‌ش اطلاعات داری؟
‫حرف بزن!

188
00:13:00,000 --> 00:13:01,550
‫ما که بهرحال پادزهر رو بدست آوردیم.

189
00:13:01,600 --> 00:13:03,630
‫اگه حرف نمی‌زنه، می‌تونیم فقط بکشیمش.

190
00:13:03,680 --> 00:13:05,430
‫فکر خوبیه.

191
00:13:05,480 --> 00:13:09,720
‫نه، فردا با خودم به پایتخت برش می‌گردونم.

192
00:13:31,920 --> 00:13:33,630
‫فردا میرین؟

193
00:13:33,680 --> 00:13:36,550
‫چرا چند روز دیگه اینجا نمی‌مونین؟

194
00:13:36,600 --> 00:13:39,070
‫قرار بود برم،

195
00:13:39,120 --> 00:13:42,270
‫اما اگه نتونم وظیفه رسمی‌ام رو به پایان برسونم،

196
00:13:42,320 --> 00:13:44,790
‫متاسفانه دیگه نمی‌تونم برگردم.

197
00:13:44,840 --> 00:13:46,230
‫پس همینجا بمون.

198
00:13:46,280 --> 00:13:50,720
‫این رو به حساب پیدا کردن یک نگهبان ماهر
‫برای جزیره شیانکونگ می‌ذارم.

199
00:13:54,200 --> 00:13:56,990
‫اصلا نگران نیستی که دزدیدن مهر رسمی،

200
00:13:57,040 --> 00:13:59,760
‫چهار برادر قسم‌خورده‌ات رو هم گرفتار کنه؟

201
00:14:06,160 --> 00:14:08,230
‫مهر رسمی در جزیره شیانکونگ نیست.

202
00:14:08,280 --> 00:14:10,000
‫درست میگم؟

203
00:14:11,880 --> 00:14:13,590
‫حدس می‌زنم که مهر...

204
00:14:13,640 --> 00:14:16,240
‫هنوز توی کای‌فنگه، درسته؟

205
00:14:18,360 --> 00:14:20,310
‫نگو که...

206
00:14:20,360 --> 00:14:22,470
‫حتی دفتر خودت رو هم دنبالش نگشتی

207
00:14:22,520 --> 00:14:25,000
‫و فکر کردی مهر رو دزدیدن.

208
00:14:26,240 --> 00:14:28,400
‫با اینکه مهر رو پیدا کردم،

209
00:14:29,400 --> 00:14:32,950
‫بهتره...با من به پایتخت برگردی.

210
00:14:33,000 --> 00:14:34,990
‫چرا باید به حرفت گوش بدم؟

211
00:14:35,040 --> 00:14:36,950
‫فقط برای اینکه با من مبارزه کنی،

212
00:14:37,000 --> 00:14:38,510
‫در کای‌فنگ جنجال به پا کردی،

213
00:14:38,560 --> 00:14:40,750
‫و حتی وانگ چائو و ماهان رو هم کتک زدی.

214
00:14:40,800 --> 00:14:42,870
‫یه قهرمان اینطوری رفتار می‌کنه؟

215
00:14:42,920 --> 00:14:44,790
‫قهرمان؟

216
00:14:44,840 --> 00:14:47,350
‫اولین باره می‌شنوم یکی منو قهرمان صدا می‌زنه.

217
00:14:47,400 --> 00:14:49,350
‫اگه قهرمان نبودی،

218
00:14:49,400 --> 00:14:51,950
‫پس چرا من و بانو هو رو نجات دادی؟

219
00:14:52,000 --> 00:14:54,230
‫چرا طبق گفته ژی‌هوا عمل نکردی،

220
00:14:54,280 --> 00:14:56,800
‫و منو به جزیره شیانکونگ نکشوندی؟

221
00:15:05,560 --> 00:15:09,560
‫[ژان ژائو را به جزیره شیانکونگ بیار،
‫وگرنه دو رئیس جزیره در خطر خواهند بود.]

222
00:15:13,800 --> 00:15:16,310
‫اون شب ازم پرسیدی چقدر از قدرتم رو به دست آوردم.

223
00:15:16,360 --> 00:15:18,030
‫نگران بودی که بعد از رفتنت،

224
00:15:18,080 --> 00:15:19,750
‫تعقیب‌کننده‌ها سراغ من بیان.

225
00:15:19,800 --> 00:15:22,110
‫نگران برادر قسم‌خورده‌ات بودی،

226
00:15:22,160 --> 00:15:24,190
‫اما با این حال تا طلوع آفتاب موندی.

227
00:15:24,240 --> 00:15:26,550
‫بعد اینکه از امنیت من مطمئن شدی، رفتی.

228
00:15:26,600 --> 00:15:28,270
‫تو تحت تاثیر تهدیدهای ژی‌هوا قرار نگرفتی،

229
00:15:28,320 --> 00:15:29,990
‫و از کشوندن من به جزیره منصرف شدی،

230
00:15:30,040 --> 00:15:32,750
‫و تنها برگشتی تا با ژی‌هوا روبه‌رو بشی.

231
00:15:32,800 --> 00:15:34,950
‫بعد اینا...

232
00:15:35,000 --> 00:15:37,760
‫بازم می‌تونی بگی که قهرمان نیستی؟

233
00:15:41,400 --> 00:15:43,590
‫یه بار بهم گفتی...

234
00:15:43,640 --> 00:15:47,870
‫برای امانتی که یک دوست بهت سپرده،
‫حاضری جونت رو به خطر بندازی.

235
00:15:47,920 --> 00:15:51,110
‫این منو یاد پیوندی انداخت که بین ما پنج موش وجود داره.

236
00:15:51,160 --> 00:15:54,270
‫از اونجایی که هر دومون برای
‫دوستی و وفاداری ارزش قائلیم،

237
00:15:54,320 --> 00:15:57,510
‫چطور می‌تونستم به حرف ژی‌هوا گوش بدم
‫و علیه تو بشم؟

238
00:15:57,560 --> 00:16:00,510
‫تمام دردسرهای جزیره شیانکونگ به خاطر من شروع شد.

239
00:16:00,560 --> 00:16:02,590
‫اگه من مهر رسمی رو ندزدیده بودم،

240
00:16:02,640 --> 00:16:04,950
‫یا اصرار نمی‌کردم که در شیانگژو با تو مبارزه کنم،

241
00:16:05,000 --> 00:16:07,270
‫درگیر پرونده‌ات نمی‌شدم.

242
00:16:07,320 --> 00:16:09,990
‫برادرهام مسموم نمی‌شدن.

243
00:16:10,040 --> 00:16:11,670
‫حالا که تمام اینا بخاطر من شروع شده،

244
00:16:11,720 --> 00:16:13,870
‫خودمم باید مسئولیت همه‌ش رو برعهده بگیرم.

245
00:16:13,920 --> 00:16:17,750
‫اگه این‌قدر اهل رقابت نبودی
‫و پیش من نمی‌اومدی،

246
00:16:17,800 --> 00:16:20,070
‫هیچ‌کس نجاتم نمی‌داد.

247
00:16:20,120 --> 00:16:22,840
‫اونوقت دوستی مثل تو نداشتم.

248
00:16:27,760 --> 00:16:29,510
‫باشه.

249
00:16:29,560 --> 00:16:31,750
‫حالا که منو دوست خودت خطاب کردی،

250
00:16:31,800 --> 00:16:34,750
‫باهات به پایتخت برمی‌گردم.

251
00:16:34,800 --> 00:16:37,990
‫از ارباب بائو، وانگ چائو و ماهان عذرخواهی می‌کنم.

252
00:16:38,040 --> 00:16:41,920
‫من آدمیم که مسئولیت کارهاش رو می‌پذیره.

253
00:16:44,960 --> 00:16:46,800
‫صبر کن.

254
00:16:48,600 --> 00:16:50,830
‫من مهر رو برای مبارزه با تو دزدیدم.

255
00:16:50,880 --> 00:16:52,430
‫ولی دوئل ما ناقص موند.

256
00:16:52,480 --> 00:16:54,110
‫الان نمی‌تونم خودم رو تحویل بدم.

257
00:16:54,160 --> 00:16:56,000
‫من نمیام.

258
00:16:57,160 --> 00:16:59,590
‫استاد بای مردی با شرف و با مرامه.

259
00:16:59,640 --> 00:17:01,910
‫واقعا لقب گربه سلطنتی اینقدر برات مهمه؟

260
00:17:01,960 --> 00:17:03,310
‫راستشو بگم،

261
00:17:03,360 --> 00:17:06,750
‫لقب مسخره‌ت اصلا برام هیچ اهمیتی نداره.

262
00:17:06,800 --> 00:17:09,510
‫فقط داشتم ازش به‌عنوان بهونه‌ای
‫برای مبارزه با تو استفاده می‌کردم.

263
00:17:09,560 --> 00:17:11,720
‫اینم متوجه نمیشی؟

264
00:17:13,360 --> 00:17:15,190
‫می‌دونی که برام خیلی اهمیت داره، درسته؟

265
00:17:15,240 --> 00:17:16,950
‫تو هم نمی‌خوای باهام مبارزه کنی.

266
00:17:17,000 --> 00:17:19,470
‫مگه امروز کنار رودخونه باهم مبارزه نکردیم؟

267
00:17:19,520 --> 00:17:21,590
‫اون که فقط یه نمایش برای
‫گول زدن ژی‌هوا بود.

268
00:17:21,640 --> 00:17:22,710
‫اون حساب نمیشه.

269
00:17:22,760 --> 00:17:24,760
‫یه مبارزه جدید نیاز داریم.

270
00:17:25,680 --> 00:17:27,710
‫برادرت گفت شبا دیر بخوابی
‫یواش یواش هذیون میگی.

271
00:17:27,760 --> 00:17:29,510
‫انگار راست گفته.

272
00:17:29,560 --> 00:17:31,270
‫داری هذیون میگی.
‫وقت خوابت رسیده.

273
00:17:31,320 --> 00:17:32,870
‫هذیون نمیگم.

274
00:17:32,920 --> 00:17:35,390
‫درضمن، اون برادر بزرگمه.

275
00:17:35,440 --> 00:17:38,190
‫سعی نکن خودت رو بهش نزدیک کنی.

276
00:17:38,240 --> 00:17:41,030
‫باشه. اون برادر توئه.

277
00:17:41,080 --> 00:17:42,790
‫- بیا برگردیم.
‫- نمیشه.

278
00:17:42,840 --> 00:17:44,800
‫باید دوباره مبارزه کنیم.

279
00:17:46,640 --> 00:17:48,710
‫- واقعا می‌خوای مبارزه کنی؟
‫- آره.

280
00:17:48,760 --> 00:17:50,390
‫اگه اینقدر علاقه به مبارزه داری...

281
00:17:50,440 --> 00:17:52,590
‫پس منم یه شرط دارم.

282
00:17:52,640 --> 00:17:54,710
‫بیا روی قایق مبارزه کنیم.

283
00:17:54,760 --> 00:17:55,790
‫روی قایق؟

284
00:17:55,840 --> 00:17:56,790
‫محاله!

285
00:17:56,840 --> 00:17:59,510
‫آخه کی روی قایق مبارزه می‌کنه؟

286
00:17:59,560 --> 00:18:01,110
‫نکنه از آب می‌ترسی؟

287
00:18:01,160 --> 00:18:02,750
‫مزخرف نگو.

288
00:18:02,800 --> 00:18:06,390
‫من...من...من از آب می‌ترسم؟

289
00:18:06,440 --> 00:18:08,400
‫پس بیا دیگه.

290
00:18:09,240 --> 00:18:11,920
‫باشه، تو بُردی.
‫من از آب می‌ترسم.

291
00:18:12,760 --> 00:18:14,310
‫من از آب می‌ترسم.

292
00:18:14,360 --> 00:18:15,870
‫امروز باهات مبارزه نمی‌کنم.

293
00:18:15,920 --> 00:18:17,830
‫درضمن، من یه بار نجاتت دادم.

294
00:18:17,880 --> 00:18:21,560
‫تو هم یه بار جزیره شیانکونگ رو نجات دادی.
‫پس الان بی‌حساب شدیم.

295
00:18:24,160 --> 00:18:25,310
‫این حرفت درست نیست.

296
00:18:25,360 --> 00:18:26,670
‫تو یه بار زندگی منو نجات دادی.

297
00:18:26,720 --> 00:18:29,390
‫ولی من زندگی برادر دومت، برادر بزرگت
‫و خودت رو نجات دادم.

298
00:18:29,440 --> 00:18:31,190
‫جمعا میشه سه نفر.

299
00:18:31,240 --> 00:18:33,790
‫الان چطور بی‌حساب شدیم؟

300
00:18:33,840 --> 00:18:35,910
‫شما توی ولایت کای‌فنگ
‫اینجوری حساب‌وکتاب می‌کنید؟

301
00:18:35,960 --> 00:18:38,150
‫این قضیه ربطی به کای‌فنگ نداره.

302
00:18:38,200 --> 00:18:40,240
‫این حساب‌و‌کتاب...

303
00:18:41,200 --> 00:18:43,400
‫خودم یادش گرفتم.

304
00:18:52,840 --> 00:18:55,760
‫[کاخ لو]

305
00:19:06,200 --> 00:19:08,470
‫بای.

306
00:19:08,520 --> 00:19:10,430
‫- بای، بیدار شو. وقت خواب نیست.
‫- چی شده؟

307
00:19:10,480 --> 00:19:11,670
‫پاشو.

308
00:19:11,720 --> 00:19:12,910
‫بیا بریم.
‫یه اتفاقی افتاده.

309
00:19:12,960 --> 00:19:15,800
‫هی! چی شده؟

310
00:19:25,480 --> 00:19:27,400
‫تعقیب‌شون کنیم؟

311
00:19:28,560 --> 00:19:30,830
‫جزیره شیانکونگ خسارت سنگینی دیده.

312
00:19:30,880 --> 00:19:33,550
‫دیگه نمی‌تونیم از روی احساسات عمل کنیم.

313
00:19:33,600 --> 00:19:35,510
‫اگه بیرون از جزیره قوای کمکی باشه،

314
00:19:35,560 --> 00:19:37,190
‫فقط باعث مشکل میشه.

315
00:19:37,240 --> 00:19:38,590
‫من الان باید به پایتخت برگردم

316
00:19:38,640 --> 00:19:40,670
‫و ببینم بانو هو در چه وضعه.

317
00:19:40,720 --> 00:19:42,560
‫منم باهات میام.

318
00:19:43,600 --> 00:19:46,120
‫ما دیروز یه قراری گذاشتیم.

319
00:19:51,040 --> 00:19:52,030
‫ژائو هوی.

320
00:19:52,080 --> 00:19:53,270
‫درمورد انتقامت،

321
00:19:53,320 --> 00:19:54,550
‫می‌دونم که نمی‌تونم منصرفت کنم.

322
00:19:54,600 --> 00:19:55,990
‫فقط می‌تونم بهت یادآوری کنم،

323
00:19:56,040 --> 00:19:57,390
‫عجله نکن.

324
00:19:57,440 --> 00:19:58,830
‫ژان، نگران نباش.

325
00:19:58,880 --> 00:20:00,230
‫تا وقتی که مطمئن نشم،

326
00:20:00,280 --> 00:20:02,910
‫هیچ حرکتی انجام نمیدم.

327
00:20:02,960 --> 00:20:04,470
‫همگی مراقب خودتون باشین.

328
00:20:04,520 --> 00:20:06,150
‫تا دیداری دوباره، بدرود.

329
00:20:06,200 --> 00:20:08,240
‫تا دیداری دوباره، بدرود.

330
00:20:26,400 --> 00:20:29,630
‫من این صندلی رو برای ارباب نگه داشتم.
‫برو اونور بشین.

331
00:20:29,680 --> 00:20:31,230
‫خودت مقصری.

332
00:20:31,280 --> 00:20:33,510
‫الان که من روش نشستم، دیگه مال منه.

333
00:20:33,560 --> 00:20:36,590
‫- پاشو!
‫- بهم دست نزن.

334
00:20:36,640 --> 00:20:37,910
مینگ ژواِر

335
00:20:37,960 --> 00:20:39,350
‫بذار بشینه.

336
00:20:39,400 --> 00:20:41,190
‫اون از آب می‌ترسه.

337
00:20:41,240 --> 00:20:43,790
‫ژان ژائو، چرا داری به عالم و آدم اینو میگی؟

338
00:20:43,840 --> 00:20:48,320
‫با این سن و هیکل، بازم از آب می‌ترسی.

339
00:20:50,480 --> 00:20:52,150
‫پس سر جات بمون.

340
00:20:52,200 --> 00:20:54,110
‫تمام مسیر فقط آب هست.

341
00:20:54,160 --> 00:20:56,080
‫صبر کن و ببین.

342
00:21:02,680 --> 00:21:05,560
‫ارباب، چی توی سرتونه؟

343
00:21:07,960 --> 00:21:09,630
‫نگران بانو هو هستم.

344
00:21:09,680 --> 00:21:11,950
‫اون جزو ماموران عالی‌رتبه نیست.

345
00:21:12,000 --> 00:21:14,670
‫اگه اوضاع اینقدر اضطراری نبود،

346
00:21:14,720 --> 00:21:16,710
‫مدرک رو به اون نمی‌سپردم.

347
00:21:16,760 --> 00:21:18,470
‫الان فقط اُمیدوارم...

348
00:21:18,520 --> 00:21:21,150
‫اون خیلی درگیر این پرونده نشه.

349
00:21:21,200 --> 00:21:23,070
‫ارباب، نگران نباشید.

350
00:21:23,120 --> 00:21:24,630
‫ژائو ژی‌اِر دائم بهم میگه

351
00:21:24,680 --> 00:21:28,750
‫با اینکه عالیجناب به نظر یه شاهزاده جوان
‫و خوش‌گذرون و ثروتمند میاد،

352
00:21:28,800 --> 00:21:31,270
‫ولی در واقع آدمی دقیق و قابل اعتماده.

353
00:21:31,320 --> 00:21:34,000
‫اون قطعا از بانو هو محافظت می‌کنه.

354
00:21:38,800 --> 00:21:40,430
‫درهرصورت...

355
00:21:40,480 --> 00:21:43,350
‫هرچی تعداد افراد درگیر کمتر باشه، بهتره.

356
00:21:43,400 --> 00:21:45,990
‫ممکنه که حتی ولایت کای‌فنگ توی این پرونده درگیر...

357
00:21:46,040 --> 00:21:47,110
‫قایقران!

358
00:21:47,160 --> 00:21:48,910
‫اسکله بعدی توقف می‌کنیم.

359
00:21:48,960 --> 00:21:50,750
‫بسیارخب!

360
00:21:50,800 --> 00:21:52,070
‫ژان ژائو.

361
00:21:52,120 --> 00:21:53,830
‫این بار بهتره از خاکی بریم.

362
00:21:53,880 --> 00:21:55,630
‫یه مسیر میان‌بُر می‌شناسم.

363
00:21:55,680 --> 00:21:56,990
‫می‌تونم دو روز خودمونو جلو بندازم.

364
00:21:57,040 --> 00:22:00,320
‫مطمئن میشم زودتر بانو هو رو ببینی.

365
00:22:03,280 --> 00:22:04,430
‫ارباب.

366
00:22:04,480 --> 00:22:06,110
‫فقط بخاطر اینکه دو روز زودتر به پایتخت برسین،

367
00:22:06,160 --> 00:22:07,870
‫دارین زندگی منو توی خطر می‌اندازین؟

368
00:22:07,920 --> 00:22:09,030
‫فقط یه اسب‌سواریه.

369
00:22:09,080 --> 00:22:10,710
‫تو که توی جنگ نیستی.

370
00:22:10,760 --> 00:22:12,870
‫من از اسب‌سواری نمی‌ترسم.

371
00:22:12,920 --> 00:22:14,270
‫می‌ترسم که اون موش سفید...

372
00:22:14,320 --> 00:22:15,750
‫ببین چقدر دودل و دست‌دست می‌کنی!

373
00:22:15,800 --> 00:22:17,750
‫کی بهت یاد داده اینطوری سوارکاری بکنی؟

374
00:22:17,800 --> 00:22:19,110
‫حالا که امروز بیکارم،

375
00:22:19,160 --> 00:22:22,000
‫خودم بهت یاد میدم چطور درست سوار بشی.

376
00:22:23,120 --> 00:22:25,550
‫ای موش لعنتی! ارباب!

377
00:22:25,600 --> 00:22:28,720
‫ارباب، کمک! ارباب!

378
00:22:45,200 --> 00:22:46,990
‫بچه‌ی نادون.

379
00:22:47,040 --> 00:22:48,750
‫قبل ما گرفت خوابید.

380
00:22:48,800 --> 00:22:52,390
‫اسب‌سواری یاد دادن به اون،
‫از اینکه خودم تمام روز اسب‌سواری کنم خسته‌کننده‌تره.

381
00:22:52,440 --> 00:22:53,710
‫اسب‌سواریش خیلی بده.

382
00:22:53,760 --> 00:22:54,950
‫تو بهش یاد دادی، نه؟

383
00:22:55,000 --> 00:22:58,550
‫در تمام این سال‌ها،
‫با اینکه همیشه پیش من بود،

384
00:22:58,600 --> 00:23:00,750
‫اون به‌ندرت برای تحقیق پرونده‌ها با من بیرون میاد.

385
00:23:00,800 --> 00:23:02,030
‫برای همین،

386
00:23:02,080 --> 00:23:04,760
‫خیلی اسب‌سواری نمی‌کنه.

387
00:23:05,680 --> 00:23:07,030
‫حالا که می‌خوای بهش یاد بدی،

388
00:23:07,080 --> 00:23:09,200
‫پس خوب یادش بده.

389
00:23:10,720 --> 00:23:12,790
‫خوب بلدی بهم دستور بدی.

390
00:23:12,840 --> 00:23:14,470
‫این بچه همیشه با تو بوده.

391
00:23:14,520 --> 00:23:16,670
‫پس پدر و مادرش کجان؟

392
00:23:16,720 --> 00:23:20,320
‫تمام خانواده‌ش مُردن.
‫یتیم هست.

393
00:23:34,520 --> 00:23:36,550
‫بیا یه قراری بذاریم.

394
00:23:36,600 --> 00:23:38,190
‫من به اون اسب‌سواری یاد میدم،

395
00:23:38,240 --> 00:23:40,080
‫و تو هم یه لطفی در حقم بکن.

396
00:23:42,240 --> 00:23:43,470
‫می‌شنوم.

397
00:23:43,520 --> 00:23:45,560
‫چیز سختی نمی‌خوام.

398
00:23:46,240 --> 00:23:47,630
‫می‌خوام که تو...

399
00:23:47,680 --> 00:23:49,710
‫واسطه‌ام بشی.

400
00:23:49,760 --> 00:23:54,000
‫وقتی به پایتخت رسیدیم،
‫پیش هو شائومی ازم طرفداری کن.

401
00:23:54,800 --> 00:23:57,240
‫درباره اینکه خودت رو جای ژائو هوی جا زدی؟

402
00:23:58,360 --> 00:24:00,270
‫نه.

403
00:24:00,320 --> 00:24:02,640
‫یه چیزی ازش کِش رفتم.

404
00:24:03,640 --> 00:24:06,030
‫خب، اون روز سرش گرم بود و
‫نمی‌تونست مراقبش باشه،

405
00:24:06,080 --> 00:24:07,750
‫منم یجورایی برش داشتم.

406
00:24:07,800 --> 00:24:09,030
‫قصد داشتم...

407
00:24:09,080 --> 00:24:11,510
‫قبل از برگشتن، فرمول اون داروی
‫معجزه‌آسا رو بررسی کنم.

408
00:24:11,560 --> 00:24:13,390
‫ولی همون موقع اتفاقی در
‫جزیره شیانکونگ افتاد.

409
00:24:13,440 --> 00:24:15,200
‫خب، من...

410
00:24:18,280 --> 00:24:20,270
‫منظورت از این کار چیه؟
‫یعنی نمی‌خوای بهم کمک کنی؟

411
00:24:20,320 --> 00:24:22,110
‫تازه به رفیقت اسب‌سواری یاد دادم.

412
00:24:22,160 --> 00:24:24,510
‫من که نمی‌خواستم یاد بگیرم.

413
00:24:24,560 --> 00:24:27,040
‫خودت به زور خواستی یادم بدی.

414
00:24:30,120 --> 00:24:32,110
‫از وقتی شما دوتا رو دیدم،

415
00:24:32,160 --> 00:24:34,880
‫دیگه چیزی به کسی بدهکار نیستم.

416
00:24:40,960 --> 00:24:50,960
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

417
00:24:57,040 --> 00:24:59,510
‫ارباب، اونو نگاه کن.

418
00:24:59,560 --> 00:25:02,870
‫بهش گفتم نمی‌خوام یاد بگیرم،
‫ولی منو وادار کرد.

419
00:25:02,920 --> 00:25:05,310
‫الان سرم داره گیج میره و
‫کل بدنم درد داره.

420
00:25:05,360 --> 00:25:08,160
‫اون موش سفید هم که یک‌ریز بهم گیر می‌ده.

421
00:25:08,840 --> 00:25:11,030
‫بارها و بارها منو موش سفید خطاب کردی...

422
00:25:11,080 --> 00:25:13,680
‫انگار گفتنش برات خیلی راحته.

423
00:25:18,720 --> 00:25:19,790
‫اینو از کجا آوردی؟

424
00:25:19,840 --> 00:25:21,760
‫پیداش کردم.

425
00:25:23,320 --> 00:25:24,990
‫پیداش کردی؟

426
00:25:25,040 --> 00:25:26,230
‫کجا پیداش کردی؟

427
00:25:26,280 --> 00:25:27,950
‫چرا یکی هم برای من پیدا نکردی؟

428
00:25:28,000 --> 00:25:29,750
‫چرا داری جنجال درست می‌کنی؟

429
00:25:29,800 --> 00:25:33,680
‫فقط می‌ترسم تمام راه غر بزنه
‫و اعصابم رو خرد کنه.

430
00:25:35,200 --> 00:25:36,430
‫امتحانش کن.

431
00:25:36,480 --> 00:25:37,550
‫اگه جواب داد،

432
00:25:37,600 --> 00:25:40,280
‫ازش بخواه یکی هم برای من پیدا کنه.

433
00:25:43,320 --> 00:25:45,710
‫- پیشخدمت!
‫- بله؟

434
00:25:45,760 --> 00:25:47,230
‫لطفا یه مقدار آذوقه خشک برام آماده کن.

435
00:25:47,280 --> 00:25:49,030
‫چشم، قربان.

436
00:25:49,080 --> 00:25:52,110
‫♪ مهتاب درخشانه، تالارها پیدان ♪

437
00:25:52,160 --> 00:25:55,430
‫♪ صدای تبر میاد، شاه کشته شده ♪

438
00:25:55,480 --> 00:26:00,280
‫♪ ردای خونین پنهان میشه،
‫تخت سلطنت تصاحب میشه ♪

439
00:26:07,000 --> 00:26:08,230
‫- پیشخدمت.
‫- بله؟

440
00:26:08,280 --> 00:26:09,870
‫کی بهشون یاد داده این شعر رو بخونن؟

441
00:26:09,920 --> 00:26:13,710
‫نمی‌دونم. اخیرا تمام بچه‌های این نزدیکیا
‫همین شعر رو می‌خونن.

442
00:26:13,760 --> 00:26:16,960
‫اه، قربان، اینم از آذوقه‌تون.

443
00:26:17,960 --> 00:26:20,030
‫لطفا به کشاورزان محلی اطلاع بده.

444
00:26:20,080 --> 00:26:22,190
‫این شعر...دیگه نباید بخونن.

445
00:26:22,240 --> 00:26:24,560
‫وگرنه توی دردسر بزرگی می‌افتین.

446
00:26:25,320 --> 00:26:26,350
‫بریم.

447
00:26:26,400 --> 00:26:28,590
‫باید فورا به پایتخت بریم.

448
00:26:28,640 --> 00:26:30,750
‫[پایتخت]

449
00:26:30,800 --> 00:26:33,760
‫[عمارت شاهزاده هوی]

450
00:26:44,400 --> 00:26:45,510
‫والاحضرت.

451
00:26:45,560 --> 00:26:47,800
‫کافیه دیگه.

452
00:26:49,080 --> 00:26:53,640
‫[ژائو ژوئوچینگ، شاهزاده هوی]

453
00:26:59,040 --> 00:27:00,070
‫منو ببین.

454
00:27:00,120 --> 00:27:02,870
‫امروز چطور شدم؟

455
00:27:02,920 --> 00:27:04,710
‫[ژائو ژی‌ار، مباشر عمارت]
‫مگه همون لباسی نیست که دیروز پوشیده بودید؟

456
00:27:04,760 --> 00:27:05,790
‫درسته!

457
00:27:05,840 --> 00:27:06,950
‫متوجه شدی؟

458
00:27:07,000 --> 00:27:11,240
‫دیروز که اینو پوشیدم،
‫لینگ‌لونگ بیشتر از همیشه به من نگاه کرد.

459
00:27:11,880 --> 00:27:13,790
‫جدا، والاحضرت؟

460
00:27:13,840 --> 00:27:16,710
‫اوه! مگه قرار نبود با بانو هو
‫توی رستوران تیان‌شیانگ قرار داشته باشیم؟

461
00:27:16,760 --> 00:27:18,030
‫داره زمانش می‌رسه.
‫بریم.

462
00:27:18,080 --> 00:27:19,670
‫آره، بریم، بریم.

463
00:27:19,720 --> 00:27:21,950
‫یه دقیقه وایسا.

464
00:27:22,000 --> 00:27:23,630
‫باید اینم بیارم.

465
00:27:23,680 --> 00:27:26,350
‫این رو مخصوصا از یه استاد براش تهیه کردم.

466
00:27:26,400 --> 00:27:27,550
‫برای خوش‌شانسی در عشقه.

467
00:27:27,600 --> 00:27:29,510
‫استاد گفت که ستاره شانس من فعاله.

468
00:27:29,560 --> 00:27:30,670
‫نیمه گمشده‌ت...

469
00:27:30,720 --> 00:27:32,070
‫در راهه.

470
00:27:32,120 --> 00:27:33,590
‫بیخیال، والاحضرت.

471
00:27:33,640 --> 00:27:36,910
‫شما در سال هشت بار پیش اون استاد میرین.
‫و هر بارم میگه ستاره شانس شما فعاله.

472
00:27:36,960 --> 00:27:38,550
‫اون فقط پول شما رو می‌خواد.

473
00:27:38,600 --> 00:27:41,000
‫هردفعه همین کلک رو می‌زنه.

474
00:27:45,880 --> 00:27:47,070
‫این‌بار فرق داره.

475
00:27:47,120 --> 00:27:51,870
‫راستش لینگ‌لونگ برخلاف چیزی که گفته بود،
‫فقط برای دید و بازدید به پایتخت نیومده.

476
00:27:51,920 --> 00:27:53,910
‫اون با استاد هو به اختلاف خورده بود.

477
00:27:53,960 --> 00:27:55,870
‫عروسیش رو لغو کرد.

478
00:27:55,920 --> 00:27:58,070
‫بعد از به‌هم خوردن نامزدیش،
‫پیش تانگ تیان ‌هائو هم نرفت.

479
00:27:58,120 --> 00:27:59,670
‫بجاش مستقیم پیش خودم اومد.

480
00:27:59,720 --> 00:28:01,670
‫بهش فکر کن.
‫چرا همچین کاری کرده؟

481
00:28:01,720 --> 00:28:04,430
‫چون از عمارت لینگلونگ دوره،
‫و پدرش نمی‌تونه پیداش کنه.

482
00:28:04,480 --> 00:28:07,670
‫نه بابا! واقعا اندازه گاو هم نمی‌فهمی.

483
00:28:07,720 --> 00:28:08,790
‫خدارو شکر.

484
00:28:08,840 --> 00:28:10,590
‫من مثل تو گاو نیستم.

485
00:28:10,640 --> 00:28:12,150
‫معنی پشت این کارش رو...

486
00:28:12,200 --> 00:28:14,070
‫من کاملا فهمیدم.

487
00:28:14,120 --> 00:28:16,150
‫امروز یه راهی پیدا می‌کنم
‫تا به لینگ‌لونگ بگم.

488
00:28:16,200 --> 00:28:18,190
‫احساسات من نسبت به اون...
‫درست مثل احساسات...

489
00:28:18,240 --> 00:28:20,000
‫اون به من هست.

490
00:28:21,640 --> 00:28:24,910
‫والاحضرت، حالا به چی پی بردید؟

491
00:28:24,960 --> 00:28:27,640
‫دوباره خودت رو سکه‌ی یه پول نکن.

492
00:28:55,440 --> 00:28:57,950
‫لینگ‌لونگ! چرا اینجا اومدی؟

493
00:28:58,000 --> 00:28:59,230
‫بالاخره اومدی!

494
00:28:59,280 --> 00:29:00,630
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

495
00:29:00,680 --> 00:29:03,470
‫بانو هو، والاحضرت داشتن
‫مثل یه طاووس به خودشون می‌رسیدن.

496
00:29:03,520 --> 00:29:04,630
‫چی داری میگی؟

497
00:29:04,680 --> 00:29:06,190
‫لینگ‌لونگ، واقعا متاسفم.

498
00:29:06,240 --> 00:29:09,120
‫بخاطر یه سری کار رسمی دیر کردم.

499
00:29:13,120 --> 00:29:16,310
‫به خاطر فن «فن شنود از فرسنگ‌ها دور»...

500
00:29:16,360 --> 00:29:17,510
‫معمولا آدم‌ها رو...

501
00:29:17,560 --> 00:29:21,320
‫قبل از اینکه ببینم، از روی صداشون می‌شناسم.

502
00:29:23,440 --> 00:29:24,510
‫ولی امروز فهمیدم...

503
00:29:24,560 --> 00:29:27,590
‫هرچقدر هم فنون خاندان هو قدرتمند باشه...

504
00:29:27,640 --> 00:29:29,910
‫باز هم به روغن موی گلِ اوسمانتوسِ شما نمی‌رسه.

505
00:29:29,960 --> 00:29:32,030
‫بریم.

506
00:29:32,080 --> 00:29:34,390
‫بعدا از اون روغن مو بازم برام بخر.

507
00:29:34,440 --> 00:29:36,270
‫والاحضرت، مطمئن هستین که
‫منظورش واقعا همین بود؟

508
00:29:36,320 --> 00:29:38,920
‫چطوره اول یکم بهش فکر کنین؟

509
00:29:44,640 --> 00:29:46,030
‫لینگ‌لونگ.

510
00:29:46,080 --> 00:29:48,320
‫چای داره سرد میشه.

511
00:29:50,000 --> 00:29:52,030
‫از وقتی اون وسیله تحویل داده شده، خیلی گذشته.

512
00:29:52,080 --> 00:29:53,670
‫چرا اعلی‌حضرت هنوز هیچ واکنشی نشون ندادن؟

513
00:29:53,720 --> 00:29:55,670
‫حتی تورو هم احضار نکرده.

514
00:29:55,720 --> 00:29:57,750
‫شاید اعلی‌حضرت گرفتار امور مملکت باشن.

515
00:29:57,800 --> 00:30:00,310
‫بعدشم، قرار نیست منو احضار کنه.

516
00:30:00,360 --> 00:30:02,590
‫نگهبان ژان اون وسیله رو به دست آورده.

517
00:30:02,640 --> 00:30:07,240
‫شاید اعلی‌حضرت منتظره تا خودش برگرده،
‫بعد ماجرا رو از اول تا آخر از خودش بپرسن.

518
00:30:29,440 --> 00:30:30,470
‫لینگ‌لونگ.

519
00:30:30,520 --> 00:30:32,350
‫این بهترین شیرینی شکوفه گلابیِ پایتخته.

520
00:30:32,400 --> 00:30:34,360
‫امتحانش بکن.

521
00:30:45,760 --> 00:30:48,310
‫لینگ‌لونگ، یادمه وقتی بچه بودیم بهم گفتی،

522
00:30:48,360 --> 00:30:50,030
‫وقتی بزرگ شدی برای پیدا کردنم به پایتخت میای.

523
00:30:50,080 --> 00:30:51,670
‫من حرفت رو جدی گرفته بودم.

524
00:30:51,720 --> 00:30:55,950
‫از خیلی وقت پیش بهترین غذاها
‫و تفریح‌ها رو برات آماده کرده بودم.

525
00:30:56,000 --> 00:30:58,750
‫انتظار نداشتم که...بادی مدت خیلی زیادی...

526
00:30:58,800 --> 00:31:00,960
‫براش انتظار بکشم.

527
00:31:07,880 --> 00:31:10,230
‫نکنه براش اتفاقی افتاده باشه؟

528
00:31:10,280 --> 00:31:12,550
‫چرا هنوز به پایتخت برنگشته؟

529
00:31:12,600 --> 00:31:14,230
‫نگران نباش.

530
00:31:14,280 --> 00:31:15,910
‫نگهبان ژان واقعا آدم قابلیه.

531
00:31:15,960 --> 00:31:17,910
‫کمتر استادی در فنون رزمی حریفش می‌شه.

532
00:31:17,960 --> 00:31:20,040
‫هیچ اتفاقی براش نمی‌افته.

533
00:31:24,560 --> 00:31:28,110
‫لینگ‌لونگ، این بار به پایتخت نیومدی که...

534
00:31:28,160 --> 00:31:31,400
‫به نگهبان ژان کمک کنی، درسته؟

535
00:31:32,240 --> 00:31:34,230
‫پس تو هم شنیدی که از عروسیم فرار کردم.

536
00:31:34,280 --> 00:31:35,510
‫یکی دو شایعه شنیدم.

537
00:31:35,560 --> 00:31:37,030
‫نگه داشتن من در اینجا تورو می‌ترسونه؟

538
00:31:37,080 --> 00:31:38,150
‫چطور ممکنه بترسم؟

539
00:31:38,200 --> 00:31:41,280
‫تا هروقت که خودت بخوای،
‫می‌تونی اینجا بمونی.

540
00:31:41,960 --> 00:31:44,790
‫می‌دونستم که درباره‌ت اشتباه نمی‌کنم.

541
00:31:44,840 --> 00:31:46,150
‫پس...

542
00:31:46,200 --> 00:31:49,630
‫نکنه... از شائو جی زو خوشت نمیاد؟

543
00:31:49,680 --> 00:31:52,080
‫قبلا می‌تونستی بگی که ازش خوشم نمیاد.

544
00:31:52,960 --> 00:31:54,790
‫الان ازش بیزارم.

545
00:31:54,840 --> 00:31:56,710
‫خیلی زیاد.

546
00:31:56,760 --> 00:31:58,310
‫لینگ‌لونگ، حق داری ازش بیزار باشی.

547
00:31:58,360 --> 00:31:59,430
‫شائو جی زو؟

548
00:31:59,480 --> 00:32:01,710
‫حتی اسمشم آدمو عذاب میده.

549
00:32:01,760 --> 00:32:06,550
‫خانواده‌ش چقدر پولدارن که
‫اسمش شده «وارث»؟

550
00:32:06,600 --> 00:32:07,750
‫درسته.

551
00:32:07,800 --> 00:32:10,190
‫شما دوتا از بچگی با هم نمی‌ساختین.

552
00:32:10,240 --> 00:32:12,510
‫حالا که تو ازش خوشت نمیاد،

553
00:32:12,560 --> 00:32:14,870
‫ممکنه که...تو از...

554
00:32:14,920 --> 00:32:15,990
‫♪ جرینگ، جرینگ، جرینگ ♪

555
00:32:16,040 --> 00:32:17,950
‫♪ عجب روزگار وارونه‌ای شده ♪

556
00:32:18,000 --> 00:32:19,190
‫♪ قدیما ♪

557
00:32:19,240 --> 00:32:20,230
‫♪ سه برادر ♪

558
00:32:20,280 --> 00:32:22,950
‫♪ از هیچ شروع کردن، بی‌پول و بی‌چیز بودن ♪

559
00:32:23,000 --> 00:32:23,950
‫♪ کی فکرش رو می‌کرد ♪

560
00:32:24,000 --> 00:32:24,950
‫♪ برادر بزرگ‌تر نامدار بشه ♪

561
00:32:25,000 --> 00:32:27,230
‫♪ برادر دوم اسیر طمع بشه ♪

562
00:32:27,280 --> 00:32:29,070
‫♪ مهتاب کشیده شده، سایه‌ها پنهانن ♪

563
00:32:29,120 --> 00:32:30,310
‫♪ صدای تبر میاد ♪

564
00:32:30,360 --> 00:32:32,470
‫♪ برادر بزرگ‌تر جونش رو از دست می‌ده ♪

565
00:32:32,520 --> 00:32:33,510
‫♪ برادر دوم زمام کار رو به دست می‌گیره ♪

566
00:32:33,560 --> 00:32:34,590
‫چی شده؟

567
00:32:34,640 --> 00:32:35,950
‫لینگ‌لونگ.

568
00:32:36,000 --> 00:32:39,000
‫یه اتفاق بزرگی توی پایتخت داره می‌افته.

569
00:33:20,000 --> 00:33:21,440
‫موضوع چیه؟

570
00:33:22,440 --> 00:33:24,760
‫این دو روزه مدام اخم کردی.

571
00:33:26,080 --> 00:33:27,790
‫فقط یه کم زیادی از خونه دور موندم.

572
00:33:27,840 --> 00:33:30,310
‫می‌خوام برم و یه سری بزنم.

573
00:33:30,360 --> 00:33:32,550
‫توی پایتخت این آواز رو می‌خونن،
‫اینجا هم رواج پیدا کرده؟

574
00:33:32,600 --> 00:33:34,230
‫چند نفر باید کشته بشن؟

575
00:33:34,280 --> 00:33:35,550
‫این کار خیانته!

576
00:33:35,600 --> 00:33:39,230
‫افسر، مگه با آواز خوندن
‫چه قانونی رو زیرپا گذاشتیم؟

577
00:33:39,280 --> 00:33:41,870
‫این کار ناعدالتیه.

578
00:33:41,920 --> 00:33:43,070
‫خفه شو!

579
00:33:43,120 --> 00:33:44,150
‫عدالت؟

580
00:33:44,200 --> 00:33:45,870
‫برو پیش قاضی‌اعظم چِنگ و شکایت کن.

581
00:33:45,920 --> 00:33:48,640
‫اینجا زار و زاری راه ننداز!

582
00:33:51,360 --> 00:33:52,720
‫سریع باشین!

583
00:33:53,560 --> 00:33:55,710
‫- برو و گزارش بده. یه مشکلی اینجا داریم.
‫- سریع باشین.

584
00:33:55,760 --> 00:33:57,790
‫- حرکت کنین.
‫- ادامه بدید.

585
00:33:57,840 --> 00:33:59,070
‫زودباشین دیگه.

586
00:33:59,120 --> 00:34:00,680
‫بجنب!

587
00:34:01,360 --> 00:34:03,390
‫چه خبر شده؟

588
00:34:03,440 --> 00:34:07,080
‫یجوری نگامون کردن که انگار روح دیدن.

589
00:34:09,640 --> 00:34:12,590
‫همه از سر راه برید کنار.

590
00:34:12,640 --> 00:34:14,480
‫برید کنار!

591
00:34:17,040 --> 00:34:19,870
‫برگرد! به چی زل زدی؟

592
00:34:19,920 --> 00:34:21,110
‫ولم کنین!
‫ولم کنین!

593
00:34:21,160 --> 00:34:23,390
‫من بی‌گناهم.
‫بی‌گناه هستم.

594
00:34:23,440 --> 00:34:27,390
‫بچه‌ام!
‫بچه‌ام!

595
00:34:27,440 --> 00:34:29,790
‫مادر!
‫مادر!

596
00:34:29,840 --> 00:34:31,150
‫اونا فقط بچه هستن.

597
00:34:31,200 --> 00:34:32,790
‫اونا از کجا بدونن معنی شعر چیه؟

598
00:34:32,840 --> 00:34:35,150
‫فقط با شیرینی راضیشون کردن که باهاشون بخونن!

599
00:34:35,200 --> 00:34:36,390
‫فورا آزادشون کنین.

600
00:34:36,440 --> 00:34:37,590
‫اطاعت!

601
00:34:37,640 --> 00:34:39,280
‫آزادشون کنین!

602
00:34:40,600 --> 00:34:42,390
‫مظنون در شمال شهر دیده شده!

603
00:34:42,440 --> 00:34:44,630
‫مظنون در شمال شهر دیده شده!

604
00:34:44,680 --> 00:34:46,910
‫مظنون در شمال شهر دیده شده!

605
00:34:46,960 --> 00:34:50,000
‫مظنون در شمال شهر دیده شده!

606
00:35:00,640 --> 00:35:01,630
‫چطور پیش رفت؟

607
00:35:01,680 --> 00:35:03,070
اعلی حضرت رو دیدی؟

608
00:35:03,120 --> 00:35:04,190
‫لینگ‌لونگ...

609
00:35:04,240 --> 00:35:05,910
‫یکم دیر رسیدم.

610
00:35:05,960 --> 00:35:07,550
‫اون وزیرها دیروز...

611
00:35:07,600 --> 00:35:10,110
‫شایعه‌ها رو به اطلاع اعلی‌حضرت رسوندن.

612
00:35:10,160 --> 00:35:11,760
‫و الان...

613
00:35:12,600 --> 00:35:14,150
‫ادامه بده!

614
00:35:14,200 --> 00:35:16,750
‫و الان...نگهبان ژان یه فراریه.

615
00:35:16,800 --> 00:35:17,950
‫چی؟

616
00:35:18,000 --> 00:35:19,750
‫لینگ‌لونگ، بهت گفتم.

617
00:35:19,800 --> 00:35:22,270
‫شایعه‌هایی که این چند روز توی
‫شهر پیچیده، به اون نامه مربوطه.

618
00:35:22,320 --> 00:35:24,590
‫نگهبان ژان، بعنوان کسی که نامه رو تحویل داده،

619
00:35:24,640 --> 00:35:26,550
‫باید برای بازجویی به دادگاه آورده بشه.

620
00:35:26,600 --> 00:35:28,150
‫مگه من اون نامه رو بهت ندادم؟

621
00:35:28,200 --> 00:35:30,400
‫من نباید بازجویی بشم؟

622
00:35:31,320 --> 00:35:32,310
‫من...

623
00:35:32,360 --> 00:35:34,440
‫چیه!
‫بگو خب.

624
00:35:35,440 --> 00:35:36,510
‫بخاطر...

625
00:35:36,560 --> 00:35:38,070
‫به اعلی‌حضرت گفتم...

626
00:35:38,120 --> 00:35:40,190
‫نگهبان ژان بود که نامه رو بهم داد.

627
00:35:40,240 --> 00:35:41,550
‫ولی لینگ‌لونگ، گوش کن.

628
00:35:41,600 --> 00:35:42,950
‫این ماجرا به خاندان سلطنتی مربوط می‌شه.

629
00:35:43,000 --> 00:35:44,430
‫به هیچ وجه نباید در این ماجرا درگیر بشی.

630
00:35:44,480 --> 00:35:45,790
‫نگهبان ژان از ولایت کای‌فنگه.

631
00:35:45,840 --> 00:35:47,110
‫و به شدت موردعلاقه اعلی‌حضرت هست.

632
00:35:47,160 --> 00:35:49,510
‫اعلی‌حضرت و ارباب بائو یه راهی
‫برای محافظت ازش پیدا می‌کنن.

633
00:35:49,560 --> 00:35:51,710
‫ولی قضیه تو فرق داره.
‫کجا میری؟

634
00:35:51,760 --> 00:35:53,590
‫میرم جلوی ژان ژائو رو بگیرم و
‫نذارم وارد پایتخت بشه.

635
00:35:53,640 --> 00:35:56,030
‫مگه الان حرفایی که بهت زدم رو نشنیدی؟

636
00:35:56,080 --> 00:35:58,830
‫دقیقا چون پای خاندان سلطنتی وسطه،
‫می‌ترسم حتی ارباب بائو هم نتونه نجاتش بده.

637
00:35:58,880 --> 00:36:01,000
‫- برو اونور.
‫- نمی‌تونی بری.

638
00:36:02,120 --> 00:36:03,470
‫اوخ! اوخ!

639
00:36:03,520 --> 00:36:05,200
‫جلو نیاین.

640
00:36:07,560 --> 00:36:08,990
‫متأسفم، شیائو ژائو.

641
00:36:09,040 --> 00:36:10,800
‫لینگ‌لونگ!

642
00:36:13,320 --> 00:36:15,480
‫چه قوی بود.

643
00:36:19,200 --> 00:36:21,110
‫لینگ‌لونگ!

644
00:36:21,160 --> 00:36:23,870
‫می‌دونی چرا نگهبان ژان گفت تو
‫نامه رو به دستم برسونی؟

645
00:36:23,920 --> 00:36:25,430
‫چون می‌دونست من از حساسیت این ماجرا باخبرم.

646
00:36:25,480 --> 00:36:26,790
‫می‌خواست من دربرابر خطراتش ازت محافظت کنم.

647
00:36:26,840 --> 00:36:27,790
‫- متوجهی که...
‫- شیائو ژائو.

648
00:36:27,840 --> 00:36:29,190
‫نمی‌خواست به من اتهامی وارد بشه.

649
00:36:29,240 --> 00:36:31,550
‫پس یعنی الان کنار بکشم و
‫مرگش رو ببینم؟

650
00:36:31,600 --> 00:36:33,280
‫برو!

651
00:36:53,400 --> 00:36:55,430
‫توی کل مسیر سربازها داشتن
‫مردم رو دستگیر می‌کردن.

652
00:36:55,480 --> 00:36:57,350
‫حالا دوباره همه‌جا رو دارن می‌گردن.

653
00:36:57,400 --> 00:36:59,030
‫چه اتفاقی افتاده؟

654
00:36:59,080 --> 00:37:02,190
‫شاید ارباب بائو دزدیدن مُهر رسمی رو
‫به دربار گزارش کرده.

655
00:37:02,240 --> 00:37:03,670
‫اونام دارن دنبال شما می‌گردن.

656
00:37:03,720 --> 00:37:04,910
‫فقط دو روز ولت کردم.

657
00:37:04,960 --> 00:37:07,160
‫باز دوباره دردسر درست کردی؟

658
00:37:18,920 --> 00:37:21,070
‫هو شائودی شده هو شائومی.

659
00:37:21,120 --> 00:37:22,550
‫ژان، نباید وارد پایتخت بشی.

660
00:37:22,600 --> 00:37:23,830
‫حکومت به دنبال دستگیری توئه.

661
00:37:23,880 --> 00:37:27,680
‫چی؟
‫اونا می‌خوان ارباب منو دستگیر کنن؟

662
00:37:28,680 --> 00:37:30,800
‫کل این مدت خبر داشتی؟

663
00:37:33,880 --> 00:37:34,870
‫بانو هو.

664
00:37:34,920 --> 00:37:37,200
‫شما که درگیر این ماجرا نشدید، درسته؟

665
00:37:38,360 --> 00:37:40,830
‫شیائو ژائو برای محافظت ازم، دروغ گفت.

666
00:37:40,880 --> 00:37:43,040
‫- گفت که نامه رو...
‫- برید کنار.

667
00:37:44,640 --> 00:37:45,990
‫کنار برید.

668
00:37:46,040 --> 00:37:48,280
‫میرم و بهشون میگم که من نامه رو فرستادم.

669
00:37:51,240 --> 00:37:52,590
‫والاحضرت درست گفتن.

670
00:37:52,640 --> 00:37:54,070
‫نباید درگیر این قضیه بشین.

671
00:37:54,120 --> 00:37:57,350
‫بعدشم...مهم نیست کی نامه رو فرستاده.

672
00:37:57,400 --> 00:37:59,960
‫متوجه شدید، بانو هو؟

673
00:38:01,480 --> 00:38:04,630
‫پس میگین که این تله رو برای شخص شما گذاشتن؟

674
00:38:04,680 --> 00:38:06,350
‫اگه وارد این تله نشم...

675
00:38:06,400 --> 00:38:08,800
‫هرگز بیخیال این ماجرا نمیشن.

676
00:38:14,080 --> 00:38:16,470
‫یه لطفی بهم بکن.
‫لطفا شمشیرم و مینگ ژواِر رو...

677
00:38:16,520 --> 00:38:17,670
‫به ولایت کای‌فنگ برسون.

678
00:38:17,720 --> 00:38:19,030
‫چرا یجور رفتار می‌کنی که انگار
‫خداحافظی آخره؟

679
00:38:19,080 --> 00:38:21,230
‫فکر کردی می‌تونم همینطوری نگاه کنم
‫که تورو با خودشون ببرن؟

680
00:38:21,280 --> 00:38:23,830
‫اینا اصلا حریف من نیستن.

681
00:38:23,880 --> 00:38:25,310
‫برام مهم نیست چند نفر باشن!

682
00:38:25,360 --> 00:38:28,590
‫اگه بهم کمک کنی،
‫متهم به حمله به افسران حکومتی میشی.

683
00:38:28,640 --> 00:38:30,750
‫ولایت کای‌فنگ هم درگیر میشه.

684
00:38:30,800 --> 00:38:33,030
‫از همه مظلوم‌تر، مردم عادی‌ان.

685
00:38:33,080 --> 00:38:34,950
‫اونا بی‌گناه هستن.

686
00:38:35,000 --> 00:38:37,430
‫فقط اگه باهاشون برم...

687
00:38:37,480 --> 00:38:40,960
‫می‌تونم بفهمم واقعا چه نقشه‌ای کشیدن.

688
00:38:41,680 --> 00:38:43,430
‫عرض ادب، قاضی‌اعظم چِنگ.

689
00:38:43,480 --> 00:38:45,390
‫[چِنگ هائو، قاضی‌اعظم دادگاه دالی]
‫نگهبان ژان، با دیدن این صحنه...

690
00:38:45,440 --> 00:38:47,310
‫انگار اصلا دست‌وپات رو گم نکردی.

691
00:38:47,360 --> 00:38:49,390
‫حتما می‌دونین قضیه چیه.

692
00:38:49,440 --> 00:38:50,790
‫بله.

693
00:38:50,840 --> 00:38:52,590
‫با اینکه می‌دونستین پایتخت براتون خطرناکه،

694
00:38:52,640 --> 00:38:55,030
‫بازم تصمیم گرفتین وارد خطر بشین.

695
00:38:55,080 --> 00:38:56,310
‫شهامت زیادی دارید.

696
00:38:56,360 --> 00:38:58,830
‫واقعا تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

697
00:38:58,880 --> 00:39:00,230
‫نگهبان ژان، منو ببخشید.

698
00:39:00,280 --> 00:39:01,630
‫من دستور امپراطور رو دارم.

699
00:39:01,680 --> 00:39:04,550
‫باید شما رو بازداشت کنم.

700
00:39:04,600 --> 00:39:06,640
‫لطفا با من بیاین.

701
00:39:11,280 --> 00:39:13,630
مینگ ژواِر، اینا رو ببر تا استراحت کنن.

702
00:39:13,680 --> 00:39:16,000
‫چند روز دیگه برمی‌گردم.

703
00:39:24,520 --> 00:39:26,630
‫صبر کنین.

704
00:39:26,680 --> 00:39:28,830
‫اگه بخواین اینطوری بیاین،

705
00:39:28,880 --> 00:39:31,280
‫متاسفانه نقض قوانین حساب میشه.

706
00:39:44,040 --> 00:39:47,200
‫نگهبان ژان، لطفا همکاری کنین.

707
00:39:50,920 --> 00:39:52,640
‫زانو نزن!

708
00:40:00,240 --> 00:40:02,390
‫- دست نگه دار.
‫- دیگه شورش رو درآوردن!

709
00:40:02,440 --> 00:40:04,430
‫مَرد جوان...

710
00:40:04,480 --> 00:40:06,710
‫می‌خوای جلوی انجام وظیفه‌م رو بگیری؟

711
00:40:06,760 --> 00:40:07,910
‫اگه می‌خواست فرار کنه،

712
00:40:07,960 --> 00:40:10,310
‫چرا به خودش زحمت میداد این همه راه رو بیاد؟

713
00:40:10,360 --> 00:40:14,320
‫کاری که الان می‌کنی
‫فقط برای تحقیر کردنشه.

714
00:40:15,440 --> 00:40:16,910
‫حالا که اصرار داری،

715
00:40:16,960 --> 00:40:20,600
‫اون وقت مجبورم این کار رو
‫سرپیچی از فرمان اعلی‌حضرت حساب کنم.

716
00:40:28,680 --> 00:40:32,120
‫یکم راه رو باز کنین.

717
00:40:35,240 --> 00:40:37,360
‫برید کنار!
‫برید کنار!

718
00:40:39,040 --> 00:40:40,960
‫درود، والاحضرت.

719
00:40:41,880 --> 00:40:43,950
‫والاحضرت، چی باعث شده اینجا بیاین؟

720
00:40:44,000 --> 00:40:48,320
‫اومدم دوستم رو که داره میاد همراهی کنم.

721
00:40:50,240 --> 00:40:51,630
‫این مَرد جوان...

722
00:40:51,680 --> 00:40:53,110
‫دوست شماست؟

723
00:40:53,160 --> 00:40:54,150
‫درسته.

724
00:40:54,200 --> 00:40:56,630
‫شنیدم یکم باهات به مشکل خورده.

725
00:40:56,680 --> 00:40:58,670
‫پس من از طرف ایشون ازتون عذر می‌خوام.

726
00:40:58,720 --> 00:41:00,430
‫والاحضرت، لطفا این حرف رو نزنین.

727
00:41:00,480 --> 00:41:01,830
‫من فقط دچار سوءتفاهم شدم.

728
00:41:01,880 --> 00:41:03,150
‫چطور میشه من چنین کاری بکنم؟

729
00:41:03,200 --> 00:41:04,230
‫پس مشکلی نداریم.

730
00:41:04,280 --> 00:41:06,070
‫بیا بریم!
‫حتما این سفر خسته‌ت کرده.

731
00:41:06,120 --> 00:41:08,190
‫بریم به عمارت من و یه هوایی تازه کنیم.

732
00:41:08,240 --> 00:41:09,470
‫کی می‌خواد به عمارتش بره؟

733
00:41:09,520 --> 00:41:12,470
‫اگه تو هم به زندان بیفتی،
‫دیگه اُمیدی به نگهبان ژان نیست.

734
00:41:12,520 --> 00:41:15,400
‫بیا بریم و بعدا یه نقشه‌ای می‌کشیم.

735
00:41:18,080 --> 00:41:20,790
‫والاحضرت، اعلی‌حضرت این پرونده رو
‫به شدت جدی گرفتن.

736
00:41:20,840 --> 00:41:22,710
‫باید فورا دادگاه رو آغاز کنم.

737
00:41:22,760 --> 00:41:23,990
‫زندانی...

738
00:41:24,040 --> 00:41:25,350
‫باید ایشون رو ببرم.

739
00:41:25,400 --> 00:41:26,430
‫ببریدش.

740
00:41:26,480 --> 00:41:27,800
‫نگهبان!

741
00:41:28,800 --> 00:41:30,760
‫بهش دستبند بزن.

742
00:42:01,800 --> 00:42:05,640
‫[دادگاه دالی]

743
00:42:24,920 --> 00:42:27,270
‫نگهبان ژان، این نامه...

744
00:42:27,320 --> 00:42:29,550
‫شما اینو به شاهزاده هوی تحویل دادین؟

745
00:42:29,600 --> 00:42:31,150
‫بله.

746
00:42:31,200 --> 00:42:32,910
‫دست کس دیگه‌ای هم افتاده بود؟

747
00:42:32,960 --> 00:42:35,630
‫- نه.
‫- پس محتوای این نامه...

748
00:42:35,680 --> 00:42:37,110
‫نامه رو خوندی؟

749
00:42:37,160 --> 00:42:38,230
‫بله.

750
00:42:38,280 --> 00:42:39,710
‫چی توش نوشته شده؟

751
00:42:39,760 --> 00:42:43,190
‫این نامه از شی‌شیا به
‫دودمان سونگ فرستاده شده بود.

752
00:42:43,240 --> 00:42:47,110
‫فرستنده ادعا می‌کرد از نوادگان
‫خدمتکار مخصوص امپراتور تایزوئه.

753
00:42:47,160 --> 00:42:51,310
‫و اینکه امپراتور تایزونگ طبق «پیمان تالار زرین» به تخت ننشست،

754
00:42:51,360 --> 00:42:52,790
‫بلکه تاج‌وتخت رو غصب کرد.

755
00:42:52,840 --> 00:42:57,310
‫فرستنده همچنین ادعا می‌کرد مدرک قطعی برای اثبات
‫غصب تاج‌وتخت توسط امپراتور تایزونگ در اختیار داره.

756
00:42:57,360 --> 00:42:59,710
‫بعد از اینکه نامه رو به والاحضرت تحویل دادی،

757
00:42:59,760 --> 00:43:01,710
‫فورا به پایتخت برنگشتی.

758
00:43:01,760 --> 00:43:02,990
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

759
00:43:03,040 --> 00:43:04,390
‫به دیدن چندتا دوست رفته بودم.

760
00:43:04,440 --> 00:43:07,000
‫داشتم به چندتا کار شخصی رسیدگی می‌کردم.

761
00:43:09,000 --> 00:43:19,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M