1
00:01:37,120 --> 00:01:40,680
‫[قسمت نهم]

2
00:01:41,680 --> 00:01:46,110
‫[شهرستان ایچنگ]

3
00:01:46,160 --> 00:01:50,390
‫- ژان، اینجا همون جاییه که ژی‌هوا بهت کمین زد؟
‫- آره.

4
00:01:50,440 --> 00:01:52,070
‫خونه‌ی لو رو گشت،

5
00:01:52,120 --> 00:01:53,990
‫و چیزی که می‌خواست رو پیدا نکرد،

6
00:01:54,040 --> 00:01:56,470
‫ولی نامه‌ای که بین من و لو رد و بدل شده بود رو پیدا کرد.

7
00:01:56,520 --> 00:01:57,990
‫پس اینجا کمین کرد

8
00:01:58,040 --> 00:02:00,110
‫و دام گذاشته بود.

9
00:02:00,160 --> 00:02:01,670
‫اینجا رو قبلا زیر و رو کردن.

10
00:02:01,720 --> 00:02:04,120
‫بازم می‌تونیم سرنخی پیدا کنیم؟

11
00:02:05,080 --> 00:02:06,710
‫اینجا چیزی نمونده،

12
00:02:06,760 --> 00:02:11,040
‫اما پرونده لیو هونگ‌یی که بی‌دلیل ظاهر نشده.

13
00:02:12,240 --> 00:02:13,670
‫اگه یکی گزارش جرم رو داده

14
00:02:13,720 --> 00:02:15,590
‫و پرونده هنوز حل نشده،

15
00:02:15,640 --> 00:02:18,030
‫پس قربانی حتما برای گرفتن خبرای جدید برمی‌گرده.

16
00:02:18,080 --> 00:02:19,390
‫دقیقا.

17
00:02:19,440 --> 00:02:20,750
‫به‌محض اینکه قربانی رو پیدا کنیم،

18
00:02:20,800 --> 00:02:23,760
‫می‌تونیم بفهمیم این پرونده چطور شروع شد.

19
00:02:24,520 --> 00:02:27,590
‫دو تا سگ نگهبان مشکوک توی عمارت لیو گذاشتن.

20
00:02:27,640 --> 00:02:30,790
‫احتمالا اونا هم منتظرن تا سر و کله قربانی پیدا بشه.

21
00:02:30,840 --> 00:02:33,110
‫اون دوتا احمق خیلی وقته خودشون رو لو دادن.

22
00:02:33,160 --> 00:02:34,510
‫هنوزم سعی دارن زیرنظر بگیرن؟

23
00:02:34,560 --> 00:02:36,110
‫سبزی‌فروش‌ها فقط دم ورودی کوچه می‌ایستن.

24
00:02:36,160 --> 00:02:38,640
‫کدوم سبزی‌فروشی داخل کوچه پرسه می‌زنه؟

25
00:02:43,560 --> 00:02:44,990
‫صبر کنیم و ببینیم چی میشه.

26
00:02:45,040 --> 00:02:46,790
‫ببینیم آخرش قربانی پیداش میشه.

27
00:02:46,840 --> 00:02:48,510
‫خیلی‌خب.

28
00:02:48,560 --> 00:02:49,990
‫من برم نگهبانی بدم.

29
00:02:50,040 --> 00:02:52,600
‫چند ساعت دیگه جامونو عوض می‌کنیم.

30
00:02:53,600 --> 00:03:03,600
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:03:44,120 --> 00:03:46,320
‫از غذاتون لذت ببرید، قربان.

32
00:03:47,320 --> 00:03:49,520
‫چیز غیرعادی دیدین؟

33
00:03:50,520 --> 00:03:51,710
‫صبر باشین.

34
00:03:51,760 --> 00:03:53,150
‫اونا هنوز اونجان.

35
00:03:53,200 --> 00:03:55,070
‫این یعنی که اونام قربانی رو پیدا نکردن.

36
00:03:55,120 --> 00:03:57,200
‫یکم بیشتر صبر کنیم.

37
00:04:02,520 --> 00:04:05,840
‫اون دوره‌گرد مدام رفت‌وآمد می‌کنه.

38
00:04:11,400 --> 00:04:13,630
‫فقط قدم می‌زنه و چیزی صدا نمی‌زنه.

39
00:04:13,680 --> 00:04:16,070
‫اینطوری چطور می‌تونه چیزی بفروشه؟

40
00:04:16,120 --> 00:04:18,720
‫نکنه از دارالحکومه باشه؟

41
00:04:20,160 --> 00:04:22,600
‫اینطور نیست.

42
00:04:34,160 --> 00:04:35,670
‫بیدارشو.

43
00:04:35,720 --> 00:04:37,840
‫بازم اونه.

44
00:04:39,160 --> 00:04:40,510
‫بریم یه سر بزنیم.

45
00:04:40,560 --> 00:04:41,550
‫بیاین و یه نگاهی بندازین.

46
00:04:41,600 --> 00:04:44,230
‫آقایون، می‌خوام یه چیزی ازتون بپرسم.

47
00:04:44,280 --> 00:04:48,470
‫شنیدی توی این خیابون
‫دانشمندی به اسم لیو زندگی کنه؟

48
00:04:48,520 --> 00:04:51,160
‫چه نسبتی باهاش داری؟
‫برای چی دنبالش می‌گردی؟

49
00:04:52,160 --> 00:04:54,070
‫رابطه‌ی ما خیلی پیچیده هست.

50
00:04:54,120 --> 00:04:56,670
‫اون شوهر دخترخاله‌ی...

51
00:04:56,720 --> 00:04:58,430
‫پسرعموی برادر عمه‌ی منه.

52
00:04:58,480 --> 00:05:00,790
‫شنیدم دو سال پیش پولدار شد
‫و به این شهر نقل مکان کرد.

53
00:05:00,840 --> 00:05:03,390
‫این همه راه رو اومدم تا ازش یه چیزی بخوام.

54
00:05:03,440 --> 00:05:06,390
‫آخه پسرعموی شوهر دخترعمه‌ام به دردسر افتاده.

55
00:05:06,440 --> 00:05:08,270
‫صورتش پُر از جوش شده.
‫خیلی ترسیده.

56
00:05:08,320 --> 00:05:10,510
‫نگرانم که اگه درمان نشه،
‫دیگه نتونه از خونه بیرون بیاد.

57
00:05:10,560 --> 00:05:13,270
‫- همه‌جای صورتش جوش داره...
‫- برو ببینم. برو پی کارت.

58
00:05:13,320 --> 00:05:14,590
‫اینجا دردسر درست نکن، باشه؟

59
00:05:14,640 --> 00:05:16,270
‫فقط بگو نمی‌دونی دیگه.

60
00:05:16,320 --> 00:05:17,510
‫چرا هلم میدی؟

61
00:05:17,560 --> 00:05:19,600
‫کجا رفت؟

62
00:05:33,480 --> 00:05:34,590
‫شما کی هستین؟

63
00:05:34,640 --> 00:05:37,030
‫آدمای دارالحکومه تو رو شناسایی کردن.

64
00:05:37,080 --> 00:05:39,480
‫اگه برگردی، بازداشت میشی.

65
00:05:43,160 --> 00:05:44,990
‫دنبال افسر لیو می‌گردی؟

66
00:05:45,040 --> 00:05:47,040
‫از کجا فهمیدی؟

67
00:05:47,760 --> 00:05:49,030
‫این آویز یشم...

68
00:05:49,080 --> 00:05:51,240
‫مال لیو هست.

69
00:05:54,520 --> 00:05:55,830
‫درسته.

70
00:05:55,880 --> 00:05:58,110
‫افسر لیو گفت اگه اتفاقی براش افتاد،

71
00:05:58,160 --> 00:05:59,710
‫باید این آویز رو همراه خودم داشته باشم.

72
00:05:59,760 --> 00:06:03,390
‫یکی اینو می‌شناسه و میاد سراغم.

73
00:06:03,440 --> 00:06:06,710
‫پس شما...ارباب ژان هستین؟

74
00:06:06,760 --> 00:06:08,070
‫من ژان ژائو هستم.

75
00:06:08,120 --> 00:06:09,230
‫من در ولایت کای‌فنگ خدمت می‌کنم.

76
00:06:09,280 --> 00:06:12,270
‫من برادر قسم‌خورده لیو هستم.

77
00:06:12,320 --> 00:06:14,200
‫ارباب ژان!

78
00:06:15,240 --> 00:06:16,910
‫خواهرم چندین روزه که غیبش زده.

79
00:06:16,960 --> 00:06:19,030
‫افسر لیو داشت بهم کمک می‌کرد
‫که دنبالش بگردم،

80
00:06:19,080 --> 00:06:20,390
‫اما سرنوشت غم‌انگیزی پیدا کرد.

81
00:06:20,440 --> 00:06:22,070
‫مرگش واقعا مشکوکه.

82
00:06:22,120 --> 00:06:23,790
‫ارباب ژان، خواهش می‌کنم...

83
00:06:23,840 --> 00:06:26,680
‫عدالت رو در حق افسر لیو و خواهرم برقرار کنین!

84
00:06:27,680 --> 00:06:29,070
‫اینجا جای حرف زدن نیست.

85
00:06:29,120 --> 00:06:31,240
‫بهتره بریم داخل.

86
00:06:40,840 --> 00:06:42,320
‫بیاین.

87
00:06:50,760 --> 00:06:52,190
‫پس دوره‌گرد نیستی،

88
00:06:52,240 --> 00:06:54,470
‫بلکه حکیم و عالمی.

89
00:06:54,520 --> 00:06:56,430
‫ولی چرا اینجا زندگی می‌کنی؟

90
00:06:56,480 --> 00:06:59,590
‫قبلا در خانه‌ای در خیابان شینگ‌هوا زندگی می‌کردم.

91
00:06:59,640 --> 00:07:01,430
‫بعد حادثه پاسبان لیو،

92
00:07:01,480 --> 00:07:03,430
‫ماموران اجرای حکم خانه‌ام را مهر و موم کردند.

93
00:07:03,480 --> 00:07:05,310
‫خوشبختانه اون موقع خودم توی خونه نبودم.

94
00:07:05,360 --> 00:07:06,470
‫تونستم از یه مصیبت فرار کنم.

95
00:07:06,520 --> 00:07:07,910
‫داری دادخواست می‌نویسی؟

96
00:07:07,960 --> 00:07:09,390
‫بله.

97
00:07:09,440 --> 00:07:13,390
‫پاسبان لیو به خاطر من و خواهرم گرفتار شد.

98
00:07:13,440 --> 00:07:15,310
‫نمی‌تونم بذارم ناعدالتی در حقش بشه.

99
00:07:15,360 --> 00:07:16,790
‫این موضوع رو به دادگاه گزارش می‌دم.

100
00:07:16,840 --> 00:07:18,390
‫بی‌گناهیش رو ثابت می‌کنم.

101
00:07:18,440 --> 00:07:21,190
‫انتظار نداشتم حکیمی مثل تو
‫اینقدر شجاع و بی‌باک باشه.

102
00:07:21,240 --> 00:07:24,910
‫وقتی زندگی خودت توی خطره،
‫نگران بقیه هستی.

103
00:07:24,960 --> 00:07:25,910
‫اسمت چیه؟

104
00:07:25,960 --> 00:07:28,190
‫اسم من فان ژونگ یوئه.

105
00:07:28,240 --> 00:07:29,870
‫[فان ژونگ یو]
‫والدینم وقتی بچه بودم، فوت کردن.

106
00:07:29,920 --> 00:07:32,510
‫من، خواهرم و یو لیان فقط همدیگه رو داشتیم.

107
00:07:32,560 --> 00:07:34,070
‫فان.

108
00:07:34,120 --> 00:07:35,390
‫در مورد پرونده یو لیان،

109
00:07:35,440 --> 00:07:37,920
‫لطفا با جزئیات بهم بگو.

110
00:07:38,920 --> 00:07:41,710
‫بعد از اینکه در آزمون سلطنتی قبول شدم،

111
00:07:41,760 --> 00:07:44,190
‫یو لیان خیلی خوشحال شد.

112
00:07:44,240 --> 00:07:47,910
‫برای اینکه پول کافی برای تحصیل من
‫در آکادمی شیانگیانگ جمع کنه،

113
00:07:47,960 --> 00:07:50,390
‫کارش در خیاطی ییشنگ رو رها کرد

114
00:07:50,440 --> 00:07:51,910
‫و در خونه شروع به گلدوزی کرد.

115
00:07:51,960 --> 00:07:55,110
‫می‌گفت گلدوزی‌فروشی‌های شیانگیانگ
‫پول بیشتری می‌دن.

116
00:07:55,160 --> 00:07:58,030
‫برای همین، اغلب به شیانگیانگ می‌رفت
‫تا طرح‌هاش رو بفروشه.

117
00:07:58,080 --> 00:07:59,870
‫برادر، من دیگه میرم.

118
00:07:59,920 --> 00:08:01,510
‫قیمت‌ها در شیانگیانگ دوباره بالا رفته.

119
00:08:01,560 --> 00:08:03,880
‫صبر کن، یو لیان.

120
00:08:05,160 --> 00:08:07,190
‫لازم نیست حتما به آکادمی شیانگیانگ برم.

121
00:08:07,240 --> 00:08:08,790
‫ولی من دوست دارم بری.

122
00:08:08,840 --> 00:08:11,750
‫وقتی تو آزمون قبول بشی،
‫منم زندگی خوبی خواهم داشت.

123
00:08:11,800 --> 00:08:13,750
‫من رفتم، برادر.

124
00:08:13,800 --> 00:08:16,310
‫حدود دو ماه پیش،

125
00:08:16,360 --> 00:08:18,390
‫بعد اینکه یو لیان به شیانگیانگ رفت،

126
00:08:18,440 --> 00:08:20,390
‫دیگه هیچوقت برنگشت.

127
00:08:20,440 --> 00:08:22,270
‫بعد اینکه در شیانگیانگ سه روز دنبالش گشتم،

128
00:08:22,320 --> 00:08:25,230
‫به حاکم شهرستان گزارش دادم،
‫ولی هیچ خبری نشد.

129
00:08:25,280 --> 00:08:28,390
‫چندین بار هم برگشتم و پرسیدم
‫ولی گفتن هنوز پیداش نکردن.

130
00:08:28,440 --> 00:08:30,710
‫بعدا از بس پیگیری کردم، کلافه شدن.

131
00:08:30,760 --> 00:08:33,230
‫بیرونم کردن و حتی کتکم زدن!

132
00:08:33,280 --> 00:08:36,630
‫نه‌تنها کمک نکردن،
‫بلکه کسی که گزارش داده بود رو هم زدن.

133
00:08:36,680 --> 00:08:38,390
‫این چه‌جور عدالتیه؟

134
00:08:38,440 --> 00:08:39,830
‫بهم اخطار دادن.

135
00:08:39,880 --> 00:08:41,790
‫گفتن اگه اونو زنده می‌خوام...

136
00:08:41,840 --> 00:08:43,790
‫بهتره دیگه به اونجا نرم و اذیت‌شون نکنم.

137
00:08:43,840 --> 00:08:45,990
‫اون روز، تقریبا از کتک‌هاشون داشتم می‌مردم.

138
00:08:46,040 --> 00:08:48,590
‫پاسبان لیو بود که مداخله کرد و نجاتم داد

139
00:08:48,640 --> 00:08:49,830
‫و به زخم‌هام رسیدگی کرد.

140
00:08:49,880 --> 00:08:51,590
‫بعد اینکه کل داستان رو فهمیدم،

141
00:08:51,640 --> 00:08:54,070
‫پاسبان لیو گفت که پرونده رو به‌دست می‌گیره.

142
00:08:54,120 --> 00:08:55,670
‫گفت کمکم می‌کنه یو لیان رو پیدا کنم.

143
00:08:55,720 --> 00:08:56,990
‫لیو هونگ‌یی...

144
00:08:57,040 --> 00:08:59,510
‫تازه به شهرستان ایچنگ منتقل شده بود.

145
00:08:59,560 --> 00:09:05,390
‫فکر کنم دیگه نتونسته کارهای
‫حاکم شهرستان ایچنگ رو تحمل کنه.

146
00:09:05,440 --> 00:09:08,110
‫وگرنه، اون که فقط یه پاسبانه...

147
00:09:08,160 --> 00:09:10,470
‫بدون اجازه این پرونده رو قبول نمی‌کرد.

148
00:09:10,520 --> 00:09:13,270
‫پاسبان لیو بهم گفت روی حاکم ایچنگ حساب نکنم.

149
00:09:13,320 --> 00:09:14,870
‫گفت خودش عدالت رو در حقم برقرار می‌کنه.

150
00:09:14,920 --> 00:09:17,070
‫بعد حدود ده روز،

151
00:09:17,120 --> 00:09:20,270
‫گفت یه سرنخی از محل یو لیان پیدا کرده.

152
00:09:20,320 --> 00:09:22,270
‫ولی اینم گفت که پرونده خطرناکیه.

153
00:09:22,320 --> 00:09:24,670
‫از یه دوست در ولایت کای‌فنگ خواست
‫بیاد و بهش کمک کنه.

154
00:09:24,720 --> 00:09:25,990
‫بهم گفت توی خونه منتظر خبری ازش بمونم

155
00:09:26,040 --> 00:09:28,470
‫و بهم هشدار داد که اصلا دنبالش نرم.

156
00:09:28,520 --> 00:09:30,990
‫همینطور بهم گفت که اصلا به کسی نگم
‫که اونو می‌شناسم.

157
00:09:31,040 --> 00:09:32,270
‫بعدا...

158
00:09:32,320 --> 00:09:34,230
‫خونه‌ام....مهر و موم شد.

159
00:09:34,280 --> 00:09:37,110
‫ارباب ژان، می‌ترسیدم که پیدام نکنین.

160
00:09:37,160 --> 00:09:42,120
‫برای همین خودمو شبیه یه دوره‌گرد کردم
‫و خونه‌ی پاسبان لیو رو زیرنظر گرفتم.

161
00:09:44,320 --> 00:09:46,110
‫فقط همینا رو بهت گفت؟

162
00:09:46,160 --> 00:09:49,430
‫هیچ سرنخ دیگه‌ای بهت نداد؟

163
00:09:49,480 --> 00:09:51,230
‫اون موقع...

164
00:09:51,280 --> 00:09:54,910
‫اونقدر نگران امنیت خواهرم بودم
‫که همش می‌خواستم سوالات بیشتری بکنم.

165
00:09:54,960 --> 00:09:57,630
‫ولی پاسبان لیو گفت بخاطر امنیت خودم،

166
00:09:57,680 --> 00:10:00,390
‫نمی‌تونه چیز بیشتری بگه.

167
00:10:00,440 --> 00:10:01,950
‫توی نامه‌ای که برام فرستاده بود،

168
00:10:02,000 --> 00:10:03,230
‫فقط به این اشاره کرده...

169
00:10:03,280 --> 00:10:05,430
‫که توی شیانگیانگ یه پرونده بزرگی هست
‫و به کمکم نیاز داره.

170
00:10:05,480 --> 00:10:07,390
‫چیز دیگه‌ای نگفته بود.

171
00:10:07,440 --> 00:10:11,990
‫می‌ترسید که نامه دست آدمای اشتباهی بیفته
‫و تو توی خطر بیفتی.

172
00:10:12,040 --> 00:10:15,190
‫پاسبان لیو بخاطر من و خواهرم
‫پاش به این پرونده باز شد.

173
00:10:15,240 --> 00:10:16,710
‫برای همینم کشته شد.

174
00:10:16,760 --> 00:10:19,320
‫واقعا مایوسش کردم.

175
00:10:20,160 --> 00:10:21,390
‫فان.

176
00:10:21,440 --> 00:10:22,790
‫خودتو سرزنش نکن.

177
00:10:22,840 --> 00:10:24,270
‫لیو آدم قانون‌مداری بود.

178
00:10:24,320 --> 00:10:25,750
‫آرزوی تمام عمرش این بود

179
00:10:25,800 --> 00:10:27,390
‫که برای مردم عدالت رو اجرا کنه.

180
00:10:27,440 --> 00:10:29,070
‫اون هرگز از به‌دست گرفتن این پرونده پشیمون نمیشد.

181
00:10:29,120 --> 00:10:31,910
‫الانم اگه می‌خوایم انتقامش رو بگیریم،

182
00:10:31,960 --> 00:10:33,350
‫تنها راهش اینکه

183
00:10:33,400 --> 00:10:35,510
‫تحقیقاتش رو به سرانجام برسونیم

184
00:10:35,560 --> 00:10:37,960
‫و جای خواهرت رو پیدا کنیم.

185
00:10:38,840 --> 00:10:40,430
‫فان، تو الان گفتی...

186
00:10:40,480 --> 00:10:41,950
‫یو لیو برای فروش گلدوزی‌هاش

187
00:10:42,000 --> 00:10:43,990
‫به شیانگیانگ رفت.

188
00:10:44,040 --> 00:10:46,150
‫شده که گلدوزی فروشی‌های شیانگیانگ رو بگردی؟

189
00:10:46,200 --> 00:10:49,430
‫تمام گلدوزی فروشی‌ها رو گشتم.

190
00:10:49,480 --> 00:10:52,350
‫ولی همه‌شون گفتن اصلا اونو ندیدن.

191
00:10:52,400 --> 00:10:55,310
‫ممکنه اتفاقی توی مسیر شیانگیانگ افتاده باشه؟

192
00:10:55,360 --> 00:10:56,870
‫گفتنش سخته.

193
00:10:56,920 --> 00:10:59,990
‫فان، یو لیان بیشتر به کدوم فروشگاه گلدوزی می‌رفت؟

194
00:11:00,040 --> 00:11:01,830
‫اسمش گلدوزی‌فروشی روژن بود.

195
00:11:01,880 --> 00:11:04,070
‫چون اونجا به بالاترین قیمت می‌خرید.

196
00:11:04,120 --> 00:11:05,670
‫یو لیان اغلب اونجا می‌رفت.

197
00:11:05,720 --> 00:11:07,230
‫ولی من چندین بار رفتم و ازشون پرسیدم،

198
00:11:07,280 --> 00:11:09,190
‫ولی خیلی با بی‌حوصلگی جوابم رو دادن.

199
00:11:09,240 --> 00:11:12,430
‫گفتن دیگه مزاحم کارشون نشم.

200
00:11:12,480 --> 00:11:13,990
‫راه بیفتیم.

201
00:11:14,040 --> 00:11:17,390
‫برو درباره گلدوزی‌فروشی روزن تحقیق کن.

202
00:11:17,440 --> 00:11:20,710
‫منم باهاتون میام.
‫راه رو نشون میدم.

203
00:11:20,760 --> 00:11:21,750
‫باشه.

204
00:11:21,800 --> 00:11:23,430
‫- ولی...
‫- ولی نداریم.

205
00:11:23,480 --> 00:11:24,550
‫من دنبالش میرم.

206
00:11:24,600 --> 00:11:26,640
‫شما روی پرونده تمرکز کنین.

207
00:11:28,240 --> 00:11:32,320
‫می‌تونی ظاهر یو لیان برام توضیح بدی.
‫پیدا کردنش رو برام آسون‌تر می‌کنه.

208
00:11:40,960 --> 00:11:44,960
‫[شهر شیانگیانگ]

209
00:11:55,840 --> 00:11:57,840
‫از این طرف.

210
00:12:06,040 --> 00:12:08,110
‫[گلدوزی‌فروشی روژن]
‫اینجا گلدوزی‌فروشی روژنه.

211
00:12:08,160 --> 00:12:09,630
‫وقتی بار اول اومدم،

212
00:12:09,680 --> 00:12:11,150
‫گفتن اصلا یو لیان رو ندیدن.

213
00:12:11,200 --> 00:12:12,430
‫گفتن فورا از اونجا برم.

214
00:12:12,480 --> 00:12:13,910
‫وقتی بار دوم برگشتم،

215
00:12:13,960 --> 00:12:16,790
‫یه درب کوچک پشت پیشخوان دیدم
‫که به حیاط‌پشتی راه داره.

216
00:12:16,840 --> 00:12:19,430
‫پرسیدم که میشه به حیاط برم و نگاهی بندازم.

217
00:12:19,480 --> 00:12:22,390
‫ولی صاحب مغازه یهو عصبانی شد و
‫با مشت منو زد.

218
00:12:22,440 --> 00:12:24,230
‫بعدش انداختنم بیرون.

219
00:12:24,280 --> 00:12:25,230
‫نگران نباش.

220
00:12:25,280 --> 00:12:27,070
‫من قطعا اون مشتی که خوردی رو
‫بهش برمی‌گردونم.

221
00:12:27,120 --> 00:12:29,670
‫ولی وقتی ما سه نفر وارد اونجا شدیم،
‫تو نباید دنبالمون بیای.

222
00:12:29,720 --> 00:12:32,390
‫تو دو بار اینجا اومدی.
‫به محض دیدنت، نگهبان رو خبر می‌کنن.

223
00:12:32,440 --> 00:12:35,070
‫کار ما رو سخت‌تر می‌کنی.

224
00:12:35,120 --> 00:12:37,470
‫دوتا مَرد بالغ که وارد گلدوزی فروشی بشن
‫یکم مشکوک می‌زنه.

225
00:12:37,520 --> 00:12:38,990
‫بهتره من برم.

226
00:12:39,040 --> 00:12:42,030
‫بانوی جوان، تا حالا چنین جایی رفتی؟

227
00:12:42,080 --> 00:12:44,470
‫آهان. یعنی خودت رفتی؟

228
00:12:44,520 --> 00:12:47,360
‫منم راه و روش خودمو دارم.

229
00:12:57,080 --> 00:12:58,920
‫اینقدر باد نزن.

230
00:13:04,920 --> 00:13:07,160
‫[گلدوزی فروشی روژن]

231
00:13:24,240 --> 00:13:25,190
‫صاحب مغازه!

232
00:13:25,240 --> 00:13:27,750
‫همه نخ‌های ابریشمی

233
00:13:27,800 --> 00:13:30,390
‫و گلدوزی‌های درجه‌یکتون رو بیارید!

234
00:13:30,440 --> 00:13:31,870
‫به چی زل زدی؟

235
00:13:31,920 --> 00:13:36,000
‫برو فورا بهترین اجناس‌مون رو بیار.

236
00:13:39,280 --> 00:13:41,230
‫قربان، لطفا کمی صبر کنین.

237
00:13:41,280 --> 00:13:44,190
‫- من براتون چای بیارم.
‫- نیازی نیست.

238
00:13:44,240 --> 00:13:48,390
‫ارباب من هر چیزی رو از بیرون نمی‌خوره.

239
00:13:48,440 --> 00:13:50,750
‫میشه بپرسم،

240
00:13:50,800 --> 00:13:52,630
‫برای خونه‌ی خودتون می‌خواین

241
00:13:52,680 --> 00:13:55,470
‫یا قراره به کسی هدیه بدید؟

242
00:13:55,520 --> 00:13:57,070
‫این چه‌جور سوالیه؟

243
00:13:57,120 --> 00:13:59,470
‫شخصا بیام برای خونه‌ام خرید کنم؟

244
00:13:59,520 --> 00:14:02,000
‫معلومه که هدیه‌ست.

245
00:14:03,040 --> 00:14:05,230
‫شنیدم مغازه‌ی شما خیلی معروفه.

246
00:14:05,280 --> 00:14:08,310
‫همه خانم‌های شهر عاشق خرید از شما هستن.

247
00:14:08,360 --> 00:14:10,990
‫هر چیزی که این روزها مُده،
‫به سلیقه و کار مغازه شما بستگی داره.

248
00:14:11,040 --> 00:14:12,150
‫درست شنیدم؟

249
00:14:12,200 --> 00:14:13,630
‫درسته، قربان.

250
00:14:13,680 --> 00:14:15,390
‫پیش آدم درستی اومدید.

251
00:14:15,440 --> 00:14:16,990
‫تعریف از خود نباشه.

252
00:14:17,040 --> 00:14:22,710
‫ماه پیش، دو تا خانم سر یه دست پرده تخت
‫با طرح ارکیده از مغازه من دعواشون شد.

253
00:14:22,760 --> 00:14:24,390
‫شما فقط قیمت فروش رو نگاه کنین.

254
00:14:24,440 --> 00:14:26,990
‫هفت، هشت برابر گرون‌تر شد!

255
00:14:27,040 --> 00:14:30,470
‫خیلی دوست دارم بدونم کدوم خانم خوش‌شانسی...

256
00:14:30,520 --> 00:14:33,360
‫چشمای شما رو گرفته؟

257
00:14:34,120 --> 00:14:36,110
‫چیو چان.

258
00:14:36,160 --> 00:14:38,840
‫چیو چان...

259
00:14:41,360 --> 00:14:46,400
‫بانو چیو چان از عمارت فنگلای؟

260
00:14:47,560 --> 00:14:50,430
‫قبلا از شما چیزی خریده؟

261
00:14:50,480 --> 00:14:52,390
‫البته که از ما خرید داشتن.

262
00:14:52,440 --> 00:14:53,990
‫ناسلامتی از بانو چیو چان حرف می‌زنیم.

263
00:14:54,040 --> 00:14:55,590
‫هرچند از اشراف درجه‌یک شهر نیست،

264
00:14:55,640 --> 00:14:57,310
‫ولی بازم خیلی معروفه.

265
00:14:57,360 --> 00:14:59,950
‫این اواخر بخاطر کارشون خیلی محبوب شدن.

266
00:15:00,000 --> 00:15:02,910
‫قربان، واقعا انتخاب‌تون حرف نداره.

267
00:15:02,960 --> 00:15:07,390
‫باشه. پس بگو از چه نوع پارچه‌ای خوشش میاد.

268
00:15:07,440 --> 00:15:08,790
‫چه طرحی دوست داره؟

269
00:15:08,840 --> 00:15:10,510
‫خب، بانو چیو چان...

270
00:15:10,560 --> 00:15:12,990
‫طبیعتا سلیقه خیلی خوبی داره.

271
00:15:13,040 --> 00:15:16,030
‫چیزهایی که ایشون می‌پسنده، فقط بین

272
00:15:16,080 --> 00:15:20,520
‫بهترین گلدوزی‌ها و نخ‌های ابریشمی
‫درجه‌یک ما پیدا می‌شه.

273
00:15:31,240 --> 00:15:32,590
‫شما واقعا انتخاب خوبی دارین.

274
00:15:32,640 --> 00:15:34,190
‫چون من معمولا سراغ گلدوزی‌فروشی‌ها نمیام،

275
00:15:34,240 --> 00:15:37,150
‫می‌خوای با این جنس‌های بی‌کیفیت
‫سرم کلاه بذاری، نه؟

276
00:15:37,200 --> 00:15:38,990
‫قربان، چنین جسارتی نمی‌کنم.

277
00:15:39,040 --> 00:15:42,430
‫- اینا همه‌شون از بهترین اجناس ما هستن.
‫- بهترین اجناس؟

278
00:15:42,480 --> 00:15:43,470
‫بذار یه چیزی بهت بگم،

279
00:15:43,520 --> 00:15:46,750
‫من وسایل زنونه زیادی دیدم.

280
00:15:46,800 --> 00:15:48,430
‫جنسش بده.

281
00:15:48,480 --> 00:15:50,190
‫داغونه.

282
00:15:50,240 --> 00:15:51,830
‫خیلی آشغاله.

283
00:15:51,880 --> 00:15:53,390
‫با این خرت‌وپرت‌هایی که توی مغازه‌ته،

284
00:15:53,440 --> 00:15:55,230
‫چطور جرئت می‌کنی بگی بانو چیو چان زیاد اینجا میاد؟

285
00:15:55,280 --> 00:15:57,230
‫برو اونور!
‫خودم باید جنس‌هاتو ببینم!

286
00:15:57,280 --> 00:16:02,120
‫قربان، خواهش می‌کنم.
‫من جرئت ندارم شما رو فریب بدم.

287
00:16:03,280 --> 00:16:04,430
‫آشغاله.

288
00:16:04,480 --> 00:16:05,630
‫آشغاله، آشغاله، آشغاله.

289
00:16:05,680 --> 00:16:07,470
‫- چیو چان..
‫- این چه پارچه‌ای هست؟

290
00:16:07,520 --> 00:16:11,470
‫- واقعا ممکنه که واقعا اون خانم رو بشناسه؟
‫- این طرح دیگه از مُد افتاده.

291
00:16:11,520 --> 00:16:14,030
‫- بعدا ازش می‌پرسم.
‫- کی آخه اینو می‌پوشه؟

292
00:16:14,080 --> 00:16:15,670
‫خیلی جنسش بده.

293
00:16:15,720 --> 00:16:18,440
‫- قربان!
‫- اینم آشغاله.

294
00:16:19,120 --> 00:16:20,830
‫چرا اینقدر بهم نزدیک میشی؟

295
00:16:20,880 --> 00:16:22,390
‫می‌ترسی پولش رو نداشته باشم؟

296
00:16:22,440 --> 00:16:23,630
‫نخیر، قربان.

297
00:16:23,680 --> 00:16:25,990
‫تمام اینا جنس‌های خوبی هستن.

298
00:16:26,040 --> 00:16:28,430
‫حتی اگه خوشتون نیومد،
‫دیگه نباید خرابشون کنین.

299
00:16:28,480 --> 00:16:30,480
‫خرابشون کنم؟

300
00:16:31,480 --> 00:16:32,510
‫شما دوتا.

301
00:16:32,560 --> 00:16:33,670
‫پس برای چی اونجا وایستادین؟

302
00:16:33,720 --> 00:16:34,710
‫با اون جمعشون کنین.

303
00:16:34,760 --> 00:16:36,190
‫تمام وسایل روی زمین رو می‌خرم.

304
00:16:36,240 --> 00:16:37,870
‫اینا رو بعنوان هدیه قبول کنین.

305
00:16:37,920 --> 00:16:39,670
‫- بابت هدایاتون ممنونم، ارباب.
‫- بابت هدایاتون ممنونم، ارباب.

306
00:16:39,720 --> 00:16:42,070
‫همه‌شون...

307
00:16:42,120 --> 00:16:45,390
‫خدای من! قربان، چه سلیقه خوبی دارین.

308
00:16:45,440 --> 00:16:48,950
‫- شما دوتا بیاین و کمک کنین.
‫- بذارید من کمک کنم.

309
00:16:49,000 --> 00:16:50,680
‫عالیه.

310
00:16:51,600 --> 00:16:52,750
‫- این یکی!
‫- ببین، این یکی عالیه.

311
00:16:52,800 --> 00:16:54,390
‫- این یکی هم خیلی خوبه.
‫- قربان.

312
00:16:54,440 --> 00:16:57,920
‫- این یکی چنده؟
‫- اونجا حیاط‌پشتی ماست.

313
00:17:11,440 --> 00:17:12,710
‫قربان.

314
00:17:12,760 --> 00:17:13,710
‫مغازه‌دار.

315
00:17:13,760 --> 00:17:15,870
‫می‌بینم اون داخل چند اتاق دیگه هم دارید.

316
00:17:15,920 --> 00:17:18,350
‫تمام اجناس خوب رو اونجا قایم کردی؟

317
00:17:18,400 --> 00:17:19,670
‫چطور می‌تونین چنین چیزی بگین؟

318
00:17:19,720 --> 00:17:21,030
‫ما برای کاسبی مغازه باز کردیم.

319
00:17:21,080 --> 00:17:23,190
‫چطور میشه جنس‌های خوب رو قایم کنیم؟

320
00:17:23,240 --> 00:17:24,910
‫اونجا فقط کارگاه ماست.

321
00:17:24,960 --> 00:17:27,070
‫سوزن‌دوزها اونجا کار می‌کنن.

322
00:17:27,120 --> 00:17:29,190
‫عالیه. خودم میرم و نگاه می‌کنم.

323
00:17:29,240 --> 00:17:31,270
‫اگه چیز خوبی به چشمم خورد،
‫فورا می‌خرمش.

324
00:17:31,320 --> 00:17:32,470
‫لطفا اینکارو نکنین.

325
00:17:32,520 --> 00:17:34,590
‫اونجا فقط یه عده خانم هستن.

326
00:17:34,640 --> 00:17:35,830
‫اونجا می‌خورن و می‌خوابن.

327
00:17:35,880 --> 00:17:38,230
‫متاسفانه رفتن شما به اونجا یکم کار زشتیه.

328
00:17:38,280 --> 00:17:41,990
‫- چرا اینقدر کله‌شقی؟
‫- ارباب! ارباب! اینو ببینید!

329
00:17:42,040 --> 00:17:43,670
‫من الان اینو دیدم.

330
00:17:43,720 --> 00:17:45,390
‫روش دو تا شکوفه هلو هست.

331
00:17:45,440 --> 00:17:47,440
‫قشنگه؟

332
00:17:51,560 --> 00:17:53,270
‫بدک نیست.

333
00:17:53,320 --> 00:17:56,390
‫اینکه از بین اون همه خرت‌وپرت تونستی
‫همچین چیز خوبی پیدا کنی...

334
00:17:56,440 --> 00:17:58,390
‫واقعا کارت درسته.

335
00:17:58,440 --> 00:18:03,190
‫تعجبی نداره که تونستی
‫اون دختر رو دل‌باخته خودت کنی.

336
00:18:03,240 --> 00:18:06,190
‫خیلی‌خب. دختر. با مغازه‌دار برو و تسویه کن.

337
00:18:06,240 --> 00:18:08,310
‫چشم!

338
00:18:08,360 --> 00:18:11,800
‫ارباب، پول دست شماست.

339
00:18:15,160 --> 00:18:17,510
‫از این طرف.

340
00:18:17,560 --> 00:18:19,990
‫اول شما، لطفا.

341
00:18:20,040 --> 00:18:22,440
‫ارباب، خواهش می‌کنم.

342
00:18:37,160 --> 00:18:38,630
‫فان، درست می‌گفتی.

343
00:18:38,680 --> 00:18:41,230
‫قطعا حیاط‌پشتی یه چیزی هست.

344
00:18:41,280 --> 00:18:43,190
‫مغازه‌دار هم قطعا آدم مشکوکیه.

345
00:18:43,240 --> 00:18:46,990
‫حیاط خیلی سوت و کور بود.
‫چطور ممکنه کسی اونجا زندگی کنه؟

346
00:18:47,040 --> 00:18:48,430
‫چرا جلوم رو گرفتین؟

347
00:18:48,480 --> 00:18:50,590
‫بهتر بود همون اول می‌رفتیم
‫تو و یه نگاهی می‌انداختیم.

348
00:18:50,640 --> 00:18:51,990
‫اگه به زور وارد میشدی،

349
00:18:52,040 --> 00:18:53,390
‫اون‌وقت دشمن خبردار می‌شد.

350
00:18:53,440 --> 00:18:57,000
‫امشب از فرصت استفاده می‌کنیم و بیشتر تحقیق می‌کنیم.

351
00:19:00,160 --> 00:19:01,230
‫فان.

352
00:19:01,280 --> 00:19:03,480
‫خیلی نگران نباش.

353
00:19:07,760 --> 00:19:11,190
‫حالا که فهمیدی چه بلایی سر یو لیان اومده،
‫ازش پنهانش نکن.

354
00:19:11,240 --> 00:19:13,840
‫دیر یا زود باید بفهمه.

355
00:19:15,680 --> 00:19:17,110
‫فان.

356
00:19:17,160 --> 00:19:18,790
‫طبق استدلال ما،

357
00:19:18,840 --> 00:19:20,990
‫احتمالا اون گلدوزی‌فروشی

358
00:19:21,040 --> 00:19:24,390
‫با بهونه خرید گلدوزی‌های گرون،
‫دخترها رو به اونجا می‌کشونه.

359
00:19:24,440 --> 00:19:27,990
‫بعدش گول‌شون می‌زنن و به حیاط‌پشتی می‌برن،

360
00:19:28,040 --> 00:19:30,630
‫و اونا رو می‌فروشن.

361
00:19:30,680 --> 00:19:31,630
‫می‌فروشن؟

362
00:19:31,680 --> 00:19:33,470
‫فان، نگران نباش.

363
00:19:33,520 --> 00:19:35,870
‫هر کاری برای نجاتش انجام میدیم.

364
00:19:35,920 --> 00:19:39,190
‫وسط روز و جلوی چشم همه، زن‌ها می‌دزدن؟

365
00:19:39,240 --> 00:19:41,430
‫چه دل و جرئتی دارن.

366
00:19:41,480 --> 00:19:44,590
‫حیاط پشتی با سنگ فرش شده بود،
‫اما با این حال به‌شدت نشست کرده بود.

367
00:19:44,640 --> 00:19:46,470
‫حتما زیرش تونل زدن.

368
00:19:46,520 --> 00:19:48,430
‫دخترها از طریق یه راه مخفی فروخته و بُرده میشن.

369
00:19:48,480 --> 00:19:50,790
‫هیچ‌کس اصلا متوجهش نمی‌شه.

370
00:19:50,840 --> 00:19:54,110
‫زمین‌های شیانگیانگ بیشتر از خاک شنی تشکیل شده.

371
00:19:54,160 --> 00:19:55,630
‫با همچین خاکی،

372
00:19:55,680 --> 00:19:58,390
‫اگه یه تونل رو بی‌حساب‌وکتاب حفر کنن،
‫خیلی راحت فرو می‌ریزه.

373
00:19:58,440 --> 00:20:01,630
‫حدس می‌زنم انتهای اون تونل...

374
00:20:01,680 --> 00:20:04,510
‫باید خیلی نزدیک به حیاط باشه.

375
00:20:04,560 --> 00:20:06,430
‫نزدیک اینجا کوچه یولین هست.

376
00:20:06,480 --> 00:20:08,710
‫اونجا یه مکان تفریحی به اسم عمارت فنگلای هست.

377
00:20:08,760 --> 00:20:10,680
‫از کجا می‌دونی؟

378
00:20:11,480 --> 00:20:15,840
‫امروز صبح که رفتیم وسایلمون رو برداریم، دیدمش.

379
00:20:17,160 --> 00:20:19,350
‫امشب به دو گروه تقسیم میشیم.

380
00:20:19,400 --> 00:20:20,590
‫یکی میره گلدوزی فروشی

381
00:20:20,640 --> 00:20:23,230
‫و اون یکی میره عمارت فنگلای.

382
00:20:23,280 --> 00:20:24,390
‫من میرم عمارت فنگلای.

383
00:20:24,440 --> 00:20:26,830
‫می‌خوای بری اونجا؟
‫چه زود انتخاب کردی؟

384
00:20:26,880 --> 00:20:29,430
‫چون گلدوزی فروشی رو رفتم.

385
00:20:29,480 --> 00:20:31,630
‫بهرحال نمی‌خوام با تو برم.

386
00:20:31,680 --> 00:20:33,990
‫ژان هم بهتره با تو بیاد.

387
00:20:34,040 --> 00:20:35,510
‫می‌خوام یه جای جدید برم.

388
00:20:35,560 --> 00:20:39,270
‫دیدین که خوب بلدم تحقیق و بررسی کنم.

389
00:20:39,320 --> 00:20:42,030
‫قربان، بیاین داخل.

390
00:20:42,080 --> 00:20:44,550
‫قربان، تشریف بیارید داخل.

391
00:20:44,600 --> 00:20:46,800
‫قربان!

392
00:20:47,960 --> 00:20:50,510
‫هی، بفرما.

393
00:20:50,560 --> 00:20:52,390
‫بیاین و یکم بشینید.

394
00:20:52,440 --> 00:20:53,790
‫بیرون واینسا، جناب.

395
00:20:53,840 --> 00:20:56,110
‫لطفا بیاین یه فنجان چای میل کنین.

396
00:20:56,160 --> 00:20:57,430
‫درسته.

397
00:20:57,480 --> 00:20:59,110
‫قربان.

398
00:20:59,160 --> 00:21:00,190
‫بیاین داخل بشینین.

399
00:21:00,240 --> 00:21:01,910
‫لای فو، عجله کن!

400
00:21:01,960 --> 00:21:04,560
‫قربان، لطفا بیاین داخل.

401
00:21:06,240 --> 00:21:08,200
‫از این طرف.

402
00:21:13,640 --> 00:21:15,720
‫از این طرف، لطفا.

403
00:21:23,640 --> 00:21:25,870
‫قربان، اگر چیزی میل دارین، لطفا بفرمایید.

404
00:21:25,920 --> 00:21:27,910
‫بگو بانو چیو چان بیاد.

405
00:21:27,960 --> 00:21:30,560
‫چیو...چیو چان؟

406
00:21:31,280 --> 00:21:32,870
‫دیگه اینجا کار نمی‌کنه؟

407
00:21:32,920 --> 00:21:36,310
‫اینجان. چرا اینجا کار می‌کنه!
‫الان میرم و صداشون می‌زنم.

408
00:21:36,360 --> 00:21:40,440
‫باورم نمیشه که اون زنیکه پیر و بددهن
‫دوست و رفیقی داره.

409
00:21:51,160 --> 00:22:01,160
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

410
00:22:11,880 --> 00:22:14,760
‫قربان، بانو چیو چان تشریف آوردن.

411
00:22:37,960 --> 00:22:39,310
‫این چند سال اخیر،

412
00:22:39,360 --> 00:22:42,400
‫خیلی کم پیش اومده مهمونی ازم بخواد
‫همراهیش کنم و باهاش چای بخورم.

413
00:22:45,760 --> 00:22:47,190
‫قربان.

414
00:22:47,240 --> 00:22:49,280
‫میل کنین.

415
00:23:01,160 --> 00:23:03,950
‫چرا یکم پول جمع نمی‌کنی
‫تا خودتو آزاد کنی؟

416
00:23:04,000 --> 00:23:06,670
‫جوون بودم و خام که گولم زدن و به اینجا فروختنم.

417
00:23:06,720 --> 00:23:09,390
‫آخرشم هرچی داشتم و نداشتم رو ازدست دادم.

418
00:23:09,440 --> 00:23:12,240
‫پول آزادیت چقدره؟

419
00:23:19,480 --> 00:23:21,150
‫قربان.

420
00:23:21,200 --> 00:23:23,520
‫قبلا همدیگه رو دیدیم؟

421
00:23:24,120 --> 00:23:25,950
‫چیه؟

422
00:23:26,000 --> 00:23:28,320
‫قیافم آشناست؟

423
00:23:38,520 --> 00:23:41,240
‫احساس می‌کنم یه جایی دیدم‌تون.

424
00:23:43,240 --> 00:23:44,590
‫ارباب هوا تشریف آوردن!

425
00:23:44,640 --> 00:23:47,950
‫ارباب هوا تشریف آوردن!

426
00:23:48,000 --> 00:23:49,510
‫ارباب هوا تشریف آوردن!

427
00:23:49,560 --> 00:23:51,710
‫چند روزه که ندیدم‌تون.

428
00:23:51,760 --> 00:23:54,030
‫مشغول کارهای شخصی بودید یا سفر رفته بودید؟

429
00:23:54,080 --> 00:23:55,830
‫[هوا چونگ]
‫بالاخره تونستین اون مشکل رو حل کنین؟

430
00:23:55,880 --> 00:23:57,750
‫منظورت چیه «اون مشکل»؟

431
00:23:57,800 --> 00:24:01,310
‫من هیچ مشکلی ندارم.

432
00:24:01,360 --> 00:24:03,550
‫فهمیدی؟

433
00:24:03,600 --> 00:24:05,630
‫دنبال کی می‌گشتین؟

434
00:24:05,680 --> 00:24:06,910
‫دنبال کی می‌گشتم؟

435
00:24:06,960 --> 00:24:09,110
‫نکنه شما اینجا منتظر من بودید؟

436
00:24:09,160 --> 00:24:11,270
‫بله، ارباب هوا.

437
00:24:11,320 --> 00:24:13,480
‫لطفا بشینید.

438
00:24:14,960 --> 00:24:16,630
‫ارباب هوا، لطفا بشینین.

439
00:24:16,680 --> 00:24:19,120
‫ارباب هوا، یه چای میل کنین.

440
00:24:19,880 --> 00:24:22,950
‫ارباب هوا، خیلی وقته تشریف نیاورده بودید.
‫کجا بودید؟

441
00:24:23,000 --> 00:24:25,710
‫رفته بودید مسافرت یا سفر کاری بود؟

442
00:24:25,760 --> 00:24:27,830
‫خب...شماها دیگه برید.

443
00:24:27,880 --> 00:24:29,150
‫ارباب هوا، اینطور نگین.

444
00:24:29,200 --> 00:24:32,270
‫برید بیرون دیگه.
‫می‌خوام راحت غذامو بخورم.

445
00:24:32,320 --> 00:24:33,750
‫چش شده؟

446
00:24:33,800 --> 00:24:36,960
‫خدا می‌دونه.
‫مثل قبل نیست.

447
00:24:40,080 --> 00:24:43,070
‫ارباب بای! خواهش می‌کنم!
‫دیگه هیچوقت اینکارو نمی‌کنم.

448
00:24:43,120 --> 00:24:45,550
‫با این قیافه‌ای که داری،
‫چطور فکر کردی آدم خوش‌تیپی هستی؟

449
00:24:45,600 --> 00:24:47,510
‫اگه ببینم باز کسی رو اذیت می‌کنی،

450
00:24:47,560 --> 00:24:49,310
‫این بار به کتک زدن قناعت نمی‌کنم.

451
00:24:49,360 --> 00:24:52,640
‫- شنیدی؟
‫- بله، کاملا بلند شنیدم!

452
00:24:53,680 --> 00:24:54,750
‫ارباب بای.

453
00:24:54,800 --> 00:24:57,640
‫لطفا بشینید.

454
00:24:59,280 --> 00:25:01,520
‫ارباب بای، چی سفارش دادین؟

455
00:25:02,520 --> 00:25:04,950
‫نمی‌دونم به خاطر اینه که پوستت کلفته یا نه،

456
00:25:05,000 --> 00:25:07,360
‫ولی صورتت خیلی زود خوب شد.

457
00:25:08,360 --> 00:25:11,630
‫ارباب بای، این روزها توی
‫عمارت‌های تفریحی می‌موندم.

458
00:25:11,680 --> 00:25:14,150
‫به خدا آزارم به یک مورچه هم نرسیده.

459
00:25:14,200 --> 00:25:15,910
‫همین الان که داشتی داد می‌زدی.

460
00:25:15,960 --> 00:25:18,440
‫فکر کردی کَر هستم؟

461
00:25:20,280 --> 00:25:22,840
‫هرچی پول داری رد کن بیاد.

462
00:25:24,080 --> 00:25:25,880
‫زودباش دیگه.

463
00:25:39,600 --> 00:25:40,830
‫بگیر.

464
00:25:40,880 --> 00:25:42,800
‫اینم پول آزادیت.

465
00:25:47,480 --> 00:25:49,440
‫نیازی نیست ازم تشکر کنی.

466
00:25:50,880 --> 00:25:52,560
‫برو.

467
00:25:59,680 --> 00:26:01,310
‫هنوز داری نگاه می‌کنی؟

468
00:26:01,360 --> 00:26:03,350
‫اگه اتفاقی براش بیفته،

469
00:26:03,400 --> 00:26:05,840
‫چشماتو از حدقه درمیارم.

470
00:26:08,280 --> 00:26:10,030
‫ارباب بای، عصبانی نشین.

471
00:26:10,080 --> 00:26:12,120
‫بیاین یه غذایی باهم بخوریم.

472
00:26:13,720 --> 00:26:16,710
‫چرا به شیانگیانگ اومدی؟

473
00:26:16,760 --> 00:26:18,710
‫فکر کردی اینجا پیدات نمی‎کنم؟

474
00:26:18,760 --> 00:26:20,150
‫اومدی اینجا دردسر درست کنی؟

475
00:26:20,200 --> 00:26:23,310
‫ببین چی داره میگه.
‫کجا دارم دردسر درست می‌کنم؟

476
00:26:23,360 --> 00:26:26,030
‫یکی از دوستام در شیانگیانگ مغازه باز کرده.

477
00:26:26,080 --> 00:26:27,870
‫اومدم یه هوایی بخورم و بهش کمک کنم.

478
00:26:27,920 --> 00:26:30,070
‫مغازه؟

479
00:26:30,120 --> 00:26:31,510
‫کارشون قتل و دزدیه؟

480
00:26:31,560 --> 00:26:33,710
‫اوه! چطور ممکنه؟

481
00:26:33,760 --> 00:26:36,360
‫من غلط بکنم.

482
00:26:39,080 --> 00:26:40,840
‫بشین!

483
00:26:41,520 --> 00:26:42,830
‫قیافه‌شو ببین.

484
00:26:42,880 --> 00:26:44,230
‫از چی می‌ترسی؟

485
00:26:44,280 --> 00:26:46,430
‫بعنوان دوستت، دعوتت کردم باهم بخوریم.

486
00:26:46,480 --> 00:26:48,320
‫چیز مهمی نشده که.

487
00:26:53,720 --> 00:26:55,910
‫منه احمق رو ببین.

488
00:26:55,960 --> 00:26:59,070
‫فکر می‌کردم ارباب بای می‌خوان
‫بازم منو سرزنش کنن.

489
00:26:59,120 --> 00:27:00,310
‫انگار شما هم اومدید یه هوایی بخورین.

490
00:27:00,360 --> 00:27:01,670
‫پولمونم که همینطوری دادی رفت.

491
00:27:01,720 --> 00:27:03,830
‫آس و پاس شدم...

492
00:27:03,880 --> 00:27:08,950
‫ولی ارباب بای، دفعه بعد همدم خوب بگین بیاد.

493
00:27:09,000 --> 00:27:12,630
‫قبلا اینجا آدمای خیلی خوبی می‌اومدن
‫و بانوان خوبی هم اینجا کار می‌کردن.

494
00:27:12,680 --> 00:27:14,030
‫ولی دیگه مثل سابق نیست.

495
00:27:14,080 --> 00:27:17,110
‫البته که تو هیچوقت آدم قانعی نبودی
‫و هرکی باشه باز غر می‌زنی.

496
00:27:17,160 --> 00:27:19,230
‫چرا به این عمارت اومدی؟

497
00:27:19,280 --> 00:27:21,470
‫باشه، مچم رو گرفتین.

498
00:27:21,520 --> 00:27:22,830
‫اگه بخوای شیانگیانگ رو با جیانگ‌نان مقایسه کنی...

499
00:27:22,880 --> 00:27:25,630
‫راستش اصلا قابل مقایسه نیستن.

500
00:27:25,680 --> 00:27:26,950
‫من فقط...

501
00:27:27,000 --> 00:27:28,960
‫مجبورم با همین بسازم.

502
00:28:29,400 --> 00:28:33,440
‫چرا افراد کاخ هانشویی با شائو جی زو هستن؟

503
00:28:42,080 --> 00:28:45,150
‫عالیجناب واقعا دوراندیشه‌.

504
00:28:45,200 --> 00:28:48,070
‫ولی ژان ژائو باز تونست فرار کنه.

505
00:28:48,120 --> 00:28:51,030
‫اون شب، یکی یه نشان فرمان به دیوان دادگستری دالی برد

506
00:28:51,080 --> 00:28:54,270
‫تا آزادی ژان ژائو رو تضمین کنه.

507
00:28:54,320 --> 00:28:55,350
‫چی؟

508
00:28:55,400 --> 00:28:59,510
‫شاهزاده هوی، بای یو تانگ رو
‫برای گزارش دادن پیش اعلی‌حضرت آورد.

509
00:28:59,560 --> 00:29:04,150
‫گفت: «دشمنان ژان ژائو ممکنه برای انتقام،
‫توی زندان دیوان دالی دست به کار بشن.»

510
00:29:04,200 --> 00:29:05,550
‫اعلیحضرت فرمودند

511
00:29:05,600 --> 00:29:08,270
‫ژان ژائو سال‌ها به دربار خدمت کرده

512
00:29:08,320 --> 00:29:10,630
‫و خدمات زیادی داشته.

513
00:29:10,680 --> 00:29:13,710
‫برای همین به شاهزاده هوی دستور دادند
‫نشان رو به دیوان دالی ببره

514
00:29:13,760 --> 00:29:16,550
‫و ژان ژائو رو به زندان سلطنتی منتقل کنه.

515
00:29:16,600 --> 00:29:17,870
‫اما کی فکرش رو می‌کرد

516
00:29:17,920 --> 00:29:20,310
‫که بای یو تانگ وسط راه نشان رو بدزده،

517
00:29:20,360 --> 00:29:24,390
‫و از داخل با ژان ژائو هماهنگ کنه تا از پایتخت فرار کنن؟

518
00:29:24,440 --> 00:29:27,230
‫اعلی‌حضرت از قصد اجازه داد
‫ژان ژائو فرار کنه.

519
00:29:27,280 --> 00:29:30,750
‫بعدش، اعلی‌حضرت هم گذاشتند کارها همون‌طور پیش بره.

520
00:29:30,800 --> 00:29:35,870
‫گفت: «حالا که شاهزاده هوی شایعات رو باور کرده
‫و باعث فرار ژان ژائو شده،

521
00:29:35,920 --> 00:29:37,710
‫باید با خدمت کردن جبران کنه

522
00:29:37,760 --> 00:29:42,230
‫و جای چنگ هائو رو بگیره و پرونده‌های مربوط
‫به ژان ژائو رو بررسی کنه.»

523
00:29:42,280 --> 00:29:44,830
‫بعد از اینکه شاهزاده هوی قاضی ارشد شد،

524
00:29:44,880 --> 00:29:46,950
‫اول از همه شایعه‌پراکن‌ها رو آزاد کرد

525
00:29:47,000 --> 00:29:49,110
‫و خشم مردم رو فرو نشوند.

526
00:29:49,160 --> 00:29:51,910
‫بعدش رفت سراغ بازجویی از زندانبانی...

527
00:29:51,960 --> 00:29:53,950
‫که از شهرستان یی‌چنگ فرستاده شده بود.

528
00:29:54,000 --> 00:29:58,070
‫نتیجه گرفت که حقیقت پرونده
‫قتل ژان ژائو هنوز روشن نشده.

529
00:29:58,120 --> 00:30:00,750
‫هنوز برای محکوم کردنش زود بود.

530
00:30:00,800 --> 00:30:04,830
‫بعدش به مردم اعلام کرد که ژان ژائو تحت تعقیبه

531
00:30:04,880 --> 00:30:07,630
‫و وقتی دستگیر بشه، دوباره محاکمه می‌شه.

532
00:30:07,680 --> 00:30:12,830
‫شاهزاده هوی حتما بهونه میاره
‫تا صدور حکم بازداشت رو عقب بندازه.

533
00:30:12,880 --> 00:30:13,830
‫درسته.

534
00:30:13,880 --> 00:30:16,150
‫چنگ هائو چند بار بهش فشار آورد.

535
00:30:16,200 --> 00:30:21,350
‫تا اینکه امروز شاهزاده هوی حکم بازداشت صدور کرد.

536
00:30:21,400 --> 00:30:24,630
‫می‌ترسم تا این خبر به دست ما برسه،

537
00:30:24,680 --> 00:30:28,630
‫ژان ژائو شیانگیانگ رو زیر و رو کرده باشه.

538
00:30:28,680 --> 00:30:30,950
‫بهتر نیست فعلا

539
00:30:31,000 --> 00:30:33,030
‫ کارمون رو همینجا متوقف کنیم؟

540
00:30:33,080 --> 00:30:34,750
‫امروز اینجا اومدم...

541
00:30:34,800 --> 00:30:38,030
‫تا با هه بو صحبت کنم.

542
00:30:38,080 --> 00:30:41,510
‫ولی اون اصلا ژان ژائو رو جدی نمی‌گیره.

543
00:30:41,560 --> 00:30:44,070
‫این واقعا نگرانم می‌کنه.

544
00:30:44,120 --> 00:30:45,750
‫برای همین...

545
00:30:45,800 --> 00:30:50,150
‫یکی رو فرستادم تا چند بار به ژی هوا هشدار بده.

546
00:30:50,200 --> 00:30:52,840
‫یه مورد دیگه.

547
00:30:53,680 --> 00:30:57,630
‫بهتره جلوی همسر آینده‌ات رو بگیری.

548
00:30:57,680 --> 00:30:59,630
‫همیشه همراه ژان ژائو هست.

549
00:30:59,680 --> 00:31:02,110
‫اگه عالیجناب بفهمن،

550
00:31:02,160 --> 00:31:05,320
‫خیلی ناراحت میشه.

551
00:31:14,600 --> 00:31:16,630
‫ارباب بای، چی شده؟

552
00:31:16,680 --> 00:31:18,350
‫کجا میریم؟

553
00:31:18,400 --> 00:31:20,710
‫چرا اینطوری منو گرفتی؟

554
00:31:20,760 --> 00:31:22,640
‫خب...

555
00:31:25,880 --> 00:31:27,390
‫برای بار آخر ازت می‌پرسم.

556
00:31:27,440 --> 00:31:29,230
‫حقیقت رو بهم بگو.

557
00:31:29,280 --> 00:31:30,870
‫راز این عمارت تفریحی چیه؟

558
00:31:30,920 --> 00:31:32,670
‫رازی وجود نداره.

559
00:31:32,720 --> 00:31:33,710
‫ارباب بای.

560
00:31:33,760 --> 00:31:36,870
‫نمیشه که همینطوری به آدم و عالم مشکوک بشی.

561
00:31:36,920 --> 00:31:38,670
‫دنیا اینطوری نمی‌چرخه، درسته؟

562
00:31:38,720 --> 00:31:41,030
‫اون اتاق گشت پله‌ها برای چه کاری استفاده میشه؟

563
00:31:41,080 --> 00:31:43,670
‫پس چرا دیدم این‌همه آدم رو مستقیم می‌بردن اونجا؟

564
00:31:43,720 --> 00:31:45,950
‫اون دخترا برای کار میان اونجا.

565
00:31:46,000 --> 00:31:47,950
‫خب، برای کار هم باید برن اونجا دیگه.

566
00:31:48,000 --> 00:31:52,070
‫آهان! پس این همه آدم یجا کار می‌کنن؟

567
00:31:52,120 --> 00:31:56,320
‫نکنه فکر کردی می‌تونی 
‫منم مثل بقیه گول بزنی؟

568
00:32:00,480 --> 00:32:01,870
‫نترس.

569
00:32:01,920 --> 00:32:04,080
‫این بار نمی‌زنمت.

570
00:32:15,480 --> 00:32:16,470
‫چی بهم دادی؟

571
00:32:16,520 --> 00:32:18,630
‫ارباب هوا، مگه از این زندگیت لذت نمی‌بری؟

572
00:32:18,680 --> 00:32:21,800
‫بهت یه قرص خوب دادم.

573
00:32:25,320 --> 00:32:27,680
‫فقط هدرش نده.

574
00:32:28,680 --> 00:32:30,350
‫امشب از زندگیت لذت ببر.

575
00:32:30,400 --> 00:32:32,470
‫فردا توی مهمان‌خانه‌ی شرق شهر بیا دنبالم.

576
00:32:32,520 --> 00:32:34,030
‫و بگو که امشبت چطور گذشت.

577
00:32:34,080 --> 00:32:37,640
‫حتما بیای، خب؟

578
00:32:49,880 --> 00:32:51,110
‫شائو جی زو؟

579
00:32:51,160 --> 00:32:54,230
‫یعنی اون با کاخ هانشویی ارتباط داره؟

580
00:32:54,280 --> 00:32:57,310
‫- شوهر آینده‌اش واقعا آدم خاصیه.
‫- باز هم می‌گم، نیست!

581
00:32:57,360 --> 00:32:59,760
‫عمرا باهاش ازدواج کنم.

582
00:33:01,080 --> 00:33:02,230
‫بریم سر اصل مطلب.

583
00:33:02,280 --> 00:33:03,870
‫توی عمارت فنگلای چی فهمیدی؟

584
00:33:03,920 --> 00:33:05,750
‫قطعا این عمارت یه جای کارش می‌لنگه.

585
00:33:05,800 --> 00:33:08,510
‫اونجا حسابی درب‌وداغونه
‫و روزها تقریبا مشتری‌ای نداره.

586
00:33:08,560 --> 00:33:11,110
‫ولی ظرف و ظروفی که استفاده می‌کنن فوق‌العاده نفیسه.

587
00:33:11,160 --> 00:33:12,990
‫پیشخدمت‌های دختر لباس‌های ابریشمی می‌پوشن.

588
00:33:13,040 --> 00:33:15,670
‫این خرج‌ها چیزی نیست که 
‫عمارت فنگلای از پسش بربیاد.

589
00:33:15,720 --> 00:33:16,910
‫مهمتر از این،

590
00:33:16,960 --> 00:33:20,630
‫خیلی از استادهای رزمی رو دیدم که 
‫مستقیم به یه اتاق می‌بردن.

591
00:33:20,680 --> 00:33:24,400
‫فکر کنم اون اتاق یه رازهایی داره.

592
00:33:25,120 --> 00:33:26,510
‫منم فردا باهات میام.

593
00:33:26,560 --> 00:33:28,150
‫نیازی نیست.

594
00:33:28,200 --> 00:33:31,070
‫فردا یه سرنخ خودش میاد دم در خونه‌مون.

595
00:33:31,120 --> 00:33:33,120
‫امشب یکم بخوابین.

596
00:33:35,080 --> 00:33:38,240
‫چرا این زنگ بادی این‌قدر برام آشناست؟

597
00:33:38,960 --> 00:33:41,110
‫اون یکی که دفعه قبل ساختی خیلی قشنگ بود،

598
00:33:41,160 --> 00:33:44,400
‫برای همین منم از روش تو یکی ساختم.

599
00:33:45,880 --> 00:33:46,950
‫خیلی زشت ساختی.

600
00:33:47,000 --> 00:33:49,880
‫به کسی نگی که از من یاد گرفتی.

601
00:33:53,280 --> 00:33:55,270
‫چرا ازم نپرسیدی...

602
00:33:55,320 --> 00:33:57,830
‫فردا چه سرنخی قراره بدست‌مون برسه؟

603
00:33:57,880 --> 00:33:59,350
‫خودت گفتی دیگه.

604
00:33:59,400 --> 00:34:00,910
‫فردا می‌فهمیم.

605
00:34:00,960 --> 00:34:02,110
‫پس چرا باید ازت بپرسم؟

606
00:34:02,160 --> 00:34:03,430
‫خب...

607
00:34:03,480 --> 00:34:07,200
‫اگه بخوای بدونی، یه راهنمایی می‌کنم.

608
00:34:08,200 --> 00:34:10,880
‫می‌خوای بدونی یا نه؟

609
00:34:14,720 --> 00:34:17,080
‫یکم.

610
00:34:19,320 --> 00:34:21,030
‫امروز به عمارت فنگلای رفتم.

611
00:34:21,080 --> 00:34:23,630
‫هوا چونگ دست‌و‌پاچلفتی رو دیدم.

612
00:34:23,680 --> 00:34:26,510
‫انگار داخل عمارت رو به‌خوبی می‌شناخت.

613
00:34:26,560 --> 00:34:28,910
‫فکر کنم اون حقیقت عمارت فنگلای رو می‌دونه.

614
00:34:28,960 --> 00:34:30,630
‫ولی چیزی بهم نمی‌گفت.

615
00:34:30,680 --> 00:34:33,270
‫برای همین یه چیزی بهش دادم بخوره.

616
00:34:33,320 --> 00:34:35,510
‫صبر کن و ببین فردا چطور میاد و دنبالم می‌گرده.

617
00:34:35,560 --> 00:34:36,870
‫چی بهش دادی؟

618
00:34:36,920 --> 00:34:38,830
‫مگه دوست نداره دخترها رو اذیت کنه؟

619
00:34:38,880 --> 00:34:41,230
‫یه چیزی دادم ادب بشه.

620
00:34:41,280 --> 00:34:43,840
‫بذار ببینیم باز می‌تونه کسی رو اذیت کنه.

621
00:34:45,480 --> 00:34:47,230
‫تو هم مثل مینگ ژواِر هستی.

622
00:34:47,280 --> 00:34:50,430
‫کلی دارو با خودت اینور اونور می‌بری
‫تا باهاش سربه‌سر مردم بذاری.

623
00:34:50,480 --> 00:34:51,950
‫این کجاش سربه‌سر مَردم گذاشتنه؟

624
00:34:52,000 --> 00:34:53,550
‫دارم سزای کارش رو بهش برمی‌گردونم.

625
00:34:53,600 --> 00:34:55,110
‫وقتی از جرم‌هایی که مرتکب شده

626
00:34:55,160 --> 00:34:58,350
‫داشت  حرف می‌زد، انگار نه انگار که چیزی شده باشه.

627
00:34:58,400 --> 00:35:02,110
‫گفت «من فقط چندتا دختر رو کتک زدم.»

628
00:35:02,160 --> 00:35:03,430
‫توی این دوره زمونه،

629
00:35:03,480 --> 00:35:06,510
‫دختری که بخاطر کار کردن مورد آزار و اذیت
‫قرار بگیره، می‌تونه به زندگی ادامه بده؟

630
00:35:06,560 --> 00:35:09,030
‫شرط می‌بندم چند نفرشون تا الان جون خودشون رو گرفتن.

631
00:35:09,080 --> 00:35:13,030
‫کارهای اون هیچ قرقی با آدم کشتن نداره.

632
00:35:13,080 --> 00:35:16,550
‫بجای اینکه منتظر مقامات باشیم
‫تا برای محکوم کردنش مدرک پیدا کنن،

633
00:35:16,600 --> 00:35:18,150
‫چرا کاری که من کردم رو انجام ندیم؟

634
00:35:18,200 --> 00:35:19,470
‫مستقیم سرشو بزنیم!

635
00:35:19,520 --> 00:35:22,400
‫یه آدم کثیف رو از ریشه نابود کنیم.

636
00:35:29,320 --> 00:35:32,030
‫پس چرا چیزی نمیگی؟

637
00:35:32,080 --> 00:35:34,160
‫بگیر بخواب.

638
00:35:56,680 --> 00:35:58,830
‫ارباب بای!

639
00:35:58,880 --> 00:36:02,790
‫من...من...دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

640
00:36:02,840 --> 00:36:04,630
‫دیدین؟ سرنخ اینه.

641
00:36:04,680 --> 00:36:07,670
‫لطفا نجاتم بدید.

642
00:36:07,720 --> 00:36:10,150
‫دیگه تحملش رو ندارم.

643
00:36:10,200 --> 00:36:11,750
‫ارباب!

644
00:36:11,800 --> 00:36:14,830
‫دیشب چی به خوردم دادین؟
‫درست نیست یکی رو اینطوری اذیت کنین.

645
00:36:14,880 --> 00:36:16,150
‫من کجا اذیتت کردم؟

646
00:36:16,200 --> 00:36:18,310
‫دارم کمکت می‌کنم آدم بهتری بشی، فهمیدی؟

647
00:36:18,360 --> 00:36:20,830
‫التماست می‌کنم.
‫هرچقدر می‌خوای منو بزن،

648
00:36:20,880 --> 00:36:24,240
‫ولی این حقه رو روی من اجرا نکن!

649
00:36:28,680 --> 00:36:30,510
‫راستش من اصلا دنبال این نیستم
‫که تورو اذیت کنم.

650
00:36:30,560 --> 00:36:32,150
‫فقط می‌خوام چندتا سوال ازت بپرسم.

651
00:36:32,200 --> 00:36:34,110
‫بپرس.
‫همه‌چی رو بهت میگم.

652
00:36:34,160 --> 00:36:37,360
‫راز عمارت فنگلای چیه؟

653
00:36:40,120 --> 00:36:41,870
‫من...حرف می‌زنم.

654
00:36:41,920 --> 00:36:43,430
‫حرف می‌زنم، باشه؟

655
00:36:43,480 --> 00:36:45,310
‫عمارت فنگلای...

656
00:36:45,360 --> 00:36:48,110
‫از بیرون یه عمارت قدیمی و متروکه به نظر میاد،

657
00:36:48,160 --> 00:36:51,960
‫ولی زیرش پر از رازهای پنهانه.

658
00:36:53,720 --> 00:36:55,030
‫ادامه بده.

659
00:36:55,080 --> 00:36:56,910
‫زیر زمین، یه دنیای مخفی هست...

660
00:36:56,960 --> 00:36:59,790
‫که بهش می‌گن عمارت ژونگ‌شائو.

661
00:36:59,840 --> 00:37:02,110
‫دخترهای زیادی رو اونجا نگه می‌دارن.

662
00:37:02,160 --> 00:37:03,550
‫می‌گن...

663
00:37:03,600 --> 00:37:06,230
‫فقط کافیه یه بار ببینیشون 
‫تا محو تماشاشون بشی.

664
00:37:06,280 --> 00:37:08,830
‫این دخترها رو از کجا میارن؟

665
00:37:08,880 --> 00:37:10,800
‫خبر داری؟

666
00:37:11,480 --> 00:37:13,270
‫ازت سوال پرسیدم.
‫جواب بده.

667
00:37:13,320 --> 00:37:14,790
‫کار و کاسبی‌شون اینه.

668
00:37:14,840 --> 00:37:16,470
‫من...من از کجا باید بدونم؟

669
00:37:16,520 --> 00:37:18,430
‫چطور میشه به عمارت ژونگ‌شائو وارد شد؟

670
00:37:18,480 --> 00:37:20,110
‫نشان فرمان می‌خواد.

671
00:37:20,160 --> 00:37:24,240
‫باید نشانی رو که خودشون صادر می‌کنن داشته باشی.
‫بدون نشان راهت نمی‌دن.

672
00:37:28,480 --> 00:37:30,270
‫تو بنظر میاد اونجا رو خوب می‌شناسی،

673
00:37:30,320 --> 00:37:31,750
‫و حتما خودت نشان رو داری.

674
00:37:31,800 --> 00:37:35,750
‫استاد، لطف داری.
‫من که آدم مهمی نیستم، یه آدم بی‌ارزشم.

675
00:37:35,800 --> 00:37:37,870
‫چطور ممکنه مهمان افتخاری اونا باشم؟

676
00:37:37,920 --> 00:37:39,830
‫هر روز اون اطراف پرسه می‌زنم،

677
00:37:39,880 --> 00:37:44,150
‫به این امید که یه روز دلشون به حالم بسوزه
‫و یه نشان بهم بدن تا خودم هم اونجا رو ببینم.

678
00:37:44,200 --> 00:37:46,310
‫ولی هنوز منتظرم.

679
00:37:46,360 --> 00:37:50,800
‫ارباب! بس کن! واقعا ندارمش.

680
00:37:52,880 --> 00:37:55,630
‫الان یه چیزی یادم افتاد.

681
00:37:55,680 --> 00:37:58,150
‫اگه شما دوتا می‌خواین داخل برین،

682
00:37:58,200 --> 00:38:00,110
‫نیازی به نشان ندارید.

683
00:38:00,160 --> 00:38:01,790
‫عمارت فنگلای یه قانونی داره.

684
00:38:01,840 --> 00:38:03,590
‫اگه کسی بار اولش باشه که اونجا میره،

685
00:38:03,640 --> 00:38:04,790
‫فقط کافیه اسمش رو بگه.

686
00:38:04,840 --> 00:38:07,110
‫اگه میزبان تاییدش کنه، می‌تونه وارد بشه.

687
00:38:07,160 --> 00:38:09,390
‫تو که این بیرون حسابی اسم‌ورسم داری،

688
00:38:09,440 --> 00:38:11,670
‫رفیقت هم دست‌کمی از تو نداره.

689
00:38:11,720 --> 00:38:14,400
‫پس دیگه نگران وارد شدن نباشین.

690
00:38:15,040 --> 00:38:19,150
‫غیر از عمارت فنگلای، راه دیگه‌ای هم 
‫برای ورود به عمارت ژونگ‌شائو هست؟

691
00:38:19,200 --> 00:38:20,310
‫راه دیگه؟

692
00:38:20,360 --> 00:38:21,950
‫چه راه دیگه‌ای؟

693
00:38:22,000 --> 00:38:24,270
‫- مطمئن نیستم.
‫- مطمئن نیستی؟

694
00:38:24,320 --> 00:38:28,080
‫- مطمئن نیستی؟
‫- واقعا نمی‌دونم.

695
00:38:31,120 --> 00:38:32,110
‫دیگه می‌تونی بری.

696
00:38:32,160 --> 00:38:34,590
‫آره. اووممم...

697
00:38:34,640 --> 00:38:37,110
‫ارباب بای.

698
00:38:37,160 --> 00:38:39,990
‫هرچی که می‌خواستین ازم پرسیدین.

699
00:38:40,040 --> 00:38:42,550
‫دوای شکم دردم چی میشه؟

700
00:38:42,600 --> 00:38:45,000
‫دوا می‌خوای؟

701
00:38:46,120 --> 00:38:48,670
‫باید اینو هفت روز پشت‌سرهم بخوری.

702
00:38:48,720 --> 00:38:50,910
‫فعلا یکی بهت میدم.
‫بقیه رو هم...

703
00:38:50,960 --> 00:38:53,470
‫بستگی به رفتارت داره.

704
00:38:53,520 --> 00:38:57,280
‫باشه. پس من رفع زحمت می‌کنم.

705
00:39:00,640 --> 00:39:01,750
‫امشب،

706
00:39:01,800 --> 00:39:04,680
‫می‌ریم یه سر به عمارت ژونگ‌شائو می‌زنیم.

707
00:39:08,760 --> 00:39:10,670
‫لعنت بهت، بای یو تانگ!

708
00:39:10,720 --> 00:39:14,440
‫اگه پات به عمارت ژونگ‌شائو برسه،
‫دیگه زنده برنمی‌گردی!

709
00:39:26,640 --> 00:39:28,550
‫شائو جی زو الان اینجا بود.

710
00:39:28,600 --> 00:39:30,110
‫شائو جی زو؟

711
00:39:30,160 --> 00:39:31,670
‫اون اینجا چیکار می‌کرد؟

712
00:39:31,720 --> 00:39:33,470
‫می‌خواست من برگردم.

713
00:39:33,520 --> 00:39:34,670
‫ولی نگران نباش.

714
00:39:34,720 --> 00:39:37,390
‫خوشبختانه متوجه حضور فان نشد.

715
00:39:37,440 --> 00:39:40,390
‫ما تازه دیروز به شیانگ‌یانگ رسیدیم،
‫ولی اونفوری اومده تا ما رو محک بزنه.

716
00:39:40,440 --> 00:39:42,310
‫انگار دیگه صبرش لبریز شده.

717
00:39:42,360 --> 00:39:44,190
‫دقیقا منم همینو بهش گفتم.

718
00:39:44,240 --> 00:39:47,150
‫دعواش کردم و فرستادمش بره.

719
00:39:47,200 --> 00:39:48,150
‫راستی،

720
00:39:48,200 --> 00:39:50,560
‫شما دوتا درباره چی حرف می‌زدین؟

721
00:39:51,440 --> 00:39:55,920
‫صحبت‌مون مناسب یه بانوی محترم نبود.

722
00:39:56,920 --> 00:39:58,790
‫ژان فقط داره ازت محافظت می‌کنه.

723
00:39:58,840 --> 00:40:01,040
‫نمی‌خواد بیخود سرتو ببره.

724
00:40:01,600 --> 00:40:02,910
‫اسم اون مَرده هوا چونگه.

725
00:40:02,960 --> 00:40:04,070
‫طبق گفته‌هاش،

726
00:40:04,120 --> 00:40:06,670
‫زیر عمارت فنگلای، جایی به اسم 
‫عمارت ژونگ‌شائو وجود داره

727
00:40:06,720 --> 00:40:08,550
‫که زن‌های زیادی رو اونجا زندانی کردن.

728
00:40:08,600 --> 00:40:12,270
‫فکر می‌کنیم راه ورود به اونجا
‫از حیاط پشتی گلدوزی‌فروشی باشه.

729
00:40:12,320 --> 00:40:14,950
‫این یعنی...یو لیان هم اونجاست؟

730
00:40:15,000 --> 00:40:16,670
‫غیرممکن نیست.

731
00:40:16,720 --> 00:40:17,910
‫فان، نگران نباش.

732
00:40:17,960 --> 00:40:20,990
‫امشب من و بای یو تانگ می‌ریم 
‫عمارت ژونگ‌شائو رو بررسی کنیم.

733
00:40:21,040 --> 00:40:21,990
‫منم باهاتون میام.

734
00:40:22,040 --> 00:40:25,120
‫تو یه زنی.
‫تو چرا باید بخوای بیای؟

735
00:40:25,960 --> 00:40:27,590
‫با حضور باتجربه‌ای مثل شما،

736
00:40:27,640 --> 00:40:29,390
‫دیگه مشکلی برام پیش نمیاد.

737
00:40:29,440 --> 00:40:30,750
‫منظورت از باتجربه چیه؟

738
00:40:30,800 --> 00:40:32,350
‫- کی باتجربه‌س؟
‫- تو.

739
00:40:32,400 --> 00:40:34,070
‫هم جای اون عمارت رو بلدی،

740
00:40:34,120 --> 00:40:35,910
‫هم اسم چیو چان رو می‌دونی.

741
00:40:35,960 --> 00:40:37,870
‫تازه مشتری‌های اونجا رو هم می‌شناسی.

742
00:40:37,920 --> 00:40:39,670
‫اونوقت قبول نداری باتجربه هستی؟

743
00:40:39,720 --> 00:40:40,670
‫ژان ژائو.

744
00:40:40,720 --> 00:40:43,590
‫برای اینکه کمکت کنم،
‫دیگه آبرویی برام نمونده.

745
00:40:43,640 --> 00:40:44,750
‫حالا نمی‌خوای یه کاری بکنی؟

746
00:40:44,800 --> 00:40:47,560
‫خیلی‌خب، دیگه بس کنین.

747
00:40:48,560 --> 00:40:51,190
‫هوا چونگ داشت خیلی طفره می‌رفت.

748
00:40:51,240 --> 00:40:53,870
‫بنظرم هنوزم یه چیزی رو مخفی می‌کنه.

749
00:40:53,920 --> 00:40:55,310
‫حالا که بهش شک داری،

750
00:40:55,360 --> 00:40:57,030
‫پس نوبت هو شائومیه که دست‌به‌کار بشه.

751
00:40:57,080 --> 00:40:59,030
‫بعد از اینکه امروز راه رو نشونمون داد،

752
00:40:59,080 --> 00:41:00,790
‫بذار هو شائومی دنبالش بره.

753
00:41:00,840 --> 00:41:01,830
‫این کار درست نیست.

754
00:41:01,880 --> 00:41:02,990
‫با اخلاقی که هوا چونگ داره،

755
00:41:03,040 --> 00:41:04,470
‫نمی‌شه هو شائومی رو دنبالش فرستاد...

756
00:41:04,520 --> 00:41:06,270
‫چرا شدی عین شائو جی‌زو؟

757
00:41:06,320 --> 00:41:08,950
‫اون عوضی فقط چند تا ترفند دست‌وپا شکسته بلده.

758
00:41:09,000 --> 00:41:12,080
‫فکر می‌کنی هو شائومی از پسش برنمیاد؟

759
00:41:13,000 --> 00:41:14,110
‫ژان، موردی نیست.

760
00:41:14,160 --> 00:41:15,470
‫اگه تو اجازه نمیدی،

761
00:41:15,520 --> 00:41:18,720
‫پس باید با شماها به عمارت بیام.

762
00:41:22,320 --> 00:41:23,270
‫خیلی‌خب.

763
00:41:23,320 --> 00:41:25,310
‫باید حسابی مراقب باشی.

764
00:41:25,360 --> 00:41:29,030
‫حتی اگه به هیچ سرنخی هم نرسیدی،
‫خودت رو به خطر ننداز.

765
00:41:29,080 --> 00:41:30,760
‫نگران نباش.

766
00:41:31,760 --> 00:41:35,040
‫نگران نباش.
‫من همینجا می‌مونم و جایی نمیرم.

767
00:41:48,960 --> 00:41:51,870
‫پس ژو جی کوچولو، شن ژونگ‌یان این شکلی هستن.

768
00:41:51,920 --> 00:41:53,630
‫یه همچین چیزی.

769
00:41:53,680 --> 00:41:55,110
‫حتی اگه قبلا یکی اونو دیده باشه،

770
00:41:55,160 --> 00:41:56,630
‫تا وقتی که آشنای نزدیک نباشه،

771
00:41:56,680 --> 00:41:58,720
‫نمی‌تونن منو بشناسن.

772
00:41:59,480 --> 00:42:01,550
‫تو چی؟
‫تو خودتو کی جا می‌زنی؟

773
00:42:01,600 --> 00:42:03,910
‫تصمیم خودم رو گرفتم.

774
00:42:03,960 --> 00:42:06,360
‫من خودمو جای شائو جی‌زو جا می‌زنم.

775
00:42:07,240 --> 00:42:10,750
‫می‌خوای با نشان فرمان اون،
‫وارد حیاط پشتی گلدوزی‌فروشی بشی.

776
00:42:10,800 --> 00:42:13,310
‫ما فقط می‌دونیم زیر عمارت فنگلای،
‫عمارت ژونگ‌شائو قرار داره.

777
00:42:13,360 --> 00:42:16,110
‫ولی هنوز راز حیاط پشتی گلدوزی‌فروشی رو نفهمیدیم.

778
00:42:16,160 --> 00:42:17,270
‫نشان رو چیکار می‌کنی؟

779
00:42:17,320 --> 00:42:18,350
‫چطور بدستش میاری؟

780
00:42:18,400 --> 00:42:20,350
‫از رابط باند گدایان پرس‌وجو کردم.

781
00:42:20,400 --> 00:42:24,350
‫شائو جی‌زو امروز طبقه دوم غذاخوری بای‌هواست.

782
00:42:24,400 --> 00:42:27,270
‫از شیائو تانگ شنیدم هر وقت دلگیر می‌شه،

783
00:42:27,320 --> 00:42:28,830
‫برای غذا خوردن به اونجا می‌ره.

784
00:42:28,880 --> 00:42:32,630
‫به نظر می‌رسه استاد هو واقعا دلش رو شکسته.

785
00:42:32,680 --> 00:42:33,830
‫چقدر مطمئن هستی که می‌تونی

786
00:42:33,880 --> 00:42:35,590
‫نشانش رو ازش بگیری؟

787
00:42:35,640 --> 00:42:38,320
‫فقط صبر کن و ببین.

788
00:42:53,040 --> 00:42:55,280
‫- صبر کن، آقا.
‫- پیشخدمت.

789
00:42:57,080 --> 00:42:58,270
‫برو یه چیزی برای خودت بخر.

790
00:42:58,320 --> 00:42:59,950
‫حساب اونم ما میدیم.

791
00:43:00,000 --> 00:43:00,990
‫اوه...

792
00:43:01,040 --> 00:43:02,310
‫بالا یک مهمان ویژه داریم.

793
00:43:02,360 --> 00:43:05,520
‫- گفتن که...
‫- اون از دوستان همون مهمانه، مشکلی نیست.

794
00:43:07,520 --> 00:43:17,520
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M