1
00:01:37,120 --> 00:01:40,350
‫[قسمت هشتم]

2
00:01:40,400 --> 00:01:43,550
‫پس محتوای این نامه رو دیدی؟

3
00:01:43,600 --> 00:01:44,590
‫بله.

4
00:01:44,640 --> 00:01:45,950
‫چی توش نوشته شده؟

5
00:01:46,000 --> 00:01:49,230
‫این نامه از شی‌شیا به
‫دودمان سونگ فرستاده شده بود.

6
00:01:49,280 --> 00:01:52,870
‫فرستنده ادعا می‌کرد از نوادگان
‫خدمتکار مخصوص امپراتور تایزوئه.

7
00:01:52,920 --> 00:01:54,190
‫و اینکه امپراتور تایزونگ

8
00:01:54,240 --> 00:01:57,070
‫طبق «پیمان تالار زرین»

9
00:01:57,120 --> 00:01:58,510
‫به تخت ننشست،

10
00:01:58,560 --> 00:01:59,790
‫بلکه تاج‌وتخت رو غصب کرد.

11
00:01:59,840 --> 00:02:03,110
‫و مدرک قطعی برای اثبات در اختیار داره.

12
00:02:03,160 --> 00:02:05,390
‫بعد از اینکه نامه رو به والاحضرت تحویل دادی،

13
00:02:05,440 --> 00:02:07,390
‫فورا به پایتخت برنگشتی.

14
00:02:07,440 --> 00:02:08,710
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

15
00:02:08,760 --> 00:02:10,030
‫به دیدن چندتا دوست رفته بودم.

16
00:02:10,080 --> 00:02:11,390
‫داشتم به چندتا کار شخصی رسیدگی می‌کردم.

17
00:02:11,440 --> 00:02:14,350
‫دیدارهای تو با دوستانت

18
00:02:14,400 --> 00:02:18,350
‫دقیقا هم‌زمان با پخش شدن اون شایعه‌ها شروع شد.

19
00:02:18,400 --> 00:02:20,030
‫- اون...
‫- قاضی‌اعظم چِنگ،

20
00:02:20,080 --> 00:02:21,750
‫چون نامه رو خوندم

21
00:02:21,800 --> 00:02:23,350
‫و چند روزی هم در مرخصی بودم،

22
00:02:23,400 --> 00:02:25,950
‫منو گناهکار می‌دونید؟

23
00:02:26,000 --> 00:02:29,240
‫زود قضاوت نمی‌کنید؟

24
00:02:30,240 --> 00:02:32,830
‫نگهبان ژان، احتمالا خبر ندارین.

25
00:02:32,880 --> 00:02:35,150
‫از وقتی رسیدگی به این پرونده رو به عهده گرفتم،

26
00:02:35,200 --> 00:02:38,910
‫سعی کردم منبع این شایعه‌ها رو
‫بین کسانی که پخششون می‌کنن پیدا کنم.

27
00:02:38,960 --> 00:02:40,630
‫ولی هیچی دستگیرم نشد.

28
00:02:40,680 --> 00:02:42,470
‫فقط با بررسی کسانی که

29
00:02:42,520 --> 00:02:44,710
‫این نامه از دستشون گذشته،
‫می‌تونم مسیر تحقیقات رو عوض کنم.

30
00:02:44,760 --> 00:02:47,310
‫شاهزاده هوی و اعلی‌حضرت با هم خویشاوندن.

31
00:02:47,360 --> 00:02:49,830
‫ایشون هرگز چنین شایعاتی رو پخش نمی‌کنن.

32
00:02:49,880 --> 00:02:51,470
‫ولی شما، نگهبان ژان...

33
00:02:51,520 --> 00:02:52,590
‫به‌جای من،

34
00:02:52,640 --> 00:02:54,310
‫کسی که این نامه رو دریافت کرده،

35
00:02:54,360 --> 00:02:56,790
‫دلیل خیلی بیشتری برای پخش کردن این شایعه‌ها داره.

36
00:02:56,840 --> 00:02:58,590
‫متوجه منظورت هستم.

37
00:02:58,640 --> 00:03:02,350
‫بااین‌حال، نام گیرنده در هیچ‌کجای این نامه ذکر نشده.

38
00:03:02,400 --> 00:03:03,950
‫بعد از چندین روز کار مداوم،

39
00:03:04,000 --> 00:03:06,350
‫دادگاه دالی فقط واسطه‌ای رو پیدا کرد

40
00:03:06,400 --> 00:03:07,710
‫که ارتباط بین شی‌شیا و...

41
00:03:07,760 --> 00:03:09,710
‫دریافت‌کننده نامه رو برقرار کرده بود.

42
00:03:09,760 --> 00:03:12,310
‫پس اگه از این واسطه بازجویی کنین،

43
00:03:12,360 --> 00:03:16,240
‫شاید بتونین سرنخی از دریافت‌کننده پیدا کنین.

44
00:03:19,280 --> 00:03:20,630
‫نمی‌تونم.

45
00:03:20,680 --> 00:03:22,760
‫چرا؟

46
00:03:23,760 --> 00:03:33,760
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

47
00:03:37,200 --> 00:03:40,830
‫نگران نباش.

48
00:03:40,880 --> 00:03:43,390
‫هه بو، از زیردستان عالیجناب،

49
00:03:43,440 --> 00:03:46,000
‫از قبل حرکت خودش رو انجام داده.

50
00:03:46,640 --> 00:03:48,750
‫در شیانگژو،

51
00:03:48,800 --> 00:03:51,040
‫ مگه کاری هست که نتونه انجام بده؟

52
00:03:53,160 --> 00:03:54,590
‫نگهبان ژان،

53
00:03:54,640 --> 00:03:56,310
‫تا حالا این مَرد رو دیدین؟

54
00:03:56,360 --> 00:03:58,630
‫یه بار در دربار ایچنگ دیدمش.

55
00:03:58,680 --> 00:04:00,390
‫فقط یک بار؟

56
00:04:00,440 --> 00:04:04,470
‫تمام دستگاه قضایی ایچنگ تو رو...

57
00:04:04,520 --> 00:04:07,160
‫نشونه گرفتن.

58
00:04:08,480 --> 00:04:14,150
‫این مرد می‌تونه گره از کل این پرونده باز کنه.

59
00:04:14,200 --> 00:04:16,070
‫اونا کشتنش...

60
00:04:16,120 --> 00:04:18,430
‫تا دهنش رو ببندن.

61
00:04:18,480 --> 00:04:21,430
‫و برای اینکه دلیلی به دست بیارن

62
00:04:21,480 --> 00:04:23,710
‫تا علنا علیه من اقدام کنن.

63
00:04:23,760 --> 00:04:24,710
‫ژان ژائو.

64
00:04:24,760 --> 00:04:27,150
‫تا کی می‌خوای خودت رو به ندونستن بزنی؟

65
00:04:27,200 --> 00:04:28,150
‫دو روز پیش،

66
00:04:28,200 --> 00:04:30,030
‫حاکم ایچنگ این مدرک و

67
00:04:30,080 --> 00:04:31,630
‫جزئیات پرونده رو گزارش داده.

68
00:04:31,680 --> 00:04:34,070
‫او گفت که چندی پیش،

69
00:04:34,120 --> 00:04:35,710
‫یکی از ماموران بازار مرزی را کشف کرده

70
00:04:35,760 --> 00:04:38,030
‫که هنگام تجارت سونگ با شی‌شیا،

71
00:04:38,080 --> 00:04:40,430
‫اطلاعاتی را با شی‌شیا رد و بدل می‌کرد.

72
00:04:40,480 --> 00:04:41,990
‫پس از بررسی دقیق‌تر،

73
00:04:42,040 --> 00:04:43,030
‫متوجه شد که

74
00:04:43,080 --> 00:04:45,430
‫پاسبان خودش، لیو هونگ‌یی،
‫هم در این ماجرا دست داشته.

75
00:04:45,480 --> 00:04:46,790
‫اون بلافاصله هر دوی اونا رو بازداشت کرد.

76
00:04:46,840 --> 00:04:48,470
‫درست همون موقع که می‌خواسته بازجویی رو شروع کنه،

77
00:04:48,520 --> 00:04:49,990
‫یهو مَردی با لباس سفید ظاهر میشه.

78
00:04:50,040 --> 00:04:51,830
‫اون هر دوی بازداشتی‌ها رو کشت و

79
00:04:51,880 --> 00:04:54,070
‫مدرک خیانت و تبانی را با خودش برد.

80
00:04:54,120 --> 00:04:56,350
‫دست عدالت به همه‌جا می‌رسه.

81
00:04:56,400 --> 00:04:58,230
‫موقع فرار مَرد سفیدپوش،

82
00:04:58,280 --> 00:05:01,390
‫نگهبان‌ها به‌طور واضح صورتش رو دیدن.

83
00:05:01,440 --> 00:05:04,030
‫مجرم کسی نبود جز...

84
00:05:04,080 --> 00:05:05,630
‫شما.

85
00:05:05,680 --> 00:05:07,990
‫من واقعا اون روز اونجا بودم.

86
00:05:08,040 --> 00:05:10,390
‫ولی کسی رو نکشتم.

87
00:05:10,440 --> 00:05:12,950
‫لیو هونگ‌یی همدست اون مامور بازار مرزی نبود.

88
00:05:13,000 --> 00:05:14,750
‫برعکس، این اون بود که فهمید

89
00:05:14,800 --> 00:05:17,030
‫اون مامور بازار مرزی خائن بوده.

90
00:05:17,080 --> 00:05:21,280
‫پس حتما شاهدی هم داری؟

91
00:05:23,440 --> 00:05:24,830
‫تنها شاهد من،

92
00:05:24,880 --> 00:05:27,430
‫لیو هونگ‌یی بود.

93
00:05:27,480 --> 00:05:30,280
‫اونم که الان کشته شده.

94
00:05:31,280 --> 00:05:35,150
‫پس کسی نیست برات شهادت بده.

95
00:05:35,200 --> 00:05:37,510
‫اما ورود غیرقانونی تو به دادگاه ایچنگ،

96
00:05:37,560 --> 00:05:40,710
‫جلوی چشم همه اتفاق افتاد.

97
00:05:40,760 --> 00:05:41,830
‫طبق گفته‌ی اونا،

98
00:05:41,880 --> 00:05:44,550
‫تو، لیو هونگ‌یی و اون سرباز بازار مرزی
‫باهم همدست بودید.

99
00:05:44,600 --> 00:05:47,150
‫وقتی دیدی که اونا بازداشت شدن،

100
00:05:47,200 --> 00:05:48,630
‫ترسیدی که تورو هم لو بدن،

101
00:05:48,680 --> 00:05:50,110
‫برای همین اونا رو کُشتی.

102
00:05:50,160 --> 00:05:52,070
‫این حرفا کاملا بی‌معنیه.

103
00:05:52,120 --> 00:05:53,270
‫چه مدرکی داری؟

104
00:05:53,320 --> 00:05:55,670
‫شما یه بار به خونه‌ی لیو هونگ‌یی رفتی.

105
00:05:55,720 --> 00:05:58,070
‫حتما تا الان همه رد و نشون‌های

106
00:05:58,120 --> 00:06:00,560
‫اون اتحاد کوچیکتون رو از بین بردید.

107
00:06:01,560 --> 00:06:03,630
‫سرباز بازار مرزی چطور کشته شد؟

108
00:06:03,680 --> 00:06:04,830
‫کالبدشکافی انجام شده؟

109
00:06:04,880 --> 00:06:06,950
‫طبق یافته‌های پزشکی قانونی،

110
00:06:07,000 --> 00:06:09,230
‫بوسیله یک سلاح تیز کشته شده.

111
00:06:09,280 --> 00:06:10,830
‫براساس زخمش،

112
00:06:10,880 --> 00:06:13,350
‫نوک سلاح قتل چهار اینچ بود

113
00:06:13,400 --> 00:06:14,710
‫و تیغه‌ای به طول یک فوت داشت.

114
00:06:14,760 --> 00:06:16,150
‫این با شمشیر درازی که شما

115
00:06:16,200 --> 00:06:18,390
‫همیشه همراه دارین همخونی داره.

116
00:06:18,440 --> 00:06:22,080
‫ولی اگه شما می‌خواستین اونو بکشین،

117
00:06:23,000 --> 00:06:24,830
‫اونقدر احمق نبودید که

118
00:06:24,880 --> 00:06:27,280
‫با شمشیر خودتون اینکارو بکنین.

119
00:06:28,200 --> 00:06:29,710
‫همونطور که گفتین،

120
00:06:29,760 --> 00:06:31,270
‫اگه من می‌خواستم اونا رو بکشم،

121
00:06:31,320 --> 00:06:35,710
‫این کار برای این بود که جلوی لو رفتن
‫نقشه‌های من یا مافوق‌هام رو بگیرم.

122
00:06:35,760 --> 00:06:37,870
‫پس چرا باید نامه رو به شاهزاده هویی می‌رسوندم

123
00:06:37,920 --> 00:06:41,430
‫و اجازه می‌دادم محتویاتش پخش بشه؟

124
00:06:41,480 --> 00:06:42,990
‫قاضی‌اعظم چِنگ،

125
00:06:43,040 --> 00:06:45,390
‫فکر نمی‌کنین حرفاتون تناقض دارن؟

126
00:06:45,440 --> 00:06:47,600
‫چطور میگی تناقض دارن؟

127
00:06:48,320 --> 00:06:50,030
‫تمام مسیر تحت تعقیب بودی.

128
00:06:50,080 --> 00:06:51,550
‫نامه رو به شاهزاده هوی تحویل دادی.

129
00:06:51,600 --> 00:06:54,070
‫این کارت فقط یه دلیل داشت.
‫اینکه اون آدم‌هایی که دنبالت بودن رو گم کنی.

130
00:06:54,120 --> 00:06:55,150
‫همدست‌هات رو کشتی

131
00:06:55,200 --> 00:06:56,910
‫تا جلوی دهن‌شون رو ببندی.

132
00:06:56,960 --> 00:06:58,950
‫تو برای نقشه‌ای که کشیدی،

133
00:06:59,000 --> 00:07:01,430
‫حرف‌های خائنانه پخش کردی
‫تا زمینه رو براش فراهم کنی.

134
00:07:01,480 --> 00:07:05,550
‫اگه واقعا قصد داری آشوب به پا کنی
‫و شورش راه بندازی،

135
00:07:05,600 --> 00:07:08,390
‫این وضع فعلی که شایعه‌ها همه‌جا پخش شدن،

136
00:07:08,440 --> 00:07:12,440
‫بخشی از نقشه‌ات نیست؟

137
00:07:23,240 --> 00:07:25,070
‫قاضی‌اعظم چِنگ،

138
00:07:25,120 --> 00:07:28,280
‫بنظر میاد اهمیتی به حقیقت نمی‌دین.

139
00:07:28,880 --> 00:07:31,670
‫انگار فقط می‌خواین هر کاری از دستتون برمیاد انجام بدید

140
00:07:31,720 --> 00:07:33,190
‫تا ثابت کنین

141
00:07:33,240 --> 00:07:36,880
‫که من مغزمتفکر پشت این قضایا هستم.

142
00:07:39,200 --> 00:07:41,310
‫نگهبان ژان، چرا این حرف رو می‌زنین؟

143
00:07:41,360 --> 00:07:43,870
‫دو نفر اصلی این پرونده،

144
00:07:43,920 --> 00:07:46,950
‫لیو هونگ‌یی و اون مامور، مردن،

145
00:07:47,000 --> 00:07:50,750
‫ولی می‌تونیم درباره زندگی‌شون تحقیق کنیم.

146
00:07:50,800 --> 00:07:53,230
‫با بررسی آدم‌ها و چیزهایی که
‫باهاشون در ارتباط بودن،

147
00:07:53,280 --> 00:07:56,590
‫شاید بتونیم مغز متفکر واقعی رو پیدا کنیم.

148
00:07:56,640 --> 00:08:02,400
‫قاضی‌اعظم چِنگ، متاسفانه هیچکدوم
‫از این کارها رو انجام ندادید.

149
00:08:05,160 --> 00:08:07,390
‫نگهبان ژان،

150
00:08:07,440 --> 00:08:08,870
‫داری بهم یاد میدی

151
00:08:08,920 --> 00:08:10,350
‫چطور باید راجع یه پرونده تحقیق کنم؟

152
00:08:10,400 --> 00:08:12,390
‫من چنین جسارتی نمی‌کنم.

153
00:08:12,440 --> 00:08:14,230
‫شما سال‌هاس که قاضی هستین.

154
00:08:14,280 --> 00:08:16,510
‫البته که کارتون رو بلدین.

155
00:08:16,560 --> 00:08:19,830
‫فقط الان به حقیقت اهمیتی نمیدین.

156
00:08:19,880 --> 00:08:22,590
‫براتون مهم نیست که مجرم واقعی دستگیر بشه.

157
00:08:22,640 --> 00:08:24,830
‫برات مهم نیست که اطلاعات محرمانه امپراتوری سونگ

158
00:08:24,880 --> 00:08:28,800
‫توسط اون مغز متفکر به شی‌شیا منتقل شده.

159
00:08:29,640 --> 00:08:31,310
‫تو فقط این برات مهمه

160
00:08:31,360 --> 00:08:33,150
‫که از این پرونده استفاده کنی

161
00:08:33,200 --> 00:08:34,830
‫و منو محکوم کنی

162
00:08:34,880 --> 00:08:38,030
‫و در نتیجه، حکومت کای‌فنگ رو سرنگون بشه.

163
00:08:38,080 --> 00:08:40,950
‫چطور جرات می‌کنی!

164
00:08:41,000 --> 00:08:45,000
‫داری منو متهم به انتقام‌گیری شخصی می‌کنی؟

165
00:08:46,360 --> 00:08:48,110
‫در طی سال‌ها،

166
00:08:48,160 --> 00:08:51,150
‫خیلی‌ها که تو دادگاه دالی پرونده‌شون رو باختن،

167
00:08:51,200 --> 00:08:53,270
‫اومدن ولایت کای‌فنگ و از بی‌عدالتی شکایت کردن.

168
00:08:53,320 --> 00:08:57,590
‫بعد از مشورت با اعلی‌حضرت، ارباب بائو خیلی
‫از پرونده‌ها رو بررسی کرد و حکم‌ها رو برگردوند.

169
00:08:57,640 --> 00:09:00,790
‫قبلا فکر می‌کردم بی‌کفایتی،

170
00:09:00,840 --> 00:09:04,830
‫ولی حالا به نظر میاد
‫فقط تو تحریف حقیقت مهارت داری.

171
00:09:04,880 --> 00:09:07,190
‫قاضی‌اعظم دادگاه دالی.
‫چه مقام مهمی.

172
00:09:07,240 --> 00:09:11,200
‫و چنین مقام مهمی افتاده دست مار حیله‌گری مثل تو.

173
00:09:15,080 --> 00:09:18,760
‫چقدر مضحکه.

174
00:09:20,240 --> 00:09:22,270
‫ژان ژائو،

175
00:09:22,320 --> 00:09:25,110
‫بالاخره چهره واقعی‌ات رو نشون دادی.

176
00:09:25,160 --> 00:09:27,950
‫از حرف‌های آخرت می‌تونم نتیجه بگیرم

177
00:09:28,000 --> 00:09:32,150
‫که از دادگاه و انتصاب‌های اعلی‌حضرت ناراضی هستی.

178
00:09:32,200 --> 00:09:36,360
‫پس تعجبی نداره که توی
‫همچین پرونده بزرگ خیانتی دست داری.

179
00:09:37,120 --> 00:09:39,310
‫- نگهبان!
‫- بله.

180
00:09:39,360 --> 00:09:41,030
‫بزنیدش.

181
00:09:41,080 --> 00:09:44,800
‫اونقدر بزنیدش تا اعتراف کنه.

182
00:10:02,640 --> 00:10:04,230
‫قاضی‌اعظم چِنگ،

183
00:10:04,280 --> 00:10:06,590
‫تو دستگاه شکنجه رو برای من تغییر دادی.

184
00:10:06,640 --> 00:10:08,910
‫فکر نمی‌کردم دادگاه بزرگ دالی

185
00:10:08,960 --> 00:10:12,760
‫به همچین حقه‌های کثیفی متوسل بشه.

186
00:10:23,720 --> 00:10:25,870
‫چه دام زیرکانه‌ای.

187
00:10:25,920 --> 00:10:29,750
‫وقتی ژان ژائو نامه رو منتقل می‌کرد،
‫هرچی بیشتر سکوت می‌کرد،

188
00:10:29,800 --> 00:10:31,630
‫اوضاع بیشتر به ضررش تموم می‌شد.

189
00:10:31,680 --> 00:10:34,190
‫اگه ژان ژائو تنها کسی بود
‫که به نامه دسترسی داشت،

190
00:10:34,240 --> 00:10:35,630
‫می‌تونن بگن

191
00:10:35,680 --> 00:10:37,870
‫که اون جاسوس بوده.

192
00:10:37,920 --> 00:10:39,230
‫با توجه به وضعیت،

193
00:10:39,280 --> 00:10:42,560
‫اون مقامات فاسد شکنجه‌اش می‌کنن.

194
00:10:43,560 --> 00:10:45,870
‫شیائو ژائو، تو توی پایتخت آدم‌های زیادی رو می‌شناسی.

195
00:10:45,920 --> 00:10:48,430
‫می‌تونی پرس‌و‌جو کنی و ببینی
‫پرونده چطور پیش رفته؟

196
00:10:48,480 --> 00:10:49,430
‫مشکلی نیست.

197
00:10:49,480 --> 00:10:51,270
‫بیاین ازهم جدا بشیم.

198
00:10:51,320 --> 00:10:53,070
‫من و مینگ ژواِر به کای‌فنگ برمی‌گردیم.

199
00:10:53,120 --> 00:10:55,190
‫ببینیم ارباب بائو چی میگه.

200
00:10:55,240 --> 00:10:58,430
‫لینگ‌لونگ، با شاهزاده شیائو ژائو
‫اطلاعات بیشتری جمع کن.

201
00:10:58,480 --> 00:10:59,630
‫امشب همین‌جا دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

202
00:10:59,680 --> 00:11:01,030
‫بعدش قدم بعدی نقشه‌مون رو می‌کشیم.

203
00:11:01,080 --> 00:11:02,550
‫بسیارخب.

204
00:11:02,600 --> 00:11:05,640
‫امشب می‌بینمت، برادر دینگ.

205
00:11:08,960 --> 00:11:10,510
‫نیازی نیست بهم برادر دینگ بگی.

206
00:11:10,560 --> 00:11:12,390
‫از الان به بعد، منو...

207
00:11:12,440 --> 00:11:13,510
‫برادر بای صدا بزن.

208
00:11:13,560 --> 00:11:16,040
‫برادر بای؟

209
00:11:35,800 --> 00:11:37,920
‫ژان ژائو،

210
00:11:38,920 --> 00:11:42,070
‫الان اعتراف کن و مهر تأییدت رو پایش بزن،

211
00:11:42,120 --> 00:11:46,030
‫تا از دردهایی که در انتظارت هست خلاص بشی.

212
00:11:46,080 --> 00:11:47,790
‫تصمیمت رو گرفتی؟

213
00:11:47,840 --> 00:11:48,870
‫اعتراف می‌کنی

214
00:11:48,920 --> 00:11:51,520
‫یا نه؟

215
00:11:53,800 --> 00:11:57,200
‫انگار هنوز سر عقل نیومدی.

216
00:11:58,840 --> 00:12:00,070
‫ادامه بدید.

217
00:12:00,120 --> 00:12:03,360
‫اونقدر بزنین تا سرعقل بیاد.

218
00:12:23,440 --> 00:12:26,280
‫داری چیکار می‌کنی؟

219
00:12:30,000 --> 00:12:31,670
‫قاضی‌اعظم چِنگ،

220
00:12:31,720 --> 00:12:33,710
‫هنوزم جرأت داری بگی

221
00:12:33,760 --> 00:12:37,280
‫این دستگاه شکنجه هیچ مشکلی نداره؟

222
00:12:39,880 --> 00:12:41,750
‫[بی‌طرف و فاسدناپذیر]

223
00:12:41,800 --> 00:12:43,590
‫آفرین، ژان ژائو.

224
00:12:43,640 --> 00:12:46,110
‫چطور جرات می‌کنی توی این دادگاه
‫از زور استفاده کنی.

225
00:12:46,160 --> 00:12:48,070
‫داری قانون رو زیر پا می‌ذاری!

226
00:12:48,120 --> 00:12:52,310
‫فردا این موضوع رو به اعلی‌حضرت گزارش می‌کنم.

227
00:12:52,360 --> 00:12:54,830
‫من اونی نیستن که قانون رو زیرپا گذاشته،

228
00:12:54,880 --> 00:12:57,310
‫اما تو این کار رو می‌کنی،
‫با تحریفشون برای رسیدن به هدف خودت.

229
00:12:57,360 --> 00:12:58,510
‫من از...

230
00:12:58,560 --> 00:13:01,310
‫قانون عدالت و حق پیروی می‌کنم،

231
00:13:01,360 --> 00:13:04,070
‫نه از قانون یه آدمی مثل تو.

232
00:13:04,120 --> 00:13:05,710
‫پس برای چی اینجا ایستادین؟

233
00:13:05,760 --> 00:13:07,790
‫ببریدش زندان!

234
00:13:07,840 --> 00:13:09,310
‫من اقدامات ژان ژائو رو

235
00:13:09,360 --> 00:13:12,510
‫به اعلی‌حضرت گزارش میدم،

236
00:13:12,560 --> 00:13:13,830
‫و بعد یه دادگاه دیگه تنظیم می‌کنیم.

237
00:13:13,880 --> 00:13:15,390
‫زحمت نکش.

238
00:13:15,440 --> 00:13:18,240
‫خودم برمی‌گردم.

239
00:13:20,360 --> 00:13:23,670
‫تمام اتفاقاتی که امروز در این دادگاه افتاد رو،

240
00:13:23,720 --> 00:13:26,350
‫لطفا سریع گزارش بدید.

241
00:13:26,400 --> 00:13:28,390
‫اعلی‌حضرت باید بشنون

242
00:13:28,440 --> 00:13:31,430
‫که قاضی‌اعظم چِنگ چطور یه پرونده رو

243
00:13:31,480 --> 00:13:33,870
‫بدون هیچ مدرک و حقیقت مشخصی،

244
00:13:33,920 --> 00:13:37,640
‫به چیزی که خودش می‌گه
‫پرونده مختومه‌ست تبدیل کرده.

245
00:13:47,760 --> 00:13:49,590
‫شما مقامات فاسد،

246
00:13:49,640 --> 00:13:53,280
‫این پرونده رو بی‌نهایت به تأخیر انداختید.

247
00:13:54,200 --> 00:13:55,830
‫کسی که آسیب می‌بینه،

248
00:13:55,880 --> 00:14:00,320
‫امنیت کل سرزمینه.

249
00:14:06,520 --> 00:14:09,710
‫حالا از شیانگژو گرفته تا پایتخت،

250
00:14:09,760 --> 00:14:13,310
‫همه اون نامه رو به شوخی گرفتن.

251
00:14:13,360 --> 00:14:16,110
‫حکومت دنبال کسانی افتاده که
‫به اصطلاح شایعه‌ها رو پخش کردن،

252
00:14:16,160 --> 00:14:18,110
‫و همین باعث نارضایتی گسترده مردم شده.

253
00:14:18,160 --> 00:14:20,830
‫خیلی خوب از پس این کار بر اومدی.

254
00:14:20,880 --> 00:14:24,240
‫عالیجناب خیلی راضی هستن.

255
00:14:25,240 --> 00:14:28,230
‫ولی یه چیزی هست که درک نمی‌کنم.

256
00:14:28,280 --> 00:14:30,990
‫امیدوارم بتونی راهنماییم کنی، سی مینگ.

257
00:14:31,040 --> 00:14:33,670
‫قبلا برای دستگیری ژان ژائو خیلی تلاش کردیم،

258
00:14:33,720 --> 00:14:36,430
‫چون می‌ترسیدیم محتوای نامه لو بره.

259
00:14:36,480 --> 00:14:37,990
‫ولی الان، عالیجناب،

260
00:14:38,040 --> 00:14:40,190
‫داره محتویاتش رو در مقیاس گسترده منتشر می‌کنه.

261
00:14:40,240 --> 00:14:44,070
‫این باعث نمیشه نقشه‌ای که چندین سال کشیده، خراب بشه؟

262
00:14:44,120 --> 00:14:45,870
‫عالیجناب برای هر کاری که می‌کنه،

263
00:14:45,920 --> 00:14:48,390
‫دلیل خودش رو داره.

264
00:14:48,440 --> 00:14:51,070
‫اما دلیلش رو،

265
00:14:51,120 --> 00:14:53,030
‫فردا که اون رو دیدی،

266
00:14:53,080 --> 00:14:56,360
‫می‌تونی شخصا از خودش بپرسی.

267
00:15:04,320 --> 00:15:06,590
‫گرچه اون مامور بازار مرزی رو کشتیم،

268
00:15:06,640 --> 00:15:08,830
‫ولی اتهام‌هایی که به ژان ژائو زده شده،
‫قطعی و محکم نیستن.

269
00:15:08,880 --> 00:15:10,470
‫نهایتش فقط به خاطر

270
00:15:10,520 --> 00:15:11,790
‫کوتاهی در انجام وظیفه

271
00:15:11,840 --> 00:15:13,790
‫و لو دادن اسرار سلطنتی متهم می‌شه.

272
00:15:13,840 --> 00:15:16,870
‫هدف از اول این نبود که اتهام رو قطعی و محکم کنیم.

273
00:15:16,920 --> 00:15:18,630
‫من این تله رو گذاشتم

274
00:15:18,680 --> 00:15:21,230
‫تا ژان ژائو رو بکشونم به پایتخت.

275
00:15:21,280 --> 00:15:24,470
‫حالا که توی زندانه،

276
00:15:24,520 --> 00:15:27,600
‫برامون کافیه.

277
00:15:43,920 --> 00:15:45,030
‫شاهزاده شیائو ژائو.

278
00:15:45,080 --> 00:15:47,270
‫چی فهمیدی؟

279
00:15:47,320 --> 00:15:49,390
‫چنگ واقعا ژان ژائو رو شکنجه داده.

280
00:15:49,440 --> 00:15:51,590
‫من و لینگ‌لونگ باهم بحثش رو کردیم.
‫فردا به ملاقات امپراتور میرم.

281
00:15:51,640 --> 00:15:52,990
‫بهش می‌گم چِنگ هائو

282
00:15:53,040 --> 00:15:54,390
‫برای انتقام قانون رو زیر پا گذاشته.

283
00:15:54,440 --> 00:15:56,750
‫و ازشون می‌خوام که اونو از پرونده کنار بذاره.

284
00:15:56,800 --> 00:15:57,750
‫دیر میشه.

285
00:15:57,800 --> 00:15:59,670
‫منظورت چیه؟

286
00:15:59,720 --> 00:16:01,670
‫من اطراف دادگاه دالی بودم.

287
00:16:01,720 --> 00:16:04,150
‫دیدم پنج سم فرقه شیولو که خودشون رو
‫جای نگهبان‌ها جا زده بودن،

288
00:16:04,200 --> 00:16:05,430
‫وارد زندان شدن.

289
00:16:05,480 --> 00:16:07,870
‫اونا نمی‌خوان گناهکاری ژان ژائو رو ثابت کنن.

290
00:16:07,920 --> 00:16:09,470
‫اونا می‌خوان از زندانی بودنش استفاده کنن

291
00:16:09,520 --> 00:16:12,240
‫و ریشه‌اش رو کاملا بخشکونن.

292
00:16:54,040 --> 00:16:56,150
‫می‌ترسم...

293
00:16:56,200 --> 00:16:59,280
‫دوست‌های ژان ژائو

294
00:17:00,200 --> 00:17:04,240
‫وقتی اون تو خطر باشه، دست روی دست نذارن.

295
00:18:04,320 --> 00:18:06,670
‫اگه اونا به اونجا برن،

296
00:18:06,720 --> 00:18:08,150
‫می‌شه اتهام‌های ژان ژائو

297
00:18:08,200 --> 00:18:12,790
‫مبنی بر تبانی با شورشی‌ها برای قتل
‫و فرار از زندان رو

298
00:18:12,840 --> 00:18:15,310
‫قطعی و محکم کرد.

299
00:18:15,360 --> 00:18:16,310
‫اینطوری...

300
00:18:16,360 --> 00:18:20,870
‫می‌تونه فورا اعدام بشه.

301
00:18:20,920 --> 00:18:22,510
‫نگران نباش.

302
00:18:22,560 --> 00:18:27,440
‫به همسر آینده‌ت رحم می‌کنن.

303
00:19:02,960 --> 00:19:04,190
‫فقط خودتی؟

304
00:19:04,240 --> 00:19:05,670
‫بقیه هنوز نیومدن.

305
00:19:05,720 --> 00:19:06,870
‫یکم دیگه صبر کنیم؟

306
00:19:06,920 --> 00:19:08,670
‫نیازی نیست.

307
00:19:08,720 --> 00:19:11,590
‫مگه فقط دو نفر از پنج سم نیومده بودن؟

308
00:19:11,640 --> 00:19:12,750
‫اشتباه می‌کنی.

309
00:19:12,800 --> 00:19:14,750
‫بقیه داخل هستن.

310
00:19:14,800 --> 00:19:15,990
‫وقتی مبارزه شروع بشه،

311
00:19:16,040 --> 00:19:20,280
‫اونا فورا ژان ژائو رو از زندگی خلاص می‌کنن.

312
00:20:28,560 --> 00:20:30,510
‫میشه یکم آروم‌تر بری؟

313
00:20:30,560 --> 00:20:32,630
‫باید سریع نجات‌شون بدیم.
‫نمیشه آروم رفت.

314
00:20:32,680 --> 00:20:35,390
‫ژان ژآئو کِی با یکی مثل تو دوست شد؟

315
00:20:35,440 --> 00:20:37,310
‫به نظر نمیاد آدم درستکاری باشی.

316
00:20:37,360 --> 00:20:39,350
‫بیشتر شبیه یه سرکرده راهزن‌ها به نظر میای.

317
00:20:39,400 --> 00:20:41,150
‫اونا می‌خوان ژان ژائو رو توی زندان بکشن.

318
00:20:41,200 --> 00:20:43,390
‫یه جرم از خودشون می‌سازن و بهت می‌چسبوننش.

319
00:20:43,440 --> 00:20:45,350
‫برای نجات ژان ژائو، به فرمان اعلی‌حضرت نیاز داریم.

320
00:20:45,400 --> 00:20:46,830
‫هیچ راه دیگه‌ای امن نیست.

321
00:20:46,880 --> 00:20:49,590
‫توی این دنیا چند نفر پیدا میشن که
‫جرات ورود شبانه به قصر رو داشته باشن؟

322
00:20:49,640 --> 00:20:50,830
‫خیلی آدم جسوری هستی.

323
00:20:50,880 --> 00:20:52,310
‫از خشم امپراتور نمی‌ترسی؟

324
00:20:52,360 --> 00:20:54,520
‫مسئولیت کاملش رو به عهده می‌گیرم.

325
00:22:29,040 --> 00:22:31,360
‫کی اونجاست؟

326
00:22:35,680 --> 00:22:37,070
‫- نوبت توئه.
‫- بگیریدش.

327
00:22:37,120 --> 00:22:38,550
‫وایسین!

328
00:22:38,600 --> 00:22:39,870
‫منم.

329
00:22:39,920 --> 00:22:43,160
‫باید با اعلی‌حضرت حرف بزنم.

330
00:23:12,040 --> 00:23:13,990
‫مهارت خوبی داری،

331
00:23:14,040 --> 00:23:16,030
‫ولی نیازه بیشتر از اینا تمرین کنی.

332
00:23:16,080 --> 00:23:19,390
‫نیازی نیست امشب زندگیت رو ازدست بدی.

333
00:23:19,440 --> 00:23:20,430
‫همین الان برو.

334
00:23:20,480 --> 00:23:24,720
‫ما فقط باید ژان ژائو رو بکشیم.

335
00:24:37,080 --> 00:24:47,080
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

336
00:25:59,440 --> 00:26:01,280
‫حالت خوبه؟

337
00:26:01,880 --> 00:26:04,160
‫بریم.

338
00:26:22,960 --> 00:26:24,990
‫ژان ژائو.

339
00:26:25,040 --> 00:26:26,870
‫همین الان اعتراف کن

340
00:26:26,920 --> 00:26:30,400
‫تا شاید بتونی زندگیت رو نجات بدی.

341
00:26:34,760 --> 00:26:36,440
‫[دادگاه دالی]

342
00:26:43,760 --> 00:26:45,950
‫اینکه چنین وزیر خائنی

343
00:26:46,000 --> 00:26:48,910
‫درست جلوی چشم امپراتور وجود داره.

344
00:26:48,960 --> 00:26:50,670
‫بازم توئی.

345
00:26:50,720 --> 00:26:54,190
‫حتی شاهزاده هوی هم نمی‌تونه
‫امروز ازت محافظت کنه.

346
00:26:54,240 --> 00:26:56,150
‫بگیریدش.

347
00:26:56,200 --> 00:26:58,750
‫نشان سلطنتی اینجاست.

348
00:26:58,800 --> 00:27:01,560
‫بذار ببینیم کی جرات داره تکون بخوره.

349
00:27:04,280 --> 00:27:05,750
‫ارباب چنگ،

350
00:27:05,800 --> 00:27:09,640
‫میشه دو اسب دیگه ازتون قرض بگیرم؟

351
00:27:12,760 --> 00:27:15,200
‫بهش بدید.

352
00:27:20,960 --> 00:27:22,150
‫بیا از بارون پناه بگیریم.

353
00:27:22,200 --> 00:27:23,310
‫چون نشان رو داریم،

354
00:27:23,360 --> 00:27:24,750
‫اونا کاری باهامون ندارن.

355
00:27:24,800 --> 00:27:26,390
‫شاهزاده شیائو ژائو تو رو وارد قصر کرد؟

356
00:27:26,440 --> 00:27:27,470
‫برعکس.

357
00:27:27,520 --> 00:27:29,070
‫من بودم که اونو وارد قصر کردم.

358
00:27:29,120 --> 00:27:31,590
‫- به‌زور وارد قصر امپراتور شدی؟
‫- آره.

359
00:27:31,640 --> 00:27:32,630
‫تو این سفر به پایتخت،

360
00:27:32,680 --> 00:27:33,990
‫یه کار بزرگ دیگه هم انجام دادم.

361
00:27:34,040 --> 00:27:36,990
‫باز هم یه داستان بزرگ دیگه
‫از استاد بای شکل می‌گیره.

362
00:27:37,040 --> 00:27:38,710
‫وقتی گذاشتی دستگیرت کنن،

363
00:27:38,760 --> 00:27:40,310
‫فکر کردم کار با نیروهای امنیتی عقلت رو ازت گرفته،

364
00:27:40,360 --> 00:27:41,870
‫و حالا توی زندان منتظر مرگت نشستی.

365
00:27:41,920 --> 00:27:44,110
‫فکر نمی‌کردم هنوز این‌قدر جرئت تو وجودت مونده باشه.

366
00:27:44,160 --> 00:27:47,070
‫واقعا تونستی فرار کنی.

367
00:27:47,120 --> 00:27:48,470
‫بهت که گفتم.

368
00:27:48,520 --> 00:27:50,150
‫من اول برای مردم وارد این بازی شدم،

369
00:27:50,200 --> 00:27:52,230
‫و دوم برای اینکه بفهمم دنبال چی هستن.

370
00:27:52,280 --> 00:27:55,160
‫مطمئنا نمی‌شینم و منتظر مرگم نمی‌مونم.

371
00:27:56,160 --> 00:27:58,030
‫اینکه دادگاه دالی بتونه تو رو نگه داره یا نه،

372
00:27:58,080 --> 00:28:01,200
‫کاملا به خودت بستگی داره، ارباب ژان.

373
00:28:07,200 --> 00:28:08,760
‫بیا، بگیرش.

374
00:28:09,760 --> 00:28:11,550
‫حالا هر دوی شما یه شمشیر دارید.

375
00:28:11,600 --> 00:28:15,040
‫ولی من حتی یه شمشیر درست‌وحسابی هم ندارم.

376
00:28:16,040 --> 00:28:17,790
‫این برای توئه.

377
00:28:17,840 --> 00:28:19,150
‫این چه آشغالیه؟

378
00:28:19,200 --> 00:28:21,320
‫من شمشیر اون فرقه رو نمی‌خوام.

379
00:28:22,240 --> 00:28:24,430
‫یادت بمونه.
‫یه دین بزرگ بهم داری.

380
00:28:24,480 --> 00:28:28,240
‫وظیفه توئه که یه شمشیر برام جور کنی.

381
00:28:40,480 --> 00:28:42,880
‫ارباب جوان.

382
00:28:47,200 --> 00:28:48,870
‫بهتره یه استراحت کوتاه اینجا داشته باشیم.

383
00:28:48,920 --> 00:28:49,950
‫منتظر شاهزاده شیائو ژائو بمونیم.

384
00:28:50,000 --> 00:28:52,800
‫یه پیام برات داره.

385
00:28:55,080 --> 00:28:56,030
‫نگهبان ژان.

386
00:28:56,080 --> 00:28:57,350
‫این از طرف اعلی‌حضرته.

387
00:28:57,400 --> 00:28:59,030
‫اون پرونده‌ات رو به دادگاه دالی سپرد.

388
00:28:59,080 --> 00:29:00,390
‫شرایط هیچ انتخاب دیگه‌ای براش باقی نذاشت.

389
00:29:00,440 --> 00:29:03,350
‫بعد از اینکه چِنگ هائو گزارش
‫حاکم شهرستان ایچنگ رو دریافت کرد،

390
00:29:03,400 --> 00:29:04,390
‫با چند مقام بلندپایه که معمولا با

391
00:29:04,440 --> 00:29:07,230
‫ولایت کای‌فنگ اختلاف دارن، تبانی کرد.
‫اونا هم یک گزارش مشترک ارائه دادن

392
00:29:07,280 --> 00:29:08,750
‫و خواستن که با تو به‌شدت برخورد بشه.

393
00:29:08,800 --> 00:29:10,390
‫اعلی‌حضرت به شخص تو اعتماد داره.

394
00:29:10,440 --> 00:29:13,190
‫می‌دونه که هرگز خیانت نمی‌کنی.

395
00:29:13,240 --> 00:29:15,590
‫ایشون فکر می‌کرد این پرونده به جایی نمی‌رسه.

396
00:29:15,640 --> 00:29:17,950
‫و فقط یه تشریفات اداریه که افتاده دست چِنگ هائو.

397
00:29:18,000 --> 00:29:19,790
‫ولی اصلا انتظارش رو نداشت

398
00:29:19,840 --> 00:29:21,950
‫که بخوان توی زندان بکشنت.

399
00:29:22,000 --> 00:29:23,230
‫اعلی‌حضرت خیلی لطف دارن.

400
00:29:23,280 --> 00:29:24,350
‫من طوریم نشد.

401
00:29:24,400 --> 00:29:26,510
‫فط چندتا زخم سطحیه.

402
00:29:26,560 --> 00:29:29,670
‫در سال‌های اخیر، دودمان سونگ
‫همیشه در مذاکرات و تجارت

403
00:29:29,720 --> 00:29:31,390
‫با دودمان شی‌شیا در موضع ضعف بوده.

404
00:29:31,440 --> 00:29:34,070
‫دودمان شی‌شیا همیشه انگار
‫از قبل از نقشه‌هامون خبر داره.

405
00:29:34,120 --> 00:29:35,870
‫انگار همه برگ‌هامون رو می‌بینه.

406
00:29:35,920 --> 00:29:38,030
‫راستش رو بخوای، اعلی‌حضرت همیشه شک داشته

407
00:29:38,080 --> 00:29:42,110
‫که توی دربار جاسوس‌هایی از
‫دودمان شی‌شیا وجود دارن.

408
00:29:42,160 --> 00:29:44,190
‫نامه محرمانه‌ای که این بار برگردوندی،

409
00:29:44,240 --> 00:29:46,070
‫شک اعلی‌حضرت رو تایید می‌کنه.

410
00:29:46,120 --> 00:29:47,190
‫نگهبان ژان،

411
00:29:47,240 --> 00:29:49,190
‫به نظرت چه کسی داره

412
00:29:49,240 --> 00:29:50,310
‫با دشمن ما

413
00:29:50,360 --> 00:29:53,070
‫همکاری می‌کنه؟

414
00:29:53,120 --> 00:29:55,030
‫من توی شیانگژو تحت تعقیب نیروهای حکومتی بودم.

415
00:29:55,080 --> 00:29:58,150
‫هم از طرف شمشیرزن‌های بی‌شماری
‫که از دل بیابان‌ها می‌اومدن.

416
00:29:58,200 --> 00:29:59,910
‫حتی جونگ شیونگ،
‫نگهبان سه‌شاخه پرنده،

417
00:29:59,960 --> 00:30:01,270
‫درگیر این ماجرا شده بود.

418
00:30:01,320 --> 00:30:02,350
‫حتی گفت که

419
00:30:02,400 --> 00:30:04,870
‫کسی که پشت همه این ماجراهاست،
‫در واقع بهش لطف کرده.

420
00:30:04,920 --> 00:30:06,190
‫به‌نظر من،

421
00:30:06,240 --> 00:30:07,750
‫تنها کسی که قادر به این کاره،

422
00:30:07,800 --> 00:30:11,270
‫و کسی که مستقیما از پخش محتوای نامه
‫داره سود می‌بره،

423
00:30:11,320 --> 00:30:13,760
‫فقط یه نفره.

424
00:30:14,760 --> 00:30:17,280
‫ارباب شیانگیانگ.

425
00:30:25,880 --> 00:30:26,990
‫اون عموی سلطنتی من،

426
00:30:27,040 --> 00:30:28,390
‫سال‌هاست که توی شیانگژو جا خوش کرده.

427
00:30:28,440 --> 00:30:29,870
‫نفوذش چیزی نیست که بشه دست‌کم گرفت.

428
00:30:29,920 --> 00:30:33,790
‫این بار خیلی بی‌پروا،
‫محتویات اون نامه رو علنی پخش کرد.

429
00:30:33,840 --> 00:30:34,870
‫این نشون می‌ده

430
00:30:34,920 --> 00:30:36,950
‫که اون دیگه خیلی با شورش فاصله‌ای نداره.

431
00:30:37,000 --> 00:30:39,560
‫[ارباب شیانگیانگ]

432
00:30:49,600 --> 00:30:52,280
‫والاحضرت.

433
00:31:10,240 --> 00:31:12,350
‫داری به اون شمشیر عادت می‌کنی؟

434
00:31:12,400 --> 00:31:13,990
‫بابت هدیه‌تون ممنونم، والاحضرت.

435
00:31:14,040 --> 00:31:15,430
‫شمشیر به‌شدت تیزه.

436
00:31:15,480 --> 00:31:17,190
‫این یه تیغه کمیاب و درجه‌یکه.

437
00:31:17,240 --> 00:31:20,030
‫می‌گن شمشیرهای شی‌شیا از همه بهترن.
‫انگار واقعا درست می‌گفتن.

438
00:31:20,080 --> 00:31:21,950
‫شنیدم که

439
00:31:22,000 --> 00:31:23,750
‫این فنِ آهنگری سرد رو،

440
00:31:23,800 --> 00:31:25,990
‫صنعتگرهای خودمون به اونجا بردن.

441
00:31:26,040 --> 00:31:27,430
‫بله.

442
00:31:27,480 --> 00:31:28,950
‫اما می‌دونی

443
00:31:29,000 --> 00:31:30,470
‫این فن،

444
00:31:30,520 --> 00:31:31,830
‫اولین بار به دست چه کسی

445
00:31:31,880 --> 00:31:34,790
‫به وجود اومده؟

446
00:31:34,840 --> 00:31:37,350
‫به‌ دست...

447
00:31:37,400 --> 00:31:40,230
‫همون شانگویی که زیر دست خودته.

448
00:31:40,280 --> 00:31:41,750
‫درسته.

449
00:31:41,800 --> 00:31:45,670
‫این فن از خانواده شانگویی به ارث رسیده.

450
00:31:45,720 --> 00:31:47,030
‫حالا که این فن رو دارین،

451
00:31:47,080 --> 00:31:49,310
‫مگه یه قدم به آرمان بزرگتون

452
00:31:49,360 --> 00:31:51,400
‫نزدیک‌تر نشدین؟

453
00:31:52,360 --> 00:31:54,790
‫برای گیر انداختن ژان ژائو،

454
00:31:54,840 --> 00:31:57,390
‫خیلی زحمت کشیدی.

455
00:31:57,440 --> 00:32:01,920
‫ولی هنوز دلم راضی نشده.

456
00:32:03,200 --> 00:32:04,510
‫من شما رو مایوس کردم.

457
00:32:04,560 --> 00:32:07,160
‫لطفا منو مجازات کنین، والاحضرت.

458
00:32:08,400 --> 00:32:10,190
‫بیشتر افراد هه بو،

459
00:32:10,240 --> 00:32:12,870
‫آدم‌های ولگرد و آواره‌ان.

460
00:32:12,920 --> 00:32:14,350
‫وقتی دست به کار می‌شن،

461
00:32:14,400 --> 00:32:16,070
‫فقط به زور و قدرتشون تکیه می‌کنن.

462
00:32:16,120 --> 00:32:18,270
‫چرا تو هم داری مثل اونا عمل می‌کنی؟

463
00:32:18,320 --> 00:32:20,350
‫کورکورانه افتادی دنبال ژان ژائو،

464
00:32:20,400 --> 00:32:21,670
‫و اصلا به عواقب این همه سر و صدا

465
00:32:21,720 --> 00:32:25,960
‫و دردسر فکر نمی‌کنی.

466
00:32:28,880 --> 00:32:31,310
‫بشین.

467
00:32:31,360 --> 00:32:34,040
‫ممنونم، والاحضرت.

468
00:32:52,640 --> 00:32:55,190
‫حالا که همه از

469
00:32:55,240 --> 00:32:57,430
‫محتوای نامه باخبر شدن،

470
00:32:57,480 --> 00:33:01,310
‫امپراتور، که برادرزاده خودمه و همیشه
‫ به مهربونی و بخشندگی معروفه،

471
00:33:01,360 --> 00:33:04,790
‫جرئت نمی‌کنه علیه من اقدامی کنه.

472
00:33:04,840 --> 00:33:07,590
‫اگه الان به من حمله کنه،

473
00:33:07,640 --> 00:33:09,470
‫مگه این خودش ثابت نمی‌کنه

474
00:33:09,520 --> 00:33:12,150
‫که اون نامه حقیقت داشته؟

475
00:33:12,200 --> 00:33:15,590
‫من بیشتر نگران هه‌ بو هستم.

476
00:33:15,640 --> 00:33:17,350
‫برای کشتن ژان ژائو،

477
00:33:17,400 --> 00:33:19,750
‫چه جنجالی به پا کردی.

478
00:33:19,800 --> 00:33:24,630
‫فکر نمی‌کردی این‌قدر خودت رو لو بدی.

479
00:33:24,680 --> 00:33:27,070
‫سی مینگ دیشب دست به کار شده.

480
00:33:27,120 --> 00:33:28,190
‫ژان ژائو.

481
00:33:28,240 --> 00:33:30,270
‫از پسش برمیایم.

482
00:33:30,320 --> 00:33:32,430
‫فکر نکنم.

483
00:33:32,480 --> 00:33:36,110
‫نقشه‌هاش شاید خیلی حساب‌شده باشن،

484
00:33:36,160 --> 00:33:38,910
‫ولی همیشه یه چیزهایی هست
‫که از کنترل خارج می‌شن.

485
00:33:38,960 --> 00:33:40,430
‫اون قدرت واقعی

486
00:33:40,480 --> 00:33:44,280
‫شوالیه جنوبی رو دست‌کم گرفت.

487
00:33:45,720 --> 00:33:47,710
‫اگه فرمانده‌ای

488
00:33:47,760 --> 00:33:52,150
‫مثل ژان ژائو زیر دستم بود،

489
00:33:52,200 --> 00:33:56,320
‫آرمان بزرگم حتما به سرانجام می‌رسید.

490
00:34:01,720 --> 00:34:02,870
‫فراموشش کن.

491
00:34:02,920 --> 00:34:04,110
‫فراموشش کن.

492
00:34:04,160 --> 00:34:06,310
‫حالا که شایعه پخش شده،

493
00:34:06,360 --> 00:34:09,270
‫دیگه فعلا دنبال ژان ژائو نرو.

494
00:34:09,320 --> 00:34:12,270
‫فورا عملیاتت رو متوقف کن.

495
00:34:12,320 --> 00:34:16,040
‫کم‌کاری نکن.

496
00:34:18,240 --> 00:34:19,230
‫اطاعت.

497
00:34:19,280 --> 00:34:20,790
‫توی ذهنم می‌مونه.

498
00:34:20,840 --> 00:34:23,200
‫برو.

499
00:34:29,360 --> 00:34:31,880
‫بلکی.

500
00:34:35,040 --> 00:34:36,070
‫اعلی‌حضرت بهم گفت

501
00:34:36,120 --> 00:34:37,670
‫که شی‌شیا این روزها خیلی بی‌قرار شده.

502
00:34:37,720 --> 00:34:40,190
‫اون از اتفاقاتی که توی شیانگژو افتاده خبر داره.

503
00:34:40,240 --> 00:34:41,390
‫اعلی‌حضرت نگرانن که

504
00:34:41,440 --> 00:34:43,230
‫ارباب شیانگ‌یانگ و شی‌شیا

505
00:34:43,280 --> 00:34:44,750
‫از قبل به یه توافق پنهانی رسیده باشن.

506
00:34:44,800 --> 00:34:47,150
‫اگه الان بدون فکر علیه‌ش اقدام کنیم،

507
00:34:47,200 --> 00:34:50,110
‫فقط باعث می‌شیم با هم متحد بشن.

508
00:34:50,160 --> 00:34:52,390
‫اعلی‌حضرت ازت می‌خوان

509
00:34:52,440 --> 00:34:54,150
‫به شیانگژو برگردی

510
00:34:54,200 --> 00:34:55,830
‫و درباره تبانی اون تحقیق کنی،

511
00:34:55,880 --> 00:34:58,710
‫یه نقطه‌ضعف پیدا کنی و
‫ازبین ببریش.

512
00:34:58,760 --> 00:35:00,150
‫باشه.

513
00:35:00,200 --> 00:35:03,270
‫متوجه منظور اعلی‌حضرت هستم.

514
00:35:03,320 --> 00:35:04,470
‫اعلی‌حضرت فقط به ارباب بائو اجازه می‌ده

515
00:35:04,520 --> 00:35:07,680
‫از مأموریتی که این بار داری باخبر بشه.

516
00:35:08,600 --> 00:35:10,230
‫اگه بهش نیاز داشتی،

517
00:35:10,280 --> 00:35:11,390
‫اون نشان سلطنتی می‌تونه

518
00:35:11,440 --> 00:35:13,670
‫برای بسیج ارتش و در اختیارت گذاشتنش استفاده بشه.

519
00:35:13,720 --> 00:35:15,950
‫الان در دست برادر بای هست.

520
00:35:16,000 --> 00:35:17,710
‫خب. من پیام اعلی‌حضرت رو

521
00:35:17,760 --> 00:35:18,990
‫کامل بهت رسوندم.

522
00:35:19,040 --> 00:35:20,830
‫دوباره دنبال من نگردی.

523
00:35:20,880 --> 00:35:22,670
‫لطفا به اعلی‌حضرت بگو

524
00:35:22,720 --> 00:35:25,590
‫ژان ژائو تمام تلاشش رو می‌کنه.

525
00:35:25,640 --> 00:35:28,630
‫بااینحال، یه درخواستی دارم.

526
00:35:28,680 --> 00:35:30,390
‫مَردم بی‌گناه هستن.
‫لطفا...

527
00:35:30,440 --> 00:35:32,870
‫می‌دونم. اعلی‌حضرت از قبل دستورش رو داده.

528
00:35:32,920 --> 00:35:34,830
‫ماجرای این شایعات همین‌جا تموم می‌شه.

529
00:35:34,880 --> 00:35:36,950
‫دیگه هیچ‌کس دیگه‌ای درگیر این ماجرا نمی‌شه.

530
00:35:37,000 --> 00:35:38,470
‫اعلی‌حضرت بسیار بخشنده و مهربانن.

531
00:35:38,520 --> 00:35:40,350
‫این برای مردم یه نعمته.

532
00:35:40,400 --> 00:35:43,190
‫ژان، منم باهات میام.

533
00:35:43,240 --> 00:35:44,350
‫سفر من خطرناکه.

534
00:35:44,400 --> 00:35:46,310
‫نیازی نیست زندگیت رو با بودن در کنار من
‫به خطر بندازی.

535
00:35:46,360 --> 00:35:48,070
‫با شاهزاده به پایتخت برگرد.

536
00:35:48,120 --> 00:35:50,230
‫من بهت کمک کردم اون چیزه رو به پایتخت برسونی.

537
00:35:50,280 --> 00:35:52,590
‫ولی الان اجازه نمیدی باهات بیام؟

538
00:35:52,640 --> 00:35:55,630
‫دیر شده. من این کار رو تا آخرش پیش می‌برم.

539
00:35:55,680 --> 00:35:56,990
‫نگهبان ژان،

540
00:35:57,040 --> 00:35:59,310
‫لینگ‌لونگ ذاتا همین‌طوریه.

541
00:35:59,360 --> 00:36:01,760
‫بذار اونم بیاد.

542
00:36:07,040 --> 00:36:09,670
‫هنوز چندتا حرف با شاهزاده شیائو ژائو دارم.

543
00:36:09,720 --> 00:36:12,960
‫بسیارخب، بگو.

544
00:36:19,400 --> 00:36:21,640
‫من خوبم.

545
00:36:22,760 --> 00:36:23,950
‫هی، نابغه.

546
00:36:24,000 --> 00:36:25,390
‫یه ماموریت حکومتی دارم.

547
00:36:25,440 --> 00:36:26,830
‫با شاهزاده به پایتخت برگرد.

548
00:36:26,880 --> 00:36:28,390
‫یه ماموریت دیگه؟

549
00:36:28,440 --> 00:36:30,510
‫ارباب جوان، همه‌جاتون زخمه.

550
00:36:30,560 --> 00:36:32,270
‫نمیشه صبر کنین تا زخم‌هاتون خوب بشه؟

551
00:36:32,320 --> 00:36:33,670
‫حتی نمی‌تونین دو روز
‫در پایتخت استراحت کنین؟

552
00:36:33,720 --> 00:36:35,030
‫ماموریت فوریه.

553
00:36:35,080 --> 00:36:37,550
‫نمیشه بیش از این به تاخیر بندازیم.

554
00:36:37,600 --> 00:36:38,670
‫بسیارخب.

555
00:36:38,720 --> 00:36:40,670
‫ارباب بائو واقعا آینده‌نگره.

556
00:36:40,720 --> 00:36:43,270
‫اون از گونگ سون خواست
‫برای زخم‌های بیرونیت دارو آماده کنه.

557
00:36:43,320 --> 00:36:45,670
‫توی کالسکه هم لباس گذاشتن.

558
00:36:45,720 --> 00:36:47,640
‫یادتون باشه لباس‌هاتونو عوض کنین.

559
00:36:48,640 --> 00:36:49,710
‫تو هم اسب‌سواری رو تمرین کن.

560
00:36:49,760 --> 00:36:51,750
‫وقتی برگشتم، ازت امتحان می‌گیرم.

561
00:36:51,800 --> 00:36:53,950
‫بعدا با ژان ژائو دوباره برمی‌گردی؟

562
00:36:54,000 --> 00:36:55,790
‫در آینده کلی وقت داریم که همو ببینیم.

563
00:36:55,840 --> 00:36:58,590
‫موفق باشی.

564
00:36:58,640 --> 00:37:00,230
‫یه اسب برای شاهزاده شیائو ژائو بذار.

565
00:37:00,280 --> 00:37:05,240
‫بعد از اون همه درگیری دیشب،
‫بعید می‌دونم فعلا سوار کالسکه بشه.

566
00:37:07,040 --> 00:37:08,190
‫الان واقعا

567
00:37:08,240 --> 00:37:10,310
‫نظرم نسبت بهت عوض شده.

568
00:37:10,360 --> 00:37:12,870
‫الان دیگه واقعا شبیه یه شاهزاده واقعی شدی.

569
00:37:12,920 --> 00:37:13,870
‫نه.

570
00:37:13,920 --> 00:37:17,710
‫شبیه همون قهرمان بچگیامون شدی
‫که همه تحسینش می‌کردیم.

571
00:37:17,760 --> 00:37:19,630
‫دیگه واقعا نمی‌دونم چطوری پز بدم.

572
00:37:19,680 --> 00:37:20,910
‫خیلی خسته‌کننده‌ست.

573
00:37:20,960 --> 00:37:22,350
‫من هنوز هم همون شیائو ژائویی رو بیشتر دوست دارم،

574
00:37:22,400 --> 00:37:25,390
‫که قبلا با لینگ‌لونگ
‫به رستوران تیان‌شیانگ می‌رفت،

575
00:37:25,440 --> 00:37:27,790
‫غذای کبابی می‌خورد و کیف دنیا رو می‌برد.

576
00:37:27,840 --> 00:37:30,550
‫آدما بزرگ میشن دیگه.

577
00:37:30,600 --> 00:37:32,350
‫بالاخره همه‌مون یه روز باید بزرگ بشیم.

578
00:37:32,400 --> 00:37:36,390
‫تو و نگهبان ژان با سختی‌های زیادی روبه‌رو شدین
‫و خیلی پخته‌تر شدین.

579
00:37:36,440 --> 00:37:39,950
‫شاید دفعه بعد که همدیگه رو ببینیم،

580
00:37:40,000 --> 00:37:42,600
‫من دیگه یه قهرمان واقعی شده باشم.

581
00:37:43,440 --> 00:37:45,110
‫می‌بینمت.

582
00:37:45,160 --> 00:37:47,280
‫لینگ‌لونگ.

583
00:37:48,960 --> 00:37:50,910
‫مراقب خودت باش.

584
00:37:50,960 --> 00:37:53,400
‫می‌دونم.

585
00:37:59,840 --> 00:38:03,110
‫استاد ژان، سوار کالسکه بشین.

586
00:38:03,160 --> 00:38:05,310
‫کالسکه کُنده.
‫من با اسب میرم.

587
00:38:05,360 --> 00:38:07,470
‫با اون جراحاتت، بنظرت چقدر تند بتونی بری؟

588
00:38:07,520 --> 00:38:09,710
‫اگه دوباره زخمی بشی،
‫بازم ما باید ازت مراقبت کنیم.

589
00:38:09,760 --> 00:38:12,160
‫فقط به حرف‌مون گوش بده.

590
00:38:21,320 --> 00:38:22,910
‫کجا میریم؟

591
00:38:22,960 --> 00:38:26,110
‫ارابه‌ران جدیدمون باید راه رو بلد باشه.

592
00:38:26,160 --> 00:38:27,430
‫اگه ارباب چیزی نگه،

593
00:38:27,480 --> 00:38:30,430
‫ارابه‌ران از کجا باید بدونه کجا بره؟

594
00:38:30,480 --> 00:38:31,510
‫شیانگژو.

595
00:38:31,560 --> 00:38:33,550
‫شهرستان ایچنگ.

596
00:38:33,600 --> 00:38:35,390
‫شاهزاده شیائو ژائو چطور جرئت کرده
‫ازت بخواد این کار رو بکنی؟

597
00:38:35,440 --> 00:38:38,320
‫واقعا که برای زندگیت ارزش قائل نیست.

598
00:38:39,320 --> 00:38:41,200
‫تو هم واقعا قبول کردی؟

599
00:38:41,920 --> 00:38:43,990
‫شهرستان ایچنگ، شیانگژو.

600
00:38:44,040 --> 00:38:46,160
‫باشه، باشه.

601
00:38:51,720 --> 00:38:54,750
‫والاحضرت، مینگ ژو اِر بعد از این سفر
‫واقعا خیلی تغییر کرده.

602
00:38:54,800 --> 00:38:55,950
‫الان اسب‌سواری هم بلده.

603
00:38:56,000 --> 00:38:57,870
‫چیه مگه؟ حسادت می‌کنی؟

604
00:38:57,920 --> 00:38:59,710
‫چی هست که بخوام بهش حسودی کنم؟

605
00:38:59,760 --> 00:39:03,470
‫اینکه هر روز توی پایتخت کبوتر کبابی بخوری،
‫اون واقعا حسرت‌برانگیزه.

606
00:39:03,520 --> 00:39:05,510
‫ولی لینگ‌لونگ اینطور فکر نمی‌کنه.

607
00:39:05,560 --> 00:39:06,790
‫قهرمان بودن هیجان‌انگیزتره.

608
00:39:06,840 --> 00:39:09,550
‫تمام دخترهای دنیا فقط قهرمان‌ها رو می‌پرستن.

609
00:39:09,600 --> 00:39:10,670
‫- والاحضرت...
‫-نه.

610
00:39:10,720 --> 00:39:13,750
‫لینگ‌لونگ می‌خواد خودشم قهرمان بشه.

611
00:39:13,800 --> 00:39:16,030
‫والاحضرت، دلسرد نشین.

612
00:39:16,080 --> 00:39:17,990
‫هشتمین تلاش برای ازدواج هم شکست خورد.

613
00:39:18,040 --> 00:39:19,190
‫خبر خوب اینکه دفعه نهمی هم وجود داره.

614
00:39:19,240 --> 00:39:22,790
‫توی فهرست مردهایی که دخترهای پایتخت
‫می‌خوان باهاشون ازدواج کنن،

615
00:39:22,840 --> 00:39:24,630
‫از ژان ژائو هم جلو زدی و اول شدی.

616
00:39:24,680 --> 00:39:26,070
‫وایسا ببینم.

617
00:39:26,120 --> 00:39:29,190
‫اینکه از ژان ژائو بالاتر باشم خودش عجیبه.

618
00:39:29,240 --> 00:39:32,750
‫ولی چرا اصلا اسم من توی
‫این فهرست سرگردان‌هاست؟

619
00:39:32,800 --> 00:39:37,120
‫چون با پول شما این فهرست رو درست کردم.

620
00:39:38,400 --> 00:39:39,510
‫خوبه.

621
00:39:39,560 --> 00:39:40,630
‫باید بهت جایزه بدم.

622
00:39:40,680 --> 00:39:41,670
‫والاحضرت.

623
00:39:41,720 --> 00:39:42,870
‫کل شب مشغول بودید.

624
00:39:42,920 --> 00:39:44,310
‫باید گرسنه‌تون شده باشه.

625
00:39:44,360 --> 00:39:46,510
‫بیاین به پایتخت برگردیم و یه
‫کباب کبوتر بخوریم.

626
00:39:46,560 --> 00:39:48,910
‫- بریم.
‫- بریم.

627
00:39:48,960 --> 00:39:49,950
‫والاحضرت.

628
00:39:50,000 --> 00:39:52,150
‫با اسب میرین یا کالسکه؟

629
00:39:52,200 --> 00:39:53,470
‫شما با کالسکه برین.

630
00:39:53,520 --> 00:39:57,000
‫الان اسب‌سواری رو ترجیح میدم.

631
00:40:16,920 --> 00:40:18,190
‫باشه. بگیرش.

632
00:40:18,240 --> 00:40:19,550
‫این چه چیز خاصی داره؟

633
00:40:19,600 --> 00:40:21,950
‫انگار که منم واقعا می‌خوامش.

634
00:40:22,000 --> 00:40:25,510
‫اونایی که توی دربارن واقعا به درد نمی‌خورن.

635
00:40:25,560 --> 00:40:26,910
‫این بار کی ناراحتت کرده؟

636
00:40:26,960 --> 00:40:30,230
‫شنیدم ارباب بائو آدمی درستکار و عادله،
‫یه مقام خوب و کمیابه.

637
00:40:30,280 --> 00:40:32,830
‫فکر نمی‌کردم اینقدر زیرک و حسابگر باشه.

638
00:40:32,880 --> 00:40:34,590
‫چطور می‌تونی درباره ارباب بائو اینطوری بگی؟

639
00:40:34,640 --> 00:40:36,670
‫فکر کردی چرا من وارد قصر شدم؟

640
00:40:36,720 --> 00:40:38,390
‫چون مدام آه می‌کشید

641
00:40:38,440 --> 00:40:39,590
‫و غیرمستقیم اشاره می‌کرد.

642
00:40:39,640 --> 00:40:42,230
‫اون اشاره کرد که ژان ژائو شب در خطره.

643
00:40:42,280 --> 00:40:46,150
‫حقیقت اینه که اون جون منو به خطر انداخته.

644
00:40:46,200 --> 00:40:47,790
‫من فقط شمشیرشم. همین.

645
00:40:47,840 --> 00:40:49,790
‫حتی جرات نکرد رک و راست حرفش رو بزنه.

646
00:40:49,840 --> 00:40:52,870
‫واقعا چه مقام شجاعی!

647
00:40:52,920 --> 00:40:53,990
‫واقعا؟

648
00:40:54,040 --> 00:40:57,200
‫از خودش بپرس.

649
00:40:59,520 --> 00:41:03,120
‫یه عسل لینگ‌لونگ دیگه می‌خوای؟

650
00:41:04,400 --> 00:41:07,080
‫عسل لینگ‌لونگ کجاست؟

651
00:41:10,280 --> 00:41:11,790
‫بیا، مال خودت.

652
00:41:11,840 --> 00:41:14,160
‫از قصد برش نداشتم.

653
00:41:15,000 --> 00:41:16,990
‫- بگیر.
‫- مراقبش باش.

654
00:41:17,040 --> 00:41:18,110
‫این عسل لینگ‌لونگه.

655
00:41:18,160 --> 00:41:19,270
‫باید چهارچشمی مراقبش باشی.

656
00:41:19,320 --> 00:41:21,070
‫- ولی...
‫- داره دروغ میگه.

657
00:41:21,120 --> 00:41:24,880
‫عمدا منو هدف گرفته.
‫این رو نمی‌بینی؟

658
00:41:26,320 --> 00:41:27,470
‫حقته.

659
00:41:27,520 --> 00:41:29,230
‫فقط از سر کنجکاوی بود.

660
00:41:29,280 --> 00:41:30,990
‫شنیدم عسل لینگ‌لونگ مثل معجزه‌س.

661
00:41:31,040 --> 00:41:33,470
‫یه روز که زخمی شدم ازش امتحان می‌کنم.

662
00:41:33,520 --> 00:41:34,710
‫این دارو هست.

663
00:41:34,760 --> 00:41:36,830
‫چرا اینقدر دوست داری ازش استفاده کنی؟
‫دیوونه‌ای؟

664
00:41:36,880 --> 00:41:37,830
‫حالا که گفتی دیوونه‌ام،

665
00:41:37,880 --> 00:41:39,470
‫باید چندتا دیگه از اینا بخورم.

666
00:41:39,520 --> 00:41:43,200
‫چرا باید تمام چیزای خوب نصیب ژان ژائو بشه؟

667
00:41:48,400 --> 00:41:50,030
‫لبخند زدی.

668
00:41:50,080 --> 00:41:51,710
‫حالا که لبخند زدی، پس دیگه عصبانی نباش.

669
00:41:51,760 --> 00:41:54,550
‫از این به بعد باز هم باید برادر بای صدام کنی.

670
00:41:54,600 --> 00:41:55,870
‫چند سالته؟

671
00:41:55,920 --> 00:41:56,950
‫26.

672
00:41:57,000 --> 00:41:58,590
‫پس من ازت بزرگ‌ترم.

673
00:41:58,640 --> 00:42:00,950
‫بای کوچولو.
‫برادر بای صدا زدن رو فراموش کن.

674
00:42:01,000 --> 00:42:02,870
‫با این قیافه‌ت، باور نمی‌کنم
‫از من بزرگ‌تر باشی.

675
00:42:02,920 --> 00:42:05,670
‫حتی مزخرف گفتن هم حدی داره.

676
00:42:05,720 --> 00:42:08,390
‫تو می‌تونی مزخرف بگی ولی من نمی‌تونم؟

677
00:42:08,440 --> 00:42:10,030
‫اگه اسم بای کوچولو رو دوست نداری،

678
00:42:10,080 --> 00:42:13,510
‫موش بای، بای پیر، بای یوتانگ
‫یا موش صحرایی بای چطوره؟

679
00:42:13,560 --> 00:42:14,870
‫خودت انتخاب کن.

680
00:42:14,920 --> 00:42:17,040
‫هنوز داری می‌خندی؟

681
00:42:18,040 --> 00:42:19,710
‫واقعا دست‌کم گرفتمت.

682
00:42:19,760 --> 00:42:23,040
‫فکر نمی‌کردم این همه حقه بلد باشی.

683
00:42:24,080 --> 00:42:25,080
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

684
00:42:25,720 --> 00:42:27,270
‫دیشب که وارد قصر شدی،

685
00:42:27,320 --> 00:42:29,830
‫واقعا فقط برای گرفتن اون نشان بود؟

686
00:42:29,880 --> 00:42:31,870
‫چیز دیگه‌ای نبود؟

687
00:42:31,920 --> 00:42:33,230
‫چیز دیگه‌ای نبود.

688
00:42:33,280 --> 00:42:35,080
‫یکم استراحت کن.

689
00:42:41,680 --> 00:42:42,790
‫اگه برملاء بشه،

690
00:42:42,840 --> 00:42:44,150
‫همه سرمون رو ازدست میدیم.

691
00:42:44,200 --> 00:42:45,510
‫حالا باید چیکار کنیم؟

692
00:42:45,560 --> 00:42:46,870
‫خیلی بامزه‌ست.

693
00:42:46,920 --> 00:42:50,720
‫بامزه؟ تو این موقعیت؟

694
00:43:02,280 --> 00:43:03,630
‫[ژائو ژن، امپراتور]
‫نگهش دار.

695
00:43:03,680 --> 00:43:06,360
‫[ژائو ژن، امپراتور]
‫قشنگ شده.

696
00:43:08,360 --> 00:43:18,360
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M